۱۸ خرداد، ۱۳۹۷

نمایشگرهای فرودگاه تبریز در حمایت از اعتصابات کامیونداران هک شد

فرودگاههای ایران در اختیار هکتیویست ها!

رزا: بقول رفیقی، دم تان آتش فشان

 اول مشهد الان تبریز فردا صدا-سیما!

Keny Arkana - V
https://youtu.be/eQwxh68kKYc



به امید تسلط به مانیتور صداوسیما
سلام آفرین خسته نباشید تی.وی ایران و هک کنید عالی میشه ها #ایده_جدید

شما نمیتونید مثل رابین هود پول های آقا زاده ها رو از حسابشون حک کنید بریزید به حساب مستمری بگیر های بهزیستی و کمیته امداد واقعا یه روز به اونا حال بدید آقا زاده ها هم در ماه رمضان فقط یه روز خودشون رو بزارن جای فقرا

ای ول بچه ها کارتون حرف نداشت.کمک خواستید من در خدمتتون هستم
دیگر صدایمان را در گلو خفه نخواهیم کرد
#تا_کی
#تپندگان
ممنونیم ازتون🙏🏻🌸❤️
خداوند به شما قوت بدهد. اميدوارم تا هك كردن بيت رهبرى پيش برويد

مرتبط:
جنبش چریکی دسترسی باز اطلاعات

هکرها، این بار به سراغ فرودگاه تبریز رفتند
کوردستان میدیا: بعد از آنکه گروهی از هکرها، سیستم کامپیوتری فرودگاه مشهد را هک کرده بودند، این بار سیستم‌های کامپیوتری فرودگاه تبریز هک کردند.
روز چهارشنبه، شانزدهم خرداد، گروهی هکر که خود را "تپندگان" می‌نامند با نفوذ به شبکه‌های کامپیوتری فرودگاه تبریز، پیام‌های متعددی در حمایت از اعتراضات مردمی و اعتصابات در مانیتورهای نصب شده در فرودگاه منتشر کردند.
در این پیام‌ها، دو هشتگ اعتصاب سراسری و اعتصاب کامیون‌داران، آمده و نوشته شده است: تا کی حکومت مطالبات مردم را برای بهبود وضعیت اقتصادی نادیده خواهد گرفت؟!
بعد از آنکه گروه تپندگان فرودگاه تبریز را هک کردن، ای‌میلی نیز به امضای داود پروین، از مسئولان فرودگاه تبریز، به گروهی از روزنامه‌نگاران ایرانی داخل و خارج از کشور ارسال کردند که در آن نوشته بودند: متاسفانه گروه تپندگان بر سیستم‌های کامپیوتری فرودگاه مسلط شده‌اند.
همچنین این گروه روز پنج شنبه سوم خرداد، سیستم کامپیوتری فرودگاه هاشمی نژاد مشهد را هک کردند. تپندگان، با شعار "تا کی" و استفاده از عکس نمادینی از تظاهرات ملیت‌های ایران علیه جمهوری اسلامی در دی ماه ٩٦، مانیتورهای فرودگاه مشهد را هک کرده و بر روی آن‌ها نوشتند:  سپاه تا کی می‌خواهد اموال مردم را در غزه و لبنان و سوریه به هدر بدهد؟... دیگر صدایمان در گلو خفه نمی‌شود.
گروه تپندگان
https://twitter.com/tapandegan?lang=de
ما گروه «تپندگان» در یک اقدام اعتراض آمیز دیگر بر سیستمهای کامپیوتری فرودگاه تبریز مسلط شدیم و مسئولین فرودگاه مجبور به خاموش کردن تمام مانیتورهای فرودگاه برای مدت طولانی شدند. دیگر صدایمان را در گلو خفه نخواهند کرد و ما به این اقدامات ادامه خواهیم داد #تپندگان #تبریز
ما گروه «تپندگان» در یک اقدام اعتراض آمیز دیگر بر سیستمهای کامپیوتری فرودگاه تبریز مسلط شدیم و مسئولین فرودگاه مجبور به خاموش کردن تمام مانیتورهای فرودگاه برای مدت طولانی شدند. دیگر صدایمان را در گلو خفه نخواهند کرد و ما به این اقدامات ادامه خواهیم داد #تپندگان #اعتراضات_سراسری

ادامه ی گزارشهای رسانه های دیگر در همین بلاگ اینجا

۱۱ خرداد، ۱۳۹۷

تلاش مذبوحانه ی شادی صدر -امین برای به حصر نشاندن رقیب (مهناز قزلو)

 ارتش فمنیستی ایران
 ایرج مصداقی: شادی صدر، شادی امین و رها بحرینی از این دعواها برای پر کردن جیبشان استفاده میکنند
https://youtu.be/PjNndFO0RBg
شادی صدر و شادی امین عامل خشونت و تفرقه در جنبش زنان ایران
 https://youtu.be/rrOjVCIVEBM

