۲۵ بهمن، ۱۳۹۱

آنارشیستها و مارکسیستها

با تشکر از نسخد. برای خواندن در منبع بروی تیتر ها کلیک کنیم.
وبلاگ نسخد (خاص) اینجا

متن اسپانیائی از رفیق مارکو آریه تا

برای یک ایده ال مشترک نمی جنگیم. بسه از هر چی دروغ گفتن و تحریف تاریخ !!

خسته شدیم از این که هی بما گفتند که مارکسیستها و آنارشیستها یک چیز رو می خواهیم, که مبارزه مون برای یک هدف مشترکه.


ما آنارشیستها برای داشتن دولت نمی جنگیم, نه حتی برای دروغ مارکسیستی  "دیکتاتوری پرولتاریا  ", که هیچوقت چیزی جز دیکتاتوری حزب بر تمامی مردم نبوده

اگه جدائی بینمون باشه دولت سوء استفاده میکنه؟
 پیروز میشیم اگه مارکسیستها و آنارشیستها برای یه چیز مشترک با هم بجنگیم .


نه خیر اینطور نیست ,انقلاب فقط موقعی پیروز میشود که تمامی ارتباطات مان را با کسانی قطع کنیم که, تاریخا, بعنوان خائن عمل کرده اند به تمامی انقلاباتی که در دستشان نبوده.
 بمانند مگس کشته اند میلیونها نفر از کارگران را در سراسر جهان و در مقاطع تاریخی خاص و کشورهای مشخص. هولوکاست در روسیه, کره, چین, کامبوج;
خیانت به آنارشیستهای روسیه و اوکراین و اسپانیا و خیلی جاهای دیگر,درسهائی از تاریخند;


با مارکسیستها به سر خیابون هم نمیریم.

نه رفیق هستیم و نه هیچوقت بوده ایم

آنان متعلق به دسته لاشخورانی هستند که قصد حکومت بر توده ها را بر مبنای این و آن بحث و جدل را دارند;
 در حالی که ما بخشی از مردم هستیم که میجنگد بر علیه تمامی آنهائی که میخواهند روی سر ما خراب بشن 

   نه خدا, نه رئیس و نه رهبر, امروز و همیشه , بر ضد تمامی اشکال اعمال قدرت -اقتدارگرایانه- از هر جا که سر بیرون میزنه


برای حمایت از تمامی مبارزان، خانه های تصرف و آزاد شده 


شاید آنروز نزدیک شود،
وقتی که پرچم با ریتم باد تکان میخورد،
وقتی که در آن وزش باد با نبض آزادی سوت میزند.
شاید آنروز نزدیک شود،
وقتی که همه ی ما بتوانیم خاکستر سلول زندان ها را بو بکشیم
و به زودی، زمانی که ساعت زمان صفر را اعلام میکند.
زمان دیوانه ها می آید،
کسانی که برخلاف منطق حرکت میکنند، 
برخلاف چیزی که قاتلین خندان آنرا اخلاق می نامند،
و مردگان می آیند ( کسانی که اصلا نرفته بودند‌)،
تا به ما راه را نشان دهند، تا بر سر ما فریاد بزنند.
کسانی که انسان هایی بودند که یک دایره و در وسطش یک A نقاشی میکنند.
یک شعر از مجموعه ی "Antinous"، تو برای من قیام را زمزمه کردی و من آزادی را شنیدم.

۳۵ نظر:

ناشناس گفت...

selam mersi roza jan sara jan piman jan xili ali bod vagean hal kerdam ma ba marksiz ha hij nezdiki nedarim hemegi piroz bashid mesoud

Arman گفت...

بابا ناشناس شما خیلی سیاسی تشریف دارید. هاهاها. عجب تحلیلهایی. شما با کی نزدیکی دارید پس؟ با کمونیستها سر خیابان نمیرید پس با کی میرید؟ همان فاشیستها؟ این مقاله تحلیلی و سیاسی نیست. تنها یه مشت عقده بی سره و ته علیه کمونیستهات٬ تازه معلوم نکرده کدام کمونیستها٬ انواع کمونیسم داریم که نه تنها ربطی به طبقه کارگر ندارند٬ بلکه دقیقا در جهت منافع سرمایه داری عمل میکنن. کامبوج و روسیه و کره و چین رو را میخواد به اسم کمونیسم بخورد مردم بده. هیچکدام از اینها ربطی به کمونیسم مارکس ندارند. خوب ه که قبل نقد مقوله ای اول آنرا آنطور که پایه گذارانش میگند شناخت و بعدا نقد کرد.

