۲۲ تیر، ۱۳۹۸

سی نفر و سه نفر- چرا ندا ناجی و فعالینِ زنانِ شرکت کننده در اکسیون روز جهانی کارگر هنوز در زندانند؟


رزا: بیش از 2 ماه است که از اکسیون روز جهانی کارگر در تهران می گذرد. تقریبن تمام شرکت کنندگان به قرار کفالت و با وثیقه آزاد شده اند. رضا شهابی حتی سفری هم به خارج آمد، برای شرکت در کنفرانس کارگری!
 اما دخترانی که همزمان فعالِ حقوق زنان هم هستند را، نه در اوین بلکه به سیاهچال قرچک ورامین انداخته اند. آنها هم برای مطالبات کارگران و همزمان برای مطالبات زنان، در اکسیون اول ماه مه (11 اردیبهشت) در تهران شرکت کردند. علیه حجاب اسلامی بودن، علیه عروس کردنِ کودکان و علیه بی حقوقی زنان، اینروزها پر خطر تر است تا چانه زدن با رژیم برای دستمزد بیشتر برای کارگران. و رژیم دشمنش را بخوبی می شناسد.
جنبش زنان اما اینک دوباره خیانت مارکسیستها را تجربه می کند. در ابتدای انقلاب زنانی که به رژیم و حجابِ زورکی اش نه گفتند  را وابسته به شاه و دربار و امپریالیسم دانستند و اینک نیز ، زنانی  را که بر علیه قوانینِ ضد زن اعتراض می کنند، طرفدارِ امریکا و ترامپ و مسیح علینژادی!
نه روفقا. نه!
جمع آوری امضا برای آزادی دخترانِ در قرچک کافی نیست! باید همانگونه که آنان به همبستگی با شما، اعتماد کردند و شانه به شانه ی شما در بهارستان برای مطالباتِ کارگری ایستادند، با آنان رفتار کنید.
 باید همان کانالهایِ فشار را که موجب آزادی رضا شهابی و حتی خروجش از ایران شد، برای آزادی دختران فعال کنید!
همانگونه که برای رفقای خود، کانالِ وثیقه و مالی جور کردید، همانگونه نیز برای دخترانِ در قرچک.
همانگونه که جانِ رضا شهابی ها را خریدید، همانگونه نیز جانِ دختران را.
جنبشِ زنان اینک در آزمونی دیگر شما را پس از 4 دهه محک می زند. بین امامِ راحل و "ضد امپریالیسم" تان و جنبشِ زنان، باز باید انتخاب کنید!
این بار با تفکر انتخاب کنید، چون عٌمرِ رژیم نیز به سر رسیده است و مبادا شما را نیز به قعرِ زباله دانی تاریخ ببرد، همانگونه که برسرِ سوسیال دمکراسیِ اروپا آمد!
پس، نام ندا ناجی ها را به یاد بیاورید که همه آزاد شدند و او کماکان در قرچکِ ورامین جانش در خطر است.
پس، نام عاطفه رنگریز را به یاد بیاورید که همه آزاد شدند و او کماکان در قرچکِ ورامین جانش در خطر است.
پس، به یاد بیاوریم آنیشا اسد اللهی را که دوباره و پس از آزادی، به سیاهچال برگرداندند. نامِ مرضیه امیری را که در همان روزِ کارگر گرفتندش، خبرنگارِ شرق را می گویم!
به یاد بیاوریم سپیده قلیان را که در برابرِ ضرب و شتمِ ندا ناجی در زندانِ قرچک ایستاد و تحصن کرد. در کنارِ خواهرانش عاطفه رنگریز و ندا ناجی، قهرمانانه ایستاد و تحصن کرد.
 و لی اما پروینِ محمدی را که اینجا پس از آزادی از اوین،  از دستگیری خواهرش در گرمسار می گوید، دریغ از افشای دو ماه تنبیهیِ زندانِ قرچکِ دخترانِ انقلابی. ضرب و شتمِ ندا ناجی و تقریبن نابینا کردنِ او. جابجایی دخترانِ اکسیونِ مشترکِ روز جهانیِ کارگر از اوین به قرچک و ضرب و شتمِ آنان، موضوعِ محمدی ها و شهابی ها نیست. اینان در کانالهای تلویزیونِی ایران اینترناشنالِ سعودی ها گپ میزنند و کماکان "آنتی امپریالیسم" اند و ندا ناجی ها؟
ای تف به خیانتِ زنانِ مارکسی و سوسیال دمکراسیِ مردانه و خرفت شده در اروپا، علیه فعالینِ زنان.
 اینهمه را باید به زباله دان انداخته و روی امضا جمع کردن هایشان و حرکاتِ نمایشیِ خارج از کشوری اینان نیز شاشید!
برای دخترانِ در بندِ جنبشِ زنان می بایست اقداماتِ عملی کرد!
امضا جمع کردن و انگشت زدن زیر مطالبِ مارکسی ها کافی نیست! 

    مریم محمدی- پروین محمدی نایب رئیس اتحادیه آزاد کارگران ایران 
https://youtu.be/w14_UziLPFc
رزا: پروین محمدی از دستگیری خواهرش مریم محمدی (فعالِ حقوقِ زنان) در گرمسار می گوید. 4 دقیقه از 5 دقیقه! تنها پس از سوال، پروین مجبور به جواب می شود. او برای دفاع از خواهرش آمده! و در حاشیه به دخترانِ قرچک می پردازد! پروین جان؟ این 2 ماه پس از آزادی کُجا بودید عزیز؟ 

کلیپِ زیر در مورد ندا های جنبشِ زنان
ندا ناجی- ها را به یاد بیاورید
https://youtu.be/Xi3XC68mpsY

رزا: اینکه ندا آنارشیست است محرز نیست. او و خواهرانِ زندانی اش را بدلیلِ مطالبات زنان و به سر نکردنِ چادر ضرب و شتم کرده اند. اگرچه به همین دلیل زندانی عادی را هم به جانش انداختند، او اما از پرسنلِ زندان شکایت کرده. و این یک موضعِ شفافِ آنارشیستی می باشد. آزادی تمام زندانیان چه عادی چه سیاسی. زندانیانِ عادی نیز قربانیانِ نظمِ پدرسالار-سرمایه داری می باشند. شک نکنیم!
سپیده قلیان تحصن کرد
به گزارش خبرگزاری هرانا، سپیده قلیان از ظهر یکشنبه ۱۶ تیرماه در مقابل دفتر مدیریت زندان قرچک ورامین دست به تحصن زده است.
تحصن سپیده قلیان، از متهمان پرونده اعتراضات هفت تپه در اعتراض به ضرب و شتم زندانیان سیاسی، فضای ملتهب زندان، قطعی آب و نبود کولر در زندان قرچک ورامین انجام شده است.
شنبه ۱۵ تیر ندا ناجی و عاطفه رنگریز، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به‌دلیل به‌همراه نداشتن چادر توسط پرسنل زندان و زندانیان جرایم عادی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آسیب دیدند. خانواده آن‌ها نسبت به امنیت جانی این بازداشتیان ابراز نگرانی کردند.
ندا ناجی از زندانیان عادی شکایت ندارم از پرسنل زندان شکایت می‌کنم
نزدیکان ندا ناجی، یکی از فعالانی که در تجمع روز جهانی کارگر در تهران بازداشت شده، می‌گویند در شبانه‌ روز گذشته دو بار به او حمله شده است.
 به گفته آنها یک زندانی عادی در شب گذشته و یکی از پرسنل زندان امروز خانم ناجی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند میزان ضربات به حدی بوده که  ندا به بهداری منتقل شده است.
 نزدیکان ندا ناجی می‌گویند او به آنها خبر داده که به دلیل ضربه‌ای که به سرش زده‌اند بینایی‌اش هنوز تار است.
ندا ناجی از بازداشت شدگان روز کارگر طی بیست و چهار ساعت در زندان قرچک دو بار مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
این دومین بار است که ندا ناجی مورد ضرب و شتم قرار میگیرد بار اول شب چهاردهم تیرماه هنگامی که قصد داشت در درگیری میان زندانیان میانجیگری کند مورد تهاجم زندانیان عادی قرار گرفت.
بار دوم صبحگاه پانزدهم تیرماه یکی از پرسنل زندان به شدتی او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد که ندا به بهداری زندان منتقل می شود.
ندا بعد از ساعاتی به بند بازگردانده شده اما عوارض ضربه وارده به سر او از جمله تاری دید همچنان باقی مانده است.
ندا در تماس تلفنی با خانواده اش اعلام کرد که شکایتی علیه زندانیان عادی ندارد اما به زودی شکایتی را علیه پرسنل زندان تنظیم خواهد کرد.
این در حالی است که عدم اجرای اصل تفکیک جرائم همواره مورد اعتراض فعالان مدنی بوده است و اخیرا کشته شدن علیرضا شیر محمدعلی در زندان فشافویه واکنش های بسیاری برانگیخته است.
مرضیه امیری، خبرنگار روزنامه شرق، عاطفه رنگریز و ندا ناجی پس از اعتراضات مربوط به روز گارگر دستگیر و به زندان قرچک ورامین انتقال داده شده اند.

فیلم-تئاتر مستند اِما گلدمن آن‌گونه که من زیستم - زندگی یک آنارشیست 

 اینجا 


۰۸ تیر، ۱۳۹۸

به گُه کشیدنِ بنیاد پژوهشهای زنان امسال، بامدیریت شهلا شفیق/ سخنرانی حمید نوذری


میزگرد:مکثی بر سی سال کار جمعی 
  به گردانندگی شهلا شفیق (فرانسه)و شرکت جمیله داودی (امریکا)، حمید نوذری (المان)، صدیقه فخرابادی (امریکا)، میهن روستا (المان)، ناهید نصرت (المان)
عکس شهلا شفیق در پالتو پوست
رزا: بعد از سال پیش که باند شادی امین گند زد به بنیاد، حدس زدم که جایگاه شهلا شفیق بالا خواهد رفت. اما اینکه یکدفعه رئیسش هم بکنند، حدس نمی زدم!

شاید زنان ایران فکر کنند که این زن در فیمنیسم انقلاب کرده، و کُلی جایزه هم گرفته؟! پس لازم است کمی از دستمال کشی ایشان نوشت که البته هیچ پخی هم نیست. اغلب این مدال ها (لژیونی) یا لاله ی طلائیِ از بنیاد تیفوس برای شادی صدر و بقیه ی جوایزِ اینطرف آب، به زنانِ دستمال کِشِ سیستمی تعلق می گیرند و مخصوص به آنهایی که به پاسِ خیانت به زنان، از طرف مردانِ احزاب و نماینده مجلس، مردان پول و سیاست، شناسایی شده اند.
برای این زنان، مرد بخصوص اروپایی اش، همان خدای آسمانی است و هنرِ زنِ شرقی، خوش رقصی/نویسی و به عرشِ اعلا بردن آنها، تا تغاری بشکند و ماستی بریزد!
همانوقتها که در مرگِ شوی اروپاییِ قدسی در فرانکفورت نوشت، این شهلا خانوم حسابی از چشمم افتاد و می شد حدس زد که او هم مثل دوستانش بزودی پله های ترفیع در سیستم را، دو پله یکی بالا برود.
 متنِ زیر را شهلا شفیق سالها پیش در وصفِ لوتس (مرد آلمانی-شوهر مرحومِ قدسی) نوشته. اصل مقاله اش اینجا
 لوتس واقعی اما کی بود؟ لوتس که قبل از ازدواج با قدسی، سه بار هم ازدواج کرده و و طلاق گرفته/ داده بود و بچه هایی هم داشت، می گفتند که زمان ازدواجش با این قدسی (دوست صمیمی شهلا شفیق)، یک الکلی تمام عیار بود. شوهر آلمانی قدسی (لوتس) وقتی دید که دیگر پیشِ زن های هم حزبی اش جائی ندارد، پس برای چهارمین بار زنِ ایرانی گرفت. تحلیلِ شهلا شفیق اما این بود که لوتس (شوهر آلمانی دوستِ شهلا)، "با چنان شوری جان در گرو آفرینش نیکی و زیبایی و عشق نهاده بود."

