۰۸ شهریور، ۱۳۹۳

از خون عادت ماهانه و مدفوع نثار داعش تا افشای "اسلام امریکایی" سناتور جان مکین

رزا: در این پست از زنان جوان فیمن شروع میکنیم که با خون عادت ماهانه و مدفوع به اعتراض گروه اسلامی داعش میروند. بعد ما خواندن  دوازده تز جان هالوی را آغاز کرده تا آغازمان را کامل کنیم!
 – آغاز، حرکتی نفی گرایانه است
بعد از "نفی" به جستجوی بیشتر پرداخته که حامیان این داعش به راستی همان فروشندگان سلاح میباشند.
فروشندگان اسلحه گاه چهره ی مخوف دارند گاه «انسان دوستانه ».
اسلحه های آلمانی قرار است در خدمت "آزادی" زنان و کودکان به مناطق جنگی ارسال شوند (مثل سناریوی یوگوسلاوی حزب سبزهای در قدرت). یعنی سلاح بیشتر به "پیشمرگه" های  بارزانی. عکس اخیرتمام هیکل "رهبر کُرد"هابارزانی و ظریف را هم که حضورتان هست! برای تشکر از حمایت رژیم اسلامی اخیرن به پابوس خامنه ای رفته بود!
مقاله ی عباس منصوران هم ربط "جنگ و نفت" را بخوبی توضیح داده. بصورت پی دی اف و 13 صفحه رسانه ای شد.
بقیه اش هم اخبار و حکایت این روزهای ملت است!
حال ما را هم بپرسید غمی نیست. مبارزه در تمام 4 دیواری های "امن" ادامه دارد!
 در همین رابطه بسیار مفید است. اگر خونی برایمان بماند البته حتمن به ساختار خانواده مالیده و بروی "مردان" اش قی میکنیم...
اما البته برای ریدن، مکانی بهتر از نمایندگی های علنی انحصارات و تجهیزات جنگی نیست! اگر نزدیکتان کارخانه ی تولید سلاح شناسایی کردید، بروی سردرش اعلام مستراح عمومی کنید تا بزودی خود را خالی کنیم.
شادی های کوچک در خانه های "محقر" یافت میشود!
کودک دیگر گوشتخواری را کنار گذاشته؟
آغاز نفی جهان مردسالار....
خانه تکانی از یخچالها شروع شده، بلوغ از کنار گذاشتن آنها ....
انقلاب؟
از رقص!

برای خواندن کل مطلب در منبع روی تیتر ها کلیک کنیم.

یک فعال و بلاگر مصری بنام علیاء مقدا المهدی شنبه گذشته با یک عکس لخت از خود و یک نفر نا شناخته روی پرجم داعش ؛ بگونه ای که انگار خون ناشی از عادت ماهانه و مدفوع روی الله داعشی ها ریخته شد. این بلاگر مصری این عکس را روز شنبه روی فیس بوک خود گذاشت . در عکس دو مسلسل داعشی ها قرار گرفته است که نشان می دهد که سلاح ها ساخت غرب است.
علیاء مقدا المهدی مطلبی در ارتباط با این تصویر انتشار نداده است ولی بنظر می رسد که در پاسخ به  انتشار ویدئو  بریدن سر روزنامه نگار امریکایی جمیز فولی دست به این ابتکار زد .در این ارتباط اکتویست اوکرائینی Inna Shevchenko می گوید که فمن ها روش خود را در اعدام ایده های داعشی را دارند . او اضافه می کند که  علیاء مقدا المهدی حاضر به مصاحبه  زنده  با مطبوعات نیست .
شایان ذکر است که این اولین عکس علیاء مقدا المهدی که با برهنگی و لکه خون عادت ماهانه انجام می دهد _ نیست ؛ او قبلا هم در گروه فمن ها از این قبیل کار ها  زیاد داشته است . این عکش  اکنون به دلایل نا معلوم  در فیس بوک  ایشان موجود نیست ولی متن  و نوشته آن وجود دارد
موضوع هفته رادیو جنبش (صوتی)، اعتراض عریان عالیا ماجدالمهدی و یکی از اعضاء گروه فمن علیه گروه تروریستی داعش - مصاحبه با عالیا ماجدالمهدی

جان هالووی
برگردان به فارسی : نادر تیف  سیه مشت
یک – آغاز، حرکتی نفی گرایانه است.
در آغاز فریادی هست و نه سخنی. فریادی غمگین، فریادی دهشتناک، فریادی دیوانه وار، فریاد منفی علیه زندگی های انسانی که سرمایه داری تکه پاره می کند: نه!
برای تعریف واقعیت فریاد، اندیشه باید نفی گرایانه باشد. ما نمی خواهیم جهان را بفهمیم، می خواهیم آن را نفی کنیم. هدف نظر این است تا جهان را منفی تصور کند، نه برای این که چیزکی جدا از عمل به دست آید، بلکه برای آن که همین نفی، خود عمل باشد، خود بخشی از مبارزه برای تغییر جهان باشد تا بتواند آن را به محلی برای زندگی در شأن انسان تبدیل نماید.
اما پس از آن چه گذشته است، ما چگونه می توانیم برای تغییر جهان ژرف اندیشی نماییم؟

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنیم.
" إيمان عز الدين " ..... تكشف لأول مرة أسرار خطيرة عن " داعــش "
تلویزیون الجزیره با انتشار عکسی از ملاقات سناتور مک کین، نامزد پیشین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با ابوبکر البغدادی رهبر داعش خبر داد.