ناشناس گفت...

arman gerami selam xeste nebashi men gofdam marksizm negofdam komonism, hetman midani ke bin kommonist ve makksiszm ferg est markisiszm edolojie , doran ye nefar beraye heme ve heme beraye ye nefar kozeshte, hetman midani ke der doran moshexesi marks dad o hevar mikone ve mige xoda vekili men xili vegte ke marksizm nisteam lol in jevab kesani bod ke ba kommonist merz bendi kered,,menzour markse arman gerami lotfan der estefade kelemat degig bash ma fashism nistim ve dar emal hem sabet kedim piroz bashid mesoud

Arman گفت...

خب عزیزم مارکسیسم مکتب فکری کمونیستهاست که کارل مارکس تئورسین اونه. خوشحال میشدم اگه فرق کمونیستها را با مارکسیستها از نطر شما بدونم. فرق کجاست؟ درضمن نقد مشخص شما به مارکس و مارکسیسم چی هست؟ با کلی گویی که نمیشه بجایی رسید عزیزم. این مقاله هم بیشتر دردل و عقده نبست به مارکسیسم و کمونیستهاست و دلیل و تحلیل سیاسی در مخالفت با اون رو ابدا بهش اشاره نکرده.

vahid borhani گفت...

آرمان جان
چه دلیلی محکم تر از کشتار لنینی در شوروی (مخصوصا واقعه ی کرونشتاد) یا جنگ داخلی اسپانیا همین طوری شکست نخورد دنبال چیزی فراتر از واقعیت می گردی ؟!! از مارکسیست ها ( که همشون ادعا دارند که از تاریخ درس گرفتند !!) نادیه گرفتن تاریخ بعیده من مورد امیدوار کننده ای رو ندیدم که مارکسیست ها به دون کمک و حظور آنارشیست ها تنهایی به وجود اورده باشند همین کمون پاریس ! - بله همه ی مارکسیست های از دماغ فیل افتاده باید جواب قتل هایی رو که مرتکب شدند رو بدهند باید جواب اشتباهاتشون رو بدهند و تا وقتی که با خودشون و مردم (که مثلا به حساب حودشون قرار نمایینده شون باشند) صادق نیستند و رو راست نیستند شخصا برای من که با هیچ کدوم از اجزای سیستم و لیبرال ها و نئو لیبرال ها وفاشیست ها هیچ فرقی ندارند حتی اونقدر انقلابی نیستند (بر خلاف ادعاهایشون و شعارهای کر کننده شون) که الان اون کشتارها رو حتی زبانی محکوم کنند ، من توانایی مباحثه نظری بر پایه ی تاریخ رو ندارم من با گذشته دیگران برای اینده ام تصمیم نمی گیرم به همین خاطر از تاریخ طور دیگری استفاده می کنم

RosaArchiv گفت...

سلام دوستان مسعود و آرمان
راستش نوشته: مارکسیسم مکتب فکری کمونیستهاست که کارل مارکس تئورسین اونه.
جمله بالا باعث شگفتی من شد!
کمونیستهای زیادی وجود دارند که مارکس را قبول ندارند. آنارشیستها و شورایی ها نیز.
لینک زیر از وبسایت شورایی ها است"کاوشگر"
http://www.kavoshgar.org/

آرمان جان ثقل زمین مارکس و ایسم اش نیست!

راستش مقاله اینجا هم عقده گشایی نیست. در جایی که فارسی زبانان، آنارشیست کشی راه انداختند و تمام تریبونها را بروی ما بسته اند. اسپانیشها در صدد همگون نمایی هستند، که آنارشیسم و مارکسیسم یکی است!
ولی یکی نیست.
متن را باز نشر کردم، چون تفاوت رفتاری جالب بود.
ما کلا نخبه، رهبر، انقلابی حرفه ای یا تئوریسین و... نداریم.
آنارشیسم مجموعه تئوری های رها سازی است

کمونیستهای شورایی هم به خودرها گردانی طبقه کارگر باور دارند.
ما میتوانیم این آخر هفته کمی چت کنیم، چون مسعود در گفتار فارسی اش راحتتر نظرش را توضیح میدهد. من با ایمیل هماهنگ میکنم.
قبلش آرمان جان اینجا را چک کن
http://www.kavoshgar.org/

RosaArchiv گفت...

