۳۱ اردیبهشت، ۱۳۹۸

علینژاد بهانه است، کُل جنبش زنان نشانه است! مورد- شاخین نجفی/ مسیخ علینژاد

رزا: به بهانه ی مسیح علینژاد کُلِ جنبشِ زنان را نشانِ امپریالیستی زده اند.
در این سناریو یکی را به رادیو امریکا فرستادند تا قلاده ی جنبش را بدست بگیره (مسیخ) و دیگری را (شاخین) را به بی بی سی برای تجاوز به حقوق زنان. هوشمنگی چپ حمله به مسیح علینژاد است تا ثابت کنند که زیاد هم منفعل نیستند! 
اوج حرکت چپ در دانشگاه تهران پلاکاردی بود با تیترِ: مسیح علینژاد همدستِ گشتِ ارشاد! پس استارتِ حمله از طرفِ توده ای های داخلِ کشور زده شد. جالب اینکه زنانِ 8 مارس هم اعلامیه دادند علیه مسیح که بعله ایشون مسیخ است و امپریالیسم و شیطانِ رجیم!
زنهای کمونیست کارگری هم که علیه سقط جنین هستند فوری عکسِ مسیح را با شازده و پمپئو به رویش آوردند که بعله این مسیخ است و در کنارِ مرتجعینِ سلطنت و امپریالیسم عکس انداخته! کسی نیست بگه آخه چه کمونیستی؟ شماها که به واسه حقوق یک اسپرمِ جنین شده، توی صفِ واتیکان ایستاده اید!
یکی نوشته بود: دوستان چپ ما بیایید یک توضیح بدهید ما متوجه بشویم چطوری علینژاد با همدستی ارشاد موفق شده حجاب اجباری سرتون کند. یک توضیحی هم بدهید که اساسا چپ غیر از تکرار ادعای «همه بد و کلاشند» چه فعالیت مفید دیگری دارد؟
رزا: خوب راست میگه. این اعتراضیونِ به حجابِ اجباری در دانشگاهِ تهران، هم بیانیه شون را خواندند و هم دستگیری نداشتند. در حالی که وسطِ ماه رمضان با لگد هم زدند توی شکمِ زنِ بسیجی! فیلم های هیجان آورِ دانشگاهِ تهران را خوب نگاه کنیم. 300 دانشجو و دو برابرِ آنها، آدمخورِ بسیجی و سپاهی. تلفات؟ دستگیری؟ زخمی؟
مقایسه کنیم با دستگیری های اولِ ماه مه که کارگران و حامیانشون که هنوز توی زندانند.  تازه اعتراض کارگران نه توی ماه رمضان بود و نه سیاسی بلکه صنفی.
یعنی میشه اعتراض کرد در ایران علیه حجاب، به شرطی که به مسیح علینژاد بگی ارتجاع!
خوب اگه اینجوره، بگیم سه نویسنده ی عضو کانونِ نویسندگان را که این اواخر حکمِ زندان دادند به بهانه ی تبلیغ فحشا (علیه حجاب)، دختران خیابان انقلاب و ویدا موحد و بقیه ی زنان را که، به مسیح بگویند سمبُلِ ارتجاع، شاید در حکم ِ زندانشان تخفیف بگیرند؟!
در طیفِ چپ از مسیح علینژاد انتقاد شده که در میراث فرهنگیِ مرجان آل آقا (همسر کنونی مهدیِ نجفی)، اختلاسگرِ پرونده ی پول شویی سایپا ، خبرنگار بوده . خوب هژیر پلاسیده هم زیرِ دست مرجان و شوهر پاسدارش، همانوقتها خبرنگار بوده با یک من ریش!
از همه ی این ها جالبتر دعوای کنونیِ مسیخ/ شاخین است! شاهینِ نجفی، رپ خوانِ کنونی و مداحِ سابق، یک ترانه علیه مسیح بیرون داده به اسم مسیخ و جای کله ی مسیح، یک سوسک را از شکم نقاشی کرده!   
و بي بي سي فارسي هم آن را پروموت مي كند. یکساعت بحث و معرفیِ ترانه ی مسیخ، توسطِ آلت الله بی بی سی! موضع شاخینِ نجفی البته چپ است و ضد امپریالیسم! کسی نمی پرسه  پس طرف توی اسرائیل چیکار می کرده؟ شاخین ریش ها را زده و پیژامه را کنده، سبیلش کلفتتر از هژیر و عینهو خودِ استالینِ از قبر در آمده با کفشهای سرخ، توضیح میده که منظورش از مسیخ چیه!
یکی از کاربرهای توییتر همزمان عکسِ زنِ شاخین (نوه ی مهندس بازرگان، ذوبِ خمینی) را توی بغلِ مسیخ منتشر کرده که گول نخورید که لیلی بازرگان (زنِ کنونی شاخین) از همان ابتدا همکارِ مسیخ بوده در چهارشنبه های سفید! و دعوا خانوادگیه و زیاد گیر ندهید!
توی توییترِ لیلی  (تخم و ترکه ی بازرگان) البته خبری نیست. فقط شاخین، تبلیغِ ترانه ی مسیخ را پر کرده، در کنارِ چند نسخه ی آشپزیِ خانم بچه ها!
از طرفی ثریا شهابی در سایت آزادی بیان در حالِ کشیدنِ موهای باقی مانده از سرِ کچلِ حمیدِ تقواییِ خائن به طبقه ی کارگر که چرا از شعارِ "علینژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد" انتقاد کرده، چرا که این شعار مقدسه و توی دانشگاه تهران از توی کونِ رفقای چپ بیرون زده! البته باید گفت که چپِ ایران از همان سالِ انقلاب لچک بسر کرد علیه امپریالیسم و الان هم هر کس علیهِ جنگ و تحریم و امریکا است باید با لنگه کفش بزند در ملاجِ مسیخ علینژادِ مرتجع!
حالا گویا چپ ضد امپریالیستی شاخینِ نجفی را بخشیده از سفر به اسرائیل، زنانِ 8 مارس هم بینِ دو خطِ ارتجاع بلاخره ارتجاعِ رژیم را انتخاب کرده، حکمتیستها هم از لج مسیخ و عکسهای امپریالیستی اش، باز قراره آهنگِ پرولتاریایِ شاخین را پخش کنند. جنبشِ سبزی ها هم لیلی بازرگان را شاخِ حقوق خشر کرده و هی ری توییت می کنندش! و زیرِ لب رپ میزنند.
این وسط آنارخیستها هم هنوز آویزانِ کِشِ قیطانی شاخین و کُلن برای شاخ شدن جلوی شاخزاده قراره به سنتِ شاخین، همگی  زیرشلواری های راه راهشان را در اعتراض به سرکوبِ زندانیان دوباره در اکسیونِ خیابانیِ بلوکِ سیاهِ آنارخیستی همزمان برای وحشتِ کاپیتالیسم پایین بکشند!
فمنیستها مانده اند جریان چیست؟ آیا دوباره قرار است به بهانه ی جنگ و تحریم و مبارزاتِ آنتی امپریالیسم و ارتجاع بزرگ (ترامپ) در برابر ارتجاع کوچک (پوتین) عکسِ خامنه ای را در ماخ ببینند؟ و پایِ سفره ی افطارِ رفقا، قرار است فقط مسیخ را به دندان بکشند یا مطالباتِ زنان را نیز؟
تکلیفِ زنانِ کمونیست معلوم است، آنها همیشه سبیل را انتخاب کرده اند و شاخین هم از استالین کم ندارد. اما مسیخ هم آنجلا دیویس نیست و رادیکال فمینیستها هم  از  زنانی که توی مترو گل پخش می کنند و هنوز بدنبالِ کمپینِ ماله کشیدن از آلت الله های عزما برای برابری دیه و گرفتنِ نفقه هستند، دلِ خوشی ندارند.
 حجاب جنگ هرروزه چهل ساله زن ایرانیه.
مبارزه علیه حجابِ اجباری، جنگِ هر روزه ی زنانِ ایرانی است. مبارزه برای مطالباتِ زنان، مطالباتِ نصفِ جمعیته و هر زنی باید توی مُخش رفته باشه که اول از همه باید این کفنِ سیاه رو بیرون بیاره.  ما دقیقن در مقطعِ انقلاب و 40 سالِ پیش قرار داریم و نباید دیگر گول بخوریم. باید سیخ شویم در جانِ مرد/ پدرسالاری. سوسکی شویم  در تنبانشان و خوابِ راحت را ازشان بگیریم.
پس سوسکهای نازنین، شاخ شدن، مسیخ بودن و سیخ زدن و برای - شناختِ راه از چاه، از شاخکهای غریزی تان استفاده کنید.

علینژاد بهانه است، کُل جنبش زنان نشانه است! مورد- شاخین نجفی/ مسیخ علینژاد
https://youtu.be/vaKSOavd_2w



در اینجا  مطالبی از دیگران همراه با لینکِ منبع.

۱۶ اردیبهشت، ۱۳۹۸

علیه ختنه ی زنان توسط "کمونیستها"


* منظور از ختنه ی زنان، همان ناقص سازی آلت جنسی زنان می باشد.
عکس- فیمن
رزا: آیا تصادفی است که آذر ماجدی اینجا علیه سقط جنین قلم می چرخاند ؟ و یا کماکان الگوی زنِ کارگر نزد فسیلهای چریک، زنی اورکوت پوشیده و با چفیه ی فلسطینی  است!؟  اینجا
 و یا آنارشیستِ کمونیست، اینجا ، جولیان آسانژ را فراماسیونی می داند و عکسهای یهودیانِ خوشبخت را در آشویتز اینجا منتشر می کند؟
چرا در همه ی لوگوهای "کارگری" پستانِ زنان را می بُرند و روسری سرش می اندازند؟ اینجا
چرا سپیده قلیان را که به قفس داعش انداخته اند، مظهر مقاومت نیست؟ ولی ساناز و عسل، کودکان کارگرانند چون فعلن رژیم فیلم "اعترافات شان" را پخش نکرده است؟!
اگر الگوی زنِ کمونیستِ کارگری زنی لخت است اینجا، اما اخته اش می کنند، مبادا سقط جنین کند و گناهِ کبیره! اگر هم قرار است این زن در کنار چریکها قرار بگیرد، توی کونش را هم پارچه پوشانده با وعده ی آزادیِ حجاب و پوشش اینجا! ما را از جنگ ولیبی/عراقی شدن و سوریه ای شدن و  از موهای فرفریِ و اصلاح طلبان می ترسانند که اگر روی سکو رفتی و دختر انقلاب شدی و لچک بر سر چوب کردی، پس در میان کمونیستها، ضد انقلابی و با پمپئو و امپریالیسم عکس انداخته ای!
همین لچک را اگر سرِ چوب نکردی و دور کَله و مُخ ات به شیوه ی فلسطینی پیچیدی و یک چشمی شعار دادی، پس، انقلابی هستی و الگویِ کمونیسم! اینجا
ساناز و عسل می شوند محبوب و هوادار و حامیِ "کارگران" و با مقاومت جانانه در زندان اوین !
سپیده قلیان را هم که خائن و بُریده و یهودا و از همان ابتدا سانسورش کردند، اینجا
کمونیستها به نامِ نامیِ طبقه، خایه هایشان را زیر نامهای یکبار مصرف (سارینا گوه نیا)  قایم کرده تا به زنان نُمره و امتیازِ ایدئولوژیکی بدهند اینجا!
برای گوه نیا، خرده بورژوازی می تواند ساکِ انقلابی بزند، حتی با موهای رنگ کرده! ، اگر طرفدارِ تئوریهای کمونیستیِ لنین/ تروتسکی و استالین باشد!
چرا که قرار است خرده بورژوازی در جهانِ بدیلِ کارگران، در فردای سوسیالیسم/کمونیسم، تحتِ هژمونیِ پرولتاریا، گونی پوشانده، چفیه انداخته، روزها را بچه به پستان، در کارخانه ی دیوار به دیوارِ شیرخوارگاههای سوسیالیستی، تمکین کند!
از ما پرسیدند که الگوی شما چیست در اردوگاهِ سوسیالیستی؟ گفتیم: زنی با پستانهایِ انقلابی! 
کُسهایی که نه برای ارتش سرخ بزاید، بلکه با لذت بگاید!