نویسنده مطلب: هینترگروند – ترجمه و تدوین رضا نافعی
بنظر می رسد موضوع کاملا روشن است: یک دشمن خونخوار و بی رحم بنام دولت اسلامی (داعش) که دشمنی است توسعه طلب و مجهز به سلاحهای مرگبار، اقلیت ها، بویژه اقلیت های عراق، یعنی یزیدی ها، کردها، و مسیحیان را تهدید به قتل می کند. آن نیروهای شبه نظامی که در موقعیتی باشند که بتوانند این دشمن را پس برانند مجهز به سلاحهائی اندک و بد هستند. بنابراین و البته فقط بدلائل «انسان دوستانه » باید اسلحه در اختیار آنها گذاشت.
اما چنین کاری، دست کم از دیدگاه رسمی دولت آلمان، شدنی نیست. دلیل این نشدن هم، آنطور که می گویند اینست که آلمان به مناطق جنگی اسلحه نمی فرستد و این را نیز همه می دانند که عراق یک منطقه جنگی است. اما در حال حاضر بحث خیلی احساساتی شده است و همین احساسی شدن بحث شانسی است برای از میان برداشتن آخرین مانع در راه سیاست خارجی آلمان که بی وقفه در راه ورود به عرصه جهانی گام بر می دارد. (۱) اینک برای روشن شدن واقعی قضایا چند نمونه ارائه می کنیم :
نمونه اول
با توجه به این که هنگام لشگر کشی به یوگسلاوی، عراق، افغانستان و یا لیبی رسانه های غربی شب و روز بلبل زبانی ها می کردند که آنچه روی می دهد اقداماتی هستند بسیار «انساندوستانه» . شاید دیگر نیازی به معرفی دوباره این اقدامات «انساندوستانه» نمی بود، اما متاسفانه به نظر می رسد آنچه رخ داده کافی نبوده و بازهم باید اصل مطلب را بیان کرد. بویژه آن کشورهائی که ما می توانیم با دلیل آنها را کشورهای سرمایه داری بخوانیم انگیزه رفتارشان عشق به انسان و دفاع از حقوق بشر نیست. هر وقت گفته می شود باید این یا آن صاحب قدرت مستبد را از میان برد چون او به اقلیت ها ظلم می کند، مردم کشورش را بقتل می رساند و یا نیت رذیلانه دیگری در سر دارد، باید به هوش بود و دانست که این حرف ها سرپوشی است برای پنهان کردن یک هدف اصلی دیگر که نمی توانند صاف و صادق بر زبان آورند چون اگر مقصود اصلی خود را با صراحت بگویند در حقیقت مشت خود را باز کرده اند و کسی زیر بار آن نخواهد رفت. مثلا اگر یک وزیر خارجه یا وزیر دفاع کشوری بگوید ما باید فورا این رژیم را براندازیم چون می خواهیم نفوذ خود را گسترش دهیم، چون می خواهیم تضمین داشته باشیم که مواد خام و منابعی که این کشور دارد و ما می خواهیم دست روی آن بگذاریم از چنگ ما بدر نرود و چون می خواهیم این کشور را بازار فروش تولیدات خود سازیم.
این حقیقت برای هر ناظری که نگذارد شدت وقایع گیجش کند مثل روز روشن است. اگر واقعا هدف دفاع از مردمی بود که مورد حمله شبه نظامیان داعش قرار گرفته اند دست کم می بایست در کنار مباحثات مربوط به ارسال اسلحه یک موضوع دیگر هم در مرکز مباحثات قرار می گرفت، یعنی بحث در باره حزب کار کردستان که دولت آلمان در سال ۱۹۹۳ برای خوش آمد ترکیه فعالیت آن را در آلمان ممنوع کرد.
چرا؟ چون آن که در خط مقدم جبهه علیه شبه نظامیان داعش می جنگد حزب کار کردستان است با همپیمان کُرد خود باسم «یگان های مدافع خلق» که در سوریه هستند. این یگانهای مدافع خلق هستند که از سالها پیش با انواع مجاهدان و سازمانهای دیگری که قبل از پیدایش داعش میداندار بودند در جنگ دائمی هستند، بی آن که هیچ گاه مورد تایید دولت آلمان یا ایالات متحده آمریکا قرار گرفته باشند و یا با سماجت حمایت آنها را بدست آورده باشند.
نمونه دوم
حالا می رسیم به واقعیت دوم که نادیده گرفته می شود. بیان مطلب به این صورت که فقط » کردها» مجاز به دریافت اسلحه هستند، هم دقیق نیست و هم گمراه کننده است. زیرا مقوله ای بنام » کردها » وجود ندارد. آنچه وجود دارد شبه نظامیان کرد هستند که با هم فرق دارند ، با برنامه های سیاسی کاملا متفاوت. طبق نقشه هائی که تا کنون مطرح شده اند و می توان به آنها نظر افکند، دو گروه که واقعا نظراتی برای تجدید نظر در سازمان منطقه دارند، نظراتی دارند که احتمالا می تواند به نتیجه برسد، این دو گروه که نباید به اسلحه دست یابند عبارتند از حزب کار کردستان و یگانهای مدافع خلق. این دو سازمان با برنامه خود » کنفدرالیسم دموکراتیک » خواستار همزیستی مسالمت آمیز وبرابرحقوق بر اساس نظام شورائی هستند و حتی در بخش کرد نشین سوریه، تحت شرائط دشوار جنگ داخلی، با همین مدل یک جامعه نمونه ساخته اند که کارآمد است.
به این ها نباید اسلحه داد، اسلحه را باید به آن گروه هائی داد که غرب می تواند آنها را به بهترین شکل هدایت و کنترل کند. این ها عبارتند از پیشمرگان مسعود بارزانی و ارتش عراق. فکر کمک به ارتش عراق ، با توجه به بی سامانی این گروه ، فکری است بکلی بی معنی زیرا ارتش عراق تقسیم می شود به فراکسیون های مختلف که میزان وفاداری آنها متفاوت است و تا کنون هم فقط یک چیز را به اثبات رسانده است ، و آن این است که: اصلا توان رزمیدن ندارد. سلاحی که بدست آنها داده شود، می تواند در کوتاهترین زمان، وقتی که یک پایگاه آن مورد هجوم داعش قرار گیرد، بدست داعش بیفتد.
بنا بگفته ناظران سیاسی ، در آغاز وخیم شدن وضع، هنگامی که پیشمرگان بارزانی با نخستین حمله داعش روبرو شدند مواضع خود را بدون مقاومت تسلیم نیروهای داعش کردند. حدس زده می شود این تسلیم مواضع تعمدا برای آن صورت گرفت که به غرب ثابت شود تقاضای بارزانی برای دریافت اسلحه از غرب که از مدت ها پیش مطرح شده بود ضروری است. افزون بر این باید دید پس از پیروزی بر داعش رفتار بارزانی چگونه خواهد بود. در حال حاضر فراکسیون های مختلف کرد باقتضای ضرورت با یکدیگر همکاری می کنند ولی این به آن معنی نیست که بعدا نیز وقتی مسئله بدست آوردن قدرت برتر و توفق یک گروه بر دیگر نیروهای کرد مطرح شود، گروههائی که بطور سنتی با دیگر دشمن هستند، در مقابل هم نایستند. آنوقت است که سلاحهائی که به بارزانی داده شده علیه جنبش مترقی کرد بکار برده خواهد شد.
نمونه سوم
کسی که هنوز هم اعتقاد ندارد که دلیل علاقه کشورهای غربی به ارسال اسلحه به عراق صرفا ناشی از عشق بی پایان آنها به مردم عراق است، باید توجهی به مذاکرات جاری کند و ببیند راجع به چه موضوعاتی صحبت نمی شود. در باره این که علت پیدایش وضع کنونی چیست، نه از جنگ تجاوزکارانه ای که با زیرپاگذاشتن قوانین بین المللی صورت گرفت سخنی بمیان می آید ، نه از پشتیابانی چند ساله از رژیم بغداد که رفتاری تبعیض آمیز با سنی های آن کشور داشت. آن» کشورشکست خورده » ای که امروز می خواهند به آن » کمک » کنند، و نیز جدائی های مذهبی و قومی آن، خود حاصل سیاست استعماری و امپریالیستی است. ( ۳ و ۴)
ولی از نگاه به گذشته دور در می گذریم و به زمان حال باز می گردیم . در همین زمان هم نقطه های کور مشاهده می شود. مثلا چرا حرفی از ترکیه عضو ناتو زده نمی شود . ترکیه نه تنها دیر زمانی دست گروههای مسلح مسلمان را باز گذاشت، از جمله همین » ایسیس» را بلکه فعالانه از آن حمایت هم می کرد. چرا؟ چون امید داشتند که از طریق آنها بتوانند به جنگ علیه دولت اسد و کرد های سوریه سرعت بخشند. از این هم سخنی گفته نمی شود که در همین چند روز پیش ارتش ترکیه به کرد های غیر نظامی که تظاهرات می کردند تیراندازی کرد و یک غیر نظامی را بضرب گلوله از پای درآورد.(۵) روز ۲۱ اوت نظامیان ترکیه بروی ۱۰۰ نفر یزیدی آتش گشودند، چرا ؟ چون آنها قصد داشتند از مرز ترکیه بگذرند. در این مورد هم شنیده نشد که دولتهای آلمان و یا آمریکا یاداشت اعتراضی به جائی فرستاده باشند.
اما وقتی بخواهیم از ارسال اسلحه صحبت کنیم نمی توانیم از عربستان سعودی نام نبریم.این حکومت سلطنتی که همه می دانند به گروههای فراوانی از مجاهدان مسلمان کمک کرده است خود از خریداران عمده تسلیحات آلمانی است.(۷) معلوم هم نیست این سلاحهائی که به این منطقه فروخته می شود، دست آخر سر از کجا در می آورد. سلاحهای مدرنی که داعش بکار می برد سلاحهای آمریکائی هستند که پس از فرار ارتش عراق از موصول بدست داعشی ها افتاد.
نمونه چهارم
اگر قرار بر کمک بود مورد برای کمک کم نبود و نیست. مثلا دادن اخطار به ترکیه، عربستان سعودی و قطر، و نفروختن اسلحه به آنها، افزودن بر میزان کالاها ی کمکی برای نیازمندان فراری، پذیرفتن بیشتر آوارگان و فراریان، لغو ممنوعیت فعالیت حزب کار کردستان. ولی منظور » کمک » کردن نیست. هدف اصلی دادن » آن مسئولیت بین المللی اعلام شده به آلمان است که در موارد متعددی نیز عملی شده است.. هدف سهیم شدن در دعوا بر سر تقسیم جهان در قرن بیست و یکم است… ایکاش چپ های آلمان هم با واقع بینی پای بمیدان می گذاشتند.

برای دیدن منابع ارائه شده به اصل مقاله به زبان آلمانی مراجعه کنید.
هینترگروند نشریه چپ گرای اینترنتی آلمانی

 برای خواندن ادامه ی مطالب و اخبار روی اینجا کلیک کنیم.

