۰۹ تیر، ۱۳۹۰

مسلمونا و یهودیان هلند اجازه کشتار وحشیانه حیوانات را به اسم ذبح مذهبی ندارند



هلند: ممنوعیت ذبح حیوانات براساس احکام دینی با وجود اعتراض های یهودیان و مسلمانان با رأی پارلمان هلند، این کشور پنجمین کشور اروپایی است که ذبح حیوانات به شیوۀ مذهبی و بدون بیحسی در آن ممنوع می شود.  مدافعان ممنوعیت ذبح حیوانات بر اساس احکام دینی می گویند که در دفاع از حقوق حیوانات تصویب قانون جدید را لازم می دانند و این موضوع ربطی به بی توجهی به دین ندارد.
Hajj streamlines ritual slaughter(mirror

In Holland, a proposal to ban Kosher and Halal slaughter methods has moved a step closer to reality, with a majority of the country’s MPs now supporting the ban

این فیلم کشتن گاو در اندونزی است. توجه فیلم بسیار خشن برای آنها که زبح یهودی/ اسلامی ندیدند تاکنون
Buffalo slaughter for burial ritual in Toraja, Indonesia
کلا یهودیان و مسلمانان تو کشتن مثل هم عمل می کنند. حتی سنگسار کردن نیز از اول توسط یهودیان بوده و بعد محمد کپی برداری کرده است
ذبح حیوانات از دیدگاه روان‎شناسی کودک
در کشور ما به مناسبت‎های مختلف و به ویژه در ایامی نظیر عید قربان و ماه محرم رسم قربانی کردن گوسفندان جاری است و به جای خود اگر به قصد قربت الهی انجام شود امید ثواب هم از آن می‎رود. اما یکی از مسائلی که در این بین مطرح است غفلت برخی خانواده‌ها از انجام این عمل در برابر چشمان کودک خویش است. این غفلت بیشتر زمانی رخ می‎دهد که خانواده ، حیوانی مانند گوسفند را در کوچه یا در حیاط و پارکینگ محل سکونت خود ذبح می‎کنند و کودک نیز به تبع آن به تماشای صحنه ذبح می‎نشیند! صرفنظر از ایراد بهداشتی انجام این عمل و لزوم توجه به توصیه دامپزشکان برای ذبح در مراکز معتبر و مجاز در اینجا از دیدگاه روان‎شناختی به موضوع ذبح حیوان و رابطه آن با به تماشا نشستن کودکان می‎پردازیم...
به لحاظ علمی این امکان وجود دارد که در این شرایط کودک شرطی شده و هر زمان که با صحنه و یا نشانه‎ای از لحظه ذبح مواجه گردد همان خاطرات تلخ برایش تداعی شود و یا حتی دچار اختلالی به نام "استرس پس از سانحه یا PTSD" شود. این اختلال ارتباط نزدیکی با حوادث ساخته دست بشر نظیر درگیری خیابانی، تصادفات و یا مشاهده مرگ موجودات دارد و با علائمی نظیر اضطراب، تپش قلب، تنش عضلانی، تنگی نفس، بیخوابی و افزایش تحریک‎پذیری نمایان می‎شود.
استفاده ازپتک آهني براي ذبح حيوانات+عکس در اين کشتار گاه ها دام با شوک نيمه جان نمي‌شود و براي اينکه دام مقاومت نکند با "پتک‌هاي آهني" بر سر دام مي‌کوبند تا از پا بيفتد.
اون پای لعنتی که گذاشتی روی اون گردن... آخه بی وجدان او هم مثل تو سیستم عصبی داره و درد و رنج را دقیقا همان گونه حس میکنه که تو حس می کنی ....
تصاوير قتل‌عام دلفينها در جزيره فارو

رزا: وقت خوبی است برای گیاهخوار شدن. در زیر چند لینک از گیاهخواران و وگان (گیاهخواری محض)
کافه گیاهخوار     تالار گفتگوی ایرانیان گیاهخوار
وگابوک نام وگابوک ترکیبی از دو بخش وگا بر گرفته از کلمه کامل وگان (گیاهخواری محض) و بوک برگرفته از بوکمارک و به معنای نشان لای کتاب می باشد. در واقع وگابوک به معنای ثبت کردن آخرین اطلاعات مهم و جالب توجه در زمینه گیاهخواری و زمینه های مرتبط می باشد...... وگابوک یک شبکه اجتماعی ِ قدرتمند ِ مبتنی بر وب است که کاربران آن می‌توانند یک ارسال با طول 600 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربران، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. وگابوک توسط هر وسیله‌ی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبال‌پذیر است! ..... توصیه می شود بعد از ثبت نام بخش اسپم میل باکس خودتونو چک کنید!
یادداشت های روزانه یک گیاهخوار
حقایقی درباره محصولات حیوانی/ اینفوگرافیک ترجمه شده از پتا
نزدیک به قلب مان: امی هاتکوف در مورد ادراک حیوانات اهلی (دام فیلم کوتاه)
بقیه فیلم ها با ترجمه به فارسی و زبانهای دیگر

وبسایت گیاهخواران به فارسی (با تشکر از وحید)
گیاهخواران    کتاب آشپزی گیاهی    لینک دانلود از سرور اول(مستقیم)    لینک دانلود از سرور دوم(مستقیم)
ایرانیان مخالف آزمایش روی حیوانات
رهایی دوباره سگ‌ها از دانشکده دامپزشکی؛ آیا می‌توانیم آنها را نکشیم؟

۰۸ تیر، ۱۳۹۰

I confess فیلم اعتراف گیری رژیم اسلامی از نابغه علمی ایرانی " جمشيد صادق الحسينی"

گزارش پرس‌تی‌وی از شهروندان ایرانی متهم به جاسوسی
http://www.mardomak.org/videos/full/63062
پرس‌تی‌وی، تلویزیون انگلیسی‌زبان جمهوری اسلامی، در گزارشی صحبت‌های شماری از شهروندان ایرانی را پخش کرده است که در آن ادعا می‌شود این عده با پیشنهاد جاسوسی برای آمریکا مواجه شده و برای سرویس‌های جاسوسی کار کرده‌اند.‏

انتقال جمشيد صادق الحسينی به بند سپاه برای شکنجه و گرفتن اعترافات تلويزيونی جديد
8تير.نامه سرگشاده زندانيان سياسی درباره جمشيد صادق الحسينی قربانی سياست های امنيتی و «اعترافات» تلويزيونی او

من اعتراف می کنم ویدئو کلیپ
اعتراف ویدئو کلیپ ( English Translation )ا "Confession"
من اعتراف می کنم به صاف بودن زمین .... به روز بودن شب و یسار بودن یمین... من اعتراف می کنم نه بطری و نه کابل بود .... نه سقف بود و پنکه و نه پیچش طناب بود ... من اعتراف میکنم که قرص ها توهم است و فرد خائنی چو من نه لایق ترحم است.... من اعتراف میکنم فقط بزن!... چه کار کرده مادرم. چه کار کرده پیرزن .... من اعتراف میکنم فقط نگو به دخترم... در این یکی دو ماه چه آمده است بر سرم!

I confess-That Earth is flat-Night is day and left is right-I confess-There were neither bottles nor cables*-Nor was there a ceiling, nor a fan, not a wrapping rope either"-I confess
The pills are just a result of my own hallucinations*-And a traitor such as myself deserves no mercy-I confess-Just beat [me]-What has my old mother done?-I confess-But don't let my daughter know about-what happened to me during the last couple of months [in prison under torture]

یکی از معروفترین پروژه های اعتراف گیری در قرن بیستم توسط استالین و در شوروی سابق کلید خورد. عدهء زیادی از روشنفکران و سیاستمداران روس و حتی کسانی که نقش مستقیم در انقلاب بلشویکی داشتند به اطاقهای اعتراف گیری روانه شده و مجبور به بیان مطالبی شدند که از آنها می توان به عنوان نمونه های بارز پروسهء "حقیقت سازی" در قرن بیستم یاد کرد. نیکلای ایوانویچ بوخارین که خود یکی از معماران انقلاب روسیه بود شناخته شده ترین کسی است که گرفتار پروژهء اعتراف گیری استالینیستی شد و به اجبار اعلام کرد که در طراحی ترور لنین دست داشته است. بوخارین پس از طی مراحل دادگاه استالینی در سال ۱۹۳۸ محکوم شناخته شده و تیرباران گشت.

برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنیم

۰۶ تیر، ۱۳۹۰

گذشته رفت و تموم کرد- No Gods, No Masters/ ARCH ENEMY

این ویدئو تقدیم به همه آنهایی که تو کلن Rudolfplatz و جاهای دیگه چادر زدند و شب تو خیابون هستند، خواننده هم از خودتونه! رفقایی که حذف شدند، آنها که خاموش شدنی نیستند.
آنها که در تلاشند خودشونو به اینور آب برسونند، آنها که آنور آبند.
 آنها که در تلاشند تغییر بدند خودشونو تغییر بدند و ماهارو و سیستم و... و تقدیم به خودمون عشق ها مون، امیدهامون، خشممون و تلاشمون...
"Yesterday is Dead and Gone",



ARCH ENEMY - Yesterday Is Dead And Gone
ARCH ENEMY - Yesterday Is Dead And GoneTaken from the album "Khaos Legions".
Century Media 2011.
"Under Black Flags We March"
No Gods, No Masters
Arch Enemy – Khaos Legions
برای خواندن متن ترانه ها اینجا کلیک کنیم.

نامه تکان دهنده سیامک مهر از زندان گوهر دشت به دخترش، نویسنده مقاله: فاحشگی، مقام زن در اسلام

نامه تکان دهنده سیامک مهر از زندان گوهر دشت به دخترش یکشنبه, ۵م تیر ۱۳۹۰- نامه وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پورشجری به دخترش میترا از زندان مخوف گوهردشت کرج: اینها همیشه شیئی برنده با خود حمل میکنند که به آن “تیزی” می گویند… من یک فرد نیستم، یک فکرم. من یک شخص نیستم بلکه یک اندیشه ام (سیامک مهر) نامه وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پورشجری به دخترش میترا از زندان مخوف گوهردشت کرج جهت انتشار در اختیار”فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران “قرار گرفته است که متن آن به شرح زیر می باشد:
میترا جان مطالبی هست که میخواهم بدانی. بیشتر از این نظر که اگر در اینترنت و یا در کانالهای ماهواره ای و رسانه ها پرسیدند آمادگی داشته باشی. شرایط من در زندان به گونه ای است که بیشتر از هر چیز از بی خبری رنج میبرم. از ۲۱ شهریور ۱۳۸۹ به مدت ۳۵-۴۵ روز که دقیقا نمیدانم من در اطلاعات زندان بودم و در این مدت به دلیل شکنجه های فراوان با شیشه عینکم اقدام به خودکشی کردم. با اینکه میدانی چشمانم خیلی ضعیف است و با تقاضای زیاد از طرف خودم ۳ ماه از دادن شیشه عینک وحتا یک عدد قرص به من خودداری میکردند. بیشتر توهین و شکنجه ای که در مورد مقاله هایم شدم در مورد مقاله: مقام زن در فاحشگی اسلام” بود گه گویا بدجور از این مقاله میسوزند. از تاریخ ۱۵ اسفند ۸۹ مرا به سلول انفرادی و سپس به سلول فرعی در اندرزگاه ۵ انتقال داده اند. نه رادیو، نه تلویزیون و نه روزنامه نه کتاب و نه هیچ مسیر خبری در اختیارم نیست. با اینکه زندانیان سیاسی را به سالن ۱۲ اندرزگاه ۴ انتقال داده اند ولی من تنها زندانی سیاسی هستم که ممنوع ملاقات، ممنوع تلفن، و بصورت کاملا ایزوله نگهداری می شوم. اخیرا احضاریه ای به زندان آورده اند که علیه من شکایت شده. نه شاکی مشخص است و نه از مورد اتهام حرفی زده شده. من احضاریه را امضا نکردم و نپذیرفتم. خودم حدس میزنم موضوع دادگاه رسیدگی به اتهام (سب النبی) باشد. به مسئله توهین به مقدسات. البته اتهام های دیگری هم ممکن است در میان باشد. من برای هر وضعیتی آمادگی کامل دارم و روحیه و انرژی ام در برابر اهریمن تباهی و پلیدی که قصد دارد سرانجام مرا ببلعد در حد بالا وعالی است. شاخ به شاخ با اهریمن خواهم جنگید. میترا جان یادت باشد من یک فرد نیستم، یک فکرم. من یک شخص نیستم بلکه یک اندیشه ام. اندیشه ای که در میان ایرانیان ریشه دارد و من سخت امیدوارم که عاقبت براهریمن پروز میشود. بر عنصر ضد بشر، ضد آزادی و ضد زندگی. بنابراین نابودی شخص من به معنی نابودی این اندیشه بالنده نیست. نام من و دیگر زندانیان سیاسی اینجا نیز چون مبارزانی که جاودان شدند هرگاه یادی از رژیم اسلامی در تاریخ به میان آید، دوباره زنده خواهد شد. معنی (زنده یاد) که در باره درگذشتگان میگویند دقیقا همین است پس تو سرت را بالا بگیر و در مقابل اطرافیان و اسلامزده های عقب مانده و اُمُل و بیمار محکم بایست و بی سوادی آنان را گوشزدشان بکن. حتا تحقیرشان کن از بابت جهل و خرافه ای که بیمارشان کرده است. اسلامزده هایی که در پیرامونت می بینی حتا از انسان های غارنشینی که بر دیواره های غار آثار هنری خلق میکردند پس مانده ترند. زیرا در عصری زندگی می کنند که بشر متمدن و خردگرا و آزاد اندیش دوره روشنفکری را سپری کرده و رو بسوی آینده ای زیبا و شاد و مرفه با گام های استوار به پیش می تازد. اسلامزده های اطرافت همچنان در گنداب متعفن و مقدسات و باورهای جاهلانه مذهبی غرقند و نه حقوق و آزادی های خود را می شناسند و نه از ارجمندی و کرامت انسانی بهره مند هستند. باورهای جاهلانه مذهبی، آنان را متنفر از ازادی پرورس داده است هر سنک و چوب و استخوان مرده های هزاران ساله را که در بیابان های گرسنگی می یابند می پرستند. خرد خود، اندیش خویش را به هیچ می نگارند و چون الاغی و گاوی افسار به گردن خود انداخته، قلاده به خود بسته اند و یک سر قلاده را به دست شیاد و شارلاتانی مقدس سپرده اند تا در نهایت آنان را چون حیوانی بی ارده و بی اختیار به هر سو بکشد و بدوشد و به مذبح ببرد. میترا جان من به اندیشه هایم و به درک خود از آزادی و ارجمندی انسانیتم می بالم. من یه آنچه نوشته ام افتخار میکنم. مبارزی هستم که در جنگ با اهرین اسیر گشتم، اما اهریمن را نیز کلافه کرده است. این سکوت مطلقی که در رسانه های رژیم اسلامی در باره دستگیری و اسارت و کلا موضوع من دیده میشود نشان از ترس رژیم دارد. این که مرا بصورت پنهانی و سکرت تا الان یازده بار به دادگاه بردند و میآورند، اینکه دسترسی مرا به ارتباط با بیرون از زندان مطلقا مسدود کرده اند، نشانه های پیروزی من است. میترا جان تنها امیدی که به کمک دارم از سوی ایرانیان همفکر و مخالفان جدی رژیم اسلامی است. حمایت آنها و رسانه ها و نهادهای حقوق بشری و فعالان حقوق بشر می تواند در سرنوشت من و فشار به رژیم موثر واقع شود نکته ای دیگر اینکه همانطور که گفتم عواطف و احساسات خودت را در مورد من کنترل کن و با خرد محض به موضوع من بیاندیش من هیچ امیدی به اینکه رژیم ددمنش اسلامی مرا زنده بگذارد ندارم. من الان در سلول انفرادی هستم. اینجا به سلول انفرادی برای فریب مردم میگویند “سوئیت”! علاوه بر سلولهای انفرادی در هر سالن عمومی اندرزگاه ها یک اتاق کوچک با حمام وتوالت هم هست که به آن “فرعی” می کویند و هر یک شماره ای دارد. من در بین هفت هشت هزار زندانی تنها و تنها زندانی هستم که ممنوع ملاقات و ممنوع تلفن و از هرگونه ارتباط محرومم. هرگاه یک زندانی ممنوع ملاقات میاید آنرا نیز به سلول من میآورند که معمولا از اشرار و جانیان است. اکنون که این مطلب را مینویسم در فرعی از سالن ۱۳ اندرزگاه ۵ که زندان معتادین و جانیان و شرارتی های خطرناک است محبوسم. این اندرزگاه به (متادونی ها) مشهور است. سلول من حتا یک دریچه به بیرون ندارد که با کسی ارتباط داشته باشم. بنابر این احتمال اینکه این نامه را به این زودی به بیرون بفرستم بسیار کم است. امروز که این مطلب را مبنویسم فقط می دانم که ماه اردیبهشت است ولی از تاریخ و ساعت و روزش اطلاع ندارم. چون من در سلول انفرادی هستم، بنابراین نمی توانم از فروشگاه خرید کنم. به ناچار کارت بانک را باید به دیگران بدهم تا برایم خرید کنند. اینجا همه دزدند. چه زندانی، چه زندانبان و حتا مدیر فروشگاه هم هر گاه کارت به دستش بدهی، فوری خالی میکند. شکایت هم سودی ندارد. کی رسیدگی میکند. این را هم بگویم که مدتی پیش یکی از همین جنایت کارها و اوباش به من حمله ور شد که چون من کوتاه آمدم درگیری جدی پیش نیامد. اینها همیشه شی ای برنده با خود حمل میکنند که به آن “تیزی” می گویند. در فرعی ۱۷ اندرزگاه ۶ که بودم در داخل بند یکنفر با همین تیزی به خاطر چند گرم مواد مخدر گردنش را بریدند و کشتند. در زندان مواد مخدر از سیگار فراوان تر یافت میشود. کراک و شیشه اصلی ترین مواد مخدر مصرفی در زندان است. امروز دوشنبه نوزدهم اردیبهشت ۹۰ بعد از هشت ماه انفرادی به سالن ۱۲ اندرزگاه ۴ (بند سیاسی) منتقل شدم.
سیامک مهر(محمدرضا پورشجری) زندان رجایی شهر کرج
برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنیم.

