۲۲ شهریور، ۱۳۹۴

"بیانیه‌ جمعی از فعالین فراجنسیتی،ترانس* و کوییر به بهانه ششمین گردهمایی کشتار زندانیان سیاسی در ایران"




 رزا: پس از شنیدن سخنان آماده شده ی هژیر پلاسیده و "عسل" که رادیوها و تلویزیون "راه کارگر " و بقیه ی اپوزیسیون را در رابطه با گردهم آیی گفتگوهای زندان پر کرد، اگرچه که با سن گرایی آشکار گوینده این دو را به نسل نوجوانان هم تقلیل دادند! به خود گفتم: اقلن اینبار ورکشاپ هموفوبیا میگذارند. نگو همه ی این حرفها نمایشی بوده که باز ملت را به عزاداری آشورا/تاسوعا دعوت کنند آنهم با رنگ و لعاب صورتی!
چه خوب بچه های نازنین برلین در این نشست قهوه ای همایون ایوانی و بانو نیستند. 
در زیر اعلامیه کوییرهاو ترانسهای برلین


 یک توضیح کوتاه !
در روزهای اخیر با تهدید به حذف فیزیکی و تهدید خانواده یکی از از ما ها کوییرهای برلین و تهدید به افشای عکس های خصوصی از جمع های کوییر برلین با خواست اینکه ما دست از فعالیت از نوشتار در نقد افراد و منش سیاسی شان در میان خارج نشینان در قبال همجنس گرا وترانس ستیزی برداریم ! ما دوباره جمع گشتیم مثل همیشه !
تماس های تلفنی ! تهدید به حذف فیزیکی ! تماس با خانواده و فشار و تهدید زندگی خصوصی افراد خانواده و تهدید به عمومی کردن فیلم ها وعکس های مخفیانه گرفته شده در فضاهای خارج نشینان ! پیگیری های ما معلوم شد این اطلاعات از عدم پرنسیب سیاسی در فضاهای این شهر سر جان و حیثیت بچه های ترانس و کوییر از سوی جامعه دگرجنس گرا اینجا لو رفته است ! با نشستن و داستان بافی و سرک کشیدن در سبک زندگی کوییرها و ترانس ها با نرم های دگرجنس گرایانه و نقل محفل کردن این مسایل و ترانس ستیزی و همجنس گرا ستیزی و خصومت با اکتویست های رادیکال در این شهر در میان بسیاری از همین اکتویست های سیاسی منجر به فشار و تهدید و ضررات جبران ناپذیر خانوادگی شد ( شواهد آن وجود دارد) این تهدید ها هم زمان شده است با سمیناری با موضوع سرکوب کوییرها بر آمده از خود همین فضاهای ترانس و همجنس گرا ستیز شدید ! و البته بدون سلام ومشورت و مشارکت دادن خود بچه های اکتویست این زمینه که هزینه می دهند و با پشت کردن به آزار و اذیت و تهدید و حتی اقدام به خودکشی یکی دیگر از بچه های کوییر شهر نتیجه این خشونت ها توسط عاملین آن !
حالا اما سرکوب کوییرها کالایی شذه به نام اینکه ما از حقوق کوییر ها حرف می زنیم در این پس زمینه که دست خیلی ها در همین فضا به جنایت همجنس گرا و ترانس ستیزی شدید آلوده است ما را وادار به واکنش کرد ......همه این موضوعات و ربط داشتن مسایل پشت پرده برای استفاده ابزاری از سرکوب کوییر ها و نداشتن هیچ گونه همبستگی عملی روزمره از سوی برگزارکنندگان محلی با خشونت وارد شده ه ای ترانس و کوییر این شهر !ما را بر این داشت که با تمام نقدهای دیگر زیر این فشارهای امنیتی و تهدید مرگ چنین بیانیه ای را تهیه و امضا کنیم .
دست همه کسانی که موضع گیری عمومی و روشن کرده اند را به نشانه دوستی می فشاریم
ما و تاریخ مان جورتان را فراموش نمی کند
جمعی از کوییرها و ترانس ها برلین

مقاومت میکنیم روی ادغام تنمان در ویترین نمایش های تقلبی .

