۰۹ مهر، ۱۳۹۴

توضیحی درباره ی «بیانیه‌ جمعی از فعالین فراجنسیتی، ترانس* و کوییر به بهانه ششمین گردهمایی کشتار زندانیان سیاسی در ایران»

رزا: این اطلاعیه ی بایکوت «ششمین گردهمایی کشتار زندانیان سیاسی در ایران» ابتدا اینجا منتشر شد در 10 سپتامبر 2015
بازنشر آن در اینجا و در تاریخ 13 سپتامبر و چون دوستان در ایران با مُشکل بلاگ را باز میکنند برخی از پستها را در اینجا بازنشر کردم.
اینها را از این جهت نوشتم که پیمان اینجا از سارا پرسیده بود...
 تصحیحات پیمان پایدار 
اینجا . پیمان کمی لغات لاتین را برای راحتتر خواندن تغییر داده. البته بهتر بود به فیسبوک رفقای کوییر اطلاع بدهید و اگر علاقه داشته باشند بگذارند در فیسبوک شان.

جریان اطلاعیه از این قرار است: کوییر های رادیکال برلین را بایکوت کرده و در همان برلین در چارچوب گردهمایی کُشتار دهه ی 60 به اسم اینها میزگرد "سرکوب" هم میگذارند!
مثل این است که فعالین جنبش زنان را بایکوت / حذف و ایزوله کنید، سپس سرکوب کرده تا از افراد خودی دعوت کنید برای تماشاچیان گروهی سخنچرانی کنند.

بعدش هم در میکروفونهای حزبی راه کارگری میکروفون را جلوی یک گامبوی پر پشم قرار داد که بگوید که چقدر "دمکرات" هستند و امسال حتی میز گرد کوییر هم دارند!
بنا بر سنت قدیمی که مردان چپ برای آزادی زنان، راهپیمایی سبیل تا سبیل میگذاشتند و در اغلب جلسات زنان، مردان در بالای منبر بوده، اگرچه که در خانه با پرچم سرخ بر سر زن و بچه میزدند، اما همواره ، زنان پامنبری، مردان حزبی شان را از اینهمه ترقی و روشنفکری میستوده و بقولی رختخواب "مرد چپ فمینیست" همیشه پر بود. عینهو برتولد برشت!

امسال خانواده ی خوشبخت (مژده ارسی/ ایوانی) که رییس گفتگوهای زندانند، برنامه ی گردهم آیی را به مناسبت کشتار دهه ی 60 در برلین گذاشتند. افتضاح گردهمایی شان در سوئد اینجا.
و هم اینجا.

 باری
گفتگوهای زندان در برلین توانستند گروه پراکسیس را همراه کند و پلاسیده و عسل ("جوانان") را جلو انداختند به اسم "جوانان" . و جواهر راه کارگر (امیر جواهری) نیز با میکروفون تا توی مستراح هم ازشان مصاحبه گرفت که ببیند این جوانان بلاخره چگونه می رینند!
پس 
همه چیز عالی بود تا اینکه این اعلامیه ی کوییرها بیرون آمد!

اینکه بالای سر کوییرها میز گردی گذاشته اند درباره ی "سرکوب"!
در حالی که دربرلین بچه های فعالی هستند که از ابتدای پناهجویی در ریشه های خیابانی فعالیت کردند و پس از سرکوب شدید و حمله ی فیزیکی بهشان از طرف "چپ" ها ی برلین،  در اکسیونها و جلسات و کُلن بدلیل جو غیر همبسته و وجود هموفوبیا، کوییرهای ریشه ها ی خیابانی انشعاب کردند ، زیرزمینی شدند و گروههای خودشان را زدند. اینها اغلب جوانانی بودند که پس از سرکوب سال 88 به اینطرف آب رسیده بودند.

 همانوقتها نوشتم:

به همجنس گرایان و ترانس ها - یه روز خوب نمیاد!   فضاهای مردسالارانه را اشغال کنیم!