Iran Tabriz June 2011 Arresting a woman because of non islamic clothing
videoدستگيري يك دختر در تبريز به جرم بد حجابي و هو كردن و گفتن بي شرف بي شرف به نيروي انتظامي توسط مردم حاضر در صحنه

فاحشگی، مقام زن در اسلام - سيامک مهر در اسلام سعی گردیده است که به هر میزان که ممکن است از سن ازدواج زنان بکاهند تا زمان بهره برداری جنسی از آنان افزایش یابد. اینکه محمد تازی عایشه را از شش سالگی با تفخیذ( درمالی) و سپس در نه سالگی به فیض دخول می رساند از رأفت اسلامی است و گرنه خمینی در تحریر الوسیله تفخیذ با نوزاد شیرخواره را نیز مجاز می شمارد. مسلمانان ماله کش که بطور بی امان به تفسیر مشغولند، زمانی که از زنبارگی و شهوترانی پیامبر اسلام سخن می رود، دلیل ازدواج های متعدد و هوسرانی های او را کمک به زنان بی سرپرست عنوان می کنند. گویی کمک مالی و یاری رساندن به زنان بی چیز و فقیر بدون جماع با ایشان ممکن نیست. توجه به این نکته نیز ضروریست که تعبیر« زنان بی سرپرست » فی نفسه توهین آمیز بوده و زنان را صغیر و سفیه و نابالغ دانسته و بدون وابستگی به مرد و به عنوان انسان کامل و مستقل به رسمیت نمی شناسد. زن در نگاه اسلامی و قرآنی در حقیقت به مثابه زائده ای است که به گرداگرد عضو جنسی ِ زنانه شکل یافته است و لاجرم به اکراه و اجبار به صورت طفیلی ِ مرد می بایست تحمل شود.( پیدایش یافته از دندهء چپ مرد...

برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنیم.

۰۵ تیر، ۱۳۹۰

دانشجویان جوان جهان متحد شوید- زیر کله لنین استالین و مائو/ شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران

دانشجویان جوان جهان متحد شوید- زیر کله لنین استالین و مائو/ شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران/ رزا


پس از استفاده ازهمایش دیالوگ جوانان و دانشجویان در برلین، کمی توپیدن به طرفداران ایجاد شبکه های افقی، نق زدن به آنارشیستها به اسم گزارش مستقل از همایش و... بلاخره گرایشات تحزب گرا و طرفداران تشکیلات عمودی و رهبر گرا یارکشی های خود را به موقع و درست بعد از رسانه ای شدن منشور توافقات شبکه ارتباطی دیالوگ علنی کردند و سه تشکیلات مطرح جنبش دانشجویان جوان یعنی بذر (مائویستها)، خیابان (خط 2 چریکها، فدایی ها و...) و پروسه کلید پروژه ایجاد شورای هلاک رهبری جنبش دانشجویی و جوانان را بموقع و بدون اتلاف وقت زده، زرتی اولین شماره رادیکال را در 30 خرداد با بر و بچه های ناقص در آمده از وصلت دیالوگ بیرون آوردند. همزمان با اعلام اینکه جنبش زنده نیست و 7 کفن هم پوساند وقتی ما از ایران بیرون زدیم، آب پاکی را روی دست و پاچه رفیق امین حصوری ریخته و توسط رفیق وحید ولی زاده در وبلاگشان دهان دانشجویان و جوانان را به حلوای سر قبر جنبش شیرین کردند. اگرچه امین حصوری برای زدن نبض جنبش هنوز گوش خوابانده و اعلام تعلیق جنبش را کرد رفقای هلاک پیشرو در حال کفن و دفن عجولانه جنبش دلیل محکمی ارائه دادند که امیییییییین چه نشستی بالای سر مرده؟! این جنبش همان وقتی که ما سازمان دهندگان و رهبران پیشاهنگان پناهجو شدیم، زندانی شدیم و از دور خارج شدیم درجا سقط شد و به این زودی ها هم تجدید حیات ندارد و خواندن "چه باید کرد" ( لنین) در دستور کار است!
حالا ما با دهان شیرین به حلوای جنبش ماندیم چطوری قورت بدهیم که باز توی گلویمان نپرد. راستش بعد از جریان کارزار زنان و اعتلافهای آبکی خط 2 و 3، راهپیمایی های بین سفارتی (امریکا - ایران) بعد از 3 سال با پاهای تاول زده در راهپیمایی بزرگ از نوع مائو و طی کل مسیر آلمان، هلند و بلژیک انگشت به دهان که این جماعت عجب رویی دارند و بعد از گند زدن به کارزار زنان حالا روی جوانان و دانشجویان زوم کردند!
راستش اگر تجربه ی گذشته و کوتاه نیامدن بانوان در جنگ قدرت رهبری کار زار زنان،  سر و مغز خوردن نخبگان خط 2 و 3 در جنبش زنان بشدت تراژدیک بود و تلاشی کار زار زنان عده ای را به خودزنی و یا انفعال کشاند، تجربه اعتلاف دوباره این خط ها اینبار توسط جوانانشان در بذر3 و خیابان2.. تلخی را از زبان ها گرفته و اینبار باید با آمادگی کامل و بسته های چس فیل در دست به تماشای نمایش کمدی راهپیمایی های بین دو سفارت نشست و برای پانسمان پاهای جوان آش و لاش شده در راهپیمایی طولانی و خون چکان صدر مائو و "چه باید کرد" بدستان همراه آماده بود.
ورود خون جوان، نسل جدید رهبران به خارج از کشور بموقع بود و کفشهای پاره حاصل متر کردن فاصله دو سفارت شیاطین دقیق اندازه پای پیشگامان فراری.
امید که پروسه کاشتن بذر در خیابانهای آسفالت مسیر سفارت های منحوس رژیم اسلامی و شیطان بزرگ که گویا عملی رادیکال است نتیجه بدهد و از دل این وبسایت رهبران کبیری به جنبش کارگری تحویل داده شوند. اگرچه تجربه زنان عملی نشد و این بذر مائویستی بجای هضم دفع شد!
اما هشدار که با سلاح شورا و شورا بازی شوخی نکنید که تماشاگر دیریست فرق شورای رهبری بالایی ها و شورای پایینی ها را بلد است و اگر آندفعه به اسم شورا مردم را مچل کمیته های مرکزی و هماهنگی تان کردید، ایندفعه حتی فرصت انشعاب هم نخواهید داشت و زیر پاهای تاول زده از راهپیمایی بزرگ منتظر انفجار ترقه های بوی گند باشید.
بوووووووووووووووووووووووووووووووووووو
مادران ما بعد از ناکامی هضم این بذر رادیکال در پروسه بازسازی امید توصیه تف کردن آنرا در خیابانها دادند.
رادیکال ترش البته آلودن خیابان است. ما با ریدن در گوشه و کنار اولین قدمهای ضد سلطه را در خیابان برداشتیم. یادمان گرامی و راهمان پر رهرو باد

نه، جنبشِ خیابان زنده نیست! / وحید ولی زاده
در واقع در فاصله ی دی ماه تا بهمن ماه بود که جنبش از حرکت بازماند. یعنی درست در فاصله ای که سیاست سرکوب رژیم متفاوت شد و نوک حمله خود را متوجه محافل و سازمان یابی های خرد جوانان در سطحی گسترده کرد. افکندن سایه ی اعدام بر جوانان دستگیر شده در عاشورا، و کوچاندن هزاران جوان به تبعید، بین 5 تا 10 هزار نفر از جوانان پیگیر جنبش خیابانی که نقش های سازمانده و فعالی در جنبش داشتند را زمین گیر کرد و یا به کمپ های پناهجویی روانه کرد. یعنی در واقع فعالیت های یک پیکره ی 50 هزارنفری را که نقشی مهم در تداوم جنبش خیابانی داشت را مختل کرد و از کار انداخت. با از کار افتادن این موتور محرکه، جنبش در خیابان پایان یافت. در این نقطه جنبش خیابان شکست خورد.

جنبش در لابیرنت / بخش اول: آیا جنبش زنده است؟ / امین حصوری
اگر ملاک زنده بودن جنبش را از یکسو میزان گرایش و آمادگی مردم برای مشارکت در آن و از سوی دیگر وجود بسترها و راهکارهای تحقق این مشارکت جمعی (و سازوکارهایی برای رشد و قوام آن) بدانیم، باید گفت جنبش نمرده است، بلکه در تعلیق است؛

بیانیه یِ سیاسی یِ اعلامِ موجودیت “ شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران”
دیالوگ
همایش دیالوگ در برلین

۰۳ تیر، ۱۳۹۰

کودک فقر/ شمیم

کودک فقر/ شمیم  ویدئوکلیپ در یوتیوب
The Rebel Shamim,Yara,Masoud( Kodake Faghr )
The Rebel
shaer va khanandeh : Shamim
Music : Masoud & Yara
برای دانلود ام پی 3 فایل 3 ام بی
The Rebel Shamim( Koodake Faghr ) mp3
اتل متل توتوله / حالت خدا چه جوره / با این همه بزرگیش /انگاری کور، کوره / هر روز داره می بینه / که کودکی سه ساله / با چهره ای پر از غم / تو دستش یه پیاله / نشسته تو خیابون / حریص لقمه ای نون / نداره زیر پوستش / حتی یک قطره ی خون / ردمیشیم و یه سکه / میندازیم توی کاسه اش / غافل از اینکه یک بار / بپرسیم ما ز حالش / دنیا همش همینه / فقط خدا بشینه / از اون عرش کثیفش / درد من رو ببینه / شاید کر ه، شاید کور ه / خود درد حرفش زور/ هر چه هستی / از من دور هستی / یه روز میام از اون بالا / میارمت روی زمین / می گم اینه زندگیمون / چشماتو باز کن و ببین / اتل متل توتوله * حالت خدا چه جوره
داد میزنم خلقتت * مبناش ظلم و زوره

۰۲ تیر، ۱۳۹۰

در عربستان گردن زنی را باشمشير زده و سر بريده را با هليکوپتر برای عبرت ديگران به نمايش گذاشتند+فیلم

