۲۲ تیر، ۱۳۹۸

سی نفر و سه نفر- چرا ندا ناجی و فعالینِ زنانِ شرکت کننده در اکسیون روز جهانی کارگر هنوز در زندانند؟


رزا: بیش از 2 ماه است که از اکسیون روز جهانی کارگر در تهران می گذرد. تقریبن تمام شرکت کنندگان به قرار کفالت و با وثیقه آزاد شده اند. رضا شهابی حتی سفری هم به خارج آمد، برای شرکت در کنفرانس کارگری!
 اما دخترانی که همزمان فعالِ حقوق زنان هم هستند را، نه در اوین بلکه به سیاهچال قرچک ورامین انداخته اند. آنها هم برای مطالبات کارگران و همزمان برای مطالبات زنان، در اکسیون اول ماه مه (11 اردیبهشت) در تهران شرکت کردند. علیه حجاب اسلامی بودن، علیه عروس کردنِ کودکان و علیه بی حقوقی زنان، اینروزها پر خطر تر است تا چانه زدن با رژیم برای دستمزد بیشتر برای کارگران. و رژیم دشمنش را بخوبی می شناسد.
جنبش زنان اما اینک دوباره خیانت مارکسیستها را تجربه می کند. در ابتدای انقلاب زنانی که به رژیم و حجابِ زورکی اش نه گفتند  را وابسته به شاه و دربار و امپریالیسم دانستند و اینک نیز ، زنانی  را که بر علیه قوانینِ ضد زن اعتراض می کنند، طرفدارِ امریکا و ترامپ و مسیح علینژادی!
نه روفقا. نه!
جمع آوری امضا برای آزادی دخترانِ در قرچک کافی نیست! باید همانگونه که آنان به همبستگی با شما، اعتماد کردند و شانه به شانه ی شما در بهارستان برای مطالباتِ کارگری ایستادند، با آنان رفتار کنید.
 باید همان کانالهایِ فشار را که موجب آزادی رضا شهابی و حتی خروجش از ایران شد، برای آزادی دختران فعال کنید!
همانگونه که برای رفقای خود، کانالِ وثیقه و مالی جور کردید، همانگونه نیز برای دخترانِ در قرچک.
همانگونه که جانِ رضا شهابی ها را خریدید، همانگونه نیز جانِ دختران را.
جنبشِ زنان اینک در آزمونی دیگر شما را پس از 4 دهه محک می زند. بین امامِ راحل و "ضد امپریالیسم" تان و جنبشِ زنان، باز باید انتخاب کنید!
این بار با تفکر انتخاب کنید، چون عٌمرِ رژیم نیز به سر رسیده است و مبادا شما را نیز به قعرِ زباله دانی تاریخ ببرد، همانگونه که برسرِ سوسیال دمکراسیِ اروپا آمد!
پس، نام ندا ناجی ها را به یاد بیاورید که همه آزاد شدند و او کماکان در قرچکِ ورامین جانش در خطر است.
پس، نام عاطفه رنگریز را به یاد بیاورید که همه آزاد شدند و او کماکان در قرچکِ ورامین جانش در خطر است.
پس، به یاد بیاوریم آنیشا اسد اللهی را که دوباره و پس از آزادی، به سیاهچال برگرداندند. نامِ مرضیه امیری را که در همان روزِ کارگر گرفتندش، خبرنگارِ شرق را می گویم!
به یاد بیاوریم سپیده قلیان را که در برابرِ ضرب و شتمِ ندا ناجی در زندانِ قرچک ایستاد و تحصن کرد. در کنارِ خواهرانش عاطفه رنگریز و ندا ناجی، قهرمانانه ایستاد و تحصن کرد.
 و لی اما پروینِ محمدی را که اینجا پس از آزادی از اوین،  از دستگیری خواهرش در گرمسار می گوید، دریغ از افشای دو ماه تنبیهیِ زندانِ قرچکِ دخترانِ انقلابی. ضرب و شتمِ ندا ناجی و تقریبن نابینا کردنِ او. جابجایی دخترانِ اکسیونِ مشترکِ روز جهانیِ کارگر از اوین به قرچک و ضرب و شتمِ آنان، موضوعِ محمدی ها و شهابی ها نیست. اینان در کانالهای تلویزیونِی ایران اینترناشنالِ سعودی ها گپ میزنند و کماکان "آنتی امپریالیسم" اند و ندا ناجی ها؟
ای تف به خیانتِ زنانِ مارکسی و سوسیال دمکراسیِ مردانه و خرفت شده در اروپا، علیه فعالینِ زنان.
 اینهمه را باید به زباله دان انداخته و روی امضا جمع کردن هایشان و حرکاتِ نمایشیِ خارج از کشوری اینان نیز شاشید!
برای دخترانِ در بندِ جنبشِ زنان می بایست اقداماتِ عملی کرد!
امضا جمع کردن و انگشت زدن زیر مطالبِ مارکسی ها کافی نیست! 

