۱۲ اردیبهشت، ۱۳۹۷

رامین حسین‌پناهی جهت اجرای حکم اعدام به قرنطینه منتقل شد

رامین حسین‌پناهی جهت اجرای حکم اعدام به قرنطینه منتقل شد

رامین حسین‌پناهی، زندانی سیاسی کُرد محکوم به اعدام، جهت اجرای حکم به قرنطینه زندان سنندج منتقل شد.
 رامین حسین‌پناهی، زندانی سیاسی کُرد، که حکم اعدام او ٢٢ فروردین ۱۳۹۷ در شعبه ٣٩ دیوانعالى کشور شهر قم تایید شده‌بود، ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ جهت اجرای حکم به قرنطینه زندان مرکزی سنندج منتقل شد.
امجد حسین پناهی فعال حقوق بشر و برادر این زندانی سیاسی ضمن تایید این خبر گفت که «صبح امروز سه شنبه رامین حسین‌پناهی را به قرنطینه زندان مرکزی سنندج منتقل کرده‌اند و بنا دارند، او را پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ اعدام کنند
حسین احمدی‌نیاز، وکیل مدافع رامین حسین پناهی پیش‌تر گفته بود:‌ «رسیدگی به پرونده رامین حسین‌پناهی، خیلی فوری و سریع بود و این امر خلاف قانون است چون نشان می‌دهد، دادگاه و دیوان، به دلایل و مدافعات اینجانب توجه نکرده است و صرفا بنا به سفارشات نهادهای خاص حکم صادر شده است، رامین حسین‌پناهی مورد ستم قضایی قرار گرفته است زیرا به نام احکام قضایی بر اساس روند دادرسی غیر عادلانه و نادرست محکومیت پیدا کرده است، که این امر خلاف قوانین و مقررات حقوقی است. قوانین بین المللی بطور کامل این دادرسی فرمایشی را محکوم می‌نماید.»
رامین حسین پناهى فعال سیاسی ، ٢ تیر ۱۳۹۶ بازداشت و پس از ۲۰۰ روز انفرادى و شکنجه های جسمی و روانی، به زندان مرکزى سنندج منتقل شد. این زندانی سیاسی، ٢۵ دی ٩۶ در شعبە یک دادگاه انقلاب شهر سنندج بە اعدام محکوم شد. این حکم، مجددا، ٢٢ فروردین ۱۳۹۷ در شعبه ٣٩ دیوانعالى کشور در شهر قم به تایید رسید.
در ارتباط تایید حکم این زندانی سیاسی، ۳ تن از کارشناسان سازمان ملل، پنج‌شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷ با انتشار بیانیه‌ای خواستار توقف حکم اعدام وی شدند و نگرانی خود برای بدرفتاری و شکنجه زندانیان در ایران اعلام کردند.
گفتنی است، حکم اعدام رامین حسین‌پناهی، در حالی صادر و ابلاغ شد، که وی تمامی اتهام‌های انتسابی به خود را رد کرده بود. وکیل این زندانی سیاسی کُرد نیز این حکم را غیرمنتظره و ناعادلانه تلقی کرده است.
