۰۷ خرداد، ۱۳۹۳

بازی های سرمایه داری متاخر و پاسداران رنگین کمانی آن/ سپهر مساکنی


 بازی های سرمایه داری متاخر و پاسداران رنگین کمانی آن
چند سالی بیش نگذشته که فراموش کرده باشیم ! که چرا اینجا هستیم ؟ چرا مجبوریم نژادپرستی و هموفوبیا و ترانس فوبیا و سکسیسم هرروزه را تحمل کنیم و البته در برابرش مقاومت کنیم ؟ ما نه ، برای ادامه تحصیل و گرفتن مدارک عالیه از فرنگستان اینجا آمده ایم تا برگردیم و با امتیازات فرادستانه ی محصول غرب در ایران زندگی کنیم . ما افرادی بودیم که کنده ایم و فرار کرده ایم ! کنده ایم تا بتوانیم به خیال خودمان از ابتدایی ترین حق که همان حق وجود داشتن است برخوردار باشیم ! بود و زیست ما اینجا دلیل سیاسی دارد و به همین معنا همه چیز ما پناهندگان و تبعیدی ها سیاسی است ! و این واقعیت واقعیتی مجزا و متفاوت با واقعیت زیسته مهاجران و دانشجویان است .
این یادداشت را بدون اینکه دوباره بازخوانی کنم تند مینویسم و باید بروم بیرون ! دنبال زندگی واقعی ام !
حالا برای من و شاید ما نوشتن دیگر نه بیان والا و آکادمیک و یا ادیبانه تفکری است و نه واژه بازی های روشنفکرانه با کلام نوشتن دیگر در جایگاه و بافت زندگی ما تمرینی است برایم برای خشک نشدن دست ! برای فراموش نکردن زمان و تاریخی که می توانستیم بنشینیم بنویسیم ! اما سرعت زندگی و تلاش برای بقا در این سیستم کالاواره شده همه چیز حتی نوشتن را هم انگار تبدیل به کالایی مصرف شده ویا آماده مصرف شدن میکند از سوی رسانه های کلان و چرخ گوشت سیستم دیدن بعضی چیزها چشم را آزار میدهد ! هزار بار آرزوی مرگ میکند انسان ! مگر چند سال گذشته است ؟ دیدن مصرف شدن و آلت دست شدن چیزهایی که زمانی برایشان مبارزه کرده ای در دست بنگاه های پول ساز و انستیتو ها و کلان رسانه هایی که خود دشمنان اصلی تو و امثال تو بوده اند و هستند! حذف ادغامی را نمی توان از میان خروارها و خربار تیوری این جور عمیق و دردناک فهمید مثل زمانی که تجربه مبارزاتی خودت است.
زمانی که حتی بیان واژه هایی در میان همین رسانه ها و اهالی اش تابو بود و ترسناک ، مگر چند سال گذشته ؟زمانی که حضور ما و حتی عکس ها و نحوه پوشش ما در همین محیط مجازی و یا جلسات سیاسی و ........ما را تبدیل به آدمهای منحرف عقده ای و بیمار جنسی و تجاوز شده از سوی پدر ......(از تجربیات روزمره خیلی از ما ) مگر چند سال گذشته ؟ مگر چند سال گذشته بخاطر انتخاب مبارزاتی ما بسیاری از فضاهای سیاسی و هنری ...گذشته مان را از دست دادیم . که انگار نه دانشجو بودیم نه کارگر و نه سیاسی . چرا که ارزش های اسطوره محور مردانه نمیتوانست بفهمد که ما هویت چند لایه و چند گانه داریم . مثل همه مگر چند سال گذشته؟
که حالا نمایندگان چنین برداشت های سیاسی و نگاه های سیاسی در رسانه های کلان همین مضامین را اخته میکنند ؟ در حالی که دوستان من بخاطر همین خشونت ها همین اهالی ! حذف شدن از میادین همین فضاها هنوز درگیر هضم کردن خشونت ها گذشته هستند ! در حالی که ما هنوز در حال تحمل کردن وضعیتی هستیم که بخاطر همین مبارزاتمان به ما تحمیل شده است ! نگهبانان همین سیستم دوتایی مرد و زن ، همین بنگاههای معاملات آمریکایی از روی جنازه های ما بالا میروند و بحث هایی را اخته میکنند که بحث های آنان نیست ! خواننده ای که در مسابقات خوانندگی اروپا اول شده است یک دفع در سیستم کثیف سرمایه داری نشان دادن تولرانس و انعطاف پذیری و روشنفکری اروپایی ها و البته ایرانیان در فرنگ رفته می شود ! در حالی که در همان زمان در همین شهرهای اروپایی دوستانی با همین نوع پوشش از سوی همین آقایان و خانم ها درمحافل روشنفکری به حاشیه رانده میشوند و مورد خشونت جسمی و جنسی و خیابانی و ....واقع می شوند ! این حرفها را از کتاب ها و مقالات نمی زنند این همین تجربه روزمره خود ما ها است.