مرتبط:
برای خواندن کُل مطلب در منبع، روی تیترها کلیک کنید.
  
یک مقایسه: دختران حامی طبقه کارگر و دختران خیابان انقلاب
سارینا
زمستان 96 ما چیزی را در تهران شاهد بودیم که نامش را دختران خیابان انقلاب گذاشتند: دخترانی تنها، بر سکویی، چوبی به دست و لچک بر سر چوب.
پاییز 97 ما شاهد مبارزات توفنده کارگران هفت تپه و فولاد اهواز بودیم. در این بین، علاوه بر مبارزات زنان کارگر مجتمع نیشکر که ما هیچ گاه سخنان آن زن با سر و صورت بسته را از یاد نخواهیم برد، نام چند تن دیگر بر زبان می افتد: ساناز الله یاری، سپیده قلیان و عسل محمدی که دخترانی هستند که در حمایت و پیوند با جنبش کارگری دستگیر شده اند و هم اکنون نیز دو نام مذکور ابتدایی مقاومت جانانه ای را در زندان اوین میکنند و محکم بر سر آرمانهایشان ایستاده اند.
.....
به ذهن متبادر می شود که در این میان میتوان به مقایسه و بررسی ای دست زد: آیا بین این دختران با "دختران خیابان انقلاب" تنافری هست یا شباهت؟ آیا این دو بروزات متفاوت یک مبارزه هستند؟ آیا می توان از یک اتحادی بین آنها سخن گفت؟ یا باید مرزبندی ای بین آنها دید و آن را سفت و سخت تر کرد؟
توفیر هست بین دختران بازداشت شده در ارتباط با جنبش کارگری و " دختران خیابان انقلاب" و بر خلاف برداشت اولیه و دموکراتیک، هیچ پیوندی بین آنها نمی بینم و می توان آن جمله ایناتسیو سیلئونه را که زمانی گفته بود نبرد نهایی بین کمونیستها و کمونیستهای سابق است، بازنویسی کرده و بگویم: نبرد نهایی نبرد پرولتاریای ایران با نظام جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه نبرد مهمتر و نهایی نبرد بین این طبقه و طبقات متوسط و بورژوازی پروغرب خواهد بود. اگر بخواهیم با ائتلاف این طبقات با جمهوری اسلامی مبارزه کنیم، بهترین چیزی که عایدمان میشود یک دولت بورژوایی دیگر است، اگر شانس آورده و شبیه سوریه و لیبی و عراق نشویم.
لذا وظیفه ما، در کنار تلاش برای آزادی و منع تعقیب قضایی آنان، دفاع از آرمانها و مسیر این رفقا است که مسئله شان نه حضور زنان در ورزشگاه فوتبال و آزادی حجاب بلکه آن کارگران و زنان کارگری است که زندگی شان آنقدر آغشته به استثمار و بهره کشی است که داشتن تشکل و اتحادیه برایشان مهمتر است. سانازها و سپیده ها و عسل ها متعلق به آن سنت سیاسی اند که میدانند عمل "دختران انقلاب" با آن سنت و جریان سیاسی پیوند دارد که تنها به یک حکومت بورژوایی دیگر، حال سازشگر با جامعه جهانی آمریکایی ختم میشود، درحالیکه در جهان بدیل کارگران، آزادی حجاب و پوشش اختیاری، پیشاپیش وجود دارد و هم اکنون باید در سمت سنت مبارزاتی کارگران ایستاد.
برای خواندن ادامه روی اینجا کلیک کنیم.


۱۳ اردیبهشت، ۱۳۹۸

ویدئو ی مصاحبه با بلوک سیاه آنارشیستی- خشمِ سیاه + لیست دستگیر شدگانِ اعتراضِ دیروز در ایران

ویدئو ی مصاحبه با بلوک سیاه آنارشیستی- خشمِ سیاه
ویدئو ی مصاحبه به زبان فرانسه+ نحوه ی اکسیون بلوک سیاه در تظاهرات اخیر در پاریس- 50 دقیقه- زیرنویس به فرانسه.
 از رفقای مسلط به این زبان خواهش که به زبانهای دیگر زیرنویس را ترجمه کنید. با تشکر
BLACK BLOCS - COLÈRE NOIRE
https://youtu.be/TC4Kty-kRD0



نحوه ی برخورد معترضین با پلیسِ زخمی- اول ماه مه پاریس- فرانسه
https://youtu.be/a1jeU7WWPnc

انتقال سپیده قلیان و اسماعیل بخشی به زندان اوین

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه از انتقال  اسماعیل بخشی، فعال کارگری، سپیده قلیان، فعال مدنی و امیر امیرقلی روزنامه‌نگار زندانی از زندان شیبان اهواز به زندان اوین تهران خبر داد.
براساس این گزارش، هدف از انتقال آنها به زندان اوین تهران، شرکت در  جلسه دادرسی در شعبه ۷ بازپرسی دادگاه بوده است.
وکلای سپیده قلیان و اسماعیل بخشی به دلیل مخالفت بازپرس اجازه حضور در دادگاه را نیافته‌‌اند.

بیش از ۴۵ بازداشت
 آخرین گزارش ها از وضعیت دستگیرشدگان اول ماه مه در تهران
شرح مفصل دستگیری های روز جهانی کارگر و روز معلم در ایران- اینجا


۱۱ اردیبهشت، ۱۳۹۸

اول ماه مه- شورشیانِ جهان- متحد شویم


دگرگون کردنِ همه چیز- فراخوان آنارشیست اینجا

to change everything Persian Subtitle
https://youtu.be/BSPxNZSJroI

زمانی که از نقاط مشترک میان تمام‬ ‫موسسات مختلف واهرم های اعمال‬ ‫زور و سازوکارهای سلطه آگاه شویم‬ ‫بدیهی خواهد بود که مبارزات و‬ ‫حرکت های فردی ما به پیدایش‬ ‫جنبشی می انجامد که بسیار بزرگ تر‬ ‫و قدرتمند تراز تک تک ما خواهد بود‪.‬‬ ‫حرکتی و ارتباطی که ما را پیش از‬ ‫پیش یه یکدیگر نزدیک خواهد کرد و‬ ‫زمانی که به مثابه این حس مشترک به‬ ‫یکدیگر بپیوندیم می توانیم همه چیز‬ ‫را تغییر دهیم‪ .‬نه تنها قادر خواهیم‬ ‫بود به مبارزات مان شکل دیگری‬ ‫بدهیم بلکه می توانیم روش هایمان‬ ‫و ظرفیت لذت بردن و تعریف خود را‬ ‫از معنا و مفهوم زندگی دگرگون کنیم‪.‬‬
‫اولین قدمی که باید در احقاق این‬ ‫اهداف و پیدا کردن یکدیگر برداریم‬ ‫این است که بر اساس منطقی متفاوت‬ ‫عمل کنیم‪.‬‬
برای خواندن متن در منبع روی اینجا کلیک کنیم.




برای دیدن فیلم های مستند دیگر روی اینجا کلیک کنیم.

۰۱ اردیبهشت، ۱۳۹۸

تجدید حیاتِ نسیم سبز


در سالروز فقدانِ نسیمِ سبز
نسیم نجفی اقدم

دوستدارانِ کانال تلگرامی  او در اقدامی انسانی، تمامِ نوشته ها و ویدئو های او را نجات داده و در لینک زیر احیا کردند.
با تشکر از این کار، من هم فکر می کنم ای کاش این رسم بشود و نوشته های رفقایی را که دیگر در میان ما نیستند را حفاظت کنیم.
دوستداران نسیم میتوانند مطالب و ویدئوهای او را در لینک زیر استفاده کنند.
یادش همیشه سبز باشد.
 آرشیو کانال تلگرام نسیم سبز
 https://www.inventati.org/sabotage/nasimesab/




آرشیو کانال تلگرام نسیم سبز
https://www.inventati.org/sabotage/nasimesabz/

۲۵ فروردین، ۱۳۹۸

صحنه هایی از سیل زدگان خوزستان و سخنی از مسعود درباره ی کارگران


صحنه هایی از سیل زدگان خوزستان و سخنی از مسعود درباره ی کارگران
https://youtu.be/ygUckZ5_cO8



باج خواهی احزاب تحت نام جنبش مستقل کارگری
در طول مبارزات واقعی طبقه ی کارگر جهانی در هیچ مقطع کارگران بطور علنی از خود هیچ جنبش مستقلی نداشته اند. آنچه که امروز در سطح عالم مجازی و غیر در جریان است مطلقن هیچ ربطی به طبقه ی کارگر ندارد. آنهایی که تمامی سرمایه ی خود را در کف ترازو می گذارند نه خودشان را شناخته اند و نه طرف مقابلشان را. دریغ از یک تاثیر دوران ساز و غافل از شرایط تاریخی که انسانها خود سازنده ی تاریخ خویش اند.
 قبل از هر چیز باید این جماعت رسوا در خارج از کشور را که با شعارهای توخالی به علنی گرایی دامن می زنندنند بدانند که طبقه ی کارگر همواره در مبارزه ی طبقاتی در دلِ سرمایه به شکل هایی کاملن مخفی، مبارزات مُتشکلِ خویش را به پیش می برد. در این میان نه به تبلیغات  و نه به پروپاگاندا احتیاج است.
1- این مبارزه به خود کارگران تعلق دارد. آنهایی که حتی در داخل به شکل های مختلف خود را سازمان و یا افراد مستقل کارگری می نامند، باید بدانند که استقلال و تشکیلات علنی و مبارزه ی علنی در چارچوب حاکمیت در نهایت به نفع  بورژوازی تمام خواهد شد. تجربه ی چهل ساله ی ماندگاری این رژیم، بهترین گواه این حرکت است.
2- همانطور که در بالا اشاره کردم، این باج خواهی بروکراتهای حزبی و سازمانهایی تحت نام جنبش مستقل طبقه ی کارگر، علنن و عملن در جهتِ شناسایی پیشاهنگان کارگری و مبارزانِ طبقه ی کارگر بوده است.
در این راستا تجربه ی تاریخی در جهت نفوذ به جنبش و شناسایی درونِ طبقه ی کارگر بوده است.
3- ما در گذشته ی نه چندان دور، برای همبستگی کارگران علیه سرمایه داری جهانی، نشستهای متعددی و گردهم آیی در کشورهای اروپایی و امریکای لاتین داشتیم و با به وجود آمدن امکانات مجازی، مبارزاتمان به مراتب به عقب رفته و قربانیان زیادی در این راسا داده ایم.
4- علت عقب ماندگی ذهنی و عملی تئوریکِ بروکراتهای حزبی و غیر حزبی در سالهای طولانی را نمی توان بطور گذرا بررسی کرد.
5- این عقب ماندگی ریشه در اندیشه های برخاسته از مارکسیسم، لنینیسم و تروتسکیسم و همچنین ایدئولوژیهای دیگری که زمینه های تاریخی و اجتماعیشان را می توان به چندین قرنِ گذشته و ارتباطِ آن را با پدیده ی دولت و سرمایه داری مدرنِ بورژوازی که در نهایت تبلور آن در مجلس موسسان و قانون اساسی ست، می توان ارزیابی کرد. روشنفکران بوروکرات در  اواخر قرن نوزدهم تا آغاز قرن بیستم برای به اصطلاح آزادی و استقرارِ قانون، بجای مُدلِ واژه ی شخصِ حاکم، شکلِ جدی یافت. نمونه ی بارز و روشن آن در ایران را می توان صدورِ فرمان مشروطیت و تدوینِ قانونِ اساسی دانست. حال در این میان، بروکراتهای ورشکسته، امروز هم کماکان با همه ی ناکامی هایشان به دروغ آن را عدم ارتباط با طبقه ی کارگر می دانند.
موفق و موید باشید.
 مسعود

۰۵ فروردین، ۱۳۹۸

صحنه هایی انسانی از همبستگی پس از سیل و طوفان +سیل در شیراز- بروجرد- بطرف خوزستان

صحنه هایی انسانی از همبستگی پس از سیل و طوفان در استان گلستان



رفقا به کمک سیل زدگان برویم...