وکیل این زندانی سیاسی محکوم به اعدام پیشتر گفته‌بود، “صدور حکم اعدام برای رامین حسین پناهی، با اعمال نفوذ اطلاعات و سپاه صورت گرفته است و با توجه به قوانین داخلی و جزایی ایران و این که چنانچه قضات پرونده استقلال داشته باشند، رامین حسین‌پناهی مستحق مجازات اعدام نیست.”
شایان ذکر است کە پس از ابلاغ صدور حکم اعدام رامین حسین‌پناهی، موج جدید و گسترده اعتراضی در داخل و خارج از ایران شکل گرفت. به همین منظور، تمامی احزاب کُرد، از جمله مرکز همکاری احزاب کُرد، کانون‌های مردمی، شهروندان مدنی و سیاسی، فرهنگیان، نویسندگان، هنرمندان، نهادهای مختلف اجتماعی، شعرا، بازاریان، اصناف، نمایندگان ادوار مختلف گذشته مجلس، فعالان فرهنگی، شورای دموکراسی‌خواهان ایران و ده‌ها سازمان و نهاد سیاسی و مدنی دیگر، با صدور بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های مختلفی در کردستان ایران و برخی از شهرها و مراکز استانی در اروپا و کانادا، همچنین با برگزاری آکسیون‌های اعتراضی، ضمن محکوم کردن صدور حکم اعدام رامین حسین پناهی و احکام اعدام دیگر زندانیان سیاسی، مدنی و عقیدتی در ایران ، حمایت و پشتیبانی خود را از رامین حسین پناهی اعلام داشتند.
در همین رابطه تاکنون چندین هزار نفر از شهروندان، فعالان مدنی و سیاسی با امضای طومار و نامه، صدور حکم اعدام رامین حسین پناهی را محکوم کرده‌اند. همچنین بالغ بر ۳۲ تن از نمایندگان پیشین مجلس، اساتید دانشگاه‌ها، وکلا، طی نامه‌ای به رییس دستگاه قضایی ایران، خواستار توقف حکم اعدام رامین حسین پناهی شده‌اند. همچنین ۲۴ نهاد فعال مدنی و حقوق بشری با انتشار بیانیه‌ای خواهان لغو فوری حکم اعدام رامین حسین پناهی شدند.
سازمان عفو بین‌الملل هم با صدور اطلاعیه‌ای خواستار اقدام فوری علیه حکم اعدام رامین حسین‌پناهی، زندانی کرد ایرانی شد. بر اساس این اطلاعیه حکم صادر شده برای رامین حسین‌پناهی به دنبال یک محاکمه به شدت ناعادلانه و به دنبال چهار ماه «ناپدیدشدن اجباری» صادر شده است. این سازمان تاکید کرده است مقامات امنیتی و قضایی در اقدامی تلافی‌جویانه رامین 
حسین‌پناهی را به سلول انفرادی منتقل کرده‌اند و محکومیت و مجازات او مغایر با قوانین بین‌المللی است و باید لغو شود
عفو بین الملل همچنین اشاره کرد که ایران سال پیش حداقل ۵۰۷ نفر را اعدام کرد که یکی از «بدترین» کارنامه ها در جهان است.


