۰۸ تیر، ۱۳۹۲

تاثیر افشای بزرگترین کنترل پلیسی شهروندان جهان توسط سازمان امنیت آمریکا توسط ادوارد اسنودن

 فایل صوتی-

تاثیر افشای برزگترین کنترل پلیسی شهروندان جهان توسط سازمان امنیت آمریکا توسط ادوارد اسنودن

رزا: برای اینکه متوجه شویم ادوارد اسنودن چگونه به هیکل سازمان جاسوسی امریکا ریده است، حتما فایل صوتی زیر را گوش کنیم!

با جستجوی اسمش در گوگل آنتی ویروسها آژیر میکشند!
اسنودن با قرارداد پیمانکاری با این پروژه  همکاری میکرد و جاسوس سی آی آ نیست. اینک او (اسنودن) بدلیل افشای شنود گسترده تمام مردم (نه فقط امریکایی ها) از طرف دولت تبهکار امریکا تحت تعقیب است. او در ترانزیت مسکو در انتظار قبول تقاضای پناهندگی اش از کشور اکوادور! فراری و شناسنامه اش در امریکا باطل و رسما تحت تعقیب قرار دارد.
بر طبق این جاسوسی شبکه ، همه ما  محکومیم، مگر اینکه خلافش ثابت شود!
برادر بزرگ در حال جاسوسی علیه همه ما است. اطلاعاتی که درز کرده، نشان از توطئه رسمی دولت امریکا علیه همه مردم کره زمین است. و پاسخ جهانی میطلبد!

Amid Data Controversy, NSA Builds Its Biggest Data Farm

برای خواندن کل مطلب روی تیتر آن کلیک کنیم.
با تشکر از وحید.
A National Security Agency data center is under construction in Bluffdale, Utah. When this data center opens in the fall, it will be the largest spy data center for the NSA.
As privacy advocates and security experts debate the validity of the National Security Agency's massive data gathering operations, the agency is putting the finishing touches on its biggest data farm yet.
The gargantuan $1.2 billion complex at a National Guard base 26 miles south of Salt Lake City features 1.5 million square feet of top secret space. High-performance NSA computers alone will fill up 100,000 square feet.
The Utah Data Center is a data farm that will begin harvesting emails, phone records, text messages and other electronic data in September.

ادوارد اسنودن
روزنامه گاردین نوشته ادوارد اسنودن فردی است که موضوع جمع آوری اطلاعات شهروندان آمریکایی توسط سازمان اطلاعات آمریکا را فاش کرد. روزنامه گاردین نوشته که انتشار هویت آقای اسنودن به درخواست خود او صورت گرفته است. طی هفته گذشته دو روزنامه گاردین و واشنگتن پست در مقاله‌هایی نوشته بودند که سازمان اطلاعات آمریکا از شرکت ورایزون، شرکت خدمات تلفن و اینترنت خواسته بود که تمامی شماره تلفن‌ها، زمان برقراری ارتباط و مدت آنها به دولت تحویل داده شود.
جولین آسانژ بنیانگذار ویکی‌لیکس، به ادوارد اسنودن، تکنسین سابق آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا، سی‌آی‌ای که اطلاعات محرمانه دولت آمریکا درباره جمع‌آوری اطلاعات شهروندان را افشا کرده بود؛ پیشنهاد داد که به آمریکای لاتین بگریزد.
 euronews
تنش میان ایالات متحده آمریکا و اکوادور، کشوری که ادوارد اسنودن، پیمانکار سابق آژانس امنیت ملی آمریکا، از آن درخواست پناهندگی سیاسی کرده، رو به افزایش است.
ادوارد اسنودن از چهار روز پیش در بخش ترانزیت فرودگاه مسکو در انتظار درخواست پناهندگیش از دولت اکوادور به سر می برد.
او از طرف دولت آمریکا متهم به افشای اطلاعات محرمانه، از جمله موضوع رصد ارتباطات تلفنی و اینترنتی شهروندان است.
تنش میان ایالات متحده آمریکا و اکوادور، کشوری که ادوارد اسنودن، پیمانکار سابق آژانس امنیت ملی آمریکا، از آن درخواست پناهندگی سیاسی کرده، رو به افزایش است.
ادوارد اسنودن از چهار روز پیش در بخش ترانزیت فرودگاه مسکو در انتظار درخواست پناهندگیش از دولت اکوادور به سر می برد.
او از طرف دولت آمریکا متهم به افشای اطلاعات محرمانه، از جمله موضوع رصد ارتباطات تلفنی و اینترنتی شهروندان است.
مقامات روسیه اعلام کردند، ادوارد اسنودن در منطقه ترانزیت فرودگاه مسکو بسر می برد و می تواند آنجا بماند.
از سوی دیگر مقامات اکوادور می گویند تا هنگامی که آقای اسنودن به خاک این کشور نرسیده، نمی تواند تقاضای پناهندگی بکنند.
با این حال، بتی تولا، وزیر مشاور در امور سیاسی اکوادور به خبرنگاران گفت: «افشاگری های آقای اسنودن مربوط به اسرار جاسوسی در سراسر جهان است. جاسوسی هایی که با نظام حقوقی جامعه ملت ‏ها کاملا در تناقض است. مجازات هایی که آنها برای چنین جرائمی در نظر می گیرند برخلاف کنوانسیون حقوق بشر است که متاسفانه ایالات متحده آمریکا آن را امضا نکرده است.»
گذرنامه ادوارد اسنودن توسط دولت آمریکا باطل شده است، مقامات روسیه می گویند او به این دلیل نمی تواند فرودگاه مسکو را ترک کند.

ابهام درباره خروج ادوارد اسنودن از روسیه

سرنوشت یک مسافر، در فرودگاهی در مسکو، تبدیل به چالشی سیاسی برای دولت آمریکا شده. ادوارد اسنودن، کارمند سابق سیا و افشاگر اسرار پشت پرده سازمان اطلاعات آمریکا، از دیروز در مسکو منتظر سفر به کشوری در آمریکای جنوبی برای پناهنده شدن است.

گاردین: جاسوسی‌های مخوف اینترنتی آمریکا

گاردین از وجود برنامه‌ای قدرتمند به نام "مخبر بدون مرز" در آژانس امنیت ملی آمریکا پرده برداشته که حجم عظیمی از داده‌ها را از طریق تجسس در ارتباطات دیجیتال جهانی به دست می‌آورد. ایران مهم‌ترین هدف این سیستم جاسوسی است.روزنامه گاردین در ادامه افشاگری‌های اخیر درباره «برنامه پریسم» آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) برای شنود گسترده مکالمات تلفنی٬ رهگیری ارتباطات دیجیتال و جاسوسی در سرویس‌های آنلاین٬ از برنامه‌ای قدرتمند پرده برداشته که توسط این نهاد مهم اطلاعاتی طراحی شده و حجم عظیمی از اطلاعات به دست آمده از سیستم‌های جاسوسی آمریکا را ثبت٬ ضبط و تحلیل می‌کند.روزنامه گاردین روز شنبه (۱۸ خرداد/۸ ژوئن) در گزارشی اختصاصی اعلام کرده به مدارکی فوق‌محرمانه درباره «ابزار داده‌کاوی آژانس امنیت ملی آمریکا» دست یافته است. این ابزار که «مخبر بدون مرز» (Boundless Informant) نام دارد٬ حجم اطلاعاتی که از طریق شنود مکالمات تلفنی و جاسوسی کامپیوتری از کشورهای مختلف در اختیار ایالات متحده قرار می‌گیرد را روی نقشه‌های ویژه و با جزئیات نشان می‌دهد.
ایران٬ بزرگ‌ترین هدف جاسوسی‌های سایبری NSA
اطلاعات عظیمی که از طریق شنود و رهگیری ارتباطات دیجیتال توسط «مخبر بدون مرز» به دست می‌آید٬ در این سیستم داده‌نگاری در آژانس امنیت ملی آمریکا ثبت می‌شود. اطلاعاتی که گاردین از این سیستم منتشر کرده نشان می‌دهد که ایران یکی از مهم‌ترین اهداف این سیستم جاسوسی ایالات متحده است.این سیستم به کاربرانش در آژانس امنیت ملی آمریکا این امکان را می‌دهد که به سادگی روی نقشه یک کشور را انتخاب کنند و حجم اطلاعات موجود درباره آن را ببینند؛ اطلاعاتی که صرفا با روش‌های پنهان و تکنیک‌های پیشرفته جاسوسی به دست آمده است.
بیشتر بخوانید: افشای فعالیت ‌خبرچینی نهادهای امنیتی آمریکا در اینترنت
روزنامه گاردین همچنین نقشه‌ای منتشر کرده که در آن کشورهای جهان با طیفی از رنگ‌ها مشخص شده‌اند: کشورهایی که با رنگ زرد و سبز مشخص شده‌اند کمتر هدف این پروژه جاسوسی بوده‌اند و کشورهایی که با رنگ نارنجی و قرمز مشخص شده‌اند٬ از مهم‌ترین اهداف آن به شمار می‌روند.ایران در این نقشه با رنگ قرمز مشخص شده و بیشترین حجم اطلاعات از طریق تجسس پنهان در ارتباطات دیجیتال از این کشور به دست آمده است.گاردین می‌گوید فقط در ماه مارس ۲۰۱۳ آژانس امنیت ملی آمریکا ۹۷ میلیارد داده گوناگون از طریق جاسوسی در شبکه‌های کامپیوتری در سراسر جهان به دست آورده که از این میزان بیش از ۱۴ میلیارد داده و گزارش آن مربوط به ایران است.پاکستان با ۵/ ۱۳ میلیارد٬ اردن با ۷/ ۱۲ میلیارد و مصر با ۶/ ۷ میلیارد داده به ترتیب در جایگاه‌های بعدی قرار گرفته‌اند.
مرگ حریم خصوصی؛ سیل انتقادات از دولت آمریکا