مقاومت میکنیم در برابر حبس بوسه و صدا و روایت مقاومت میکنیم پس ہستیم

مقاومت میکنیم برای خیابانی که رنگین کمانی در ان ممنوع نیست

جرم زیستن اعدام نیست و برای زیستن کسی دیگر مجبور به تبعید نیست

دستانمان را در دست هم رنگین کمانی، محکم، سربالا به هم می اویزیم

و عاشقانه و پیرانه سر روزی در خیابان هایی که سرکوب گران از ما گرفته اند

میرقصیم

و این آغاز صداییست به بلندای تاریخی که حبس کشانده اند

و تنها صداست که میماند

با عشق


 ما فعالین ترانس و کوییر و بیرون از هنجارهای دوگانه زن ومردی در تبعید و مهاجر همیشه با تمام سرکوبهای هترونرماتیو (دگرجنس گرایانه) در اپوزیسیون ایرانی‌ بودیم و هستیم و خواهیم بود ولو اینکه سالیان سال اکتیویسم و تلاش های فکری و نوشتاری و... حاشیه راندگان جنسی‌ و جنسیتی پشت فرهنگ دگر جنس گرای اجباری در تمام ابعاد سیاسی سرکوب و به حاشیه رانده شده است البته این حضور نه فقط در عرصه سیاست جنسیتی بلکه در همه عرصه های سرکوب بوده است .
چرا که در میان ما هم کارگر بوده است، هم تجربه زندانی سیاسی و هم ممنوعیّت و محرومیت و بازداشت و تهدید فعالین کوییر، هم فعال جنبش های زنان و دانشجویی و هم ستم دیدگان ستم مضاعف جنسیتی و قومیتی و ملیتی غیر فارس کوییر و ترانس.
اما آنچه که مارا واداشت که دوباره و دوباره( مثل تمام این سالها) به اعتراض به ماهیت و نحوه برگزاری کمیته محلی چنین همایشی در برلین بپردازیم مختصر به شرح زیر است:

این همایش برای اولین بار موضوع کوییر و ستم جنسیتیبه کوییر ها به مثابه امر سیاسی را در دستور کار خود قرار داده است که از نگاه بیرونی امری پیشرو و مترقی حساب میشود و احتمالا در تاریخ افتخارات کمیته برگزار کنندگان محلی و رزومه‌های بسیاری از افراد مایه مباهات و نشان دادن مدال همبستگی‌ داشتن با جامعه سرکوب شده غیر دگر جنسگرای ما قلمداد می شود.
نگاه به این موضوع بدون حضور و البته (امنیت حضور داشتن) و نقش فعالانه داشتن خود افرادی که تجربه مستقیم و عیان همجنس وترانس ستیزی دارند و از سر این موضوع در عرصه سیاسی هزینه داده اند ؛ تنها درست کردن ویترینی زیبا از سوی دگرجنس گراها و همه افراد پذیرفته شده از سوی نرم های موجود است.
آنچه که نامش را امروز در مبارزات حاشیه راندگان جنسیتی دنیا پینک واشینگ
( استفاده ابزاری از حقوق ال جی بی تی کیو ها ) می‌خوانند را مایل هستیم به نحوه سازماندهی این برنامه اطلاق کنیم .

اما چرا پینک واشینگ یا همان نمایش و استفاده ابزاری از حقوق ال جی بی تی کیوها؟
با وجود سالیان سال مبارزه در همین شهر برلین از سوی اشخاص مشخصی‌ که هم زندگی‌ کوییر و ترانس دارند و هم تجربهٔ همجنسگرا و ترانس ستیزی در زیست روزمره خود و هم فراتر از آن در عرصه محیط‌ های سیاسی به خاطر فعالیت در این زمینه تجربه حذف شدن دارند هیچکدام این افراد در هیچ نشستی برای برنامه گذاری ها شرایط امن و امکان نقش فعالانه به آنها با عناوین مختلف داده نمی‌شود و در هیچ یک از
محفل های دگرجنس گرایانه مورد اطلاع مستقیم قرار نمیگیرند .
ما هم از بخشی از همین فضاهای اپوزیسیون از یک سؤ مورد توهین و آزار و برچسب حتی این اواخر تهدید های خانوادگی به شدت همجنس گرا و ترانس ستیز قرار میگیریم و هم از سوی دیگر مورد تهدیدها و خشونت های رژیم جمهوری اسلامی ! همه این ها در ابعاد مختلف فعال سیاسی ترانس و همجنس گرا و دیگر حاشیه راندگان جنسیتی که یا نمی خواهند یا قادر به پنهان کردن هویت های جنسیتی شان را نیستند را به سکوت و خفه شدن می خوانند و عدم دعوت این افراد در سازماندهی چنین رویدادهایی ادامه همین دست روی گلو گذاشتن و خفه کردن است .
بگذاریم که دربارهٔ ابعاد دیگر این سرکوب وآزار و اذیت وبایکوت فعالین این زمینه در این شهر در اینجا وارد جزییات بیشتر نشویم با وجود تمامی اسناد و مدارک و شواهد .