۰۵ شهریور، ۱۳۹۳

مجلس شهادت‌خوانی «جیمز فولی» + اخبار

مجلس شهادت‌خوانی «جیمز فولی»

همه چیز شبیه یک تعزیه است، تعزیهای مدرن و مینیمال و در نهایت ِایجاز. مکان نمایش، صحراییست وسیع و بی آب و علف، و احتمالا نهچندان دور از محل واقعی ِواقعه‌‌ی کربلا. از طرفی «جیمز فولی» قرار دارد، سراسر نارنجی پوش، نمایندهای از جبهه نیکان و بیگناهان، که می تواند مثلا نقش «شبیه ِعلیاکبر» این تعزیه باشد. و در طرف دیگر، از جبهه اشقیاء، دژخیم ِسیاهپوش ِداعشی، که همچون «شبیه ِشمر» بالای سر او ایستاده است. هر دو بیحرکتاند ولی وزش باد لباسهایشان را چون بیرق جنگی تکان میدهد. 

مقتلنویس ِاین ویدئوی چهار دقیقهای با تکهای از سخنرانی اوباما شروع میکند، که دارد مجوز حمله به مواضع داعش را صادر می‌کند. بعد یکی دو صحنهی آرشیوی هوایی از انفجار ماشینها و آدمها به نمایش درمیآید تا پیش‌‌درآمد این تعزیه، با تصاویر واقعی مستندتر شود، و لابد به اینصورت تأثیرگذارتر، و دست آخر، این عبارت روی صفحه نقش میبندد: «پیامی به آمریکا»
روز - خارجی - صحرای بینشان
گروگان بخت برگشته رو به دوربین آغاز می‌کند: «من از خانواده و دوستان عزیزم میخواهم که بر ضد دولت آمریکا به پا خیزند. قاتل واقعی من دولت آمریکاست. آنچه بر سر من میآید نتیجه خودخواهیها و جنایات اوست…».  میزانسن صحنه کاملا گویای شرایط دشواریست که او در آن قرار دارد: سر تراشیده و دستهای از پشت بسته، در حالیکه وادار شده در کنار جلاد ِچاقو به دست، زانوی استیصال بر زمین بزند. 
برای خواندن مطالب در منبع روی تیتر آن کلیک کنیم.

قطع انگشتان یک سارق در ملاء عام
حکم قطع چهار انگشت دست راست فردی که جرایم سرقت، کلاهبرداری و تحصیل مال از طریق نامشروع را در پرونده خود داشت در شهرستان ابرکوه استان یزد با حضور مسئولان
...عکس از افغانستان و بریدن انگشت رای دهندگان توسط طالبان
پایگاه خبری تحلیلی آبشار نیوز : حکم قطع چهار انگشت دست راست فردی که جرایم سرقت، کلاهبرداری و تحصیل مال از طریق نامشروع را در پرونده خود داشت در شهرستان ابرکوه استان یزد با حضور مسئولان قضایی و انتظامی به اجرا درآمد.
سرهنگ احمد غلامزاده فرمانده انتظامی شهرستان ابرکوه یزد در گفت‌وگو با «باشگاه خبرنگاران» در تشریح جزئیات پرونده این محکوم گفت: در راستای اجرای دستور مقامات قضایی دادسرای عمومی شهرستان ابرکوه و تایید شعبه هفتم دادگاه تجدید نظر استان در خصوص ۳۲ فقره سرقت و کلاهبرداری و تحصیل مال از طریق نامشروع، متهم به نام «م.ن» به قطع چهار انگشت دست راست در انظار عمومی و تحمل یک سال حبس تعزیری و جزای نقدی و همچنین استرداد اموال تحصیل‌شده محکوم شد.
وی ادامه داد: چهار روز قبل با صدور حکم قضایی، مراسم قطع چهار انگشت دست راست متهم با دستگاه گیوتین، پس از خوانده شدن حکم مقابل بازداشتگاه شهرستان در ملاء عام به اجرا درآمد که مورد استقبال شهروندان قرار گرفت و موجبات رضایتمندی هر چه بیشتر مردم از عملکرد فرماندهی انتظامی و دستگاه قضایی در جهت ارتقای امنیت و آسایش را فراهم آورد.
غلامزاده خاطرنشان کرد: پلیس و دستگاه قضایی با عزم و اراده­‌ای جدی و راسخ مصمم هستند تا با شدت هر چه بیشتر با مخلان نظم و امنیت عمومی برخورد کرده و احساس آسایش و آرامش را در سطح شهرستان حاکم کنند.

حماس ۱۸ تن را به اتهام جاسوسی برای اسرائیل اعدام کرد
گزارش ها حاکی است که گروه حماس روز جمعه ۳۱ مردادماه در غزه ۱۸ تن را به اتهام جاسوسی برای اسراییل اعدام کرده است. به گزارش خبرگزاری رویترز، هفت نفر از این محکومان به اعدام، در حالی که صورت هایشان پوشیده و دست هایشان به پشت بسته شده بود روز جمعه در مقابل مسجدی در یکی از میدان های شهر غزه و در انظار عمومی به ضرب گلوله افراد مسلحی ماسک برچهره داشتند، اعدام شده اند. وب سایت «المجد» وابسته به حماس در همین زمینه اعلام کرده است، ۱۱ تن دیگر در یک مقر پلیس در بیرون از غزه اعدام شده اند. این وب سایت تصریح کرده است: مقاومت (گروه های مسلح فلسطینی) عملیات خود را برای هدف قرار دادن کسانی که با اشغالگران (اسرائیل) همکاری می کنند، آغاز کرده است. طبق این گزارش در متنی با امضای «مقاومت فلسطین» که بر روی دیوار بالای اجساد این اعدام شدگان قرار داشت، آمده است: آنها اطلاعاتی در خصوص محل استقرار مبارزان،‌ تونل ها، مهمات و تجهیزات مقاومت در اختیار اشغالگران قرار دادند که در نیتجه شماری از جنگجویان و مردم به دست اشغالگران کشته شدند. در نتیجه عدالت انقلابی درباره آنها اجرا شد.