عکس زن 54 ساله اندونزیایی (رویاتیRuyati binti Satubi که در عربستان گردن زده شد. عکس در دست پسر این زن و دخترش نیز(در عکس) میخواهد شکایت کند. به فرزندان رویاتی که در اندونزی زندگی میکنند بعد از کشتن مادرشان که در عربستان خدمتکار بود (کنیز خانه) اطلاع دادند.رویاتی و بقیه کارگران در کشورهای عربی به کنیزی گرفته میشوند و از نظر حقوق اسلامی برده موقت خانواده عربی محسوب میشوند. گفته میشود رویاتی میخواسته به اندونزی بازگردد که با مخالفت کارفرمایش مواجه شده و در درگیری با زن کارفرما به طور غیر عمد باعث مرگ زن کارفرمای عرب میشود. مقامات عربستان تاکنون دلایل قتل را اعلام نکردند و اینکه کی و کجا (در چه دادگاهی) رویاتی به عنوان مجرم محکوم شده است.
گردن زنی را باشمشير زده و سر بريده را با هليکوپتر برای عبرت ديگران به نمايش گذاشتند / در عربستان

فیلم گردن زنی در مکه که مخفیانه تهیه شده. شادی و هجوم مردم برای دیدن صحنه گردن زدن نشانگر بربریت است.
Hukuman Pancung Di Saudi

به گزارش عبرت نيوز، خبرگزاريها از اجرای مجازات يک تبعه خارجی در عربستان خبر داده و اعلام کردند که يک زن اندونزيايی امروز در عربستان سعودی با شمشير گردن زده شد تا آمار گردنهای جدا شده در اين کشور در سال 2011 به عدد 27 برسد و اين سبک مجازات همچنان موجب آسايش و آرامش شهروندان عرب شود تا هيچکس حتی به فکرش هم خطور نکند که کسی را بکشد يا مورد تجاوز قرار دهد. قطعا تعارفی در کار نيست و مقامات قضايی عربستان به همين شيوه تمسک خواهند جست تا شهروندان اين کشور همچنان بتوانند با خيالی آسوده درب فروشگاهشان را باز بگذارند و به نماز بروند. مقامات عربستان سعودی پس از انجام مجازات و قطع سر اين زن ، او را در بالای آسمان و بوسيله هلی کوپتر به نمايش گذاشتند تا ديگر هيچکس هوس جنايت نکند . به گفته وزارت کشور عربستان، وی يک زن سعودی را کشته بود. در مورد انگيزه های قتل و ارتباط قاتل و مقتول اطلاعاتی منتشر نشده است ولی حدود هفتاد در صد از يک ميليون و دويست هزار زن اندونزی که در عربستان سعودی کار می کنند، به شغل خدمتکاری اشتغال دارند.عربستان سعودی در سال جاری ميلادی ۲۷ نفر را گردن زده است و آب از آب تکان نخورده است . سازمان عفو بين الملل، هفته گذشته از عربستان خواسته بود به مجازات اعدام پايان دهد . به گزارش ايرنا از جاكارتا گروهى از مردم اندونزى سه شنبه شب در اعتراض به گردن زدن يك تبعه اين كشور در عربستان سعودى در مقابل كاخ رياست جمهورى اين كشور تجمع كرده و خواستار برخورد قاطع مسوولان اين كشور با حاكمان سعودى شدند. تجمع كنندگان اين اقدام حكام سعودى را خلاف آشكار حقوق بشر دانسته و خواستار اتخاذ موضع جدى تر در مقابل آن از سوى مسوولان كشورشان شدند. بر اساس اين گزارش، دولت اندونزى با محكوم كردن عربستان سعودى به دليل اعدام يك تبعه اين كشور به اتهام قتل اعلام كرده است كه اعتراض رسمى خود را به عربستان اعلام كرده است. بر اساس اين گزارش، پيشتر وزير امور خارجه و رييس جمهورى اندونزى نيز به اين اقدام عربستان سعودى واكنش نشان داده و آن را بر خلاف حقوق بين الملل دانسته بودند. مقامات اندونزيايى همچنين اعلام كرده اند كه اين خدمتكار اندونزيايى براثر آزارهاى كارفرماى خود و اجبار كردن وى به ماندن در عربستان دست به قتل همسر وى زده است. چندى پيش نيز يك تبعه اندونزيايى بر اثر شكنجه هاى كارفرماى عربستانى خود دچار آسيب هاى جسمى شديد شده و به اندونزى بازگردانده شد. اندونزى در اعتراض به اين موضوع سفير خود در رياض را فراخوانده و سفير عربستان در جاكارتا را نيز احضار كرده و مراتب اعتراض شديد دولت اين كشور را به وى ابلاغ كرده است.  مجلس نمايندگان اندونزى نيز روز چهارشنبه با هشدار به 4 وزير كابينه اين كشور خواستار توقف اعزام كارگران اندونزيايى به كشورهاى عربى خاورميانه به ويژه عربستان سعودى شدند. مجلس نمايندگان اندونزى از اين 4 وزير خواسته در صورتى كه توانايى اين موضوع را ندارند هر چه زودتر استعفا دهند.

اطلاعاتی به زبانهای دیگر در مورد این جنایت
مصاحبه با یک جلاد (با زیرنویس انگلیسی)Saudi Beheader

فیلم و گزارش تلویزیون الجزیره
Watch al Jazeera’s report on the case below:
Furore over Indonesian's beheading in Saudi - Asia-pacific - Al Jazeera English.flv
Indonesian woman beheaded in Saudi Arabia, Jakarta threatens to stop flow of migrants
Indonesian Female Worker beheaded in Saudi Arabia
Riyadh, June 19, 2011 /Strodong.com/ -Worker women from Indonesia were reported to have been executed beheaded in Saudi Arabia on Saturday, June 18, 2011. Page alriyadh.com writing, Ruyati binti Satubi Saruna beheaded in Mecca because found guilty of killing a Saudi woman, Khairiya Mijlid binti Hamid.
“Indonesian women had confessed her crimes,” the official statement of Interior Ministry of Saudi Arabia. The sentence was as a follow-up Saudi Arabia’s Supreme Court decision.
Not yet known who carried out the murder motive Ruyati. Some of the official Arab media reported only from Indonesia convicted of murdering a woman by attacking his victim repeatedly in the head and stabbed the neck with a kitchen knife.
Law challenged the worlds true beheaded. For example, Amnesty International has long condemned the use of corporal punishment in Saudi Arabia beheaded. However, a similar execution continues. During 2011 there were 27 people affected by beheading the majority of foreign nationals.
Ruyati's daughter plans to press charges against recruitment co

۰۱ تیر، ۱۳۹۰

ما لخت میشویم، علیه شما- فمنیست دختران جوان اوکراین Femen


اعتراضات دختران اوکراینی فقط محدود به مردسالاری در کشورشان نیست. از همان ابتدا اکسیونهایی در حمایت از زنان دیگر کشورها داشتند. مثلا اکسیون علیه سنگسار سکینه محمدی و اکنون نیز روبروی سفارت عربستان سعودی علیه قانون منع رانندگی زنان در این کشور. اکسیونهایی علیه آزارجنسی در دانشگاه، علیه رئیس جمهور، علیه پوتین، چرنوبیل ...
اینکه اوکراین فاحشه خانه توریستها شده و دختران مدل و شو های لباس در نهایت برای پیشرفت مجبور به تن فروشی میشوند. یکی از این فعالین (گروه دختران جوان دانشجو 18-20ساله-) در مورد تن فروشی میگوید که دوست دخترش بتازگی بدلیل فقرمجبور به اینکار شد. پایه گذاران این گروه دختران جوانی هستند که در محله های حاشیه ای و فقیر زندگی میکنند و از آنجایی که نوع های دیگر اعتراض در کشورشان مجازات سختی دارد، برای اعتراض به مردسالاری و دیکتاتوری با نمایش بدن های لخت اعتراضشان را اعلام میکنند. آنها با بیشتر شدن شهرتشان و اعتراضاتشان علیه سرکوب پلیس، رشوه خواری سیاستمداران، رسانه های دولتی و ... اکنون بیشتر از شروع اعتراضاتشان که ابتدا آن از سال2008 است در معرض سرکوب، جریمه نقدی و دستگیری قرار دارند. از آنجایی که موضوع اعتراضات این دختران جوان تنها به کیف و یا اوکراین محدود نشده و بین المللی است ، امید اینکه حرکتشان مورد حمایت بیشتری قرار بگیرد و حکومت نتواند براحتی این حرکت را در نطفه خفه کند وجود دارد.
در زیر اطلاعات عکس و فیلم اکسیونهای
گزارش اکسیون روبروی سفارت عربستان سعودی علیه منع رانندگی زنان در عربستان سعودی
FEMEN protest at Saudi Embassy for women to be allowed to drive – Kiev
عکسهایی از اکسیون جلوی سفارت عربستانTopless Women Protest Saudi Arabian Driving Ban
June 17, 2011
Saudi Arabian women's rights activists start their Women2Drive campaign today to protest the country's ban on women driving cars, and even riding bicycles. But members of Ukrainian protest group FEMEN aren't just driving to defy the ban, they are driving topless! The group is based in Kiev, where the veiled protestors today are circling the Saudi Arabia embassy wearing panties that say "give way!"
لینک گزارش دستگیری زنان عرب در عربستان
Saudi women defy driving ban despite fear of arrest
گزارش اکسیون علیه سنگسار سکینه محمدی
FEMEN against Iran
اکسیون علیه سنگسار سکینه محمدیvideo

ویدئوهای گزارش به زبان آلمانی و مصاحبه با دخترانfemen
FEMEN on Spiegel TV
Feministinnen in der Ukraine گزارش آرته
معرفی گروه در ویکیپدیا به انگلیسی و آلمانی
FEMEN کلیپ کوتاهی از دخترانFemen clip      وبسایتfemen
video جدید ترین اکسیون گروه FEMEN
The women's movement continues to make fun of "performance based, which is the story of how honest and crystal-poor opposition is opposed to the predators of the president's entourage. FEMEN continues to assert that the government and the opposition only change places, competing with each other in cynicism and misanthropy" -said FEMEN.
عکسهایی علیه آزار جنسی دانشجویان و اکسیون ازدواج اجباری FEMEN
FEMEN is a Ukrainian protest group based in Kiev that was founded in 2008 by Anna Hutsol after she became attuned to the sad stories of Ukrainian woman duped by false promises from abroad. The group primarily consists of 18-20 year old female University students. They protests against sex tourists, sexism and other social ills. The organization became internationally known due to its unique way of protesting - as some of the protesters go topless.
How did FEMEN start?

۲۹ خرداد، ۱۳۹۰

در مورد نوشتۀ خانم احمدی خراسانی / مژده نورزاد

عکس زهرا رهنورد (فرست لیدی جنبش سبز) در حال عملی آنتی امپریالیستی!

در مورد نوشتۀ خانم احمدی خراسانی / مژده نورزاد  يكشنبه 5 ژوئن 2011
مطلب مانکن های ایرانی ، برقع پوشان اسلامی خانم احمدی خراسانی را خواندم.چند نکته توجهم را جلب کرد. مایلم در بارۀ آن چند خطی بنویسم.
در کشور آلمان، اتریش ، بخشهائی از سویس و فرانسه قانونی [1] وجود دارد که صورت افراد نباید به عنوان مثال در تظاهرات طوری پوشیده باشد که تشخیص هویت آنها ممکن نشود. برقع در فرانسه ممنوع شد، چون زنانی که با برقع رانندگی می کنند، باهواپیما مسافرت می کنند، در مهد کودک یا کودکستان به دنبال فرزندشان می روند، قابل شناسائی نیستند و به این ترتیب حقوق اجتماعی را تهدید می کنند. این قانون برای همه هست، اگر قانونی غیر عادلانه است باید به طور کلی برای همه لغو شود، حق ویژه نباید برای هیچ فردی وجود داشته باشد.اگر مشکلی داریم، باید با کل این قانون مخالفت کنیم. در ضمن این نکته را نباید فراموش کنیم که حتی مسلمانان سفت وسخت هم موافق برقع نیستند. برقع در زمان حکومت طالبان در افغانستان اجباری شد و به بی هویتی و بی حقوقی کامل زنان انجامید.
در مطلب خانم احمدی خراسانی به گونه ای به بیانیه کمپین مقابله با حجاب برخورد شده که انگار ما زنان این گروه کاری با مسلسل و چوب و چماق مانند سربازان رضا شاه دیکتاتور به دنبال زنان چادری و با حجاب هستیم و به زور خواهان کشف حجاب شان می باشیم. خانم احمدی خراسانی ید طولائی در حذف کردن دارند، یک کلمۀ مقابله را می نویسند و تمامی بیانیه را ندیده می گیرند، همانطوری که ایشان کل جنبش زنان در سی سال گذشته در خارج از ایران را از تاریخ حذف می کنند و در نوشته هایشان تنها از جنبش 15 سالۀ زنان سخن می رانند. این هم شیوه ای است. در بند بند بیانیه کمپین مقابله با حجاب صحبت از خواست مقاومت فمینیست ها، انسان های آزادی خواه و مدافع حقوق بشر، معلمان، مربیان تعلیم وتربیت، مددکاران اجتماعی، نویسندگان، هنرمندان وخبرنگاران در مقابل تحمیل حجاب به کودکان و زنان مطرح است نه متد کشف حجاب رضاشاهی. در بند آخربیانیه از سیاستمداران، فعالین احزاب سیاسی و نمایندگان پارلمان ها خواسته می شود به مقابله با گسترش و تشویق حجاب برای زنان و کودکان ( کمک مالی از طرف اتحادیه های مسلمانان به پدران برای تحمیل حجاب به کودکان) و تلاش برای جدائی مذهب از دولت و رعایت این اصل دمکراتیک در مدارس بپردازند. طرح جدائی مذهب از دولت و آموزش و پرورش اصل پایه ای یک جامعۀ سکولار است که خانم احمدی خراسانی نباید مخالفتی با آن داشته باشند. در این بیانیه تأکید ما بر کار ترویجی و روشنگرانه است و نه تخاصم با انسان های دیگر. در معرفی کتاب و پالتاک هایمان هم همواره به این نکته اشاره کردیم.
همانطوری که عده ای مانند خانم رهنورد، همگرای خانم احمدی خراسانی به حجاب اعتقاد دارند و به گفته خودشان حجاب را اصل صریح قرآن می دانند و در جامعه به ترویج آن خواهند پرداخت، من ودوستانم در گروه کاری مقابله با حجاب، حجاب را ابزاری پدر/ مردسالارانه برای کنترل رفتار جنسی زن و اصولن برای کنترل شخصیت زن و به عنوان نماد تحکیم قدرت مرد برزن و به عنوان نشان دهندۀ زن به عنوان ابژۀ جنسی که باید از چشم نامحرم محفوظ بماند می دانیم. حجاب و کنترل سکسوالیته حوزۀ اقتدار مردسالاری بوده وهست. این نظر ماست. سؤال من از خانم احمدی خراسانی این است که چگونه نظر خانم رهنورد و امثال او باعث دوقطبی شدن جامعه نمیشود با وجود اینکه این همه زن در ایران مخالف حجاب هستند از مسلمانش گرفته تا مسیحی و کلیمی وارمنی وآتئیست و...ولی نظر کمپین مقابله با حجاب باعث دوقطبی شدن جامعه می شود، چیزی که خانم احمدی خراسانی در نوشته خودشان مدعی می شوند.
از کی تا به حال مطرح کردن نظرات و کار ترویجی و روشنگرانه در مورد آن نظر، کاری غیرمدنی و ایدئولوژیک است؟ خانم احمدی خراسانی با انگ ایدئولوژیک بودن حرکت کمپین مقابله با حجاب، حکم بعدی را هم در مورد ما صادر می کنند که ما با انتگره شدن جامعه برای نیل به سکولاریزاسیون در تضاد هستیم. از نظر من در جامعه برابر ، بی تبعیض، باعدالت اجتماعی، آزاد وسکولار آینده مذهب امر خصوصی و شخصی افراد جامعه است. جامعۀ سکولار آینده از آزادی تک تک افراد جامعه در اعتقاد و یا عدم اعتقاد به مذهب، دفاع بی قید وشرط می کند.
ما درهیچ نوشته و پالتاکمان به قول خانم احمدی خراسانی در دنیای مجازی و در هیچ سخنرانی و جلساتمان در دنیای غیر مجازی خواهان کشف حجاب زنان نشده ایم.ما خواست ممنوعیت حجاب کودکان در مدارس آلمان را مطرح کردیم، چون به نظر ما هیچ کودکی نمی تواند اختیاری حجاب را قبول کند. ما خواهان ممنوع شدن هرگونه نشانۀ مذهبی در کلاس های مدارس هستیم. وقتی کودکان به سن 18 سالگی رسیدند، خودشان می توانند مذهبی را بپذیرند یا رد کنند.
خانم احمدی خراسانی در بخشی از نوشته شان از شرمساری زنان انقلابی دیروز و فمینیست های امروز از یک دهه سکوت در برابر حجاب در دهه پیش از انقلاب نوشته اند. اگر فرض را براین بگذاریم که ادعایشان درست است، نظرشان در مورد زنانی که بعد از سه دهه، هنوز در مورد حجاب اجباری سکوت می کنند و هرگز رفع حجاب اجباری رابه عنوان مطالبه مطرح نمی کنند چیست؟ آیا این زنان نباید شرمگین تر باشند؟   با آرزوی بهروزی
يادداشت [1] Vermummungsgesetz
بیانیه ی کمپین مقابله با حجاب