عکس/دراوزه قران/ امروزدوشنبه

5فروردین ماه، استان فارس: تلفات سیل در دروازه قرآن شیراز زیاد است/ مردم درخواست کمک فوری و امدادرسانی دارند

فیلم/  سیل شیراز در محلات اطراف دروازه قرآن

دست‌کم «۱۱ نفر» در سیل شدید در دروازه قرآن شیرازکشته شده‌اند 

گزارش‌های رسیده از ایران حاکی است که بارش شدید باران در شیراز در روز دوشنبه پنجم فروردین باعث راه افتادن سیلابی سهمگین در این شهر شد که تاکنون کشته شدن دست‌کم ۱۱ نفر و مصدوم شدن ۳۵ نفر در این حادثه تأیید شده است.

برای خواندن ادامه ودیدن بقیه ی فیلم های خبری روی اینجا کلیک کنیم.

۲۵ اسفند، ۱۳۹۷

ربط اختلاس پتروشیمی با مرجان شیخ الاسلام آل آقا- مجید باقر نژاد- مهدی خلجی- مسیح علی نژاد و بقیه! - عکس و ویدئو

عکس مرجان و شوهر اولش پاسدار- مجید باقر نژاد

رزا: الان اسم مرجان آل آقا و خاوری بزرگ شده، اما گویا سردار سپاه / مجید باقر نژاد هم که شوهرِ اولِ مرجانِ آل آقا بوده در کانادا است و با خانم ب! یکی از اکره-نکره ی رژیم ، تجدید فراش کرده و رژیم ایران نیز بدلیل این خانم ب، اسم ایشان (مجید باقر نژاد) را در پرونده ی اختلاس پتروشیمی نیاورده اند. در حالی که از سال 1383 این مادام/موسیو در حال اختلاس/پولشویی...
عکس سردار باقرنژاد اهل کرمانشاه را نیافتم. اما آدرس منزل او در تورنتو روی نت هست.
اگر اثبات شود او سپاهی است، می شود از کانادا دیپورتشان کرد.
جای مرجان و مهدی و مسیح و خاوری و بقیه البته محکم است.
نه فقط بدلیل پول بلکه چون اینها مثل سرطان خود را به بدنه ی اپوزیسیون خارج کشوری محکم کرده اند. جراحی اینها همان مرگِ اپوزیسیون خارج از کشور است که مواجبش از پولشویی و اختلاس نفت است...
در مورد د مرجان/مسیح هم اینجا مطلب خوبی از بچه های کانادا.


سال نو مبارک
 🌹
با کاسبان تحریم و چرخه پولشویی و دور زدن تحریمها در حکومت دزدان آشنا شوید

 در این رشته توییت به بخشی از فعالیت‌های و همسر سابق وی مجید باقری‌نژاد در ترکیه اشاره میکنم. لطفا اگر اطلاعات تکمیلی دارید همین‌جا بنویسید یا دایرکت کنید.

شوهر اول مرجان شیخ الاسلامی آل آقا که روزنامه های رژیم بعلت سابقه ی سرداری سپاه پاسداران، سردار مجید باقرزاده، از او نامی نمی برند، و بعد از متراکه با زوجه ی اول، با خانمی به نام ب دختر یکی از مرتبطین نظام ازدواج کرده است، و طرف قرارداد خبرگزاری میراث فرهنگی بوده است،
8 PARMBELLE CRES, TORONTO Description: LT 74 PL 5112 NORTH YORK; S/T NY246934; TORONTO (N YORK) , CITY OF TORONTO Party To: BAGHER-NEJAD, MAJID

در دنباله چند عکس و سند. برای بزرگنمایی روی عکسها کلیک کنیم.

۱۵ اسفند، ۱۳۹۷

هشدار - فمینیسمِ خایه دارِ مائویستی

رزا: در آستانه ی گرامیداشت روز جهانی زنان، سوسن و مادرش (واحد دوسلدرف-زنان 8 مارس) را بمانند گوسفند قربانی به سلاخی بردند و خونشان نیز قرار است پرچم کارِ زارِ کارزار حزبی- مائویستیِ زنان را سرخ تر از همیشه کند.
سه تفنگدارِ باب آواکیانی (لیلا-فریبا و فریدا) به نامِ نامی فمینیسم ، اختلافات سیاسی- تشکیلاتی شان را با مائویستهای سنتی (سوسن و مادرش) با شیوه ای استالینیستی حل کردند. حذف افراد با اتهامِ
 نقض اصول تشکیلاتی- امنیتی
سلب اعتماد درون سازمانی
عدم رعایت و به کاربرد  منشور و اساسنامه سازمان زنان هشت مارس
عدم پیش‌برد وظایفی که مجمع عمومی این سازمان بر عهده اعضا قرار داده...


رزا: باید پرسید که این مادر و دختر از چه زمانی جاسوسِ رژیم شده اند؟
نه اینکه دلم برای متهمانِ این محاکماتِ استالینیستی و درونیِ این تشکیلاتِ مخوف بسوزد چرا که در صورتِ قدرت گرفتن ِ جناحِ رقیب، البته کَله ی بنفشِ فریبا امیرخیز زیرِ طناب میرفت!
تنها هشداری باید باشد به زنان و دخترانِ راه گم کرده به این تشکیلاتِ حزبی، که به اسمِ "رهایی زنان" به این استالینیستهای بدون خایه ملحق شده اند. که منشور و اساسنامه ی تشکُلِ 8 مارس، هر لحظه می تواند چماقی شود بر سر هر آنکه سلطه و اتوریته ی رهبر ایدئولوژیک را نپذیرد. پس در این تشکیلات، از شما هر لحظه می توان سلب اعتماد کرد. پس، شما هر لحظه باید در این تشکل های حزبی منتظر حذف و اتهامِ خیانت باشید...
به احترامِ روز جهانیِ زن، انتظار می بود که محاکمات علنی حزبی تان را عقب می انداختید!
چگونه زنان اینک، به راهپیمایی سه روزه ی کارزار زنان شما و حزب تان بپیوندند وقتی که مدام دستورِ تیر می دهید؟
حتی خودی ترین هایتان را هم تحمل نکرده، ولی فراخوان به اتحاد می دهید!
حتی گوسفندان هم چهره ی قصابشان را می شناسند وقتی چاقو بدست بگیرد.
فمینیسم اتوریته هرگز نتوانسته به خواهری تشویق کند. شما کپی ای بد، از رفتار مردانتان هستید.
در دفاع از سوسن و مادرش نمی نویسم چرا که آنان در جایگاهِ شما نیز همین می کردند!
در دفاع از رفتارِ فمینیستی نوشتم که فرای اساسنامه و بخشنامه و فرمان و فتوا، در پیِ تقویت خواهری است. 
البته شما هرگز بجز حذف چیزی در احزاب مائویستی تان نیاموخته اید.
باشد که زنان همواره صدای خود باشند و هرگز به دامِ شعارهای قلابی تان نیفتند.
به اساسنامه های حزبی و منشورهای سازمانی تان باید رید. انقلابی ترین و رادیکالترین اکسیون در روز جهانی زن، عبور جنبش زنان از فمینیسم اتوریته است.
فمنیستی قلابی که 8 مارس از حزبش طلاق می گیرد تا برای اول ماه مه، اعضای جدید جذب کند! تهوع بر انگیز...
   فمینیسمِ خایه دارِ مائویستی  در زیر: 

سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان)
جهت اطلاع
برای جلوگیری از استفاده اپورتونیستی از نام سازمان زنان هشت مارس
بدین وسیله به اطلاع عموم می رسانیم که سازمان زنان هشت مارس (ایران- افغانستان) واحدی به نام دوسلدرف ندارد.
سازمان زنان هشت مارس، عضویت دو فردی که خود را به عنوان واحد دوسلدرف این سازمان معرفی می کنند: به علت نقض اصول تشکیلاتی- امنیتی؛ سلب اعتماد درون سازمانی؛ به علت عدم رعایت و به کاربرد  منشور و اساسنامه سازمان زنان هشت مارس؛ و هم چنین عدم پیش‌برد وظایفی که مجمع عمومی این سازمان بر عهده اعضا قرار داده است، به حالت تعلیق در آورده است.
در نتیجه، سازمان زنان هشت مارس واحدی به نام دوسلدرف ندارد و هرگونه استفاده از این نام  از نظر این سازمان، هم از زاویه‌ی سیاسی و هم تشکیلاتی بی اعتبار و فرصت‌طلبانه است.
سازمان زنان هشت مارس (ایران-افغانستان)
1 مارس 2019
www.8mars.com
zan_dem_iran@hotmail.com

پ.ن.: خواهرانی که ادعا می کنند که لیلا پرنیان و فریبا امیرخیزی از حزب مائویستی شان بیرون آمده و دو سالی است که در طلاق از حزب به سر میبرند و اختلافشان با سوسن و مادرش، اختلافِ میانِ خط فمینیستی (لیلا-فریبا) و خط مائویستی (سوسن و مادرش) می باشد، سخت در اشتباه هستند. اختلاف آنان فقط جنگ زرگری میانِ دو نوع مائویسم است. خط سابق مائویسم و خط جدیدِ باب آواکیون!
باب Bob به استفاده از زنان در سازمانهای توده ای معتقد است. (مقاله ی لیلا پرنیون در زیر)