در تلویزیون دیدم که کلان رسانه های غرب محور ا ز آقایان و خانم ها دعوت میکنند در مورد این خواننده ترانسجندر صحبت کنند ! چه کسانی ؟ بعضی ها را شخصی می شناسم ؟ بعضی ها مرا به خنده می اندازند ؟ بعضی ها کسانی هستند که افراد ترانسجندر را به جرم کیر داشتن از بودن در جلساتی منع میکنند و امروز از افتخار افرینی این خواننده اروپایی می گویند ! اگر شما و رسانه هایتان واقعا برایتان این موضوعات دغدغه هستند چرا تریبون را به کسان دیگر نمی دهید ؟ چرا به جای کسان دیگر و در جایگاه انان صحبت میکنید ؟ در حالی که با خود افرادی که ترانسجندر و یا فرا جنسیتی زندگی میکنند ! و امتیاز غربی بودن را ندارد در کمپ های پناهندگی در جلسات سیاسی و .......جور دیگر برخورد میکنید ! چرا بچه ها تنها برای شما معیاری برای آمارگیری تمام کردن پایان نامه های دانشگاهی و یا انستیتو های و بنگاهای پول سازی شما شده است ! د ر حالی که همین افراد مجبورند در همین غرب تن فروشی کنند و یا افسرده و مطرود زندگی کنند و شما به این می نازید که شما از حقوق این افراد حمایت میکنید ! با اخته کردن حرکت های رادیکال ! با چهره شدن در کلان رسانه ها ! با تجربه نکردن زیسته اجتماعی چیزی که سرش حرف میزنید !
دیدن اینکه تمام چیزهایی که روزی برایشان از پایین و رادیکال مبارزه شده اخته و مبتذل در دست کلان رسانه ها سخت است ! نه خواننده ترانسجندر یورویژن نشان از واقعیت زندگی فراجنسیتی ها در اروپا است و نه مفسران و مبلغان انستیتو های امریکایی و اروپایی در کلان رسانه ها !
کسانی که واژه هایی که بار فکری و سیاسی و رادیکالی دارند را به شکل مبتذل و نفهمیده ای دست مالی و اخته میکنند ! و این شگرد سرمایه داری متاخر است با هویتی کردن مبارزات رادیکال اجتماعی من نمیدانم که چطور رسانه هایی که نماینده تام و کامل اسطوره های مردانگی و مردسالاری و راسیسم و غرب محوری و خشونت طبقاتی هستند به خودشان این مجوز را می دهند که هم زمان که با کلیشه های مردانه دگرجنس گرایانه خود دیگری ها را حذف کنند درباره آنها هم صحبت کنند ! مثل صحبت درباره باغ وحش و سیرک نمایش و ..........
این نمادها هرزه شده روزی برای آدمهایی معنای سیاسی داشت و دارد آدمهایی که هنوز گرفتار ترکش های آن روزها و تلاش به هرشکلی برای ادامه حیات نتیجه همان هزینه ها هستند. ادمهایی که در این دروغ مبتذل حقوق بشری یک مشت پول ساز که تریبون و رسانه و قدرت را دارند حتی دیگر قدرت افشای دروغ این مجریان و مفسران و ......ندارند . اگراین قهرمان خواننده اروپا از خودتان بود و غربی نبود همین طور برخورد میکردید؟ من میتوانم مثال هایی را بزنم که ببینید چقدر واژه ای رو که تعریف ویکی پدیایی رو میکنید نفهمیدید . ما هنوز نمردیم هر چند قدرت و جایگاه این رو نداریم که در این سیستم تناقضات بیرونی و درونی شما رو افشا کنیم . به اطراف خود نگاه کنید که چند بار تریبون را از دست آنها کشیدید و با پول و بودجه خود بحث هایی که بحث انها بوده اند را از آن خود کردید ! هزینه های اجتماعی و سیاسی را کسانی دیگر میدهند و شما درباره کونشیتا ورست صحبت میکنید ! همین شمایی که اگر کونشیتا ورست غربی و در جایگاه طبقاتی و نمادینی که هست نبود خودتان روانی میخواندینش ! ایدزی و پارانوییک و تجاوز شده و .......( اینها صحبت هایی است که هر روز درباره ورست ها ایرانی و افغانی و سیاه و،،،، می شود ) از قضا انگار این خواننده هم تبدیل به دکور سرمایه داری و دموکراسی های غربی شده است ! تجربه های ما در اروپا که جور دیگر می گوید .
معادلات منطق سرمایه منطق کثیفی است . میرسیم به خط اول ماجرا ! جایگاه طبقاتی افراد و سرمایه داری .