حال پس از انشعاب اینها، ریشه های خیابانی هموفوب برای رو کم کردن همجنسخواهان/کوییرهای  انشعابی برلین، در مراسم سالگرد عاشورایی شان، یک منبر "سرکوب کوییرها در ایران" را نیز سازماندهی کردند. این منبر "میز گرد سرکوب" از طرف کوییرهای رادیکال بایکوت شد. بدرستی...
کوییرهای رادیکال برلین در اعلامیه شان اینرا هم منتقدند: که چرا در میزگرد مقاومت و یا میز گرد مبارزه نباید کوییرها حضور داشته باشند؟
مگر آنها هیچگونه مقاومت و مبارزه ای نداشتند؟

 در واقع
جریان مثل جنبش زنان پیش رفته/ میرود. مردان هموفوب، سبیل تا سبیل نشسته به سخنرانی فردی خودی گوش سپرده و سرکوب روزمره ی کوییرها در گروههای چپ برلین را اما ، زیر فرش قایم کرده اند.

همانوقتها امین حصوری  (لینک زیر) تئوریزه اش هم کرده بود (علیه اعتراض عسل و سپهر مساکنی)
«ستمگریِ ستمدیدگان»
برای خواندن روی تیتر ها و کلمات فعال متن کلیک کنیم.

بار دیگر نمایشی فرادستان اجرا کردند در اعلام شفاهی "مخالفت با سرکوب"!
میکروفونها را پر کردند از افراد برگزیده ی حزبی/سازمانی  هموفوب.

جنبش رادیکال زنان ایران سالهاست که آموخته، ورود مردان را در جلساتشان ممنوع کند، اگرچه مشاهده هم شده است که مردان شناخته شده ی خشونتگرا و  ستمگر هم، در روز جهانی زنان پشت میکروفونهای حزبی تحمل میشوند.
جنبش رادیکال کوییرنیز اکنون مجبور است هر چه سریعتر و بیشتر، گروههای محلی خود را علیه دست اندازی به زندگیشان ایجاد کند و بخشن سازماندهی محلی هم کرده.
بزودی نیز "بجای اطلاعیه دادن"  توانایی آن را نیز خواهد داشت که بساط این نمایشهای مسخره از طرف هموفوبها را بهم بریزد.
همانطور که زنان و جنبش شان آنقدر قوی شده که حساب آخوندهای حزبی مردسالار در لباس "حامی زنان" را برسد! بطوری که اکنون  احزاب مجبورند از کارگران آشپزخانه ی حزبی دعوت کرده و لااقل "زنانشان" را پُشت میکروفون بیاورند.
برای بچه های کوییر برلین آرزوی موفقیت داشته و امید که در همبستگی بیشتر جلوی خودکشی، نا امیدی و دست اندازیهای بیشتر به زندگی  شان را بگیرند.
رزا: نوشته ی بالا شفاف سازی بود برای رفیقمان پیمان ...آنوقتها هم سوالاتی شد که حال جوابدادن نبود. همه را یکجا در این پُست قرار دادم.

مطالب مرتبط:

به همجنس گرایان و ترانس ها - یه روز خوب نمیاد! فضاهای مردسالارانه را اشغال کنیم

درمورد تهدید به کور کردن سپهر مساکنی!