گاردین این اطلاعات را دو روز پس از افشاگری پیرامون «برنامه پریسم» منتشر کرده که تبدیل به بمب خبری این روزها در سراسر جهان شده است. گفته می‌شود آژانس امنیت ملی آمریکا با برنامه PRISM همه مکالمات تلفنی شهروندان آمریکا و دیگر کشورهای جهان را کنترل می‌کند و گذشته از آن به رهگیری ارتباطات دیجیتال و سرویس‌های آنلاین٬ از جمله در گوگل٬ فیس‌بوک٬ اپل٬ مایکروسافت٬ یاهو٬ اسکایپ و... می‌پردازد.مدیران این کمپانی‌ها٬ از جمله مارک زاکربرگ از فیس‌بوک و لری پیج از گوگل٬ اعطای حق دسترسی به داده‌های سرورهای خود به NSA را به شدت تکذیب کرده و اعلام کردند که هرگز در هیچ مرحله‌ای از چنین پروژه‌ای با مقام‌های دولتی آمریکا همکاری نکرده‌اند. آنها گفتند که حتی نام جنجالی PRISM را هم تا پیش از انتشار گزارش گاردین و واشنگتن‌پست نشنیده بودند.با این حال باراک اوباما٬ رئیس‌جمهور آمریکا٬ با تایید وجود چنین سیستمی در آژانس امنیت ملی گفت که شهروندان آمریکایی هدف این پروژه محرمانه نیستند و همه این اقدامات تحت نظارت کنگره و فقط با هدف تامین امنیت ملی ایالات متحده و مبارزه با تروریسم و تامین امنیت شهروندان این کشور انجام می‌شود. بیشتر بخوانید: دفاع اوباما از جمع‌آوری اطلاعات مکالمات شهروندان
بسیاری از کارشناسان و فعالان آزادی ارتباطات و حقوق دیجیتال در آمریکا و سراسر جهان٬ این پروژه NSA را بزرگ‌ترین پروژه نقض حریم خصوصی و آزادی ارتباطات شهروندان در دنیای امروز خوانده‌اند.مقامات آژانس امنیت ملی آمریکا تا کنون بارها در پاسخ به سوالات نمایندگان کنگره «شنود و رهگیری گسترده ارتباطات دیجیتال» را انکار کرده‌اند و با توجه به ابعاد جدیدی که ماجرا پیدا کرده٬ به نظر می‌رسد دولت آمریکا با چالشی بسیار بزرگ مواجه شده و روزهای پرخبری در پیش است.

۰۷ تیر، ۱۳۹۲

امروز چهارمین روز اعتصاب غذای خشک پناهجویان/ ناشهروندان معترض در مونیخ/ آلمان جمعه ۲۸ ژوئن

فیلم یورونیوز  
 برای دیدن فیلم وبرای خواندن مطلب در منبع روی تیتر مطلب کلیک کنیم.
حدود صد پناهجو دراعتراض به شرایط زندگی خود، از پنج روز پیش در مرکز مونیخ دست به اعتصاب غذا زده اند و از نظر فیزیکی در شرایط نامساعدی بسر می برند.
تعدادی از این افراد که از نوشیدن آب هم خودداری کرده بودند، طی شب و روز گذشته به دلیل افت شدید بدنی و یا از هوش رفتن به بیمارستان منتقل شده اند.
پناهجویان که از ماهها پیش و اکثرا از کشورهایی نظیر ایران، افغانستان، سوریه و بنگلادش خود را به آلمان رسانده اند، خواستار بهره مندی از حقوق اولیه و برچیده شدن محدودیت هایی هستند که از نظر مقامات آلمانی، در زمان بررسی پرونده الزامی است.
اجازه کار، برچیده شدن محدوده تردد، برخورداری از پول نقد به جای بسته های غذا و کوتاه شدن زمان بررسی پرونده ها از جمله مطالبات اولیه این افراد است.
آنها در اعتراض به شرایط موجود نام گروه خود را گذاشته اند، «ناشهروندها».
اشکان خراسانی سخنگوی پناهجویان نسبت به واکنش احتمالی مقامات آلمانی می گوید: « دولت آلمان درقرن بیست و یکم و درست در وسط مونیخ، یکی از گرانترین شهرهای این کشور، باید تصمیم بگیرد که جان یک عده انسان ارزش بیشتری دارد یا یک مشت کاغذ.»
درحالیکه شهردارمونیخ معتقد است مرگ حتی یکی از این پناهجویان می تواند تبدیل به یک فاجعه انسانی شود، دیگرمقامات دولتی بر این باورند که روند اعطای پناهندگی زمانبراست و ضوابط و شرایط خاص خود را دارد، لذا نمی توان صرفا در برابر چنین تهدیدی، دربست تسلیم خواسته اعتصابیون شد.

«وقتی بدن‌هایمان به سلاح‌هایمان بدل می‌شوند!»

امروز هفتمین روز اعتصاب غذایی عمومی ما و چهارمین روز اعتصاب غذای خشک مان می‌باشد!
تا کنون ۲۱ نفر از اعتصاب کنندگان از حال رفته و به بیمارستان انتقال یافته‌اند، و در این بین همه‌ی تلاش‌های دولت، به جای قبول مسئولیت و ‌یافتن راه‌حل در رابطه با دلایل اعتراض و خواسته‌هایمان، تنها در راستای متوقف کردن ما از حرکت اعتراضی‌مان بوده است.
شب گذشته، در ساعت ۱۱، مامورین دولتی سخنگو و مسئول روابط عمومی ما را به محل دیگری بردند تا چادرهای جدید با امکانات پزشکی را به وی نشان دهند، اما در مکانی که او را منتقل کرده بودند هیچ خبری از چادرها نبود؛ در واقع این یک ملاقات بدون اطلاع قبلی بود تا او را تحت فشار قرار دهند و با روبرو کردن حرکت اعتراضی ما با مشکلات و دشواری‌های بیشتر، ما را به انصراف از ادامه‌ی مبارزه وادارند.
این آخرین پیام ماست:
امروز، جمعه ۲۸ ژوئن، اولین گروه از کسانی که در اعتصاب غذای خشک به سر می‌برند، علی رغم همه‌ی عوارض بدنی و مشکلات فیزیکی و نیز فشارهای سیاسی، اعلام می‌کنند که تا زمانی که به خواسته‌های‌شان دست نیابند قدمی به عقب برنخواهند داشت؛ و تا آن لحظه خواهان ملاقاتِ هیچ پزشکی نیستند!
دولت آلمان باید بداند که بازی‌ کردن در نمایش سیاسی دیگر به سر رسیده است و اینک تنها دو راه پیش رو ست:
راه اول، پاسخگویی و برآوردن تمام و کمال خواسته‌های پناهجویانی که در اعتصاب غذای خشک به سر می‌برند.
و راه دوم، بر جای ماندن «بابی ساندز» ها و «هولگر ماینز» ها در خیابان‌های مونیخ!
عکسها اینجا 
لینکهای زیر  مربوط به پناهجویان است. به انگلیسی، آلمانی و فارسی



When our bodies become our weapons
Today is the 7th day of our general hunger strike and in the same time it is the 4th day of our dry hunger strike.
Till now 21 of us did collapse and got transferred to the hospital, meanwhile all the attempts of the government to stop the protest without any achievement instead of taking responsibility and finding a solution.
Last night at 11 p.m. authorities took our messenger to another place to show him the new place of medical tent, but when he got there, there was no any tent, it was a not announced meeting with so much pressure, to bring more difficulties for us and to stop us from our struggle.
This is our last message
Today on Friday 28th of June, the first group of the dry hungerstrikinig asylum seekers with having full physical and political conciousness are announcing they will not take any step back until they get their demand, and until that moment they don’t want to see any doctor!
German government has to know that playing political games is over and there are just two one way streets: First fulfilling the exact demand of dry hungerstriking asylum seekers
or the second is having Bobby Sandes and Holger Meins on Munich streets.

Wenn unsere Körper zu unseren Waffen werden
Heute ist der 7. Tag des generellen Hungerstreiks und gleichzeitig der 4. Tag des trockenen Hungerstreiks. Bis jetzt sind 21 von uns kollabiert und wurden zwischenzeitlich ins Krankenhaus gebracht, während die Regierung zahlreiche Versuche unternimmt, diesen Protest ohne jegliche Gegenleistung zu stoppen, anstatt Verantwortung zu übernehmen und eine Lösung zu finden.
Letzte Nacht gegen 23:00 Uhr wurde unser Vermittler von den Behörden zu einem anderen Ort bestellt, um ihm ein neu aufgebautes medizinisches Zelt zu präsentieren. An dem Ort, zu dem sie ihn führten, stand jedoch kein Zelt dort, sondern es fand nun ein unangekündigtes Treffen statt, in dem immenser Druck aufgebaut wurde, um immer weitere Schwierigkeiten zu erzeugen und uns von unserem Kampf aufzuhalten.
Dies ist unsere letzte Nachricht
Heute, am Freitag den 28. Juni, verkündet die erste Gruppe der Asylsuchenden im trockenen Hungerstreik, bei vollem physischen und psychischen Bewusstsein, dass sie keinen Schritt zurückweichen werden, bis ihre Vorderung erfüllt ist, und bis zu diesem Zeitpunkt weisen sie jede Behandlung von Ärzt_innen zurück!
Die deutsche Regierung muss erkennen, dass politische Spiele vorüber sind und dass es nur zwei Einbahn-Straßen zu beschreiten gibt: Entweder die Erfüllung der exakte Forderung der hungerstreikenden Asylsuchenden oder Bobby Sandes und Holger Meins auf den Straßen Münchens