جنبش زنان جنبش قدیسه‌ها نیست!/ نیلوفر شیدمهر
HOPE IS THAT THINGS MIGHT MAKE A LITTLE BIT MORE SENSE IN «FUCKING FUTURE.
خشونت و خشم
یکی از سئوال‌ها این است که رابطه بین خشم و خشونت چیست؟ آیا خشم لزوماً به خشونت می‌انجامد؟ فرق بین اظهار و بیان خشم و خشونت‌ورزی چیست؟
در این زمینه باید خشم و خشونت را در بستر یا کانتکست جنبشی آن‌ها گذاشت. خشم می‌تواند معناهای بسیار متفاوتی در کانتکست‌های دیگر داشته باشد و از لحاظ روان‌شناسی مورد تحلیل قرار بگیرد. ولی بحث من اینجا در حوزهٔ جنبش اجتماعی و به تبع آن اخلاق کنشگری اجتماعی و مشروعیت اخلاقی جنبش است.
خشم مانند بسیاری از مقوله‌هایی همچون حسادت و عشق توسط روان‌شناسان به عنوان یک احساس انسانی تلقی می‌شود. این‌که این احساس چطور در تن حس می‌شود و آیا همه افراد آن را یک‌جور احساس می‌کنند بحث پیچیده‌ای است که قابل شناخت نیست. پس بهتر است به این قناعت کنیم که خشم احساسی انسانی است؛ حسی است که همه انسان‌ها در طول زندگی‌شان تجربه می‌کنند. خشونت اما یک کنش است، کنشی که بر بدنی (بدن خود یا دیگری) اعمال می‌شود و به عنوان مثال خودکشی می‌تواند نوعی از خشونت تلقی شود.

ویدئو صحبت های سایه اسکای (رپر لزبین) در اولین نشست سراسری زنان ایرانی علیه هموفوبیا
07.04.2011

فیلم دستگيري و برخورد شديد نيروي افتضاحی همدان با يك دختر به جرم بد حجابي

فیلم  دستگيري و برخورد شديد نيروي افتضاحی همدان با يك دختر به جرم بد حجابي

دستگيري و برخورد شديد نيروي انتظامي همدان با يك دختر به جرم بد حجابي IRAN POLICE
دوستان لطفا به اين ويدئو مثبت بديد چون كه مزدوران رژيم قصد دارند اين ويدئو رو با منفي ها يشان از سايت youtube حذف كنند / فداي تك تك شما ."
http://www.youtube.com/watch?v=DtDXr408T9o
این موزیک مزخرف چیه روی این ویدیو گذاشتید؟؟؟؟؟؟ ویدیو رو بدون موزیک اپلود کنید
• فحاشی برخورد زننده و کشف حجاب از دختر بی گناه به علت شادی در پشت موتور سیکلت
مکان : همدان بلوار ارم .... زمان ... اواخر خرداد 1390 اوایل جون 2011

دختر بی گناه پس از فحاشی حجابش را از سرش در روز روشن می کشند و با ضرب و شتم و به زور سوار ماشین ناجا نیروی انتظامی بی شرف بی دین می کنند و می برند

یاد خانوم دکتری که در زندان نیروی انتظامی همدان خودکشی کرد گرامی،در خیابان این میکنند در زندان چه ها نمیکنند

بز ها را ببین چطوردور اینها حلقه زده اند اما حتی بع بع هم نمیکنند

وای که مردان ایرانی‌ چقدر بی‌غیرت هستند. ۲ یا ۳ نفر پلیس و اینهمه مرد دارند فقط نگاه میکنند یا فیلم میگیرند، در حالی‌ که به راحتی‌ می‌توانستند دختر بیچاره را فرار دهند.

من نمي دونم مرداي ايراني به نفعشون كه مي شه " غيرت ، غيرت " مي كنن . كافيه خواهرشون يا خانمشون يه كم بلند بخنده يا روسريش بره عقب . اونوقت اين صحنه رو وايسادن مثل ماست نگاه مي كنن . واقعا از ماست كه بر ماست !

۳۰ خرداد را فراموش نکنيم

۱۹- ؟
۲۰- ؟
۲۱- ؟
۲۲- ؟
۲۳- ؟

طیفور گفت...
30 سال از آغاز حقیقی فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران گذشت...



۳۰ خرداد را فراموش نکنيم
نویسنده: بهروز جليليان- خرداد هر سال يادﺁور يورش وحشيانه و ﺁغاز کشتار عام انقلابيون در سال ۱۳۶۰ است. به ياد می ﺁوريم که در روزهای پايانی خرداد ماه سال ۱۳۶۰ و يکپارچه شدن حاکميت خونين ارتجاع مذهبی در ايران و در ﺁن روزهای پرﺁشوب به فراخوان سازمان مجاهدين خلق ايران، تظاهراتی در خيابان های تهران ﺁغاز شد که برای مقابله با تاخت و تاز جمهوری اسلامی به بنيادهای ﺁزادی با همراهی اغلب نيروهای کمونيستی و سازمان های دمکراتيک توأم بود. در واقع اين تظاهرات نه تنها به سازمان مجاهدين بلکه به تمامی نيروهای سياسی و مترقی ايران تعلق داشت که بر باد رفتن آرمان‌های دموکراتيک و عدالتجويانهء انقلاب بهمن ۱۳۵۷ را که زمان چندانی از وقوعش نمی گذشت برنمی تافتند. حکومت جمهوری اسلامی در پی سرکوب ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به بعد، مجاهدين و همۀ نيروهای انقلابی و بويژه کمونيست ها را زير ضرب قرار داد.
از اين روز به بعد، اغلب نيروهای انقلابی و کمونيست، حداکثر توان خود را در نبردی نابرابرعليه دژخيمان جمهوری اسلامی بکار بردند، که با بجای گذاردن هزاران مبارز بر خاک افتاده و چندين برابر ﺁن اسيرانی در زندان های جمهوری پليد اسلامی ايران همراه بود. يک روز پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ رژيم خون ريز جمهوری اسلامی کشتار عام انقلابيون را با تيرباران تعدادی از افراد دستگير شده در اين روز به همراه تعداد بيشتری که مدت ها قبل بدلايل واهی دستگير کرده بود، در اين جنگ طبقاتی ﺁغاز کرد. رژيم بناگاه نقاب ريا و خيرخواهی اسلامی خود را به کنار گذارد و چهرۀ پليد و خونخواری از خود به نمايش گذاشت که بسياری از مبارزين شريف را بدون محاکمه و حتی دانستن نام آنها به جوخه های اعدام سپرد و بنيان حکومت اسلامی خود را بر دريايی از خون انقلابيون بنياد نهاد.
بايستی به ياد داشته باشيم که ﺁنها در شرايطی بد و دهشتناک و ناجوانمردانه، جان در راه ﺁرمان همگی مان و فردايی بهتر، نهادند. ﺁنان جوان بودند و می توانستند مثل روزگار امروز ما زندگی کنند، شادی کنند، لذت ببرند، تفريح کنند، ازدواج کنند، بچه دار شوند، مسافرت کنند، کوه بروند، غذای خوب بخورند و .... اما رفقای شهيد ما همۀ چيزهای خوب را برای همگان می خواستند و برايش تا پای جان مبارزه کردند. به ياد داشته باشيم، ﺁنان و ﺁرمانشان را ...
در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، رژيم جمهوری اسلامی بنا بر اعتراف خود در دو اطلاعیۀ دادستانی مرکز، تنها در تهران ۲۳ زن و مرد جوان را اعدام کرد. در همان اطلاعيه های دادستانی نيز اشاره شده بود که بسياری نام خود را نگفته بودند و امروز هم بعد از گذشت ساليان دراز - با توجه به پژوهش مهناز متين و ناصر مهاجر در ﺁرش شمارۀ ۸-۷۷ - هنوز هم به ليست کامل نام اين ۲۳ شهيد عزيز دسترسی نداريم. مطابق اطلاعيه های دادستانی، اين افراد در دو نوبت ظهر، ۱۵ نفر و شبانگاه، ۸ نفر به جوخه های اعدام سپرده شده و همگی بدليل شرکت درتظاهرات روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ محکوم شده بودند، که اغلب ﺁنان بسيار پيشتر به دلايل واهی دستگير و همگی در اين روز برای ايجاد وحشت و نشان دادن قدرت رژيم به نيروهای مخالف توسط دژخيمان حکومتی اعدام شدند. در اينجا نگارنده ليست اين عزيزان را با توجه به تحقيقی که اشاره شد در زير می ﺁورم.
نام سن شغل وابستگی سازمانی تاهل تاريخ دستگيری
۱- بهنوش ﺁذريان - - چريک فدايی - اوايل خرداد ۱۳۶۰
۲- طاهرۀ ﺁقاخانی مقدم - - گروه نبرد (۵/۸ ماهه حامله بود) مهر ۱۳۵۹
۳- زهرا ابراهيميان ۲۱ - مجاهد - ۳۰ خرداد ۱۳۶۰
۴- کبری ابراهيميان ۱۹ دانش ﺁموز مجاهد - ۳۰ خرداد ۱۳۶۰
۵- ﺁذر احمدی - - مجاهد - -
۶- منوچهر اويسی - - چريک فدايی - اوايل خرداد ۱۳۶۰
۷- شهلا بالاخان پور ۲۱ دانشجو راه کارگر - ۳۰ خرداد ۱۳۶۰
۸- غلام علی جعفری ۲۴ دانشجو مجاهد - ۳۰ خرداد ۱۳۶۰
۹- رضا حاجی ملک - - مجاهد - -
۱۰- عليرضا رحمانی شستان ۳۱ - پيکار مجرد ۲۰اسفند ۱۳۵۹
۱۱- اصغر زهتابچی ۳۵ بازاری مجاهد (متاهل با ۳ فرزند) ۱۹ خرداد ۱۳۶۰
۱۲- سعيد سلطانپور ۴۲ - فداييان اقليت - ۲۷فروردين ۱۳۶۰
۱۳- محمد علی عالم زاده حرجندی۳۱ - گروه نبرد متاهل مهر ۱۳۵۹
۱۴- محسن فاضل ۳۲ - پيکار متاهل ۱۴ بهمن ۱۳۵۹
۱۵- کاظم فخرايی ۲۰ - مجاهد - -
۱۶- جعفر قنبر نژاد ۲۳ خبرنگار مجاهد - -
۱۷- جعفر کلاغچی گنجينه ۲۱ دانشجو- کارگر مجاهد مجرد -
۱۸- سيد حسين مرتضوی ۱۸ دانش ﺁموز مجاهد مجرد ۳۰خرداد ۱۳۶۰
۱۹- ؟
۲۰- ؟
۲۱- ؟
۲۲- ؟
۲۳- ؟
در پايان با تنها يادداشت هايی که از زندانيان آن دوره بدست آمده، نوشته ام را به پايان می برم. آنها، يادداشت های محسن فاضل است که بر روی کاغذ پوست پرتقال نوشته شده و پس از شهادتش در جيب لباس های خون آلودش، پيدا شد.
رفقا ! زندان من سخت است. هر روزش سخت است. ﺁينده اش معلوم نيست و پر از خطر است ولی اينجا من شور مبارزه را بر پا داشته ام. شور مبارزه با اين شرايط سخت در راه ﺁرمان ها و هدف های مبارزه ام. شور تولدی دوباره، شور کشف نقطه ضعف ها و انحرافات و درگيری ها و کلنجار دائم با ﺁنها و سرکوب ﺁنها. شور درک عميق تر اهداف و ﺁرمانی که بخاطرش مبارزه می کنم. شور کارکردن و شعر گفتن برای شما و انقلاب تحت اين شرايط. من مصمم هستم تا به ﺁخر ﺁتش اين شور را شعله ور نگاه دارم و اگر قرار است پايان زندگی من اينجا باشد با چنين روحیۀ پرشوری بگذار تمام شود. يادشان گرامی باد .۲۳ خرداد ۱۳۸۶
۱۳ ژوئن ۲۰۰۷ منابع :
۱- از ﺁرمانی که می جوشد، شهريور ۱۳۶۴، هواداران سابق سازمان پيکار، سوئد. متن خاطرات شهيد محسن فاضل، که تنها دست نوشته های به بيرون آمده از زندان های جمهوری اسلامی است. در سايت انديشه و پيکار وجود دارد.
http://www.peykarandeesh.org/PeykarArchive/pdf/Mohsen-Fazel.PDF
2- و گورستانی چنان بی مرز شيار کردند، خرداد ۱۳۸۰، مهناز متين، ناصر مهاجر، مجلۀ ﺁرش، فرانسه، شمارۀ ۷۸-۷۷، ص ص۹-۳۲.
۳- پيکار، ارگان سازمان پيکار در راه ﺁزادی طبقۀ کارگر، ۸ تير ۱۳۶۰، شمارۀ ۱۱۲، ص ص ۱۴-۱۳.
۴- پيکار، ۱۵ تير ۱۳۶۰، شمارۀ ۱۱۳، ص ص ۸-۷، و ۱۰