 در شهر زن ها اما می گفتند که لوتس چندین بار قبل از تسلیمِ جان به "جان آفرین"!  ترک اعتیاد کرده و حتی یکی دوبار هم، از همسر ایرانیش، غیر رسمی جدا شده بودند ولی زنِ ایرانی از داشتن یک "مرد آلمانی چنان در شعف بود که "لوتس" گفتن از زبانش نمی افتاد."

شهلا شفیق که مینویسد." چند باری که مرا (لوتس) به گردش در شهر برده بود، در سراسر راه، سلام‌ها و کلام‌های محبت‌آمیز رهگذران بدرقه‌مان کرده بود. می‌دیدم که مردم شهرش او را دوست می‌دارند و او به جان، برای آن‌ها کار می‌کند. "

گویا شهلا شفیق فکر کرده بود که خیابانِ برگر، شهر است!

نه خیر خانم، آنجا بازارِ شهر بود و پاتوق "لوتس". دست فروشانی که اجازه ی فروشِ اجناسشان را می خواستند برای دکه و بساط زدن، باید به شهرداری مراجعه می کردند و لوتس هم مسئول و در شهرداری بود. پس ملت هم مجبور بودند که به شهرداری چی ها گردن کج کنند.

شهلا شفیق می نویسد: "آیا هرگز با کسی ملاقات کرده‌اید که مسئولیت‌های سنگینی بر دوش داشته باشد و سخت کار کند، و در همان حال وقتی به خانه‌اش وارد می‌شوید، انگار هیچ کار دیگری ندارد جز آماده کردن فنجانی قهوه برای شما؟"

همان سالها منتقد گفت:  خانم شما کدام جامعه "کار" هستید که اینطور می نویسید؟ مگر در حزب سبزها که حزب بیسوادها ست، نشستن و مسئولِ کنترل مترو و اتوبوس بودن چقدر شاق است که شما آنرا برای خواننده " مسئولیتِ سنگین" جلوه میدهید؟

لوتس یک دیپلم دبیرستانی هم نداشت و فروشنده و مُبلغ مواد شوینده برای فروشگاه کشورهای دبی وامارات بود. صابون، مواد ظرفشوئی، زمین شور و این چیزها. خوب نمی شناختی اش قبلن گوگل می کردی! یا یک نگاهی به روزنامه های آلمانی می انداختی قبل از قلم فرسایی! .

شهلا شفیق در وصف لوتس می نویسد: " در همان نخستین دیدار شگفتی‌ام را برانگیخت. با انسانی روبرو بودم که شخصیت‌های نیک قصه‌های مادر بزرگم را به یادم می‌آورد. از آن‌ها که نقل خوبی‌شان بناست گواهی باشد بر توانایی انسان به پیروز گردانیدن خیر بر شرّ، در وجود خویش و در جهان"

رزا: همانوقت ها فکر کردم که شهلا حتمن از ژنتیکِ دیدنِِ "مردان در ماه" باید باشد و احتمالن آسمانی دیدنِ مردان بقولی، در خونش است!

شهلا شفیق می نویسد: " قامت بلندش از دردِ پا اندکی خم بود"

زن ها همانوقت ها از خنده ریسه می رفتند به شهلا که:

خانم شفیق سرطان پروستات را چرا "پا درد" مینویسی؟ چه چامعه شناسی هستید که بجای رفع خجالت و تابوی پروستات و پستان، بیماری "دردِ پا" می نویسید؟

شاید هم قدسی بهت نگفته تا شما فکر کنین توی رختخوابش هر شب آتش بازی ژانویه است. پا درد کجا بود؟ پروستات لوتس از چهل سالگی شروع شده بودیعنی همان سالی که ازدواج کرد!.
شاید شما فکر کنید که تنها این، یک نوشته و بزرگداشت برای مردان از طرف شهلا شفیق قلمی شده است. با یک جستجوی ساده اما متوجه خواهید شد که از این انشاها را ایشان زیاد در وصف مردان نوشته و بیرون داده اند.

متاسفانه اغلب زنانِ سازمانی و چپ (موردِ شهلا شفیق_ پیکار) بازیگرِ بازی های سیستم شده اند. هم از توبره ی چپ می خورند و هم از آبخورِ سیستم. هم پشتِ تریبون رادیو همبستگی و هم مدیریتِ بنگاهِ علاء دین هم محبوبِ مردانِ پول و سیاست و هم مدیریتِ پژوهشِ زنان!
 چندی پیش که داشتم به دوستی می‌گفتم، چرا شهلا شفیق و پیران آزاد در رادیوی چاه کارگر، هم صحبتند. گفت: مگه نمی دونی که پیکاری بوده و نظر پرداز چپ!

به نظرم اغلبِ این‌ها اگر در سیستم رژیم اسلامی حل نشدند، مثل توده ای/اکثریتی ها، اما خوب در سرمایه داری خیس خورده اند. داشتم فکر می‌کردم که برای آقای محیط زیست-پیران آزاد، فرقی ندارد یک زنِ پالتو پوست به تن، تا زمانی که طرفش زن باشد و رفیق باشد. گور پدرِ این خرس های قطبی هم شده! این هم از مبحث محیط زیست چپ، که باید به سرکوبگرانش مدال هم داد! اگرنه، چه فرقی دارد مُدل سخنرانِ راه کارگری - شهلا شفیق، که پوست حیوان را بر تن کُنی یا مدلِ داعشی، خرس را از سر لذت، سر بِبُری.  
برای محیط زیستی های تقلبی راه کارگری (مثلِ پیران آزاد) فقط مهم است که جنسش مرغوب و از زیر خاکی های چپ باشد!؟ 

مرتبط: رادیکالیسم سیاسی
نقش و جایگاه، اندیشه و عمل رادیکال در جهان امروز
بحث و گفت و گو با محمد رفیع محمودیان، شهلا شفیق، پیران آزاد
برای راه کارگری دیگر، تقی روزبه اینجا مٌهم این است که ستاره اسکندری، رفیق است و روحانی چی، ولی مسیح علینژاد با امپریالیسم و پمپئو عکس گرفته. پس ایشان هم وسطِ دعوا ی حجاب، در حالِ دفاع از موضع چاه کارگر اینجا و نرخ تعیین می‌کند.
به تقی روزبه باید گفت: آخه مردک به تو چه مربوطه دفاع از ستاره؟ نکنه او هم زیر خاکی و از رفقا است؟
اگر افرادی عادی دست به برداشتن حجاب در هر جای دنیا بزنند نقدی بر انها نیست و چه حقی مسلم تر از این. حتی نقدی هم به خانم اسکندری در این خصوص وجود ندارد. بلکه دو رویی این سلببریتیها مردم را عصبانی میکند. اینجا از حجا ب دفاع میکنند و در حلقه قدرت میلولند و میچرند ودر آنور آب به شکل دیگری هستند:
 ستاره اسکندری؛ ویدیویی که جنجالی شد
http://www.bbc.com/persian/arts-48777239
مناظره در باره ویدیوی ستاره اسکندری
  رزا: باری دوستان، هر کجا که دیدید زنی "فمینیست" توسط مردان جایزه باران شد، به فمینیست اش شک کنیم. کار را به جایی کشانده اند که روزنامه لوموند هم که جایزه ای نداشت ، جایزه ی ویژه برای شفیق خلق کرد.
در زمانِ کنونی هر چه بیشتر از سابق، این مردان هستند که فمینیست را تعیین می کنند.
 پس از واقعه ی گُل لای پستان اینجا  در فلورانس، با توجه به برگزاری همایشِ امسال، باز هم در فلورانس! باید منتظر بیش از گل بود.  
به لیستِ سخنرانان نگاهی بیندازیم. بزودی فقط مردان برای زنان فمینیسم را تعریف خواهند کرد و مطالبات می نویسند. 
لزبین های دولتی (شادی امین) و گی های دولتی (نوذری) شاید بواقع از بی خطر ترین ها باشند در جهانی که قهرمانانش زهرا رهنورد و هیلاری کلینتون است. 
 مطالب بیشتر:
 فیلم/ افشای پشت ‌پرده‌ سناریوی صدا و سیما؛
 این افراد سپاهی و بسیجی هستند که به عنوان شاهد عینی علیه دختر تهرانپارس مصاحبه کردند

https://youtu.be/2DNlIAUW21o

اردبیل تظاهرات و راهپیمایی مردم در حمایت از حضور زنان در استادیو مهای ورزشی


https://youtu.be/A5eQp9hpbAk
مطالبِ مرتبط: اینجا

۲۲ خرداد، ۱۳۹۸

جزئیات بیشتر از قتل علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی در زندان تهران بزرگ

علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ شب گذشته توسط دو زندانی دیگر در این زندان با ضربات پرتعداد چاقو به قتل رسید. با گذشت زمان جزییات بیشتری از قتل این زندانی ۲۱ ساله حاصل شده است که در این گزارش به آن پرداخته می شود. باید به این نکته توجه داشت که آقای شیرمحمدی پیش از این با اقدام به ۳۴ روز اعتصاب غذا خواستار تغییر زندان خود و رعایت اصل تفکیک جرایم شده بود.
شب دوشنبه ۲۰ خردادماه ۹۸، علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ به قتل رسید.
قتل این زندانی در ساعات پایانی شب گذشته توسط دو زندانی محکوم از بابت جرائم مربوط به مواد مخدر و قتل صورت گرفته است. وی از طریق ضربات چاقو در ناحیه شاهرگ و شکم به شدت مجروح شده و پیش از اعزام به بیمارستان جان خود را از دست داده است.
یک منبع نزدیک به آقای شیرمحمدی در این خصوص گفت: “علیرضا شیرمحمدی در اندرزگاه ۱۱ زندان تهران بزرگ در محلی نگهداری می‌‎شده است که از آن با عنوان “سوئیت” نام برده می‌شود، این محل که محل نگهداری زندانیانی با جرائم مختلف است دارای یک سلول انفرادی است که به صورت مجزا، ولی در همان محل ساخته شده است. دو زندانی متهم به قتل علیرضا شیرمحمدعلی به نام‌های “محمدرضا خلیل زاده” با اتهامات مربوط به مواد مخدر و “حمیدرضا شجاع زاده” متهم به قتل عمد و محکوم به اعدام در این سلول انفرادی نگهداری می‌شدند که در حالت پیش فرض درب آن همیشه بسته بود”.
وی افزود: “علیرغم سابقه خشن این دو زندانی که از زندان رجایی شهر به این محل تبعید شده بودند و حساسیت مسئولین بند در بسته نگه داشتن درب سلول انفرادی، شب گذشته در زمان ورود افسر نگهبان این درب باز گذاشته شده و این دو زندانی در اقدامی ناگهانی و بدون پیش زمینه و درگیری قبلی با خروج از سلول، علیرضا را به داخل سلول کشانده و پس از قفل کردن درب با وارد کردن حدود چهل ضربه مهلک به وسیله تیزی (شی برنده) اقدام به قتل وی کرده‌اند”.
به گفته این منبع مطلع، علیرضا شیرمحمدعلی در مسیر بیمارستان فیروزآبادی و نرسیده به سه راه چرمشهر در اثر خونریزی زیاد جان خود را از دست داده و تلاش پزشکان در بیمارستان نیز جهت احیای وی بی نتیجه بوده است. جسم بی جان این زندانی هم اکنون در سردخانه این بیمارستان نگهداری می شود.
گفتنی است بیمارستان فیروزآبادی که در شهر ری واقع شده در فاصله ۵۰ کیلومتری زندان تهران بزرگ قرار دارد.
دسترسی دو متهم به قتل علیرضا شیرمحمدعلی به جسم بُرنده و باز ماندن درب سلول انفرادی که اتفاق غیرمعمولی در نظر گرفته می شود در کنار سکوت مسئولین زندان در خصوص این واقعه، موضوع قتل این زندانی را پرابهام کرده است.
بخصوص که باید در نظر گرفت این زندانی جوان پیش از این با نگارش نامه و اقدام به اعتصاب غذای ۳۴ روزه خواستار اجرای اصل تفکیک جرایم و انتقال خود به زندان دیگری مانند زندان اوین شده بود که با بی توجهی مسئولین این محل روبرو شد.
علیرضا شیرمحمدعلی ۲۱ ساله و اهل محله نازی آباد تهران در تاریخ ۲۴ تیرماه ۹۷ به دلیل فعالیت در فضای مجازی بازداشت شده‌ و از بابت اتهامات “توهین به مقدسات”، “توهین به خمینی”، “توهین به خامنه ای” و “تبلیغ علیه نظام” به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شد.
جلسه دادگاه تجدید نظر علیرضا شیرمحمدعلی نیز بنا بود در تاریخ ۱۸ تیرماه سال جاری و در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران برگزار شود. این جلسه دادگاه در تاریخ ۲۰ فروردین ماه پس از اخذ مهلت وکیل جهت مطالعه پرونده به روزهای آتی موکول شده بود.
لازم به ذکر است مرگ زندانیان سیاسی در ایران بر اثر شرایط محیطی، بدرفتاری مسئولین، عدم رسیدگی پزشکی تعمدی و بروز درگیری در اثر عدم رعایت اصل تفکیک جرائم سابقه ای طولانی دارد. وقایعی که کمتر تاکنون به مجازات عوامل آن منتهی شده است.

 فرنگیس مظلوم، مادر سهیل عربی: مادرعلیرضا شیر محمد علی از ماجرای قتل فرزندش در زندان بی اطلاع است
https://youtu.be/Jk6rLPuwcx8


 ‌علیرضا شیر محمدعلی زندانی عقیدتی- سیاسی به ۸ سال حبس محکوم شد   

به گفته منابع موثق تاریخ بازداشت این زندانی بیست و ششم تیر ماه 97عنوان شده است وی با اتهاماتی چون توهین به خمینی، خامنه ای، و فعالیت تبلیغی علیه نظام رو به روست .
لازم به ذکر است که وی تنها فرزند خانواده و کمک خرج مادرش بوده است و به دلیل نوشتن نقد مطالب دینی دستگیر شده است . دادگاه تجدید نظر وی هنوز برگزار نشده است. لازم به ذکر است که مادر وی به دلیل بیماری نمیتواند به دیدن فرزندش برود. علیرضا سرپرستی مادرش را به عهده گرفته بود و بعد بازداشت وی مادرش با مشکلات زیادی روبرو شده است.

 نامه علیرضا شیرمحمدی؛ ادامه اعتصاب غذای دو زندانی سیاسی در زندان تهران بزرگ
۲۷ اسفندماه ۱۳۹۷
«ما به دلیل نبود این امکانات و نداشتن امنیت جانی در سوییت، اعتصاب غذا کرده‌ایم تا با این روش به بودن خود در اینجا اعتراض کرده باشیم، ولی سلامت جان ما هیچ اهمیتی برای عوامل زندان و روسای آن ندارد. حتی روز گذشته «رضا حق وردی» افسر نگهبان شیفت، خیلی صریح به ما گفت که انتهای این اعتصاب صدور گواهی فوت است. البته این جمله از ایشان با توهین به خانواده‌مان نیز همراه بود و به دلایل اخلاقی از ذکر آن معذوریم.»
علیرضا شیرمحمدعلی”.

۲۰ خرداد، ۱۳۹۸

لینک سریال چرنوبیل- فیلم دوبله به فارسی- پنج قسمت+ لینکهای جدید

 لینکهای جدید از فیلم با دوبله ی فارسی.07.2019 08
 
فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 1

https://www.aparat.com/v/Cc46m
https://www.aparat.com/v/NRa1g

فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 2
https://www.aparat.com/v/p35WJ
https://www.aparat.com/v/xX9WN

فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 3
https://www.aparat.com/v/U68jL
https://www.aparat.com/v/P9jG0

فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 4
https://www.aparat.com/v/TBwpG
https://www.aparat.com/v/FfzyB

فصل اول سریال چرنوبیل با دوبله فارسی - قسمت 5
https://www.aparat.com/v/UnGSd
https://www.aparat.com/v/a9QEi

رزا: دوستان این سریال تا قسمت سوم دوبله شده و قسمت چهارم و قسمت آخر (قسمت 5) را میتوانید با زیرنویس فارسی و زبان اصلی (انگلیسی) نگاه کنید. چون فیلم مال همین امسال است مجبوریم با کامپیوتر ببینیم چون بدلیل کپی رایت ، کانال آپارات در تلفن دستی بالا نمی آید!
لینک سریال چرنوبیل- فیلم دوبله به فارسی- هر  قسمت حدود یک ساعت
سریال چرنوبیل قسمت اول با دوبله فارسی
https://www.aparat.com/v/sqpPg
سریال چرنوبیل قسمت دوم با دوبله فارسی
https://www.aparat.com/v/Nanes
سریال چرنوبیل قسمت سوم با دوبله فارسی
https://www.aparat.com/v/Is7t8

سریال چرنوبیل - فصل 1 قسمت 4 زیرنویس فارسی
https://www.aparat.com/v/pu6Ib
سریال چرنوبیل - فصل 1 قسمت 5 زیرنویس فارسی
https://www.aparat.com/v/pChVu

در لینک های زیر هم می توانید فیلم را دانلود کنید. اینجا
مرتبط:

Tschernobyl - Die Schwell-
Porog (1990)
https://youtu.be/aSvqanhiJNE


فیلم پریپیات از کارگردان اوکراینی و مستند است. چند سال پس از فاجعه ی چرنوبیل برداشته شده و به آلمانی ترجمه شده و صحنه هایی واقعی از مردم  در شهرک کارگری پریپیات را نشان می دهد. در این شهر 45 هزار نفر زندگی می کردند و اغلب کارگر و کارمند نیروگاه اتمی بودند. 15 هزار نفر هم کودکان بودند. مردم این شهر را 36 ساعت پس از انفجار اتمی مطلع کردند. بسیاری بدلیل آلودگی با اشعه رادیواکتیو جانسپردند.
پریپیات  فیلم مستند رولان سرگی ینکوف- فیلم مستند 1990 محصول شوروی! دوبله به زبان آلمانی مدت فیلم 1.5 ساعت
https://youtu.be/aSvqanhiJNE

این پُست به یاد جان شیفته Sébastien Briat رفیق سباستیان است که سال 2004 در اعتراض به ترانسپورتِ زباله های اتمی (کاستور) اینجا 
با قطع هر دو پایش بروی ریل قطار جان سپرد. یادش و راهش جاودان.



کتاب صوتی «صداهایی از چرنوبیل»
https://youtu.be/HQfDOhVt5Cw

در لینک های زیر هم می توانید فیلم را دانلود کنید. اینجا


۱۴ خرداد، ۱۳۹۸

از اسرار محمد علی نجفی، قاتلِ احتمالی میترا استاد؟ او پدوفیل بوده است!


رزا: چند روزی است که این خبرِ قتلِ میترا استاد توسط شوهرش محمد علی نجفی، بولد شده و در بیشتر فعالین زنانِ غیر جناحی با عنوانِ " زن کُشی" باعث انزجار است.
دوستانی نظر من را جویا شدند. من هم بیشتر از شما نمی دانم. اما برای من نقشی که دختر خوانده ی نجفی در این جریان بازی کرده، بیش از پیش بولد شده است. زن و مردی مکتبی/اسلامی- سرور و محمد علی نجفی، که بعد از 42 سال زندگیِ مشترک، بچه هم ندارند، کودک دختری را  از مناطقِ جنوبِ ایران، به فرزند خواندگی می گیرند. 42 سالی به آرامش برای نجفی در کنارِ همسر اول طی شده و الان سنِ این دختر خوانده، بین 20 تا 30 ساله میزند(از روی عکسها). دختری سیاه چرده و جوان که حضور سنگینش در جریان قتل، حتی باعث شده است که محمودِ صادقی (نماینده ی مجلس- اصلاح طلب) در حمِایت از دوستِ اصلاح طلبش اعلام کند که نجفی قاتل نبوده و فقط نجفی، این قتلِ میترا استاد، همسر دومش را به عهده گرفته است!