پا نوشت : مبتذل ترین نوع برخوردها را میتوان در کلان رسانه هایی چون صدای آمریکا و بی بی سی و من وتو دید در این باره باعث تهوع است همین برخوردها تمام رادیکال بودن بحث های فراجنسیتی و کوییر را تبدیل به بحث های انستیتویی قربانی گرای هویتی و اخته میکنند و این رسانه ها هم میدانند چطور و چگونه با مطرح کردن این بحث و دعوت چه کسانی انها را اخته کنند در راستای اسطور مردانه آنها

 برای خواندن مطلب در منبع روی تیتر آنها کلیک کنیم.


سمینار در رابطه با"ال.جی.بی.تی" های ایرانی
مصاحبه برنامه صفحه دو با شادی امین، آزاده کیان و کاظم عطاری
صفحه دو:13/05/BBC


مستند «رانده از ایران»، سرنوشت شماری از دگرباشان جنسی ایرانی را به تصویر می‌کشد که در کشور خود پذیرفته نمی شوند و ناچارند خانواده و کشور خود را ترک کنند و به‌ امید زندگی‌ای بهتر به کشورهای غربی پناه ببرند.
« رانده از ایران»، روایتی از تبعیض علیه دگرباشان جنسی

رادیو ریزوم، شماره یک | لطفا بگوئید چقدر آزادیم؟
رادیو ریزوم
ميخک؛ يک یاز دو پروژه انجمن سلامت خانواده ايران است؛ جايی که زنان گذشته از مرز نابودی درمان می شوند؛ اما در مرکز کاج، آسيب ديده ها جوان های زير ۲۵ سال هستند. جوان هايی که قبل از رسيدن به سی سالگی حتی دندانی هم برای از دست دادن ندارند.