    مریم محمدی- پروین محمدی نایب رئیس اتحادیه آزاد کارگران ایران 
https://youtu.be/w14_UziLPFc
رزا: پروین محمدی از دستگیری خواهرش مریم محمدی (فعالِ حقوقِ زنان) در گرمسار می گوید. 4 دقیقه از 5 دقیقه! تنها پس از سوال، پروین مجبور به جواب می شود. او برای دفاع از خواهرش آمده! و در حاشیه به دخترانِ قرچک می پردازد! پروین جان؟ این 2 ماه پس از آزادی کُجا بودید عزیز؟ 

کلیپِ زیر در مورد ندا های جنبشِ زنان
ندا ناجی- ها را به یاد بیاورید
https://youtu.be/Xi3XC68mpsY

رزا: اینکه ندا آنارشیست است محرز نیست. او و خواهرانِ زندانی اش را بدلیلِ مطالبات زنان و به سر نکردنِ چادر ضرب و شتم کرده اند. اگرچه به همین دلیل زندانی عادی را هم به جانش انداختند، او اما از پرسنلِ زندان شکایت کرده. و این یک موضعِ شفافِ آنارشیستی می باشد. آزادی تمام زندانیان چه عادی چه سیاسی. زندانیانِ عادی نیز قربانیانِ نظمِ پدرسالار-سرمایه داری می باشند. شک نکنیم!
سپیده قلیان تحصن کرد
به گزارش خبرگزاری هرانا، سپیده قلیان از ظهر یکشنبه ۱۶ تیرماه در مقابل دفتر مدیریت زندان قرچک ورامین دست به تحصن زده است.
تحصن سپیده قلیان، از متهمان پرونده اعتراضات هفت تپه در اعتراض به ضرب و شتم زندانیان سیاسی، فضای ملتهب زندان، قطعی آب و نبود کولر در زندان قرچک ورامین انجام شده است.
شنبه ۱۵ تیر ندا ناجی و عاطفه رنگریز، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به‌دلیل به‌همراه نداشتن چادر توسط پرسنل زندان و زندانیان جرایم عادی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آسیب دیدند. خانواده آن‌ها نسبت به امنیت جانی این بازداشتیان ابراز نگرانی کردند.
ندا ناجی از زندانیان عادی شکایت ندارم از پرسنل زندان شکایت می‌کنم
نزدیکان ندا ناجی، یکی از فعالانی که در تجمع روز جهانی کارگر در تهران بازداشت شده، می‌گویند در شبانه‌ روز گذشته دو بار به او حمله شده است.
 به گفته آنها یک زندانی عادی در شب گذشته و یکی از پرسنل زندان امروز خانم ناجی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند میزان ضربات به حدی بوده که  ندا به بهداری منتقل شده است.
 نزدیکان ندا ناجی می‌گویند او به آنها خبر داده که به دلیل ضربه‌ای که به سرش زده‌اند بینایی‌اش هنوز تار است.
ندا ناجی از بازداشت شدگان روز کارگر طی بیست و چهار ساعت در زندان قرچک دو بار مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
این دومین بار است که ندا ناجی مورد ضرب و شتم قرار میگیرد بار اول شب چهاردهم تیرماه هنگامی که قصد داشت در درگیری میان زندانیان میانجیگری کند مورد تهاجم زندانیان عادی قرار گرفت.
بار دوم صبحگاه پانزدهم تیرماه یکی از پرسنل زندان به شدتی او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد که ندا به بهداری زندان منتقل می شود.
ندا بعد از ساعاتی به بند بازگردانده شده اما عوارض ضربه وارده به سر او از جمله تاری دید همچنان باقی مانده است.
ندا در تماس تلفنی با خانواده اش اعلام کرد که شکایتی علیه زندانیان عادی ندارد اما به زودی شکایتی را علیه پرسنل زندان تنظیم خواهد کرد.
این در حالی است که عدم اجرای اصل تفکیک جرائم همواره مورد اعتراض فعالان مدنی بوده است و اخیرا کشته شدن علیرضا شیر محمدعلی در زندان فشافویه واکنش های بسیاری برانگیخته است.
مرضیه امیری، خبرنگار روزنامه شرق، عاطفه رنگریز و ندا ناجی پس از اعتراضات مربوط به روز گارگر دستگیر و به زندان قرچک ورامین انتقال داده شده اند.

فیلم-تئاتر مستند اِما گلدمن آن‌گونه که من زیستم - زندگی یک آنارشیست 

 اینجا 


۰۸ تیر، ۱۳۹۸

به گُه کشیدنِ بنیاد پژوهشهای زنان امسال، بامدیریت شهلا شفیق/ سخنرانی حمید نوذری


میزگرد:مکثی بر سی سال کار جمعی 
  به گردانندگی شهلا شفیق (فرانسه)و شرکت جمیله داودی (امریکا)، حمید نوذری (المان)، صدیقه فخرابادی (امریکا)، میهن روستا (المان)، ناهید نصرت (المان)
عکس شهلا شفیق در پالتو پوست
رزا: بعد از سال پیش که باند شادی امین گند زد به بنیاد، حدس زدم که جایگاه شهلا شفیق بالا خواهد رفت. اما اینکه یکدفعه رئیسش هم بکنند، حدس نمی زدم!