بریتانیایی مصری تبار؛ از خوانندگی رپ تا جلادی در داعش
بریتانیایی مصری تبار؛ از خوانندگی رپ تا جلادی در داعش
  منبع:العربیه
عبدالمجید عبدالباری،شهروند 23 ساله بریتانیایی مصری تبار، که پیشتر خواننده "رپ" در لندن بود، کسی است که روز سه شنبه 19 اوت با چهره ای نقاب زده به سبک داعشی ها در حالی که چاقویی در دست داشت، در کنار جیمز فولی روزنامه نگار آمریکایی، که روی زانو بر زمین نشسته بود، ایستاده بود. او در فیلم ویدئویی پس از  بیان پیامی کوتاه و تهدید آمیز خطاب به اوباما رئیس جمهوری آمریکا، سر روزنامه نگار آمریکایی را از تن جدا کرد و سپس بر پشت پیکر او که همچون مرغی سر بریده نقش زمین شده بود، قرار داد.  این تصاویری موجی از رعب و وحشت را میان میلیونها انسان برانگیخت.  جدا کردن سر جیمز فولی در مقابل دوربین، موجب نفرت و انزجار میلیونها انسان در جهان شد.  جیمز فولی 40 ساله روزنامه نگاری است که حدود دو سال پیش در استان ادلب در شمال غرب سوریه ناپدید شده بود. روزنامه بریتانیایی "ساندی تایمز" در شماره روز یکشنبه در گزارشی نوشت، کشف هویت قاتل خبرنگار آمریکایی با همکاری دستگاه اطلاعاتی داخلی بریتانیا "MI5" و بخش خارجی آن MI6 صورت گرفته است. روزنامه ساندی تایمز خبر کشف هویت قاتل خبرنگار آمریکایی را در 100 کلمه اول یک مقاله تحلیلی  به قلم  فیلیپ هاموند، وزیر امور خارجه بریتانیا، قرار داد که در آن نوشته است: "داعش" مناطق وسیعی از خاک سوریه و عراق را به کنترل خود درآورده و از آن مناطق  دولتی "تروریستی" و پایگاهی برای آغاز حملات به غرب تشکیل داده است". این روزنامه در خبری تقریبا تایید شده تحت عنوان Beheader Jihadi John identified   از کشف هویت قاتل خبرنگار آمریکایی خبر داد، اما در عین حال نوشت که منابعی که خبر را به روزنامه داده اند جزئیات بیشتری در مورد قاتل نداده اند. اما بدون اشاره به افراد مضنون دیگری نوشته است که عبدالمجید عبدالباری مظنون اصلی  این ماجر است. عبدالباری پیشتر عکسی از خود در شبکه توئیترمنتشر کرده که در آن نشان می دهد وی چند سر بریده را در دست گرفته است".
از خوانند "رپ" تا جلاد "سربُر" در داعش
عبدالمجید عبدالباری در آغاز زندگی خود در لندن به خوانندگی "رپ" روی آورد. او در سال 1990 پس از دریافت حق پناهندگی توسط پدرش از سوی بریتانیا به همراه مادرش "رجاء" وارد لندن شد و در مدارس این شهر به روش شهروندان غربی آموزش دید. اما در اوایل سال گذشته در سفری به سوریه به عضویت گروه "داعش" درآمد. او فرزند عادل عبدالمجید عبدالباری، از متهمان اصلی بمب گذاری در سفارتخانه های آمریکا در نایروبی و دار السلام  در سال 1998 است. طبق اطلاعاتی که العربیه نت از نزدیکان و دوستان و آرشیو رسانه های بریتانیایی به دست آورد، پدر این قاتل داعشی، از تندروهای اسلامگرا در بریتانیا به شمار می رود. عادل عبدالمجید در سال 1985 در مصر بازداشت شد. اما پس از مدتی آزاد شد و به تحصیل در رشته حقوق پرداخت. وی پس از فارغ التحصیلی کار وکالت و دفاع  از اسلامگرایان متهم در مصر را به عهده گرفت. او پس از 6 سال از مصر راهی بریتانیا شد و تقاضای پناهندگی کرد. بریتانیا با پناهندگی او موافقت کرد. او در بریتانیا مجله ای به نام "الدلیل" منتشر کرد. اما دیری نپایید که در سال 1999 به اتهام دست داشتن در اقدامات تروریستی علیه سفارت خانه های آمریکا، توسط دادگاهی در لندن محاکمه و به 12 سال زندان محکوم شد. وی در ماه اکتبر 2012 از زندان آزاد شد.
جلاد داعشی: خداوند دروازه های  کشورهای کفر را بر ما باز خواهد کرد
اما فرزند این اسلامگرای تندرو که  اکنون در توییتر عکس خود را گاهی با سرهای بریده توسط داعش و گاهی مسلسل به دست منتشر می کند، ابتدای زندگی خود را با آواز خوانی شروع کرد و در خوانندگی "رپ" در لندن مشهور شد. هنوز در یوتیوب ترانه های او که به نام L Jinny معروفند، دیده می شوند. اما این نوجوان ناگهان پس از سفر به سوریه دگرگون می شود و در توییتر می نویسد:"از غرب کافر انتقام خواهیم گرفت. خداوند دروازه های  کشورهای کفر را بر ما باز خواهد کرد، ما تا پیروزی اسلام از پای نخواهیم نشست". وی در 9 مارس سال گذشته در توئیتر نوشته بود که او به همرا "ابوحسین" یکی از همرزمانش ، توسط یک گروه شبه نظامی دیگری که در سوریه فعالیت می کند، به اسارت در آمدند. وی در توئیت خود گفته بود که این گروه او  و ابو حسین را مورد ضرب و شتم قرار دادند و موبایل های آنها و خودروهایشان را به سرقت بردند. رسانه های بریتانیایی پیشتر در گزارش هایی  به عبدالمجید عبدالباری قاتل روزنامه نگار آمریکایی لقب "زندانبان جون" داده بودند. این رسانه ها می گویند "جون" يكی از سه عضو داعشی بریتانیایی است که ماموریت سر بریدن مخالفان داعش در منطقه الرقه در شمال سوریه را به عهده دارند. از دیگر لقب هایی که رسانه های بریتانیایی به این سه داعشی داده اند، "پل"، "رینگو" و"جان" است. لقبی که به گروه موسیقی بیتلز بریتانیا داده شده است. طبق این رسانه ها "جون" مسئول مذاکره برای آزادی برخی غربی هایی که در دست داعش گروگانند بوده است.

محاکمه یک پلیس آلمانی متهم به قتل و آدمخواری روز جمعه در شهر“درسدن” آلمان آغاز شد. متهم و مقتول از طریق یک سایت اینترنتی با محتوای پورنوگرافی توام با شکنجه، با یکدیگر آشنا شده بودند و به گفته متهم به خواست مقتول او را کشته است. گفته می شود متهم قربانی را کشته و با هدف لذت جنسی اعضای بدن وی را قطعه قطعه کرده و از کار خود، فیلمبرداری کرده است.

برقراری سه نوع تابوی اجتماعی ، پیش بایست بوجودآمدن جوامع انسانی است: تابوی زنا بامحارم ، تابوی قتل ، وتابوی آدمخواری . خانم اولین رید، انسان شناس آمریکائی دلایل اهمیت این سه تابو را در کتابش «تکامل زن » آورده است.
* ۱۹۷۵ – Woman’s Evolution: From Matriarchal Clan to Patriarchal Family – تکامل زن: از قبیلهٔ مادرشاهی تا خانوادهٔ پدرشاهی (ترجمه شده به نام انسان در عصر توحش، مترجم: محمود عنایت، انتشارات هاشمی ۱۳۶۳، چاپ اول

...+ اسامی بورسیه ای های قلابی
برای خواندن مطالب در منبع روی تیتر آن کلیک کنیم.
...پنجم: این تعداد فقط بورسیه های داخل کشور را در بر می گیرد و شامل افراد اعزام شده به خارج از کشور نمی شود که بعضاً آقازاده ها را با بودجه ی رسمی کشور در اوج بحران ارز به کانادا و آمریکا و استرالیا و انگیستان و روسیه و ... فرستاده اند و آن لیست هم تعداد چشمگیری را شامل می شود.
عاملان قتل مرد بی‌گناه در حمله مأموران سدمعبر شهرداری در برابر بازپرس جنایی تهران اعتراف کردند.چهار مرد در این درگیری مرگبار شرکت داشتند که یکی از آن‌ها هنوز فراری است. 
فیلم لحظاتی پس از ضرب و شتم مرحوم علی‌ چراغی

16مردادماه سال جاری در میدان 196 غربی تهرانپارس بین چهار مأمور سد معبر شهرداری منطقه 4 تهران با راننده وانتی که پسر 13 ساله‌اش را همراه داشت درگیری مرگباری رخ داد. مأموران سدمعبر وقتی با مقاومت «علی چراغی» در برابر خواسته‌های خود مبنی بر پرداخت 150 هزار تومان پول قرار گرفتند وی را به باد ناسزا و کتک گرفتند تا این‌که راننده وانت در برابر چشمان گریان پسرک خود خواست با پلیس 110 تماس بگیرد که به گفته شاهدان و پسربچه قربانی یکی از مأموران قوی هیکل سدمعبر با پنجه بوکس به علی چراغی حمله کرد و با یک ضربه وی را از پای درآورد.
چهار مأمور سدمعبر که دیدند راننده وانت پیکان شرایط مرگباری دارد با وحشت از خشم رهگذران سوار بر وانت گریختند و علی چراغی پس از هفت روز دست و پنجه نرم کردن با مرگ روی تخت بیمارستان نفس آخر را کشید.
به خاطز صدو پنجاه هزار تومان ادم کشتند یه خانواده ر و بی سر پرست کردند .
این سه نفر الت دست مسئولینی هستند که باینها دستور باج گیری میدهند و باحتمال قوی ان باج را با مسئولین مربوطه شهرداری قسمت میکند.در نتیجه مسئولین پیمانکار و مسئولین شهرداری در این رابطه را باید محاکمه و محکوم بخسارت وارده و زندان بنمایند.ضمنا قالی باف هم باید جوابگو باشد که چرا زیر مجموعه اش باجگیر هستن

