۲۸ آذر، ۱۳۹۲

پیش بسوی؟ هووووم. هامبورگ/ آلمان



خوب هامبورگ شهر زیبایی هست. و در این شهر زیبا، خانه هایی هم هست که از 24 سال پیش در اشغال مردم است. یکی از این خانه های زیبا  "فلورای سرخ"، در اول نوامبر 1989 اشغال شد و در پاییز سال جدید 25 سالگی اش را جشن میگیریم. 

بیش از 100 انسان در این خانه های اشغالی زندگی میکنند. دو ساختمان دیگر اشغالی هم هست. خانه های "اس سو". 

در هامبورگ همچنین 300 ناشهروند "پناهجوی لمپدوسا" هم هست که پناه گرفتند و مبارزه برای شهروند شدن شان در جریانه! آنها هم ما را به هامبورگ فرا میخوانند. در زیر مسیر راهپیمایی پناهجویان از ساعت  ظهر12 روز شنبه 21 دسامبر.  شروع اکسیون از اشتاین دام (هاپت بانهوف). 



( Steindamm – Adenauerallee – Glockengießerwall – Ballindamm – Jungfernstieg – Neuer Jungfernstieg – Lombardsbrücke – Glockengießerwall – Adenauerallee – Steindamm)


Lampedusa in Hamburg” is here to stay!



برویم هامبورگ، برای حمایت از پناهجویان. برای حمایت از فلورای سرخ، اس سو (خانه های خودمختار - آتونوم).  برای حمایت از مردمی که در خانه های اشغالی بیش از ربع قرن زندگی میکنند و الان قرار است برای سود و سرمایه، خیابان نشین شوند....

نگذاریم حاکمان سوسیال دمکرات شهر، برایمان تصمیم بگیرند. مالکان اصلی شهر مردمی هستند که هر روزه لای دیوارها و مرزهای اجباری و فرمایشی له میشوند. تنها با همبستگی فرا شهری و فرا ملی میتوان نیروهای اشغالگر را به عقب راند....


هامبورگ همه ی ما را برای اشغال خیابان هایش فرا میخواند...

Right to the City – Fight Capitalism!

No Border – No Nation!
اکسیون سراسری در روز شنبه 21 دسامبر از ساعت 14:00 مرکز فلورای سرخ
برای ارائه و یا نیاز به محل خواب در هامبورگ با ایمیل زیر تماس بگیریم
schlafplatz2112@riseup.net
„Rights are not given, they’re taken!“

لینک های مفید برای اطلاعات به زبان آلمانی (ترجمه به انگلیسی و... در منبع) برای رفتن به منبع روی تیترها
کلیک کنیم.




Lampedusa in Hamburg 


 
Ab 14 Uhr beginnt eine antirassistische Kundgebung mit der Beteiligung von Refugees an der Roten Flora. Behaltet hier die Situation von Illegalisierten und Menschen mit prekärem Status im Kopf.

Gegen 15 Uhr startet von dort aus schwungvoll die Demo mit verschiedenen Blöcken unterschiedlichen Charakters in Richtung der Esso-Häuser. Die Demo soll allen Kraft geben für die weiteren Proteste und wir wollen erstmal möglichst zügig vorankommen.
Gegen 16 Uhr findet vor den Esso-Häusern auf der Reeperbahn eine Zwischenkundgebung statt und anschließend geht es weiter zum Centro Sociale in der Feldstraße.
Ab 17 Uhr wird schließlich eine Kundgebung gegen Demonstrationsverbote in der Innenstadt beginnen - Kommt alle zum Protest in die City - Habt keine Angst vor möglichen Polizeiaufgeboten - Auch der Weg zu und von einer Versammlung ist durch das Versammlungsrecht geschützt.
City
 Hamburg 21.12. - Kundgebungen in der Innenstadt ab 17 Uhr
17-20 Uhr Kundgebung vor dem City Management Hamburg
und der Handelskammer Hamburg Service GmbH
Adolphsplatz 1 - An der Börse / Rückseite Rathaus
Gegen Demonstrationsverbote und Repression - Die Stadt gehört allen!

  17:30Uhr Kundgebung Neuer Wall 10 Vor dem Büro und den Empfangsräumen von Investor Gert Baer
Rote Flora bleibt unverträglich - Business Improvement Districte abschaffen!
Mehr zum Stand der Demo und der aktuellen Situation der Flora findet ihr hier:
http://florableibt.blogsport.de
Hamburg is calling - Berlin response!
Zugtreffpunkt: 21.12. // 9.10 Uhr // Gleis 2 – Berlin Hauptbahnhof

۲۷ آذر، ۱۳۹۲

فیلم +عکس - اعتراض برهنه نماینده پارلمان مکزیک علیه لایحه خصوصی سازی صنایع نفت



 
آنتونیو گارسیا نماینده حزب چپگرای ” انقلاب دموکراتیک” مکزیک در جلسه پارلمان و به هنگام سخنرانی علیه لایحه خصوصی سازی صنایع نفت لباس های خود را از تن در آورد.
این اقدام در مخالفت با لایحه خصوصی سازی صنعت نفت و تصمیم دولت مکزیک به عقد قرار داد با شرکت های نفتی خارجی انجام شد.نمایندگان حزب انقلاب دموکراتیک، تصویب این لایحه را به معنای غارت ملت مکزیک در برابر هجوم شرکت های نفتی خارجی می دانند. دولت مکزیک تصمیم گرفته است با این لایحه صنایع نفت مکزیک را پس از ۷۰ سال خصوصی کند.
فیلم ها:
Mexican Congressman Antonio Garcia Conejo Strips to Protest Energy Privatisation Bill
http://youtu.be/SkiHW0ifLyE