سلام وحید جان
راستش تنها مذهب سازی میکنند.
بشریت به مذهب یا پیامبر جدیدی نیاز ندارد. حال در بخشی از خاورمیانه مارکس را قراره بت بکنند.
اینجا اغلبشان در این مذهب ذوب شده اند و در احزابشان برای پول و قدرت چانه میزنند.
متاسفانه به نمایندگی از طبقه کارگر!
بد نیست روزی آمار گرفت که از این طبقه کلا چندین نفرشان خواستار قدرتند و به دین مارکسیسم باور دارند؟!
مبارزات رهایی و خودگردانی مردم را نمیتوان به هیچ ایسم یا فردی تقلیل داد. آنارشیستها هم خود را متعلق به جنبشی میدانند که در تمام طول تاریخ علیه قدرت حاکمه بپاخاستند. و مثل بقیه مردم بر خاک افتادند. متاسفانه حاکمان تاریخ را آنگونه که خواستند نوشتند. اما ما تاریخ خود را میدانیم. و هم مقاطعی که بدست پیروان مارکسیسم و به اسم طبقه و نمایندگان خود نماینده خوانده طبقه کارگر، میلیونها انسان را زیر چرخ بازسازی سرمایه داری له کرده اند...
کافی است همین اکنون ببینیم چه کسی در پارلمانها برای قدرت چانه میزند و چه کسی علیه سرمایه داری است و علیه تمامی اشکال سلطه.
راستی دیشب وی دی بود و جایت را خالی کردم.
با عشق و همبستگی
رزا

ناشناس گفت...

selam dobare hemegi xeste nebashid, men nemidanam ki mige ke kommoniste marks keshef kerde? kommoniste zemami ke marks to shekeme mamanesh bode karegeran ono deryafdeand, lol piroz bashid shayet dost gerami ma arman vagean gezaya ra nemidone men etminan daram der ayende nezdik arman ma az ma bishter moteveje in mesael xahed shod chon ke ma her roz pirter mishim ve begoli ez rede xarej xahim shod arman ha mimaneand.mesoud

Arman گفت...

کدوم "مذهب سازی" رزا جان؟ شما هی واسه خودت میبری و میدوزی بدون اینکه حتی توصیحی یا دلایلی سیاسی برای گفته هات داشته باشی. چطور کمونیسمی که شدیدا ضد مذهب ه مذهب سازی میکنه. اینطوری که نمیشه بحث کرد عزیز. شماها یه مشت ادعای پوچ رو بدون کوچکترین فاکت سیاسی ردیف میکنید و لابد اسمش رو پلمیک سیاسی میذارید. اینطوری نمیشه جدل سیاسی سیاسی کرد.

به "ناشناس"٬ کمونیسم مبانیش مارکس نیست اما مارکس تئورسین سیاسی کمونیسم ه. قبل از مارکس هم جامعه طبقاطی بوده و در این زمینه تغییراتی صورت نگرفته و کارگر کماکان جهت انباشت سرمایه استثمار میشه. اما خب سیستمها و نوع نظامها عوض شده و به اصطلاح سیر تکاملی طی کرده. از برده داری به فئودالیسم و بعدها به جامعه سرمایه داری امروزی.

Arman گفت...

در مقاله بی سر و ته آمده که " نه خیر اینطور نیست ,انقلاب فقط موقعی پیروز میشود که تمامی ارتباطات مان را با کسانی قطع کنیم که, تاریخا, بعنوان خائن عمل کرده اند به تمامی انقلاباتی که در دستشان نبوده.
بمانند مگس کشته اند میلیونها نفر از کارگران را در سراسر جهان و در مقاطع تاریخی خاص و کشورهای مشخص. هولوکاست در روسیه, کره, چین, کامبوج;
خیانت به آنارشیستهای روسیه و اوکراین و اسپانیا و خیلی جاهای دیگر,درسهائی از تاریخند;" یا نوشته که " آنان متعلق به دسته لاشخورانی هستند که قصد حکومت بر توده ها را بر مبنای این و آن بحث و جدل را دارند;
در حالی که ما بخشی از مردم هستیم که میجنگد بر علیه تمامی آنهائی که میخواهند روی سر ما خراب بشن "

حالا نکنه که اینها رو اسمش بحث و نقد سیاسی بذاری؟ انصاف هم خوب چیزیست ها. اگه واقعااین ادبیات آنارشیستها٬ که خوشبختانه نیست٬ باید رید به آنارشیسم .

Arman گفت...