"بە کسانی کە دوستشان دارم
نمی‌دانم از کجا شروع کنم، از کشتە‌شدن اشرف یا از حکم اعدام برادر بزرگمان انور حسین‌پناهی، شکستە‌شدن هر روزەی قامت پدر و اشک‌های بی پایان مادرم. از خواهران داغدیدە و سایەی ترس و نگرانی کە هر روز و هر ساعت در تک تک لحظاتی کە تنها یا دور هم بودیم، بگویم. دست سرنوشت و تقدیر، من را در مکان و شرایط قرار دادە کە روزی برادر بزرگم انور حسین پناهی، آن را تجربە کرد. شاید ادامەی حرف‌هایم از اینجا کمی راحت‌تر است برای اینکە با افشین، برادری کە از من بزرگ‌تر است و با هم در یک زندان هستیم، این نامە را می‌نویسم. افشین بە هشت سال و نیم زندان محکوم شدە است و در انتظار پایان حکم و بازگشت بە خانە است و من هم بە اعدام محکوم و ممنوع الملاقات شدەام و نمی‌دانم کە بعدها چە می‌شود. بیش از هر چیز و هر کس بە قلب داغدیدە و حسرت‌های مادرم فکر می‌کنم از اینکە چگونە این روزها را تحمل کردە است یا تحمل می‌کند.
زمانی بە این فکر می‌کردم کە این همە رنج و این همە ترس از کجا می‌آید و دلیل واقعی ظلمی کە بە خانوادەی من روا می‌رود چیست. امروز و همەی روزها و لحظاتی تلخی کە از همان نوجوانی تجربە کردەام بیش از پیش جواب روشن این سوالات را می‌دهند؛ همیشە دوست داشتەایم با کسانی کە می‌شناسیم، با همسایەها، با افراد جامعە و مردمی کە با آنها در مکانی کە زندگی کردەایم صمیمی باشیم و احساس نزدیکی کنیم و در خوشی و ناخوشی در کنار هم باشیم. امروز فکر می‌کنم این درس‌ها را پیش از هر کسی از مادر و پدرم یاد گرفتەام. چرا باید کارگران اینگونە زندگی کنند؟ چرا باید کودکان کار کنند و رنج بکشند؟ چرا باید زنان و مادرانمان این همە رنج و مرارت تبعیض را تحمل کنند؟ چرا مکانی کە در آن زندگی می‌کنیم و در آنجا بزرگ شدەایم آتش بگیرد و آلودە شود؟ و چرا نباید همەی ما آزاد باشیم و در کنار هم آزادی را تجربە کنیم؟
کم نیستند کسانی کە این سوال‌ها را با صدای بلند پرسیده و بە جرم‌های گوناگون محکوم شدەاند: محاربە، ضد انقلاب، وابستە بە گروەهای تروریستی، شبکەهای جاسوسی استکبار و عضویت در گروەهای معاند. من هم یکی از همان کسانی هستم کە در جست‌وجوی جواب این سوال‌ها بودەام و تلاش کردەام کە برای تک تک سوالاتی کە داشتەام پاسخی درخور بیابم؛ از طریق دفاع از فعالیت مدنی و سیاسی، زیست محیطی، حقوق بشری، دفاع از حقوق کودکان، زنان و کارگران و تمامی کسانی کە همدل و همدرد بودەایم.
امروز بیش از هر روز دیگر از این صمیمیت و دوست‌داشتن و عشق بە مردم لذت می‌برم و از اینکە در کنارشان هستم احساس غرور می‌کنم. اینکە لحظات سخت هشت سال و نیم حبس افشین را می‌بینم بغض گلویم را می‌گیرد اما با وجود اینکە انتظار حکم اعدام، لحظات دردآوریست اما ارزش و غرور ایستادن در کنار مردمی کە آنها را دوست دارم، طبیعتی کە در آن زندگی کردەام و کارگرانی کە با آنها کار کردەام، از رنج این لحظات می‌کاهد و بە من، افشین و خانوادەام غرور می‌بخشد. برایتان می‌نویسم."
 خاطرنشان می‌شود که رامین حسین پناهی روز دوم تیرماه از سوی نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازداشت شد و در تاریخ ۵ بهمن‌ماه ۱۳۹۶، در حالی که تنها یک جلسه‌ی دادگاهی برای او برگزار شده بود، از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی سعیدی و یکی دیگر از قضات به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و عضویت در یکی از احزاب کُردی به مجازات اعدام محکوم شد