فراموش شدگان اوین... محکومیت هانیه فرشی به هفت سال زندان

محکومیت هانیه فرشی به هفت سال زندان
به این شهروند تبریزی اتهاماتی چون «اهانت به مقدسات، ارتباط با بیگانه» زده‌اند که گفته می‌شود بر مبنای فیس بوک ایشان است.  از وضعیت وی در حال حاضر اطلاعاتی در دست نیست و اجازه تماس با وی به خانواده‌اش داده نمی‌شود. تنها جرم هانیه حضور در فیس بوک است.
هفت سال حبس برای هانیه (شراره) صانع فرشی
خبرگزاری هرانا - هانیه (شراره) فرشی، شهروند تبریزی پس از یازده ماه بازداشت موقت، به هفت سال زندان محکوم شد.
 به گزارش بامدادخبر، مقیسه، قاضی شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، در حکمی سنگین، خانم فرشی ۳۸ ساله را به دو اتهام توهین به مقدسات و توهین به رهبری مجموعا به هفت سال حبس تعزیری محکوم کرد.
 این حکم در حالی روز چهارشنبه (۲۵ خردادماه) و پس از دو ماه از برگزاری دادگاه به هانیه فرشی ابلاغ شده که وی در جلسه‌ی دادگاه خود از داشتن وکیل محروم بوده است.
بر اساس این گزارش، مبنای صدور این حکم سنگین، ارسال چند ای-میل و فعالیت اینترنتی و نیز اعترافات خانم فرشی بوده که در شرایط زندان انفرادی و تحت فشار شکنجه‌های روحی و جسمی بازجویان صورت گرفته است.
 این درحالی است که بر اساس گفته‌های مادر هانیه، وی تا پیش از بازداشت سابقه‌ی فعالیت سیاسی نداشته است.
 هانیه فرشی بامداد ۲۷ تیرماه ۸۹ با هجوم نیروهای امنیتی به منزل‌اش در تبریز بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین در تهران منتقل شد. وی که دو ماه اول بازداشت خود را در سلول انفرادی گذراند از بهمن‌ماه سال گذشته به بند متادون زندان اوین که به محل نگهداری زندانیان سیاسی زن تبدیل شده بود منتقل گردید و پس از اعتراض‌های صورت گرفته نسبت به شرایط نامناسب زندانیان زن در این بند به همراه سایر زندانیان سیاسی از اردیبهشت ماه سال جاری در بند زنان سیاسی زندان اوین نگهداری می‌شود.
گفتنی است فشارهای وارد شده بر وی برای تن دادن به اعترافات اجباری موجب افسردگی شدید این زندانی سیاسی شده و از سوی دیگر درگذشت پدر خانم فرشی در آبان‌ماه گذشته و در شرایطی که او در بازداشت به سر می‌برد و ممانعت وزارت اطلاعات از شرکت وی در مراسم ختم و تدفین پدرش در تشدید بیماری روحی وی موثر بوده است.
هانيه (شراره) فرشی، شهروند تبریزی از تير ماه سال گذشته در زندان اوین تهران در بازداشت موقت به سر می‌برد.
این زندانی۲۸ ساله که تاکنون سابقه هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشته بیشتر در زندان به خاطر فعالیتهای فیس بوکی اش مورد بازجویی قرار گرفته است و بازجویان وزارت اطلاعات نیز اتهامات او را فعالیتهای اینترنتی بویژه در فیس بوک عنوان کرده اند .مادر میانسال هانیه به شدت نگران اوست و از این بلاتکلیفی طولانی مدت درباره وی اظهار نگرانی مي كند.
تاریخ 10 / 05 / 2011
به گزارش بامدادخبر، خانم فرشی ۳۸ ساله که در یورش ماموران امنیتی در ساعت شش صبح روز ۲۷ تیر ۸۹ به منزل‌اش در تبریز بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین در تهران منتقل شد، در نزدیک به ده ماه گذشته تحت فشار شدید بازجویان برای تن دادن به اعترافات واهی همچون “توهین به مقدسات” و “ارتباط با بیگانه” قرار داشته و در اثر این فشارها دچار بیماری افسردگی شده است.
این درحالی است که بر اساس گزارش‌ها وی فعال سیاسی محسوب نمی‌شده و اتهامات وارد شده بر او بر اساس ارسال چند ای-میل و فعالیت اینترنتی صورت گرفته است. هانیه که به دنبال فشار بازجویان از حق داشتن وکیل محروم بوده پس از نه ماه بازداشت در اواخر فروردین‌ماه ۹۰ در دادگاهی در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه محاکمه شده است.
هانیه فرشی که دو ماه اول بازداشت خود را در سلول انفرادی گذرانده از بهمن‌ماه سال گذشته به بند متادون زندان اوین که به محل نگهداری زندانیان سیاسی زن تبدیل شده منتقل و همچون سایر زندانیان این بند از حق تماس تلفنی و ملاقات حضوری محروم بوده و تنها می‌تواند هر هفته به صورت کابینی با مادرش ملاقات کند.
از سوی دیگر پدر خانم فرشی نیز آبان‌ماه گذشته و در شرایطی که او در بازداشت به سر می‌برد درگذشت و وزارت اطلاعات از شرکت وی در مراسم ختم و تدفین پدرش ممانعت به عمل آوردند که این موضوع نیز در تشدید بیماری روحی وی موثر بوده است.
بر اساس آخرین گزارش‌ها قرار است هانیه فرشی به همراه سایر زندانیان سیاسی زن بند متادون زندان اوین به زندان قرچک ورامین منتقل شوند که از نظر بهداشتی و امنیتی در شرایط نامناسبی قرار دارد.
هانیه فرشی شتر بان، شهروند تبریزی   از حدود ۱۰ روز قبل بازداشت شده و از وضعیت وی خبری در دست نیست.
 بنا به گزارش خبرگزاری حقوق بشر ایران ماموران امنیتی در تاریخ یک‌شنبه ۲۷ تیر ماه ۱۳۸۹ در ساعت شش صبح به منزل هانیه فرشی شتربان وارد شده و وی را بازداشت می‌کنند.
 به گزارش رهانا، ماموران امنیتی بعد از تفتیش منزل وی بازداشت کرده و کامپیوتر، تلفن و وسائیل شخصی وی را ضبط می‌کنند. وی در ابتدا به بازداشتگاه اطلاعات تبریز منتقل شده و سپس به زندان اوین منتقل می‌شود.
به این شهروند تبریزی اتهاماتی چون «اهانت به مقدسات، ارتباط با بیگانه» زده‌اند که گفته می‌شود بر مبنای فیسبوک ایشان است. از وضعیت وی در حال حاضر اطلاعاتی در دست نیست و اجازه تماس با وی به خانواده‌اش داده نمی‌شود.
خانم فرشی ۲۸ ساله و تنها یک مادر مسن دارد و سابقه هیچ‌گونه فعالیت سیاسی نداشته است
اخبار روز - گزارش دریافتی: دختر جوانی به نام هانیه فرشی شتربان، از حدود ده روز پیش در تبریز دستگیر شده است. بنابر گزارش ها ماموران اطلاعات تبریزبین ساعت پنج و نیم تا شش صبح به خانه ی وی مراجعه کرده و او را با خود برده اند. برخی از وسایل شخصی خانم فرشی مانند کامپیوتر و تلفن همراه وی نیز ضبط شده است.
گفته می شود وی از تبریز به زندان اوین در تهران منتقل شده و اتهاماتی نیز اهانت به دین و مقدسات و قران علیه او مطرح گردیده است.
We, the undersigned, demand the immediate release of Hanieh "Sharareh" Farshi Shotorban from prison.
28 year old Sharareh has no history of political activism. She is being punished with detention in Evin prison for simply using Facebook, like millions of others users around the world.
Despite this, government authorities have accused Sharareh of "insulting what is sacred" and "having contacts with a foreign entity".
Hanieh "Sharareh" Farshi Shotorban was arrested on July 18, 2010 in Tabriz. There is no news on her condition and she is not permitted to contact her family.
We need urgent action to be taken by all international and government organizations to draw attention to the outrageous and illegal behaviors of Iranian regime officials.
Free Hanieh "Sharareh" Farshi Shotorban now!
صدها کیلومتر را پیادە با دهها کیلو بار بر دوش و عبور از صخرەها بە خاطر در آوردن خرج یک روز. صخرەها تنها راههایی هستند کە شاید مین و کمین نداشتە باشد. اگر بە مقصد برسد: امشب را پیش زن و بچە خواهد بود و فردا دوبارە ... اگر بە مقصد نرسد: افتادە تو کمین یا روی مین، کشتە یا زخمی، نقص عضو، بازداشت، محکومیت شامل عبور از مرز، وارد کردن کالای غیرقانونی، پول مین و در نهایت زندان. زن و بچە....؟


۲۵ خرداد، ۱۳۹۰

عکس جنایتکاران متجاوز به زنان در باغی اطراف اصفهان(خمینی شهر)