درضمن یه نکته مسخره و تا حدی کمیک در مورد شما آنارشیستها اینه که هرکدام یه حرفی میزنید و از زوایای متفاوت به مسائل مینگرید. بقول هایلیمن آنارشیسم به عنوان یک فلسفه ی سیاسی، آکنده از بدفهمی است. دلیل اصلی این بدفهمی ها این است که آنارشیسم در حقیقت یک شیوه ی متکثر اندیشیدن است که به راحتی در قالب یک شعار ساده یا خط حزبی نمی گنجد. اگر شما از ۱۰ آنارشیست بخواهید تا آنارشیسم را تعریف کنند به احتمال زیاد ۱۰ جواب متفاوت می گیرید.

vahid borhani گفت...

چقدر تند میری برادر !
«نکته ی مسخره» فکر منظم و از پیش تعریف شده ی خودت هست ! (فرض کن گارد گرفتم) اگر فکرت مسخره و خنده دار نبود می فهمیدی که همه ی تکامل روی همین گوناگونی می چرخه ! به مانند که ما هم مارکسیست ۳ کله پوک(م ل م) داریم و هم ۵ کله پوک و بی نهایت حزب که البته همشون فقط در رهبری با هم تفاوت دارند و اگر به آزادی اعتقاد می داشتی می فهمیدی که گوناگونی نکته ی مثبت هست و نه منفی و در آخر گوناگونی پایه ای این نکته رو می رسونه که انارشیسم از دیدگاه های مختلف قابل دفاع هست و از دیدگاهها مختلف بهش پرداخت می شه و بقول معروف وقتی همه مثل هم فکر کنند کسی واقعا فکر نمی کنه !
می خوای جدل کنی باشه ! (هرچند من با کسی دعوا ندارم ولی اگر که می خواهی باشه - قبلا هم گقته بودم که نمی تونم مباحثه کنم ولی گویا برای جدل اومدی نه مباحثه)
مارکسیست ها خدا به معنای «الله» رو شاید و فقط شاید قبول نداشته باشند ولی کسی بیخدای واقعی خواهد بود که بتوانند اختیارش رو در نزد خودش و فقط خودش نگه دارد نه اینکه دو دستی تقدیم رهبر (مرده یا زنده) کنه و تو چرا فکر می کنی که مارکسیست خداپرست وجود نداره ؟ (به قول خودت فاکت بیار) ولی لااقل در شعاری که اکثر انارشیست ها قبول داره می بینیم : no god no master می خوای ادامه بدم باید مشخص کنی که چی رو قبول داری و چی رو نداری ؟ پایه ی فکری من رو که با «نکته ی مسخره» شستی و گذاشتی کنار
یک چیز دیگه در مورد آنارشیسم فراموش نکن آنارشیسم در نقد دولت و آتوریته و قدرت متمرکز نهفته هست به همین خاطر اتحاد آنارشیست ها رو در دیدگاهشون درباره دولت می تونی ببینی ! ما قصد نداریم که زندگی خودمون در دست چیزی یا کسی قرار بدیم به همین خاطر هم هست که گوناگونی بوجود می یاد
(تمامی مطالب نظر و برداشت خودم است ما رهبر و حذب نداریم که برامون اصول رو دیکته کنه و به جای ما و برای ما مانیفست بنویسه )

RosaArchiv گفت...

لول
ببین آرمان جان
این یک مقاله نیست و فقط یک یاد آوری است.
سمت راست بلاگ من میتونی مقاله تحلیلی را در وبلاگهای آنارشی خشمگین، کاوشگر، نسخد و نسخد خاص بخوانی و به زبان کوردی هم مطلب زیاده.
البته اگر مغزت را برای دیدگاههای دیگر نبسته باشی!
من تک تک جمله هایی را که بازنوشت کردی را میتوانم لینک بدهم و یا در موردش چت کنیم. ما آخرهفته ها ملاقات داریم و تو هم اگر علاقه مند باشی و وقت داشته باشی میتوانی در صحبتها شرکت کنی.
اینکه نوشته هر آنارشیست یک نظری دارد و ده تا ده نظر، که دقیقا نشان میدهد که نظرات و تئوری ها و راه حلهای گوناگونی وجود دارد ، برای من خیلی شاد کننده بود. ما نه یک شکل هستیم و نه در ظاهرمان نیز یکسانیم. این خیلی خوب است و نشان میده که نه کتاب دعا داریم و نه به ایسم حول یک فرد، مارکس، انگلس، لنین، استالین و یا مائو و بقیه جمع هستیم. آنارشی مجموعه ای از تئوری های رهایی در حوزه های متفاوت است. تنها فرقه های مذهبی هستند که حول پیامبرشان و با کتاب دعا با فرقه های دیگر در جنگ هستند.
من مارکسیست نیستم چون مارکس هیچ تئوری رهایی برای زنان ندارد. خود یک متجاوز به خدمتکارش بوده و کلا در زندگی خود در هیچ انقلابی نبوده. نخبه کتابخوانی که گویا برای دیگران نسخه میپیچیده...
خوب من پیامبرت را عبادت نمیکنم. از همه بدتر اینکه بنام مارکس اردوگاه سوسیالیسمی ایجاد شد که آنقدر جهنم بود که انسانها به افعی سرمایه داری پناه بردند. الان هم بقایایش را در کوبا، کره شمالی و بقیه میبینیم. نظامی با حزب قدرتمند.
شاید تو بخواهی همان راه را بروی و با این ادعا که شماها بهتر عمل میکنید. البته که آزادی.
اما انسانهای دیگر، مثل نویسنده متن و من و خیلیها نیز علاقه ای به این راه مارکسی ندارند.
اما نمیتوان ادعا کرد که آنها کمونیست نیستند. چون هستند و چون کمونیست اصلا ربطی به مارکس ندارد وخیلی پیش از مارکس بوده...
مارکسیستها بسیار کشته اند. و به اسم رهایی طبقه کارگر. البته نمیتوانی با مراجعه به متون قاتل، از مقتولین بخوانی. پس اگر روزی بدنبال حقیقت بودی. به جمع ما خوشامدی...