اصلاح‌طلبان چگونه یک‌شَبه روایت خود از قتل همسر نجفی را وارونه کردند؟

میترا استاد چه اسراری را از شوهرش می تواند در دست داشته باشد که آنقدر مگو است که باعث قتلِ او شده است؟
رزا: من با خانواده های مذهبی آشنایی دارم و می دانم که مدت زیادی است که لایحه ی ازدواج با فرزند خوانده، علیرغمِ اعتراضِ حامیانِ حقوقِ کودک، در رژیم اسلامی بلاخره تصویب شد.
غیر از دلایلِ مکتبی/اسلامی باید همینجا اعلام کنم که بچه بازی از ارکان اغلبِ ادیان است و ما در غرب نیز شاهد سوء استفاده از کودکان در کلیسا ها و در مساجد هستیم. کیسِ سعیدطوسی و دیگرِ افتضاحاتِ قاریانِ قران و مداحانِ نظام و بیتِ رهبری خامنه ای هم که مدتی است که علنی هم شده.
با اطلاعاتی در لینکهای زیر و دنبال کردن اخبارِ این روزها، من فکر میکنم که چه نجفی خود میترا استاد را کُشته باشد، و چه دخترش و یا فرد دیگری، مقصر اصلی البته خودِ محمد علی نجفی است. انگیزه ی نجفی بیشترین منفعت را برای به زیر خاک بردنِ میترا (همسر دوم) را دارد.
برای میترا استاد متاسفم که برعکسِ فایلِ زیر (که می گوید میترا استاد-پرستو ی اصولگرایان، شاید هنوز زنده است)،

ميترا استاد"؛ پرستويى كه شايد زنده باشد!!
https://youtu.be/0JPH5R3UQps

 باید بگویم که من مطمئن هستم که میترا استاد- زنِ جوانِ کُرد، پس از نبردی نابرابر با دستِ خالی در برابر گلوله، جانانه جنگید. توانست لااقل جهتِ سه گلوله ی کُشنده را در حمامِ خانه به در و دیوار منحرف کند، اگرچه که یک گلوله قلبش را درید و دیگری دستش را.
اکنون بجز توی سر و کله زدنِ زن های زندگیِ محمد علی تجفیِ 67 ساله، تعداد زیادی از زنانِ اصلاح طلب به حمایت از آلتِ بزرگِ پدر معنویِ اصلاح طلبِ شان برخواسته اند. بیتِ رهبری البته با پسرکان حال می کند و ارگاسمش روی پسرها فوکوس کرده. زنانِ کُرد هم صدایشان علیه قتلِ میترا بلند نشد چون او با ازدواج با محمدعلی نجفی، هم به دین اش (اهلِ حق- یارسانی) خیانت کرد و هم به قومش (کُردی). مردانِ سیاسی اپوزیسیون و پوزیسیون (اغلب بالای 60-70)، بسیار از پرستو و بمبِ سکسیِ جاسوسِ زنِ جناح رقیب نوشته و گفته اند. در واقع افرادی اخته از "کردن" ، در اعلامِ جذابیتشان برای زنانِ جوان (پرستو های جناح رقیب) و اینکه خود  هم در گذشته قربانیِ این پرستوها شده اند!
مصاحبه ی سایت کلمه با آمدنیوز و بقیه در کانالِ یوتیوب و همچنین فایل توکلی از ایران گلوبال که هشداری از استفاده ی رژیم از پرستو ها علیه فعالینِ اپوزیسیون دارد! از ایرج مصداقی گرفته تا نقره کار، مُشیری و بقیه، از چهره ی میترا ها شیطان سازی کرده اند. (لیستِ این مردانِ پیر البته بلند است!)
مجموعه ی دادستانیِ پدوفیل و زنباره های سرانِ رژیم ایران، چه محمد علی نجفی را قصاص کند یا نه، از این بحران خواهد گذشت، همانگونه که از سعید طوسی عبور کرد. میماند زنان و جنبش اش! آیا ما خواهیم توانست عاقبت در پسِ عبور از دین و ایدئولوژی، پنجه ی بدکارِ مردانِ قدرت و ثروت را بر تن و بدنِ زنان ببینیم؟
آیا مردانی که اکنون در همه ی طیف و جناح و برانداز و غیره که در هراس افکنی از جسم و تنِ زنان و پرستو کردنِ آن هیاهو می کنند، در می یابند که این زنِ جذاب، زیبا و شهوتی نیست که می ترساند، بلکه ضعف آقایانِ سخن چران و همیشه میکروفون بدست!
آنان در هیولا کردنِ قدرتِ جذابیتِ زن، همزبان اعلام می کنند که چقدر در برابرِ این بدن ها خوار و ذلیل اند.
پس، بدن های زیبا و جذاب، به پیش!
آینه ای شویم برای نشان دادنِ این چهره هایی که با کیرشان بجای مغز، کار می کنند!
همبستگی ما با زنانِ داعشی و ذوب شده در مذهب/ایدئولوژیِ پدر/مردسالارانه نیست. (همسر اول، مادران و ابزارِ اجرایی پدرسالاری و خانواده)
زنان  دوم/ سوم/ چهارم و صیغه ای/تن فروش/پرستو... می دانند که بدونِ استفاده از بدنشان، سهمی از قدرت/ثروتِ حاکمان نداشته و نخواهند داشت! احتمالِ پیوستنِ این قربانیانِ سیستم به جنبشِ زنان و افشای پدران/مردان زیاد است.
ملاکِ همبستگی در جنبشِ زنان، مبارزه با پدر/مردسالاری است. این ربطی به جنسیت ندارد و چه بسا پسران و دختران زیادی دستشان را در دستانِ ما بگذارند تا از این مناسبات رهایی یابیم.

لینکهای جالب در مورد قتل میترا استاد برای خواندن در منبع روی تیتر مطالب کلیک کنیم.
 روایت تکمیلی خبرنگار انصاف‌نیوز از آخرین تماس میترا استاد
گفت: «می‌خواهم برای آبرویم کاری کنم، دکتر نجفی هم اگر می‌خواهد برای آبرویش خودش کاری کند». شاید توالی حرف‌هایش درست خاطرم نباشد اما در جایی دیگر هم گفت که وعده و وعیدهای زیادی شنیده و قول‌های فراوانی به او داده شده که هیچ‌یک عمل نشده. گفت که می‌خواهد حتما رسانه‌ای شود و حتی اگر شده خودش در رسانه‌های مجازی این کار را کند.
وقتی پرسیدم که حالا با دکتر نجفی زندگی می‌کند، گفت: «بله!» و ادعا کرد: «دکتر نجفی اصلا با آن همسرش زندگی نمی‌کرد، پیش از من هم زندگی نمی‌کرد. به من گفته بود که ما از هم جداییم و قول داده بود پس از ازدواجمان کاری کند که همسر اولش طلاق بگیرد. خود خانم‌شان هم گفته بود که من هستم اما هر زمان که با شخص دیگری خواستی ازدواج کنی من می‌روم. بعد از ازدواج هم که می‌پرسیدم کی طلاق می‌گیرید مدام گفتند فردا، دو روز دیگر، سه روز دیگر…»
در جای دیگری هم اشاره کرد که: «بچه هم نداشتند و دختری را سال‌ها پیش از جنوب آورده بودند و بزرگش کردند و بعد هم برایش خانه‌ای در ولنجک خریدند. کاملا جدا از هم زندگی می‌کردند».

لایو اینستاگرام: قتل میترا استاد و سناریوهای محتمل
https://youtu.be/5773C5B08Bk



ادامه اینجا

۳۱ اردیبهشت، ۱۳۹۸

علینژاد بهانه است، کُل جنبش زنان نشانه است! مورد- شاخین نجفی/ مسیخ علینژاد

رزا: به بهانه ی مسیح علینژاد کُلِ جنبشِ زنان را نشانِ امپریالیستی زده اند.
در این سناریو یکی را به رادیو امریکا فرستادند تا قلاده ی جنبش را بدست بگیره (مسیخ) و دیگری را (شاخین) را به بی بی سی برای تجاوز به حقوق زنان. هوشمنگی چپ حمله به مسیح علینژاد است تا ثابت کنند که زیاد هم منفعل نیستند! 
اوج حرکت چپ در دانشگاه تهران پلاکاردی بود با تیترِ: مسیح علینژاد همدستِ گشتِ ارشاد! پس استارتِ حمله از طرفِ توده ای های داخلِ کشور زده شد. جالب اینکه زنانِ 8 مارس هم اعلامیه دادند علیه مسیح که بعله ایشون مسیخ است و امپریالیسم و شیطانِ رجیم!
زنهای کمونیست کارگری هم که علیه سقط جنین هستند فوری عکسِ مسیح را با شازده و پمپئو به رویش آوردند که بعله این مسیخ است و در کنارِ مرتجعینِ سلطنت و امپریالیسم عکس انداخته! کسی نیست بگه آخه چه کمونیستی؟ شماها که به واسه حقوق یک اسپرمِ جنین شده، توی صفِ واتیکان ایستاده اید!
یکی نوشته بود: دوستان چپ ما بیایید یک توضیح بدهید ما متوجه بشویم چطوری علینژاد با همدستی ارشاد موفق شده حجاب اجباری سرتون کند. یک توضیحی هم بدهید که اساسا چپ غیر از تکرار ادعای «همه بد و کلاشند» چه فعالیت مفید دیگری دارد؟
رزا: خوب راست میگه. این اعتراضیونِ به حجابِ اجباری در دانشگاهِ تهران، هم بیانیه شون را خواندند و هم دستگیری نداشتند. در حالی که وسطِ ماه رمضان با لگد هم زدند توی شکمِ زنِ بسیجی! فیلم های هیجان آورِ دانشگاهِ تهران را خوب نگاه کنیم. 300 دانشجو و دو برابرِ آنها، آدمخورِ بسیجی و سپاهی. تلفات؟ دستگیری؟ زخمی؟
مقایسه کنیم با دستگیری های اولِ ماه مه که کارگران و حامیانشون که هنوز توی زندانند.  تازه اعتراض کارگران نه توی ماه رمضان بود و نه سیاسی بلکه صنفی.
یعنی میشه اعتراض کرد در ایران علیه حجاب، به شرطی که به مسیح علینژاد بگی ارتجاع!
خوب اگه اینجوره، بگیم سه نویسنده ی عضو کانونِ نویسندگان را که این اواخر حکمِ زندان دادند به بهانه ی تبلیغ فحشا (علیه حجاب)، دختران خیابان انقلاب و ویدا موحد و بقیه ی زنان را که، به مسیح بگویند سمبُلِ ارتجاع، شاید در حکم ِ زندانشان تخفیف بگیرند؟!
در طیفِ چپ از مسیح علینژاد انتقاد شده که در میراث فرهنگیِ مرجان آل آقا (همسر کنونی مهدیِ نجفی)، اختلاسگرِ پرونده ی پول شویی سایپا ، خبرنگار بوده . خوب هژیر پلاسیده هم زیرِ دست مرجان و شوهر پاسدارش، همانوقتها خبرنگار بوده با یک من ریش!
از همه ی این ها جالبتر دعوای کنونیِ مسیخ/ شاخین است! شاهینِ نجفی، رپ خوانِ کنونی و مداحِ سابق، یک ترانه علیه مسیح بیرون داده به اسم مسیخ و جای کله ی مسیح، یک سوسک را از شکم نقاشی کرده!   
و بي بي سي فارسي هم آن را پروموت مي كند. یکساعت بحث و معرفیِ ترانه ی مسیخ، توسطِ آلت الله بی بی سی! موضع شاخینِ نجفی البته چپ است و ضد امپریالیسم! کسی نمی پرسه  پس طرف توی اسرائیل چیکار می کرده؟ شاخین ریش ها را زده و پیژامه را کنده، سبیلش کلفتتر از هژیر و عینهو خودِ استالینِ از قبر در آمده با کفشهای سرخ، توضیح میده که منظورش از مسیخ چیه!
یکی از کاربرهای توییتر همزمان عکسِ زنِ شاخین (نوه ی مهندس بازرگان، ذوبِ خمینی) را توی بغلِ مسیخ منتشر کرده که گول نخورید که لیلی بازرگان (زنِ کنونی شاخین) از همان ابتدا همکارِ مسیخ بوده در چهارشنبه های سفید! و دعوا خانوادگیه و زیاد گیر ندهید!
توی توییترِ لیلی  (تخم و ترکه ی بازرگان) البته خبری نیست. فقط شاخین، تبلیغِ ترانه ی مسیخ را پر کرده، در کنارِ چند نسخه ی آشپزیِ خانم بچه ها!
از طرفی ثریا شهابی در سایت آزادی بیان در حالِ کشیدنِ موهای باقی مانده از سرِ کچلِ حمیدِ تقواییِ خائن به طبقه ی کارگر که چرا از شعارِ "علینژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد" انتقاد کرده، چرا که این شعار مقدسه و توی دانشگاه تهران از توی کونِ رفقای چپ بیرون زده! البته باید گفت که چپِ ایران از همان سالِ انقلاب لچک بسر کرد علیه امپریالیسم و الان هم هر کس علیهِ جنگ و تحریم و امریکا است باید با لنگه کفش بزند در ملاجِ مسیخ علینژادِ مرتجع!
حالا گویا چپ ضد امپریالیستی شاخینِ نجفی را بخشیده از سفر به اسرائیل، زنانِ 8 مارس هم بینِ دو خطِ ارتجاع بلاخره ارتجاعِ رژیم را انتخاب کرده، حکمتیستها هم از لج مسیخ و عکسهای امپریالیستی اش، باز قراره آهنگِ پرولتاریایِ شاخین را پخش کنند. جنبشِ سبزی ها هم لیلی بازرگان را شاخِ حقوق خشر کرده و هی ری توییت می کنندش! و زیرِ لب رپ میزنند.
این وسط آنارخیستها هم هنوز آویزانِ کِشِ قیطانی شاخین و کُلن برای شاخ شدن جلوی شاخزاده قراره به سنتِ شاخین، همگی  زیرشلواری های راه راهشان را در اعتراض به سرکوبِ زندانیان دوباره در اکسیونِ خیابانیِ بلوکِ سیاهِ آنارخیستی همزمان برای وحشتِ کاپیتالیسم پایین بکشند!
فمنیستها مانده اند جریان چیست؟ آیا دوباره قرار است به بهانه ی جنگ و تحریم و مبارزاتِ آنتی امپریالیسم و ارتجاع بزرگ (ترامپ) در برابر ارتجاع کوچک (پوتین) عکسِ خامنه ای را در ماخ ببینند؟ و پایِ سفره ی افطارِ رفقا، قرار است فقط مسیخ را به دندان بکشند یا مطالباتِ زنان را نیز؟
تکلیفِ زنانِ کمونیست معلوم است، آنها همیشه سبیل را انتخاب کرده اند و شاخین هم از استالین کم ندارد. اما مسیخ هم آنجلا دیویس نیست و رادیکال فمینیستها هم  از  زنانی که توی مترو گل پخش می کنند و هنوز بدنبالِ کمپینِ ماله کشیدن از آلت الله های عزما برای برابری دیه و گرفتنِ نفقه هستند، دلِ خوشی ندارند.
 حجاب جنگ هرروزه چهل ساله زن ایرانیه.
مبارزه علیه حجابِ اجباری، جنگِ هر روزه ی زنانِ ایرانی است. مبارزه برای مطالباتِ زنان، مطالباتِ نصفِ جمعیته و هر زنی باید توی مُخش رفته باشه که اول از همه باید این کفنِ سیاه رو بیرون بیاره.  ما دقیقن در مقطعِ انقلاب و 40 سالِ پیش قرار داریم و نباید دیگر گول بخوریم. باید سیخ شویم در جانِ مرد/ پدرسالاری. سوسکی شویم  در تنبانشان و خوابِ راحت را ازشان بگیریم.
پس سوسکهای نازنین، شاخ شدن، مسیخ بودن و سیخ زدن و برای - شناختِ راه از چاه، از شاخکهای غریزی تان استفاده کنید.