شاید زنان ایران فکر کنند که این زن در فیمنیسم انقلاب کرده، و کُلی جایزه هم گرفته؟! پس لازم است کمی از دستمال کشی ایشان نوشت که البته هیچ پخی هم نیست. اغلب این مدال ها (لژیونی) یا لاله ی طلائیِ از بنیاد تیفوس برای شادی صدر و بقیه ی جوایزِ اینطرف آب، به زنانِ دستمال کِشِ سیستمی تعلق می گیرند و مخصوص به آنهایی که به پاسِ خیانت به زنان، از طرف مردانِ احزاب و نماینده مجلس، مردان پول و سیاست، شناسایی شده اند.
برای این زنان، مرد بخصوص اروپایی اش، همان خدای آسمانی است و هنرِ زنِ شرقی، خوش رقصی/نویسی و به عرشِ اعلا بردن آنها، تا تغاری بشکند و ماستی بریزد!
همانوقتها که در مرگِ شوی اروپاییِ قدسی در فرانکفورت نوشت، این شهلا خانوم حسابی از چشمم افتاد و می شد حدس زد که او هم مثل دوستانش بزودی پله های ترفیع در سیستم را، دو پله یکی بالا برود.
 متنِ زیر را شهلا شفیق سالها پیش در وصفِ لوتس (مرد آلمانی-شوهر مرحومِ قدسی) نوشته. اصل مقاله اش اینجا
 لوتس واقعی اما کی بود؟ لوتس که قبل از ازدواج با قدسی، سه بار هم ازدواج کرده و و طلاق گرفته/ داده بود و بچه هایی هم داشت، می گفتند که زمان ازدواجش با این قدسی (دوست صمیمی شهلا شفیق)، یک الکلی تمام عیار بود. شوهر آلمانی قدسی (لوتس) وقتی دید که دیگر پیشِ زن های هم حزبی اش جائی ندارد، پس برای چهارمین بار زنِ ایرانی گرفت. تحلیلِ شهلا شفیق اما این بود که لوتس (شوهر آلمانی دوستِ شهلا)، "با چنان شوری جان در گرو آفرینش نیکی و زیبایی و عشق نهاده بود."

 در شهر زن ها اما می گفتند که لوتس چندین بار قبل از تسلیمِ جان به "جان آفرین"!  ترک اعتیاد کرده و حتی یکی دوبار هم، از همسر ایرانیش، غیر رسمی جدا شده بودند ولی زنِ ایرانی از داشتن یک "مرد آلمانی چنان در شعف بود که "لوتس" گفتن از زبانش نمی افتاد."

شهلا شفیق که مینویسد." چند باری که مرا (لوتس) به گردش در شهر برده بود، در سراسر راه، سلام‌ها و کلام‌های محبت‌آمیز رهگذران بدرقه‌مان کرده بود. می‌دیدم که مردم شهرش او را دوست می‌دارند و او به جان، برای آن‌ها کار می‌کند. "

گویا شهلا شفیق فکر کرده بود که خیابانِ برگر، شهر است!

نه خیر خانم، آنجا بازارِ شهر بود و پاتوق "لوتس". دست فروشانی که اجازه ی فروشِ اجناسشان را می خواستند برای دکه و بساط زدن، باید به شهرداری مراجعه می کردند و لوتس هم مسئول و در شهرداری بود. پس ملت هم مجبور بودند که به شهرداری چی ها گردن کج کنند.

شهلا شفیق می نویسد: "آیا هرگز با کسی ملاقات کرده‌اید که مسئولیت‌های سنگینی بر دوش داشته باشد و سخت کار کند، و در همان حال وقتی به خانه‌اش وارد می‌شوید، انگار هیچ کار دیگری ندارد جز آماده کردن فنجانی قهوه برای شما؟"

همان سالها منتقد گفت:  خانم شما کدام جامعه "کار" هستید که اینطور می نویسید؟ مگر در حزب سبزها که حزب بیسوادها ست، نشستن و مسئولِ کنترل مترو و اتوبوس بودن چقدر شاق است که شما آنرا برای خواننده " مسئولیتِ سنگین" جلوه میدهید؟

لوتس یک دیپلم دبیرستانی هم نداشت و فروشنده و مُبلغ مواد شوینده برای فروشگاه کشورهای دبی وامارات بود. صابون، مواد ظرفشوئی، زمین شور و این چیزها. خوب نمی شناختی اش قبلن گوگل می کردی! یا یک نگاهی به روزنامه های آلمانی می انداختی قبل از قلم فرسایی! .

شهلا شفیق در وصف لوتس می نویسد: " در همان نخستین دیدار شگفتی‌ام را برانگیخت. با انسانی روبرو بودم که شخصیت‌های نیک قصه‌های مادر بزرگم را به یادم می‌آورد. از آن‌ها که نقل خوبی‌شان بناست گواهی باشد بر توانایی انسان به پیروز گردانیدن خیر بر شرّ، در وجود خویش و در جهان"

رزا: همانوقت ها فکر کردم که شهلا حتمن از ژنتیکِ دیدنِِ "مردان در ماه" باید باشد و احتمالن آسمانی دیدنِ مردان بقولی، در خونش است!