Arman گفت...

وحید جان٬ این دردل ها رو میشه مطرح کرد٬ اما خب جواب سیاسی لازم نداره٬ چون به این دلیل ساده که اصلا بحثت سیاسی نیست. من عضو هیچ حزبی نیستم٬ اما خب مخالف تحزب هم نیستم. وقتی کنکرت و روشن "بحث سیاسی" کردی منهم جوابت رو میدم. زیادی اهل کل کل کردن نیستم٬ اما خب واسه تفریح خالی از لطف نیست. مخلصم

رزا جان بحث شما اینقدر پایین و بدون دلیل و استدلال سیاسی ت که انسان متعجب میشه که تو خودت رو آنارشیست مینامی. به متون سیاسی و تعاریف آنارشیستی مراجعه بکنی بد نیست. هر وقت دوست داشتید من در خدمتم. منو تو لیستت که داری. خوشال میشم

RosaArchiv گفت...

ووووووووو
انگار همه همزمان آنلاینیم
عالی است.
اما پیامهای من رد نمیشه مجبورم کوتاه بنویسم!
وحید جان "مانیفست" را خوب گفتی...
آرمان تو هم گویا بحث ما برایت سطحش پایینه. و هیچیک از ما را هم آنارشسیت نمیدانی.
چه خوب!
من به کدام متون مراجعه کنم؟
آنارشی را تو کتابها و متون عهد عتیق نمی یابی. این نوعی از زندگی است...
اول از همه تمرین رفتاری بدون سلطه.
بعدش بنویس چه سوالهایی داری؟ شاید منابعی برای جواب احتمالی و یا سوالهای جدید یافتیم؟!
در مورد چت الان بگم همانجا یکشنبه ساعت 22 . البته موضوع بحث از پیش نوشته نیست و تو میتوانی مثل بقیه پیشنهاد بدهی و کسانی که مایلند را بیابی. اینکه بعضی وقتها هم کسی نیاید احتمالش است. و یا موضوع بحث هم نهایتا عوض شود...
بحث بر سر سازمان، حزب تحذب و ...
اگر حزبی نداری پس چرا سنگش را به سینه میزنی؟ ما اصلا اینگونه سازماندهی را نمیپذیریم. اما تو چه دلیلی داری در هیچ حزبی نباشی؟
مشکلت با احزاب کنونی چیست؟
چون حذب پیرو مارکس و بقیه زیاده، اما عضو نداره!
نمیدانم چرا اعلام انحلال نمیکنند. مثل دکانهایی که نمیبندند برای تسهیل مالیات شده اند!

RosaArchiv گفت...

راستی وحید جان
دو تا گزارش از وی دی دیشب را بلاگسپات بی دلیل حذف کرد.
بعدا در ایمیل مینویسم.
دیشب یکی از شادترین شبها شد و جایت را حسابی خالی کردم.
با عشق و همبستگی

Arman گفت...

موضوع؟ مگه برای آنارشیستها موضوع هم مهمه؟ هاهاها٬ همه ش همان چرت و پرتهای تکراری ست و از هر دری سخنی. بهرحال من در خدمتم. کافیست یه امیل بدی. هرچند من معمولا آن لاین هستم.