نامه سرگشاده/برای امنیت جانی و روانی حاشیه راندگان جنسیتی


مقدمه:شخصی سیاسی است. میدونم که خیلی از دوستام برای حفظ روابط اجتماعی و مطرود نشدن در غربت لایک نمیکنن. برای من خیلی این ماجرا اهمیت نداره. در طی آنکات نویسی با طنز به مسئله همجنسگرایان و ترانس ها و …و خشونت های واقع به انها پرداختم . اما چیزی تغییر نکرد تا دیشب . من از موقعیت یکی از کسانی هستم که مورد خشونت و آزار جنسی هم واقع شدم در اینجا،
 و این مسئله در زندگی روزمره من تاثیر بسیاری گذاشته است.
من در نوامبر سال پیش بصورت عمومی در کانون پناهندگان جلوی دوربین سر مسئله همجنسگرایان و ترانس ها سخنرانی کردم در جمع فعالین برلین و پخش این فیلم باعث شد عده ای بسیاری با چهره من اشنا شوند. پس از ماجرای حمله به خانه سپهر مساکنی عده ای بسیاری از خطرات ماجرا با من صحبت کردن که متاسفانه هیچ تمهیدی برای حفظ امنیت شهری از سوی همراهان و کسانی که برگزارکننده این جلسات بودند دیده نشد و ماجرا با بایکوت خبری و عدم همبستگی مواجه شد. این روزها احساس میکنم دیگر امنیت روانی و حتی جانی در شهر ندارم . بارها با برخورد هموفوب ایرانیان مواجه شدم تا اینکه به چادر پناهندگی رفتم. حضور در چادر مشکلاتی فراهم اورد تا شب گذشته در برخوردی در خیابان به وجود امد، خبردار شدم که ادرس محل زندگی من در چادر پناهندگی پخش شده است! سکوت و برخورد های شخصی و غیر عمومی به اعتراض ما سر امنیت شهری ما، من را واداشت که اینجا برای آخرین بار بنویسم. به گمانم همه ی کسانی که تا دیروز فعال در این زمینه بودند مسئول هستند.
در واکنش به برخورد ما و خشونت اعمال شده آقای هژیر پلاسچی پشت سکوتشون من را از فیس بوک بیرون کرده اند. وقتش رسیده که شفاف صحبت کنیم. چرا که در این دوره ما سعی کردیم با نوشتن طنز انتقادی و سپهر با نوشتن مقاله پانوشتی بر اسطوره مردانگی و چندین پست دیگر پی گشودن چشم های دوستان بودیم که گویا وقت و زمان خواندن و وارد بحث شدن ندارند. با بالا گرفتن این ماجرا و برخورد خشونت امیز اکتیویستان این حرکت،  دیگر بحث از کار تئوریک گذشته! خشونت وارد شده به ما جدا از مسائل سیاسی به تن و روح ما شخصا وارد میشود! من اول از همه از سپهر خواهش میکنم ایمیل های خصوصی امده را عمومی کند چرا که ما داریم در یک فضای عمومی و شفاف مبارزه میکنیم. آقای هژیر شما یک سال پیش در کمپین "ما همه جا هستیم " با ماتیکی بر لب سر هموفوبیا صحبت میکنید. چطور این ماجرا وقتی به گروهی که شماها هم در ان فعال هستید وارد میشود سکوت میکنید که این ماجرا شخصی است؟ آقای هژیر لطفا یکبار ماتیک بر لب سراغ رفقا و معترضان بروید.  آیا باز هم حرفتون در کنار رفقای شما مورد اعتنا واقع میشود؟ ایا در این وانفسا در برابر خشونت واقع شده من باید از فیس بوک شما بیرون شوم؟
من به شما و گروه ریشه های خیابانی نقد دارم. به خصوص به پژاره حیدری که در روز کریستف استریت دی رفتید بالا بیانیه ریشه های خیابانی را خواندید و درباره وضعیت همجنسگراها و کوییرهای ایرانی .سوال من اینجاست که چطور در اون روز در میان جمعیت دغدغه همجنسگرایان را داشتید ولی در تشکیلات و حرکت ها و رژه های خیابونیتون در وضعیت پناه جویان نه تنها سکوت میکنید در بدابد وضعیت هموفوبیا در برنامه هاتون بلکه غیر مستقیم و غیر عمومی با ما برخورد میکنید و اتفاقا این شما هستید که شخصی برخورد میکنید و لابد میخواهید بگویید چرا ما نیومدیم و فعالیت نکردیم چون که جمع های شما بسته و در خود است و پر از هیرارشی اکنده به هترو سکشوالیته اجباری است . ما برای شما حکم همجنسگرا و شما چپ (نقل به مطلب امین حصوری)شما با این پیش فرض وارد میشوید من در کنار کسایی که دو گوش گوشواره انداختنم مسئلشونه و تبعیض امیز دیگر کار نمیکنم. درباره نظاهرات همجنس گرایان فراموش نکن که مدیراتور برنامه من و سپهر و دعوت کردن که ما به دلیل مشکل فکری که پیش اومد ترجیح دادیم جلوی دوربین نریم و همچنین مسائل دیگر.