یک کارگر معدن بافق  گفت: پلیس به قصد متفرق کردن تحصن کنندگان و بازداشت ۱۶ کارگری که پس از اطلاع از صدور حکم بازداشت‌شان به معدن پناه آورده بودند، در معدن مستقر شده است. گفتنی است پلیس دو روز پیش هم (سه شنبه ۲۸ مرداد) «امیرحسین کارگران» و «علی صبری» از کارگران این معدن را بازداشت کرده بود اما تلاش برای بازداشت ۱۶ کارگر دیگر به نتیجه نرسیده بود. کارگران در پی این بازداشت‌ها، از ساعت ۱۰ سه شنبه شب تولید را متوقف کرده و دست از کار کشیده‌اند. به گفته این کارگر (که یکی از مجموع پنج هزار کارگر شاغل در معدن بافق است)، ماموران یگان ویژه پلیس در برخورد با کارگران «خشن» عمل نکرده‌اند. او در پایان ضمن انتقاد از بی‌توجهی مسئولان به وضعیت کارگران، ورود نیروی انتظامی پس از دیدار اخیر وزیر کار با کارگران معترض را تعجب‌برانگیز خواند و تاکید کرد تحصن کارگران تا آزادی همکارنشان ادامه خواهد یافت. در همین رابطه، «محمد عباسی بافقی» سخنگوی شورای شهرستان بافق ضمن تایید خبر استقرار ماموران یگان ویژه پلیس در معدن سنگ آهن بافق به ایلنا گفت: ما امیدوار بودیم صدای اعتراض کارگران شنیده و به مطالباتشان رسیدگی شود، امادر اقدامی تحریک آمیز نیروهای ضد شورش در معدن مستقر شده‌اند. او افزود: آقای ربیعی، وزیر کار در جریان سفر چهارشنبه هفته گذشته (۲۲ مرداد) به بافق و بازدید از معدن گفت اگر تحصن پیشین کارگران (که ۳۹ روز طول کشید) ۳۳۹ روز هم ادامه پیدا می‌کرد اجازه نمی‌دادم مویی از سر کارگر‌ها کم شود. اما ورود ماموران یگان ویژه به معدن پس از برقراری آرامشی که با مذاکرات ایجاد شده بود، کارگران را متعجب کرده است.
اشاره سخنگوی شورای شهر بافق به تحصن پیشین کارگران است که از ۲۷ اردیبهشت تا ۴ تیر به مدت ۳۹ روز طول کشید. این اعتراض صنفی  در واکنش به عرضه ۲۸/۵ درصد از سهام معدن بافق در فرابورس به قصد خصوصی سازی معدن انجام گرفته بود.
سخنگوی شورای شهرستان بافق در پایان اظهار کرد خواسته مردم و شورای شهرستان بافق این است که ۱۵ درصد سهام واگذار شده معدن به صندوق بازنشستگی به جبران عقب افتادگی و محرومیت منطقه، به شهرستان بافق اختصاص داده شود.
لازم به ذکر است اخبار ضد و نقیضی از بازداشت شماری از ۱۶ کارگر پناه برده به معدن و فرار شمار دیگری از آنان وجود دارد که ایلنا به طور مستقل قادر به تایید آن نیست.
 هشتمین روز اعتصاب - همبستگی مردم با کارگران معدن بافق

 فیلمی کمتر دیده شده از شورش در زندان قزلحصار
 نمیزاریم دیگه کسی رو بکشند همه مون هستیم پشت هم مثل دیوار، دیگه نمیزاریم کسی بکشند.
http://youtu.be/VS0QI4N--Qg

خبرگزاری هرانا – روز جاری مورخ ۴ شهریورماه، خبرگزاری هرانا ویدیویی نادر از شورش زندانیان معترض در ۲۶ مردادماه سال جاری بر علیه اجرای احکام اعدام  دسته جمعی تعدادی از زندانیان در واحد دو زندان قزلحصار را منتشر نمود. اعتراضاتی که با کشته و زخمی شدن تعداد نامعلومی از زندانیان معترض پایان یافت.

با پنجمین برنامه رادیو ریزوم با شما هستیم. در این برنامه از سالن‌ها و گالری‌ها و بازار‌ها خارج می‌شیم و نگاهی می‌کنیم به دیوارهای شهر، به گرافیتی‌ها و به هنرمندانی که درست مثل چریک‌ها برای مردم می‌جنگند. اما نه با گلوله و بمب، بلکه با اسلحه‌ای از جنس رنگ و قلم و استنسیل و اسپری.
دانلود برنامه شماره پنج با کیفیت خوب | ۴۰ مگابایت
دانلود برنامه شماره پنج با کیفیت متوسط | ۲۳ مگابایت
دانلود برنامه شماره پنج با کیفیت پائین | ۱۶ مگابایت

۲۹ مرداد، ۱۳۹۳

از امریکا تا قزلحصار. شورش ادامه دارد! لومپن پرولتاریای جهان، متحد شویم!


سیاه بود، کُشتندش. قاچاقچی بود، کُشتندش...
رزا: اینروزها دلیل خاصی برای تیر خلاص زدن در جمجمه ی ملت لازم نیست. برای آدمخورهای بالای هرم، همین که غذایت را در زباله ها بجوری، محکوم به مرگی.

برای ادامه ی خواندن اخبار همرزمانمان اینجا را کلیک کنیم.

كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها 27 مرداد 93: روز يكشنبه 26 مرداد بر اثر شورش اعتراضي زندانيان محكوم به اعدام و دوستانشان بر عليه اجراي حكم اعدام، مأموران بر روي زندانيان آتش گشودند كه منجر به كشته شدن  5 زنداني زخمي شدن حداقل 15 نفر از آنان زخمي گرديد. كشتار زنداني زماني آغاز شد كه مأموران گارد در وحشت اوجگيري اعتراضات داخل زندان، از روي كيوسك هاي ديدباني زندان بر روي زندانيان واحدهاي 2 و 3 آتش گشودند. هنوز وضعيت زندانيان مصدوم كه اكثراً بر اثر تير اندازي مجروح شده اند اطلاعي در دست نيست و مأموران اطلاعات نيز از محل بستري شدن آنان خبري منتشر نميكنند.

 فیلمی کمتر دیده شده از شورش در زندان قزلحصار
  نمیزاریم دیگه کسی رو بکشند همه مون هستیم پشت هم مثل دیوار، دیگه نمیزاریم کسی بکشند.
http://youtu.be/VS0QI4N--Qg
خبرگزاری هرانا – روز جاری مورخ ۴ شهریورماه، خبرگزاری هرانا ویدیویی نادر از شورش زندانیان معترض در ۲۶ مردادماه سال جاری بر علیه اجرای احکام اعدام  دسته جمعی تعدادی از زندانیان در واحد دو زندان قزلحصار را منتشر نمود. اعتراضاتی که با کشته و زخمی شدن تعداد نامعلومی از زندانیان معترض پایان یافت.