شهلا شفیق می نویسد: " قامت بلندش از دردِ پا اندکی خم بود"

زن ها همانوقت ها از خنده ریسه می رفتند به شهلا که:

خانم شفیق سرطان پروستات را چرا "پا درد" مینویسی؟ چه چامعه شناسی هستید که بجای رفع خجالت و تابوی پروستات و پستان، بیماری "دردِ پا" می نویسید؟

شاید هم قدسی بهت نگفته تا شما فکر کنین توی رختخوابش هر شب آتش بازی ژانویه است. پا درد کجا بود؟ پروستات لوتس از چهل سالگی شروع شده بودیعنی همان سالی که ازدواج کرد!.
شاید شما فکر کنید که تنها این، یک نوشته و بزرگداشت برای مردان از طرف شهلا شفیق قلمی شده است. با یک جستجوی ساده اما متوجه خواهید شد که از این انشاها را ایشان زیاد در وصف مردان نوشته و بیرون داده اند.

متاسفانه اغلب زنانِ سازمانی و چپ (موردِ شهلا شفیق_ پیکار) بازیگرِ بازی های سیستم شده اند. هم از توبره ی چپ می خورند و هم از آبخورِ سیستم. هم پشتِ تریبون رادیو همبستگی و هم مدیریتِ بنگاهِ علاء دین هم محبوبِ مردانِ پول و سیاست و هم مدیریتِ پژوهشِ زنان!
 چندی پیش که داشتم به دوستی می‌گفتم، چرا شهلا شفیق و پیران آزاد در رادیوی چاه کارگر، هم صحبتند. گفت: مگه نمی دونی که پیکاری بوده و نظر پرداز چپ!

به نظرم اغلبِ این‌ها اگر در سیستم رژیم اسلامی حل نشدند، مثل توده ای/اکثریتی ها، اما خوب در سرمایه داری خیس خورده اند. داشتم فکر می‌کردم که برای آقای محیط زیست-پیران آزاد، فرقی ندارد یک زنِ پالتو پوست به تن، تا زمانی که طرفش زن باشد و رفیق باشد. گور پدرِ این خرس های قطبی هم شده! این هم از مبحث محیط زیست چپ، که باید به سرکوبگرانش مدال هم داد! اگرنه، چه فرقی دارد مُدل سخنرانِ راه کارگری - شهلا شفیق، که پوست حیوان را بر تن کُنی یا مدلِ داعشی، خرس را از سر لذت، سر بِبُری.  
برای محیط زیستی های تقلبی راه کارگری (مثلِ پیران آزاد) فقط مهم است که جنسش مرغوب و از زیر خاکی های چپ باشد!؟ 

مرتبط: رادیکالیسم سیاسی
نقش و جایگاه، اندیشه و عمل رادیکال در جهان امروز
بحث و گفت و گو با محمد رفیع محمودیان، شهلا شفیق، پیران آزاد
برای راه کارگری دیگر، تقی روزبه اینجا مٌهم این است که ستاره اسکندری، رفیق است و روحانی چی، ولی مسیح علینژاد با امپریالیسم و پمپئو عکس گرفته. پس ایشان هم وسطِ دعوا ی حجاب، در حالِ دفاع از موضع چاه کارگر اینجا و نرخ تعیین می‌کند.
به تقی روزبه باید گفت: آخه مردک به تو چه مربوطه دفاع از ستاره؟ نکنه او هم زیر خاکی و از رفقا است؟
اگر افرادی عادی دست به برداشتن حجاب در هر جای دنیا بزنند نقدی بر انها نیست و چه حقی مسلم تر از این. حتی نقدی هم به خانم اسکندری در این خصوص وجود ندارد. بلکه دو رویی این سلببریتیها مردم را عصبانی میکند. اینجا از حجا ب دفاع میکنند و در حلقه قدرت میلولند و میچرند ودر آنور آب به شکل دیگری هستند:
 ستاره اسکندری؛ ویدیویی که جنجالی شد
http://www.bbc.com/persian/arts-48777239
مناظره در باره ویدیوی ستاره اسکندری
  رزا: باری دوستان، هر کجا که دیدید زنی "فمینیست" توسط مردان جایزه باران شد، به فمینیست اش شک کنیم. کار را به جایی کشانده اند که روزنامه لوموند هم که جایزه ای نداشت ، جایزه ی ویژه برای شفیق خلق کرد.
در زمانِ کنونی هر چه بیشتر از سابق، این مردان هستند که فمینیست را تعیین می کنند.
 پس از واقعه ی گُل لای پستان اینجا  در فلورانس، با توجه به برگزاری همایشِ امسال، باز هم در فلورانس! باید منتظر بیش از گل بود.  
به لیستِ سخنرانان نگاهی بیندازیم. بزودی فقط مردان برای زنان فمینیسم را تعریف خواهند کرد و مطالبات می نویسند. 
لزبین های دولتی (شادی امین) و گی های دولتی (نوذری) شاید بواقع از بی خطر ترین ها باشند در جهانی که قهرمانانش زهرا رهنورد و هیلاری کلینتون است. 
 مطالب بیشتر:
 فیلم/ افشای پشت ‌پرده‌ سناریوی صدا و سیما؛
 این افراد سپاهی و بسیجی هستند که به عنوان شاهد عینی علیه دختر تهرانپارس مصاحبه کردند