فعالین در شهر دوسلدورف اداره مهاجرت را به حمایت از اعتصاب پناهجویان در شهر مونیخ به تصرف خود در آوردند


۷۰ پناهجو در شهر مونیخ دست به اعتصاب غذای خشک زده‌اند 

دویچه وله، 25.06.2013: زنی حامله، مادری به همراه دو کودک ۸ و ۹ ساله و جوانی که معتقد است در افریقا با گلوله کشته می‌شد اما اکنون در اینجا به تدریج می‌میرد، جزو پناهجویانی هستند که در اعتراض به وضعیت ناگوار خود به اعتصاب غذای خشک دست زده‌اند.
۷۰ پناهجو از روز شنبه اول تیر، برابر ۲۲ ژوئن، در میدان "ریندرمارکت" در مرکز شهر مونیخ به منظور اعتراض به وضعیت زندگی‌شان دست به اعتصاب غذا زده‌اند. این پناهجویان از کشورهای مختلفی مثل ایران، افغانستان و کشورهای افریقایی هستند.
به گزارش خبرگزاری آلمان در کنفرانس خبری که روز سه‌شنبه چهارم تیر، ۲۵ ژوئن، در این باره تشکیل شد، افراد این گروه اعلام کردند که دست به اعتصاب خشک زده‌اند. اعتصاب‌کنندگان گفته‌اند که اقدام آنها یک پیام مشخص دارد: «ما شهروند نیستیم، هیچ حقی نداریم، ما خواهان تغییر شرایطمان هستیم».

یک زن باردار آفریقایی و زنی ایرانی - افغان همراه با دو کودک هشت و نه ساله در میان اعتصاب‌کنندگان هستند.

این پناهجویان نامه سرگشاده‌ای نیز به آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، و آندریاس فوس‌کوله رئیس دادگاه حمایت از قانون اساسی آلمان نوشته ‌و در آن از شرایط پناهجویان در آلمان انتقاد کرده‌اند. در این نامه توضیح داده شده که پناهجویان در کمپ‌های پناهندگی به انزوا می‌افتند، آزادی رفت و آمد ندارند و مدام در خطر اخراج قرار دارند.

تا کنون ایالت بایرن که توسط دو حزب سوسیال مسیحی و لیبرال‌ها اداره می‌شود، به این نامه و نیز اعتراضات پناهجویان پاسخی نداده اما حزب سوسیال دموکرات مونیخ با اعتصاب‌کنندگان اعلام همبستگی کرده است.

رئیس شعبه حزب یادشده در مونیخ و همچنین همکار او در پارلمان بایرن از دولت آلمان خواسته‌اند که قانون اقامت اجباری در محل کمپ، ممنوعیت کار در سال اول پناهجویی و دادن بسته‌های غذایی به پناهجویان را لغو کنند.

اینها خواست‌هایی بودند که ۳۵۰ تظاهرکننده نیز در روز شنبه درمونیخ بر روی پلاکاردهای خود نوشته بودند. این تظاهرکنندگان همچنین خواهان این بودند که کودکان پناهجو از پدر و مادرانشان جدا نشوند.
 

خواست‌های اعتصاب‌کنندگان
"حنیفه وفایی" ۲۸ ساله از پدر و مادری افغان در ایران به دنیا آمده و از ایران به همراه سه فرزند و همسرش از مرز زمینی به ترکیه و یونان و سپس به مجارستان رفته است. این خانم در مجارستان با یک تاکسی که تنها چهار نفر جای خالی داشته به اتفاق همسر و دو فرزند ۸ و ۹ ساله‌اش به آلمان می‌‌آیند اما پسر ۱۲ ساله آنها می‌ماند تا با تاکسی بعدی فرستاده شود. این نوجوان ۱۲ ساله در اتریش توسط پلیس دستگیر می‌شود و هم‌اکنون در پاسگاه مرزی پلیس اتریش زندانی است.
همسر حنیفه به محض ورود به خاک آلمان به زندان مخصوص کسانی که حکم "اخراج" گرفته‌اند و باید خاک آلمان را ترک کنند فرستاده می‌شود و خود او نیز باید تا دو روز دیگر خاک آلمان را ترک کند. او هم اکنون به همراه دو فرزند ۸ و ۹ ساله‌ در چادر محل تحصن پناهجویان در میدان ریندرمارکت مونیخ در اعتصاب غذا به سر می‌برد. او به دویچه‌وله می‌گوید خواسته‌اش این است که دولت آلمان او و خانواده‌اش را به عنوان پناهنده بپذیرد و هرچه سریعتر پسر ۱۲ ساله‌اش هم به آنها ملحق شود.

پناهجوی دیگری به نام امید ۲۹ ساله که چهار سال است تقاضای پناهندگی داده به دویچه‌وله می‌گوید که خواست اصلی او قبول درخواست پناهندگی او و پایان گرفتن این بلاتکلیفی است. به گفته امید کسانی در میان اعتصاب‌کنندگان هستند که ۱۰ سال است تقاضای پناهدگی داده و همچنان بلاتکلیف هستند.

امید به دویچه‌وله می‌گوید: «تقاضاهای ما برای بهبود وضعیت کمپ‌های پناهندگی از ۱۵ ماه پیش در مارس ۲۰۱۲ آغاز شد و با راهپیمایی پناهجویان در سرتاسر آلمان علنی شد و ما با نمایندگان مجلس هم درباره مشکلاتمان صحبت کردیم اما متاسفانه تا کنون هیچ نتیجه‌ای نداشته است».

"مرگ تدریجی"
سایت تلویزیون دولتی بایرن با یکی دیگر از این پناهجویان به نام "روبرت سِکو" گفت‌وگو کرده. او اعتصاب غذا را فریاد یاری دانسته و گفته: «ما انسانیم و باید با ما مثل یک انسان رفتار شود. ما هیچ حقوقی نداریم و می‌خواهیم این شرایط تغییر کند».

"وادو واتول" پناهجوی دیگری است که به تلویزیون مونیخ گفته که احساس می‌کند او را تنها گذاشته‌اند. این جوان اهل اتیوپی در حالی که گریه می‌کرد گفته است: «ما خانواده و کشورمان را ترک کردیم و حالا داریم در یک زندان مشابه آنچه قبلا گرفتار آن بودیم زندگی می‌کنیم».

"لوکاس یوهانس" پناهجوی دیگر اتیوپیایی گفته: «ما در سرزمینمان با گلوله کشته می‌شویم و اینجا به تدریج می‌میریم».

مخالفت با "جیره غذایی"
متاسفانه تلاش‌های "بخش فارسی دویچه وله" برای تماس با اداره خارجیان مونیخ به نتیجه نرسید و در آخرین تماس تلفنی، یکی از کارمندان این اداره به ما توصیه کرد که با اداره تامین اجتماعی که وابسته به شهرداری مونیخ است تماس بگیریم

"آندریاس دانشی" سخنگوی رسانه‌ای اداره تامین اجتماعی مونیخ در گفت‌وگو با دویچه‌وله گفت که کارشناسان این اداره و اداره جوانان در محل اعتصاب حاضر شده و موقعیت را دیده‌اند و با پناهجویان گفت‌وگو کرده‌‌اند.
آقای دانشی تصریح کرد که اداره متبوعش هیچ مسئولیتی درباره محل اقامت و وضعیت زندگی پناهجویان ندارد و این تصمیمات به دولت ایالتی بایرن مربوط می‌شود. حضور کارشناسان این اداره در محل تحصن پناهجویان هم تنها به این دلیل بوده که این تحصن بدون اجازه صورت گرفته و آنجا یک مکان عمومی است و به همین دلیل به آنجا رفته‌اند تا مشکلی از این نظر برای افراد متحصن پیش نیاید.

به گفته آقای دانشی اداره تامین اجتماعی تنها مسئول پرداخت پول و غذا به پناهجویان است. این اداره همچنین وظیفه دارد کودکان بدون سرپرستی را که تقاضای پناهندگی کرده‌اند تحت پوشش گرفته و با همکاری اداره جوانان به وضعیت آنان رسیدگی کند.

یکی از خواسته‌های پناهجویان حذف جیره غذایی و به جای آن پرداخت پول غذا به آنهاست. آندریاس دانشی می‌گوید: «این که به جای جیره غذایی به پناهجویان پول پرداخت شود چیزی نیست که ما درباره آن تصمیم بگیریم، این تصمیمی است که در ادارات بالاتر گرفته می‌شود اما ما هم مخالف دادن جیره غذایی هستیم».

از آقای آندریاس دانشی پرسیدیم که افراد متحصن از روز سه‌شنبه اعلام اعتصاب غذای خشک کرده‌اند. آیا در این رابطه آنها از مراقبت‌های خاصی برخوردار خواهند شد؟ وی گفت: «ما کار دیگری نمی‌توانیم بکنیم جز اینکه آنها را تحت نظر داشته باشیم».

تلویزیون دولتی بایرن با الیزابت رامزوِس، مسئول خدمات اجتماعی شهرداری مونیخ گفت‌وگو کرده است. او تقاضاهای این پناهجویان را منطقی و به جا دانسته و گفته که معتقد است روند رسیدگی به تقاضای پناهندگی باید کوتاه‌تر شود و پناهجویان به جای نگهداری در کمپ‌های گروهی بایستی در خانه‌های شخصی اقامت داشته باشند.