امروز زندان قزلحصار کرج شاهد صحنه دلخراش اعدام دستجمعی هفده زندانی دست و پا بسته بود
سایر زندانیان قزلحصار در اعتراضی عمومی به این جنایت صدای اعتراض خودرا بالا بردند. اما گارد ضدشورش زندان باانواع تجهیزات ضد شورش به زندانیان حمله کرد  و بااستفاده از گاز اشک آور و ماشینهای آب پاش و باتون  و شلیک هوایی گلوله، به سرکوب زندانیان مشغول شد که در اثنای این یورش خونین  پنج زندانی بیدفاع جان باختند و پانزده زندانی به شدت مجروح کشتند
سرکوب خونین و گسترده زندانیان قزلحصار کرج در ادامه پلمب کردن بند سیصدوپنجاه زندان اوین در وحشت از خیزش مجدد زندانیان سیاسی اتفاق اقتاده است
روز گذشته در زندان قزل‌حصار کرج ده  نفر به‌صورت گروهی  اعدام شدند. صبح روز ۲۶ مرداد بیش از ۱۴ نفر از زندانیان واحدهای ۱ و ۲ زندان قزل‌حصار کرج برای اجرای حکم اعدام به محل اجرای احکام این زندان  منتقل شده بودند.
با توجه به ظرفیت ۱۱ نفره محل اجرای حکم اعدام در قزل‌حصار تا کنون مشخص نیست که چگونه و چند نفر از این زندانیان به دار آویخته شده‌اند.
هم چنین از اسامی و چگونگی اجرای حکم این افراد نیز تا کنون خبر موقثقی منتشر نشده، با این حال این اقدام منجر به شورش زندانیان دیگر در داخل زندانش شد.
بر اساس اخبار رسیده از زندان قزل‌حصار در نتیجه اعتراضات گسترده‌ی زندانیان نسبت به رفتارهای غیر انسانی ماموران زندان و اجرای احکام، یک زندانی کشته و تعداد قابل توجه دیگری نیز مجروح شده‌اند.
به گزارش خبرگزای هرانا، یگان حفاظت زندان قزلحصار برای کنترل شورش از سلاح گرم استفاده کرده که باعث کشته و زخمی شدن چندین نفر از زندانیان شده است.
تا کنون منابع رسمی آمار دقیقی  از تعداد دقیق کشته و زخمی شدگان منتشر نکرده‌اند  و وضعیت فوق العاده در زندان قزلحصار هم چنان حکمفرماست، خانواده‌های تعداد زیادی از زندانیان محکوم به اعدام در مقابل درب زندان تجمع کرده‌اند و همین  موضوع موجب شده تا نیروهای پلیس و آتش نشانی برای متفرق کردن خانواد‌ه‌ها در مقابل زندان مستقر  شوند و ماموران نیروی انتظامی با پاشیدن آب و  ضربات باتوم سعی در متفرق کردن خانواده‌های زندانیان را  دارند. از بازداشت های احتمالی در این تجمع نیز خبری تا کنون در دست نیست.
اعتراض زندانیان محکوم به اعدام در رابطه با اجرای احکام در این زندان و همچنین شورش زندانیان در قزلحصار دارای سابقه بوده و آمار کشته شده‌ها در اعتراض‌های پیشین این زندان بالغ بر ده‌ها نفر گزارش شده است.


Ferguson Riot Police Open Fire Into Peaceful Protest
One dead in police shooting near Ferguson
Ferguson Updated: Man (23) 'with knife' shot dead by police in St Louis Ferguson
Ferguson Curfew - America Now Under Martial Law
با وجود اعلام ورود گارد ملی به ناآرامی‌های شهر فرگوسن در ایالت میسوری ایالات متحده، این نیروها خود را از درگیری‌های پلیس و معترضان دور نگه داشتند و در نتیجه، ناآرامی‌ها تا ساعات پایانی روز دوشنبه در آن شهر همچنان ادامه یافت.
به گزارش صدای آمریکا، شنبه هفته گذشته، یک جوان سیاه‌پوست به ضرب گلوله پلیس در شهر فرگوسن کشته شد که منجر به بروز اعتراض گروهی از مردم شد، و با وجود گذشت چند روز و اعلام مقررات منع رفت و آمد شبانه، هنوز از شدت تظاهرات کاسته نشده است.
سه روز بعد از کشته شدن او و اوج‌گیری اعتراضات نسبت به پلیس آن شهر، فرماندار ایالت میسوری از اداره پلیس شاهراه‌های ایالتی خواسته بود که امنیت شهر فرگوسن را موقتاً در دست بگیرند.
اما ادامه اعتراضات باعث شد تا در اولین ساعات روز دوشنبه، جی نیکسون فرماندار ایالت میسوری، که از حزب دموکرات است، به واحدهایی از گارد ملی دستور دهد تا به شهر فرگوسن اعزام شوند.
با این وجود، تظاهرات در روز دوشنبه نیز ادامه یافت و در ابتدا صلح آمیز بود، اما ساعاتی بعد به خشونت کشیده شد.
آخرین دور درگیری معترضان با پلیس در شب گذشته، نزدیک خیابانی رخ داد که مایکل براون در آن کشته شد. بنابر اعلام فرمانده پلیس شاهراه‌های ایالت میسوری، در جریان تظاهرات دوشنبه شب، دو نفر زخمی شده و ۳۱ نفر نیز بازداشت شده‌اند.

۲۷ مرداد، ۱۳۹۳

فیلم تُرکی یل را آنلاین ببینیم. Yol, senaryosu

رزا: فیلم یل= راه، یکی از فیلمهای مورد علاقه من بود. که الان دیدم آنلاین است.
 همینطورگویا فیلم جدید خواب زمستانی از سیلان امسال جایزه گرفته. روزی روزگاری در آناتولی سیلان هم یکی از فیلمهای خوب تُرکیه بود. لینک معرفی آنها را در زیر میگذارم. متاسفانه رایگان نیستند. 
Yol, senaryosu Yılmaz Güney
YOL is a 1982 Yılmaz Güney film
YOL full movie with English subtitles
http://youtu.be/JUKmTedqjoo
a harsh portrait of
Turkey, its people and its authorities, shown through the stories of five prisoners given a week's home leave, and the problems they encounter in adjusting to the world outside.
Written by: Yilmaz Güney
Directed by: Yilmaz Güney, Şerif Gören
Produced by: Yilmaz Güney, Edi Hubschmid
Starring: Tarık Akan, Halil Ergün, Şerif Sezer, Meral Orhonsay
Language: Kurdish, Turkish
Subtitle: English
Running time: 124 min.
روزی روزگاری در آناتولی- صحنه ی فرشته
bir zamanlar anadoluda muhtarın kızı cemile (once upon a time in anatolia)
once upon a time in anatolia full movie
روزی روزگاری در آناتولی- پشت صحنه
Once Upon a Time in Anatolia Nuri Bilge Ceylan - Behind the scene( Angel scene)
خواب زمستانی
Kış Uykusu (Winter Sleep) Trailer
Director: Nuri Bilge Ceylan
Writers: Ebru Ceylan, Nuri Bilge Ceylan
Stars: Haluk Bilginer, Melisa Sözen, Demet Akbag
67. Cannes Film Festival (2014) The Golden Palm (Palme d'Or)

۲۶ مرداد، ۱۳۹۳

"مرد"هایی که مادری کردند!


رزا: راستش تنها مردانی که آگاهانه علیه ساختار خانواده شورشیدند، توانستند مادری کنند! اینکه گروههای آتونوم و آنارشیست سعی در بر هم زدن و برچیدن نهاد سرکوبگر و هیرارشیکال خانواده دارند، کافی نبود. پس، دستکم بیش از ده سال است که رفقای مُذکر "مادری" میکنند تا مادران هم بتوانند در جهت رهایی مبارزه کنند.
نقش حامی، سرپرست، شوهر، دوست پسر، پارتنر مرد و رفیق تشکیلاتی زمخت و... بیش از پیش زیر سوال است. 
"چگوارا" های این دوران، در یکدست تفنگ و دست دیگر شیشه ی شیر دارند!
در اغلب گروههای مترقی برای رسیدگی و سرپرستی کودکان گروه، سازماندهی داوطلبانه میشود. مبارزه یعنی امکان مبارزه را برای دیگری فراهم کردن.( برای انسانهایی که بدلیل مسئولیت داشتن کودک، شرایط شرکت در میتینگها و جلسات را ندارند.)
 زنان تنها، تاکنون در حمایت خواهرانشان و توانمند سازی گروه های زنان (فیمینیستی) امکان همراهی در مبارزه ای مشترک را یافته اند. وقت آن رسیده که در گروههای حاشیه نیز بمانند متروپول، امکان مبارزه علیه سیستم را برای مادران فراهم کرد و به ایزوله نگهداشتن آنان خاتمه داد.
همواره وعده ی برچیدن نهاد خانواده را از مارکسیستها می شنویم!
قرن ها (دهه ها سال) است که پرچم سرخ بروی شانه ی زمخت مردان "انقلابیون حرفه ای" به اهتزاز در آمده و آنها به قدرت سیاسی رسیده اند. قرن ها است که زنان پیشگام، در واقع همان همسران رهبران احزاب هستند. 
در واقع زنان نخبه و رهبریت سازمانهای سیاسی زنان، تاکنون تولید مستقیم همان رختخواب سرخ تشکیلاتند تا پیام مردان را به جامعه ی زنان رسانده، آگاهی سیاسی را بمانند اسپرم تزریق کنند!
تا نهاد سرکوبگر خانواده، اینک به رنگ سرخ احیا شود. احیای مارکسیسم!