https://youtu.be/2DNlIAUW21o

اردبیل تظاهرات و راهپیمایی مردم در حمایت از حضور زنان در استادیو مهای ورزشی


https://youtu.be/A5eQp9hpbAk
مطالبِ مرتبط: اینجا

۲۲ خرداد، ۱۳۹۸

جزئیات بیشتر از قتل علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی در زندان تهران بزرگ

علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ شب گذشته توسط دو زندانی دیگر در این زندان با ضربات پرتعداد چاقو به قتل رسید. با گذشت زمان جزییات بیشتری از قتل این زندانی ۲۱ ساله حاصل شده است که در این گزارش به آن پرداخته می شود. باید به این نکته توجه داشت که آقای شیرمحمدی پیش از این با اقدام به ۳۴ روز اعتصاب غذا خواستار تغییر زندان خود و رعایت اصل تفکیک جرایم شده بود.
شب دوشنبه ۲۰ خردادماه ۹۸، علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ به قتل رسید.
قتل این زندانی در ساعات پایانی شب گذشته توسط دو زندانی محکوم از بابت جرائم مربوط به مواد مخدر و قتل صورت گرفته است. وی از طریق ضربات چاقو در ناحیه شاهرگ و شکم به شدت مجروح شده و پیش از اعزام به بیمارستان جان خود را از دست داده است.
یک منبع نزدیک به آقای شیرمحمدی در این خصوص گفت: “علیرضا شیرمحمدی در اندرزگاه ۱۱ زندان تهران بزرگ در محلی نگهداری می‌‎شده است که از آن با عنوان “سوئیت” نام برده می‌شود، این محل که محل نگهداری زندانیانی با جرائم مختلف است دارای یک سلول انفرادی است که به صورت مجزا، ولی در همان محل ساخته شده است. دو زندانی متهم به قتل علیرضا شیرمحمدعلی به نام‌های “محمدرضا خلیل زاده” با اتهامات مربوط به مواد مخدر و “حمیدرضا شجاع زاده” متهم به قتل عمد و محکوم به اعدام در این سلول انفرادی نگهداری می‌شدند که در حالت پیش فرض درب آن همیشه بسته بود”.
وی افزود: “علیرغم سابقه خشن این دو زندانی که از زندان رجایی شهر به این محل تبعید شده بودند و حساسیت مسئولین بند در بسته نگه داشتن درب سلول انفرادی، شب گذشته در زمان ورود افسر نگهبان این درب باز گذاشته شده و این دو زندانی در اقدامی ناگهانی و بدون پیش زمینه و درگیری قبلی با خروج از سلول، علیرضا را به داخل سلول کشانده و پس از قفل کردن درب با وارد کردن حدود چهل ضربه مهلک به وسیله تیزی (شی برنده) اقدام به قتل وی کرده‌اند”.
به گفته این منبع مطلع، علیرضا شیرمحمدعلی در مسیر بیمارستان فیروزآبادی و نرسیده به سه راه چرمشهر در اثر خونریزی زیاد جان خود را از دست داده و تلاش پزشکان در بیمارستان نیز جهت احیای وی بی نتیجه بوده است. جسم بی جان این زندانی هم اکنون در سردخانه این بیمارستان نگهداری می شود.
گفتنی است بیمارستان فیروزآبادی که در شهر ری واقع شده در فاصله ۵۰ کیلومتری زندان تهران بزرگ قرار دارد.
دسترسی دو متهم به قتل علیرضا شیرمحمدعلی به جسم بُرنده و باز ماندن درب سلول انفرادی که اتفاق غیرمعمولی در نظر گرفته می شود در کنار سکوت مسئولین زندان در خصوص این واقعه، موضوع قتل این زندانی را پرابهام کرده است.
بخصوص که باید در نظر گرفت این زندانی جوان پیش از این با نگارش نامه و اقدام به اعتصاب غذای ۳۴ روزه خواستار اجرای اصل تفکیک جرایم و انتقال خود به زندان دیگری مانند زندان اوین شده بود که با بی توجهی مسئولین این محل روبرو شد.
علیرضا شیرمحمدعلی ۲۱ ساله و اهل محله نازی آباد تهران در تاریخ ۲۴ تیرماه ۹۷ به دلیل فعالیت در فضای مجازی بازداشت شده‌ و از بابت اتهامات “توهین به مقدسات”، “توهین به خمینی”، “توهین به خامنه ای” و “تبلیغ علیه نظام” به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شد.
جلسه دادگاه تجدید نظر علیرضا شیرمحمدعلی نیز بنا بود در تاریخ ۱۸ تیرماه سال جاری و در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران برگزار شود. این جلسه دادگاه در تاریخ ۲۰ فروردین ماه پس از اخذ مهلت وکیل جهت مطالعه پرونده به روزهای آتی موکول شده بود.
لازم به ذکر است مرگ زندانیان سیاسی در ایران بر اثر شرایط محیطی، بدرفتاری مسئولین، عدم رسیدگی پزشکی تعمدی و بروز درگیری در اثر عدم رعایت اصل تفکیک جرائم سابقه ای طولانی دارد. وقایعی که کمتر تاکنون به مجازات عوامل آن منتهی شده است.