این کارشناس امور پناهدگان همچنین تاکید کرده که محدودیت‌های پناهجویان درایالت بایرن بیشتر از جاهای دیگر است.

راديوندا: تحصن اعتراضي پناهجويان ايراني درمقابل دفتر كميسارياي عالي پناهندگان در دهلي

خانم فريبا كاظمي، يكي از پناهجويان متحصن در دهلي، در گفتگو با راديو ندا با اشاره به وضعيت نابسامان پناهجويان در هند، گفت : ‹‹ ما را حمايت كنيد و صداي ما را به گوش سازمان هاي مربوطه برسانيد!›› 

گوش كردن با مديا پلير

گوش كردن با ريل پلير

۰۳ تیر، ۱۳۹۲

مرگ در گوهردشت، مرگ در پاریس و مسئولیت دولت ها / ن. تیف

مرگ افشین اسانلو در زندان گوهردشت و کلمان مریک در پاریس به فاصله ی چند روز، وجدان های آگاه را بار دیگر در ماتم فروبرد و نشان داد که فعالان کارگری و سیاسی هر جه که باشند همواره در معرض خشونت های دولت ها و گروه های ضدانسانی قرار دارند.
جمهوری اسلامی که اکنون بار دیگر با ریاست جمهوری یک "اعتدال گرا" برای مدت کوتاهی هم که شده جان تازه ای گرفته است بدون پاشیدن بذر مرگ نه می تواند و نه می خواهد به حیات ادامه دهد. دستگاه های امنیتی و پلیس سیاسی این رژیم یک لحظه دست از سر هیچ فعال کارگری و سیاسی که برای آزادی می رزمند برنداشته و برنخواهد داشت. آزادی برای جمهوری اسلامی سم مهلکی ست و کوچک ترین اندازه اش تار و پودش را با شتابی شگفت انگیز از هم می پاشد. جلادان اسلامی ادعا می کنند که افشین اسانلو در زندان گوهردشت دچار حمله ی قلبی شده و درگذشته است، اما نمی توان به آنان اطمینان کرد، به ویژه این که خواهر افشین در مصاحبه ای گفته است که او سابقه ی ناراحتی قلبی نداشته است.
افشین اسانلو راننده ی اتوبوس شرکت واحد بود. او را در سال ١٣۸۸ به جرم فعالیت های صنفی دستگیر کردند و با انواع جرم های قلابی امنیتی به پنج سال زندان محکوم نمودند. افشین قرار بود در اسفند ماه سال جاری از زندان گوهردشت به اصطلاح آزاد شود و دوباره به زندانی بزرگ تر به نام ایران پای بگذارد، جایی که "دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم"!
افشین ٣٠ خرداد از زندان گوهردشت به بیمارستان منتقل شد تا از "عارضه ی قلبی" بمیرد. آیا دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی به عمد نگذاشتند او جان بدهد تا به بقیه القاء کنند که ریاست جمهوری یک "اعتدال گرا" به معنای این است که در بر همان پاشنه خواهد چرخید که می چرخید؟ آیا افشین نخستین قربانی دوره ی سرکوب "روحانی" نیست؟


روز ١۵ خرداد در آن سوی جهان، در پاریس یک جوان هجده ساله به نام کلمان مریک زیر پنجه بکس های فاشیست های فرانسوی در نزدیکی ایستگاه قطار سن لازار چنان ضرب و جرح شد که در اثر آن مانند افشین پیش از رسیدن به بیمارستان درگذشت. هر چند برعکس ایران وزرا و  وکلا قتل کلمان را محکوم کردند، اما در آن جا هم نظم حاکم با بحران فراگیر و همه گیر سرمایه داری غیرمستقیم مسئول مرگ کلمان است. این روزها فاشیست ها دوباره خیابان های فرانسه را به جولان گاه خود تبدیل نموده اند و به بهانه ی بیکاری و وضعیت بد اقتصادی در شهری به جان مهاجران می افتند و در شهری دیگر به جان کلمان ها که عضو "اکسیون ضدفاشیست" بود.
دیروز هزاران نفر در خیابان های پاریس به یاد کلمان تظاهرات کردند و اعلام نمودند که مرگ کلمان را نه فراموش می کنند و نه می بخشند. دوستان آنارشیست کلمان در مبدأ تظاهرات پارچه نوشته ی بزرگی را روبه روی اپرای پاریس برافراشتند که روی آن نوشته شده بود: برضدفاشیسم، دولت و سرمایه، یک انقلاب در دستور کار است. اگر دوستان افشین در همین حد آزادی داشتند می توانستند همین پارچه نوشته را در گوهردشت یا جای جای ایران بیاویزند چرا که در این کشور فاشیسم اسلامی سال هاست که حاکم است.
یاد افشین و کلمان همواره در قلب های مبارزان راه آزادی خواهد ماند.
ن. تیف
٣ تیر ١٣٩۲

فیلم تظاهرات پاریس 23 ژوئن در یادبود کلمان مریک جوان 18 ساله که با ضربات پنجه بکس  فاشیست های فرانسوی به قتل رسید.


Anarchist rally in Lyon after Clément Meric is killed by skinheads


France: Thousands march in memory of Clement Meric


To commemorate the death of a leftist student, leftists and anarchists gathered at the Town Hall of Lyon to say "nevermore" and ask for justice after skinheads murdered Clement Meric
 
عکسهای تظاهرات اینجا


Several thousand people marched on Sunday afternoon in Paris to denounce fascism and honour killed 18 year-old activist, Clement Meric, who died two weeks ago following an attack.
The protesters comprised of supporters of Clement Meric along with political activists from the New Anticapitalist Party, anarchist groups, the associations Attac and SOS Homophobia, and the unions UNEF and CGT. This was the third biggest antifascist protest in
Paris since Meric died.
A number of protesters, who held lit flares, shouted: "Clement, Clement, antifa" or "No room for fascists, no fascists in our neighbourhoods. " The protesters however were not just marching against fascism, they were also denouncing Islamophobia and homophobia.
During the march some public property was vandalised including a bus stop and windows.

۰۲ تیر، ۱۳۹۲

موسیقی مترقی از ترکیه + اخبار و فیلم های جدید 22 ژوئن

رزا: این پست تقدیم به همه زنان و مردان مدافع زندگی است.
 موسیقی مترقی از ترکیه
  TENCERE TAVA HAVASI (Sound of Pots and Pans) / Kardeş Türküle
 http://youtu.be/o-kbuS-anD4

Protesters stand near pigeons in town square. Thousands of birds have perished because of excessive teargas use in the past three weeks.

 فیلم

   http://youtu.be/n5_AMM4wFGU
شعله های مقاومت و امید در ترکیه 
طارق علی، روشنفکر، نویسنده و فعال اجتماعی در گفتگویی با زینب بیلجهان که برای روزنامه ی ترکی «حریت» صورت گرفته است، جنبش اعتراضی ترکیه را بخشی از مبارزه ی جهانی ضدنئولیبرالیسم می خواند
 برای خواندن مصاحبه طارق علی در مورد ترکیه اینجا را کلیک کنیم.
 و یا برای خواندن در منبع روی تیتر آن کلیک کنیم.
برای بزرگنمایی و توضیح روی عکسها کلیک کنیم.


معترضین به میدان تقسیم بازگشتند
رادیو زمانه: درحالی که اعتراضات در ترکیه وارد بیست و سومین روز شده است، هزاران تن از معترضین بار دیگر میدان تقسیم در استانبول را به اشغال خود در آوردند.
به گزارش رادیو زمانه، معترضین شعارهای چون “حکومت، استعفا”، “هیچ رستگاری به تنهایی وجود ندارد، یا همه با هم یا هیچ کس” و “همه جا تقسیم، همه جا مقاومت” سر داده اند.
شاهدان عینی حکایت از آن دارند که نیروهای پلیس ترکیه در نقاط مختلفی در نزدیکی میدان تقسیم از جمله پارک بکیشتاش، خیابان تالیم هانه و برخی کوچه‌های خیابان استقلال مستقر هستند و با معترضان درگیر شده‌اند. شماری از نیروهای پلیس معترضان را هدف فشار قوی آب قرار داده و سعی در متفرق کردن آنها دارند.
مقامات ترکیه هفته گذشته هشدار داده بودند که “هرکس وارد میدان تقسیم شود عضو یا حامی گروه‌های تروریستی قلمداد می شود”. معاون نخست وزیر ترکیه هم ضمن تهدید معترضین عنوان کرده بود که در صورت نیاز علاوه بر پلیس، نیروهای ژاندارمری که زیر نظر وزارت کشور ترکیه اداره می شوند و همچنین ارتش این کشور را برای سرکوب معترضین بکار می گیرد.
این تظاهرات به دعوت گروه “همبستگی تقسیم” که متشکل از از هواداران جریان‌های دیگری چون حزب کمونیست ترکیه، جنبش انقلاب دائمی، حزب جمهوریخواه خلق، گروه‌های آنارشیست و طرفداران محیط زیست به منظور همبستگی و سازماندهی اعتراضات در روزهای نخستین تشکیل شده بود، انجام شده است.
به گزارش رادیو زمانه، گروه “همبستگی تقسیم” در فراخوان خود که دیروز منتشر شد عنوان کرده بود که “علی رغم سرکوب ها، ندای آزادیخواهی که در میدان تقسیم و پارک گزی، این بهشت همبستگی و دموکراسی، سر دادیم در تمام جهان طنین افکنده است.”