ما آنارشیستها و آتونوم های دو جنسی، تک جنسی و بی جنسی...! به نهاد خانواده اخطار میکنیم.
ما در تلاش نابودی هر ساختار سلطه گر، از کوچکترین و موثر ترین نهاد شروع کرده ایم.
ما کودکانمان را کلکتیو بزرگ میکنیم.
باشد که رفقای "مرد" مادری کنند تا رفقای "زن" در بزرگترین و موثر ترین انقلاب تاریخ برای رهایی، خودسازماندهی را تجربه کنند.
لغو تقسیم کار جنسیتی از هم امروز باید در سردر هر تشکل آنارشیستی بدرخشد!
تا روزی  زندگی در جامعه ای برابر و خارج از سلسله مراتب متحقق شود.
پس "مادری" نه وظیفه و مسئولیت زنانه، بلکه یک حق است برای همگان در فردای رهایی.
پس ما نیز "تولد کودک کلکتیو" را نشانی از آینده ای آزاد برای همه ی انسان ها دانسته و مسئولیت شکوفایی اش را به خود، یعنی جامعه میسپاریم.
باشد که همه ی رفقا بخش نهفته ی زنانه/مردانه شان را یافته و در گسترش انقلاب علیه تقسیم کار جنسیتی اقدام کنند.
تا کودک آینده، امروز متولد شود....

مطالب مرتبط:
 برای خواندن کل مقاله روی تیتر آن کلیک کنیم.
برای خواندن ادامه ی مطلب در همین بلاگ روی اینجا کلیک کنیم.
 ....
دیدگاه روانکاوانه نه تنها نشان می‌دهد چگونه مردان رفته‌رفته از خانواده دور می‌شوند تا در حیطه عمومی مشارکت کنند، بلکه نشان می‌دهد چگونه زنان طوری بارمی‌آیند که هم قابلیت‌‌ها و هم نیازهای ارتباطی عمومیت‌یافته را داشته باشند. این دیدگاه همچنین نشان می‌دهد که چگونه زنان و مردان نهایتاً انواعی از روابط بین فردی را ایجاد می‌کنند که در آنها احتمال باقی‌ماندن زنان در حیطه خانگی – حیطه تولید- و مادری‌کردن آنها به نوبه خود برای نسل آینده بیشتر است. مادری‌کردن زنان به عنوان یک شاخصه نهادینه‌شده زندگی خانوادگی و تقسیم کار جنسیتی به صورت دوره‌ای خود را بازتولید می‌کند. در این روند، مادری‌کردن زنان به بازتولید آن وجوهی از جامعه‌شناسی جنسیتی زندگی بزرگسالی کمک می‌کند که خود از مادری‌کردن زنان ناشی شده‌اند. [...]
اکثر دیدگاه‌های متعارف در رابطه با یادگیری نقش‌های جنسیتی در روند جامعه‌پذیری بر قصد و نیت فردی و معیارهای رفتاری تکیه می کنند که هیچ یک به درستی مادری‌کردن زنان را توضیح نمی دهند. در مقابل، روانکاوی یک روایت نظام-محور‌ و ساختاری از جامعه‌پذیری و بازتولید اجتماعی ارائه می‌دهد. طبق این دیدگاه، مشخصه‌های اصلی سازمان اجتماعی جنسیت از طریق شخصیت‌هایی انتقال می یابد که خود حاصل ساختار خانواده‌اند – یعنی نهادیی‌ که در آن بچه ها به اعضای جنسیت‌یافته جامعه تبدیل می‌شوند.


نویسنده: Patricia Mainardi از گروه Redstockings - سال 1970
"اگرچه زنان از قدرت شوهران شکایت نمی کنند، با اینحال هر یک از شوهر خود و یا شوهر دوست خود گلایه می کند. این مسئله در مورد تمام موارد بردگی، حداقل در مرحله ی آغازین جنبش های رهایی طلبی، صادق است. بردگان در ابتدا از قدرت اربابان گلایه نکردند، بلکه از ظلم و ستم آنان شکایت کردند." - جان استوارت میل در باب انقیاد زنان
زن آزاد - بسیار متفاوت از آزادی زن! اولی اشاره به انواع مختلف چیزهای لذت بخش دارد (که گذشته از جاهای دیگرشان) باعث دلگرمی مردان رادیکال می شود. دیگری اشاره به کار خانگی دارد. اولی به معنی س.ک.س بدون ازدواج، س.ک.س قبل از ازدواج، مناسبات دنج خانه داری ("من با این خوشگل خانم زندگی می کنم") و از خود رضایتی از دانستن اینکه تو از آن مردانی نیستی که به جای یک زن، خواهان یک ضعیفه ی سربه زیر باشد، است. آن یکی بعداً خواهد آمد. بالاخره، کیست که هنوز هم خواستار آن کالای قدیمی، زن خانه دار آمریکایی، شوهر بودن، خانه و کودک باشد؟ کالای جدید؛ زن آزاد، بیشتر س.ک.س می کند و ترجیحاً شغلی نظیر رقصیدن، سفالگری یا نقاشی کردن دارد که می تواند با کارهای خانه نیز مطابقت داشته باشد.
در طرف دیگر، رهایی زن قرار دارد - و کار خانگی. چه؟ می گویی که کار خانگی ناچیز و پیش پا افتاده است؟ چه عالی! این درست همان چیزی است که بنده در ذهن داشتم. به نظر کاملاً معقول و مستدل می آید. ما هر دو دارای شغل بودیم و بایستی چند روزی در هفته را کار می کردیم تا زندگی مان را بگذرانیم. پس چرا در انجام کار خانگی سهیم نشویم؟ این را به همسرم پیشنهاد کردم و او قبول کرد - اغلب مردان باحال تر از این هستند که شما را بار اول کامل رد بکنند. گفت که حق با توست. پیشنهاد منصفانه ای است. سپس اتفاق جالبی رخ داد. من این اتفاق را تنها می توانم با توضیح این مسئله شرح دهم که ما زنان بیشتر از آنچه که بتوانیم تصور کنیم، شست و شوی مغزی شده ایم، احتمالاً به خاطر سال های متعدد از مشاهده ی تلویزیون و دیدن زنانی که به خاطر کف براق اتاق ها به وجد می آیند و یا در اثر دیدن یقه های چرکین لباس ها در هم می شکنند. مردان چنین نیستند. آنان واقعیت اصلی و اساسی کارخانگی را از همان ابتدا تشخیص می دهند. که کار خانگی کار پست و قبیحی است.



برای خواندن مطالب آنارشیست خشمگین روی تیتر های بالا کلیک کنیم.
رزا: نوشته های برشت محشرند عالی درجه ی 1 ...
چرا؟ چون اغلب آنها را زنان نوشته اند. زنانی که هم در رختخواب برشت استثمار شدند و هم در حوزه ی ادبیات/فرهنگ. یکی از شعرهای خودش را در پایین میگذارم به آلمانی است و کل نظر برتولد برشت را در مورد زنان نمایان میکند. زنان برای او تنها یک سوراخ بودند و بس!

"Was brauchen den Dirnen die Stirnen breit sein
Viel besser, die Hüften sind breit.
Es kommt mehr heraus, und es geht mehr hinein
Und das fördert die Seligkeit."
(Brecht: Gedichte über die Liebe, zit. nach Fuegi, S.66)

البته که برشت تنها فرد احزاب کمونیست با افکار ارتجاعی در مورد زنان نبوده... حزب کمونیست در زیر زمینهایش کالبد بیجان بسیار ی را از خواهرانمان را قایم کرده...

برای خواندن اطلاعات بیشتر روی اینجا کلیک کنیم.

اگر کوسه ها آدم بودند - برتولت برشت داستان کامل – فارسی
If sharks were men - Bertolt Brecht - ( complete ) (persian)


۲۳ مرداد، ۱۳۹۳

اقلیت‌ها دست‌هایشان را بالا بگیرند!