علینژاد بهانه است، کُل جنبش زنان نشانه است! مورد- شاخین نجفی/ مسیخ علینژاد
https://youtu.be/vaKSOavd_2w



در اینجا  مطالبی از دیگران همراه با لینکِ منبع.

۱۶ اردیبهشت، ۱۳۹۸

علیه ختنه ی زنان توسط "کمونیستها"


* منظور از ختنه ی زنان، همان ناقص سازی آلت جنسی زنان می باشد.
عکس- فیمن
رزا: آیا تصادفی است که آذر ماجدی اینجا علیه سقط جنین قلم می چرخاند ؟ و یا کماکان الگوی زنِ کارگر نزد فسیلهای چریک، زنی اورکوت پوشیده و با چفیه ی فلسطینی  است!؟  اینجا
 و یا آنارشیستِ کمونیست، اینجا ، جولیان آسانژ را فراماسیونی می داند و عکسهای یهودیانِ خوشبخت را در آشویتز اینجا منتشر می کند؟
چرا در همه ی لوگوهای "کارگری" پستانِ زنان را می بُرند و روسری سرش می اندازند؟ اینجا
چرا سپیده قلیان را که به قفس داعش انداخته اند، مظهر مقاومت نیست؟ ولی ساناز و عسل، کودکان کارگرانند چون فعلن رژیم فیلم "اعترافات شان" را پخش نکرده است؟!
اگر الگوی زنِ کمونیستِ کارگری زنی لخت است اینجا، اما اخته اش می کنند، مبادا سقط جنین کند و گناهِ کبیره! اگر هم قرار است این زن در کنار چریکها قرار بگیرد، توی کونش را هم پارچه پوشانده با وعده ی آزادیِ حجاب و پوشش اینجا! ما را از جنگ ولیبی/عراقی شدن و سوریه ای شدن و  از موهای فرفریِ و اصلاح طلبان می ترسانند که اگر روی سکو رفتی و دختر انقلاب شدی و لچک بر سر چوب کردی، پس در میان کمونیستها، ضد انقلابی و با پمپئو و امپریالیسم عکس انداخته ای!
همین لچک را اگر سرِ چوب نکردی و دور کَله و مُخ ات به شیوه ی فلسطینی پیچیدی و یک چشمی شعار دادی، پس، انقلابی هستی و الگویِ کمونیسم! اینجا
ساناز و عسل می شوند محبوب و هوادار و حامیِ "کارگران" و با مقاومت جانانه در زندان اوین !
سپیده قلیان را هم که خائن و بُریده و یهودا و از همان ابتدا سانسورش کردند، اینجا
کمونیستها به نامِ نامیِ طبقه، خایه هایشان را زیر نامهای یکبار مصرف (سارینا گوه نیا)  قایم کرده تا به زنان نُمره و امتیازِ ایدئولوژیکی بدهند اینجا!
برای گوه نیا، خرده بورژوازی می تواند ساکِ انقلابی بزند، حتی با موهای رنگ کرده! ، اگر طرفدارِ تئوریهای کمونیستیِ لنین/ تروتسکی و استالین باشد!
چرا که قرار است خرده بورژوازی در جهانِ بدیلِ کارگران، در فردای سوسیالیسم/کمونیسم، تحتِ هژمونیِ پرولتاریا، گونی پوشانده، چفیه انداخته، روزها را بچه به پستان، در کارخانه ی دیوار به دیوارِ شیرخوارگاههای سوسیالیستی، تمکین کند!
از ما پرسیدند که الگوی شما چیست در اردوگاهِ سوسیالیستی؟ گفتیم: زنی با پستانهایِ انقلابی! 
کُسهایی که نه برای ارتش سرخ بزاید، بلکه با لذت بگاید!

مرتبط:
برای خواندن کُل مطلب در منبع، روی تیترها کلیک کنید.
  
یک مقایسه: دختران حامی طبقه کارگر و دختران خیابان انقلاب
سارینا
زمستان 96 ما چیزی را در تهران شاهد بودیم که نامش را دختران خیابان انقلاب گذاشتند: دخترانی تنها، بر سکویی، چوبی به دست و لچک بر سر چوب.
پاییز 97 ما شاهد مبارزات توفنده کارگران هفت تپه و فولاد اهواز بودیم. در این بین، علاوه بر مبارزات زنان کارگر مجتمع نیشکر که ما هیچ گاه سخنان آن زن با سر و صورت بسته را از یاد نخواهیم برد، نام چند تن دیگر بر زبان می افتد: ساناز الله یاری، سپیده قلیان و عسل محمدی که دخترانی هستند که در حمایت و پیوند با جنبش کارگری دستگیر شده اند و هم اکنون نیز دو نام مذکور ابتدایی مقاومت جانانه ای را در زندان اوین میکنند و محکم بر سر آرمانهایشان ایستاده اند.
.....
به ذهن متبادر می شود که در این میان میتوان به مقایسه و بررسی ای دست زد: آیا بین این دختران با "دختران خیابان انقلاب" تنافری هست یا شباهت؟ آیا این دو بروزات متفاوت یک مبارزه هستند؟ آیا می توان از یک اتحادی بین آنها سخن گفت؟ یا باید مرزبندی ای بین آنها دید و آن را سفت و سخت تر کرد؟
توفیر هست بین دختران بازداشت شده در ارتباط با جنبش کارگری و " دختران خیابان انقلاب" و بر خلاف برداشت اولیه و دموکراتیک، هیچ پیوندی بین آنها نمی بینم و می توان آن جمله ایناتسیو سیلئونه را که زمانی گفته بود نبرد نهایی بین کمونیستها و کمونیستهای سابق است، بازنویسی کرده و بگویم: نبرد نهایی نبرد پرولتاریای ایران با نظام جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه نبرد مهمتر و نهایی نبرد بین این طبقه و طبقات متوسط و بورژوازی پروغرب خواهد بود. اگر بخواهیم با ائتلاف این طبقات با جمهوری اسلامی مبارزه کنیم، بهترین چیزی که عایدمان میشود یک دولت بورژوایی دیگر است، اگر شانس آورده و شبیه سوریه و لیبی و عراق نشویم.
لذا وظیفه ما، در کنار تلاش برای آزادی و منع تعقیب قضایی آنان، دفاع از آرمانها و مسیر این رفقا است که مسئله شان نه حضور زنان در ورزشگاه فوتبال و آزادی حجاب بلکه آن کارگران و زنان کارگری است که زندگی شان آنقدر آغشته به استثمار و بهره کشی است که داشتن تشکل و اتحادیه برایشان مهمتر است. سانازها و سپیده ها و عسل ها متعلق به آن سنت سیاسی اند که میدانند عمل "دختران انقلاب" با آن سنت و جریان سیاسی پیوند دارد که تنها به یک حکومت بورژوایی دیگر، حال سازشگر با جامعه جهانی آمریکایی ختم میشود، درحالیکه در جهان بدیل کارگران، آزادی حجاب و پوشش اختیاری، پیشاپیش وجود دارد و هم اکنون باید در سمت سنت مبارزاتی کارگران ایستاد.
برای خواندن ادامه روی اینجا کلیک کنیم.