 Mexican congressman STRIPS his clothes in angry protest
http://youtu.be/Dj6Yojl55Kw
 This is how you're stripping the nation! Mexican congressman takes off his clothes in angry protest at historic energy privatization bill as scuffles break out and doors barricaded

AntonioGarcia of the Party of the Democratic Revolution (PRD) addresses the audience after stripping down to his underwear during his speech on the podium during the overnight debate to symbolize the stripping of Mexico’s oil wealth

Mexico’s historic vote in the Mexican Congress opening the country’s state-run oil industry to outside investors for the first time in 70 years was preceded by passionate debate, fisticuffs – and one legislator’s striptease.

Antonio Garcia Conejo, a member of the leftist Democratic Revolution Party, stripped down to his underwear during a speech Wednesday to dramatize his assertion the bill is a ‘plunder of the nation.’
The 353-134 vote will allow the government to give private foreign and domestic companies contracts and licenses to explore and drill for oil and gas, deals now prohibited under Mexico’s constitution.
The final step, approval by 17 of Mexico’s 31 states, is widely seen as assured.
The state-run oil company, Petroleos Mexicanos, or Pemex, has had a monopoly since the government took over operations of foreign oil companies in 1938, a move that has been revered ever since as a symbol of national sovereignty.
Leftist lawmakers tried to block discussion of the measure on Wednesday by seizing the main chamber of the House of Deputies, blocking access with chairs and tables.

When the debate was moved to another room, they dragged out discussion for 20 hours before the measure was finally approved.
‘The homeland is not for sale! The homeland is to be defended!’ they shouted while holding protest signs and Mexican flags.
The proceedings took a strange turn when just before dawn Mr Garcia Conejo took the podium to protest the measuring, shedding his suit and tie.
Standing in a pair of black briefs on the dais, the chubby middle-aged lawmaker accused the ruling party of depleting the nation’s assets by signing off on past privatizations of telecommunications.
‘This is how you’re stripping the nation. Where is the benefit?
‘How shameful! But this doesn’t embarrass me,’ he proclaimed. ‘You, too, have a body
Mail Online

۲۶ آذر، ۱۳۹۲

فرگشت و نوه ، نتیجه ی خمینی ی دجال !

رزا: داشتم این پست را میخواندم + کامنت زیر را!


کامنت:
درست است که هر پدر و مادری به موفقیت بچه‌اش افتخار می‌کند و این هم حرف درستی‌ است که نباید گناه پدر و مادر را یا پدر بزرگ و مادر بزرگ را به پای فرزندانشان نوشت ولی‌ با دیدن این موضوع ناا خودآگاه بیاد فیلم مستندی افتا دم که چند سال پیش دیدم از یک خواهر و برادر آلمانی‌ که در میانسالی در مزرعه‌ای دور افتاده در یکی‌ از ایالتهای مرکزی آمریکا زندگی‌ میکردند. آنها هیچوقت ازدواج نکرده بودند و فرزندی نداشتند، به نام فامیلی خود نیز افتخار نمی‌کردند، و نگران این بودند که اگر فرزندی میداشتند ادامه نسل پدرشان بود؛ آنها فرزندان یکی‌ از مقامت ارشد آلمان نازی بودند!
کمی‌ فرق هست بین رفتار آنها و رفتار این خانم نعیمه.
اگر وجدان باشد، اگر صداقت باشد، فرزند خمینی بودن یا از نسلش بودن ننگ است نه افتخار!
ولی‌ بزرگ شدن در فرهنگ دروغ و ریا مسلما آدم با وجدان بار نمی‌‌آورد.


رزا: عکس هم از نتیجه ی خمینی دجال است که چند وقت پیش مادرش (نوه خمینی) با فتوشاپ سرش چادر کشید.
نوه ی هیتلر اگر بود، احتمالن جهش میکرد اینجوری؟

تنها زادگانی زنده می مانند كه سازش بیشتری با محیط داشته باشند.

این البته یک گونه زایی فرگشت است اگر این "نتیجه خمینی" نتواند از یک گوریل پاسدار بچه دار شود! آنطور که احتمالن مادرش علاقه مند است!
یعنی احتمالن با یک  گونه زایی این دارودسته طرفیم. اولش فکر کردم دلیلش دور افتادگی جغرافیایی باشه! مهاجرت آخوند بچه ها و حزب اله از ایران به کانادا. 
یعنی اینطوری از این طایفه ی مخوف یک چیز دیگه ای قراره تولید بشه؟!
شاید هم ثروت و مال مفت خوری باعث فرگشت نوه، نتیجه شان شده؟!

 مال مفت البته حناق نیست توی گلوی اینها گیر کنه...
دختر خلخالی را قبلن شرح حالش را نوشتم. امیدوارم این یکی مثل فاطمه صادقی گیوی جنایت پدر دیکتاتورش را توجیه نکنه و واقعن فرگشت کامل باشه. نه میان گونه!
ولی
آیا فرگشت قابل پیش‌بینی است، یا نه؟

مقالات خوبی پیدا کردم که با یک کلیک در اینجا لینک هایش  آرشیو شد. 

یک فیلم جالب هم در زیر

انسان شدن، قسمت اول/ مستندی فوق العاده درباره ی فرگشت (تکامل) انسان، همراه با شبیه سازی های کامپیوتری و کشفیات باستان شناسی سال های اخیر در زمینه ی فرگشت انسان. این مستند در سه قسمت ساخته شده است.

درک ریاضی فرگشت - من خدا هستم - I am God

  فیلم دیگر:
اولین قهوه خانه ی آنارشی در ترکیه هم در فیلم زیر. این فیلم کوتاه را بچه های فیلمبردار "دزدان دریایی" در اوج مبارزات حمایت از پارک گیزی گرفتند. به زبان انگلیسی و زیر نویس آلمانی



اخبار ایران:
 روی تیترها برای خواندن (دیدن) کلیک کنیم.


به گزارش واحد مرکزی خبر، آقای رحمانی فضلی روز يکشنبه، ۲۴ آذز،افزود که شش ميليون ايرانی به طور مستقيم با مسئله اعتياد درگير هستند.
آقای رحمانی فضلی که دبيری ستاد مبارزه با مواد مخدر را هم برعهده دارد همچنين از «دو برابر» شدن تعداد زنان معتاد «در مدت بسيار کوتاهی» خبر داد.
در تير ماه سال جاری نيز، مديرکل پيشگيری و درمان اعتياد سازمان بهزيستی از مرگ «روزانه ۱۱ نفر» در ايران در اثر اعتياد به مواد مخدر خبر داده بود.

خمینی زنها و مردها نباید لخت بروند به دریا



۲۴ آذر، ۱۳۹۲

جهاني‌سازي، جنگي تمام عيار عليه محيط زيست و تهيدستان/ وندانا شيوا




 *  Vandana Shiva از فعالان محيط زيست، هندوستان.

چه كساني غذاي مردم جهان را تأمين مي‌كنند؟ پاسخ من به اين پرسش با پاسخ بسياري از صاحب‌نظران متفاوت است.

در واقع اين زنان و كشاورزان خرده‌پا هستند كه با كشت گياهان گوناگون در يك منطقه كه به آن تنوع زيستي مي‌گويند؛ بخش اصلي غذاي مردم در جهان سوم را تأمين مي‌كنند. بر خلاف تئوري پردازي‌هاي غالب، تنوع زيستي و كشت انواع گياهان در زمين‌هاي كوچك كشاورزي به مراتب از سيستم تك زراعي شركت‌هاي كشاورزي مفيدتر و پر حاصل‌تر است.

شركت‌هاي صنعتي كشاورزي به نام افزايش توليد مواد غذايي، سيستم‌هاي كشاورزي مبتني بر تنوع زيستي را كه از پايداري جدي برخوردارند؛ نابود مي‌كنند. با نابودي سيستم كشاورزي مبتني بر تنوع زيستي، منابع غني مواد مغذي به كلي از دست مي‌روند. اگر از منظر تنوع زيستي و بازدهي مواد غذايي به ازاي هكتار، به موضوع مورد بحث نگاه كنيم؛ روشن مي‌شود كه آنچه شركت‌هاي صنعتي كشاورزي محصول پربازده مي‌نامند؛ در واقع به معناي افزايش در توليد مواد غذايي مغذي و مفيد نيست.

معمولاً وقتي از محصول سخن به ميان مي‌آيد منظور ميزان توليد يك نوع محصول خاص در واحد سطح است اما وقتي از بازده صحبت مي‌شود؛ منظور كل توليد محصولات گوناگون در واحد سطح است. بنابراين روشن است كه اگر تنها يك محصول را در واحد سطح معين كشت كنيم- همانطور كه شركت‌هاي صنعتي كشاورزي مي‌كنند- توليد آن محصول خاص، افزايش مي‌يابد. نكته اين جاست كه اگر چند نوع محصول كشاورزي را در يك سطح معين توليد كنيم؛ ميزان توليد هر كدام از اين محصول‌ها، كمتر از يك محصول است، اما كل توليد چند محصول به مراتب افزون‌تر از آن تك محصول است. شركت‌هاي كشاورزي ميزان توليد محصول را با بازده، عامدانه تغيير مي‌دهند تا روش توليد و كشاورزي مبتني بر تنوع زيستي را نابود كنند.

با اين تحريف زيركانه، بازده كار و رنج ميليون‌ها زن كشاورز در جهان سوم را آگاهانه ناديده مي‌گيرند- زنان سرزمين مادري من در هيماليا كه اكنون در جنبش چيپكو عليه قطع درختان جنگلي مبارزه مي‌كنند از جمله‌ي اين زنان هستند. اين زنان در مزارع خود، ارزن، نخود، لوبيا، باقلا، سويا، نخودفرنگي و محصولات ديگر توليد مي‌كنند. اگر از منظر كشاورزي مبتني بر تنوع زيستي به توليد نگاه كنيم؛ بازده اين كشاورزان در يك سطح معين به مراتب بيشتر از محصول يك نوع كالاي معين در همان سطح است. من اين ناديده گرفتن بازده كشاورزي مبتني بر تنوع زيستي را ناشي از «ذهن تك فرهنگي» مي‌دانم كه در زمينه‌ي كشاورزي به «توليد تك محصولي» منجر مي‌شود.

اين نگرش، توليد دهقانان «مايايي»  در جياپاس را تحقير مي‌كند و مي‌گويد كه آن‌ها از يك هكتار زمين تنها دو تن ذرت بدست مي‌آورند. اما اگر محصول‌هاي ديگري را كه اين دهقانان در همين زمين توليد مي‌كنند_ لوبيا، كدو تنبل، ميوه و سبزيجات_به حساب آوريم، آن وقت مي‌بينيم كه بازده اين يك هكتار، نه دو تن بلكه بيست تن در يك هكتار است.

در جاوه، كشاورزان در مزرعه‌هاي كوچك خودشان 607 نوع محصول بدست مي‌آورند.

در صحراي آفريقا دهقانان در فضاهاي خالي ميان كشت غلات، 120 نوع گياه گوناگون كشت مي‌كنند كه تأمين كننده‌ي اصلي مواد غذايي اعضاي خانواده است.

در باغچه‌هاي كشاورزان تايلند بيش از 230 گياه گوناگون و در مزرعه‌هاي كوچك مردم آفريقا كه در پيرامون خانه‌هاي آن‌ها قرار دارد، بيش از 60 نوع درخت به حاصل مي‌نشيند. دهقانان كنگويي از برگ‌هاي بيش از 50 نوع درخت به عنوان مواد غذايي خود استفاده مي‌كنند.

پژوهش‌هاي انجام شده در شرق نيجريه نشان مي‌دهد كه باغچه‌هاي آن‌ها كه تنها 2% از زمين‌هاي زراعي اين كشور را تشكيل مي‌دهند؛ 50 درصد كل بازده كشاورزي آن كشور را رقم مي‌زنند. در اندونزي هم باغچه‌ي خانه‌ها، بيش از 20 درصد درآمد خانواده‌ها و 40 درصد مواد غذايي آن‌ها را تأمين مي‌كند.

پژوهش‌هاي سازمان خواروبارو كشاورزي جهان(فائو) نشان مي‌دهد كه كشاورزي مبتني بر كشت انواع گياهان مي‌تواند هزاران بار بيشتر از واحدهاي صنعتي كشاورزي تك زراعي بازده داشته باشد. در عين حال اين شيوه كشاورزي بهترين راهبرد براي پيش‌گيري از خشكسالي و بياباني شدن مزارع هم هست.

آنچه براي تغذيه‌ي پايدار ميليون‌ها انسان در سراسر جهان به آن نيازمنديم نه مهندسي ژنتيك و نه مواد شيميايي بلكه كشاورزي مبتني بر تنوع زيستي است. در حالي كه در واقع زنان و كشاورزان خرده پا با استفاده از كشاورزي مبتني بر تنوع زيستي، غذاي مردم جهان را تأمين مي‌كنند، باز هم شاهديم كه بارها و بارها اعلام مي‌شود كه بدون مهندسي ژنتيك و جهاني‌سازي كشاورزي، جهان با گرسنگي مواجه خواهد شد. عليرغم آن كه شواهد تجربي نشان مي‌دهد كه مهندسي ژنتيك نه تنها توليد را اضافه نمي‌كند بلكه به كاهش تدريجي بازده كشاورزي هم منجر مي‌شود، همچنان ادعا مي‌شود كه مهندسي ژنتيك تنها گزينه براي تأمين غذاي گرسنگان جهان است.

به همين دليل است كه من باز هم پرسش خودم را مطرح مي‌كنم: غذاي مردم جهان را چه كسي تأمين مي‌كند؟ 

برای خواندن کل مقاله در منبع روی تیتر آن کلیک کنیم.
برای خواندن در همین وبلاگ روی اینجا کلیک کنیم.

مطالب مرتبط:



«بذر، با ژن دست کاری شده»

اصلاح ژنتیکی، سود و زیان آن


فیلم های جدید و اطلاعاتی:

MONSANTO CORPORATIONS

Seeds Of Death - Full Movie
Monsanto - Mit Gift und Genen (2008) - deutsch - z.T deutsch synchronisiert u. z.T m. deutschem Untertitel - 

Anonymous - Monsanto found guilty of chemical poisoning
Monsanto should be shut down and sued for every penny they've made from their corruption
Lets bring this Firm down
Monsanto - Der schlimmste Konzern der Welt?
STOP MONSANTO, BERLIN 12.Okt.2013

Bayer, Monsanto, Syngenta,BASF, Dow: Biggest Bee Killers


MASS BEES DIE-OFF: Beemageddon - More Than ONE MILLION More Bees Die Off Near Hanover, Canada?!
http://youtu.be/2Oo-sZVixas

37 million Bees found deadin Elmwood, Ontario, Canada, after large planting of GMO corn seed.


Half a Billion Bees Killedin Germany

Essen Für Alle?
  http://youtu.be/i-zQv6moeZo



۲۲ آذر، ۱۳۹۲

زنان شما کشتزار شمایند! / منصور حکمت



رزا: در مورد تیتر پروکاتیو این پست پایین انتقاد شد.

با توجه به اینکه برخی از دوستان متن اصلی رساله ی رفیق صدر حزب (منصور حکمت) را نخوانده اند آن را در زیر قرار میدهم. همزمان سوالاتی برایم کماکان مطرح است که آن را نیز در زیر قرار میدهم.
در رابطه با اینکه همخوابگی مقدس است (در متن زیر از صدر حزب منصور حکمت) کلن سوال دار شدم.
 آیا ایشان قبل از جفتگیری سوسیالیستی غسل هم میکرده؟
 لطفا رفقای زن حزب پاسخ احتمالی را در کامنت دونی بلاگ بگذارند.
 و آیا همخوابگی همجنسگرایان هم از نظر حزب کمونیست حکمتیست مقدس است یا نچ؟
 
سوال دوم: منصور حکمت مرحوم گفته اند که: به هر حال موضع من بعنوان یک کمونیست این است من منزجرم از سقط جنین، مخالفم. و در جامعه خودم ممنوعش میکنم.

رزا:: سقط جنین در جامعه ی سوسیالیستی ایشان ممنوع است. سوال: آیا سقط جنین ممنوع میشود، اگر حزب کمونیست در ائتلاف با سلطنت طلبان قدرت سیاسی را در ایران غصب کند، یا منظوراز "در جامهه ی خودم ممنوعش میکنم" حکومت مطلق حزب میباشد؟ 

رزا: ایشان (حکمت) پروسه ی تولید کودک را مانند کشت و کار می بیند. منصور حکمت:" درست مثل درختی که میکارید. من نمیتوانم با یک دیدگاه بگویم آقا! روی مزرعه یارو لگد نکنید رد شوید! مگر نميبینید آنجا گندم کاشتند؟!"
رزا: سوالی که مطرح است اینکه آیا مرحوم صدر حزب، جایگاه قرار گرفتن در زیر را در همخوابگی می شناختند یا فقط پوزیسیون قرار گرفتن و شخم زدن در رو را بلد بودند؟ رفقای زن لطفا جواب دهند!

منصور حکمت: "ولی من نميبینم طبقه کارگر، در هیچ جای دنیا، با آزادی و نقض سقط جنین تفاوت فاحشی در زندگيش، بمثابه یک طبقه، صورت گرفته باشد یا اصلاً کسی از مشقتی بیرون آمده باشد"
رزا: آیا منصور حکمت دسترسی به نظرات خانم ها را نداشتند و فقط  گزارشات آقایون طبقه ی کارگر بدستشان می رسیده و یا بخش کامنتهای بانوان حزبی برای ایشان فیلتر شده؟ سازمان فتا و چکای حزب کمونیست و بخش امنیت اینترنتی لطفا پاسخ دهند.  

منصور حکمت: بالأخره همخوابگی یک فعالیت اجتماعی بین زن و مرد است، که میتوانند بکنند و یا اراده‌شان نیست و نميکنند و هیچ بچه‌ای شکل نميگیرد. ولی آن موجودی که شد یک سلول، دیگر از وجود فعالیت اجتماعی تو، اراده تو و غیره، مگر اراده تو مبنی بر کشتن او، مستقل است. (نگويیم کشتن)، از هستی ساقط کردنش. او هستی دارد و مستقل است و خودش میتواند از محیط اتافش زندگی کند.
رزا: آیا تولید این سلول (کودک!) بدون فعالیت اجتماعی زوجین یعنی قرار دادن پزشکی نطفه در رحم زن (زن همجنسگرا، ولی خواهان مادر شدن) از نظر شرعی و حزبی حلال است یا حلالیت آن فقط در عمل "کردن" مرد و "کرده شدن" زن است؟  آیا  کشت و کار روی رحم زن در فقط رختخواب ها مجاز می باشد؟ رفقای مرد کمیته مرکزی لطفن پاسخ دهند.

منصور حکمت: بنابراین من طرفدار خرگوش نیستم. من طرفدار این هستم که آدم جلوی خودش را بگیرد. ولی وقتی جلوی خودش را نگرفت، به هر دلیلی، و انسانی شکل گرفت، این احترام را به خودش و به انسان بعدی بگذارد، و در نتیجه این سطح توقع از انسان و اهمیت انسان را در جامعه خودش بوجود بیاورد، که دیگر نرود آن را از هستی ساقط بکند. یا جلوی خودت را بگیر، یا مسئولیت اعمالت را بعهده بگیر! تو نگیر. جامعه کاری میکند که افراد بطور عادی از رشد جمعیت جلوگیری بکنند. و در آن مواردی که به هر حال یک تعدادی میخواهند و یک تعدادی نمیخواهند، در قبال عواقب کار مسئولند. جامعه مسئول است، فرد هم مسئول است دیگر. نمیشود یک کاری کرد و تقاص آن را نداد و تاوانی برایش نپرداخت...
رزا: تقاص این لذت جنسی شخم زدن و متاسفانه پارگی کاندوم چینی را چه کسی میدهد و تاوان آنرا چه کسی می پردازد؟

 1)کشتزار؟
 2)کشاورز؟
 3)جمهوری دمکراتیک چین؟
 4) دستگاه شخم؟ 

جواب را لطفا رفقایی که دسترسی به حل المسائل آلت اله را دارند در کامنت ها قرار دهند.

حکمت: اگر خانم ایکس که هیچ فشاری رویش نیست و یک روز صبح اراده کرده این کار را بکند، حالا مجبورش میکنم که این کار را نکند، نگهبان میگذارم که خودش بلایی سر بچه در نیاورد. یعنی چه این کار؟ مگر هر کسی هر اراده‌ای کرد، میگویند بیايید بروید بکنید؟! باید ببینند جامعه چقدر این را مجاز میداند.
رزا: آیا بند هشتم در بخش دوم برنامه ی "یک دنیای بهتر" که از ایجاد باریگاد نگهبانان کُس زنان صحبت میکند، در کنگره حزب کمونیست اکثریت مطلق آورد و یا فقط نظر رفقای مرد منظور می باشد؟ 
رفقای زن لطفا پاسخ دهند.

رزا: در مورد مقدس بودن حاملگی و سپردن کودکان به دولت در بخش پایانی رساله ی منصور حکمت بحث شد.
آیا زنان فمینیسم نیز حاملگی مقدس دارند؟ آیا دولت سوسیالیستی حاضر به شستن کون گهی حتی تخم و ترکه ی تزار است؟
ویا اینکه  کودکان خاندان تزار مانند انقلاب کبیر اکتبر (سال1917 ) همراه با پدران و مادرانشان، پدربزرگ و مادربزرگ، عمه و خاله، عمو و دایی ها اعدام "انقلابی" می شوند.
لطفا با مراجعه به حل المسائل مارکسیستی در مورد مقدس بودن، حلال، مکروه و یا نجس بودن این کودکان جواب شفاف دهید.

سوال آخر سوال کلی از اعضای رسمی حزب کمونیست میباشد: آیا جق زدن در حکومت سوسیالیستی مجاز است؟ 
نظر حزب در مورد سکس اورال و یا آنال چیست؟ 
آیا این ها هم از نظر حزب یک فعالیت اجتماعی میباشد؟ 
جایی که در رساله  ی رفیق مرحوم، اما کبیر نوشته شده: بالأخره همخوابگی یک فعالیت اجتماعی بین زن و مرد است، که میتوانند بکنند و یا اراده‌شان نیست و نميکنند و هیچ بچه‌ای شکل نميگیرد.
با تشکر
رزا  

مرتبط:
برای خواندن کل رساله روی تیتر آن کلیک کنیم.

من معتقدم یک کمونیست نمیتواند طرفدار سقط جنین باشد، به همان دلیل که نميتواند طرفدار قتل پیرمردان و پیرزنانی باشد که فقط نیاز میگیرند. به همان خاطر که نمیتواند طرفدار "بروید و خودتان را بکشید" باشد. چون بنظر من بچه‌ای که کشته میشود، جنینی که از بین برده میشود، امتداد آدمی است که جلوی کارخانه کشته میشود. هر دو با یک منطق دارند کشته میشوند. هر دوی آنها میآیند و نیازی را مطرح میکنند که جامعه طبقاتی موجود نمیخواهد به آنها بدهد، و بنابراین هر دوی آنها را میتواند از بین ببرد. این یک نیاز فی‌الحال است و آن یک یک نیاز آتی است.

بنظر من، این پذیرش موضع سقط جنین، تسلیم کمونیسم به منافع خُرد فمینیستی است. سقط جنین همیشه موضع چپ نبوده، یک موقعی موضع بورژوازی بوده، موضع راست بود برای کنترل جمعیت کارگری. الآن موضع چپ است. بخاطر چی؟ بخاطر اینکه تکنولوژی این کار آنقدر پیشرفت کرده، که کسی متوجه واقعه‌ای که دارد میافتد، نمیشود. بنظر میآید کلینیکهای خیلی خوبی که در سالن انتظارش موزارت پخش میکنند، در آن اتاق بغل دستی، دارند بدترین توهین و اهانت و شنائت را در حق انسان بطور کلی اعمال میکنند. ولی خوب در اتاقش تمیز است، نوبت گرفته‌اند، رایگان است، طرف استاد ماهری است و هیچکسی بعدش از عفونتهای ناشی از این پروسه نميمیرد. به این خاطر آمده در مواضع ما. من فکر میکنم جامعه‌ای که با انسان و پتانسیل انسان بودن این کار را میکند، این جامعه جامعه سالمی نیست. و اگر قرار بود من این را بپذیرم که جامعه مریضی نیست، خیلی چیزهای دیگر را هم میتوانستم راحت بپذیرم و اینجا نباشم.

به هر حال موضع من بعنوان یک کمونیست این است من منزجرم از سقط جنین، مخالفم. و در جامعه خودم ممنوعش میکنم. ولی چنان شرایطی بوجود میآورم که نه فقط تولد یک بچه، مشقت و فقر و غیره، برای کسی نداشته باشد، بلکه عین سعادت باشد و عین آن چیزی باشد که بشر در زندگيش میخواهد، یعنی خلاقیت. این دیگر اوج خلاقیت بشر است که میتواند یکی مثل خودش بتواند بوجود بیاورد. همین باشد و به همین معنی برداشت شود و آنقدر پدیده دوست داشتنی باشد که جامعه از تولد یک بچه خوشحال میشود.

وی بانک اسپرم، اسپرم زیاد است، ممکن است ببینید صنایع معیّنی باشند، هیچی باشند. یک مقدار کروموزوم با ظرفیتهای معیّنی، پروتئين‌هایی هستند. چیز خاصی نیستند. ولی آن سلولی که شد دو تا و بعد شد چهار تا، دیگر از همان لحظه یک چیز معیّن و یک کس معیّن است. کسی است که پروسه‌اش را طی نکرده. درست مثل درختی که میکارید. من نمیتوانم با یک دیدگاه بگویم آقا! روی مزرعه یارو لگد نکنید رد شوید! مگر نميبینید آنجا گندم کاشتند؟! بعد با همان دید بگویم لگد کنید و رد شوید، اینجا انسان کاشتم، مهم نیست! نمیتوانیم این را بگويیم. این یک بحث است. که آن انسان کجا خود او میشود؟ بنظرم این تعریف خود است.
من میگویم بشر باید محترم باشد. اگر بشر محترم باشد، من اینطور میگویم بنظرم آنوقت نفس همخوابگی محترم میشود. بنظر من محترم باید باشد و طبقات حاکم این را تنزلش دادند. بخاطر اینکه خود همخوابگی میتواند شروع یک بشر باشد، برای اینکه یک کار بشری است. بنظر من جلوگیری از نمودار شدن ذات بشر، مادیت پیدا کردن ذات بشر در اشکال متنوع، که من به این ذات و به اصالتش و به پاکيش اعتقاد و ایمان دارم، این جنایت است. یک موقعی جنایت خواهد شد. جلوگیری از خلاقیت بچه‌ای که میتواند حساب یاد بگیرد ولی هیچوقت یادش نمیدهند، بنظرم جنایت است. کسی را هم نکشتند، خونی هم از دماغ کسی بیرون نیامده. جلوگیری از کسی که ظرفیتهای خلاقه خودش را نشان بدهد، جنایت است. یک موقعی جامعه چنان شنیع به این برخورد میکند، و میگوید آخر این چکاری است که نمیگذاری ایکس و وای نقاشيش را بکند؟
یک نکته دیگر که من گفتم این است که موضع من سقط جنین نیست. برای اینکه تا همین قبل از این بحث، عوامل اجتماعی همه چیزها را بررسی میکنم، میخواهم عوامل اجتماعی آن را از بین ببرم و حاضر نیستم به راه حل فردی تمکین کنم. هنوز هیچ آماری ندارم که بطور واقعی (من این را گفتم) کسی بیاید بگوید این آمار را نشانت میدهم در انگلستان که سقط جنین آزاد بوده، بطور واقعی مشقات و محرومیتهای طبقه کارگر اینقدر تخفیف پیدا کرد و در ایتالیا که آزاد نبوده، نکرده است. اصلاً چنین مدارک و شواهدی وجود ندارد. طبقه متوسط دارد، ميفهمم. طبقه متوسط بورژوازی واقعاً از قانونیت سقط جنین استفاده فعال کرده، از همان ایتالیا بلند شده رفته انگلستان، سقط خودش را کرده و برگشته. ولی من نميبینم طبقه کارگر، در هیچ جای دنیا، با آزادی و نقض سقط جنین تفاوت فاحشی در زندگيش، بمثابه یک طبقه، صورت گرفته باشد یا اصلاً کسی از مشقتی بیرون آمده باشد.

من به همان دلیل که جلوی خودکشی را ميگیرم، کاری ندارم که طرف انتخابش چه است و چه دستوری راجع به خودش میدهد و ... است، به همان دلیل یک پله آنطرف‌تر، حق زن، راجع به اینکه ظاهراً دارد در مورد بدن خودش تصمیم ميگیرد، من میگویم اولاً اگر بدن خودش هم بود من این حق را بخودش نمیدادم. به اضافه اینکه، این دیگر آنقدر بدن خودش نیست. شما بعنوان محیط رشد یک پدیده‌ای، مطرح هستید. اینجا با یک جامعه طرف هستید، آن موجود یکی از سلولهای ما است که پیش شما است. مالکیت خصوصی را در این مورد ابداً برسمیت نميشناسیم. میخواهم بگویم که مسأله در این سطح است.

بالأخره همخوابگی یک فعالیت اجتماعی بین زن و مرد است، که میتوانند بکنند و یا اراده‌شان نیست و نميکنند و هیچ بچه‌ای شکل نميگیرد. ولی آن موجودی که شد یک سلول، دیگر از وجود فعالیت اجتماعی تو، اراده تو و غیره، مگر اراده تو مبنی بر کشتن او، مستقل است. (نگويیم کشتن)، از هستی ساقط کردنش. او هستی دارد و مستقل است و خودش میتواند از محیط اتافش زندگی کند.

خودش نه! طبیعت دارد کار خودش را ادامه میدهد. آن یک پدیده دیگر است، غیر از اسپرم و اوول است. پدیده‌ای است که روی پای خودش ایستاده و بر اساس مکانیسم خودش حرکت میکند. از محیط اطراف خودش استفاده میکند، بعد میشود یک آدم معیّن. این دنباله سابقه یک آدم معیّن است. شما او را از یک جايی، از هستی ساقطش بکنید، خوب فرق دارد با این که هزار و یک اسپرم و اوول هم میآید و هدر میرود و هیچ بچه‌ای هم بوجود نمیآورد.
بنابراین من طرفدار خرگوش نیستم. من طرفدار این هستم که آدم جلوی خودش را بگیرد. ولی وقتی جلوی خودش را نگرفت، به هر دلیلی، و انسانی شکل گرفت، این احترام را به خودش و به انسان بعدی بگذارد، و در نتیجه این سطح توقع از انسان و اهمیت انسان را در جامعه خودش بوجود بیاورد، که دیگر نرود آن را از هستی ساقط بکند. یا جلوی خودت را بگیر، یا مسئولیت اعمالت را بعهده بگیر! تو نگیر. جامعه کاری میکند که افراد بطور عادی از رشد جمعیت جلوگیری بکنند. و در آن مواردی که به هر حال یک تعدادی میخواهند و یک تعدادی نمیخواهند، در قبال عواقب کار مسئولند. جامعه مسئول است، فرد هم مسئول است دیگر. نمیشود یک کاری کرد و تقاص آن را نداد و تاوانی برایش نپرداخت، و بعد این را گفت که اراده من به این تعلق گرفته که این نباشد. من میگویم بله جلوی اراده خیلیها را ميگیریم، وقتی خلاف انسان است. ولی این بحث دوباره بر میگردد در زمین اول، اگر خلاف انسان هست یا نه؟ اگر خلاف انسان باشد جلوی اراده‌اش را ميشکنم، نه وجود فیزیکی او را. موجودیت او را زیر سئوال میبرم. میگویم نه! شما نُه ماه از طرف جامعه، این را تحمل بفرمايید. میگويی نه، برادرم ناموس پرست و فلان و فيسار است؟ پس دیگر با من از اراده‌اش حرف نزنید. اگر ما داریم راجع به آدمهای مجبور حرف ميزنیم، پس علت مجبوریت آنها را باید بشکنیم.
من به زنهای غیر مجبور که دهشاهی سمپاتی ندارم. من دارم راجع به سمپاتی با زنان مجبور در این جامعه حرف میزنم، میخواهم راه حل اجتماعی بدهم به زنهایی که جامعه ناگزیرشان کرده این کار را بکنند. اگر خانم ایکس که هیچ فشاری رویش نیست و یک روز صبح اراده کرده این کار را بکند، حالا مجبورش میکنم که این کار را نکند، نگهبان میگذارم که خودش بلایی سر بچه در نیاورد. یعنی چه این کار؟ مگر هر کسی هر اراده‌ای کرد، میگویند بیايید بروید بکنید؟! باید ببینند جامعه چقدر این را مجاز میداند. در بحث من جامعه‌ این را مجاز نمیداند که به هیچ دلیلی، فقط به میل شخصی یک نفر، جلوی تکامل یک جنین بوجود آمده را بگیرد. در هر سن بالأخره یک جنین است.

من میگویم این سطح بالایی از تمدن است، اگر این کار را بکنید. خوانايی دارد با بقیه پرنسیبهای ما. نکردنش با پرنسیبهای ما خوانايی ندارد. بنابراین طرفدار جلوگیری از حاملگی هستم، بطور وسیع و کاملاً رایگان و هر شکلی که ممکن است. و بعد وقتی حاملگی بوجود آمد، احترام گذاشتن به این حاملگی، مقدس دانستن این حاملگی، عزیز کردن این حاملگی، به عهده گرفتن مسئولیت عواقب این حاملگی و تضمین کردن این که مادر و فرزند تاج سر جامعه باشند، این حرف من است.
ما نه آن طرفش را گفتیم، که تبلیغ میکنیم، ترویج میکنیم که نکنید. بدهید به جامعه! مسئولیت آن را بگذارید روی جامعه و برای آن از جامعه حق بخواهید. به دولت بگويید هر بچه‌ای که به دنیا بیاید، قبل از هر چیز فرزند دولت و فرزند جامعه است. در نتیجه باید از هر تعرضی مصون باشد و از همه حقوق و امکانات برخوردار باشد. این را بگويیم و بخواهند. بخواهیم علیه فقر مبارزه شود، بخواهیم علیه اخلاقیات عقب مانده مبارزه شود، بخواهیم ناموس پرستی در جامعه محکوم شود و به خشونت پاسخ داده شود. اینها را بخواهیم، بکنیم، بگويیم که میخواهیم و داریم میکنیم، به زن هم بگويیم که راهش این است. همه اینها را هم بگويیم که معضلات اینها است. بعد هم بگويیم با این حال اگر کسی تاب آن را نداشت و نمیتوانست، و مجبور بود و میرفت یک جايی و این کار را میکرد، دولت باید تسهیلات آن را فراهم کند، که این کار بشیوه درستی انجام شود. و باید کاری کرد که هر چه کمتر، یک فاصله‌ای در عمر بشر اینطوری باشد، که بشر آگاهانه خلاف منفعت خودش عمل بکند. بیا برویم دیگر برایش یک حدی بگذاریم.
....