ما زنانِ سابقِ(غیر مائویست) سازمانِ زنانِ 8 مارس و کارزارِ زنان در یکدهه پیش نیز رسمن در کارزار زنان شماره ی 1 این تاکتیک را مشاهده کردیم. سه سالِ پی در پی میانِ آلمان-هلند -بلژیک-سوئد.. راهپیمایی های طولانی.
پس از جذب نیروی 2000 زن، در سال سوم کارزارِ زنان ناگهان اعلام شد: آشتی با حزب و تجدید فراش با مائویسم.
نتیجه؟
از اینهمه زنِ کارزاری و 8 مارسی،  مانده اند دوباره 20 زنِ مائویسم! پس از بیش از یکدهه سکوت، اکنون دوباره با اوج خیزش مردم در ایران، باری دیگر فراخوان بالماسکه ی سه روزه ی کارزار زنان! کارزار زنان شماره ی 2 بیرون آمد!
باز هم به دروغ که ما حزب، مردانمان و مائویسم را طلاق داده و فمینیسم هستیم!
حال از خودِ من و رفقای (غیر مائویست) ما در کارزار شماره ی 1  سو استفاده ی حزبی شد. اینک نیز با همان حیله ی قدیمی که لیلا پرنیان و فریبا امیرخیزی و فریدا و... مائویسم را طلاق داده و به فمینیسم پیوسته اند، کُمدی وار،  نسل جدیدِ زنان را به بازی گرفته اند! 
هشدار، که پُشت جیغ های بنفشِ لیلا و فریبا، رفیق باب آواکیون بمانند دوال‌پامنتظر و کمین نشسته است.
جنگ این زنانِ حزبی بر سر قدرت و خوش رقصی برای رهبری است. نشانه ی واضح آن حذف و طرد تشکیلاتی خواهران مائویست شان (غیر باب آواکیانی) با توجیح و  استنادِ به منشور و اساسنامه و اتهاماتِ امنیتی بودن و رژیمی بودن و غیره و غیره می باشد.
که کاملن دروغ است. این زنانِ حزبی اختلافاتِ سیاسی ایدئولوژیکِ خود را در زمین جنبش زنان آورده و هیچکدام ربطی به مبارزات و جنبش زنان ندارند...
اتفاقی مانند جریانِ سازمان زنانِ اتحاد ملی زنان در ایران (1357) در مقطع انشعابِ چریکهای اقلیت/اکثریت اتفاق افتاده است که نهایتن باعث نابودی اتحاد ملی زنان در برابر ارتجاع خمینی شد. البته اکنون در طیف مائویستها  نیز اینهمه مشاهده می شود.
آیا لیلا پرنیان دیگر مائویست نیست؟
مقاله ی زیر دقیقن نشان می دهد که فمینیست شدنِ او و استعفا از حزبش دروغ و شایعه است.
خطرات و فرصت ها در شرایط حساس کنونی - لیلا پرنیان 
 باب آواکیان درباره رابطه ستم بر زنان و شیوه تولید سرمایه داری-
سپیده همراز


۰۶ اسفند، ۱۳۹۷

در حال کُشتن اسماعیل بخشی و سپیده قلیان اند. لعنت به این زندگی...

بیهوش شدن اسماعیل بخشی در ملاقات با خانواده‌اش


سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه به نقل از فرزانه زیلابی، وکیل اسماعیل بخشی، نماینده کارگران این شرکت، خبر داد که آقای بخشی در ملاقات با اعضای خانواده خود «بیهوش شده» است.
این کانال به نقل از خانم زیلابی نوشت: «موکلم به شدت زیر فشار است به گونه‌ای که امروز در حضور اعضای خانواده‌اش بیهوش شده و طبق اظهارات آنها مرگ فرزندشان را برای لحظاتی جلوی چشم خود می‌بینند و خوشبختانه دوباره به هوش می‌آید».
کانال مستقل کارگران نیشکر هفت‌تپه پیش از این خبر داده بود که اسماعیل بخشی نماینده کارگران این شرکت و سپیده قُلیان فعال مدنی، برای برای اعترافات اجباری دوباره و نوشتن «ندامت‌نامه» تحت «فشار شدید» قرار دارند.
سپیده قُلیان و اسماعیل بخشی پس از سخنان‌شان درباره شکنجه شدن‌، سی‌ام دی‌ماه برای دومین باربازداشت شدند. این بازداشت پس از پخش اعترافات اجباری آنان در برنامه «طراحی سوخته» از تلویزیون ایران، انجام شد.
فرزانه زیلابی، وکیل مدافع اسماعیل بخشی، روز ۱۷ بهمن خبر داده بود که به موکلش سه اتهام جدید «نشر اکاذیب، فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مقامات» ‌تفهیم شده است.

به منظور امضای دادخواست عفو بین‌الملل ترکیه برای درخواست آزادی اسماعیل بخشی و سپیده قلیان به اینجا بروید.

دادخواست دیگر عفو بین‌الملل برای آزادی اسماعیل بخشی و سپیده قلیان را اینجا ببینید:

  اخبار کارگرى
February 24, 2019
جان اسماعیل بخشی در خطر است!
به گزارش رسیده امروز در حین ملاقات اسماعیل بخشی با خانواده، این کارگر زندانی بیهوش شده است به طوری که  خانواده برای لحظاتی مرگ فرزندشان را به چشم خود می‌بینند.
بعد از اینکه عوامل امنیتی وی را به هوش می اورند، به جای رسیدگی به این کارگر زندانی، وی را مورد شماتت قرار می‌دهند.
خانواده به شدت نگران سلامت اسماعیل هستند.
کارگران!
جان اسماعیل در خطر است، او به واسطه نمایندگی ما و  پیگیری مطالبات بر حق خود و همه کارگران هفت‌تپه در زندان است. او به حمایت همه کارگران هفت تپه نیاز دارد. به یاری اسماعیل و خانواده اش بشتابیم.
اسماعیل بخشی فوری آزاد باید گردد!
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
The life of is in danger! According to the latest reports, today during a family visit in prison, Esmail Bakhshi lost consciousness and the family for a moment witnessed his death.

۵ اسفند ۹۷
آدرس ایمیل سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه
🔻 صفحه #تلگرام #سندیکای کارگران.نیشکر هفت تپه 

 وضعیت جسمی به حدی وخیم شده که باید به سرعت به مراکز درمانی اعزام شود. اما دادستانی شوش و اطلاعات برای فشار بیشتر بر او و خانواده اش, وی را بیمار، زجر کشیده، بلاتکلیف و تحت فشار جسمی و روحی و در انفرادی نگه داشته اند تا حداکثر فشار را علیه او اعمال کنند.

https://twitter.com/Roozbeh1963/status/1099811356994347009

عکسِ عامل حمله ی امروز به مادرِ اسماعیل بخشی- مصطفی نظری (دادستان عمومی انقلاب شهرستان شوش)

جزئیات پروژه اعتراف گیری در گفت و گو با نزدیکان اسماعیل بخشی و سپیده قلیان

۲۹ بهمن، ۱۳۹۷

عکسِ عامل حمله ی امروز به مادرِ اسماعیل بخشی- مصطفی نظری (دادستان عمومی انقلاب شهرستان شوش)

 عکسِ مصطفی نظری (دادستان عمومی انقلاب شهرستان شوش)

کانال تلگرامی «هفت‌تپه ــ کانال مستقل کارگران»، منسوب به کارگران مجتمع نیشکر هفت‌تپه از وخامت حال مادر اسماعیل بخشی پس از تلاش مأموران امنیتی برای دستگیری او خبر داد.

بر اساس خبر منتشرشده، خانواده اسماعیل بخشی یکشنبه ۲۸ بهمن برای پیگیری وضعیت نماینده بازداشت‌شده کارگران نیشکر هفت‌تپه به دادستانی شوش مراجعه کرده‌اند اما با برخورد خشونت‌بار مأموران امنیتی مواجه می‌شوند که به وخامت حال مادر بخشی می‌انجامد:
«با دستور دادستان مامورین به اعضای این خانواده حمله ور شده و مادر اسماعیل بخشی را دستگیر میکنند. متاسفانه در اثر این حمله وحشیانه، مادر اسماعیل بخشی از حال میرود و شرایط جسمی او به نحوی وخیم می‌شود که بلافاصله او را به مرکز درمانی منتقل کرده اند».
 
اسماعیل بخشی یکشنبه ۲۷ آبان همزمان با چهاردهمین روز اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌تپه همراه با سپیده قلیان، فعال مدنی بازداشت شد. او چهارم دی، پس از آزادی با وثیقه ۴۰۰ میلیونی به افشاگری علیه شکنجه در دوران بازداشت پرداخت. سپیده قلیان روایت او را تأیید کرد و از شکنجه‌های خود گفت. این افشاگری‌ها الهام‌بخش کارزار «#من_هم_شکنجه_شدم» برای لغو شکنجه بود.
مسئولان ارشد جمهوری اسلامی ابتدا خبر از «ضرورت رسیدگی به این ادعاها» دادند و سپس به تکذیب موضوع پرداختند. در نهایت اعتراف‌های اجباری بخشی و قلیان در یک برنامه امنیتی به نام «طراحی سوخته» شنبه ۲۹ دی از تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی منتشر شد و مأموران امنیتی آنها را یک بار دیگر بازداشت کردند.
کارگران هفت‌تپه در کانال تلگرامی خود شنبه هشدار دادند که اسماعیل بخشی بار دیگر برای اعتراف اجباری تحت فشار است.

 «دستور دادستان شوش برای بازداشت مادر اسماعیل بخشی»

 عکسِ مصطفی نظری (دادستان عمومی انقلاب شهرستان شوش)
گزارش‌ها از شوش حاکی است که دادستان شوش روز یکشنبه دستور بازداشت مادر اسماعیل بخشی، از نمایندگان کارگران نیشکر هفت‌تپه، را صادر کرد ولی مادر آقای بخشی به خاطر بیهوش شدن به بیمارستان منتقل شد.
به نوشته کانال مستقل کارگران هفت‌تپه،‌ این بازداشت در پی مراجعه اعضای خانواده اسماعیل بخشی به دادستانی شوش انجام شد.
بر اساس این گزارش،‌ اعضای خانواده آقای بخشی که برای پیگیری به دادستانی شوش رفته بودند، با بی‌احترامی و پاسخ‌های نامشخص مواجه شدند و هنگامی که خواستار مشخص شدن وضعیتش شدند، دادستان دستور بازداشت مادر این فعال کارگری را صادر کرد.
این گزارش حاکیست که در پی حمله ماموران به اعضای خانواده اسماعیل بخشی و بازداشت مادرش، او از حال رفت و به دلیل وخامت شرایط جسمی‌اش به مرکز درمانی منتقل شد.
این گزارش هنوز از سوی مقام‌های قضایی تایید یا تکذیب نشده است.
پیشتر ‌سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه روز شنبه اعلام کرده بود که اسماعیل بخشی برای تکذیب سخنانش در مورد شکنجه شدن در بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز در دوره نخستین بازداشتش، تحت فشار وزارت اطلاعات قرار دارد.

برخورد با مادر اسماعیل بخشی در دادگستری / فرزانه زیلابی؛ تحت هیچ اعمال فشاری از وکالت بخشی انصراف نمی دهم

۲۲ بهمن، ۱۳۹۷

لینک دانلود کتاب الفبای آنارشیسم «الکساندر برکمن»

لینک دانلود کتاب  الفبای آنارشیسم «الکساندر برکمن»
5.5 مگابایت/ وبسایت مدیافایر 
اینجا

😍با تشکر از رفیق شفیق برای اسکن کتاب

اینجا

 

 هومن کاسبی دو کتاب تخصصی درباره آنارشیسم ترجمه می‌کند
دوشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۷

هومن کاسبی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با اشاره به ترجمه کتاب «الفبای آنارشیسم» که قرار است از سوی نشر «شوند» منتشر شود، عنوان کرد: مولف کتاب «الکساندر برکمن» یکی از فعالان انقلابی در اوایل قرن بیستم یعنی حدوداً مقارن با انقلاب شوروی است.