پژازه جان مشکل ما با صحبت کردن فقط شما اونجا نیست. مشکل با اینه که چرا اینقدر تناقض. اگر شما مشکل شخصی با ما دارید ایا دلیل میشه که در برابر هموفوبیا در ماجراهایی که خودتون نقش دارید سکوت کنید_من این نوع فعالیت سیاسی رو نمیفهمم . مشکل من فقط یک مشت ادم که با شما کار میکنند و هموفوب راسیست هستن اما جا دارن نیست؟
مشکل من با گذاشتن ورک شاپ تنها حل میشه دوستان!
مشکل نگاه از بالا و هترو سکسیستی هست که ما رو فقط در این غالب جنسیتی قضاوت میکنند و خودشون رو لابد فعال سیاسی !
آقای امین حصوری چرا فکر میکنید شما چپ هستین و ما همجنسگرا !همجنسگرایی پسوند سیاسی افراد نیست حرف شما رو برگردونم برای نشون دادن هترونرماتیو در این حرف میشود ما چپ هستیم شما هترونرم! کجای دنیا در گروه های سیاسی همجنس گرایی پسوند سیاسی افراد هستن تا زمانی که خود رو چپ بدونن و هر که نقد میکنه تقلیل بدین به همجنس گرا(گرایش جنسی)
شنیدم سپهر خانم ستاره سجادی ایمیل زده که قرار ورک شاپ بزاره و خواسته با هم فکر کنین !(من سپهر نمیفهمم تورو چرا صحبت نمیکنی) خانم ستاره شما به جای ورک شاپ یاد بگیرید ادم ها رو حذف نکنید جلسه سر افغان ها همه دعوت میشن جز ما ؟ چطور شد که الان در این بازار همه به فکر ورک شاپ گذاشتن شدن ؟ شما اول باید یک ورک شاپ برای مشکلتون با کیر تو کون همجنسگرا که میره انی میشه حل کنین ! چطور شد که توی این چندوقت هیچ کی حرفی نزد حالا که ما ها(نه تنها من و سپهر)وارد ماجرا شدیم همه به این فکر شدن که ورک شاپ بزارن . شما بهتر ورک شاپ رو برای خودت و دوستات بزاری که وقتی کسی رو مرد یا زن هترو نمیبینن نگن که برو جای دیگه تانگو!که مردا لیدر تانگو هستن . شما بهتره ورک شاپ ائل در تجربه ذیسته هاتون بزارین.
خانم عسل اخوان عزیزم دوستم رفیقم من از تو گلایه دارم در این چند ماه که در چادر در کنار رفقایت بودی چرا وقتی این صحنه ها رو میدیدی چیزی ننوشتی؟ مگه تو همجنسگرایان پناهنده نمیشناختی اون روزها؟ چرا زیر هژمونی مردانه یادی هم نکردی عزیزم گلم.
فیلم ما در کانون پناهندگی سانسور میشه که به لاک دست سپهر یارو گیر داده بود که تو داری چی رو نقد میکنی سر هموفوبیا که ما هزاران شهید در دهه شصت دادیم و تو به چه حقی در این مورد صحبت میکنی ؟ من نمیدونم چرا اما تا در مورد خشونتی که به ما میشه صحبت میکنیم باید پاسخگو قربانی بودن همه عالم باشیم تا خشونت به ما میرسه ما رو متهم به عقده ای و دیوانه میکنند. من نمیدونم در چنین وضیعتی گهی در ایران که ما اصلا نمیتونیم وجود داشته باشیم فاشیستی . اینکه ما به خشونت به خود واکنش نشون میدیم به اینکه تجاوز بهمون میشه چطور یک زن هترو که خودش قربانی مرد سالاری میتونه بیاد بگه شما ناله میکنید یا قربانی گرایی! اری ما قربانی هستیم در جایی که حتی حرکت دست و تن ما شامل مجازات و تمسخر اجتماعی است . قربانی بودن ما بدیهی است؟ و افشای چنین برخوردهایی اتفاقا نشون میده که ما از سلطه مردانه بیرون آمدیم و اعتراض میکنیم ! افشا میکنیم! از هیچ انگی نمیترسم و پشت اتوریته رفقای مرد سیاسی قایم نمیشیم . شما هم قربانی هستید با تفاوت که ما از انگ و تهدید و طرد شدن نمیترسیم از دست دادن امتیازات سیاسی و وارد میدان میشویم .
تختخواب من هم سیاسی است!
من از این به بعد با هر برخوردی واکنش نشون میدم و در برابر ریا کاری سیاسی هستم .
مرد سالاری میان ما است . هموفوبیا در ما است.
از همه دوستان میخوام که سکوت نکنن بخاطر مصلحت یا روابط اجتماعی چرا که این مسئله شخصی نیست این امنیت شهری ما است. ما زمانی که بهای صراحت رو ندیم به هیچ چیز جز بازتولید دورویی و ترس های درونی شده نمیرسیم! در شهری  زندگی میکنیم که برای حداقل ازادی های ما فعالین کوییر و زنان عده زیادی خون داده اند.
با تشکر از دوستای خوبم در برلین که در کنارم بودند.
پویا