در این کمیته محلی، که یکی‌ از موضوع‌های آن اتفاقا زندگی‌ روزمره ما و
تاریخ ما است، هیچکدام از فعالین کوییر وترانس به مشارکت خوانده نشدند به این معنی‌ برنامه گذران با امتیازات دگر جنس گرایانه و نرم های دوگانه
(سیس من و سیس ومن) دربارهٔ این موضوع در عدم حضور فعالانهٔ فعالین کوییر و ترانس سر سرکوب به آنها برنامه ریزی و دعوت به دادن مقاله میکنند.
لابد فعالین ترانس و همجنس گرا هم آنچه که تجربه و مبارزه و تاریخ آنها است را باید تحت عنوان بررسی به هییت نظارت و تصمیم گیری دگرجنس گرا بدهد! آنها هستند که باید ما را حتی در این زمینه مورد ارزیابی قرار دهند ! هرچند که در پایان هم با انتخاب شخصی و سلیقه ای و بدون روال مشخص از روی باند بازی کسی را انتخاب میکنند. (حداقل در این موضوع خاص انتخاب بر این اساس بوده است به دعوت تلفنی)

اگر این موضوع همجنس گرا و ترانس ستیزی امروز برای شما پس از سالها سرکوب و سکوت موضوع می شود حاصل و نتیجه بیش از همه، صدای همین غایبین به
حاشیه رانده است که از سوی برخی از شما مورد خشونت مستقیم ترانس و
همجنس گراستیزی قرار گرفته اند و از سوی برخی دیگر از شما با سکوت و ایگنور شدن این ستم ها و خشونت ها، رانده شدند.
این موضوعات نتیجه یک مبارزه است لااقل اگر به اشخاص احترام نمی گذارید به
دست آوردهای مبارزاتی آنها احترام بگذارید! که فرق همجنس باز و همجنس گرا را به شما آموختند!
به حافظه تان نیاز نیست فشار بیاورید همین چند سال پیش، در دو سال متوالی بخشی از همین فعالین از سوی برخی‌ از شما دگر جنسگرای فعال سیاسی در جلسات سیاسی مورد خشونت جسمی‌ و کلامی و تهدید واقع شده اند و مابقی شما در برخورد با آن به جای موضع سیاسی مشخص آن را با سکوتمشمول گذر زمان کردید!و‌ در نهایت هیچکدام از انتظارات مورد خشونت واقع شدگان جلسه از شما برای محکوم کردن چنین جنایتی براورده نشد و به غیر سیاسی‌ترین شکل موجود ایگنور شد.
با این عنوان که آنها خودشان نمی آیند!!! (مایه خنده)
هر یک از شما در ایجاد این فضای خفقان و به حاشیه راندن نقش جدی و فعالانه داشتید!(دانسته و نادانسته و البته حالا بدانید)
چرا که حتی سکوت دربرابر ستم جنسیتی هم یعنی همراهی کردن با ستم، این تنها نمونه ای از خروار بود .
تجربه چند سال اخیر ما که خود برگزار کننده بسیاری از نشست ها و وررکشاپ ها در این موضوع بوده ایم که در اکثر آنها شما غایب بودید و حتا آنقدر این مبارزه را مبارزه خود نمیدانستید که در آنها حضور و همبستگی‌ عملی‌ سیاسی نشان دهید.
در زمانی که شما پس از سالها انکار ستم مستقیم همجنس گرا و ترانس ستیز باید موضع میگرفتید دربرابر آنچه که در جلوی شما اتفاق می افتاد و می افتد اما این موضوعات در اولویت کار سیاسی شما قرار نگرفت!
و شما همراه این سرکوب شدید به معنایی !