فعالان درتبعید: رویا صابری نژاد نوبخت، تبعه ایرانی تبار بریتانیا که پس از سفر به ایران به منظور دیدار با خانواده، توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده بود، طی حکم قاضی مقیسه، به بیست سال حبس تعزیری محکوم شد. بنا بر اطلاع “کمپین صلح فعالان در تبعید”، حکم سنگین این تبعه ایرانی تبار بریتانیا که در مهر ماه ۱٣۹۲ در شیراز در بازداشت شده بود، به اتهام “گردآوری اطلاعات به منظور اقدام علیه امنیت ملی” و همچنین “توهین به مقدسات اسلام”، صادر شده است. پیشتر روزنامه انگلیسی زبان هافینگتون پست، در گزارشی در این مورد نوشته بود که اتهامات علیه رویا صابری، مبتنی بر نوشته‌هایی در فیس بوک اوست که از نظر دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی، توهین به نظام محسوب شده است.
اینگر آگار- مترجم: پرتو فرهودی
این مقاله توضیح می‌دهد که در شکنجه چرا، چگونه و تا چه حد از جنسیت قربانی سوءاستفاده می‌شود و بعضی از پیامد‌ها و اقدام‌های فرهنگی مناسب در ارتباط با آسیب‌های ناشی از شکنجه کدام است. بیشتر منابع استفاده شده در این مقاله از میان تجربه‌های کشورهای آمریکای لاتین و همچنین تجربیات بالینی پناهجویانی از خاورمیانه، شمال آفریقا و آمریکای لاتین در دانمارک گرد‌آوری شده است. اینگر آگار عقیده دارد که تجاوز با شکنجه جنسی متفاوت است: در تجاوز، عملی که صورت می‌گیرد برای قربانی معنایی ندارد در حالی‌ که در شکنجه جنسی عملی که انجام می‌شود اگر به عنوان بخشی از یک روند منظم برای نابودی باشد، می‌تواند معنا داشته باشد. از این‌رو است که شکنجه جنسی دارای ابعادی فرهنگی و سیاسی است که با تجاوز در جامعه غربی تفاوت دارد.
اینگر آگار،‌ که اصالتی دانمارکی دارد، محقق ارشد مرکز تحقیقات توان‌بخشی و درمان قربانیان شکنجه و اثرات آن است. وی در حال حاضر به تحقیق در خصوص اثرات مخرب شکنجه بر قربانیان کامبوجی مشغول است.
Carol Gilligan on Women and Moral Development  Vimeo.
مترجم: مانا زرگر/ کارول گیلیکان، فمینیست آمریکایی، اخلاق‌گرا و روان‌شناس است. او لیسانس خود را از کالج سوارتمور، کارشناسی ارشد را از دانشگاه رادکلیف و دکترای خود را از دانشگاه هاروارد گرفته است. در حال حاضر او استاد دانشگاه نیویورک و استاد مدعو در دانشگاه کمبریج، مرکز مطالعات جنسیتی است. کارول گیلیگان به خاطر کتابش در سال ۱۹۸۲ با نام «با صدایی دیگر» مشهور شد. او در این اثر مباحثی را در مورد فرایندهای مختلف ارائه کرد که کمک بسیاری به متن و مشهور شدن کتابش کرد. این اثر او همچنین فرهنگ غالب و پذیرفته شده در آن زمان را به چالش کشید و زمینه‌ای را برای زنان مهیا کرد که از آن طریق بتوانند در جهانی که به شدت تحت تاثیر معیارهای مردانه بود، صدایشان را به گوش دیگران برسانند. در این ویدئو گلیکان در خصوص تفاوت زنان و مردان در مواجهه با دوراهی‏‌های اخلاقی حرف می‌زند.

آنسوی میله های گوانتانامو، رازالود ترین زندان جهان
واژگونی کامیون حامل جوجه

۸ نظر:

vahid borhani گفت...