چهره جنایتکاران متجاوز به زنان در باغی اطراف اصفهان(خمینی شهر)
رزا: در این عکس 10 نفر معرفی شدند. آیا دو نفر دیگر بسیجی بودند؟
"درب باغ زده شد. و يکي از آقايان رفت و در را باز کرد. دو نفر پشت در بودند. گفتند که از طرف پليس هستند و داري حکم قضاي مي باشند. آنها لباس شخصي بر تن داشتند و ظاهرشان به نيروي هاي بسيجي شبيه بود. صورتشان داري ريش بوده و پيراهن شان نيز روي شوارشان بود."
 به گزارش تهران امروز، این تجاوز گروهی وقتی انجام شد که چند خانواده در باغ شخصی یکی از دوستان خود جمع شده و در حال برگزاری جشن تولد یکی از فرزندان خود بودند.  ۱۲تن از اراذل و اوباش محل که در حال شرب خمر بودند و از این مراسم باخبر شده بودند، با طراحی نقشه‌ای شوم تصمیم به کاری گرفتند که افکار عمومی را متحیر کرد. این افراد که شنیده شده مدتی قبل طی یک نزاع با این خانواده‌ها درگیر شده و کتک مفصلی از آنها خورده بودند، با انگیزه انتقام‌گیری شخصی با در دست داشتن چاقو از دیوار باغ بالا رفته و مراسم جشن را به صحنه‌هایی تلخ تبدیل کردند. آنها با بستن دست و پای مردان این خانواده‌ها و انتقال آنها به گوشه‌ای از باغ، زنان و دختران این خانواده‌ها را به اتاقی دیگر برده و ساعت‌ها آنها را مورد تجاوز قرار دادند.  طبق اطلاعات دریافتی در بین این زن‌ها یک خانم حامله و یک دختر ۱۲ ساله هم بوده است.
تجاوز به زنان در باغ خمینی شهر کار بسیجی ها بود
وبلاگ محمد مصطفايي وکيل پايه يک دادگستري
تاملي بر پرونده تجاوز به زنان در اصفهان و انتقام گير مذهبي- مشروح مطلب : زني که مورد تجاوز بي رحمانه عده اي از مردان هوس ران در باغي در نزدگي اصفهان قرار مي گيرد مي گويد. درب باغ زده شد. و يکي از آقايان رفت و در را باز کرد. دو نفر پشت در بودند. گفتند که از طرف پليس هستند و داري حکم قضاي مي باشند. آنها لباس شخصي بر تن داشتند و ظاهرشان به نيروي هاي بسيجي شبيه بود. صورتشان داري ريش بوده و پيراهن شان نيز روي شوارشان بود. وارد باغ شدند. همين که وارد شدند چند نفر ديگر هم از ديوار و درب وارد شدند و همه جا را محاصره کردند. ما را تهديد کردند که از تلفن همراهمان استفاده نکنيم. مردان چون گمان مي کردند که آنها مامور هستند از خود مقاومتي نشان ندادند. اين زن مي گويد ما به پليس زنگ زديم ولي پليس بعد از اينکه متجاوزين رفتند سر رسيدند. بعد از آن هم به ما گفتند که جرات نداريم حرفي در اين خصوص در جايي مطرح کنيم و حال نيز اجازه حرف زدن نداريم. به هيچ عنوان اجازه نمي دهند ما واقعيت را مطرح کنيم و بگوييم که کساني که به باغ هجوم آوردند از نيروهاي لباس شخصي بودند که با تني چند از اشرار تباني کرده بودند تا اين فاجعه را رقم بزنند و حال آنها هستند که نمي خواهند مجرمين اصلي دستگير شوند. گفته هاي اين زن که نخواست نامش به لحاظ تهديدهايي که شده است مطرح گردد قابل تامل است. به خصوص اينکه اتفاقات و عملکرد دستگاه انتظامي و پليس و نيز اظهارنظرهايي که در اين مورد مي شود نشان مي دهد که کساني که به باغ يورش برده و تجاوز کرده اند به اصطلاح ارازل و اوباش نبوده اند و اين عده از افراد از جمله افراد مذهبي بوده اند که قصد انتقام گيري مذهبي داشته اند. نخستين موضعگيري رسمي پليس درباره فاجعه تجاوز زنان در خميني شهر اصفهان و همچنين امام جمعه اصفهان نيز جاي تامل دارد. امام جمعه اصفهان طبق گزارشي که روزنامه روزگار منتشر کرده است گفته است: اگر خانمها حجاب داشتند، مورد تجاوز قرار نميگرفتند. حجت‌االسلام سالمي امام جمعه خميني‌شهر همچنين گفته است: البته آنها هم که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند آدم‌هاي عليه‌‌السالمي نبوده‌اند، اين 14 نفري که فقط دو نفرشان خانواده بوده‌اند براي پارتي به شهر ما آمده بودند و با شراب‌خواري و رقاصي يک عده ديگر را هم تحريک کردند. واحد مرکزي خبر نيز پيش تر از جانب سرپرست اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان اصفهان گزارش داده بود که: چهارشنبه گذشته چند خانواده‌ در يکي از باغ هاي اطراف اصفهان بدون رعايت موازين شرعي و عرفي ، ميهماني را برگزار کرده بودند که عده اي از اراذل و اوباش اين منطقه با اطلاع از اين ميهماني و با همدستي دوستان خود ضمن ورود به داخل باغ ، زنان و دختران اين ميهماني را مورد اذيت و آزار جنسي قرار داده بودند .
18 روز از اين واقعه تلخ مي گذرد و تا زماني که مردم شهر سکوت خود را نشکاندند، صدايي از مسئولين در نمي آمد و حال که صداي مردم خميني شهر، بلند شد و آنها به اعتراض راهپيمايي و تجمع کردند، مسئولين اظهارنظرهايي مي کنند تا بار مسئوليت خود و مجرمين را کاهش دهند. از جمله ئيس پليس آگاهي استان اصفهان در اولين اظهارنظر رسمي ميگويد اگر اين خانمها حداقل حجاب را رعايت کرده بودند، شايد مورد آزار و اذيت قرار نميگرفتند. روزنامه روزگار در خصوص تحقيق در رابطه با فاجعه اي که در اصفهان رخ داد نوشته است که هيچ کس پاسخگو نبود، بعد از ورود به شهر سر زدن به ادارات و نهادهاي رسمي را شروع کرديم و تقريبا جز يکي دو مورد جواب رسمي اي نشنيديم. همه به صورت غيررسمي اطالعاتي ميدادند، البته ضبط صوتهاي ما روشن بود.
چرا مسئولين نبايد پاسخگو باشند؟ با قربانيان اين حادثه مصاحبه اي نمي شود. مظمئنا قربانيان حادثه همانطور که برخي از مسئولين درخواست کرده اند به جاي مجرمين به دليل نداشتن حجاب در باغ خود يا اقوامشان، محاکمه و مجازات خواهند شدو از طرفي تحت فشارهاي امنيتي قرار خواهد گرفت و در پشت تلوزيون حاضر شده و به نفع نظام جمهوري اسلامي به زيان خود شخن خواهند گفت و يا اينکه افراد بي گناهي را يافته و با تحت شکنجه قرار دادن آنها، براي اينکه افکار عمومي را آرام کنند، در جلوي تلوزيون اقرار گرفته و چند بي گناه را به جاي گناهگاران اصلي محاکمه خواهند کرد.
جالب اينکه فرماندار اصفهان در اين مدت ود را مخفي کرده است. اما معاون وي به خبرنگار روزگار مي گويد: سالها اين همه دست در اين شهر سوي خدا باال بوده نيامديد يک خبر بگيريد، حاال که ... سر و کلهتان پيدا شده. معاون فرماندار هم هيچ نميگويد و حوالي مان ميدهد به اتاق حراست. مسول حراست هم بعد از باال و پايين کردن نامهام و کمي صحبت دوستانه هيچ نميگويد و ارجاع ميدهد به فرماندهي پليس. يکي از مديران ارشد فرمانداري اما اطالعاتي درباره ماجرا ميدهد. ميگويد حاضران غير از دو نفر همه خانواده بوده اند، زن و شوهر و خواهر و برادر. او ناراحت است و معتقد است پليس پيش از اين در برخورد با آنها شل گرفته است. ظاهرا اين متهمان براي شناسايي در نماز جمعه پخش شده است. اين مسوول ميگويد خبر نبايد اينقدر پخش ميشد؛ »اين مثل مساله خانوادگي است و بايد در شهر حل ميشد. بچهها خيلي هم تالش کردند آن تجمع برگزار نشود، اما متاسفانه شد و حاال با آبروي شهر دارد بازي ميشود.
در حالي که امام جمعه اصفهان مي گويد قربانيان جرم فقط دو نفرشان خانواده بوده و ديگران از شهرهاي ديگر آمده بودند. يعني در اين سرزمين کساني که خانواده نيستند يا حجاب نداشته باشند يا شرب خمر کنند، اگر تجازوي به آنها شد اشکالي نخواهد داشت؟
هيچکس در داستاني پاسخکوي هيچ خبرنگاري نيست. خبرنگار روزنامه روزگار هم که از تهران به دادستاني اصفهان مي رود با برخورد توهين آميز مسئولين مواجه مي شود مثلا يکي از مسئولين به خبرنگار مي گويد: »بايد برويد پيش آقاي دادستان البته نوع پوششتان اينطوري نباشد. روسري و سر و وضعتان پيداست. من ميتوانم رنگ گوشواره شما را هم ببينم.« خبرنگار مي گويد: »خب اگر اين طور است، نگاه نکنيد آقاي محترم!« ميگويد: »اگر نگاه نکنم که ميگوييد بيادبي کردهام.« خبرنگار مي گويد: »اصال من اين را به حساب بيادبي شما نميگذارم.«  ميگويد: »خير من ميخواهم به شما نگاه کنم و شما با اين وضع پوششتان مرا به گناه مياندازيد. شما برويد و وضعتان را درست کنيد.« خبرنگار روزنامه روزگار مي نويسد همين آقا ما را نزد آقاي بتشکن بازپرس پرونده ميبرد و به او از مصداق بدپوششي ما گله ميکند. به جناب بازپرس پرونده ميگويم که مگر پوشش من چه ايرادي دارد و مرد مدام پشت سر هم حرف ميبافد که چنين و چنان. بتشکن معرفينامه ميخواهد يا کارتي. کاغذ را به دستش ميسپارم و در صندلي کناري او مينشينم. با دست اشاره ميکند که روي صندلي ديگري که چند متري با او فاصله دارد، بنشينم. گويا کسي در دادستاني خمينيشهر قرار نيست درباره پرونده به ما پاسخي بدهد. يکي پرونده را منکراتي ميخواند و يکي محرمانه و پيچيده....
تجاوز به زنان در خمینی شهر و وقاحت مسئولین
جهان زن ـ تجاوز گروهی به زنان در جریان یک جشن تولد، یک رسوائی برزگ برای دستگاه های انتظامی جمهوری اسلامی است. حکومتی که نمی تواند امنیت شهروندانش آن هم در چهاردیواری خانه و باغ شان را حفظ کند، صلاحیت حکمرانی ندارد. آن وقت ادعا می کنند که می خواهند جهان را مدیریت کنند. و غم انگیزتر آن که بجای پاسخگو بودن مسئولان انتظامی استان، دارند گناه را به گردن قربانیان این جنایت می اندازند. حکومت اسلامی، و هزینه های گسترده اش، تنها یک هدف را دنبال می کند: حفظ حکومت در برابر خشم مردم. بقیه مسائل و ماجراها از اهمیت برخوردار نیست. در هم ریختن نظام ارزشی جامعه هم از نتایج استبداد دینی و تسلط فقر اقتصادی در جامعه است که بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی را دامن زده است. تداوم حکومت اسلامی، اکنون و بیش از گذشته زمینه ساز سقوط کشور در همه زمینه ها شده است.
واکنش‌ها به ماجرای تجاوز به زنان در خمینی‌شهر ـ بی بی سی   فیلم بی بی سی
نگاه شیء وار به زن و ملامت قربانی
تابناک- نقش «تحریک جنسی» در تجاوز دسته جمعی اصفهان- فرمانده نیروی انتظامی استان اصفهان به جای آنکه توضیح دهد، چرا شروران معروف منطقه استحفاظی ایشان که از مدتها پیش قرار بود شناسنامه دار باشند، هر هفته خود را معرفی کرده و تحت نظر باشند، در عوض چنین گستاخ بوده اند که بی واهمه وارد یک مهمانی شده، مردان را حبس کرده، لباس های زنان و دختران را دریده و آنان را مورد تجاوز قرار داده اند، چنین اظهار نظر کرده اند که
اگر در اين حادثه، خانم‌ها حداقل حجاب را در اين باغ رعايت كرده بودند…
اظهارات فرمانده ناجی اصفهان درباره جنایت دهشتناک خمینی شهر اصفهان، موجب شد که پرسش ها و ابهاماتی درباره این حادثه و علل این توجیهات در اذهان عمومی بروز کند که به آن می پردازیم. به گزارش «تابناک»، سرهنگ حسن کرمی راد، فرمانده نیروی انتظامی استان اصفهان به جای آنکه توضیح دهند، چرا شروران معروف منطقه استحفاظی ایشان که از مدتها پیش قرار بود، شناسنامه دار بوده و هر هفته خود را معرفی کرده و تحت نظر باشند، در عوض چنین گستاخ بوده اند که بی واهمه وارد یک مهمانی شده، مردان را حبس کرده، لباس های زنان و دختران را دریده و آنان را مورد تجاوز قرار داده اند، چنین اظهار نظر کرده اند که «اگر در اين حادثه خانم‌ها دست کم حجاب را در اين باغ رعايت كرده بودند، شايد مورد آزار و اذيت قرار نمي‌گرفتند».
تجاوز به میهمانان زن در جشنی در استان اصفهان
مدارک مستند و جالب يک وبلاگ نويس برای اثبات تجاوز مامورين رژيم به زنان با حجاب
عکس توقیف خودرو به علت بی حجابی !!

برای خواندن کل مطلب روی تیتر آن کلیک کنیم.
گیرم دیش های سر بام را جمع کردید , با صافی آشپزخانه چه میکنید
( یک و نیم دقیقه ویدئو آموزشی )

فیلم نیروهای سرکوب در میدان امام (توپخانه) تهران-ساعت هفت عصر25 خرداد1390

میدان توپخانه-25 خرداد
http://www.facebook.com/video/video.php?v=1786978838980
فیلم ارسالی اعضا-آرایش فوق العاده امنیتی نیروهای سرکوب در میدان امام (توپخانه) تهران-ساعت هفت عصر

.جو امنیتی میدان صادقیه / 25 خردادفیلم
رو به روی مجتمع تجاری گلدیس یک ون با تعداد 30 نیرو ایستاده بودند ان سوی میدان حدود 20 موتور سوار کلاه کج و سمتی دیگر نیروهای انتظامی ایستاده بودند که به شدت به چهره افراد دقت میکردند/ مردم به صورت عادی رفت و امد داشتند گویا اصلا در جریان نبودند !

گزارش تجمع 25 خرداد مشهد نيروهاي انتظامي ، بسيج و لباس شخصي از فلكه برق تا ميدان آزادي پراكنده هستند ولي عمده تمركزشان در حد فاصل میدان احمدآباد و ملک آباد (فلسطین) ميباشد. صدها نفر از نیروهای انتظامی و امنیتی با حضور پر رنگ خود در خیابان های راهنمایی و احمدآباد مشهد، جو سنگین امنیتی را برقرار کرده اند. بر اساس همین گزارش نیروهای امنیتی چند نفر را که اکثرا خانم بوده اند را دستگیر کرده اند. نکته قابل توجه پخش “شربت” توسط پلیس امنیت اخلاقی نیروهای انتظامی در میان مردم در سه راه راهنمايي است!
آژانس ايران خبــــــــــــــــــر: عكس هايي كه مشاهده مي كنيد, مربوط به 25 خرداد و سه راه راهنمايي مشهد و حضور نيروهاي امنيتي در خيابان است كه در فيس بوك جنبش سبز مشهد ايراني درج گرديده است.
گزارش از 25 خرداد 1390سبز قزوین  ساعت 6 بعد از ظهر موتورهای پلیس شروع به گشت زدن در میدان عارف شدن. ماشین های نیروی انتظامی هر چند دقیقه در میدان عارف گشت می زدن و به خیابان پادگان می رفتن و یک گشتی می زدن و بر می گشتن. در یک میدان عارف ماشین و موتور نیروی انتظامی و یک ماشین پراید که لباس شخصی بودن ایستاده بود و پلیس ها و سرباز ها آنجا ایستاده بودن. در خیابان توحید (نزدیک به میدان عارف) دسته ای از جوانان با شعار مرگ بر دیکتاتور و موسوی کروبی آزاد باید گردد شروع کردن به شعار دادن و با چند نفر از افراد پایگاه بسیج توحید درگیر شدن. در پارک ملت ملت هم دسته ای از افراد سبز در گوشه های از پارک جمع شده بودن و پلیس ها و دسته ای سربازها که همشون (لباس سبز رنگ بانک قوامین) پوشیده بودن که باتوم به دست بودن سعی می کردن مردم را نگذارند تجمع کنند. در قسمت وسایل بازی پارک ملت که جدیدا نوشته اند که این وسایل مال کودکان و نوجوان زیر 15 سال است پلیس ها و سربازها به همراه لباس شخصی ها با نوجوانی درگیر می شدن و پلیس ها و لباس شخصی ها نوجوانان را می زدن. لباس شخصی ها و پلیس ها در پارک ملت به کسانی که تجمع می کردن گیر می دادن. پارک ملت از ساعت 18:20 به بعد حسابی شلوغ شده بود. در بلوار مدرس و بلوار حکم آباد هم مامورانی را گذاشته بودن برای کنترل خودروها و به ماشین های گیر می دادن. در اطراف میدان عارف ماشین ها بوق می زدن و با ایجاد ترافیک کردن اعتراض خود را نشان می دادن. ماشین های که در اطراف میدان عارف پارک می کردن با عصبانیت تمام رفتار می کردن و می خواستن میدان عارف را خلوت کنند.