۱۳ اردیبهشت، ۱۳۹۸

ویدئو ی مصاحبه با بلوک سیاه آنارشیستی- خشمِ سیاه + لیست دستگیر شدگانِ اعتراضِ دیروز در ایران

ویدئو ی مصاحبه با بلوک سیاه آنارشیستی- خشمِ سیاه
ویدئو ی مصاحبه به زبان فرانسه+ نحوه ی اکسیون بلوک سیاه در تظاهرات اخیر در پاریس- 50 دقیقه- زیرنویس به فرانسه.
 از رفقای مسلط به این زبان خواهش که به زبانهای دیگر زیرنویس را ترجمه کنید. با تشکر
BLACK BLOCS - COLÈRE NOIRE
https://youtu.be/TC4Kty-kRD0



نحوه ی برخورد معترضین با پلیسِ زخمی- اول ماه مه پاریس- فرانسه
https://youtu.be/a1jeU7WWPnc

انتقال سپیده قلیان و اسماعیل بخشی به زندان اوین

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه از انتقال  اسماعیل بخشی، فعال کارگری، سپیده قلیان، فعال مدنی و امیر امیرقلی روزنامه‌نگار زندانی از زندان شیبان اهواز به زندان اوین تهران خبر داد.
براساس این گزارش، هدف از انتقال آنها به زندان اوین تهران، شرکت در  جلسه دادرسی در شعبه ۷ بازپرسی دادگاه بوده است.
وکلای سپیده قلیان و اسماعیل بخشی به دلیل مخالفت بازپرس اجازه حضور در دادگاه را نیافته‌‌اند.

بیش از ۴۵ بازداشت
 آخرین گزارش ها از وضعیت دستگیرشدگان اول ماه مه در تهران
شرح مفصل دستگیری های روز جهانی کارگر و روز معلم در ایران- اینجا


۱۱ اردیبهشت، ۱۳۹۸

اول ماه مه- شورشیانِ جهان- متحد شویم


دگرگون کردنِ همه چیز- فراخوان آنارشیست اینجا

to change everything Persian Subtitle
https://youtu.be/BSPxNZSJroI

زمانی که از نقاط مشترک میان تمام‬ ‫موسسات مختلف واهرم های اعمال‬ ‫زور و سازوکارهای سلطه آگاه شویم‬ ‫بدیهی خواهد بود که مبارزات و‬ ‫حرکت های فردی ما به پیدایش‬ ‫جنبشی می انجامد که بسیار بزرگ تر‬ ‫و قدرتمند تراز تک تک ما خواهد بود‪.‬‬ ‫حرکتی و ارتباطی که ما را پیش از‬ ‫پیش یه یکدیگر نزدیک خواهد کرد و‬ ‫زمانی که به مثابه این حس مشترک به‬ ‫یکدیگر بپیوندیم می توانیم همه چیز‬ ‫را تغییر دهیم‪ .‬نه تنها قادر خواهیم‬ ‫بود به مبارزات مان شکل دیگری‬ ‫بدهیم بلکه می توانیم روش هایمان‬ ‫و ظرفیت لذت بردن و تعریف خود را‬ ‫از معنا و مفهوم زندگی دگرگون کنیم‪.‬‬
‫اولین قدمی که باید در احقاق این‬ ‫اهداف و پیدا کردن یکدیگر برداریم‬ ‫این است که بر اساس منطقی متفاوت‬ ‫عمل کنیم‪.‬‬
برای خواندن متن در منبع روی اینجا کلیک کنیم.




برای دیدن فیلم های مستند دیگر روی اینجا کلیک کنیم.

۰۱ اردیبهشت، ۱۳۹۸

تجدید حیاتِ نسیم سبز


در سالروز فقدانِ نسیمِ سبز
نسیم نجفی اقدم

دوستدارانِ کانال تلگرامی  او در اقدامی انسانی، تمامِ نوشته ها و ویدئو های او را نجات داده و در لینک زیر احیا کردند.
با تشکر از این کار، من هم فکر می کنم ای کاش این رسم بشود و نوشته های رفقایی را که دیگر در میان ما نیستند را حفاظت کنیم.
دوستداران نسیم میتوانند مطالب و ویدئوهای او را در لینک زیر استفاده کنند.
یادش همیشه سبز باشد.
 آرشیو کانال تلگرام نسیم سبز
 https://www.inventati.org/sabotage/nasimesab/




آرشیو کانال تلگرام نسیم سبز
https://www.inventati.org/sabotage/nasimesabz/

۲۵ فروردین، ۱۳۹۸

صحنه هایی از سیل زدگان خوزستان و سخنی از مسعود درباره ی کارگران


صحنه هایی از سیل زدگان خوزستان و سخنی از مسعود درباره ی کارگران
https://youtu.be/ygUckZ5_cO8



باج خواهی احزاب تحت نام جنبش مستقل کارگری
در طول مبارزات واقعی طبقه ی کارگر جهانی در هیچ مقطع کارگران بطور علنی از خود هیچ جنبش مستقلی نداشته اند. آنچه که امروز در سطح عالم مجازی و غیر در جریان است مطلقن هیچ ربطی به طبقه ی کارگر ندارد. آنهایی که تمامی سرمایه ی خود را در کف ترازو می گذارند نه خودشان را شناخته اند و نه طرف مقابلشان را. دریغ از یک تاثیر دوران ساز و غافل از شرایط تاریخی که انسانها خود سازنده ی تاریخ خویش اند.
 قبل از هر چیز باید این جماعت رسوا در خارج از کشور را که با شعارهای توخالی به علنی گرایی دامن می زنندنند بدانند که طبقه ی کارگر همواره در مبارزه ی طبقاتی در دلِ سرمایه به شکل هایی کاملن مخفی، مبارزات مُتشکلِ خویش را به پیش می برد. در این میان نه به تبلیغات  و نه به پروپاگاندا احتیاج است.
1- این مبارزه به خود کارگران تعلق دارد. آنهایی که حتی در داخل به شکل های مختلف خود را سازمان و یا افراد مستقل کارگری می نامند، باید بدانند که استقلال و تشکیلات علنی و مبارزه ی علنی در چارچوب حاکمیت در نهایت به نفع  بورژوازی تمام خواهد شد. تجربه ی چهل ساله ی ماندگاری این رژیم، بهترین گواه این حرکت است.
2- همانطور که در بالا اشاره کردم، این باج خواهی بروکراتهای حزبی و سازمانهایی تحت نام جنبش مستقل طبقه ی کارگر، علنن و عملن در جهتِ شناسایی پیشاهنگان کارگری و مبارزانِ طبقه ی کارگر بوده است.
در این راستا تجربه ی تاریخی در جهت نفوذ به جنبش و شناسایی درونِ طبقه ی کارگر بوده است.
3- ما در گذشته ی نه چندان دور، برای همبستگی کارگران علیه سرمایه داری جهانی، نشستهای متعددی و گردهم آیی در کشورهای اروپایی و امریکای لاتین داشتیم و با به وجود آمدن امکانات مجازی، مبارزاتمان به مراتب به عقب رفته و قربانیان زیادی در این راسا داده ایم.
4- علت عقب ماندگی ذهنی و عملی تئوریکِ بروکراتهای حزبی و غیر حزبی در سالهای طولانی را نمی توان بطور گذرا بررسی کرد.
5- این عقب ماندگی ریشه در اندیشه های برخاسته از مارکسیسم، لنینیسم و تروتسکیسم و همچنین ایدئولوژیهای دیگری که زمینه های تاریخی و اجتماعیشان را می توان به چندین قرنِ گذشته و ارتباطِ آن را با پدیده ی دولت و سرمایه داری مدرنِ بورژوازی که در نهایت تبلور آن در مجلس موسسان و قانون اساسی ست، می توان ارزیابی کرد. روشنفکران بوروکرات در  اواخر قرن نوزدهم تا آغاز قرن بیستم برای به اصطلاح آزادی و استقرارِ قانون، بجای مُدلِ واژه ی شخصِ حاکم، شکلِ جدی یافت. نمونه ی بارز و روشن آن در ایران را می توان صدورِ فرمان مشروطیت و تدوینِ قانونِ اساسی دانست. حال در این میان، بروکراتهای ورشکسته، امروز هم کماکان با همه ی ناکامی هایشان به دروغ آن را عدم ارتباط با طبقه ی کارگر می دانند.
موفق و موید باشید.
 مسعود

۰۵ فروردین، ۱۳۹۸

صحنه هایی انسانی از همبستگی پس از سیل و طوفان +سیل در شیراز- بروجرد- بطرف خوزستان

صحنه هایی انسانی از همبستگی پس از سیل و طوفان در استان گلستان



رفقا به کمک سیل زدگان برویم...

عکس/دراوزه قران/ امروزدوشنبه

5فروردین ماه، استان فارس: تلفات سیل در دروازه قرآن شیراز زیاد است/ مردم درخواست کمک فوری و امدادرسانی دارند

فیلم/  سیل شیراز در محلات اطراف دروازه قرآن

دست‌کم «۱۱ نفر» در سیل شدید در دروازه قرآن شیرازکشته شده‌اند 

گزارش‌های رسیده از ایران حاکی است که بارش شدید باران در شیراز در روز دوشنبه پنجم فروردین باعث راه افتادن سیلابی سهمگین در این شهر شد که تاکنون کشته شدن دست‌کم ۱۱ نفر و مصدوم شدن ۳۵ نفر در این حادثه تأیید شده است.

برای خواندن ادامه ودیدن بقیه ی فیلم های خبری روی اینجا کلیک کنیم.

۲۵ اسفند، ۱۳۹۷

ربط اختلاس پتروشیمی با مرجان شیخ الاسلام آل آقا- مجید باقر نژاد- مهدی خلجی- مسیح علی نژاد و بقیه! - عکس و ویدئو

عکس مرجان و شوهر اولش پاسدار- مجید باقر نژاد

رزا: الان اسم مرجان آل آقا و خاوری بزرگ شده، اما گویا سردار سپاه / مجید باقر نژاد هم که شوهرِ اولِ مرجانِ آل آقا بوده در کانادا است و با خانم ب! یکی از اکره-نکره ی رژیم ، تجدید فراش کرده و رژیم ایران نیز بدلیل این خانم ب، اسم ایشان (مجید باقر نژاد) را در پرونده ی اختلاس پتروشیمی نیاورده اند. در حالی که از سال 1383 این مادام/موسیو در حال اختلاس/پولشویی...
عکس سردار باقرنژاد اهل کرمانشاه را نیافتم. اما آدرس منزل او در تورنتو روی نت هست.
اگر اثبات شود او سپاهی است، می شود از کانادا دیپورتشان کرد.
جای مرجان و مهدی و مسیح و خاوری و بقیه البته محکم است.
نه فقط بدلیل پول بلکه چون اینها مثل سرطان خود را به بدنه ی اپوزیسیون خارج کشوری محکم کرده اند. جراحی اینها همان مرگِ اپوزیسیون خارج از کشور است که مواجبش از پولشویی و اختلاس نفت است...
در مورد د مرجان/مسیح هم اینجا مطلب خوبی از بچه های کانادا.