۱۲ نظر:

ناشناس گفت...

رژیم جمهوری اسلامی مثل تمام اربابان استثمارگر شرق و غرب از انسان دوست بودن انسانها می ترسد و همیشه در پی جمع کردن و حمایت از آدم کش ها و اوباشان و دزد ها بوده است.

Rosa گفت...



کیهان لندن - رامین حسین‌پناهی برای اجرای حکم اعدام به انفرادی منتقل شد

https://www.youtube.com/watch?v=yZjSDFkaBek

مراسم خاکسپاری نیشتیمان حسین پناهی خواهرزاده رامین در روستای قرنچیای دیۆڵان که روز گذشته بعد از شنیدن خبر اعدام قریب الوقوع رامین خودکشی کرد.

https://www.youtube.com/watch?v=1H2LYpA5p_8

Rosa گفت...

پیام ویدیویی خانوادە رامین حسین پناهی

https://www.youtube.com/watch?v=wDE5w3UOC_g

ناشناس گفت...

جمهوری اسلامی با اساس انسان و انسانیت مشکل دارد و یکی از دغلکاران و فریب کاران جهان هستی است بنابراین از هر چیزی که بوی انسانیت میده مشکل دارد
مرسی رزا گرامی خسته نباشی
خوشحالم که ب انترنت وصل شدی تبریک

Rosa گفت...

برادر رامین حسین پناهی، زندانی سیاسی کرد محکوم به اعدام، اعلام کرد که او را از قرنطینه به بند عمومی باز گرداندند.

به گزارش صدای آمریکا، امجد حسین پناهی چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت در گفت و گو با بخش فارسی صدای آمریکا با اعلام این خبر، گفت که بازگرداندن رامین به بند عمومی زندان سنندج نشانه مثبتی از تعویق اجرای حکم اعدام اوست.

به گفته امجد، افشین حسین پناهی، برادر دیگر آنها که او نیز در زندان سنندج محبوس است رامین را در بند عمومی زندان دیده است و خبر بازگشت او را به خانواده خود اعلام کرده است.

امجد حسین پناهی، روز سه شنبه اعلام در حساب توئیتر خود نوشته بود که قرار است حکم اعدام رامین روز پنج شنبه اجرا شود.

رامین حسین پناهی که به اتهام عضویت در حزب کومله کردستان تیرماه سال گذشته دستگیر شده بود بنا بر اخبار سازمان‌های حقوق بشری در این مدت به شدت تحت شکنجه بوده است.

حسین احمدی نیاز، وکیل مدافع رامین حسین پناهی، به بخش فارسی صدای آمریکا گفت که هنوز اجرای حکم اعدام رامین به او ابلاغ نشده است و لذا این انتقال غیرقانونی است.

آقای احمدی نیاز معتقد است که این پرونده برخلاف دیگر پرونده‌های زندانیان اعدامی، بسیار سریع به مرحله اجرای حکم رسیده است.

بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران کسانی که اقدام به مبارزه مسلحانه با رژیم جمهوری اسلامی بکنند به اعدام محکوم می شوند، اما خانواده رامین حسین پناهی چنین اتهامی علیه او را ناروا می دانند و اعلام کردند که او هرگز مبارزه مسلحانه نکرده است.

آقای حسین پناهی که از تیرماه گذشته در بازداشت به سر می‌برد، بهمن ماه گذشته به اعدام محکوم شد. او پیشتر به قاضی دادگاه گفته بود که در زندان تحت شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته است.

چندی پیش حکم اعدام رامین حسین پناهی در دیوان عالی کشور تایید شده است.

حکم اعدام رامین حسین پناهی با اعتراض نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر مواجه شد. سازمان عفو بین الملل روز سه شنبه با انتشار بیانیه ای از جمهوری اسلامی خواست که از اجرای حکم خودداری کند.

عفو بین‌الملل پیش از این گزارش داده بود که آقای حسین‌پناهی روز اول تیرماه به همراه سه عضو دیگر حزب کومله توسط سپاه پاسداران دستگیر شد. وکیل مدافع او اعلام کرد که که موکلش دست به اسلحه نبرده و صرفا عضو حزب کومله بوده است.

فعالان حقوق بشری از شکنجه و آزار او در زمان بازداشت در سپاه خبر داده بودند بطوریکه امجد حسین پناهی برادر او گفته بود کلیه او در زندان عفونت کرده است.

وزارت خارجه آمریکا طی سالهای اخیر بارها در گزارش سالانه خود از خشونت جمهوری اسلامی در برخورد با اقلیت‌های قومی و مذهبی انتقاد کرده است.

Rosa گفت...

مرسی رفیق
هنوز وصل نیستم
برای اطلاع گیری موقت با هزینه ی زیاد وصلم:(
بریم خواب
امیدوارم رامین انقلاب را بجای اعدام تجربه کنه

ناشناس گفت...

ما هم امیدواریم تشکر از اطلاع رسانی

Rosa گفت...