اولین فیلم از ۲۵ خرداد / فضای امنیتی تهران - دستگیری ۲ نفر از جوانان در ولی‌ عصر

فضای امنیتی تهران در ۲۵ خرداد و دستگیری ۲ نفر از جوانان در ولی‌ عصر فیلم

در این فیلم شاهد فضای شدیدا امنیتی هستیم که در دقیقه 2:21 هم شاهد خواهید بود که ساندیس خوران چطور دست دو جوان را پیچ داده و به سمت ون نیروی انتظامی میبرند
اولین فیلم از ۲۵ خرداد میدان ولیعصر

محاصره میدان آزادی توسط ون های پلیس و نیروهای یگان ویژه / ۲۵ خرداد ۹۰ فیلم

جو امنیتی میدان صادقیه / 25 خرداد فیلم

گزارش از تهران تا ساعت 7 و نيم عصر
آژانس ايران خبــــــــــــــر: ايميل دريافتي: در خيابان وليعصر, قدم به قدم پليس ضدشورش و نيروهاي بسيجي را مستقر كرده اند. بنا به گفته شاهدان عيني, يك خودروي پرايد كه در حال بوق زدن بود, از سوي ماموران هدف قرار گرفت و شيشه هايش خرد شد. يكي از سرنشينان خودرو كه دختر جواني بود, از سوي ماموران انتظامي زن دستگير و با يك ون از صحنه خارج شد. رو به روی مجتمع تجاری گلدیس یک ون با تعداد 30 نیرو ایستاده بودند ان سوی میدان حدود 20 موتور سوار کلاه کج و سمتی دیگر نیروهای انتظامی ایستاده بودند که به شدت به چهره افراد دقت میکردند/ مردم به صورت عادی رفت و امد داشتند گویا اصلا در جریان نبودند !
پادگان نظامی ، در خیابان ولی عصر ۲۵ خرداد ۹۰
همچون 22 خرداد مردم امروز هم به صورت مسالمت آمیز در برخی نقاط حضور پیدا کردند.
حکومت دور تا دور میادین اصلی به ویژه میدان انقلاب و میدان ولیعصر نیرو مستقر کرده و در بسیاری از خیابانهای فضای امنیتی حاکم است. ترافیک شدیدی مناطق مرکزی و شمالی شهر را در برگرفته و خودروها به هر بهانه ای با بوق اعتراض خود را نشان می دهند. خیابان ها پر است از لباس شخصی ها و بسیجیان دردسته های بیست تا سی نفری در شهر مستقر شده اند و تعدادی از آنها از مردم فیلم و عکس می گیرند یا باتوم بدست بر سر هر تقاطع و چهارراه حضور دارند.تا این لحظه درگیری اتفاق نیفتاده است اما نزدیک به پنج نفر تا این لحظه درحوالی میدان ولیعصر دستگیر شدند و با خشونت آنها را به داخل خودروهای ون انداختند. تعداد زیادی از مغازه ها در مسیر انقلاب و همینطور فروشگاه های مسیر ولیعصر تا میدان ونک تعطیل شدند.در تلفن های مبایل اختلالی به وجود نیامده است اما سرعت اینترنت به ویژه در کافی نت های محدوده مرکزی و شمالی شهر به کاهش یافته است. ايران پرس نيوز
تهران: با وجود تدابیر شدید امنیتی با تعطیل شدن ادارات و سازمان ها بر جمعیت حاضر در خیابانها افزوده شده و همچون 22 خرداد مردم امروز هم به صورت مسالمت آمیز در برخی نقاط حضور پیدا کردند. حکومت دور تا دور میادین اصلی به ویژه میدان انقلاب و میدان ولیعصر نیرو مستقر کرده و در بسیاری از خیابانهای فضای امنیتی حاکم است. ترافیک شدیدی مناطق مرکزی و شمالی شهر را در برگرفته و خودروها به هر بهانه ای با بوق اعتراض خود را نشان می دهند. خیابان ها پر است از لباس شخصی ها و بسیجیان دردسته های بیست تا سی نفری د...
http://www.daneshjouonline.com/

حمله وحشيانه نيروي ضد شورش به يك ماشين و دستگيري دختر سرنشنين/25 خرداد

الان ساعت1820دقيقه هست.من حدفاصل ميدان آزادی -ميدان فردوسی تا توپخونه رو طی كردم,بجز ميدان آزادی و چهارراه وليعصر و توپخونه خبری از نيرو و پليس نيست,فقط هم نيروهای يگان ويژه پياده با لباس سياه هستند.خبری از لباس شخصی ها هم نيست ,ترافيك سنگينتر از حالت عاديست و حضور مردم نسبت به روزهاي ديگر به صورت مشهودي بيشتر است.ازميان نامه هاي رسيده به كانون حمايت ازخانواده جان باختگان
25 خرداد 90 در فلکه صادقیه نیروهای امنیتی حضور گسترده ای داشتند ما بیشماریم دیکتاتور  Foto

فیلم - پادگان نظامی ، در خیابان ولی عصر ۲۵ خرداد ۹۰
Iran Tehran 15 June 2011 Riot Forces in street on second anniversary of green movement martyrs
گزارش از تهران ,ساعت 19.30 ,25 خرداد :من توي خيابون وليعصر هستم ، اينجا قدم به قدم پليش ضد شورش و بسيجي گذاشتن ، يه پرايد رو هم كه داشت بوق ممتد ميزد رو من خودم با چشماي خودم ديدم كه شيشه ماشين رو از چهار طرف تو سر سرنشيناش كه چند تا دختر بودن خورد كردن . يكي از اون دخترا دچار تشنج شد كه با اين وجود هم بهش رحم نكردن و توسط فاطي كماندوها انداختنش تو ون . جو خيلي امنيتيه
حمله وحشيانه نيروي ضد شورش به يك ماشين و دستگيري دختر سرنشنين با سلام , من همين الان از وليعصر آمدم , جمعيت خيلي زيادي در وليعصر هستند , بعضي از پاساژ ها ومغازه ها باز هستند ومردم به آنها رفت و آمد دارند.نيروهاي حكومتي هم حضور دارن يه تعداد از اونهاموتورسوارهاي نيروي انتظامي اند كه لباس سبز پوشيدن, ترافيك خيلي بالاست , از اونجايي كه تفاوتي بين مردمي كه براي خريد اومدن و هواداران جنبش سبز كه براي 25 خرداد اومدن نيست نيروي سركوب به كلي گيج شده امكان شعار دادن اگر جمعيت بيشتري بياند از 22 خرداد بيشتر است .
http://www.kanoonjb.com/

۲۴ خرداد، ۱۳۹۰

میادین ونک، صادقیه و توپخانه مقاصد اصلی و نهایی راهپیمایی 25 خرداد/ لطفا فقط نا زیبا رویان شرکت کنند!

بعد از خواندن گزارش آقای خزعلی شرکت زیبا رویان در اعتراضات توصیه نمیشود.
از آنجا که بجز خواهران زینب و بسیج از نظر افراد سپاه، بسیج و لباس شخصی ها همه زنان زیبا میباشند، از همه خواهران زیبا و سبز خواهشمندیم در صورت شرکت در راهپیمایی خرداد با گریم و آرایش مناسب با عکس های زیر خود را شبیه سازی کنند.
این شبیه سازی موقت میباشد و در صورت اصلاح رژیم خواهران سبز میتوانند فورا به شکل اولیه برگردند. از آنجا که این تظاهرات نیز مانند 22 خرداد با "سکوت مطلق" انجام میشود امکان اعتراض در مورد دستگیری زیبارویان وجود ندارد و شرکت آنان را در این اعتراضات توصیه نمیکنیم.
شورای نگران راه سبز امید 24 خرداد 1390

مشاهدات مهدی خزعلی از تظاهرات سکوت 22 خرداد تهران

 وبلاگ drkhazali : بخشی از مشاهدات مهدی خزعلی از تظاهرات سکوت 22 خرداد تهران : ده دقیقه ای که کنار نیروهای ضد شورش برای آزادی رفیقمان ایستاده بودم، خیلی ها را دستگیر کردند، بیشتر دختران را دستگیر می کردند! من هر چه دقت کردم که ملاک دستگیری، دستگیرم شود، چیزی دستگیرم نشد! همه آرام و بی صدا حرکت می­کردند و به یکباره یکی را از میان جمع انتخاب کرده و به داخل مینی بوس هدایت می کردند، تنها ملاک، تشخیص آن نیروی ضد شورش بود، شاید هم بیشتر خوشگل ها را سوا می کردند، شوخی نمی کنم، آنچه با چشمان خود دیدم تحریر می کنم،

دختران جوان و زیبا رو را بازداشت می کردند!
شاید آنها را اسیر یا غنائم جنگی می دیدند! یا می خواستند اگر وقتی برای امر به معروف و نهی از منکر می گذارند، صرف زیبارویان شود! این واقعیت دردناکی بود که با چشمان خویش دیدم، بیگناهانی که حتی شعاری نداده بودند! شاید به خانه می رفتند، یا به مهمانی!



مقاصد راهپیمایی بیست و پنجم خرداد مشخص شد
 میادین ونک، صادقیه و توپخانه مقاصد اصلی نهایی راهپیمایی بوده و از مردم خواسته شده است تا با توجه به موفقیت و پیروزی راهپیمایی قبلی، راهپیمایی سکوت برگزار شود. کلیه خیابان‌های منتهی به این میادین مسیر راهپیمایی خواهد بود خبرنگاران سبز/سیاست: صفحه فیس‌بوکی بیست و پنج بهمن با توجه به نظرات دریافتی کاربران و کارشناسان، مقاصد راهپیمایی ۲۵ خرداد را مشخص نمود.

۲۳ خرداد، ۱۳۹۰

بعد از بیست سال، بار دیگر لیلا زانا- انتخابات پارلمانی ترکیه

بعد از بیست سال، بار دیگر لیلا زانا
به مناسبت انتخابات امروز پارلمانی در ترکیه
لیلا زانا امروز ۲۲ خرداد به احتمال زیاد از طرف مردم دیاربکر، و برای بار دوم راهی پارلمان ترکیه خواهد شد. لیلا زانا که اکنون به محبوب ترین سیاستمدار زن کرد تبدیل گشته در سال ۱۹۹۱ میلادی در سن ٣۰ سالگی بعنوان اولین زن کرد به پارلمان ترکیه راه یافت ولی بخاطر دفاع از هویت ملی خود و بزبان آوردن چند جمله به زبان ممنوعه کردی از تریبون مجلس که در آن بر برادری خلق های کرد و ترک تاکید ورزیده بود محاکمه و به جرم همکاری با حزب کارگران کردستان پ ک ک به ۱۵ سال زندان محکوم گشت. وی به همراه ٣ نماینده دیگر کرد ۱۰ سال را پشت میله های زندان گذراند.
لیلا زانا به مجلس ترکیه راه یافت، مردم دیاربکر شادی کنان به خیابانها ریختند.  روزنامه حریت ترکیه: مردم دیاربکر به دنبال انتشار نتایج اولیه انتخابات که حاکی از پیروزی لیلا زانا و 5 نماینده دیگر حزب کردهای ترکیه بود به خیابانها ریختند و به شادی پرداختند. لیلا زانا پیش از این به دلیل آنکه گفته بود عبدالله اوجالان رهبر زندانی پ ک ک به همراه بارزانی و طالبانی سه رهبر بزرگ کردها هستند به زندان محکوم شده بود. در مراسم شادی مردم دیاربکر شعارهایی در طرفداری از پ ک ک و عبدالله اوجالان سر داده شد ولی در گیری بین مردم و پلیس گزارش نشده است. حزب حاکم عدالت و توسعه نیز توانست 5 نماینده از دیاربکر به مجلس بفرستند و پس از حزب کردی صلح و دموکراسی در جایگاه دوم قرار گرفت.

پیروزی اردوغان و حزبش در انتخابات پارلمانی ترکیه همانگونه که انتظار می‌رفت حزب عدالت و توسعه‌ به رهبری رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، برنده‌ی انتخابات پارلمانی روز یکشنبه در این کشور بود. امید او حزبش برای کسب دو سوم از کرسی‌های پارلمان اما تحقق نیافت.
حزب کردی صلح و آزادی (BDP) برای آنکه بتواند، مانع ده درصدی ورد به پارلمان را پشت سر بگذارد، نامزدهای خود را به صورت مستقل روانه‌ی انتخابات کرد. این حزب در حال حاضر تنها حزبی است که علائق و خواست‌های کرد‌های ترکیه را در پارلمان این کشور نمایندگی می‌کند.

تظاهرات 22 خرداد؛ گزارش ساعت 22:30- فیلم/ اینجا تهران است یا پادگان نظامی؟!،

Iran Tehran Valiasr 12 June 2011 Silent Protest with tight security, motor bikes on road sides
فیلم جدید - درگیری لفظی مردم در پیاده رو / ویراژ رفتن موتورسوارها در پیاده روها برای ایجاد رعب و وحشت
این همه لشکر آمده / به جنگ ایران آمده
Iran Tehran Vanak 12 June 2011 riot forces in street at night
حضور سنگین پلیس در شامگاه ۲۲ خرداد- میدان ونک
گزارشی از تلاش معترضان برای تجمع و حضور ماموران امنیتیvoa
فیلم/ اینجا تهران است یا پادگان نظامی؟!، 22 خرداد 1390
Iran Tehran 12 June 2011 Vanak, riot polic in street / security is tight
حضور سنگین نیروهای امنیتی در اطراف میدان ونک، دومین سالگرد کودتا، ۲۲ خرداد ۱۳۹۰
Iran Tehran 12 june 2011 Heavy sec forces presence P7
در حال حاضر در مقابل کلانتری گاندی دهها نفر از خانواده های دستگیر شدگان تظاهرات امروز برای پیگیری وضعیت نزدیکان خود به این کلانتری مراجع کردند. آنطور که از شواهد مشخص است تعداد دستگیری ها تنها در این کلانتری به 30 نفر می رسد. از وضعیت بسیاری از بازداشت شدگان خبری در دست نیست. خانواده ها به ویژه مادران و زنان با اعتراض خواستار آزادی عزیزان خود هستند و فضای این منطقه بشدت متشنج است.
تظاهرات 22 خرداد؛ گزارش تهران تا ساعت 22:30  گزارش خبرنگار ما از تهران: ساعت 22:30 به وقت تهران است. جمعیت امروز برای تظاهرات بیش از حد تصور زیاد بود طوریکه حتی خودشان نیز انتظار چنین جمعیتی را نداشتند و در پیدا و نهان به هم تبریک می گفتند. رضایت و امید درچهره مردم موج می زد و در مقابل نیروهای امنتی با خشم تنها و تنها شاهد تظاهرات مردم در نظم و سکوت بودند و کاری از دست آنها ساخته نبود. در مقابل پارک ساعی بارها بین مردم ونیروی انتظامی درگیری فیزیکی به وجود آمد و شدت سرکوب تاحدی بود که مردم مجبور می شدند با توجه به محاصره بودن هردوطرف خیابان از پله های مقابل پارک به خیابانهای دیگر فرار کنند. با وجود اینکه تظاهرات امروز در سکوت انجام شد اما گزارشها حکایت از آن دارد که نزدیک به یکصد نفر دستگیر شده اند. «میدان ونک» و «زیرپل پارک وی» تبدیل به پادگان نظامی شده بود و در دو طرف خیابان هر یک متر پلیس یا لباس شخصی ها حضور داشتند. نیروهای سپاه پاسداران با دوربین های مجهز اقدام به فیلمبرداری از تظاهرات مردم می کردند. تا ساعت 10 شب موتورسواران بسیجی «حیدر حیدر» گویان در خیابان های اصلی به ویژه میدان هفت تیر تا ولیعصر و میدان انقلاب تا پل کالج مشغول ویراژ و چنگ و دندان نشان دادن بودند.ترافیک به حدی سنگین بود بود که تمامی خیابانهای منتهی به خیابان ولیعصر بسته شده بود. «میدان ولیعصر»، «تقاطه تخت طاووس»، «زیر پل همت» و «میدان ونک» و«پل پارک وی» نقاطی بودند که شدت حضور نیروهای امنیتی و مردم بیش از سایر نقاط بود. درخیابانهای منتهی به ولیعصر بوق ممتد خودروها فضای خیابانها را پر کرده بود. در حال حاضر در مقابل کلانتری گاندی دهها نفر از خانواده های دستگیر شدگان تظاهرات امروز برای پیگیری وضعیت نزدیکان خود به این کلانتری مراجع کردند. آنطور که از شواهد مشخص است تعداد دستگیری ها تنها در این کلانتری به 30 نفر می رسد. از وضعیت بسیاری از بازداشت شدگان خبری در دست نیست. خانواده ها به ویژه مادران و زنان با اعتراض خواستار آزادی عزیزان خود هستند و فضای این منطقه بشدت متشنج است.