سال نو مبارک
 🌹
با کاسبان تحریم و چرخه پولشویی و دور زدن تحریمها در حکومت دزدان آشنا شوید

 در این رشته توییت به بخشی از فعالیت‌های و همسر سابق وی مجید باقری‌نژاد در ترکیه اشاره میکنم. لطفا اگر اطلاعات تکمیلی دارید همین‌جا بنویسید یا دایرکت کنید.

شوهر اول مرجان شیخ الاسلامی آل آقا که روزنامه های رژیم بعلت سابقه ی سرداری سپاه پاسداران، سردار مجید باقرزاده، از او نامی نمی برند، و بعد از متراکه با زوجه ی اول، با خانمی به نام ب دختر یکی از مرتبطین نظام ازدواج کرده است، و طرف قرارداد خبرگزاری میراث فرهنگی بوده است،
8 PARMBELLE CRES, TORONTO Description: LT 74 PL 5112 NORTH YORK; S/T NY246934; TORONTO (N YORK) , CITY OF TORONTO Party To: BAGHER-NEJAD, MAJID

در دنباله چند عکس و سند. برای بزرگنمایی روی عکسها کلیک کنیم.

۱۵ اسفند، ۱۳۹۷

هشدار - فمینیسمِ خایه دارِ مائویستی

رزا: در آستانه ی گرامیداشت روز جهانی زنان، سوسن و مادرش (واحد دوسلدرف-زنان 8 مارس) را بمانند گوسفند قربانی به سلاخی بردند و خونشان نیز قرار است پرچم کارِ زارِ کارزار حزبی- مائویستیِ زنان را سرخ تر از همیشه کند.
سه تفنگدارِ باب آواکیانی (لیلا-فریبا و فریدا) به نامِ نامی فمینیسم ، اختلافات سیاسی- تشکیلاتی شان را با مائویستهای سنتی (سوسن و مادرش) با شیوه ای استالینیستی حل کردند. حذف افراد با اتهامِ
 نقض اصول تشکیلاتی- امنیتی
سلب اعتماد درون سازمانی
عدم رعایت و به کاربرد  منشور و اساسنامه سازمان زنان هشت مارس
عدم پیش‌برد وظایفی که مجمع عمومی این سازمان بر عهده اعضا قرار داده...


رزا: باید پرسید که این مادر و دختر از چه زمانی جاسوسِ رژیم شده اند؟
نه اینکه دلم برای متهمانِ این محاکماتِ استالینیستی و درونیِ این تشکیلاتِ مخوف بسوزد چرا که در صورتِ قدرت گرفتن ِ جناحِ رقیب، البته کَله ی بنفشِ فریبا امیرخیز زیرِ طناب میرفت!
تنها هشداری باید باشد به زنان و دخترانِ راه گم کرده به این تشکیلاتِ حزبی، که به اسمِ "رهایی زنان" به این استالینیستهای بدون خایه ملحق شده اند. که منشور و اساسنامه ی تشکُلِ 8 مارس، هر لحظه می تواند چماقی شود بر سر هر آنکه سلطه و اتوریته ی رهبر ایدئولوژیک را نپذیرد. پس در این تشکیلات، از شما هر لحظه می توان سلب اعتماد کرد. پس، شما هر لحظه باید در این تشکل های حزبی منتظر حذف و اتهامِ خیانت باشید...
به احترامِ روز جهانیِ زن، انتظار می بود که محاکمات علنی حزبی تان را عقب می انداختید!
چگونه زنان اینک، به راهپیمایی سه روزه ی کارزار زنان شما و حزب تان بپیوندند وقتی که مدام دستورِ تیر می دهید؟
حتی خودی ترین هایتان را هم تحمل نکرده، ولی فراخوان به اتحاد می دهید!
حتی گوسفندان هم چهره ی قصابشان را می شناسند وقتی چاقو بدست بگیرد.
فمینیسم اتوریته هرگز نتوانسته به خواهری تشویق کند. شما کپی ای بد، از رفتار مردانتان هستید.
در دفاع از سوسن و مادرش نمی نویسم چرا که آنان در جایگاهِ شما نیز همین می کردند!
در دفاع از رفتارِ فمینیستی نوشتم که فرای اساسنامه و بخشنامه و فرمان و فتوا، در پیِ تقویت خواهری است. 
البته شما هرگز بجز حذف چیزی در احزاب مائویستی تان نیاموخته اید.
باشد که زنان همواره صدای خود باشند و هرگز به دامِ شعارهای قلابی تان نیفتند.
به اساسنامه های حزبی و منشورهای سازمانی تان باید رید. انقلابی ترین و رادیکالترین اکسیون در روز جهانی زن، عبور جنبش زنان از فمینیسم اتوریته است.
فمنیستی قلابی که 8 مارس از حزبش طلاق می گیرد تا برای اول ماه مه، اعضای جدید جذب کند! تهوع بر انگیز...
   فمینیسمِ خایه دارِ مائویستی  در زیر: 

سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان)
جهت اطلاع
برای جلوگیری از استفاده اپورتونیستی از نام سازمان زنان هشت مارس
بدین وسیله به اطلاع عموم می رسانیم که سازمان زنان هشت مارس (ایران- افغانستان) واحدی به نام دوسلدرف ندارد.
سازمان زنان هشت مارس، عضویت دو فردی که خود را به عنوان واحد دوسلدرف این سازمان معرفی می کنند: به علت نقض اصول تشکیلاتی- امنیتی؛ سلب اعتماد درون سازمانی؛ به علت عدم رعایت و به کاربرد  منشور و اساسنامه سازمان زنان هشت مارس؛ و هم چنین عدم پیش‌برد وظایفی که مجمع عمومی این سازمان بر عهده اعضا قرار داده است، به حالت تعلیق در آورده است.
در نتیجه، سازمان زنان هشت مارس واحدی به نام دوسلدرف ندارد و هرگونه استفاده از این نام  از نظر این سازمان، هم از زاویه‌ی سیاسی و هم تشکیلاتی بی اعتبار و فرصت‌طلبانه است.
سازمان زنان هشت مارس (ایران-افغانستان)
1 مارس 2019
www.8mars.com
zan_dem_iran@hotmail.com

پ.ن.: خواهرانی که ادعا می کنند که لیلا پرنیان و فریبا امیرخیزی از حزب مائویستی شان بیرون آمده و دو سالی است که در طلاق از حزب به سر میبرند و اختلافشان با سوسن و مادرش، اختلافِ میانِ خط فمینیستی (لیلا-فریبا) و خط مائویستی (سوسن و مادرش) می باشد، سخت در اشتباه هستند. اختلاف آنان فقط جنگ زرگری میانِ دو نوع مائویسم است. خط سابق مائویسم و خط جدیدِ باب آواکیون!
باب Bob به استفاده از زنان در سازمانهای توده ای معتقد است. (مقاله ی لیلا پرنیون در زیر)

ما زنانِ سابقِ(غیر مائویست) سازمانِ زنانِ 8 مارس و کارزارِ زنان در یکدهه پیش نیز رسمن در کارزار زنان شماره ی 1 این تاکتیک را مشاهده کردیم. سه سالِ پی در پی میانِ آلمان-هلند -بلژیک-سوئد.. راهپیمایی های طولانی.
پس از جذب نیروی 2000 زن، در سال سوم کارزارِ زنان ناگهان اعلام شد: آشتی با حزب و تجدید فراش با مائویسم.
نتیجه؟
از اینهمه زنِ کارزاری و 8 مارسی،  مانده اند دوباره 20 زنِ مائویسم! پس از بیش از یکدهه سکوت، اکنون دوباره با اوج خیزش مردم در ایران، باری دیگر فراخوان بالماسکه ی سه روزه ی کارزار زنان! کارزار زنان شماره ی 2 بیرون آمد!
باز هم به دروغ که ما حزب، مردانمان و مائویسم را طلاق داده و فمینیسم هستیم!
حال از خودِ من و رفقای (غیر مائویست) ما در کارزار شماره ی 1  سو استفاده ی حزبی شد. اینک نیز با همان حیله ی قدیمی که لیلا پرنیان و فریبا امیرخیزی و فریدا و... مائویسم را طلاق داده و به فمینیسم پیوسته اند، کُمدی وار،  نسل جدیدِ زنان را به بازی گرفته اند! 
هشدار، که پُشت جیغ های بنفشِ لیلا و فریبا، رفیق باب آواکیون بمانند دوال‌پامنتظر و کمین نشسته است.
جنگ این زنانِ حزبی بر سر قدرت و خوش رقصی برای رهبری است. نشانه ی واضح آن حذف و طرد تشکیلاتی خواهران مائویست شان (غیر باب آواکیانی) با توجیح و  استنادِ به منشور و اساسنامه و اتهاماتِ امنیتی بودن و رژیمی بودن و غیره و غیره می باشد.
که کاملن دروغ است. این زنانِ حزبی اختلافاتِ سیاسی ایدئولوژیکِ خود را در زمین جنبش زنان آورده و هیچکدام ربطی به مبارزات و جنبش زنان ندارند...
اتفاقی مانند جریانِ سازمان زنانِ اتحاد ملی زنان در ایران (1357) در مقطع انشعابِ چریکهای اقلیت/اکثریت اتفاق افتاده است که نهایتن باعث نابودی اتحاد ملی زنان در برابر ارتجاع خمینی شد. البته اکنون در طیف مائویستها  نیز اینهمه مشاهده می شود.
آیا لیلا پرنیان دیگر مائویست نیست؟
مقاله ی زیر دقیقن نشان می دهد که فمینیست شدنِ او و استعفا از حزبش دروغ و شایعه است.
خطرات و فرصت ها در شرایط حساس کنونی - لیلا پرنیان 
 باب آواکیان درباره رابطه ستم بر زنان و شیوه تولید سرمایه داری-
سپیده همراز


۰۶ اسفند، ۱۳۹۷

در حال کُشتن اسماعیل بخشی و سپیده قلیان اند. لعنت به این زندگی...

بیهوش شدن اسماعیل بخشی در ملاقات با خانواده‌اش


سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه به نقل از فرزانه زیلابی، وکیل اسماعیل بخشی، نماینده کارگران این شرکت، خبر داد که آقای بخشی در ملاقات با اعضای خانواده خود «بیهوش شده» است.
این کانال به نقل از خانم زیلابی نوشت: «موکلم به شدت زیر فشار است به گونه‌ای که امروز در حضور اعضای خانواده‌اش بیهوش شده و طبق اظهارات آنها مرگ فرزندشان را برای لحظاتی جلوی چشم خود می‌بینند و خوشبختانه دوباره به هوش می‌آید».
کانال مستقل کارگران نیشکر هفت‌تپه پیش از این خبر داده بود که اسماعیل بخشی نماینده کارگران این شرکت و سپیده قُلیان فعال مدنی، برای برای اعترافات اجباری دوباره و نوشتن «ندامت‌نامه» تحت «فشار شدید» قرار دارند.
سپیده قُلیان و اسماعیل بخشی پس از سخنان‌شان درباره شکنجه شدن‌، سی‌ام دی‌ماه برای دومین باربازداشت شدند. این بازداشت پس از پخش اعترافات اجباری آنان در برنامه «طراحی سوخته» از تلویزیون ایران، انجام شد.
فرزانه زیلابی، وکیل مدافع اسماعیل بخشی، روز ۱۷ بهمن خبر داده بود که به موکلش سه اتهام جدید «نشر اکاذیب، فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مقامات» ‌تفهیم شده است.