۸ نظر:

PAYMAN PIEDAR گفت...

ممنون روزا جان برای روشن کردن من.میبخشید من نمیدونستم که این بیانیه اولین بار در دهم و بازتکثیرش نیز در 13 سپتامبر در اینجا بوده.واسه همین به اشتباه از صفحه سارا اسم آوردم.
در مورد تصحیحات متن و تغییر لغات لاتین به فارسی دو نکته گفتنش در اینجا ضروریست (1)از اونجائی که من متنی که خودم در خوندنش مشکل داشته باشم رو در "نه سخد" نمیزارم, همیشه متونی رو که بازتکثیر میکنم(حتی اونائی که از تو گذاشته ام تا به امروز)اول تصحیح -چه دستوری و چه لغتی - و بعد درج میکنم.(2) همانطور که میدونی من حساسیت خاصی به استفاده نا بجا از واژه های فرنگی در متون فارسی دارم.بخاطر همین هم باز در اینجا بخودم این اجازه رو داده و میدم که اینکار رو در مورد این متن هم بکنم.در ضمن, باز همونطور یکه میدونی, من به فیسبوک هیچ جریانی وارد نشده و نمیشم و لزومی به اطلاع دادن هم ندیده و نخواهم دید.این دوستان و رفقای عزیزمان اگر احیانا "اعتراضی" به تغییر واژه ها دارند میتونند علنا بمن انتقاد کنند و من هم علنا بهشون پاسخ خواهم داد.در آخر برای تمامی جریانات حقیقی چپ و رادیکال ( نه جریانی چون
راه کارگر و ....که از نظر من راست ترین جریان در "چپ" ایران هستند....) بخصوص همجنسگرایان و ترنس ها ی ایرانی که ستم مصاعف بهشون میشه آرزوی موفقیت دارم.زنده باد آزادی -ننگ بر هموفبیا و مرد سالاری!!

Rosa گفت...

رزا: تصحیحات پیمان پایدار اینجا .
پیمان کمی لغات لاتین را برای راحتتر خواندن تغییر داده. البته بهتر بود به فیسبوک رفقای کوییر اطلاع بدهید و اگر علاقه داشته باشند بگذارند در فیسبوک شان.

پیمان: در ضمن, باز همونطوریکه میدونی, من به فیسبوک هیچ جریانی وارد نشده و نمیشم و لزومی به اطلاع دادن هم ندیده و نخواهم دید.این دوستان و رفقای عزیزمان اگر احیانا "اعتراضی" به تغییر واژه ها دارند میتونند علنا بمن انتقاد کنند و من هم علنا بهشون پاسخ خواهم داد.

رزا: پیمان جان این اولین اعلامیه ی اعتراضی این رفقا هست. این فیسبوکشان هم در و دروازه اش بازه و خصوصی نیست. من تو فیسبوک نیستم. شما و سارا جان این امکان را دارید. توصیه که اینکار را انجام دهید.
در مورد درج منابع یا تغییر و ادیت متن ها و بقیه اینکارها خودتان نظر من را میدانید. پابلیش کتاب "آنگونه که زیستم" !

مسئله این اعلامیه من را یاد اولین اعلامیه ی زنان می اندازد. و اعلام جدایی از جامعه ی مردان چپ.
ارزش این اعلامیه از نظر تاریخی مثل پرتاب گوجه فرنگی هایی است که اولریکه ماینهف تیوریزه اش کرد.
من وقتی پویا نوشته : ستاره سجادی قرار ورک شاپ بزاره. شما اول باید یک ورک شاپ برای مشکلتون با "کیر تو کون همجنسگرا که میره، انی میشه" حل کنین !
امین حصوری، چرا ما برای شما حکم همجنسگرا داریم و شما خود را چپ مینامید!
به لاک دست سپهر یارو گیر داده بود.
من در کنار کسانی که "دو گوش گوشواره انداختنم" مسئلشونه و تبعیض آمیز ، دیگر کار نمیکنم.
پویا:من نمیدونم چرا، اما تا در مورد خشونتی که به ما میشه صحبت میکنیم، باید پاسخگوی قربانی بودن همه عالم باشیم، تا خشونت به ما میرسه، ما رو متهم به عقده ای و دیوانه میکنند.