امجد حسین‌پناهی: نهادهای امنیتی همه اعضای خانواده‌ام را به مرز خودکشی کشانده‌اند

https://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=154097

Rosa گفت...

http://kollektive.work/2018/03/05/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF/


http://kollektive.work/portfolio-item/%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d9%86-%da%86%d9%87%d9%84%e2%80%8c%d9%88%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7%d9%82/

زنان در ۸ مارس ۲۰۱۸ اعتصاب کرده و از کار کردن سرباز خواهند زد. ما از آشپزخانه ها، دانشگاه ها، روسپی خانه ها، مدارس، اتاق خواب ها، کارخانه ها، بیمارستان ها و دفاتر کار خود بیرون می آییم. از کلیه ی کار های خود، مزدی یا غیرمزدی دست می کشیم. شما هم اگر می توانید در ۸ مارس اعتصاب کنید. اگر لازم است از همین حالا مرخصی بگیرید یا در آن روز مرخصی استعلاجی بگیرید. از تمام کارهای غیرمزدی و نظافت خانه دست بکشید. از شریک زندگی خود بخواهید از بجه ها مراقبت کند یا صبحانه را آماده کند.
اعتصاب زنان در روز جهانی زن به وقوع می پیوندد. ما به جنبشی جدید از جنبش جهانی زنان ملحق می شویم که قدرت و عزم خود را در سال های اخیر از آرژانتین تا لهستان و از ایرلند تا مکزیک با سرریزشدن در خیابان ها رشد داده است.
اعتصاب زنان از این تصور که همه ی زنان باید داستان خود را بازگو و علنی کنند سرپیچی می کند. ما از بازگویی قصه های تکراری به تنگ آمده ایم. ما به عمل نیاز داریم.
اعتصاب زنان، اعتصابی برای همبستگی بین زنان است؛ زنان رنگین پوست، بومی، طبقه ی کارگر، معلول، مهاجر، مسلمان، همجنسگرا، کوئیر و دگرباش (ترنس). روز ۸ مارس در سراسر انگلستان همدیگر را در خیابان ها ملاقات می کنیم و علیه سیستمی که ما را منزوی و از یکدیگر جدا کرده اعتصای می کنیم.
اعتصاب زنان به منظور شناخت قدرتی است که بالقوه در ماست؛ به منظور فعال کردن آن و پروراندن مقاومت است. این اعتصاب در بطن سیاست فوران می کند و راه حل های جمعی برای تجربه های فردی ما خلق می کند. این اعتصاب به حکایت کهن زنان ضعیف پایان می دهد.
اعتصاب زنان زندان های خانگی ما را در هم می شکند و استراتژی سنتی سازمان تجارت جهانی در کاهش مبارزه ی صنعتی در قرارداد استخدامی به چالش میکشد.
اعتصاب زنان این فرضیه را که کار زنان باید بدون مزد و همیشه بالبخند انجام شود رابه چالش می کشد.
مطالبه ما این است که همه زنان زمان و حق فرزند داشتن را خود انتخاب کنند ودرعین حال درمخمصه ی انتظار برای انتخاب شدن نیفتند.
اعتصاب زنان نور هبستگی بر زبان هویت جنسی می تاباند و ما را در مقابل دگر جنس هراسی(ترنس فوبیا) درجنبش زنان و فراتر از آن متعهد میکند.
اگر می خواهید در سازمان دهی اعتصاب زنان مشارکت کنید ویا تجمع اعتراضی خود را در محل کار یا محله ی خود شکل دهید، باما تماس بگیرید یا در یکی از گرد همایی های ما شرکت کنید.
#westrike
۸ مارس زنان اعتصاب خواهند کرد. این فراخوانی است به زنان انگلستان که به این اعتصاب بپیوندند. ما دست از کار میکشیم به خیابان می رویم. همه چیز راتعطیل می کنیم و ساز و کار معمول را بر هم می زنیم.
-ترجمه از یادداشت بریگاد بی ثبات کاران انگلستان

Women’s Strike Assembly will meet at 1pm Russell Square

:))