 فرنگیس مظلوم، مادر سهیل عربی: مادرعلیرضا شیر محمد علی از ماجرای قتل فرزندش در زندان بی اطلاع است
https://youtu.be/Jk6rLPuwcx8


 ‌علیرضا شیر محمدعلی زندانی عقیدتی- سیاسی به ۸ سال حبس محکوم شد   

به گفته منابع موثق تاریخ بازداشت این زندانی بیست و ششم تیر ماه 97عنوان شده است وی با اتهاماتی چون توهین به خمینی، خامنه ای، و فعالیت تبلیغی علیه نظام رو به روست .
لازم به ذکر است که وی تنها فرزند خانواده و کمک خرج مادرش بوده است و به دلیل نوشتن نقد مطالب دینی دستگیر شده است . دادگاه تجدید نظر وی هنوز برگزار نشده است. لازم به ذکر است که مادر وی به دلیل بیماری نمیتواند به دیدن فرزندش برود. علیرضا سرپرستی مادرش را به عهده گرفته بود و بعد بازداشت وی مادرش با مشکلات زیادی روبرو شده است.

 نامه علیرضا شیرمحمدی؛ ادامه اعتصاب غذای دو زندانی سیاسی در زندان تهران بزرگ
۲۷ اسفندماه ۱۳۹۷
«ما به دلیل نبود این امکانات و نداشتن امنیت جانی در سوییت، اعتصاب غذا کرده‌ایم تا با این روش به بودن خود در اینجا اعتراض کرده باشیم، ولی سلامت جان ما هیچ اهمیتی برای عوامل زندان و روسای آن ندارد. حتی روز گذشته «رضا حق وردی» افسر نگهبان شیفت، خیلی صریح به ما گفت که انتهای این اعتصاب صدور گواهی فوت است. البته این جمله از ایشان با توهین به خانواده‌مان نیز همراه بود و به دلایل اخلاقی از ذکر آن معذوریم.»
علیرضا شیرمحمدعلی”.

۲۰ خرداد، ۱۳۹۸

لینک سریال چرنوبیل- فیلم دوبله به فارسی- پنج قسمت+ لینکهای جدید

 لینکهای جدید از فیلم با دوبله ی فارسی.07.2019 08
 
فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 1

https://www.aparat.com/v/Cc46m
https://www.aparat.com/v/NRa1g

فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 2
https://www.aparat.com/v/p35WJ
https://www.aparat.com/v/xX9WN

فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 3
https://www.aparat.com/v/U68jL
https://www.aparat.com/v/P9jG0

فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 4
https://www.aparat.com/v/TBwpG
https://www.aparat.com/v/FfzyB

فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 5
https://www.aparat.com/v/UnGSd
https://www.aparat.com/v/a9QEi

رزا: دوستان این سریال تا قسمت سوم دوبله شده و قسمت چهارم و قسمت آخر (قسمت 5) را میتوانید با زیرنویس فارسی و زبان اصلی (انگلیسی) نگاه کنید. چون فیلم مال همین امسال است مجبوریم با کامپیوتر ببینیم چون بدلیل کپی رایت ، کانال آپارات در تلفن دستی بالا نمی آید!
لینک سریال چرنوبیل- فیلم دوبله به فارسی- هر  قسمت حدود یک ساعت
سریال چرنوبیل قسمت اول با دوبله فارسی
https://www.aparat.com/v/sqpPg
سریال چرنوبیل قسمت دوم با دوبله فارسی
https://www.aparat.com/v/Nanes
سریال چرنوبیل قسمت سوم با دوبله فارسی
https://www.aparat.com/v/Is7t8

سریال چرنوبیل - فصل 1 قسمت 4 زیرنویس فارسی
https://www.aparat.com/v/pu6Ib
سریال چرنوبیل - فصل 1 قسمت 5 زیرنویس فارسی
https://www.aparat.com/v/pChVu

در لینک های زیر هم می توانید فیلم را دانلود کنید. اینجا
مرتبط:

Tschernobyl - Die Schwell-
Porog (1990)
https://youtu.be/aSvqanhiJNE


فیلم پریپیات از کارگردان اوکراینی و مستند است. چند سال پس از فاجعه ی چرنوبیل برداشته شده و به آلمانی ترجمه شده و صحنه هایی واقعی از مردم  در شهرک کارگری پریپیات را نشان می دهد. در این شهر 45 هزار نفر زندگی می کردند و اغلب کارگر و کارمند نیروگاه اتمی بودند. 15 هزار نفر هم کودکان بودند. مردم این شهر را 36 ساعت پس از انفجار اتمی مطلع کردند. بسیاری بدلیل آلودگی با اشعه رادیواکتیو جانسپردند.
پریپیات  فیلم مستند رولان سرگی ینکوف- فیلم مستند 1990 محصول شوروی! دوبله به زبان آلمانی مدت فیلم 1.5 ساعت
https://youtu.be/aSvqanhiJNE

این پُست به یاد جان شیفته Sébastien Briat رفیق سباستیان است که سال 2004 در اعتراض به ترانسپورتِ زباله های اتمی (کاستور) اینجا 
با قطع هر دو پایش بروی ریل قطار جان سپرد. یادش و راهش جاودان.



کتاب صوتی «صداهایی از چرنوبیل»
https://youtu.be/HQfDOhVt5Cw

در لینک های زیر هم می توانید فیلم را دانلود کنید. اینجا


۱۴ خرداد، ۱۳۹۸

از اسرار محمد علی نجفی، قاتلِ احتمالی میترا استاد؟ او پدوفیل بوده است!


رزا: چند روزی است که این خبرِ قتلِ میترا استاد توسط شوهرش محمد علی نجفی، بولد شده و در بیشتر فعالین زنانِ غیر جناحی با عنوانِ " زن کُشی" باعث انزجار است.
دوستانی نظر من را جویا شدند. من هم بیشتر از شما نمی دانم. اما برای من نقشی که دختر خوانده ی نجفی در این جریان بازی کرده، بیش از پیش بولد شده است. زن و مردی مکتبی/اسلامی- سرور و محمد علی نجفی، که بعد از 42 سال زندگیِ مشترک، بچه هم ندارند، کودک دختری را  از مناطقِ جنوبِ ایران، به فرزند خواندگی می گیرند. 42 سالی به آرامش برای نجفی در کنارِ همسر اول طی شده و الان سنِ این دختر خوانده، بین 20 تا 30 ساله میزند(از روی عکسها). دختری سیاه چرده و جوان که حضور سنگینش در جریان قتل، حتی باعث شده است که محمودِ صادقی (نماینده ی مجلس- اصلاح طلب) در حمِایت از دوستِ اصلاح طلبش اعلام کند که نجفی قاتل نبوده و فقط نجفی، این قتلِ میترا استاد، همسر دومش را به عهده گرفته است!

اصلاح‌طلبان چگونه یک‌شَبه روایت خود از قتل همسر نجفی را وارونه کردند؟

میترا استاد چه اسراری را از شوهرش می تواند در دست داشته باشد که آنقدر مگو است که باعث قتلِ او شده است؟
رزا: من با خانواده های مذهبی آشنایی دارم و می دانم که مدت زیادی است که لایحه ی ازدواج با فرزند خوانده، علیرغمِ اعتراضِ حامیانِ حقوقِ کودک، در رژیم اسلامی بلاخره تصویب شد.
غیر از دلایلِ مکتبی/اسلامی باید همینجا اعلام کنم که بچه بازی از ارکان اغلبِ ادیان است و ما در غرب نیز شاهد سوء استفاده از کودکان در کلیسا ها و در مساجد هستیم. کیسِ سعیدطوسی و دیگرِ افتضاحاتِ قاریانِ قران و مداحانِ نظام و بیتِ رهبری خامنه ای هم که مدتی است که علنی هم شده.
با اطلاعاتی در لینکهای زیر و دنبال کردن اخبارِ این روزها، من فکر میکنم که چه نجفی خود میترا استاد را کُشته باشد، و چه دخترش و یا فرد دیگری، مقصر اصلی البته خودِ محمد علی نجفی است. انگیزه ی نجفی بیشترین منفعت را برای به زیر خاک بردنِ میترا (همسر دوم) را دارد.
برای میترا استاد متاسفم که برعکسِ فایلِ زیر (که می گوید میترا استاد-پرستو ی اصولگرایان، شاید هنوز زنده است)،