رزا: من کاملن با پویا همدلم. وقتی مینویسه هژیر ماتیک میزنه در راهپیمایی همجنسگرایان "به تظاهر همبستگی"، اما تو فیسبوک اینها را حذف میکنه. عسل از ترس از دست دادن امتیازات جامعه ی مردانه، هیچی نمیگه. ماه پیش هم "میزگرد سرکوب کوییرها در ایران" گذاشته اند توی برلین و دریغ از همکاری با خود کوییرها.
مثل این میمانه که یکعده مردسالار در حال توجیح "مارکسی" ستم بر زنان بوده اند، اینک توجیه ستم بر همجنسگرایان (مثل مقاله ی حصوری (راه کارگری) ستمگری "ستمدیدگان") و ما زنان آنوقتها باید کتک میخوردیم تا خورشید سوسیالیسم طلوع کند!
با همین استدلالات چماقی، قرار بود زنان را آرام کرده مبارزه ی "دست در دست" (روی کول زنان) را به پیش ببرند.
نشد و زنان جدا شدند و گروههای خود را زدند و الان هم هیچ سبیل کلفتی نمیتونه اعلام کنه آزادی زن! به نمایندگی از زنان!
این اعلامیه مثل همان اولین گوجه فرنگی ها است که جنبش زنان آلمان پرتاب کرد.
من بعنوان کسی که در جنبش چپ، از دستاورد مبارزه ی این زنان گمنام که قدم اول را در راه استقلال برداشتند ، نفع برده و میبرم. من به همین دلیل خیلی علاقه داشتم که بدانم اینها کی بودند و چه گفتند (با زبان خودشان).
اولریکه ماینهف با دفاع از این گوجه فرنگی های پرتاب شده، اسمی در تاریخ زنان از خود بجا گذاشت. او اما در این اکسیون شرکت نکرده بود و فقط از دلایل حمایتش بعنوان روزنامه نگار نوشت. «حتی یک کامیون گوجه فرنگی هم برای اینها کم بود!»

Rosa گفت...

باری کوییرهای رادیکال برلین اسم دارند و چه در جنبش اعتراضی ایران و چه اینجا. به محض ورودشان فعالیت زیادی هم در ریشه های خیابانی داشتند.(الان انشعاب کرده و یا حذف شده اند) اینها بهترین بخش چپ ایرانند. آنوقتها زنان این بهترین بخش بودند.

اصل این اعلامیه به همین دلیل تاریخی حتمن باید در کنار اعلامیه ی تصحیح شده گذاشته شود. هم شما و هم سارا جان. لینک منبع را لطفن قرار دهید. تا دوستان بتوانند به منبع وارد شده و مطالب دیگرشان را هم بخوانند. این حداقل همبستگی است.

در ضمن از تصحیح لغات انلیسی شخصن ممنونم. اعلامیه را روانتر کرده.
منبع

https://www.facebook.com/Iranian-radical-Queer-671766372924799/timeline/

در ضمن این رفقای کوییر تقریبن تازه از ایران آمده اند. شاید دلیل استفاده نکردن از ترجمه ی لغات فارسی مخالفتشان با آنها باشد.

آنروزهای ابتدای خروج از گروههای مردسالار هر گونه دست اندازی به اعلامیه هایمان منفی بود. "مردان عادتن ما را تصحیح میکنند و نقش آموزگار ایفا میکنند و این همان پوزیسیون مردسالارانه است!"
وقتی از بالا بدون مشورت دیگران آنان را "تصحیح" کنیم، اغلب همکاری خوانده نمیشود. من و شما و سارا و بقیه به هم آگاهیم. آیا آنها به منظور شما آگاهند؟
ریشه های خیابانی د ابتدا و قبل از انشعاب کوییرها
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=38962

راستی در مورد اسماعیل خویی من هم چیزی نوشتم و بعد از حجوم استالین به سازمان زنان 8 مارس حذف شد. دیروز گذاشتم متن را در لینک زیر. وقت داشتید بخوانید و نظرتان را بگویید.
قائله اسماعیل خویی

http://www.mediafire.com/view/t5ahudlrtz05hkd/khoiii.pdf

Rosa گفت...