رزا: امروز داشتم فکر میکردم چرا از متفاوتها خوشم می یاد!
اصلن باید یک روزی شعارها را تغییر داد! بجای "پرولتاریای جهان متحد شوید" باید نوشت: "متفاوتهای جهان! متحد شویم!"
راستش این روزها از دیدن موزهای هم اندازه، گوجه های پلاستیکی، سیبزمینی های فابریکی و پیازهای خوشبو! حالت تهوع میگیرم!
نگاه های هیز روی پر و پاچه و باقی اعضای بدن، بجای ارزیابی هنوز"سکسی" هنوز و کماکان "مقبول" بودن! نگران و دستپاچه ام می کنند...
اینروزها در دمای 30 درجه، دریغ از یک بوی خوشایند عرق طبیعی بدن!
افتاده ام روی زمین چمن مصنوعی. 
کودک در حال شمردن مورچه های مجازی...
تنها گرمای خورشید واقعی است....
باکتری هایی که از تولید پلاسمیدهای ویروسی سرباز میزنند، احترام بر انگیزند!
این روزها هر گونه اختلال و خرابکاری در محیط میکرو و مایکرو، باید انقلابی خودجوش ارزیابی شود!
زنده باد شورش متفاوت ها!
اقلیتها ی جهان،
متحد شویم!

 برای خواندن کل مطلب در منبع روی تیترها کلیک کنیم.

«نغمه افشین­جاه»، نقاش، طراح و گرافیست است. او فعالیت هنری خود را از دوران دانشجویی آغاز کرد و تا امروز در قالب یک گرافیست پیشرو، کارنامه قابل تاملی دارد. او هم‌چنان به عنوان طراح صحنه و لباس با چند پروژه فیلم کوتاه و مجموعه­ تلویزیونی همکاری داشته است. نغمه از سال ٢٠٠٦ در کانادا زندگی می­کند و مدتی است در کنار فعالیت­های هنری، به نوشتن روی آورده است. این جمله‌ها روایت او است از اوتیسم:  
«اسمش "متین" است. پر از لبخند است و قند توی دل همهٔ ما آب می‌کند. شیفتهٔ اعداد و حروف است. کلی لغت می‌داند. اما هنوز نمی‌تواند جمله بسازد. کلمه‌ها را به سختی سر هم می‌کند و دل ما را با جمله‌های منحصر به فردش می‌برد. وقتی می‌خواهد از تاب پیاده شود، می‌گوید "سوار زمین شیم" و پدرش که خانه نیست، می‌گوید "ددی گم شده". در سه سالگی سرش توی اعداد و حروف است. ساعت‌ها با حروف چوبی کلمه می‌سازد. صدایش می‌کنم، سرش را بر نمی‌گرداند. رفته رفته ساکت‌تر شده این روز‌ها. دارد آلفابت را به سادگی از آخر به اول می‌چیند روی زمین.
 بعد از تماس به خاطر تاخیر گفتارش با مرکز گفتار درمانی، یک بغل فرم قطور با پست دریافت می‌کنم که برای تکمیل و پس فرستادن فرم‌ها باید بار‌ها و بار‌ها او را دوباره نگاه کنم؛ نحوه نشستنش را، طرز راه رفتنش را، شیوهٔ نگاه کردنش را، تعداد تماس‌های چشمی‌مان را. این که هم‌زمان با نه گفتن، سرش را به دو طرف تکان می‌دهد؟ زیادی آرام است؟ بی‌قرار است؟  و...
او آرام است و من هر روز بی‌قرار‌تر می‌شوم تا رسیدن روز جلسه ارزیابی. یک گفتار درمان با او بازی می‌کند و یک روان‌شناس مرا سوال‌پیچ. انگار اشخاص دیگری هم با تخصص‌های مختلف از پشت شیشهٔ جیوه‌ای، همه چیز را زیر نظر دارند. متین شروع می‌کند به خواندن کلمات دشوار روی شیشه. احساس می‌کنم همه به او و تواناییش در خواندن، مثل علایم یک بیماری بدون علاج نگاه می‌کنند.
برای ارزیابی نهایی، چند ماه آینده باید صبر کنیم. دستم را می‌فشارند و می‌گویند  "از پسرتان لذت ببرید، نتیجه هرچه باشد، او پسر دوست داشتنی شما باقی خواهد ماند". این کلمه‌ها مثل نیش در قلبم فرو می‌روند. برای خودم خط و نشان می‌کشم که آن قدر در اینترنت کنکاش نکنم. باز از بی‌خوابی می‌خزم توی اتاق کامپیو‌تر؛ علایم را تایپ می‌کنم، دگمهٔ جست‌وجو را فشار می‌دهم و چشم‌هایم را می‌بندم
روز موعود یک پرونده مفصل می‌گذارند جلویمان. هر صفحه پر از توضیحات دقیق است از تک تک بازی‌های انجام شده در جلسه ارزیابی و تحلیل موشکافانهٔ نقاط قوت و ضعف. کلی لغات پیچیده به دامنهٔ لغاتم اضافه می‌شوند. به صفحه تشخیص می‌رسم. یک لغت به زندگی‌ام اضافه می‌شود:"اوتیسم".
خیلی زود یک کرور آدم دورم را می‌گیرند؛ از مددکار اجتماعی، مشاور اوتیسم و کلی تخصص دیگر. ایمیل می‌زنند، تلفن می‌زنند و قرار می‌گذارند که به من یادآوری کنند به کجا‌ها باید ایمیل بزنم، تلفن بزنم و قرار بگذارم. باید برویم توی لیست‌های انتظار طولانی برای تراپی‌های مختلف.
آن آدم‌ها در جواب سوال‌هایم، دسته دسته کاغذ و فتوکپی به زندگیم اضافه می‌کنند و برایم کف می‌زنند که با چه نظم و ترتیبی از این کاغذ‌ها مراقبت می‌کنم. سوال‌هایم هم‌چنان بی‌جواب می‌مانند.
جلسه‌های تراپی به صورت فشرده آغاز می‌شوند. پسرم از نظر آکادمیک، از سنش بالا‌تر ارزیابی می‌شود و تنها باید روی مهارت‌های زبانی و اجتماعی‌اش کار شود. از اتاق کناری به گفت‌وگو‌هایشان گوش می‌دهم. هر روز چیزی شبیه این جمله‌ها تکرار می‌شوند:" بشین روی توپ. اسمت چیه؟ به دماغت دست بزن. دایرهٔ قرمز را بگذار این جا. حالا یک توت فرنگی بخور."
 خیلی زود پسرم با تراپیست همکاری نمی‌کند و کم مانده کارشان به کتک کاری بکشد. در تمام مدتی که خانم تراپیست آن جاست، متین تا جای ممکن لام تا کام حرف نمی‌زند و تنها گاهی به سوال‌های ساده، جواب‌های پرت می‌دهد.غلط یا درست، تراپی را متوقف می‌کنم. یک کار دیگر مانده است. می‌روم سراغ کمد و دسته دسته فرم و کاغذها را پاره می‌کنم و می‌چپانم توی سطل و پسرکم را در آغوش می‌کشم.
حالا برای هم بیش‌تر وقت خواهیم داشت. پسرم آموزگار بزرگ من است. او به من شیوه متفاوت نگاه کردن را می‌آموزد و هر روز مرا با حقیقتی جدا از همهمهٔ عظیم دنیا، شگفت زده می‌کند. او به من آموخته است که زندگی هرگز در یک فرمول خاص نمی‌گنجد. اوتیسم نوع دیگری از انسان بودن است. نوعی انسان پوست نازک با عصب‌های زنده‌تر و حساس‌تر به محرک‌های محیطی و فارغ از تعارفات اجتماعی و زندگی ماشینی. اوتیسم یعنی در آغوش داشتن شازده کوچولو با احترام به سیاره‌اش، آتشفشان کوچکش و آبیاری گل سرخ آسیب پذیرش در لفاف شیشه‌ای

شادی بیضایی

خونه ی ما - مرجان فرساد
Marjan Farsad – Dishab
مرجان فرساد - دلم تنگه پرتقال من
Portakalım Özledim
مرجان فرساد پرتقال من زنده در مونترال
http://youtu.be/awzSQD6j_b0

Marjan Farsad - Setareye Soheil


تو ای جان جانم بی تو تنها میمانم
Marjan Farsad - Golhaye Abi
لالایی برای خرگوش ها

گفتگو با مرجان فرساد و "پرتقالی" که او را خواننده کرد