آقایون شورای هماهنگی جنبش راه سبز امید, خاک بر سرتان با این امیدتان و با این سبز بودنتان آقایون شورای هماهنگی جنبش راه سبز امید، خیالتون راحت شد؟!!! این هم از تظاهرات سکوت! آن چه که میخواستید نجات بدید(رژیم سفاک) را نجات دادید، و این شانس هم سوخت، حالا بفرمایید بانک چک‌های پول را که از رژیم گرفته اید نقد کنید که دیر نشود! خاک بر سرتان با این امیدتان و با این سبز بودنتان! و ننگ بر شما که ملتی را به پول‌های این رژیم خونخوار فروختید
بنا به اظهارات حاضران در راه‌پیمایی ۲۲ خرداد، با تاریک شدن هوا این راه‌پیمایی پایان یافته است. میدان‌های ونک و ولیعصر در اختیار نیروهای امنیتی بوده و جلوی پارک ساعی تهران، درگیری بین راه‌پیمایان و پلیس به‌وجود آمده است.در دومین سالروز انتخابات ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸، "راه‌پیمایی سکوت" در تهران برگزار شده است. بنا به اظهارات شاهدان عینی حضور چشمگیر نیروهای امنیتی در میدان‌های ولیعصر و ونک مانع از شکل گیری تجمعات اعتراضی در این اماکن شده اما در اطراف پارک ساعی تهران درگیری بین پلیس و راه‌پیمایان به‌وجود آمده است. طبق گفته شاهدان عینی با تاریک شدن هوا، راه‌پیمایی ۲۲ خرداد پایان یافته است.» در روزهای گذشته، شورای هماهنگی راه ‌سبز امید با انتشار "فراخوان راهپیمایی سکوت ۲۲ خرداد" از شهروندان خواسته بود، ظهر ۲۲ خرداد از ساعت ۶ تا ۸ در پیاده‌روهای خیابان ولیعصر، حد فاصل میدان ولیعصر تا میدان ونک در سکوت مطلق راه‌پیمایی کنند.
شورا: یعنی محل شور و مشورت، با چه کسی و با کدوم مشاوران؟ معلوم نیست!
هماهنگی: با چه کسانی؟ با مردم؟ با خواص؟ با کدوم نظر هماهنگ می شوند؟ باز هم معلوم نیست!
راه: کدوم راه، به کدام سو و چقدر طولانی؟ اونهم معلوم نیست!
سبز: خب سبز رنگ شیک و تو بورسیه. رنگ سادات هم هست. اینش معلومه!
امید: به چه چیزی؟ تغییر؟ اصلاح؟ براندازی؟ خوشبختانه این هم معلوم نیست!
بچه ها من امروز اطراف ولیعصر و فاطمی بودم خبری نبود شما چیزی دیدید؟
خواهرم مرا ببخش که سکوتم را نشکستم از روی کودک خردسالت خجلم از ابتدای خیابان ولیعصر(از انقلاب)که وارد شدم جو فوق العاده امنیتی بود طوری که اگر بگویم به ازای هر معترض ده نیروی رسمی انجا بود سخن گزافی نگفته ام.به سمت بالا راه افتادم نرسیده به میدان ولیعصر ناگهان تجمع نیروهای سرکوبگر توجهم را جلب کرد نزدیک شدم ولی ای کاش نمیدیدم ان صحنه دردناک را.زن جوانی را به همراه فرزند خردسالش دیدم که با فریاد درخواست کمک میکرد.التماس میکرد به بیشرفانی که بویی از انسانیت نبرده بودند.جویای قضیه شدم گویا در برابر گروهی از نیروها حرفی زده بود که به مزاجشان خوش نیامده بود و کردند انچه را که نباید.انچنان زن جوان و کودکش را در برابر دیدگان مردم سکوت زده می کشیدند که ناخود اگاه خیلی از مردم شاهد این قساوت اشک میریختند.نمیدانم زن جوان را با خود بردند یا نه چون بیش از این توان دیدن این صحنه را نداشتم.

بیست و پنجمی دیگر در راه است..... حضور امروز عالی بود.برنامه روز 25 خرداد قطعی است. به زودی درباره جزئیات اطلاع رسانی خواهیم کرد. اگر نظری دارید لطفا در فیس بوک 25 بهمن بنویسید(لطفا با اسم مستعار کامنت بگذاریم)
مراسم تشییع جنازه شهید هدی صابر: دوشنبه ساعت ۷:۳۰ صبح از غسالخونه بهشت زهرا مراسم خاک سپاری شهید هدی صابر فردا از ساعت 7:30 دقیقه صبح از غسالخانه بهشت زهرا‬‬ برگزار خواهد شد. هدی صابر نویسنده و فعال ملی مذهبی که در اعتراض به شهادت هاله سحابی اعتصاب غذا کرده بود، پس از ده روز اعتصاب غذای تر دچار حمله قلبی شد و به علت انتقال دیر هنگام به بیمارستان به شهادت رسید.‏ مراسم تشییع پیکر شهید هدی صابر فردا برگزار می شود کسانی که افتخار شرکت در مراسم نصیبشان می شود مواظب فرزندان شهید باشند تا مبادا دوباره زیر تابوت پدر ......!!!!!!!!!!!! .........................مراسم تشییع پیکر شهید هدی صابر، روزنامه نگار زندانی و فعال ملی -مذهبی که پس از ده روز اعتصاب غذا صبح امروز جان سپرد، فردا دوشنبه، ساعت هفت صبح از مقابل غسالخانه بهشت زهرای تهران تشییع می شود.به گزارش خبرنگار کلمه، این مطلب را خانواده صابر اعلام کرده و از دوستداران وی و هواداران جنبش سبز برای حضور در این مراسم دعوت به عمل آورده اند.
جنبش سبز از چه پلی می گذرد؟  کلام، کلامی تازه نیست. بار دیگر برخی سران اصلاح طلب تلاش بر این دارند که تشنگان آزادی را با سرابی خودساخته سرگرم نگاه دارند. بدین سان از سویی محمد خاتمی بر طبل ترفندهای آشتی جویانه خود می کوبد و به رهبر و نظامش پیشنهاد می دهد که از ظلمی که بر او رفته چشم بپوشد تا آنکه ملت نیز در پی آن ظالمان را ببخشد. از سویی دیگر، علی مزروعی سخنگوی جبهه مشارکت راه برون رفت از بن بست اصلاحات را ائتلاف با جریان اصول گرای سنتی می داند. اما پیشبرد این راهبرد همانطور که شکوری راد - عضو دیگر این جبهه- نیز به آن اشاره کرده است زمانی تکمیل خواهد شد که هاشمی رفسنجانی نزد خامنه ای برود و برای بازگشت اصلاح طلبان برعرشه لنج نظام پادرمیانی کند. با این وجود، تمامی این تلاش ها بیش از هر چیز گواهی آن است که کَلَک شناور گفتمان سازشکار اصلاح طلبی هر روز که می گذرد، بیشتر و بیشتر در باتلاق فرمانفرمایی مذهبی فرو می رود. بی گمان سوالی که از خاتمی و همفکرانش باید پرسید این است که آیا دعوت به بخشش و عفو در زمانی که برقراری حقیقت و عدالت در نظام حاکم افسانه ای بیش نیست، چیزی جز بازتولید فرهنگ برده پروری را تداعی می کند؟ آیا جز این است که بخشش و عفو تنها زمانی معنا پیدا می کند که فضایی برای حقیقت یابی و برپایی عدالت در چشم انداز باشد؟ این سیاستمداران مطرح نباید فراموش کنند که هیچ آزادی خواهی در برابر بیدادگر سر تعظیم فرود نمی آورد. آخر مگر می توان آثار شلاق و اتوی داغ را بر تن نادیده گرفت؟ مگر می توان پوکه ی فشنگ نشانه رفته بر قلب و جمجمه را به قاتلان بازپس فرستاد؟ مگر می توان باران های باریده از چشمان مادران داغدار را بر صورتشان خشکاند؟ در این میان شورای هماهنگی راه سبز امید بیانیه ای صادر می کند و از سال های آرمانی امام راحل و داغدار شدن اصلاح طلبان به دلیل از دست دادن ولی فقیه مطلوبشان سخن می گوید. اما در این بیانیه جایی ذکر نمی شود که بُرّان کردن دشنه ی آغشته به خون ملایان از همان سال های به اصطلاح آرمانی، بوسیله ی دستگاه سرکوب سپاه و بسیج و کمیته آغاز شده و تا به امروز ادامه دارد. حافظه ی تاریخی نه کشتارهای دهه شصت به فرمان خمینی را فراموش می کند، نه از قتل های زنجیره ای و سرکوب دانشجویان دوران هاشمی و خاتمی چشم می پوشد و نه پرده گذاری بر جنایت علیه بشریت و ظلم بر شهروندان بی دفاع و صلح طلب را در این روزهای واپسین بر می تابد. به راستی آنچه مردم ایران می خواهند انتقام نیست. آنچه آنها می خواهند عدالت است و اینکه بدانند که در این سی سال چه بر سر بهترین انسان های این سرزمین آمده است. حاکمان و سیاست ورزان از هر جناحی باید بدانند که سرنوشت جنبش سبز نه در بیت رهبری رقم می خورد و نه در هیچ یک از قربانگاه های جمهوری اسلامی. مگر در خیابان ها شنیده نشد که مردم ایران تنها در یک مورد و آن هم در برکناری ولی فقیه- یعنی نماد سرکوب در حکومت مذهبی- حاکمیت را مورد خطاب قرار می هند؟ مگر کسانی که پا به پای این جنبش حرکت کرده اند، چیزی جز سمفونی آزادی و دادخواهی در خیابان نواخته اند؟ اما پرسش اصلی این است که چرا به جای سیاست ورزان منفعت طلب، نباید آن زن ایثارگر که برای رفع گرسنگی خود و فرزندانش وجودش را تکه تکه می فروشد به عنوان رهبر جنبش برگزید؟ چرا نباید پرچم این جنبش را به دست معدنکاری داد که بدنش با ترکیبات شیمیایی معدن زغالسنگ مسموم شده و کارفرمای دولتی حتی امکانات اولیه را از او دریغ می کند؟ به راستی چرا از زندانیان وارسته گوهردشت و اوین و سنندج نباید بخواهیم که کف مطالبات جنبش سبز را تعیین کنند؟ تا به امروز جنبش آزادی خواهی مردم ایران از گردنه های دشواری عبور کرده و به زودی به پلی تاریخ ساز و اما پر مخاطره نزدیک می شود. پلی که یک سویش تبر و روز روزش پاره پاره کردن زندگی و شادابی است و سوی دیگرش انسان و هستی و جوانه سبز رهایی. بنابراین چالش بینادی روزهای آینده این خواهد بود که جنبش سبز چه گذرگاهی را برای عبور بر خواهد گزید.
به نظر من اگر زندانیان سیاسی آزاد بشوند و دوباره به بطن جامعه برگردند مبارزات شکل تازه‌ای میگیره.در سوریه بشار اسد اومد و ۱۰۰۰ زندانی سیاسی رو آزاد کرد و مبارزات شکل تازه‌ای گرفت و مطمئن باشید دیر و زود داره ولی‌ سوخت و سوز نداره و بشار اسد سقوط میکنه. حالا در ایران تمامی‌ فشارهای حکومت بر روی زندانیان سیاسی هستش شک نکنید اگر زندانیان سیاسی آزاد بشند مبارزات شکل تازه‌ای به خود میگیره.اما آخوند رو با شعار مسخره الله و اکبر و یا حسین میر حسین نمیشه از حکومت بیرون کرد.آخوندها نشان دادند که با هیچ قیمتی راضی‌ نیستند دست از قدرت بکشند و تا وقتی‌ که ما دست به اسلحه نبریم نمی‌تونیم حکومت رو از دست آخوندها در بیاریم. تاریخ ایران نشون داده همیشه تا عده‌ای پیش قدم نباشند و قیام نکنند بقیه مردم همینطوری خاموش میمونند و هیچ کاری نمیکنند.مطمئن باشید اگر تنها ۱۰۰نفر با اسلحه بیاند و مبارزات خیابونی کنند بقیه هم میاند به میدان مبارزه مثل انقلاب مشروطه و یا همین انقلاب 57
فصل خودکشی نهنگ هاست
نهنگ ها آمده اند به ساحل... یکی یکی می میرند.