حالا امروز در غیاب این افراد میخواهید با آوردن این موضوع چه چیزی را ثابت کنید؟

این موضوع بیرون از تجربه مستقیم افراد و تجربه تاریخی و مقاومت های روزمره خود این افراد یک موضوع لوس، اخته و دست مالی شده ای بیش نیست .
لابد برای شما که حتی حاضر به عذرخواهی و پاسخ گویی به اظهارات ترانس و همجنس گرایانه ستیز سرکوب گرایانیتان نیستید باید کف هم زد!
به راستی تاریخ رسمی را فرادستان می نویسند !
در حالی‌ که چند تن از همین فعالین، بی صدا بایکوت شده مورد خشونت مستقیم ترانس و همجنس گرا ستیزی برخی‌ از همین برگزار کنندگان و اطرافیانشان و دیگر فعالین سیاسی برلین واقع شده اند.
شما ویترینی تازه با موضوع کوییر‌ها به تاریخ کاری خود اضافه می‌کنید!
و مابقی دگرجنس گرایان هم باز هم در غیاب غریب به اتفاق کوییر های این شهر
می خواهند به استقبال برنامه شما بیایند .
این نمایش ما را یاد سفیدهای میندازد که برخی‌ از آنها خود از سوی فعالین سیاه محکوم میشوند که شخصاً تجربه برخورد راسیستی از همین سفیدها را داشته اند و این فعالین سفید روزی از روزها به یاد میاو‌رند موضوع خشونت راسیستی به سیاهان به موضوعات سیاسی مورد بحث خود اضافه کنند!
(‌البته همین هم نتیجه تاریخ مبارزه سیاهان بود)
بدون حضور مستقیم تجربه کنندگان این ستم و مبارزان با این ستم بدون توجه و تلاش برای فهم امتیازات و موقعیت هایی که خود در انها راسیست بوده اند.