 Barricades are put back in Beyoglu, Taksim after heavy police intervention on Saturday evening (6/22/2013


آنها در فرخوان خود افزوده اند: “ما از دستیابی به خواسته‌ها و مناقع خود ناامید نشده‌ایم و نخواهیم شد. برای گرامی‌داشت کشته‌شدگان، برای یاد آوری مطالبات و همچنین برای محکوم کردن خشونتی که از مرسین تا آنکارا در سراسر ترکیه وجود دارد، روز شنبه ساعت ۷ بعد از ظهر با بدست داشتن شاخه‌ای گل با یکدیگر ملاقات خواهیم کرد. ”
این تظاهرات در حالی صورت می گیرد که در هفته گذشته پلیس ترکیه دست کم ۱۳۰ نفر از فعالان و سازماندهنگان تظاهرات‌های اخیر را در شهرهای انکارا و استانبول را شناسایی، تحت تعقیب و بازداشت کرده بود. در شهر ایزمیر هم دست کم ۴۳ نفر بازداشت شده اند. تلویزیون الجزیره بازداشت‌شدگان را اعضای حزب کمونیست و همچنین برخی هواداران گروه‌های مائوئیست دانست و اتهام آنان را “حمایت از تروریسم” عنوان کرد.
روز گذشته روزنامه حریت به نقل از منابعی در سازمان اطلاعات ترکیه (میت) گزارش داد که این سازمان تحقیقات گسترده‌ای را برای یافتن “ارتباطات خارجی با وقایع سه هفته اخیر” آغاز کرده است.

 فیلمهای جدید از میدان تقسیم ترکیه در روز شنبه 21 ژوئن
Police in Istanbul once again dispersed the demonstrators

Water cannon fired on Turkish protesters

درگیری پلیس با شرکت کنندگان در تجمع روز شنبه
رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه پیشتر اعلام کرده بود که اسنادی در اختیار دارد که نشان میدهند اعتراضات گسترده اخیر توطئه‌ای است که درآن “خارجی‌ها و موسسات مالی” نقش کلیدی دارند.
بر مبنای گزارش‌ها، اعتراضات بیست و سه روز اخیر با سرکوب بی‌سابقه و خشونت‌آمیز پلیس ترکیه همراه بوده است؛ آنچنان که دستکم ۴ کشته، ۷۸۰۰ زخمی و ۱۷۰۰ نفر بازداشت شده اند.
روزنامه ملیت چاپ ترکیه با استناد به منابعی در پلیس ترکیه گزارش داده است که در بیست روز نخست این تظاهارت ها، پلیس دست کم از ۱۳۰ هزار گاز اشکاور در ۷۷ نقطه ترکیه استفاده کرده و با کمبود گاز اشک آور مواجه شده است.این روزنامه همچنین خبر از آن داده که پلیس سفارش صدهزار گاز اشکاور و ۶۰ ماشین آبپاش را به دولت رجب طیب اردوغان داده است.
اعتراضات میدان تقسیم که در ابتدا در مخالفت با طرح تخریب پارک گزی در استانبول توسط گروه‌های طرفدار محیط زیست سازمان دهی شده بود پس از سرکوب خشونت امیز پلیس ابعاد تازه‌ای به خود گرفت؛ هزاران نفر از معترضین به همراه احزاب و گروه‌های مخالف خواستار استعفای حکومت هستند.
عکسهای جدید از مبارزات مردم ترکیه و میدان تقسیم در  اکوپای تقسیم


Protesters with flowers before police intervention in Taksim Sq. on Saturday evening.

فیلمهای جدید
Police in Istanbul once again dispersed the demonstrators

Water cannon fired on Turkish protesters

Taksim June 22

Night clashes in Turkey

RIOT Police use WATER CANNON onto PEACEFUL RT Reporter in TURKEY - Police Brutality

BAD NEWS - THE WORLD'S UPSIDE DOWN

Police and protestors clashed once again in Taksim this weekend. It started in the evening when thousands upon thousands of tourists and demonstrators gathered in Taksim Square. Police started with the water cannons to clear the square then began firing teargas. The clashes continued throughout the night on Istiklal Avenue and the side streets around it forcing tourists and protestors to flee.
A "Dinosaur" composition from my "progressive" days. Originally a reflection of the cosmopolitan make up of the city of Istanbul, but - NOW -- Re-recorded due to "impulse" knee-jerk reactions to prevailing "headline-grabbing" domestic affairs here in Turkey, concerning the "cowing of the free press"!

Brief

:
A] June 2nd 2013 - While masses of protesters battled police armed with tear gas bombs in Istanbul Saturday, the CNN-Turk television channel chose instead to air an episode of Spy in the Huddle, a three-part documentary on PENGUINS!!! At some point, the channel cut to a news bulletin. It lasted maybe all of 5 minutes, featured a few sound bytes from ruling party officials, a few shots of the protests, and no word from the Demonstrators themselves. Overnight, the penguin became a symbol of all that was wrong with the Turkish press.
The broadcast poured lighter fluid on online accusations of a countrywide media blackout over riots in
Taksim Square, where demonstrators protested a government initiative to turn a park into a shopping center an Ottoman style army barracks. These protests soon began to embrace growing discontent with the ideological / theological direction and growing authoritarianism of which the government was showing a leaning towards.
The root cause for the "gagged" or "bundled away" press / journalists appears to be that Media outlets have been taken over by businessmen with close ties to the ruling Justice and Development Party, known by its Turkish acronym, AKP). The real problem in
Turkey is that all mainstream media, sympathetic to the AKP or not, have little choice but to be on good terms with the powers that be.
B] Overall freedom of the press and diversity of opinion have been in jeopardy in
Turkey, and not just since the current unrest began some two weeks ago. After years of persecution, no other country in the world -- not even China or Iran -- has more journalists in prison than Turkey. It's an embarrassing world record

۰۱ تیر، ۱۳۹۲

فیلم / حمله تظاهر کنندگان به نیروهای ضد شورش برزیل در ریو دوژانیرو


در جریان تظاهرات ادامه‌دار در برزیل یک نفر "بر اثر تصادف" کشته شده است. منابع محلی می‌گویند "یک میلیون نفر" برای اعتراض به خیابان‌ها آمده‌اند. با وجودی که مقامات برزیلی به یکی از خواسته‌های معترضان برزیلی یعنی گران‌نشدن بلیت اتوبوس عمل کرده‌اند، تظاهرات در این کشور فراگیرتر شده است و ادامه دارد.
 اخبار آنارشیستی
 در روز جمعه ۲۱ ژوئن ساعت ۱۸:۳۰ روبروی ایستگاه مرکزی قطار در شهر کلن تظاهرات ایستاده برای حمایت از سوریه، ترکیه و برزیل  

Riot Polizei von der Wut von Tausenden von Demonstranten in Rio gefangen.  http://www.liveleak.com/view?i=845_1371653957#VjEqkMkPzpKQ5dy0.99 



پس از گذشت بیش از ده روز، همچنان صدها هزار نفر از مردم برزیل، خیابانهای شهرهای بزرگ را در تسخیر خود دارند. اعتراضات در روزهای اول علیه افزایش هزینه حمل و نقل عمومی آغاز شد و هر چند دولت برزیل پذیرفت که هزینه ها را افزایش نخواهد داد، دامنه آن افزایش یافته و در شبهای اخیر تعداد معترضان به یک میلیون نفر نیز رسیده است. مخالفان نه تنها قصد ترک خیابانها را ندارند بلکه شعار اصلیشان “برزیل بپا خیز” شده است.روز پنجشنبه بار دیگر ریو صحنه درگیریهای شدید بین نیروهای پلیس و معترضان بود. تاکنون دست کم یک نفر در جریان این درگیریها جان خود را از دست داده است.
یکی از معترضان در ریو می گوید: “خشونت از سوی چه کسی است، مسلما پلیس، پلیسی که گاز اشک آور پرتاب می کند. مردم اینجا زندگی می کنند. آنها خانواده دارند. بچه دارند. همه آنها برای حقشان می جنگند. ما تنها خواهان عدالت و برابری هستیم.”
برزیل در حال حاضر میزبان جام کنفدراسیونها و سال آینده هم میزبان جام جهانی فوتبال است. معترضان می گویند دولت میلیاردها دلار برای این بازیها هزینه می کند در حالیکه در زمینه خدمات اجتماعی و بهداشت کمترین کمک را به شهروندان نمی کند.
دعوت به برگزاری این تظاهرات از طریق شبکه های اجتماعی انجام شده و هدف اصلی، حضور یک میلیون نفر در خیابان ها بوده است.
 http://persian.euronews.com/2013/06/21/young-professionals-join-sao-paulo-protests/

سائوپائولو یکی از شهرهای بزرگ برزیل است که اعتراضات طی ده روز گذشته در آن افزایش یافته است. خبرنگار ما در برزیل به میان معترضان رفته و از آنها علت حضورشان را جویا شده است.
یکی از معترضان مهندسی جوان است و می گوید: “من که هر روز از حمل و نقل عمومی استفاده می کنم، بهتر از هر کسی می دانم که سوار قطار شدن که هیچ کیفیتی ندارد و قیمت آن بالا می رود چیست. همزمان شما احساس امنیت هم نمی کنید. این دلیل اصلی ما برای آمدن به خیابان هاست. زمان آن رسیده تا بیدار شویم و خشممان را بلند فریاد کنیم.”
یک کارمند ارتباطات می گوید: “چه سرنوشتی متوجه کشورمان و مردم آن است؟ تکلیف آموزش و پرورش و تامین اجتماعی و بهداشت عمومی چه خواهد شد؟ پولها به کجا می روند؟ خسته ایم و جانمان به لبمان رسیده است.

Una lettura socialista libertaria delle lotte che si schiudono in Brasile

مارچلو اوتیس، جنبش معترضان برزیل از بازداشت معترضان می گوید: “بسیاری از دوستانم غیر عادلانه دستگیر و متهم شده اند. آنها افرادی را دستگیر کرده اند که تنها در حال عکسبرداری بوده اند.”