در مورد اینکه میگی حزب ندارم و سنگش را به سینه میزنم باید بگم که حزب بعوان یه وسیله جهت سازمان دادن بدنه تشکیلات و انسانهای دور و برش امری ضروریست.

RosaArchiv گفت...

مسعود جان
اگر امکان چت داشتی روز یکشنبه بیا. بقیه رفقا را هم ایمیلی میگم.
پایدار باشید

RosaArchiv گفت...

آرمان جان
"ابزاری" که میخواهی و "خوبش" وجود ندارد برای تو. خوب کمی خلاقیت داشته باش و خود دست و آستین بالا بزن.
کالایی میفروشی با تبلیغ که گویا ضروری است برایت اما وجود هم ندارد!
ما به این ابزار نیازی نداریم! سازماندهی شبکه ای را ترجیح میدهیم. تو هم همش منتظر حزبی؟!
خوب اینروزها چکار میکنی؟
چه موضوعی چرت و پرت نیست؟ همان را بیار در چت ببینیم مشکلت چیه؟ شاید سطح ما با بودن تو بالا رفتD:

RosaArchiv گفت...

آرمان راستی یادم رفت بگم
خیلی افاده داری!
یکجا تو پیامها تو پست فبلی، نوشتی یک رگ آنارشیستی داری. خوب احتمالا این رگ مسدود شده. بهتر است قبل از ازکار افتادن اعضای بدن فکری برای باز کردنش بکنی. کمک هم خواستی بگو.
فعلا کمی فکر کن که چرا عضو هیچ حزبی نیستی؟
من هم برم کمی فکر کنم چگونه پیامهام را از حذف نجات بدهم!

vahid borhani گفت...

سلام رزا جان
قربونت عزیز امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه دیشب من جایی بودم که طرف تا تونست زنان رو دست و پا چلفتی معرفی و «اثبات » روانشناسانه ! کرد جو هم طوری بود که هیچ راهی رو نتونستم پیدا کنم :( فقط یکی از دختر ها با ترس و لرز گفت :«که خب اون روانشناسها همشون مرد بودند ! » فقط تونستم بهش بگم آفرین ! ... بعدشم اومدم خونه و فیلم «در بازار سکس »رو دیدم کلا دیشبم بد بود ولی خیلی خیلی خوشحالم که شب شادی رو داشتی
به امید محو خشونت علیه زنان و کودکان
با عشق و همبستگی

Arman گفت...

افاده؟ کام آن! آره خب یه"رگ"ه آناری تو همه کمونیستها هست٬ اما مال من داره یواش یواش بسته میشه٬ مخصوصا با برخوردها و نظراتیکه اینجا از شما میبینم امیدی هم به باز شدنش نیست. هاهاها. باشه یکشنبه حتما حرف میزنیم و از هر دری سخنی مینرانیم.

درضمن اینکه عضو هیچ حزبی نیستم و از تحزب حمایت میکنم امری طبیعیست رزا جان. خیکی ساده حزبی کمونیستی کارگری که بتونه کارگران رو نرای یه انقلاب سوسیالیستی سازمان بده نمیبینم٬ هر وقت پیداش کردم مطمئنا عضوش خواهم شد. تعطیلات آخر هفته خوبی داشته باشید.

ناشناس گفت...

oky men amadeam sepas

vahid borhani گفت...

نه آرمان منم فکر می کنم که افاده ای هستی (البته این که تو چجورییی به من ربطی نداره) اگر افاده ای نبودی فقط بحث سیاسی رو موضوع قابل بحثی نمی دیدی و سیاست رو هم فقط در مارکسیست نمی دیدی ! بماند که من هنوز منتظر جواب هستم که چرا مارکسیست ها ذاتا باید بی خدا باشند ؟ ونمی دونم چرا «بحث سیاسی» نمی کنی !! به قول جورج اوروول همه چیز سیاسی است

RosaArchiv گفت...

«که خب اون روانشناسها همشون مرد بودند ! » فقط تونستم بهش بگم آفرین !

سلام وحید جان
چقدر شفاف و واقعی
با عشق و همبستگی
رزا

Arman گفت...

وحید جان وقتی از هر دری سخنی رانده شود مسلما مسائلی اخلاقی از جمله افاده هم از نظر شما"موضوع"ی سیاسی تلقی میشود. منظورت رو از " مارکسیست ها ذاتا باید بی خدا باشند" دقیق نمیفهمم. مارکس بدرستی مذهب رو وسیله و ابزاری برای عقب نگه داشتن افکار توده های مردم و استثمار بیشتر آنها توسط سیستم حاکم سرمایه میدونه. درضمن حرف تو دهن بنده نذار خواهشا٬ من هرگز ادعا نکردم که "سیاست را فقط در مارکسیسم" میبینم.