وی ادامه داد: کمبود این کتاب در زبان فارسی احساس می‌شد چون به طور مثال ما کتاب «آنارشیسم» از «کالین وارد» را داریم که به تاریخ نظریات می‌پردازد یا کتاب عظیم «آنارشیسم» از جورج وودکاک که چون بیش از حد حجیم است معمولاً مخاطبان تمایلی به مطالعه این اثر ندارند، اما این کتاب یک اثر کلاسیک به‌شمار می‌آید که توسط یکی از نظریه‌پردازان و فعالان این حوزه نوشته شده و به زبان ساده مفاهیم بنیادی این سنت را توضیح می‌دهد.
کاسبی همچنین درباره ترجمه «سیاست پساآنارشیسم» نیز توضیح داد: این کتاب در گام‌های نهایی ترجمه است و ترجمه 80 درصد آن به پایان رسیده است. این اثر نخستین کتابی است که از این سنت نظری به فارسی ترجمه می‌شود و برعکس کتاب اول متن بسیار دشواری دارد و مستلزم آشنایی خواننده با سنت‌های فلسفی است.
به گفته این مترجم، «سال نیومن» نویسنده «سیاست پساآنارشیسم»، پروژه‌ای را کلید می‌زند که می‌توان اسمش را نقد پساساختارگرایانه از آنارشیسم کلاسیک گذاشت و البته نویسنده کتاب از آن با عنوان «پساآنارشیسم» یاد می‌کند که به عبارتی بازاندیشی در سنت آنارشیسم کلاسیک از خلال مفاهیم و روش‌های سنت پساساختارگرایی فرانسوی برای فراتر رفتن از چارچوب‌های اومانیسم و روشنگری قرن هجدهم محسوب می‌شود. امیدواریم کتاب به زودی آماده چاپ شده و در صورت توافق با نشر مرکز به چاپ برسد.
کاسبی در ادامه با بیان اینکه با نشر افکار رایزنی‌هایی صورت گرفته که تا چهار اثر جدید نیز در این حوزه و از نظریه‌پردازان بنیانگذار سنت آنارشیسم کلاسیک ترجمه شوند، عنوان کرد: «آنارشیسم: فلسفه و آرمان (و چند مقاله دیگر)»، «مزارع، کارخانه‌ها و کارگاه‌ها، (یا ترکیب صنعت با کشاورزی و  کار یدی با کار فکری)» و «یاری متقابل: عامل تکامل» نوشته پتر کروپوتکین و «اگو و خویشتن  آن» نوشته ماکس اشتیرنر چهار اثری هستند که تا یک سال و نیم آینده کار ترجمه آن‌ها به پایان می‌رسد و بدین ترتیب، با پایان کار، ادبیاتی غنی از آثار سنت آنارشیسم کلاسیک به زبان فارسی در دسترس خواهد بود.  
این مترجم ادامه داد: به عبارت دیگر برکمن در قالب سلسله‌ای از پرسش و پاسخ‌ها به ساده‌ترین صورت ممکن مبانی این حوزه را توضیح می‌دهد تا برای مخاطبی که از پیش با موضوع آشنا نیست قابل فهم باشد.
لینک خرید آنلاین کتاب؟
روی تیتر زیر کلیک کنیم.

کتابخانه آرشیو رزا- از فوکو تا نگری! از رزا تا اوجلان! جدید

 

۲۱ بهمن، ۱۳۹۷

عاملان حمله و سرکوب زندانیان زن در زندان قرچک ورامین + عکس


حمله مسلحانه گارد زندان قرچک ورامین به زندانیان زن؛ استفاده از گاز فلفل و اشک‌آور
شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ بهمن‌ ۹۷، نیروهای گارد زندان شهر ری (قرچک ورامین) با استفاده از گاز فلفل و اشک‌آور به زنان زندانی در بندهای یک و دو زندان قرچک حمله کردند. حمله نیروهای گارد به زنان زندانی به روز جمعه ۱۹ بهمن‌ماه نیز کشیده شده ‌است. بنا به گزارشات رسیده ماموران، زنان زندانی را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند.
 عکس رئیس زندان مهدی محمدی- شیخ محمدی

 آخرین خبرها از زندان قرچک ورامین
وضعیت زندان قرچک بسیار وخیم گزارش شده است. سقف زندان تخریب شده، زندانیان زخمی در حال فرار هستند و صدای شلیک گلوله به گوش میرسد. زندان اکنون در شرایط بسیار بحرانی به سر می برد و صدای آمبولانس و ماشین‌های آتش‌نشانی در اطراف زندان قرچک شنیده می‌شود. طبق آخرین گزارش دریافتی تمامی راه‌های منتهی به زندان توسط نیروهای امنیتی مسدود شده است.
پنجشنبه شب در پی اعتراض زنان زندانی بندهای یک و دو زندان قرچک که خواستار رسیدگی به وضعیت یکی از زنان همبندی خود شده بودند، نیروهای گارد زندان وارد عمل شده و با پرتاب گاز اشک‌آور در محیط دربسته بند زنان زندانی را مورد هجوم قرار دادند. اخبار رسیده از زندان زنان قرچک حاکی از شدت گرفتن بحران در این زندان است.
ماموران زندان برای مقابله با زندانیان، اقدام به شلیک گلوله کردند. درگیریها که از بند یک زندان قرچک آغاز شده به بندهای دیگر زندان نیز کشیده شده است. ماموران گارد زندان که همگی مرد هستند زنان زندانی را مورد ضرب و جرح شدید قرار داده‌اند.
روایت یک زندانی از علت درگیری در زندان قرچک
افسر نگهبان به درخواست زندانیان برای رسیدگی به وضع یک زن هم‌بند بدحال بی‌توجه ماند. اعتراض زندانیان گسترش یافت و به اعزام نیروهای گارد زندان شهر ری، شلیک گاز اشک‌آور و آتش‌سوزی در بندهای یک و دو زندان قرچک ورامین انجامید. تهاجم نیروهای گارد به زنان زندانی معترض در روز جمعه ۱۹ بهمن ادامه یافت.

درگیریها که از بند یک زندان قرچک (بند موادی‌ها) آغاز شده به بندهای دیگر زندان نیز کشیده شده است.
ماموران مرد گارد زندان، زنان زندانی را مورد ضرب و جرح شدید قرار داده‌اند.


 عکس افسر نگهبان شیفت خانم منصوری
 صغرا پايين شهري-" مادر شهيد "محمد منصوري"در سال 1322 در شهرستان "ورامين" به دنيا آمدم. پدرم "حيدرعلي" اهل قم و مادرم "مريم خاتون شيرکوند" اصليتشان خرم آبادي بود.
افسر نگهبان به درخواست زندانیان برای رسیدگی به وضع یک زن هم‌بند بدحال بی‌توجه ماند. اعتراض زندانیان گسترش یافت و به اعزام نیروهای گارد زندان شهر ری، شلیک گاز اشک‌آور و آتش‌سوزی در بندهای یک و دو زندان قرچک ورامین انجامید. تهاجم نیروهای گارد به زنان زندانی معترض در روز جمعه ۱۹ بهمن ادامه یافت.

گفتگوی راديو فردا با عليرضا روشن در باره بحران در زندان قرچک
https://youtu.be/eDbBpNV4Ypo

دکتران و پرستاران زندان زنان قرچک
دکتران زندان زنان قرچک
صادقی
شعبانی
حامد یزدان - سکسیست- دکتر زن
ارشادی- دکتر زن
هوشیار- دکتر مرد- در اصل بازجو است.
پرستاران زندان
سلیمانی
خدابخش
تیموری
ابرون
 زندانیان  مجبورند برای هواخوری کار کنند!
https://youtu.be/T68l-EtEOL4

برای خواندن ادامه اینجا را کلیک کنیم

۱۶ بهمن، ۱۳۹۷

حقِ ماندنِ بدونِ قید و شرط برای همه! دعوت به تظاهرات دوشنبه18 فوریه شهر گوتینگن/ آلمان

دیپورت ممنوع! نه به، اخراج اجباری!
حق ماندن برای همه، بدون اما و اگر و بدونِ قید و شرط !

دعوت به تظاهرات در روز دوشنبه 18- هژدهم فوریه- ساعت چهار بعد از ظهر- میدان گنزه لیزه
 شهر گوتینگن/ آلمان
18. Februar
هنوز یکماه از سالِ جدید نگذشته است  که حکومت فدرال آلمان، چهار دیپورت دستجمعی پناهجویان را به اجرا در آورده است.
دیپورت دستجمعی پناهجویان به کشورهای گامبیا، نیجریه، پاکستان و افغانستان انجام شد.
اینک دولت در حال عملی کردن دیپورت گروهیِ پناهجویان در تاریخ هژدهم همین ماهِ فوریه  به افغانستان است. 
ما مخالف هستیم و نمی گذاریم!
 ما نخواهیم گذاشت که سیاستِ آلوده به راسیسم و نژادپرستی، اینگونه  زندگی پناهجو را به بازی گرفته و انسانها را با اجبار و بر خلاف میلشان در میانه ی زندگی در آلمان، دیپورت کند.
برای به اجرا در آوردنِ سیاستهای نژادپرستانه و راسیستی، حکومت فدرالِ آلمان حتی حاضر است که انسانها را به مناطق بُحرانی و جنگ زده دیپورت کند. دیپورت پناهجویان به مناطقی که جانِ آنان را به خطر می اندازد، در دستورِ کارِ و سیاستِ حکومتِ آلمان است. اگرچه که طیِ همین چند ساله یِ اخیر حتی تعدادِ کُشته شدگانِ جنگِ داخلی افغانستان و قربانیانِ حملاتِ انتهاری و تِرور بسیار فزونی یافته است.
اصولن اینکه در کشورِ نیجریه بخشها و مناطقی ، کاملن در زیر نفوذ و کنترلِ دسته جات مسلح و شبه نظامی قرار دارند و مناطقی نیز تحت سرکوبِ حکومتِ نیجریه می باشند و کشور بطور کلی تحت موقعیتِ جنگِ مسلحانه قرار دارد و برای زندگی امن نیست.
شرایطِ زندگی در افغانستان و نیجریه بقدری برای زندگی نا امن است که وزارتِ خارجه ی آلمان به شهروندانِ آلمانی توصیه کرده است که از سفر به این مناطق بدلیلِ نا امنی و ناآرامیِ منطقه اجتناب کنند. اما این شرایط نا امن بودنِ مناطق برایِ دیپورت پناهجویان و بازگشت دادنِ اجباری آنان اهمیتی ندارند و خللی در امرِ دیپورت پناهجو تاکنون نداشته است.

ما اما تحمل نخواهیم کرد که اداره ی خارجیانِ شهرمان (گوتینگن) ، پناهجویانی را که از این کشورها فرار کرده اند و عاقبت خود را به آلمان رسانده اند، دوباره  و با توجیحِ "امن بودنِ این مناطق"  دیپورت کرده و بارِ دیگر، جانِ آنان را در معرضِ خطر قرار دهند. این پناهجویان را تحتِ فشارِ شدید، با کم کردنِ همان پولِ ناچیز و حداقلیِ کمکی و ماهیانه شان می گذارند و یا هر سه روز یکبار، برای تمدیدِ سه روزه ی ویزا، به اداره ی خارجیان می کشانند. پناهجویان نمی توانند که در این شرایط ، بدنبال یافتن خانه ی خصوصی و خارج از خوابگاههای جمعی پناهجویی برای خود و خانواده شان باشند. پناهجویان اجازه ی کار کردن نیز در این شرایط را اصلن ندارند.  پناهجویان را در شرایطِ مداوم و سیستماتیکِ ترسِ از آینده، نا امنی و وحشت قرار می دهند.

ما همگی و در کنارِ یکدیگر در این روز به شرایط بدِ زندگی پناهجویان و دیپورت و اخراج های اجباریِ آنان اعتراض کرده و بدین وسیله پیامی از همبستگی با پناهجویان را علیه تمامی سیاستهای ضدِ پناهجویی در اروپا می فرستیم. علیه تمامِ بندو بستها و معاملاتِ میانِ اروپا و دیکتاتورهای منطقه، برای ایجادِ قلعه ی عبورناپذیری از اروپا.
علیه سیاستِ دیپورت و اخراج، همبستگیِ ما با جامعه ی مدنی و انسانها و مردمی است که برای حقوقِ انسانیِ همه و حقِ رفت و آمد و آزادیِ انتخابِ محلِ زندگی و کار برای همه ی انسانها اقدام می کنند.
حقِ ماندنِ بدونِ قید و شرط برای همه! 

۰۷ بهمن، ۱۳۹۷

رفتار آنارشیستی در مقابل دیپورت سلطنت طلبان چیست؟ مورد رضا (آرش) همپای


رزا: از دوستی مطلب گندکاری های آرش همپای را دریافت کردم. و امروز هم مطلب آیدا قجر را در وبسایت ایران وایر اینجا را خواندم. پاسخ من: عدم همبستگی با آرش همپای است.
به راستی که اینروزها حتی مزدوران رژیم هم از عفونتی که رژیم اسلامی در ایران بوجود آورده است، به اینطرف آبها فراری شده اند. اینکه تک تک آنارشیستها، و یا بطور کلی جنبش آنارشیستی در برابر نژادگرایان آریایی یا اسلام گرایان و فاشیستها چه کنند سوال است؟!
سکسیستها، نژادپرستان، اسلامگرایان، دین گرایان ارتجاعی، گونه گرایان و بقیه ی عفونت های تولیدی سیستم سرمایه داریِ مردسالار- مثل این آشغال اینجا- فایل صوتی (توجه/هشدار- کلمات رکیک) - هیچکدام ، مورد و سوژه ی همبستگی آنارشیستها و فمینیستها نیستند. آنان می توانند با حفظ نظراتشان در کنار جنبش ها و در داخل آنها و در مبارزاتشان برای گرفتن حق پناهجویی مبارزه کنند. ولی چهره ی جنایتکاران باید در صفوف ما مشخص باشد و ستمدیدگان و مردم عادی باید آنان را بشناسند. چراکه بسیاری از آنان در برابرمردم، در پُشت نقابِ ناشناسان و یا آنارشیستی یا فمینیستی و... خود را قایم می کنند. ما نیز بمانند زنان  فمینیست وظیفه داریم آنان را افشا کنیم تا مردم از آنان صدمه نبینند. بخصوص که جنبش فمینیستهایِ آنارشیست، مسئولیت بیشتری در افشای این چهره ها دارد.
ما اعلام عدم همبستگی می کنیم علیه حیوان آزارها، متجاوزان جنسی به کودکان و زنان- به آریایی گرایی و نژادپرستی، به سلطنت طلبان و نُخبه پرستان و بقیه ی عفونتهای سیستم.

در همین رابطه ی افشاگری- برای خواندن در منبع خبر و گذارشها روی تیتر ها کلیک کنیم.
افشاگری از  عفونتِ خود آنارشیست خوانده
 آیا آنارشیستها زنانشان را کتک میزنند؟ یا در حمایت پلیس خواهان سانسور میشوند؟ 

ایرانارشیست‌ها /علی عبدالرضایی
پروژه جدید امنیتی؛ ایرانارشیسم
در پیوست فایل صوتی ارسال خواهد شد که طی آن 

علی عبدالرضایی صراحتا به نوچه هایش فتوا می‌دهد به زنان و کودکان دشمنان تجاوز کنند.
هشدار، فایل حاوی کلمات و مفاهیم به شدت رکیک و مهوع می‌باشد. اینجا فایل صوتی


مطلب آیدا قجر را در وبسایت ایران وایر . پاسخ من: عدم همبستگی با آرش همپای است.
خطر حبس ابد برای آرش همپای در یونان

پرونده آرش همپای به اتهام «تسخیر مکان دولتی» به همان سال ۲۰۱۷ برمی‌گردد. درست همان زمانی که او در لس‌بوس به سر می‌برد، گروهی از پناه‌جویان ایرانی که ماه‌ها بود در انتظار صدور «مهر آبی» یعنی مجوز خروج از جزیره بودند، تصمیم گرفتند به دفتر حزب «سیریزآ» حزب حاکم بر یونان رفته و اعتراض خود را عنوان کنند. دریافت هر مدرک قانونی در یونان می‌تواند ماه‌ها و چه بسا سال‌ها به طول بیانجامد بدون آن‌که هیچ مقام مسوولی پاسخ‌گو باشد.
پناه‌جویان معترض با آرش همپای تماس می‌گیرند و از او می‌خواهند همراهی‌شان کند. پیش از ورود آن‌ها به ساختمان حزب «سیریزآ» گروه‌های آنارشیستی حاضر در محل به ساختمان حمله کرده و آن را تسخیر کردند. پس از آن بود که پناه‌جویان وارد ساختمان شدند. آرش همپای هم یکی از آن‌ها بود. در مذاکرات با مسوولان آن‌ها به همپای گفتند اگر بتواند مانع ادامه تحصن و اعتصاب پناهجویان شود، به تمامی آن‌ها مجوز خروج از جزیره داده خواهد شد و می‌توانند به آتن بروند و سرنوشت‌شان را در پی گیرند. این اتفاق افتاد اما در مقابل هم برای آرش همپای به اتهام «تسخیر مکان دولتی» پرونده قضایی تشکیل داده شد و هم به تنها فردی که مجوز خروج ندادند، برادر او، امیر بود.
گزارش بالا از آیدا قجر!

رضا « آرش » همپای کیست؟
گزارش زیر ترجمه ی مطلب ایندیمدیا از یونان و گزارش آنارشیستهای یونان است به زبان یونانی و انگلیسی
Who is Reza «Arash » Humpay

فارسی اینجا

رضا همپای که بعنوان شخصی ملی گرا و سلطنت طلب در ایران شناخته میشود، یکی از حمایت کنندگان شاه نیز است، او که یک بهره بردار از مهاجران در یونان، یک دروغگو و فرصب طلب است، در حال حاضر بطور فعالانه در حال دفاع از باند های مافیایی مواد مخدر- و یک متجاوزگر برای رسیدن به اهداف خود است.

فارسی اینجا

۰۱ بهمن، ۱۳۹۷

آخرین صحبت‌های سپیده قلیان پیش از بازداشت دوباره+ ویدئو

 آخرین صحبت‌های سپیده قلیان پیش از بازداشت دوباره
 https://youtu.be/6CDlR65xMo0
قاعده‌ی بازی این بود که پاسخ شکنجه را با سکوت بدهند! ببخشید که بازی‌تان را بهم زدیم...

https://twitter.com/hashtag/FreeSepideh?src=hash
 


سپیده قلیان، فعال اجتماعی، ساعاتی قبل از اینکه یکشنبه ۳۰ دی ماه ۹۷ دوباره بازداشت شود، روبروی دوربین نشسته و اتفاقات مربوط به بازداشت او و اسماعیل بخشی را روایت کرده است.
خانم قلیان درباره شکنجه شدن خودش و اسماعیل بخشی و "اعترافات اجباری" که بخشی از آن در برنامه تلویزیونی با عنوان طراحی سوخته از صدا و سیمای ایران پخش شد، توضیح داده است.
او گفته است: "نمی‌دانم زمانی که این فیلم را می‌بینید من کجا هستم و در چه حالی‌ام، اما خواسته‌ام این است که دادگاه من علنی و با حضور آزاد رسانه‌ها برگزار شود تا بگویند چطور من را برانداز جلوه دادند و این اعترافات چگونه گرفته شده

رزا:معلوم نیست که به چه دلیلی بی بی سی کُل فایل سپیده را منتشر نکرده است! از رفقایی که فایل را در اختیار بی بی سی چی ها گذاشته اند خواهش که خودتان منتشر کنید بطور مستقل و بدون سانسور. در ضمن عکسهای ماموران امنیتی که در دستگیری سپیده و احتمالن بازجویی او دست داشتند را برای شناسایی کامل تلفن/آدرس/مشخصات در بلاگ قرار دادم.
این مامور امنیتی در بیرون از بازداشتگاه به سپیده_قلیان حمله کرده ودر بازجویی هم حاضر بوده. او کیست؟
https://twitter.com/nikahang/status/1087191240435818496
ميگن اينشخص بهمني رئيس اطلاعات شوش هست.
این همون ماموری ست که سپیده تلفنی باهاش صحبت میکنه
آقای صادقیان

فیلم مربوط به پیش از دستگیری است.
 https://twitter.com/nikahang/status/1087191266897682433

سپیده قلیان، فعال اجتماعی، ساعاتی قبل از اینکه یکشنبه ۳۰ دی ماه ۹۷ دوباره بازداشت شود، روبروی دوربین نشسته و اتفاقات مربوط به بازداشت او و اسماعیل بخشی را روایت کرده است.
خانم قلیان درباره شکنجه شدن خودش و اسماعیل بخشی و "اعترافات اجباری" که بخشی از آن در برنامه تلویزیونی با عنوان طراحی سوخته از صدا و سیمای ایران پخش شد، توضیح داده است.
او گفته است: "نمی‌دانم زمانی که این فیلم را می‌بینید من کجا هستم و در چه حالی‌ام، اما خواسته‌ام این است که دادگاه من علنی و با حضور آزاد رسانه‌ها برگزار شود تا بگویند چطور من را برانداز جلوه دادند و این اعترافات چگونه گرفته شده
سپیده قلیان: دادگاهم علنی برگزار شود
سپیده قلیان، فعال اجتماعی پیش از بازداشت مجددش در روز گذشته ویدئویی از خود ضبط کرده و همزمان نامه‎ای نوشته است. در بخشی از این نامه و ویدئو که به طور اختصاصی دراختیار بی‌بی‌سی قرار گرفته است، خانم قلیان مجددا به مساله شکنجه در دوران بازداشتش پرداخته و از دادستان می‌خواهد که جلسه دادگاه او علنی و با حضور رسانه‌ها برگزار شود.
در بخشی از این نامه خطاب به دادستان آمده است: "دو مسئول امنیتی ناظر و شاهد ضرب و شتم من بوده و خودشان مستقیما علیه من اقدام به ایراد اتهامات و فحش‌های بسیار رکیک و غیر اخلاقی نیز کردند. پس از ضرب و شتم ما را با چشم‌بند و دستبند و پابند به خودروی نهادهای امنیتی انتقال دادند. حتی در مسیر نیز من از ضربات باتوم بی‌نصیب نبودم، بر خلاف آنچه نهادهای امنیتی ادعا کردند. این روند در پلیس امنیت و فرماندهی اطلاعات هم ادامه داشت."
این فعال اجتماعی در بخش دیگری از این نامه با تاکید بر اینکه او را در بازجویی کابل زده‌اند، نوشته است: "پس از انتقال به سلول انفرادی، در حالی که حتی زخم‌های بدنم بهبود نیافته بود، به صورت مداوم و طولانی‌مدت بازجویی شدم. بازجویی که (طی آن متهم با) ضربات کابل، فحاشی و تهدید فرد مجاب شود که آن اتهامات را تایید کند."
 سپیده قلیان، فعال اجتماعی که پیشتر از شکنجه‌اش در دوران بازداشت در زندان خبر داده بود، مجددا یک‌شنبه ۳۰ دی ماه به همراه مهدی قلیان برادرش بازداشت شده است. برخی فعالان کارگری نسبت به بازداشت خانم قلیان به همراه برادرش ابراز نگرانی کرده‌ و احتمال افزایش فشار روحی و روانی بر او در زندان را مطرح کرده‌اند
خانم قلیان که پس از انتشار فیلم طراحی سوخته که به "اعترافات اجباری" او و اسماعیل بخشی پرداخته است، گفته بود فیلم خود گواهی بر شکنجه او در بازداشت است. در این نامه تاکید می کند که بارها به او اتهامات جنسی وارد شد.
خانم قلیان می نویسد: "شما(دادستان) هم مانند وکلا خواهید گفت که این اتهامات مصداق قذف است و مرتکب آن مستحق حد. امابازجوی من بی‌شرمانه این اتهامات را بارها و بارها تکرار می‌کرد. وقتی می‌گویم بارها، یعنی در تمام ساعات طولانی بازجویی که از ساعت ده صبح تا دو ساعت و گاه بیش از شانزده ساعت و تا اواخر شب ادامه داشت.
این فعال اجتماعی همچنین با اشاره به یکی دیگر از اتهامات بازجوها که او را کمونیست خوانده می نویسد بازجوها کتابهایی را که از خانه خانم قلیان برده بودند و تمام آنها مجوز داشت را نشان دهنده کمونیست بودن این فعال اجتماعی عنوان می کردند.
"مثلا دلیل شان برای بی دین بودن من این بود که چرا در تاسوعا و عاشورا به جمع آوری زباله های باقی مانده از نذری پرداخته ام و می گفتند این کار انحراف ایجاد کردن در مراسمات مذهبی است در لحظاتی با چشمبند و روی صندلی نشسته بودم زیر صندلی را می کشیدند یا ضرباتی بر بدنم و یا روی گردنم وارد می کردند و از من می‌خواستند اعتراف کنم کمونیستم و یا اعتراف کنم برانداز هستم."
خانم قلیان و اسماعیل بخشی که آبان ماه گذشته در اهواز توسط وزارت اطلاعات بازداشت شدند و بعد از خروج از زندان از "شکنجه" خود سخن گفتند.
مقام‌های قضایی و دولتی ایران ادعای شکنجه را رد کرده‌اند و از جمله محمود واعظی، رئیس دفتر حسن روحانی، گفته است وزارت اطلاعات و حکومت ایران می‌توانند از آقای بخشی برای حرف‌هایش شکایت کنند.
مطابق قانون اساسی ایران شکنجه ممنوع است و اعترافات و ادعاهایی که تحت شکنجه بیان شوند اعتبار نخواهند داشت.
اظهارات پدر «سپیده قلیان» در مورد چکونگی بازداشت سپیده و برادرش
https://youtu.be/Bhaq8mLfDXI

این مامور امنیتی در بیرون از بازداشتگاه به سپیده_قلیان حمله کرده ودر بازجویی هم حاضر بوده. او کیست؟
 https://twitter.com/nikahang/status/1087191266897682433

ماموران زن، سر و گردن مادر سپیده را زخمی کرده‌اند. ماموران سپیده را با خودرو می‌برند. با پیگیری خانواده، معلوم می‌شودپرونده دست دادگستری شوش نبوده و از اهواز آمده بودند. خانواده باز پیگیر می‌شود، می‌گویند قوه قضاییه شاکی بوده و سپیده را با هواپیما برده‌اند تهران.

بعد از اینکه پدر و مادر سپیده از اهواز به شوش برگشته‌اند، همسایه‌ها گفته‌اند که ماموران به بهانه اینکه "دزدی شده" موبایل‌های‌شان را گرفته‌اند و فیلم‌ها را پاک کرده‌اند. دوربین‌های مغازه‌ها را چک کرده‌اند.
ظاهرا ضرب و شتم در خانه هم بوده و عده‌ای با موبایل ضبط کرده بودند. مادر سپیده به خاطر ضرب و شتم شکایت کرده. اما با پاک شدن موبایل‌های همسایه‌ها و پاک شدن فیلم دوربین مغازه روبه‌روی خانه،
فیلمی برای مستند کردن ماجرا دیگر وجود ندارد.
https://twitter.com/nikahang/status/1087018548466237440
  
این مامور امنیتی در بیرون از بازداشتگاه به سپیده_قلیان حمله کرده ودر بازجویی هم حاضر بوده. او کیست؟
 ادامه اینجا

مرتبط : برای خواندن روی تیترها کلیک کنیم.

سپیده قلیان و اسماعیل بخشی را برای سربه نیست کردن ربودند؟ + فایل صوتی پدرِ سپیده

 

شکنجه ی سپیده قلیان با فرستادنش به سلول زندانیان "داعش"ی و تهدید به مرگ پس از بازداشت

  ادامه اینجا

سپیده قلیان و اسماعیل بخشی را برای سربه نیست کردن ربودند؟ + فایل صوتی پدرِ سپیده

سپیده قلیان و اسماعیل بخشی را پس از نمایش تلویزیونی -اعترافات اجباری- دوباره با ضرب و شتم دستگیر کردند.
ساعاتی بعد از پخش «مستند طرح سوخته» از تلویزیون جمهوری اسلامی که در آن اعترافات بازداشت شدگان در زیر شگنجه پخش شده بود، ماموران امنیتی بار دیگر سپیده ی قلیان فعال اجتماعی در خوزستان را بازداشت کردند. سپیده ی قلیان پیشتر همراه با اسماعیل بخشی در جریان اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه دستگیر شده و از جمله کسانی بود که شهادت داد اسماعیل بخشی در جریان بازداشت و در دوران بازداشت به شدت شکنجه شده است. گزارش های دیگر حاکی از آن بود که خود وی نیز در دوران بازداشتش مورد شکنجه قرار گرفته است.
سپیده ی قلیان بعد از پخش فیلم اعترافات به آن واکنش نشان داد و در حساب توئیتری خود نوشت: این تصاویری که از من پخش شد گواه دیگری در اثبات حرف‌هایم مبنی بر شکنجه شدن در طول مدت بازداشتم بود. جدی‌تر از قبل به پیگیری شکنجه شدنم خواهم پرداخت و حالا که اعترافاتم پخش شد خواهان علنی برگزار شدن دادگاهم هستم.
ماموران امنیتی صبح روز یکشنبه او را مجددا بازداشت کردند. بنابر گزارش ها، امنیتی ها بدون هیچ گونه حکمی به محل سکونت سپیده ی قلیان یورش آوردند و وقتی با اعتراض برادر او مهدی قلیان روبرو شدند، او را نیز با خود بازداشت کرده و به محل نامعلومی بردند.

دستگیری مجدد سپیده قلیان و اسماعیل بخشی پس از پخش اعترافات اجباری!
سپیده قلیان بە مرگ تهدید شد
 🔻به گفته پدر⁧ سپیده قلیان ⁩ساعت ۷ صبح روز یکشنبە (۳٠ دی/۲٠ ژانویە) ۱۲ مامور مرد و دو مامور زن با خشونت بە منزل شخصی وی یورش بردە و ضمن شکستن دندانهای پسرش او را همراه با سپیدە بازداشت کردەاند. 🔻پدر سپیدە اعلام کردە است مأموران وی و همسرش را کتک زدەاند و سپیدە را تهدید بە مرگ کردەاند. 🔻بە گفتەی وی مأموران ادارە اطلاعات شوش حین مراجعە، او را تهدید بە بازداشت کردەاند.
«فرزندانم را با دست بند و پابند بردند و گلوی همسرم را با کارد زخمی کردند»
https://youtu.be/eYUcHjRq-YI



 اسماعیل بخشی پس از پخش 'اعترافات' دوباره بازداشت شد
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه می گوید که اسماعیل بخشی از نمایندگان این سندیکا که ماه پیش آزاد شده بود مجددا پس از اقدام تلویزیون ایران به پخش آنچه "اعترافات" او خوانده شده بازداشت شده است.
این سندیکا یکشنبه شب در بیانیه کوتاهی نوشت: "بر اساس خبری که دریافت کرده ایم دقایقی پیش تعداد زیادی نیروی مسلح همراه با چهار ماشین پاترول به خانه اسماعیل بخشی هجوم برده و او را باز داشت کرده اند. هویت افراد مسلح تا ارسال این‌خبر نا مشخص اعلام شده است."
هیچ‌چیز به اندازه کسانی که «نمی‌ترسند» جمهوری اسلامی را «نمی‌ترساند». 


گزارش ایران اینترنشنال: سپیده قلیان فعال اجتماعی، صبح امروز به همراه برادرش بازداشت شد
https://youtu.be/ePOf7g5iciw

  لعنت به این زندگی
https://twitter.com/jumpAvocado/status/1087096045992112134


🔴فوری اسماعیل_بخشی به سبک مافیای سیسیلی ایتالیا، البته در شوش حکومت جمهوری اسلامی ایران ربوده شد.
https://twitter.com/Ti_BAG97/status/1087095577169530880
دقیقا یعنی چی ربوده شد ؟؟؟؟!!!

یعنی اینکه چهارتا پاترول رفته در خونه ش بدون هیچ حرفی با زور اسلحه و باتوم و شوکر و اسپری بهش چشم بند، دست بند و پا بند زدن و بدون کوچکترین توضیحی با خودشان بردنش

 زن سعید امامی:من اسراییل نرفتم باور کنید من اسراییل نرفتم.
 بازجوی جمهوری اسلامی: خب اگر ما کاری کنیم که رفته باشی چی؟
https://twitter.com/Sohrab_66/status/1086732114945560579

صفحه نخست » ای شکنجه گر مفلوک! تو «سپیده» را شکنجه می کنی تا «ساشا» سه تا سه تا دختر به رختخواب ببرد!؛ ف. م. سخن
https://news.gooya.com/2019/01/post-22639.php

اسلام واقعی اینجاست !! کاری که ج.ا با اسلام کرد، مغول با ایران نکرد ! از احتکار برنج و سفر مکه... تا سفر مکه و حوریان زمینی !! «ساشا»
https://twitter.com/SETAREHbarandaz/status/1087120504421523458

یک جلسه‌ی تشکیلاتی در تهران vs عکس همان کافه همان میز در دزفول
https://twitter.com/saeedsfj/status/1086755936801378306
این عکس در مستند طراحی امروز تحت عنوان "جلسه تشکیلاتی در تهران" منتشر شد. قابل توجه مستندسازان وطن دوست عرض میکنم این عکس در کافه سوال در دزفول خ شریعتی نبش حافظ گرفته شده و میتونید برید ملاحظه بفرمایین! بعد جلسه تشکیلاتی؟ مرد حسابی کشک چی پشم چی؟ می برین و میدوزین؟ شرف؟

بر اساس آخرین خبر رسیده ساعت ۲۳/۵۵ دقیقه امشب یکشنبه ۳۰ دی‌ماه ماشین‌های پاترول [احتمالا لندکروز] که حامل تعداد زیادی نیروی مسلح بوده، به خانه اسماعیل بخشی حمله‌ور شده و‌ اسماعیل بخشی را به مکان نامعلومی انتقال داده‌اند.
این لشکرکشی تنها از سر استیصال صاحبان سرمایه و حامیان آنها به خواست و مطالبات کارگران است.