ميترا استاد"؛ پرستويى كه شايد زنده باشد!!
https://youtu.be/0JPH5R3UQps

 باید بگویم که من مطمئن هستم که میترا استاد- زنِ جوانِ کُرد، پس از نبردی نابرابر با دستِ خالی در برابر گلوله، جانانه جنگید. توانست لااقل جهتِ سه گلوله ی کُشنده را در حمامِ خانه به در و دیوار منحرف کند، اگرچه که یک گلوله قلبش را درید و دیگری دستش را.
اکنون بجز توی سر و کله زدنِ زن های زندگیِ محمد علی تجفیِ 67 ساله، تعداد زیادی از زنانِ اصلاح طلب به حمایت از آلتِ بزرگِ پدر معنویِ اصلاح طلبِ شان برخواسته اند. بیتِ رهبری البته با پسرکان حال می کند و ارگاسمش روی پسرها فوکوس کرده. زنانِ کُرد هم صدایشان علیه قتلِ میترا بلند نشد چون او با ازدواج با محمدعلی نجفی، هم به دین اش (اهلِ حق- یارسانی) خیانت کرد و هم به قومش (کُردی). مردانِ سیاسی اپوزیسیون و پوزیسیون (اغلب بالای 60-70)، بسیار از پرستو و بمبِ سکسیِ جاسوسِ زنِ جناح رقیب نوشته و گفته اند. در واقع افرادی اخته از "کردن" ، در اعلامِ جذابیتشان برای زنانِ جوان (پرستو های جناح رقیب) و اینکه خود  هم در گذشته قربانیِ این پرستوها شده اند!
مصاحبه ی سایت کلمه با آمدنیوز و بقیه در کانالِ یوتیوب و همچنین فایل توکلی از ایران گلوبال که هشداری از استفاده ی رژیم از پرستو ها علیه فعالینِ اپوزیسیون دارد! از ایرج مصداقی گرفته تا نقره کار، مُشیری و بقیه، از چهره ی میترا ها شیطان سازی کرده اند. (لیستِ این مردانِ پیر البته بلند است!)
مجموعه ی دادستانیِ پدوفیل و زنباره های سرانِ رژیم ایران، چه محمد علی نجفی را قصاص کند یا نه، از این بحران خواهد گذشت، همانگونه که از سعید طوسی عبور کرد. میماند زنان و جنبش اش! آیا ما خواهیم توانست عاقبت در پسِ عبور از دین و ایدئولوژی، پنجه ی بدکارِ مردانِ قدرت و ثروت را بر تن و بدنِ زنان ببینیم؟
آیا مردانی که اکنون در همه ی طیف و جناح و برانداز و غیره که در هراس افکنی از جسم و تنِ زنان و پرستو کردنِ آن هیاهو می کنند، در می یابند که این زنِ جذاب، زیبا و شهوتی نیست که می ترساند، بلکه ضعف آقایانِ سخن چران و همیشه میکروفون بدست!
آنان در هیولا کردنِ قدرتِ جذابیتِ زن، همزبان اعلام می کنند که چقدر در برابرِ این بدن ها خوار و ذلیل اند.
پس، بدن های زیبا و جذاب، به پیش!
آینه ای شویم برای نشان دادنِ این چهره هایی که با کیرشان بجای مغز، کار می کنند!
همبستگی ما با زنانِ داعشی و ذوب شده در مذهب/ایدئولوژیِ پدر/مردسالارانه نیست. (همسر اول، مادران و ابزارِ اجرایی پدرسالاری و خانواده)
زنان  دوم/ سوم/ چهارم و صیغه ای/تن فروش/پرستو... می دانند که بدونِ استفاده از بدنشان، سهمی از قدرت/ثروتِ حاکمان نداشته و نخواهند داشت! احتمالِ پیوستنِ این قربانیانِ سیستم به جنبشِ زنان و افشای پدران/مردان زیاد است.
ملاکِ همبستگی در جنبشِ زنان، مبارزه با پدر/مردسالاری است. این ربطی به جنسیت ندارد و چه بسا پسران و دختران زیادی دستشان را در دستانِ ما بگذارند تا از این مناسبات رهایی یابیم.

لینکهای جالب در مورد قتل میترا استاد برای خواندن در منبع روی تیتر مطالب کلیک کنیم.
 روایت تکمیلی خبرنگار انصاف‌نیوز از آخرین تماس میترا استاد
گفت: «می‌خواهم برای آبرویم کاری کنم، دکتر نجفی هم اگر می‌خواهد برای آبرویش خودش کاری کند». شاید توالی حرف‌هایش درست خاطرم نباشد اما در جایی دیگر هم گفت که وعده و وعیدهای زیادی شنیده و قول‌های فراوانی به او داده شده که هیچ‌یک عمل نشده. گفت که می‌خواهد حتما رسانه‌ای شود و حتی اگر شده خودش در رسانه‌های مجازی این کار را کند.
وقتی پرسیدم که حالا با دکتر نجفی زندگی می‌کند، گفت: «بله!» و ادعا کرد: «دکتر نجفی اصلا با آن همسرش زندگی نمی‌کرد، پیش از من هم زندگی نمی‌کرد. به من گفته بود که ما از هم جداییم و قول داده بود پس از ازدواجمان کاری کند که همسر اولش طلاق بگیرد. خود خانم‌شان هم گفته بود که من هستم اما هر زمان که با شخص دیگری خواستی ازدواج کنی من می‌روم. بعد از ازدواج هم که می‌پرسیدم کی طلاق می‌گیرید مدام گفتند فردا، دو روز دیگر، سه روز دیگر…»
در جای دیگری هم اشاره کرد که: «بچه هم نداشتند و دختری را سال‌ها پیش از جنوب آورده بودند و بزرگش کردند و بعد هم برایش خانه‌ای در ولنجک خریدند. کاملا جدا از هم زندگی می‌کردند».

لایو اینستاگرام: قتل میترا استاد و سناریوهای محتمل
https://youtu.be/5773C5B08Bk



ادامه اینجا