Go Brazil! Go my beloved! I’M WITH YOU!  #vemprarua

خبرنگار یورونیوز می گوید: “در میان معترضان، پزشک، مهندس و دانشجو، همه آنها مخالف سیاستهای دیلما روسف هستند. یکی از این سیاستها، صرف هزینه های میلیاردی برای جام جهانی فوتبال است. “
خشم مردم برزیل به حدی است که حتی پیام پله، چهره سرشناس فوتبال، برای توقف تظاهرات با واکنش تند معترضان مواجه شد.

 Police Officer Refuses Orders, Sides With Protesters
http://youtu.be/Ueh8UWXJjGk
Policia de Brasil se niega a obedecer a su comandante y se retira
http://youtu.be/0RX9yIrbUhM



Brazilian Police Evict Indigenous Squatters from 2014Stadium Site



this is one of the best photos i’ve ever seen. this is civilization in one photo. some fat bitch and fat cop arresting a ripped badass indian.

forcibly evicted on March 22nd from an abandoned indigenous museum where he and his fellow tribesmen had been squatting for 7 years, so the city could bulldoze it to make a parking lot for the 2014 World Cup. (there’s a photoset making the rounds on tumblr that includes this photo but has incorrect/unclear information)
photo by Filipe Dana




As Brazil prepares to host the 2014 World Cup, massive construction and reconstruction is taking place, and residents living near stadium sites have faced a series of evictions and relocations. In Rio de Janeiro, a group of indigenous people have been squatting in abandoned structure near the famous Maracana Stadium since about 2006. The building, formerly an Indian museum, is now slated for demolition, making way for a planned 10,000-car parking lot, part of the $500 million renovation of Maracana Stadium. The indigenous group and their supporters staged numerous protests over the past year, trying to halt the planned eviction, but lost their battle on March 22, when hundreds of police officers in riot gear surrounded the building. A tense 12-hour standoff took place, as supporters outside the building were tear-gassed and arrested. By the end of the day, police were able to forcibly remove all members of the community from inside the building. [30 photos ]

Brazil’s biggest protests in two decades intensified on Thursday despite government concessions meant to quell the demonstrations, as 300,000 people took to the streets of Rio de Janeiro and hundreds of thousands more flooded other cities. 

 

۳۱ خرداد، ۱۳۹۲

فیلمی از زندگی عشقی/عاطفی/جنسی بین سیمون دوبوار و ژان پل سارتر + چند مصاحبه با سیمون به فارسی

فیلم زیر بر مبنای مکاتبات سیمون دوبووار و سارتر میباشد.  پس از مرگ سیمون و بعد از انتشار عمومی نامه های خصوصی اش (اجازه انتشارش را خود او قبل از مرگش داد) فیلمی در تلویزیون فرانسه بر مبنای رابطه عشقی سیمون و سارتر تهیه شد. این فیلم در رابطه با تجربه همجنسگرایی سیمون دوبوار و شاگردش (دختری 17 ساله) و بعد ها مثلث عشقی آنها و سارتر است. زبان فیلم به فرانسه و آلمانی میباشد. برخی از قسمتهای فیلم بدلیل شکایت از ترویج پدوفیلی از کانال یوتیوب برداشته شده و برای دیدن قسمتی از آن باید رگیستر بالای 18 سال را داشته باشیم!
لینکهای زیر قسمتهایی از فیلم به زبان فرانسه و یا آلمانی میباشد.
جدید- لینکهای کامل فیلم به زبان فرانسه کُل فیلم در یک لینک 
 Les Amants du Flore


لینک فیلم به آلمانی
Der Liebespakt
Regie Ilan Duran Cohen
Drehbuch Stanislas Graziani
Chantal Derudder/ Evelyne Pisier/ Suna Syal/ Musik/Grégoire Hetzel/ Kamera Christophe Graillot
Schnitt Hugues Orduna Anna Mouglalis: Simone de Beauvoir Lorànt Deutsch: Jean-Paul Sartre Caroline Sihol: Françoise de Beauvoir Kal Weber: Nelson Algren Clémence Poésy: Lumi Julien Baumgartner: Tyssen Sarah Stern: Tania Didier Sandre: Georges de Beauvoir Jennifer Decker: Marina Vladislav Galard: Paul Nizan Laetitia Spigarelli: Lola Robert Plagnol: Albert Camus Philippe Bardy: François Mauriac

 ترجمه مصاحبه های سیمون دوبوار (برگردان به فارسی توسط رضا- از نزدیکان وحدت کمونیستی) در لینک زیر و نسخه چاپی/ تصویری میباشد. اولین مصاحبه بین آلیس شواتزر و سیمون دوبوار است و کل مصاحبه ها با برگردان فارسی در نسخه تصویری در لینک زیر قابل دانلود است. با تشکر از باشگاه کتاب برای انتشار این مصاحبه ها.

سیمون دووبوآر سخن می گوید
شش گفت و گو با سیمون دووبوآر/ 15MB




این فیلم «عشاق دو فور»، بر اساس زندگی سیمون دوبوار و ژان پل سارتر ساخته شده، فیلم نسل جوانی را نشان می دهد که زندگی نوینی داشته، نسلی شکوفا و پر بار...
توضیحی در مورد نام فیلم: دو فلور اسم کافه ایست که پاتوق این روشنفکران بود و اما وقتی نام کافه یا نام فیلم را می شنوی فلور به معنای گل و شکوفایی را در ذهنت تداعی می کند. عشاقی شکوفا در هنر و فلسفه و عشق و خلاقیت...
چشمان زنان

   لینکهای فیلم به زبان فرانسه


"Les amants du Flore" (original title)
inconnue (1h 44min)
Les Amants du Flore part 1/12
les amants de flores part 2/12
Les Amants du flores part 3/12
les amants du flores part 4/12
Les Amants du flores part 6/12
Les Amants du flores part 7/12

Les Amants du flores part 8/12
Les Amants du flores part 11/12
Les Amants du flores part 12
لینک فیلم به زبان آلمانی
Der Liebespakt - Simone de Beauvoir und Sartre
Der Liebespakt
 کتابهای دیگر:

غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی
برانیسلاو کاسپر مالینفسکی
ترجمۀ محسن ثلاثی/5MB



پاکسازی کتاب، خانه، مدرسه و جامعه از کلیشه های تبعیض جنسی
آندره میشل/ ترجمۀ محمدجعفر پوینده
4.6MB
پیکار با تبعیض جنسیتی پاکسازی کتاب، خانه، مدرسه و جامعه از کلیشه های تبعیض جنسی آندره میشل ترجمۀ محمدجعفر پوینده http://www.mediafire.com/?87cgnaf7tchj7yi


۲۸ خرداد، ۱۳۹۲

حسن روحانی را بهتر بشناسيد.



مهدی فلاحتی با برنامه ای زیبا و بدون تعارف در صفحه آخر نقاب از چهره حسن روحانی بر می دارد.
http://youtu.be/l3gpChX-504
  روحانى را بهتر بشناسيد.

از 12 سالگی در حوزه تا 24 سال نمایندگی رهبر در شورایعالی امنیت ملی؛ از خودکشی فرزند، تا بیوفایی به اعضای زندانی تیم مذاکرات هسته یی، و تا وعده های ناممکن انتخاباتی ...

اين بخشى از سخنرانى روحانى در محكوميت تظاهرات دانشجويى سال ٧٨ است كه در ان وى دانشجويان را "اوباش" خوانده و خواستار اشد مجازات براى انها شده.

روحانی در سخنرانی خود در راهپیمایی ۲۳ تیر ۷۸ حرمت‌شکنی «حریم مقدس ولایت» را به گروهک‌های سیاسی ورشکسته و منزوی نسبت داد. آن‌ها را مزدوران و وابستگان به قدرت‌های خارجی دانست. او با نام بردن از ولایت به عنوان مهمترین رکن حکومت و نظام، اهانت به آن را اهانت به قانون اساسی توصیف کرد و گفت «اگر منع مسئولین نبود مردم ما، جوانان مسلمان، غیور و انقلابی ما با این عناصر اوباش به شدیدترین وجه برخورد می‌کردند و آنها را به سزای اعمالشان می‌رسانند. سخنرانى روحانى در محكوميت تظاهرات دانشجويى سال ٧٨  كه در ان وى اذعان ميكند كه دستور سركوب قاطع اين تظاهرات داده شده است.


حسن روحانی حصر خانگی آیت الله منتظری را امضاء کرد
http://youtu.be/pny3PaE-YJU 


 واقعا انتظار ميرود كه روحانى زندانيان را ازاد كند؟

او حمله به اموال عمومی و ایجاد رعب و وحشت و از بین بردن امنیت را آزار مردم و دستبرد به اموال شخصی و اهانت و تعدی به مردم دانست و اظهار داشت که در هیچ کشوری از دنیا آشوب، تخریب و بر هم زدن نظم جامعه تحمل نمی‌شود و گفت تنها دولت جمهوری اسلامی ایران و مسئولین امنیتی نظام قابلیت تحمل چنین حوادثی را دارند. روحانی عنوان کرد: صبر و متانت در این زمینه به این خاطر بوده است که ماهیت این اوباش برای مردم روشن شود و از کناره‌گیری و اعلام برائت دانشجویان از عناصر مفسد و معاند و کسانی که اموال عمومی را تخریب می‌کنند تشکر کرد و خبر داد که «دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حرکت این عناصر فرصت طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند
 وى از مردم خواست تا دانشجويان معترض را شناسايى كرده و به بسيج معرفى كنند. وی با بیان اینکه انقلاب در هر مقطعی نیاز به یک پالایش دارد، حوادث آن روزها را زمینه‌ساز پالایش جدید در انقلاب و نظام خواند و اظهار کرد که هرچند خساراتی دیدیم «اما در کل و در نتیجه نهایی شاید این حادثه مایه تکامل انقلاب و سالم‌سازی حرکت‌های انقلابی و فضای سیاسی کشور باشد.» روحانی خشونت و خشونت‌گرایی را تحت هر عنوانی محکوم و در عین حال گفت که با عناصر خشونت‌طلب و اشرار این چند روز برخورد قاطع خواهد شد و از مردم خواست در زمینهٔ اطلاعات به دست آمده به وزارت اطلاعات کمک کنند و پشتیبان بسیج، نیروی انتظامی و سایر نیروهای امنیتی باشند.
برای خواندن کل مطلب در منبع، روی تیتر آن کلیک کنیم.