سلام رزا جان
به غیر از این چیز ها که گذاشتی من یک چیز دیگه رو هم نمی فهمم و درک نمی کنم می دونی اینکه یک نفر دوست داره طوری که دلش می خواد زندگی کنه خب قابل درک هست و یا اینکه کسی از اندام جنسی خودش خوشش نمی یاد خب اینم قابل درک هست و یا اینکه یک نفر عاشق یک نفر دیگه می شه خب اینم قابل فهم هست تا اینجاش که مشکلی نیست فقط چیزی رو که این وسط من نمی تونم بفهمم این هست که چرا مثلا یک کسی که دختر می شه می ره ماتیک می زنه ؟ (منظورم کلا آرایش زنانه هست) یا اصلا به طور کلی اونایی که جسمشون هم از اول دختر بوده چرا مثل زن ها آرایش می کنند؟ می دونی من فکر می کردم که مردسالاری زن ها رو طوری تربیت کرده که مثل «یک زن»آرایش کنند (ویا در مورد مردها). ولی مشکلم اینجاست که ترنس ها که آموزش عکس می گرفتند چرا دوست دارند که ماتیک بزننذ؟ و چیزی هم که این سوال رو پیچیده تر می کنه این هست که ترنس هایی که آزایش می کنند بابد افرادی باشند که تونسته باشند با یکسری مفاهیم و کلیشه ها مقابله کرده باشند . البته یک احتمال وجود داره که ترانس ها هنوز در همون قالب فکری دو جنسیتی گیر کرده باشند و فقط خواهان تغییر موضعشون باشند ولی با این حال دنبال جواب بهتری می گردم.

چرا و چگونه ترانس ها آرایشاتی در قالب دو جنسی رو دوست دارند؟
با عشق و همبستگی
وحید

Rosa گفت...

البته یک احتمال وجود داره که ترانس ها هنوز در همون قالب فکری دو جنسیتی گیر کرده باشند و فقط خواهان تغییر موضعشون باشند

رزا:سلام وحید جان
احتمال بالا قوی تره.
البته فردا که برگشتم، یک مقاله ی خوب هست که ترجمه کرده میگذارم در بلاگ.
خودت هم چیزی داشتی برام لینک بزار
با عشق
و همبستگی

vahid borhani گفت...

سلام رزا جان

من که چیزی ندارم اگر چیزی داری بزار . متاسفانه چیز زیادی ازشون منتشر نشده قبلا ها یک مجله چراغ بود همونشم الان نیست :(

با عشق و همبستگی

Rosa گفت...

آخرین شماره ی نشریه ی چراغ در نوامبر 2008 منتشر شد و از آن پس ن د ا به خانه های شما آمده است

ندا فرزند چراغ است

http://www.cheraq.net/

:)

L&S

ناشناس گفت...

ممنون رزاجان
:)
البته گویا آخرین شماره ندا هم مال سال ۹۰ بوده البته یک چراغ دیگه هم هست که تا سال ۹۲ هم اومده(cheragh.org) نمی دونم چرا اینجوریه!
ع.ه
وحید

ناشناس گفت...

ممنون رزا جان
البته آخرین شماره ندا هم گویا مال ۹۰ هست . یک مجله چراغ دیگه هم هست که تا ۹۲ منتشر می شده (cheragh.org). نمی دونم چرا اینطوریه !!
ع.ه
وحید
-----
پ.ن:این جاوا اسکریپتم رو غیرفعال کردم کلا کامنت گذاریش مختل شد!
پ.ن۲:راستی نرم افزار truecrypt هم گندش دراومد! البته همه اتفاقاتش غیرعادیه و مشکوک می زنه http://truecrypt.sourceforge.net/

Rosa گفت...

سلام وحید جان
گویا فعلن امن است ولی دیگر سوراخهای امنیتی اش را نمی پوشانند. البته چند نفر در سوئیس میخواهند نگهش دارند و با شعار "نباید بمیرد!"
جدن متاسفم.
روی همه چی چنگ انداختند!
باید دید چی بجاش گذاشته شده و مراقب بود...
با ع و ه
رزا

Rosa گفت...

وحید جان
الان ترجمه ی چرایی اخطار برنامه ی قفلگذاری را روی بلاگ قرار دادم. البته مطالب بو دار! بالا نمیاد.
راستش یکی یکی درهایی که باز بودند داره بسته میشه.
اما خوب نباید نا امید شد.
با ع
و
ه