به منظور امضای دادخواست عفو بین‌الملل ترکیه برای درخواست آزادی اسماعیل بخشی و سپیده قلیان به اینجا بروید.

دادخواست دیگر عفو بین‌الملل برای آزادی اسماعیل بخشی و سپیده قلیان را اینجا ببینید:

  اخبار کارگرى
February 24, 2019
جان اسماعیل بخشی در خطر است!
به گزارش رسیده امروز در حین ملاقات اسماعیل بخشی با خانواده، این کارگر زندانی بیهوش شده است به طوری که  خانواده برای لحظاتی مرگ فرزندشان را به چشم خود می‌بینند.
بعد از اینکه عوامل امنیتی وی را به هوش می اورند، به جای رسیدگی به این کارگر زندانی، وی را مورد شماتت قرار می‌دهند.
خانواده به شدت نگران سلامت اسماعیل هستند.
کارگران!
جان اسماعیل در خطر است، او به واسطه نمایندگی ما و  پیگیری مطالبات بر حق خود و همه کارگران هفت‌تپه در زندان است. او به حمایت همه کارگران هفت تپه نیاز دارد. به یاری اسماعیل و خانواده اش بشتابیم.
اسماعیل بخشی فوری آزاد باید گردد!
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
The life of is in danger! According to the latest reports, today during a family visit in prison, Esmail Bakhshi lost consciousness and the family for a moment witnessed his death.

۵ اسفند ۹۷
آدرس ایمیل سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه
🔻 صفحه #تلگرام #سندیکای کارگران.نیشکر هفت تپه 

 وضعیت جسمی به حدی وخیم شده که باید به سرعت به مراکز درمانی اعزام شود. اما دادستانی شوش و اطلاعات برای فشار بیشتر بر او و خانواده اش, وی را بیمار، زجر کشیده، بلاتکلیف و تحت فشار جسمی و روحی و در انفرادی نگه داشته اند تا حداکثر فشار را علیه او اعمال کنند.

https://twitter.com/Roozbeh1963/status/1099811356994347009

عکسِ عامل حمله ی امروز به مادرِ اسماعیل بخشی- مصطفی نظری (دادستان عمومی انقلاب شهرستان شوش)

جزئیات پروژه اعتراف گیری در گفت و گو با نزدیکان اسماعیل بخشی و سپیده قلیان

۲۹ بهمن، ۱۳۹۷

عکسِ عامل حمله ی امروز به مادرِ اسماعیل بخشی- مصطفی نظری (دادستان عمومی انقلاب شهرستان شوش)

 عکسِ مصطفی نظری (دادستان عمومی انقلاب شهرستان شوش)

کانال تلگرامی «هفت‌تپه ــ کانال مستقل کارگران»، منسوب به کارگران مجتمع نیشکر هفت‌تپه از وخامت حال مادر اسماعیل بخشی پس از تلاش مأموران امنیتی برای دستگیری او خبر داد.

بر اساس خبر منتشرشده، خانواده اسماعیل بخشی یکشنبه ۲۸ بهمن برای پیگیری وضعیت نماینده بازداشت‌شده کارگران نیشکر هفت‌تپه به دادستانی شوش مراجعه کرده‌اند اما با برخورد خشونت‌بار مأموران امنیتی مواجه می‌شوند که به وخامت حال مادر بخشی می‌انجامد:
«با دستور دادستان مامورین به اعضای این خانواده حمله ور شده و مادر اسماعیل بخشی را دستگیر میکنند. متاسفانه در اثر این حمله وحشیانه، مادر اسماعیل بخشی از حال میرود و شرایط جسمی او به نحوی وخیم می‌شود که بلافاصله او را به مرکز درمانی منتقل کرده اند».
 
اسماعیل بخشی یکشنبه ۲۷ آبان همزمان با چهاردهمین روز اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌تپه همراه با سپیده قلیان، فعال مدنی بازداشت شد. او چهارم دی، پس از آزادی با وثیقه ۴۰۰ میلیونی به افشاگری علیه شکنجه در دوران بازداشت پرداخت. سپیده قلیان روایت او را تأیید کرد و از شکنجه‌های خود گفت. این افشاگری‌ها الهام‌بخش کارزار «#من_هم_شکنجه_شدم» برای لغو شکنجه بود.
مسئولان ارشد جمهوری اسلامی ابتدا خبر از «ضرورت رسیدگی به این ادعاها» دادند و سپس به تکذیب موضوع پرداختند. در نهایت اعتراف‌های اجباری بخشی و قلیان در یک برنامه امنیتی به نام «طراحی سوخته» شنبه ۲۹ دی از تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی منتشر شد و مأموران امنیتی آنها را یک بار دیگر بازداشت کردند.
کارگران هفت‌تپه در کانال تلگرامی خود شنبه هشدار دادند که اسماعیل بخشی بار دیگر برای اعتراف اجباری تحت فشار است.

 «دستور دادستان شوش برای بازداشت مادر اسماعیل بخشی»

 عکسِ مصطفی نظری (دادستان عمومی انقلاب شهرستان شوش)
گزارش‌ها از شوش حاکی است که دادستان شوش روز یکشنبه دستور بازداشت مادر اسماعیل بخشی، از نمایندگان کارگران نیشکر هفت‌تپه، را صادر کرد ولی مادر آقای بخشی به خاطر بیهوش شدن به بیمارستان منتقل شد.
به نوشته کانال مستقل کارگران هفت‌تپه،‌ این بازداشت در پی مراجعه اعضای خانواده اسماعیل بخشی به دادستانی شوش انجام شد.
بر اساس این گزارش،‌ اعضای خانواده آقای بخشی که برای پیگیری به دادستانی شوش رفته بودند، با بی‌احترامی و پاسخ‌های نامشخص مواجه شدند و هنگامی که خواستار مشخص شدن وضعیتش شدند، دادستان دستور بازداشت مادر این فعال کارگری را صادر کرد.
این گزارش حاکیست که در پی حمله ماموران به اعضای خانواده اسماعیل بخشی و بازداشت مادرش، او از حال رفت و به دلیل وخامت شرایط جسمی‌اش به مرکز درمانی منتقل شد.
این گزارش هنوز از سوی مقام‌های قضایی تایید یا تکذیب نشده است.
پیشتر ‌سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه روز شنبه اعلام کرده بود که اسماعیل بخشی برای تکذیب سخنانش در مورد شکنجه شدن در بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز در دوره نخستین بازداشتش، تحت فشار وزارت اطلاعات قرار دارد.

برخورد با مادر اسماعیل بخشی در دادگستری / فرزانه زیلابی؛ تحت هیچ اعمال فشاری از وکالت بخشی انصراف نمی دهم

۲۲ بهمن، ۱۳۹۷

لینک دانلود کتاب الفبای آنارشیسم «الکساندر برکمن»

لینک دانلود کتاب  الفبای آنارشیسم «الکساندر برکمن»
5.5 مگابایت/ وبسایت مدیافایر 
اینجا

😍با تشکر از رفیق شفیق برای اسکن کتاب

اینجا

 

 هومن کاسبی دو کتاب تخصصی درباره آنارشیسم ترجمه می‌کند
دوشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۷

هومن کاسبی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با اشاره به ترجمه کتاب «الفبای آنارشیسم» که قرار است از سوی نشر «شوند» منتشر شود، عنوان کرد: مولف کتاب «الکساندر برکمن» یکی از فعالان انقلابی در اوایل قرن بیستم یعنی حدوداً مقارن با انقلاب شوروی است.

وی ادامه داد: کمبود این کتاب در زبان فارسی احساس می‌شد چون به طور مثال ما کتاب «آنارشیسم» از «کالین وارد» را داریم که به تاریخ نظریات می‌پردازد یا کتاب عظیم «آنارشیسم» از جورج وودکاک که چون بیش از حد حجیم است معمولاً مخاطبان تمایلی به مطالعه این اثر ندارند، اما این کتاب یک اثر کلاسیک به‌شمار می‌آید که توسط یکی از نظریه‌پردازان و فعالان این حوزه نوشته شده و به زبان ساده مفاهیم بنیادی این سنت را توضیح می‌دهد.
کاسبی همچنین درباره ترجمه «سیاست پساآنارشیسم» نیز توضیح داد: این کتاب در گام‌های نهایی ترجمه است و ترجمه 80 درصد آن به پایان رسیده است. این اثر نخستین کتابی است که از این سنت نظری به فارسی ترجمه می‌شود و برعکس کتاب اول متن بسیار دشواری دارد و مستلزم آشنایی خواننده با سنت‌های فلسفی است.
به گفته این مترجم، «سال نیومن» نویسنده «سیاست پساآنارشیسم»، پروژه‌ای را کلید می‌زند که می‌توان اسمش را نقد پساساختارگرایانه از آنارشیسم کلاسیک گذاشت و البته نویسنده کتاب از آن با عنوان «پساآنارشیسم» یاد می‌کند که به عبارتی بازاندیشی در سنت آنارشیسم کلاسیک از خلال مفاهیم و روش‌های سنت پساساختارگرایی فرانسوی برای فراتر رفتن از چارچوب‌های اومانیسم و روشنگری قرن هجدهم محسوب می‌شود. امیدواریم کتاب به زودی آماده چاپ شده و در صورت توافق با نشر مرکز به چاپ برسد.
کاسبی در ادامه با بیان اینکه با نشر افکار رایزنی‌هایی صورت گرفته که تا چهار اثر جدید نیز در این حوزه و از نظریه‌پردازان بنیانگذار سنت آنارشیسم کلاسیک ترجمه شوند، عنوان کرد: «آنارشیسم: فلسفه و آرمان (و چند مقاله دیگر)»، «مزارع، کارخانه‌ها و کارگاه‌ها، (یا ترکیب صنعت با کشاورزی و  کار یدی با کار فکری)» و «یاری متقابل: عامل تکامل» نوشته پتر کروپوتکین و «اگو و خویشتن  آن» نوشته ماکس اشتیرنر چهار اثری هستند که تا یک سال و نیم آینده کار ترجمه آن‌ها به پایان می‌رسد و بدین ترتیب، با پایان کار، ادبیاتی غنی از آثار سنت آنارشیسم کلاسیک به زبان فارسی در دسترس خواهد بود.  
این مترجم ادامه داد: به عبارت دیگر برکمن در قالب سلسله‌ای از پرسش و پاسخ‌ها به ساده‌ترین صورت ممکن مبانی این حوزه را توضیح می‌دهد تا برای مخاطبی که از پیش با موضوع آشنا نیست قابل فهم باشد.
لینک خرید آنلاین کتاب؟
روی تیتر زیر کلیک کنیم.

کتابخانه آرشیو رزا- از فوکو تا نگری! از رزا تا اوجلان! جدید