رزا: عکس فرست لیدی«بانوی اول»! با آغا شون! 
در کشورهای اروپايی، آمريکايی، آسيايی و حتی آفريقايی و بيشتر کشورهای خاورميانه ای، وقتی کسی شاه، رييس جمهور، و يا نخست وزير می شود همه می دانند که همسر او کيست. کاری ندارم که در کشورهايی که برابری حقوق زن و مرد در آن ها قانونی شده است، اين همسران از روز اول در کنار کانديداها هستند و پا به پای او برای رسيدن به کرسی رهبری يک کشور تلاش می کنند و البته اثرات مهمی هم در افکار عمومی دارند و برای همين هم زنان روسای جمهور اين کشورها را «بانوی اول» نام نهاده اند. و حتی در کشورهايی که زن ها برابر با مردها هم شناخته نمی شوند، حداقل نام شان و عکس شان همراه رييس جمهور يا نخست وزير منتشر می شود. اما، از آنجايی که ما همچنان در قرن خلفا و حرمسراها زندگی می کنيم، بد است حتی نام همسر رييس جمهور را هم بدانيم. خبرنگاران مان هم نمی توانند نسبت به چنين چيزهايی کنجکاوی نشان دهند.
جالب است که امسال حتی خبرگزاری های خارجی، مثل دوبچه وله، هم وقتی نام و عکس برخی از همسران کانديداهای انتخابات ۹۲ را پيدا کرده و درباره شان نوشته اند، نتوانسته اند هيچ نام و نشانی از همسر آقای حسن روحانی، رييس جمهور تازه ی حکومت اسلامی، پيدا کنند و جای او را خالی گذاشته اند؛ آن هم با اين که ايشان حتی برخی از روش های تفکيک جنسيتی را غير منطقی دانسته اند!
البته من فکر می کنم اين نوع کنجکاوی ها برای سرزمينی که در قانون اساسی و قوانين جاری اش «زن ها از نصف هم کمتر هستند و آدم به حساب نمی آيند» کار درستی نباشد. و ممکن است کار دست آدم بدهد.

با شکايت لاريجانی، احمدی نژاد به دادگاه احضار شد

به همین راحتی تبدیل به دستمال توالت شد

اپوزیسیون کُلنگی// جُستاری به بهانۀ انتخاباتریاست جمهوری ۱۳۹۲
سعید حسینی
اپوزیسیون کُلنگی، به محض اینکه مراکز رسمی و نیمه رسمیِ قدرت، چُس بادی درمی کنند، به وجد می آید و زیر همۀ آن خواسته ها، شعارها و ارزشهایی می زند که خود تا همین دیروز – دستکم از بخشی از آنها – هواداری می کرد. او لگد به همۀ دستاوردهایی میزند که جنبش آزادی و برابری خواهی ایران، با هزاران بدبختی، با سال ها حبس و صدها کشته بدست آورده است. این اپوزیسیون به محض شنیدن گوزگَپی از کارگزاران رسمی و نیمه رسمی قدرت، آنرا به گشایشِ اندرقریب، آنرا به ندای فرارسیدنِ "فصل جدیدی در تاریخ معاصر ایران" تعبیر می کند، از "ضرورتِ بازخوانی عقلانی" راهبرد ها و راهکارهای تاکنونی اپوزیسیون داد سخن می دهد و سپس سر خود را کج کرده و بدنبال این یا آن مهره رسمی یا نیمه رسمی حکومتی راه می افتد. بنابراین "کشف" های پی در پی اپوزیسیون کُلنگی و چهره نگاریهای بی لکه او از "سران قوم" که نمونۀ اخیر آن چهره سازی ازهاشمی رفسنجانی بود – و هم اکنون از حسن روحانی است – چندان جای شگفتی ندارد، امّا بسیار تأسف برانگیز است.  باید به اپوزیسیون کُلنگی گوش زد کرد که دست مایۀ هر جنبش اجتماعی، هر جریان سیاسی، ثمرۀ انباشتِ تجاربِ کنشگرانِ اجتماعی است. این تجارب، هنگامیکه بکوشش این کنشگران به مفهوم در می آید، این تجارب هنگامیکه با کار روشنگرانه در یک روند مبارزاتی به آگاهی عمومی و به حافظۀ جمعی مردم برکشیده می شود، آنگاه ثروتی می شود در دست جریان های سیاسی. ثروتی که می توان با آن، اصول نظری و اخلاقی، چشم اندازها و خواست های اجتماعی-سیاسی یک جنبش اجتماعی را تعریف و تبیین کرد. بنابراین، این تجارب نه هدیۀ »خداوند باریتعالی« است نه مال باد آورده. حیف و میل کردن این ثروت انباشته شده، به باور من، عملی است برابر با حیف و میل کردن »بیت المال«. نادیده گرفتن این تجارب، توهینی به حافظۀ جمعی آن بخش از اپوزیسیون ایران است که به بیماری فراموشی دچار نشده و بالاخره توهین به حافظۀ جمعی و شعور اجتماعی آن بخشی از مردم است که علیرغم فشار زندگی، یاد گرفته اند که فراموش نکنند. ……..
اولاً، باید به اپوزیسیون کُلنگی گوش زد کرد که تحریم، حتی اگر باعث اعتراضات خیابانی یا اعتصابات سراسری هم نشود، صد در صد عملی سیاسی است، مگر اینکه "نظریه پردازان" این اپوزیسیون ما را روشن کنند که بر اساس چه مقولاتی به این تعریف بسیار "نوین" از تحریم رسیده اند. دوماً، باید به اپوزیسیون کلنگی گفت که انتخاب بین بد و بدتر، اگر برای یک شرایط شدیداً بحرانی قابل فهم باشد، البته نه لزوماً قابل دفاع – مثلاً هنگامیکه یک نظام دمکراتیک یا دست آورد های دمکراتیک در خطر است – برای ایران کنونی که رژیم حاکم بر آن دمکراتیک نیست، بلکه دشمن دمکراتیک است، رژیمی که وجود اش بحران زاست و اساساً با ایجاد بحران است که بامدادن را به شامگاهان می رساند، انتخاب بین بد و بدتر هیج توجیه سیاسی ندارد. علاوه بر این اپوزیسیونی که دائماً مردم را تشویق به انتخاب بین بد و بدتر می کند و از آن یک فضیلت سیاسی می سازد، تنها و تنها فقر سیاسی و ناتوانی اجتماعی و بی مسئولیتی خود را به نمایش می گذارد. البته اپوزیسیون کُلنگی ادعا دارد که انتخاب بین بد و بدتر، نشان دهندۀ همخوانی دیدگاه او با دیدگاه مردم است و به این خاطر خود را واقع گرا میداند. او بخش دیگر اپوزیسیون را سرزنش می کند که مشکلات مردم را نمی فهمد و از مردم دور است. به باور من، گرایشات و دیدگاه هایی این چنینی بیشتر دنباله رو مردم اند، تا همراه با آنها. امّا آن اپوزیسیونی که دنباله رو مردم است، بسختی خواهد توانست، از رفتارها و دیدگاه های اقشار و طبقات اجتماعی جامعه اسرار زدائی کند. چشم اندازهای مبارزاتی اپوزیسیونِ مردم زده، بسختی میتواند فراتر از روزمره گی زندگی مردم برود. تاریخ بارها نشان داده است، اپوزیسیونی که دنبال رو مردم است، می خواهد یک شَبه به قدرت برسد. و او پس از آنکه به قدرت رسید، اولین کس یا کسانی را که فراموش می کند، همان »مردم شریف« اند.....