روی سخن ما نه تنها با نامهای مشخص همجنسگرا و ترانس ستیز و اتوریته مردانه است بلکه به تمام دگرجنسگرایان سیاسی این شهر است که با سکوت خود و موضع گیری نکردن خود و با ترجیح به سیاست در فضای دگر جنسگرای اجباری و البته ایگنور کردن و نفع خشونت و با برچسب زدن‌های روان پریش منجر به حذف غریب به اتفاق کوییرها وترانس ها از محیط‌ های سیاسی ایرانی‌ دگر جنس گرای اجباری شده اند .
آنها که هرروز از امتیاز دگرجنس گرایانه
(و یا حتا بودن در نرم ها جنسیتی مورد پسند دگرجنسگری و مردانگی نرماتیو)
سود میبرند .
امروز در شرایطی که فضاهای سیاسی دگرجنس گرا با بی‌ شرمی تمام و وقاحت ناشی‌ از کوری دگر جنسگریانه خود به تفکیک آگاهانه و ناآگاهانه دگرجنس گرا و دیگری‌ها در تمام ابعاد کمونیتی ایرانی‌ پرداخته است و برخی‌ از ما حتی تهدید به آزار جسمی‌ و تهدید خانواده‌های ما در ایران از سوی همین فضاها مواجه هستیم چنین برنامه گذاریهایی بدون پیگیری خشونتی که منجر به حذف و حتا هزینه‌های جانی و مالی و اقدام به خودکشی‌ برخی‌ از ماها شده است در ماهای اخیر نمایشی مبتذل و توهین به مبارزه و خون و آه و درد قربانیان ستم است.
ما در صف اول مبارزه و مقاومت روزمره خود هزینه می دهیم شما از ادبیات و مبارزه ما همزمان که ما را پس می زنید استفاده ابزاری میکنید. (حذف اذغامی)
نویسندگان این بیانیه حتی به کوری دگرجنس گرایانه که حاشیه راندگان جنسیتی را فقط در بحث میز گرد سرکوب می گنجانند نقد بنیادین دارد. و عدم حضور این موضوع در میزگردهای مقاومت و مبارزه، نهایت نگاه کورکورانه دگرجنس گرایانه اجباری به زندگی و تاریخ ما محسوب میکند .
چرا که ما قربانیان سرکوب شده تنها نیستیم، بلکه در همه این سالها به اشکال متفاوت تاریخ ما، تاریخ مقاومت و مبارزه بوده ‌است ، مقاومتی که بسیاری از شما با آن همبستگی‌ عملی‌ و روزمره نشان نداده اید،مبارزه‌ای که در مبارزه نرماتیو رنگ‌های مختلف به رسمیت شناخته نشده است و در بسیاری موقع با کارشکنی‌های مشخص بسیاری از همین فعالین صاحب نام (به واسطه امتیاز تنها و تنها دگرجنسگرا و نرماتیو بودن بلندگو دار شده ) به رسمیت گرفته نشده است.
ما مبارزه کرده ایم و شما مارا سرکوب!
ما مقاومت کردیم و شما عدم همبستگی!
حالا شما تصمیم میگیرید ما را فقط در میزگرد سرکوب بچپانید!
البته که فهم ما از مبارزه و مقاومت با فهم دگرجنس گرایانه زمین تا آسمان فرق میکند .
امروز از صدای آمریکا تا احزاب دست راستی تا بنگاه های پولی‌ امپریالیستی تا دولت جنایت کار اسرائیل ... کالای حمایت از حقوق ال‌ جی‌ بی تی کیوها برای سود خود
می فروشند و تبادل سرمایه نمادین برای سیاست‌ بازی های سرکوب گر خود میکنند در چنین شرایط سیاسی برای اولین بار حرف زدن در چنین همایشی از این موضوع افتخاری مترقی و آلترناتیو نیست بلکه سیاست ضد سیستم و آلترناتیو دقیقا از اینجا آغاز میشود که چگونه و در چه فرمی درباره این موضوع صحبت می‌کنیم نه درباره آنها برای خود سودی میجوئیم ،
موضوع سر اینکه چه کسی‌ در این میزگرد صحبت می‌کند ابدا نیست بلکه اینجا است که چه کسانی‌ بدون داشتن تجربه ترانس ستیزی و همجنس گرا ستیزی تصمیم گیران و هماهنگ کنندگان هستند.
ما چنین برنامه‌هایی‌ که در این موضوع مشخص یعنی سرکوب تاریخ ما به شکل مردسالارانه و اسطوره مدار مردانه و براساس امتیاز زن و مرد بیولوژیک نرماتیو سازماندهی میشود را بایکوت می‌کنیم یا دستکم جدی فرض نمیکنیم.
شما نمیتوانید درباره تاریخ ما تصمیم گیری کنید و ما را به شکل مهره‌ها و ابزار‌های سیاسی در برهه های زمانی‌ مختلف مورد سؤ استفاده قرار دهید در حالی که برخی از شما، خود شاکی شخصی برخورد همجنس گرا و ترانس ستیزی هم دارید .