 پدر سپیده قلیان: 12 مامور مرد و دو مامور زن با خشونت ریختند خانه، دندان‌های پسرم را شکستند من و همسرم را کتک زدند گفتند دخترت را هم می کشیم + فیلم مصاحبه
مصاحبه مسیح علینژاد با پدر سپیده قلیان
 پدر⁧ سپیده قلیان ⁩ امروز گفت: نحوه‌ بازداشت جنایت و شکنجه‌ی محض است. با ناراحتی و‌ نگرانی شدید می‌گوید: ساعت ۷صبح ۱۲مامور مرد و دو مامور زن با خشونت ریختند خانه،  دندان‌های پسرم را شکستند من و همسرم را کتک زدند گفتند دخترت را هم می کشیم. خواهش می‌کنم نگذارید بچه های ما را بکشند.
پدر ⁧ سپیده قلیان ⁩ در ادامه گفت: این همه سال داستان دو طفل مسلم را برای ما گفتند با بچه‌های من بدتر رفتار کردند، با دیگ غذا زدند توی سر دخترم، سپیده فریاد می‌زد. دست و پای پسرم را بستند انداختند صندوق عقب ماشین. من رفتم اطلاعات شوش گفتند تو را هم بازداشت می‌کنیم.
پدر ⁧ سپیده قلیان ⁩ می‌گوید که جان سپیده و برادرش در خطر است، یکی از ماموران لحظه بازداشت فریاد می‌‌زد همه ولش کنن، من یکی ولش نمی‌کنم، می‌کشم این دختر رو. پسرم التماس می‌کرد به من که تو رو خدا نگذار منو ببرن تمام سر و صورت پسرم پر از خون بود اصلا نمی‌دونم سالم بر می‌گردند. من فقط می‌خواهم صدای منو بشنوند نگذارند بچه‌های منو بکشند.
https://youtu.be/T6quf2qhiiM

ادامه اینجا

گزارش از دستگیری اول در زیر- برای خواندن مطالبدر منبع، روی تیتر آنها کلیک کنیم

شکنجه ی سپیده قلیان با فرستادنش به سلول زندانیان "داعش"ی و تهدید به مرگ پس از بازداشت

 

۲۱ دی، ۱۳۹۷

زیر نظر داشتنِ اداراتِ دولتی و خارجیان- مقاومت مدنی/ اجتماعی- آلمان

 زیر نظر داشتنِ اداراتِ دولتی و خارجیان- مقاومت مدنی/ اجتماعی
اذیت و آزارِ، بی عدالتی و تبعیض توسطِ اداراتِ آلمانی و همچنین در اغلبِ کشورها، از حقایقِ تلخِ زندگی روزمره است. بارها و بارها تجربه می کنیم انسانهایی با پس زمینه ی متفاوت را که بطورِ مستمر و سیستماتیک از طرفِ کارمندانِ ادارات ( مُجرمینِ پشتِ میز نشین)، مورد تبعیض و تحریم قرار گرفته و  روحیه شان اینگونه ضعیف شده و از حقِ خود محروم گشته اند.
بخصوص اینکه در سالهای اخیر مشاهده شده است که بطورِ تاسف باری، سرکوب و نظارت (کنترل) شدت و فزونی گرفته است. 
اینهمه متاسفانه چیزِ جدیدی نیست بلکه واقعیتِ زندگی در یک نظام  اقتصادی است که شأن و کرامتِ انسانی را ارزش گذاری می کند.
 پاسخِ ما به این واقعیتِ زندگی، همبستگی و حمایتِ متقابل است. همبستگی ها، فرای تمامِ دسته بندی ها و گروهبندی های اجتماعیِ ساخته و پرداخته شده در سیستم که تنها در صددِ تقسیم بندیِ ما و علیهِ هم قرار دادنِ گروههای انسانی در اجتماع می باشد.
 به همین دلیل نیز ما اعتراضاتمان را به جای خیابان، به مکانهایی منتقل می کنیم که این بی عدالتی ها در آنجا و در این مکانها، تصمیم گرفته و اجرایی می شوند.
ما  بطورِ گروهی به اداراتِ خارجیان مراجعه کرده و گروهی اعتراض می کنیم. کسی را تنها نگذاشته و بی عدالتی ها را مستند کرده و حامیِ انسانهایِ موردِ تبعیض هستیم.
 یک مثالِ عملی،  اداره ی امورِ خارجیان است:
به  هزار پناهجو در شهرِ گوتینگنِ آلمان قوانینِ تبعیض آمیز  تحمیل شده است. قوانینی که پناهجویان را بطور مُستمر و سیستماتیک توسطِ ارگان های اجرایی مانندِ اداره ی خارجیان، مرعوب، محروم  و موردِ  بیعدالتی قرار داده  است.آنان نهایتن در این شرایط، روزانه، روحیه شان تضعیف می شود. پناهجویان از ورود به مراکزِ آموزشی و کار، منع شده و یا اینکه ورودِ آنان به این مراکز سخت و دشوار می شود. مسامحه با آنان محدود شده و پناهجویان بطورِ مداوم با تهدیدِ کم کردنِ پول و مُستمری، بی خانمانی و یا دیپورت (اخراجِ اجباری) مواجه اند. برای بسیاری از پناهجویان اینهمه یعنی زندگی در ترسِ مداوم و تردید.

جدیدن این پناهجویانِ پاکستانی هستند که هر سه روز، یکبار، باید برای تمدیدِ ویزای دولدونگِ شان (اقامتِ موقت) به اداره ی خارجیان مراجعه کنند. 
هدفِ ما  کمک و همراهی با پناهجویان و ایجادِ گروههای همبستگی است تا نشان دهیم که پناهجویان در مبارزاتِ روزمره شان برای برابری و" برابر حقوقی" تنها نیستند. آنان را برای گرفتنِ حقِ ماندن و حقِ زندگی در اینجا، تنها نمی گذاریم.

با سلاحِ مستند سازی و رسانه ای کردنِ موردهای بی عدالتی و تبعیض، میتوانیم بر سیاستِ موجود و توسطِ فشار از پایین به ادارات، از اجرای  اعمالِ تبعیض آمیز علیه پناهجویان جلوگیری کرد.
ما همدیگر را یافته و با هم آشنا شده و از همدیگر متقابلا حمایت می کنیم. 
همبستگی در عمل و در مبارزاتِ روزمره و زندگی!
به ما ملحق شوید و مطالبِ ما را باز نشر دهید. از اینطریق فضایِ گرمِ همزیستیِ متقابل و همبستگیِ انسانی را در این سرمایِ تنهایی و ایزولاسیونِ اجتماعیِ کنونی گسترده تر کنیم.

گروهِ مبارزات مدنی/اجتماعی- نظارت بر کارِ اداراتِ دولتی و اداره ی امورِ خارجیان
 تلفنِ تماس با ما : 00491781270538 


  Behördenwatch : +491781270538

۱۷ دی، ۱۳۹۷

شکنجه ی سپیده قلیان با فرستادنش به سلول زندانیان "داعش"ی و تهدید به مرگ پس از بازداشت


شکنجه ی سپیده قلیان با فرستادنش به سلول زندانیان "داعش"ی و تهدید به مرگ پس از بازداشت

https://youtu.be/gNh8fu9Ou_s



انداختن در سلول متهمان داعشی، و گفتن اینکه این کمونیست ونجس هست،... چقدر می‌تواند وحشتناک و فاجعه باشد، از سمت حکومتی که را به روش‌های مختلف حذف می‌کند.

مدافعان حقوق زنان در مقابل شکنجه‌ی سکوت اختیار کرده‌اند‌. دانشجویی که همزمان با اسماعیل بازداشت و شد، اما تحت الشعاع حواشی قرار گرفت. سپیده را با کتک بازداشت کردند، وقتی آزاد شد آثار شکنجه تمام تنش را در برگرفت. او اولین کسی بود که پرده از شکنجه‌ها برداشت...

نبایداجازه دادکه بایکوت شود. در نامه ش اشاره کرده، هم موردشکنجه قرارگرفته.ضرب و شتم با کابل و مشت ولگد،نگهداری در ‌سلول زندانیان متهم به داعش و تهییج این ‌افرادنسبت به اینکه این فرد کمونیست ونجسه مورد آزار و اذیت وتهدید این افراد قرار گرفته

اسماعیل بخشی: "شکنجه گران خود را سرباز گمنام امام زمان می‌نامیدند اما به بنده و خانم قلیان انواع اقسام فحش‌های رکیک جنسی می‌دادند و ایشان راهم کتک می‌زدند اما از شکنجه‌ی جسمی بدتر، شکنجه های روانی بود..."

اونایی که با حیثیت در قالب کیک شکلاتی مزه پرونی میکردن و بهش انگ جاسوس زدن وقتی شرح شکنجه های سپیده رو میخونن خجالت نمیکشن؟ به گردن سپیده ضربه زدن با کابل افتادن به جونش و انداختنش تو بند زندانیان داعشی و انواع فحشهای رکیک جنسی بهش دادن.  
قبلنم میگفتن امیر چمنی جاسوسه 

چرا كسى از و يكماه بازداشتش چيزى نميگويد! چون اصلاح طلب نيست يا جزو باند شما نيست؟!
 
دقیقا چون تو باندشون نیست مدتی پیش چند نفر در توئیتر سعی کردن سپیده قلیان رو بعنوان مبارز قلابی و خبرچین ج.ا معرفی کنن و در برگردوندن نظر مردم موفق هم شدن

از در زیر شکنجه جسمی و روحی اعتراف گرفتند در شرایط وحشتناک نگهداری میشود بر اساس اعتراف زیر شکنجه محاکمه میشوند و به زندان میروند
 https://twitter.com/hashtag/%D8%B3%D9%BE%D9%8A%D8%AF%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%8A%D8%A7%D9%86?lang=de


سپیده قلیان:
هفت‌تپه یک اتفاق تاریخی در گذشته‌ای دور برای درس و عبرت سیاسی کارگران نیست. آنچه در هفت‌تپه گذشت، آغاز سیاست‌ورزی طبقاتی کارگران به شکل عیان و تمام عیار بود. سرکوب کارگران هفت‌تپه هم با دستگیری‌ها، نه آغاز شد و نه پایان یافت!
سرکوب در هفت‌تپه با حمله‌ی همه جانبه به معیشت کارگران، با تصویب حداقل حقوق‌های تحقیر آمیز، با روی کار آمدن سیاست هار خصوصی سازی آغاز شده بود و اکنون نیز به شدت تداوم دارد.
افراد، گروه‌ها و جریانات مختلفی به اشکال گوناگون به حمایت از کارگران هفت‌تپه پرداختند. کارگران، معلمان، وکلا، فعالان اجتماعی و سیاسی، دانشجویان و هر آنکه دل در گروی آزادی و عدالت اجتماعی دارد، از هفت‌تپه حمایت کردند.
من هم به عنوان یک دانشجو و کارگر، مانند صدها تن از مردم شوش، به سبب نزدیکی محل زندگی‌ام، حمایت از اعتراضات هفت‌تپه را با حضور در کنار آنها به جای آوردم. و البته این به مذاق نهادهای امنیتی خوش نیامد و بازداشت شدم.
در طول ۳۰ روز بازجویی مداوم، اتهاماتی همچون عضویت در گروه‌های سیاسی و تلاش برای سیاسی کردن هفت‌تپه به من زده شد. و من نمی‌دانم چه چیزی سیاسی‌تر و جدی‌تر از شعارهای چند هزار کارگر هفت‌تپه بود که من بخواهم دخالتی در وقوعش داشته باشم؟
۳۰ روزی که با ضرب و شتم شروع شد و با شکنجه‌های روانی ادامه پیدا کرد و با وثیقه‌ی ۵۰۰ میلیون تومانی، چنان که گویی من مرتکب جنایت شده‌ام پایان یافت. در هر حال زندگی همچنان ادامه دارد …
مخاطبان این متن از یک سو رفقا و عزیزانی هستند که نگران وضعیت من بودند و از سوی دیگر آنانکه از تخریب و تحقیر من در این مدت سرخوش شدند. سرخوشی‌شان مدام باد.
مقاومت ادامه دارد. برای آزادی همه. برای آزادی کارگران فولاد. برای رهایی ایران.

۹۷/۱۰/۳