ما دوم شدیم! / فرزانه راجی

دیشب خواب می‌دیدم همه توی زندان بزرگی هستیم. همه‌ی کسانی که می‌شناختم، از دوست و آشنا تا همسایه‌ها. صبح زود بود. زندانبان همه را بیدار کرده بود اما من و بچه‌هایم هنوز توی رختخواب مانده بودیم. بچه‌هایم خواب بودند اما من بیدار بودم. انگیزه‌ای برای بیرون آمدن از رختخواب نداشتم، مثل بسیاری از روزهایی که تمامی این سال‌ها برما گذشته است. خودم را به خواب زده بودم. خودم را به خواب زده بودم تا بغضم را توی خواب خالی کنم. اما به جز زندانبان کسی نبود. همو بود که بالای سرم آمده بود و سعی داشت مرا بیدار کند. خود را به خواب زدم تا توی بغل او بغضم را خالی کنم. شرم داشتم در بیداری توی بغل او گریه کنم!
دیروز حس وحشتناکی داشتم اینکه این من، ما و بسیاری از این مردم به کجا رسیده‌ایم. من و ما که آرمان‌های بزرگی داشتیم، آن‌هایی که در مطالبتشان از خاتمی، موسوی و کروبی عبور کردند، آن‌هایی که آرزوهایشان را در موسوی و کروبی می‌جستند، حتی کسانی که هنوز به خاتمی امید بسته بودند و کسانی که همین یک ماه پیش به یکباره دوباره به سوی رفسنجانی شتافتند، حالا همه از شنیدن برنده شدن روحانی شعله‌ای لرزان توی قلبشان روشن می‌شود، لبخندی تلخ می‌زنند و حتما خیلی‌هایشان دیشب خواب دیدند که توی آغوش زندانبانشان بغض سی‌ساله‌اشان می‌ترکد، چون گریزگاه دیگری نمی‌بینند!
آیا چنین بی‌چاره شده‌ایم؟ آیا راه گریزی از این زندان بزرگ نیست؟ تا سه چهار روز قبل از انتخابات آنانی که دیگر حاضر نبودند وارد بازی «انتخابات» شوند بسیاربیشتر از این ۲۷ درصدی بودند که امروز اعلام می‌شود. شاید ۳۰  یا حتی ۴۰ درصد. نمی‌دانم. اما آنچه که الان مسلم است این است که به رغم تمامی تلاش‌های فریبکارانه برای کشاندن مردم پای صندوق‌های رای هنوز ۲۷ درصد از مردم حاضر نشدند پای صندوق‌ها حاضر شوند، حتی بعد از اینکه خامنه‌ای آن‌ها را به رسمیت شناخت و اعلام کرد:«حتی اگر مخالف نظام هستید در انتخابات شرکت کنید چون مخالف کشور که نیستید.» اما باز هم ۲۷ درصد شرکت نکردند. یعنی در بین تمام واجدین شرایط برای رای دادن، ما، یعنی کسانی که دیگر حاضر نیستیم شرایط  «زندگی» در این زندان بزرگ را تحمل کنیم- دوم شدیم. خیلی بیشتر از آقای قالیباف، جلیلی، رضایی و آن دیگری‌ها رای آورده‌ایم و اگر بخواهیم آرای باطله و آرای کسانی  که دو باره فریب ِ وعده و وعید‌های بی‌پایه و اساس را خورده‌اند و در انتخابات شرکت کرده‌اند را با این ۲۷ درصد جمع بزنیم بسیار بیشتر از ۲۷ درصد خواهد شد.  در جایی که فقط یک درصد، یعنی آن یک درصدی که ۵۰ را تبدیل به ۵۱ می‌کند، سرنوشت ملتی را تغییر می‌دهد، این ۲۷ درصد رقم بسیار بزرگی است. اینان و بسیاری دیگر دموکراسی‌اشان را فقط بر همان یک درصد بنا می‌کنند. تازه  قبل از این نمایش ِ دموکراسی هم، امکان‌های انتخاب‌‌‌ِ مردم چنان مهندسی شده بود  که درصد بزرگی از مردم اساسا از حق رای دادن به نماینده خود محروم شده بودند و به ناچار مطالباتشان را محدود کردند و به کسی رای دادند که آن‌ها می‌خواستند.
آیا ما ۲۷تا ۳۵ درصدی‌ها به نقش خود در این  «پیروزی» واقفیم؟ آیا می‌دانیم چه چیزی باعث شد حاکمیت تصمیم بگیرد فعلا ودر شرایط فعلی کمی «عقب نشینی» کند و امتیاز کوچکی به مخالفینش و مردم بدهد؟  آیا واقعا این توهم را داریم که نتیجه‌ی انتخابات خواست آنان نبود؟
مسلما آن‌ها می‌خواستند که این‌گونه شود، اما این مردم، مطالبات آنان و پافشاری و مقاومت آنان در مخالفتشان با شرایط حاکم بر کشور بود که آنان را وادار به عقب‌نشینی کرد. مسلما فاکتورهای دیگری هم دخیل بودند اما اگر مردم از شرایط موجود راضی بودند حاکیمت به هیچ‌وجه حاضر به حتی یک نیم‌قدم عقب‌نشینی هم نبود. این توافقی بود که گفته و ناگفته برای گذر از این دوران بحرانی بین جناح‌های مختلف حاکمیت انجام شد. برای حاکمیت این یک عقب‌نشینی بود، در عین حال یک پیروزی هم بود. حاکمیت توانست در بدترین شرایط اقتصادی- سیاسی- اجتماعی- فرهنگی سی و چند ساله‌ی حاکمیتش باز ۳۷ میلیون از مردم را به پای صندوق‌های رای بکشاند؛ مطالبات اصلاح‌طلبان را آنچنان محدود و فشرده کند که به کسی مثل روحانی رضایت دهند؛ آبروباختگانی چون رفسنجانی و خاتمی را دوباره احیا کند و چهره‌ای به مراتب رادیکال‌تر از چهره‌ی واقعی‌ آنان به نمایش بگذارد، مردم را به روزی بیاندازد که به کسانی چون روحانی «رضایت» دهند، آرزوهای خود را در او ببینند  و از «پیروزی» او شادمانی کنند و مهم‌تر از همه انتخابات را بدون سروصدا و به شکل نمایشی از دموکراسی برگزار کند و شاید بسیاری منافع دیگر که هنوز عیان نیست. آنچه مسلم است فعلا  سر به سلامت برده است، برای بعدش هم حتما فریبی دیگر خواهد ساخت، به ویژه اگر ما باز هم به امید معجزه‌ی کسانی همچون روحانی و امثالهم بنشینیم.
نه تنها اصلاح‌طلبانی که از موسوی و کروبی عبور کرده‌بودند، حتی عده‌ای از کسانی که آرزوهای بزرگشان را در این سی واندی سال با خود کشیده بودند نیز از سر ناچاری سربر شانه‌ی زندانبان خود گذاشتند و بغض فروخورده‌ی سه ساله‌اشان ترکید.
به کجا رسیده‌ایم؟! اگر ما آرزوهای بزرگمان را فراموش کنیم، اگر ما مطالبتمان را فراموش کنیم، اگر «چپی» وجود نداشته باشد همه به «میانه»ها رضایت خواهند داد و بعد از مدتی ما را به پذیرش «راست»ها قانع خواهند کرد. آرزوها و مطالباتمان را فراموش نکنیم حتی اگر مجبورمان کرده‌اند در لحظاتی بحرانی بغض فروخورده‌امان را درآغوش زندانبان‌هایمان فرو بنشانیم.  یادمان باشد که آن‌ها از ترسشان ما را زندان کرده‌اند، از ترس ما، از ترس آرزوها و مطالباتمان. آن‌ها بدجوری از ما می‌ترسند، اگر نمی‌ترسیدند ما را به زندان نمی‌انداختند. آن‌ها می‌دانند رای ندادن ما از سرقهر کردن نیست، می‌دانند که این نیرو، این ۳۵-۲۷ درصد نیروی عظیم، هشیار و جسوری است.   آنقدر هشیار که با هیچ ترفندی نتوانسته‌اند فریبش دهند و همواره با زندان، شکنجه و اعدام به سراغش رفته‌اند. آنقدر جسور  که به رغم تمامی تهدیدهایی که در این سی و اندی سال شده است همچنان به دنبال آرزوها و آرمان‌هایش است و آنقدر تاثیر گذار است که بسیاری از مطالبات و آرزوهای مردم براساس آرمان‌ ِ بزرگ آن‌ها شکل گرفته است. آرزوی بزرگ ِ عدالت و دموکراسی برای همه. آرزوهایمان را واگذار نکنیم،‌کسی آن‌ها را برایمان متحقق نخواهد کرد باید آستین‌ها را بالا بزنیم و خود دنیای خود را بسازیم. 


برادران سبزالله که حالا لابد بنفش الله


........

ه- رئیس جمهور جدید نه یک سرهنگ بلکه یک حقوقدان است! امری که بیان آن در یک مناظره تلویزیونی بسیاری را شیفته کرد! اما باید دانست و آگاه بود که سرهنگ حکم سرکوب را از حقوقدان دریافت می کند! رئیس جمهور  حقوقدان، وارد کاخ نشده، نظام را از شر استخوانی به نام جنبش سبز که در گلوی نظام گیر کرده بود نجات داد. او اکنون ماموریت دارد سایر بحرانهای تهدید کننده نظام را دفع کند. اینکه دفع این بحرانها تا کجا نافع حقوق مردم خواهد بود امری است که باید پیوسته به آن چشم داشت. تحریمها و خطر جنگ شاید تنها بحرانهای نظام باشند که در پی رفع آنها نفعی نیز متوجه مردم خواهد شد. اگرچه به تجربه و بر اساس زیرساختهای جامعه و حکومت، می دانیم که چشم داشتن به حکومت و این رئیس جمهور برای رفع بنیادین دیگر معضلات عدیده جامعه و احقاق حقوق آحاد مردم انتظاری عبث و بیهوده است!
 

حکومت زیرکانه مردم ایران ( رای‌دهندگان) را در میدان سیاست کیش‌ومات کرد، با استفاده از منفوریت خودش نزد مردم ( گزاره جلیلی) خیلی راحت مردم رو گول زد و پای صندوق کشید.


آخوند رقاص

سوتی مجری صداوسیما: روحانی تا هشت سال دیگر هست!

قلعۀ حیوانات/ جورج اورول

ترجمۀ امیر امیرشاهی
برای اولین بار روی وب قلعۀ حیوانات جورج اورول ترجمۀ امیر امیرشاهی http://www.mediafire.com/?xkeyaozd9dfvd2c
  http://www.mediafire.com/download/xkeyaozd9dfvd2c/GhaleyeHeyvanat.pdf