ما بی‌ثبات‌کار هستیم. این خود خوبی‌هایی دارد ( انباشت دانشها، مهارت‌ها و توانایی‌های گوناگون از خلال تجربههای کار و زندگی که پیوسته در حال ساخته شدن هستند)، و البته بدی‌های بسیاری (آسیب‌پذیری، امنیت‌نداشتن، فقر و در اجتماع بی‌دفاع‌بودن). اما موقعیتهای ما چنان متنوع و چنان منحصربه‌فرد است که رسیدن به فصل مشترکی به‌عنوان عزیمتگاهمان به همان اندازه دشوار می‌نماید که یافتن تفاوتهایی روشن تا به واسطه‌ی آن‌ها خود را متقابلاً تقویت کنیم. برای ما ابراز و نیز تعریف خودمان در زمینِ مشترکِ بی‌ثبات‌کاری پیچیده است: وضعیتی که برای تسهیل و حفظ خود نیازی به یک هویت جمعیِ آشکار ندارد، اما در برخی موارد، نوعی گردهم‌آمدن ضروری است. ما باید کمبودها و زیادداشت‌های وضعیت معیشتی و زندگیمان را با هم در میان بگذاریم تا بدین طریق خود را از چندپارگی نئولیبرالی که از هم جدامان می‌کند، از پا درمان می‌آورد تا سرآخر به قربانیانِ ترس و استثمار و حکم خودخواهانه‌ی «هر کس برای خودش» مبدّلمان سازد، برهانیم. مهم‌تر از این‌ها، ما می‌خواهیم ساخت جمعی امکانات زندگی متفاوتی را از طریق خلق یک مبارزه‌ی خلاقانه‌ی جمعی ممکن سازیم.

Rosa گفت...

برای مرد، زن کالای قطعه‌قطعه‌شده‌ای بود که احساسات و انتخاب‌هایش به‌ندرت درک می‌شد: سر و قلبش مجزا از کمر و دست‌ها، و منفصل از رحم و واژنش بود. کمر و عضله‌اش در خدمت کار روی زمین…و دستانش ملزم به تر و خشک کردن و رسیدگی به مردِ سفید بود… واژنش، که برای لذت جنسی مرد استفاده می‌شد، دریچه‌ای بود به رحمش، مکانی برای سرمایه‌گذاری مرد: سرمایه‌گذاری مرد كنشي جنسی می‌شود و به‌دست آوردن بچه، اضافه‌ی انباشت‌شده…

باربارا میلد، «دل تاریکی»، 1983

https://pecritique.com/2016/02/12/%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d9%86%d8%b2%d9%84-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%84%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%81/

Rosa گفت...

دوراهه‌‌‌ی کردی / ادوارد هانت / ترجمه‌ی سبا معمار

https://pecritique.com/2018/04/23/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%87%d9%87%e2%80%8c%e2%80%8c%e2%80%8c%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%d8%ac%d9%85%d9%87%e2%80%8c/

آنچه که این نوشتار نادیده می گیرد تلاش پ.ک.ک برای انجام اقدامات همزمان در عراق و ترکیه است. آنچه که تاکنون منجر به دوام انقلاب روژاوا به مدت نزدیک به 6 سال شده، فقط اتحاد تاکتیکی این جریان با نیروهای آمریکا نبوده، بلکه هوشمندی سیاسی نیروهای آپوئیست در بازی دادن ترکیه در داخل کشور و تلاش برای پیشبرد یک راهبرد انقلابی-مقاومتگرانه در داخل ترکیه نیز بوده است. از 2013 با پیشبرد پروژۀ صلح کوشیده شد تا اولاً برای روژاوا و دوام انقلاب در آنجا زمان خریده شود، ثانیاً چهرۀ دموکراتیک و صلح طلب از پ.ک.ک و جنبش آپوئیستی به نمایش گذاشته شود، ثالثاً به نیروهای پ.ک.ک برای آغاز دورۀ جدیدی از مبارزۀ انقلابی تنفس داده شود و رابعاً شانس تأثیرگذاری بر سیاست رسمی ترکیه با تشکیل حزب دموکراتیک خلق ها (اتحاد چپ کرد و ترک) به آزمون گذاشته شود. در آن زمان خیلی از نیروهای چپ (و منجمله چپ ایران) بدون داشتن شناخت از مسایل سیاسی کردستان و ترکیه، مدعی عدول پ.ک.ک از مواضع انقلابی و چپ شدند. این در حال بود که پ.ک.ک تاکتیک های متفاوت و امتحان نشده ای را آزمون می کرد و موفق شد تا پروژه ای تاریخی را به پیش ببرد. همزمان میان نیروهای پ.ک.ک و چپ های ترک اتحاد عظیمی صورت گرفت که اگر نمایش کودتای 2016 نبود، شاید وضع به گونه ای دیگر رقم می خورد. پ.ک.ک به امید تداوم انقلاب روژاوا در کردستان ترکیه و نیز خود ترکیه بود. امیدوار بودند که بتوانند کمون های مشابهی را با بهره گیری توأمان از نیروهای شبه نظامی و ظرفیت های قانونی حزب دموکراتیک خلق ها برپا کنند. در 2015 این اتفاق افتاد، اما با حملۀ سهمگین ارتش ترکیه و بمب باران شهرهای کردستان مواجه شد و این بار چپ ها (و منجمله چپ سنتی ایران) در خواب ناز به سر می برد. می توان گفت امید پ.ک.ک به تداوم انقلاب روژاوا در باکور (شمال کردستان) با اقبال مواجه نشد و نیروهای پ.ک.ک در ترکیه در موضع تدافعی قرار گرفتند. از سوی دیگر پ.ک.ک که همواره از جانب جبهۀ عراق در ضعف قرار داشته، کوشید تا همان سیاست تداوم انقلاب را این بار به صورت محدودتری در کردستان عراق هم دنبال کند. به این منظور در کرکوک، مخمور، شنگال و روستاهای قندیل کمون ها و نیروهای شبه نظامی مستقلی تشکیل شد و به بهانۀ دفع حملات داعش مقاومت هایی صورت گرفت که مهمترین آن ها اعلام تأسیس کانتون شنگال بود. در عراق نیز اگرچه ترکیه، بارزانی و داعش کوشیدند تا سد راه پ.ک.ک شوند، اما این رفراندوم بارزانی بود که باعث توقف قطار انقلاب آپوئیست ها شد. به طور کلی سیاست پ.ک.ک برخلاف تبلیغات چپ های سنتی و رسانه های نزدیک به دو جناح پوتین و ترامپ، اتکای صرف به نیروی آمریکا نبوده است، بلکه خریدن زمان برای پیشرفت انقلاب اجتماعی و سیاسی در روژاوا و تداوم آن انقلاب در باشور و باکور بوده است. متأسفانه دربارۀ «دنباله های روژاوا» در عراق و ترکیه هیچکس هیچ چیز نمی گوید.

Rosa گفت...

نمی‌توان همچون بسیاری از مارکسیست‌ها (و دیگران)، انباشت سرمایه‌داری را با رهایی کارگران، زن یا مرد، همسان دانست، یا به ظهور سرمایه‌داری به‌عنوان پیشرفتی تاریخی نگریست. برعکس، سرمایه‌داری اشکال وحشیانه‌تر و مکارانه‌تری از برده‌سازی را آفریده، چرا که در بدن پرولتاریا تقسیم‌بندی‌های عمیقی قرارداده است که به تشدید و پنهان‌سازی استثمار یاری می‌رساند. تا حد زیادی به علت این تقسیم‌بندی‌های تحمیلی ــ به‌ویژه میان زنان و مردان ــ است که انباشت سرمایه‌داری به ویران کردن حیات در هر گوشه از زمین ادامه می‌دهد.

https://pecritique.com/2016/02/12/%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d9%86%d8%b2%d9%84-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%84%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%81/