علیرضا بیانی گفت...

سلام
رزا جان یکی از دوستان آنارشیست صفحه تو را در مسج خصوصی من نبلیغ کرده بود و من اومدم دیدم عکس استالیسن و لنین را در کنار هم گذاشتی اما میگید با مارکسیست ها تا سر خیابون هم نمیرید.
رزا جان خواستم بگم میل خودتون است که با مارکسیست ها تا کجای خیابان میروید اما مارکیسیت ها چه کار به عکس استالین دارند!؟ خود مارکسیست ها هم با استالینیست ها تا سر خیابان نمی روند. اما رزا عزیز، اگر شما با مارکسیست ها تا سر خیابان نروید کاپیتالیزم شما را مانند راحتی حلقوم در همان ابتدای خیابان می بلعد. تو میدانی که محافظ نظری خیابان مارکسیست ها هستند و در کنار آنها قرار گرفتن، دست کم تا سر خیابان باعث مصونیت در برابر بلعیده شدن توسط سرمایه داری و به خصوص بخش لیبرال آن می شود. بعید میدانم اگر مارکسیست ها نبودند تا همین الان هنوز آنارشیستی در خیابان پیدا می شد که بتواند یا بخواهد با کاپیتالیسم بجنگد! در نتیجه پیشنهاد من این است که در نبرد با کاپیتالیزم فاصله تان را دست کم تا انقلاب با مارکسیست ها کم نکنید؛ این کاپیتالیزم است که مانند لاشخور آنارشیزم را در شرایط عدم محافظت توسط مارکسیست ها خواهد بلعید. حرف من را باور و به من اطمینان کن رفیق.
مخلص شما
یک دوست قدیمی
علیرضا بیانی

RosaArchiv گفت...

سلام بیانی جان
راستش عکسی را که ملاحظه کردی از بانسکی بود و من به عاریه گرفتم.
حال میتوانی به ویکیپدیا مراجعه کنی!
نوشتی:تو میدانی که محافظ نظری خیابان مارکسیست ها هستند و در کنار آنها قرار گرفتن، دست کم تا سر خیابان باعث مصونیت در برابر بلعیده شدن توسط سرمایه داری و به خصوص بخش لیبرال آن می شود.
رزا: موضوع اصلی همان سیستم سرمایه داری است!
البته که بلعیده شدن بد است و فرقی نمیکند توسط چه جناحش باشه. اما گویا قرار است سیستم را جناح بندی هم بکنیم! تا بشود در کنار محافظان نظری در امنیت باشیم!
یاد قصه خاله سوسکه به خیر که آقا موشه را انتخاب کرد و چون دمبش نرم و نازک بود!
اما علیرضا جان ما بعد از قتل عام روسیه جویدن بلد شدیم و فرقی ندارد دهان بلعیدن بعد از کرونشتات !
پیشنهادم اینه که اینبار برای حفظ جانت اصلا در خانه بمان! اگر قرار است نقش محافظ نظری را بازی کنید.
راستی من اسمت را پاک کردم. اگر خواستی چت کنی اینوایت بفرست. به سارا قاضی عزیزمان سلام برسان. متاسفانه در رادیو پیام صحبتش شفاف نبود. امید برای روز 8 مارس از موضع دفاعی بیرون بیاید. تفاوتی با نظرات آذر ماجدی نداشت.
http://radiopayam.ca/semi_2.html

علیرضا بیانی گفت...