افرد ترانس و کوییر ازهویت‌های مختلفی‌ برخورد دار هستند که در پلتفرم برگزاری شما تنها کوییر‌هایی‌ که به سیاست نرم های شما نزدیک ترند در بخش دکوراسیون
ال‌ جی‌ بی‌ تی‌ میگنجد یعنی‌ بقیه عرصها و بحث‌ها در مالکیت مطلق دگرجنسگرایانه است. (‌دیکتاتوری دگرجنسگرایانه)
طبق معمول اول مردان با هنجارهای مردانه و بعد با فاصله زنان بیولوژیک درون هنجار های دوگانه جنسیتی در موضوعات مختلف، سیاسیو استراتژی های سیاسی
سخن رانی میکنند.
شما خود به یک ورکشاپ که اساسا چقدر به عنوان دگرجنس گرا می توانید عامل ستم و سرکوب باشید نیاز داشتید در این برنامه ها !
ما از خود می‌پرسیم این کوری به حذف و ایجاد رعب و وحشت به آزار جسمی‌ و جنسی‌ به کوییر‌ها ، همجنسگرایان و ترانس‌ها چقدر در این فضاها نرمالایز و عادی شده است
محتوا، فرم ها و استراتژی‌های این نوع برنامه گذاری ها ما را بیشتر به شکل و فرم نرماتیو و مردانه بحث‌های شبیه میز گرد‌های بنگاه‌های سرکوبی مثل بی‌بی‌سی و صدای آمریکا می‌‌اندازد، همچون پرگار که دومرد نرماتیو از سیاست و سرکوب حرف میزنند! و اصلا نمی فهمند که چقدر فضای فرادستانه برای صدادار کردن پرسپکتیو و تجربه زیسته مردانه خود را به قیمت بیرون کردن بقیه پرسپکتیو ها اشغال میکنند .
در زمانه‌ای که حتا افراد به نقش و امتیازات دگرجنسگرایانه ی خود در قبال این سرکوب سیستماتیک آگاه نیستند و با کمال وقاحت آن را باز تولید هم میکنند این نوع سیاست بازی ها جزیی از سیاست بازی‌ ها درون نظم موجود است.
حرف زدن از سرکوب حاشیه راندگان جنسی‌ و جنسیتی به معنای واقعی‌ یعنی‌ فهمیدن امتیازات دگرجنسگرایانه و مردسالارانه و نقش عملی‌ و روزمره همین برگزار کنندگان و مخاطبان آن در قبال سرکوب ترانس‌ها و همجنسگرایانی که در این زمینه عمومی‌ فعالیت کرده اند ولی صدا و تصویرشان صد برابر یک دگر جنس گرا هزینه دارد.
شما در قبال تمام این خشونت ها امروز در همین فضا ها در برلین مسیول هستید و مورد اتهام، حتا آنهائی که فقط با سکوت و همبستگی عملی‌ نداشتن و پذیرفتن افراد هومو و ترانس ستیز در جلسات و فضاهای متفاوت به ما پشت کرده اند هم!
ما نیازی به توضیح و اثبات حقانیت خود به شما که در جایگاه قدرت نشسته اید و با بی شرمی از آن لذت هم می برید، نداریم همانطوری که هیچ سیاهی سر بحث نژاد پرستی‌ نیاز به اثبات قربانی بودن خود به سفید‌ها ندارد.
بلکه شما هستید که باید اثبات میکردید که نسبت به جایگاه سرکوب گرایانه و امتیازاتش واقف هستید مردان و زنان نرمال مورد پذیرش و در هنجار .
و این فهم با مسئولیت عملی‌ و روزمره نشان دادن معنا پیدا میکند نه با سیرک و نمایش کردن ستم به ما !
ما در این شهر حتا در فضاهای کوییر و امن خود از کنترل و قضاوت های شما در امان نیستیم از فیلم و عکس گرفتن های پنهانی، از پرونده سازی و تلفن های افشاگری زندگی جنسی ما ! امروز این خشونتها دامنه اش حتی به خانواده ها‌ی ما در ایران هم رسیده است که از همین فضا بیرون آمده است.
شما مسیول هستید که به ان واکنش نشان دهید.
نبود و حضور نداشتن بسیاری از ترانس و کوییر‌های که در تاریخ سیاسی و بحث همو ترانس فوبی نقش ویژه‌ای داشته اند در سالن معنایی جز دعوت شما به شرم کردن و کمی خجالت کشیدن ندارد !
هرچند که ما را به بسیاری از شما امید نیست.
کوییرها و ترانس هایی که هزینه همه جانبه در این موضوع را داده اند شما را سر این استفاده ابزاری و باندبازانه محکوم میکنند شما در قبال آزار و اذیت فعالین کوییر و ترانس مسیول هستید!
این نقد و بایکوت به معنای نقد و بایکوت و احترام نگذاشتن به قربانیان و زندانیان سیاسی و تمام هزینه دهندگان اپوزیسیون ابدا و اساسا نیست . بلکه تنها واکنشی به تحریف تاریخ سیاسی ما است.
جمعی از فعالین ترانس،کوییر ودیگر حاشیه راندگان جنسیتی و جنسی برلین که نام برخی به دلایل امنیت اطلاعاتی اختصاری امده است.
امیر ثاعمیان - یاور خسرو شاهی -پویا ارسطو - سپهر مساکنی - زینب. ن - محدیث الف - الف. م- ر. سیم -محبوب-ف. ج- زینب -میم -پانته ها - هنگامه - سهراب- روژی- پیوی

هیچ نظری موجود نیست: