۲۰ شهریور، ۱۳۹۶

فراخوان به اعتراض علیه دیپورت به افغانستان- فردا، سه شنبه ساعت 5 بعد از ظهر در تمام میادین اصلی/ آلمان


 
گردهم آیی مردم شهر گوتینگن علیه اخراج اجباری (دیپورت) به افغانستان
سه شنبه، 12 ماه سپتامبر، ساعت 5 بعد از ظهر، میدان اصلی شهر «گنزه لیزه»

در روز سه شنبه 12 سپتامبر 2017 هواپیمایی با «مسافران دیپورتی» از فرودگاه دوسلدرف / آلمان بطرف کابل / افغانستان خواهد پرید. حدود 15 مسافر اخراج شده از آلمان (پناهجوی دیپورتی) قرار است بازگشت اجباری داده شوند. این پناهجویان را بدلیل دیپورت پیشاپیش دستگیر کرده و الان در بند و زندان می باشند. 
به همین دلیل تظاهرات های زیادی در شهرهای آلمان اعلام شده است و همچنین علیه دیپورت به افغانستان، شهر گوتینگن نیز تظاهرات اعتراضی برگزار می کند.
هنوز حمله ی اخیربه سفارت آلمان در شهر کابل فراموش نشده، حکومت آلمان قصد دارد که پناهجویان افغانستانی را به کشور به اصطلاح "امن" افغانستان دیپورت کند.
بجز پناهجویانی که در این روز مستقیمن مورد خطر دیپورت قرار دارند، بقیه ی پناهجویان افغانستانی در آلمان در وحشت عمومی از خطر دیپورت قرار می گیرند. بسیاری از پناهجویان افغانستانی عملن با بوکس بسته (چمدان بسته) در انتظار دیپورت خود و در وحشت زندگی می گذرانند. نه خواب دارند و نه می توانند با وجود خطر دیپورت، کلاس زبان رفته درس بخوانند و یا در فعالیتهای روزانه شان شرکت کنند.  
این تنها یک دروغ بزرگ و بی شرمانه نیست که کشوری بمانند افغانستان را که بطور مداوم در شرایط جنگی و خشونت قرار دارد، به اصطلاح کشور "امن" و دیپورت به کشورهای "امن" بنامند، بلکه اجرای «سیاست انتخاباتی» است. دولت آلمان زمان کوتاهی را که هنوز به انتخابات پیش رو مانده است، استفاده خواهند کرد،  تا آرای مردم دست راستی را تحت نام "شهروندان نا مطمئن" به نفع حزب و سازمان حاکم با اجرای سیاستهای نژادپرستانه و دیپورت پناهجویان به افغانستان، کسب کنند.
 دیپورت و اخراج اجباری پناهجویانی که به کشورهای امن تر پناه آورده اند، یک جنایت است!
دیپورت یک جنایت دولتی و یک جنایت از پیش برنامه ریزی شده است!
کشور افغانستان "امن" نیست. کشور افغانستان نه برای شهروندانش امن است و نه برای ارتش آلمان (ساکن در افغانستان) و نه برای توماس دو مزیر (وزیر امنیت داخله ی آلمان)!

ما اگرچه اجازه ی شرکت در انتخابات آلمان را به عنوان پناهجو نداریم، اما ما نیز یک رای داریم و ما نیز صدایی برای بیان مطالباتمان (بعنوان انسانهایی که در این کشور ساکن هستیم)، داریم.
 رای ما به مقاومت است! مقاومت و «نه» گفتن به «سیاست غیر انسانی ایزوله کردن، گتو ساختن» !
اتحاد علیه دیپورت در شهر گوتینگن

۱۷ شهریور، ۱۳۹۶

شورش کولبران بانه (و کردستان) علیه پولبران رژیم اسلامی ایران+ ویدئوکلیپ


رزا: برعکس آزادی یواشکی تهرونی ها به فراخوان صیغه های صادراتی رژیم اسلامی، باید به دختران کردستان دست خوش گفت!  تصاویر انتهایی کلیپ. 
در سنندج راهپیمایی مردم سرکوب شد، اما خاموش؟ نه هرگز. تا وقتی زنان کُرد اینچنین حضور دارند، مبارزه ادامه دارد...خیابانها و میادین در اشغال!
توجه: از آنجایی که نشان دادن تصویر کولبران یخ زده در سال گذشته در کلیپ زیر به عمله های رژیم اسلامی خوش نیامده، دیدن کلیپ را در کانال یوتیوب مشمول ثبت نام کرده اند! بعنوان "بالای 18 ساله". ما به شگردهای ی اسهال طلبتان به رهبری موسوی عامل کشتار زندانیان دهه ی  60 در زمان نخست وزیری اش (اکنون در حصر خانگی) واقفیم. و کروبی عامل صیغه ی زنان خانواده ی "شهدا" و از مردان چند زنه در رژیم اسلامی و خود دارای کنیزک و صیغه اسلامی...
برای تماشای کلیپ با حجم کم و دور زدن ثبت نام اجباری در یوتیوب، می توانید کلیپ زیر را از سرور مدیافایر از لینک زیر با حجم کم (7 ام ب) دانلود کنید. لینجا
http://www.mediafire.com/file/56dyrff7fqgwd9i/baneh.3gp


برای اسامی دستگیری های سنندج + گزارش های تصویری از مقاومت مردم  روی اینجا کلیک کنیم

کردستان با پای قطع شده اش اما هنوز و کماکان ایستاده. شهر بانه «کوبانی» ایران!


۱۶ شهریور، ۱۳۹۶

کردستان با پای قطع شده اش اما هنوز و کماکان ایستاده. شهر بانه «کوبانی» ایران!

رزا : مردمِ دیروزی برای کولبران یخ زده در کوههای مرزی گریستند.  بامطالبه ی قانونی کردن کولبری حتی با شیطان هم معامله کردند. قرار شد دولت روحانی آنان را بیمه هم کند! ضحاک نیز عاقبت اسم  قاچاقچی را بدلیل فشار افکار عمومی از رویشان برداشت.  قرار شد قانونی اش کنند کولبری را. بسیاری از جوانان، به پخش سیستماتیک و ارزان مواد مخدرِ دولت اسلامی در کردستان پشت کردند تا نان شان را در به کول کشیدن بارِ دیگران، در بیاورند. رژیم ایران نتوانست با کُشتار تمام چارپایان آنان، کولبری را ممنوع کند. آنها در نوار مرزی، اسب  شدند، الاغ و گاو شدند و بار کشیدند تا زنده بمانند از دسترنج خود. اینک رژیم به مغز آنان شلیک کرد. اینک فرمانداری بانه در آتش خشم مردم سوخت، در سوگ کولبرانی که قیمت نان را با مرگشان پرداختند....
رفقا
یاریشان کنیم.
بار 4 دهه را، از دوششان به زمین بگذاریم تا سرافراز بدرخشند بمانند ستاره ای، در شب تیره ی  داعش مان. بمانند کوبانی...

فیلم های خبری از بانه:
آماده باش بانه در آتش وخون
https://youtu.be/aGdxKZHv7eU



تداوم حضور گسترده نیروهای ضدشورش در خیابانهای شهر بانه
https://youtu.be/9U2XfGdNdKA طی روزهای گذشته به دنبال اعتصاب و اعتراض مردم شهر بانه نسبت به قتل دو کولبر کُرد، فضای شهر بانه با حضور گسترده نیروهای ضدشورش به شدت امنیتی توصیف شده و تعدادی از فعالین سیاسی و مدنی کُرد نیز در اعتراض به تداوم کشتار کولبران اعلام اعتصاب غذای سه روزه کردند. بنابه گزارشات رسیده به شبکه حقوق بشر کُردستان، امروز چهارشنبه ۱۵ شهریورماه برای سومین روز متوالی شهر بانه شاهد حضور گسترده نیروهای ضدشورش در خیابانها و میدانهای اصلی این شهر بوده و همچنان بازار این شهر تعطیل و اکثریت مغازه‌های این شهر به نشان اعتراض همچنان بسته است
بانه ورود زرهی
06.09.2017
هلی کوپترهای سپاه بر فراز آسمان بانه امروز، بخاطر اعتراضات مردمی
https://youtu.be/9p8RYFaezdg

خبرهای مرتبط از شهر بانه و اسامی دستگیر شدگان  اینجا

۱۴ شهریور، ۱۳۹۶

ابراهیم یزدی راز بریدن دست سپهبد رحیمی را به گور برد؟



26 بهمن 57، جنازه 4 تن از سران رژيم پهلوي  که در پشت‌بام مدرسه رفاه اعدام شدند.

پیش نوشت: این پُست بخصوص برای عزیزی نوشته شد که من را از اجبار میهمانی افطار آدمخواران در کانادا نجات داد! همچنین برای تبسمی بر لبان پدری که حتی در نبودش نیز قطب نمای من ، در فاصله از مذهب و مذهبی و شر...
برای بزرگنمایی روی عکسها کلیک کنیم.

 رزا: چند روز پیش داشتم فیلم پاتریس لومبا«نخست وزیر کنگو که در اسید حل شد» را می دیدم! یاد سپهبد  مهدی رحیمی آخرین فرماندار نظامی شاه افتادم که جزو اولین اعدام های تیم خمینی جلاد در پشت بام مدرسه ی رفاه بود.  چند مجاهد سابق و سلطنت طلب کنونی گفتند که دست سپهبد رحیمی را بدلیل جاوید شاه گفتن قطع کردند (دست راست اش را!)
قبلن خواندم  از نوری زاده در روزنامه ی اطلاعات آنوقت نوشته بود که خانواده ی رضایی ها و آلاد پوش  و حنیف نژاد ...در حین اعدام اولین چهار نفر حضور داشتند (بعنوان خانواده ی شهدا!)  اینجا
وقتی می‌خواهند چشمان متهمان را ببندند خسرو‌داد می‌گوید من نیازی به چشم‌بند ندارم. چشم‌ها بسته می‌شود. دور و برم را نگاه می‌کنم. ( آه آقا و خانم رضایی سلام، آقای حنیف‌نژاد، آه خانم آلاد‌پوش شما هستید.)
 
پس از مرگ اخیر ابراهیم یزدی در 90 سالگی اش (از سرطان) در ازمیر- ترکیه (به امریکا دیگر راهش ندادند) ، نوری زاده از خدماتش به انقلاب در رادیو فردا زر زد اینجا
مناظره علیرضا نوری زاده با رضا علیجانی - کارنامه سیاسی ابراهیم یزدی - آزادی اسدی از رادیو فردا

https://youtu.be/dN3IXJ4TA04
 بعد هم همسر سپهبد رحیمی از ابراهیم یزدی بعنوان قاتل شوهرش نام برد.  
 منیژه رحیمی همسر تیمسار مهدی رحیمی: آرزو داشتم ابراهیم یزدی محاکمه شود
https://youtu.be/ycGsfM13G4U

بر آن شدم کمی در مورد قطع دست سپهبد رحیمی و رفتار ابراهیم یزدی و گفته های نوری زاده تحقیق کنم. یزدی خود گفته بود که از حاج سید جوادی بپرسید! چون او از سپهبد رحیمی بازجویی کرده! حاجی سید جوادی اکنون آلزایمر گرفته و می گوید ضد اعدام بوده! اما مقاله ی «اگر شکوفه ی سیب به میوه رسد...؟» همان اوایل انقلاب مشخص می کند که از آن حقوقدانهای اسلامی و جلاد بوده است. اینجا
ابراهیم یزدی ادعا می کند که با سپهبد رحیمی پشت دوربین مصاحبه کرده  اینجا
فیلم محاکمه رحیمی فرمانده تهران
https://youtu.be/WrK6cfvZ_zA

اما  در فیلم بالا این اولین بار است که صحبت از قانون اسلامی  آنهم هنوز 3 روز از پیروزی "انقلاب" نگذشته می شود! ابراهیم یزدی این اجرای قانون اسلامی را جلوی هزاران نفر اعلام می کنه! اما کو گوش شنوا؟ مقاله ی زیر در تلاش است که دستان خونالود را بشوید:
صفحه نخست » نه ابراهیم یزدی قاتل بود و نه رحیمی قدیس، مازیار شکوری گیل‌چالان

نوری زاده مثل همیشه خود در صحنه ی   خشونت و اعدام حضور دارد و نوشته:
 برای ثبت در تاریخ باید بگویم رفتاری که تیمسار رحیمی و تیمسار خسرو داد در برابر جوخه اعدام داشتند رفتاری بسیار شجاعانه بود. تیمسار رحیمی سلام نظامی داد و «جاوید شاه» گفت و همچنین «پاینده ایران». و تیمسار خسروداد گفت چون من در اینجا ارشد هستم خودش حکم تیر خودش را به خودش صادر کرد. هیچ کدام اجازه ندادند چشم‌هایشان را ببندند.

عکس روزنامه ی اطلاعات اما نشان از دستهای بسته است و بدن گلوله باران رحیمی سمت راستش از کتف متلاشی است. جسد سردخانه هم نصف کتفش را دوخته اند بر شانه اش و از آرنج به نوک انگشتان مفقود است! نوری زاده مثل همیشه نصف واقعیت را می گوید .دست ها همگی از پشت بسته هستند. و  معلوم نیست سپهبد رحیمی چگونه با دستهای از پشت بسته سلام نظامی داده است. دستی که سلام نظامی داده بروی جسدش در سردخانه قرار ندارد. در تصویر پس از اعدام در روزنامه ی اطلاعات،  سه اعدامی  دیگر سرهایشان سمت راست و پاها سمت چپ دراز شده اند. اما جسد سپهبد رحیمی برعکس بقیه قرار دارد. بدنش  از کتف بریده است. سمت راست جسد خون زیادی دلمه شده و در سردخانه نیز دستش از آرنج  مفقوداست. گویا تکه دستی از کتف قطع شده و دوباره بر جسد دوخته اند. اما بقیه ی دست کجاست؟

اما پس چه بلایی بر سر دست رحیمی از آرنج تا پنجه اش آورده اند؟
چه کسانی میدانند؟ حاج سید جوادی، نوری زاده ، خانواده ی شهدای مجاهدین (آلادپوش، حنیف نژاد، رضایی ها..)، ابراهیم یزدی (حامی قصاص و اسلام- که چند روز پیش ریق ذلت را سر کشید و مُرد) ، خبرنگاران اطلاعات و کیهان... جنایتی بزرگ و سکوتی طولانی...
 خلخالی قصابی اسلامی است که احتمالن دست سپهبد رحیمی را بعنوان کله پاچه ی سلطنتی به خورد دخترش (دکتر "پژوهشگر زنان" مورد علاقه ی مالجو ی "پژوهشگر اقتصاد"، بانو فاطمه صادقی )  داده و پسر آدمخوارش همان استاد فلسقه اینجا
از هضم رابعه گذرانده اند، آدمخواران! به راستی  با اینهمه جنایتی که به اسم عدالت اسلامی کرده اند بعید نیست مثل سرنوشت قذافی لیبی نشود و کون مسلمانانی شان را ندرند. آخوند را از عمامه و صیغه های اسلامی را با روسری شان خفه نکنند، جاوید شاه گویان!
ما البته نه سر میتراشانیم و نه کون می دریم! ما همانطور که حصر سران رژیم  و قاتلان "اصلاح طلب" زندانیا نِ دهه ی 60را نظاره می کنیم، مرگ یزدی را در غربت ترکیه و زجه های نوریزاده که "به صورت ما تف کنید" و قتل کت بسته ی مجاهدین پیر شده در اردوگاه اشرف و زندانی شدن مشائی و زر زر احمقی نژادها را... وبدنبال سر منشا شر، خواهیم گفت  بسیاری از حقایق را.
اسلام داعش است و حکومت آدمخوار محمد، از بریدن دست سپهبد رحیمی استارت زد. آنان که هورا کشیدند در این نمایش "پر هیجان انقلابی" از قربانیان بعدی  اش بوده اند. ضحاک  را مارهای بر دوشش خواهد بلعید و اسلام نیزخود، گورش را با دست خود می کَنَد. یا کونش را دیکتاتور بعدی می درد. تاریخ ما تراژدی/کمدی تکرار می شود!
ما را چه به جنگ کفتارها بر سر جنازه ی یکدیگر؟
لبان عشق را ببوسیم تا زمان باقی ست. ریشه ها در خاک جفت گیری خواهند کرد پنهان از کینه!  تا زمانی که آنان مشغول به نیش کشیدن لاشه ی یکدگرند.
بذر عشق بکاریم
تا مثل روژاوا روزی غنچه ای باز شود در دل صحرا!
خاکستر اجساد شما، کودی است برباغ ما! مرگ بر شما، تا زندگی باز بروید بر دشت ما...
 
مرتبط و دنباله ی مطلب و عکس ها: اینجا
 
 منبع اینجا کلیپ جالبی از ابراهیم یزدی 11 دقیقه!
Ebrahim Yazdi and I on CBC News Sunday

۱۱ شهریور، ۱۳۹۶

ویدئوکلیپ تاریخچه ی آنارشیسم در 8 دقیقه!


ویدئوکلیپ به زبان انگلیسی است و متاسفانه متن آن را نوشتاری نیافتم. بخشی از کامنتهای جالب و مهم ویدئو  در اینجا
لیست آنارشیستهایی که در کانال یوتیوب حضور دارند نیز جالب است!
The history of Anarchism in 8 minutes

Anarchist Youtubers: Libertarian Socialist Rants - Anarchopac - Stimulator - Left Libertarian - The Black Rose - RedandBlack - Perseus999 - HBomberguy - (Not necessarily an An-com creator but An-com friendly) RebelAbsurdity - (A Marxist but still An-com friendly)
Comments:
the free revolutionaries of the Ukraine wasn't platformist. The platform develops after they flee Ukraine and emerged from thinking about the lessons they learned from their experiences in the russian revolution
.
You glossed over Stirner like a mother fucker.
Stirner is just a meme.
Stirner is overrated and useless
Stirner smoke a doobie for me would you?

...oh wait, you can only do it for yourself!  ;0)
after watching this i now feel very strongly aligned towards anarchism how do i tell my friends my fa m il y


ویدئوکلیپ های جالب دیگر در اینجا