قائله اسماعیل خویی متنی قدیمی است. هجوم حزب مائویستی به سازمان زنان 8 مارس بدلیل وابستگی رهبری به حزب بود. جناح مائو با جناح استالینیستی در جدال بود. بعد از حرکت کارزار زنان (آخرین اکسیون بیش از 2 هزار نفر) حزب هول شد و رهبری را علنن بدست گرفت. یکماه بعد از روز جهانی زنان در آوریل آذر درخشان در بلژیک اعلام علنی وفاداری از حزب کرد. لیلا و جناح استالینیست همه کاره ی تشکیلات شد. از طرف فریبا امیرخیزی به من اعلام شد به کار تماسها و وبسایت خاتمه بدهم. افراد حزب وبسایت زنان را بعهده گرفته و اغلب سایتهاو نوشته های زنان مستقل را حذف کردند.
اینها فکر کردند 2 هزار نفر پشتشانند.
بعد از آن اکنون 20 نفر هم در تشکیلاتشان فعال نیستند.
زنان بدلیل مائو یا استالین نیامده بودند. آنان مطالباتی داشتند...
رفتند...

PAYMAN PIEDAR گفت...

روزای عزیز : تو خوب میدونی موضع من رو.باهات موافقم در تمامی حرفهائی که در بالا زدی.من فقط و فقط از لحاظ روان شدن متن و ضدیت در استفاده از لغاط لاتین به این امر دست زدم. وگرنه اهمیت این اعلامیه و کار این رفقای جوان دقیقا تاریخی و شجاعانه هست.همیشه همینجوری بوده.تو جنبش سیاهان هم در آمریکا,همونطوری که میدونی, بین مارتین لوتر کینگ و مالکوم اکس اختلاف بود.... و جنبش ببرهای سیاه نقطه عطفشان....و حالا هم باز از فرگوسن به اینطرف باز اختلافها بروز کرده....همیشه هستند رفرمیستهائی که میخوان با نظم حاکم و بالائی ها سازش کنند....و هستند انقلابیون بی پروا و حقیقتا انقلابی....در مورد جنبش زنان تو خودت به تشریح خوب اون پرداختی....من همانطور که میدونی در همونجا سایت سارا رو گذاشتم و الان بعد از اینکه این متن تموم بشه صفحه فیس بوک رفقای انقلابی منشعب رو میزارم که علاقمندان اصل اعلامیه شون رو نیز ببینند.درستش هم همینه.ممنون....زنده باد مشی انقلابی در هر جنبشی.مرگ بر فرصت طلبان و مردسالاران بزدل و ستمکش.

Rosa گفت...

سلام پیمان جان
مرسی از کامنتها و راستش من هم این پُست را نوشتم تا هم جواب سوال شما باشد که این اعلامیه منبعش چیست و هم در مورد تصحیح سوتفاهمی نباشد. راستی من فکر میکنم چون کار ترجمه تان طول کشیده کتاب گتینگ فری را بخشن بطور پی دی اف رسانه ای کیم بدون پس گفتار و... نظرتان چیه؟
پایدار باشید

PAYMAN PIEDAR گفت...

مخالف هستم رفیق.عجله نکن لطفا .این کتاب تا اون قسمتی که ترجمه شده رو از نه خدر در بیاری (اگه بخوای)و در صفحه خودت پی دی افش کنی و در سمت چپ مثل همه چیزهائی که میزاری .ولی با یک شرط : در بالاش بنویسی که این کتاب 30 صفحه بهش اضافه شده و منابعش هم بمراتب بیشتر شده . بقیه اضافات در دست ترجمه هست و در سال 2016 کاملش هم پی دی اف و هم چاپی بیرون خواهد اومد. حالا خود دانی.ولی قبلش بمن خبر بده لطفا.قربانت

Rosa گفت...

پیمان جان
راستش ساعت من تیک تیکش سریعتر شده!
بعدن چت کنیم. شاید بخواهید تغییری در متن نه خدر بدهید.
موافق رسانه ای کردن هستم. 30 صفحه ی دیگر را بعد در نسخه ی چاپی میشه اضافه کرد؟
http://www.jamesherod.info/?sec=book&id=7

The first edition was translated into Farsi by Payman Piedar
and published in three installments in the Persian journal of
anarcho‑communism, Nakhdar, issues #2 (2001), #3 (2003), and
#4 (2005), P.O. Box 380473, Cambridge, Massachusetts 02139.

خودش هم در بالا نوشته. اما لینک نداره. میشه فعلن همین پی دی اف را برایش فرستاد.
پایدار باشید