مرسی رزا جان برای پاسخ ات.
پیغام ات را عینا برای سارا می فرستم.
خلاصه می بینی که هنوزم با هم رفیق هستیم و فکر میکنم رفاقت ما خواه ناخواه از سر خیابان می گذرد و دست کم تا آستانه انقلاب ادامه دارد. از آنجا به بعد، با اینکه شخصا همچنان دوستت خواهم داشت و برایت همچنان آرزوی موفقیت خواهم کرد، اما با اندوه و تاسف از تو و شما آنارشیست ها فراتر رفته و از سر خیابان چارچوب سرمایه داری خارج خواهیم شد. در این وضعیت اگر شوراهای کارگران حاکمیت خود را مستقر کنند و اگر طیف ضد انقلاب در کرونشتات تازه ای سنگر بگیرد و در میان آنها تعدادی از طیف گسترده آنارشیست ها هم حضور داشتند که حکومت شوراها را تهدید به سرنگونی کردند، و در این رابطه اقدام عملی هم صورت دادند، ناچارا و با عرض معذرت و تاسفف، برای حراست از دستآورد انقلاب و حاکمیت شوراها، چون مانند آنارشیست ها گیاه خوار نیستیم، شما را قورت خواهیم داد و به احتمال زیاد یک قولوپ آب هم رویش خواهیم خورد، و تازه هنوز دو قورت و نیم مان را هم باقی خواهیم گذاشت؛ و از این موضوع که عده ای از رفقای سابق ما در صفوف ضد انقلاب علیه انقلاب سنگر بندی کرده اند، به همراه قورت دادن شما غصه هم خواهیم خورد.
راستی رزا جان چرا در فیسبوک فعال نیستی، اگه بیایی اونجا عکس های خیلی زیاد آنارشیستی برایت ارسال میکنم و گاهی هم برایت لایک خواهم زد.
زنده باشی رزای عزیز و پر شور، مراقب خودت باش.
رفیق تو رضا ( رسام)

RosaArchiv گفت...

بیانی جان
کرونشتات دیگر تکرار نخواهد شد. چیزی به اسم تکامل وجود دارد! باور کن!
راستش فیسبوک زیاد جالب نیست و سوراخ امنیتی زیاد داره و من هم کماکان بلدش نیستم. اما عکس و مطلب داری به ایمیلم بفرست که استفاده کنم.
امشب قراره جمع شویم بودی ساعت 10 اینوایت بفرست کمی با رفقا آشنا شوی.
و جدا مصرف گوشت را کم کن. خشونت در تکستت مال همین مردارخواری باید باشد!
با دوستی
رزا

RosaArchiv گفت...

چون مانند آنارشیست ها گیاه خوار نیستیم، شما را قورت خواهیم داد و به احتمال زیاد یک قولوپ آب هم رویش خواهیم خورد.....

http://player.vimeo.com/video/57126054#at=0

علیرضا بیانی گفت...

سلام دوباره
رزا جان من نمیدوستم ساعت 10 کجا باید بیام و چرا باید اینوایت بفرستم. راستی حالا که صحبت از مارکسیزم و آنارشیزم شد فکر کردم بد نباشه این لینک را اینجا بزارم برای رجوع علاقه مندان به این دو موضوع.
مرسی
تا بعد
http://nashr.de/n/n.m/5.pdf

vahid borhani گفت...

البته نیاز به یادآوری نیست که افراد فقط مسئول حرفی هستند که خودشون می زنند نه چیزی که بهشون نسبت داده می شه و خب چیزی که درمورد این مجموعه مقالات دیدم (به طور کامل نخوندم)در مورد آنارشیسم زمان قدیم بوده (با اینکه خودم از کروپاتکین لذت می برم ولی معموملا این جور مطالب خسته کننده است) پرداختن به انارشیسم بدون درنظ گرفتن جنبش های نرم افزار آزاد (وآنتی کپی رایت) و گیاهخواری و حقوق حیوانات و آزادی زمین و محیط ریست و صد البته مطالعات روانشناسی (مخصوصا تکاملی اش :) )و خیلی از موضوعات دیگه تقریبا مثل پرواز پرنده ی ای می مونه که یک بال زخمی داره و خب صادقانه بگم اشکال داره ! اولین جمله از مانیفست آنارشیسم سبز :
There will be a) no real anarchism without ecology sufficiently integrated, just market* orientated half-anarchism, and b) no real ecology without anarchism in a societal perspective, only authoritarian or pseudolibertarian half-environmentalism.

RosaArchiv گفت...

سلام بیانی جان
من دعوت به چت را پس میگیرم.
راستش جنبش ضد آتوریته با شتاب در حرکت است و خود را در این چند دهه در مبارزات گرناگون سازمان داده. مقاله را سر فرصت میخوانم.
شما هم وقت کردی سری به آنارشی خشمگین بزن!
هی آنارشیست... و چنین گفت لنین!
http://rosaarchiv-sabotage.blogspot.de/2010/09/blog-post_9377.html

وحید جان
این فیلم را بعدا نگاهی بینداز!
http://youtu.be/9GCsd2TJKjQ

http://libertyblitzkrieg.com/tag/guerrilla-surveillance-camera-destruction/

این صفحه بدون کامنتهای تو مثل زمین چمن پلاستیکی است.
با عشق و همبستگی
رزا

vahid borhani گفت...

ممنون رزا جان
دیدمشون باحال بود :) ...
با عشق و همبسنگی
وحید