تلاش مذبوحانه ی شادی صدر -امین برای به حصر نشاندن رقیب (مهناز قزلو)
نامه ی اینجا  از ایمیل شخصی شادی صدر
    Shadisadr@Gmail.Com
 احتمالن به دستتان رسیده است. نامه ی زیر چه می گوید؟ اینکه اسم مهناز قزلو در دادگاه محاکمه ی آرشام پارسی آمده است! آیا مهناز قزلو نیز در این دادگاه محاکمه و محکوم شده است؟ نه!
پس خانمها و آقایون و مدافعان حقوق ال‌جی‌بی‌تی(همجنسگرا-دگرباش) قرار است که تک به تک قاضی شده و خود وظیفه ی مجازات کردنِ مهناز(خود یکی ازمدافعان حقوق ال‌جی‌بی‌تی) را به عهده گرفته و فراخوان لینچ هم داده اند! پس قرار است که هر کجا مهناز قزلو ظاهر شود، طرد و منزوی و بایکوت شود! هیچکجا اجازه ی ظهور نداشته باشد. هیچکجا نتواند سخنرانی کند و توسط زهرا خانم های امضا کننده (و بادی گاردهای کیربدستشان) ، رد گیری و شکار شود. 
آخوند روحانی ابتدا از ارتش شروع کرد.  بعد از ارتش هم ادارات دولتی. بعد مدارس و دانشگاه و بتدریج با تیغ کشیدن به صورت  زنان، دیگر همه اسلام آوردند!
اینک با فشار روی بنیاد پژوهشهای زنان مهناز را (ممنوع الورود) بعد در رادیو تلویزیون (ممنون التصویر) نهایتن حصر خانگی...
رژیم اسلامی تنها یک حکومت اسلامی نیست بلکه مناسبات اسلامی است. مواجب بگیرانی که امروز امضا کرده اند فردا وقتی شادی ها (صدر-امین) کلفت تر از این شدند، نوبت خودشان است. لشکر کشی از نوع انصار حزب الله برای گرفتن تریبون.
چند وقت پیش که بلاخره فیلمِ زیر فرشی »بایکوت« اثر محسن مخملباف (پاسدار سابق) را دیدم، فکر نمی کردم واقعی باشد. اما هست! اینک بسیاری از کمونیستهای انگشت زده زیر این "نامه ی سرگشاده"ی شادی امین و شادی صدر به بنیاد پژوهشهای زنان، مهناز را نَجست می دانند و فراخوان بایکوت او را می دهند.
دعوا شدیدن خانگی است و در واقع به ما، هیچکدام ربطی ندارد. همانگونه که حصر موسوی و کروبی نیز.  هر چقدر بیشتر بجان هم افتاده و سر همدیگر را بتراشند، بیشتر از سر ملت دست بر می دارند. ولی بلاخره یکروز که یکی کلفتتر از دیگری شد، دیگر این سُنت جا می افتد، و جا افتاده است . حصر خانگی، ممنوع القلم، ممنوع التصویر، شلاق و حد اسلامی!
و اینهمه البته به ما ربط دارد. این یعنی لینچ اسلامی افراد در خارج از کشور!
جالب است که اغلب امضا کنندگان "لاییک" هم هستند! جاکش های توده ای و اکثریتی + مواجب بگیران فدایی- اقلیتی...
 سالها در دانشگاهی بودم که خوشبختانه به اپوزیسیون ایران اجازه ی گذاشتن میز کتاب نمی دادند. دانشجویان بومی آنها را مُخل فضای سیاسی دانستند. همیشه بجای حمله به سیستم، دست به یقه همدیگر بودند. وقت این هست که ما نیز اعلام کنیم: دعوای خانوادگی شماها ربطی به مبارزات ما ندارد. اگر شادی امین و 115 نفر از حواریون و مواجب بگیرانش نمی توانند با جناح رقیب زیر یک سقف باشند، بساط همگی شان را جمع کنیم. همانگونه که چند سال پس از آزادیِ گذاشتن میز کتاب ایرانیان  در دانشگاه، دیگر کسی میز نگذاشت، چون این گروهها عملن متلاشی شده بودند. این به نظرم راه حل بهتری است تا گرفتن طرف یکی یا دیگری. چون نهایتن این فرقه ها یا متلاشی می شوند و یا یاد می گیرند که با هم پولهای باد آورده ی ان جی او- ی نهادهای خارجی را قسمت کرده و صلح کنند!
این دعوا بر سر نشستن بر سرسفره ی افطارِ روحانی یا خامنه ای است. تنها آنان که نه روزه گرفته و نه اعتقادی دارند عاقبت این بساط را جمع خواهند کرد. پامنبری های هر کدام از طرفین متخاصم، هر کدام در یک سر ارتجاع قرار دارند و هیچکدام حامی بچه های ال جی بی تی (دگرباش - همجنسگرا)، یا پناهجویان ایرانی در ترکیه نیستند.
برخی اقلیتی های سابق هم اکنون، از خرده ریزهای این سفره ارتزاق می کنند مثل ناصر پیشرو، هما مرادی، مهری عباسی...و بقیه ی سابقن فداییان اقلیتیِ فسیل شده ی آلمان .
شادی امین در نامه ی سر گُشاده اش می نویسد که تحمل زیر سقف بودن با مهنازقزلو را ندارد (هر دو از "حامیان" ال جی بی تی)! بسیاری از ما نیز تحمل این بازی کثیف لشکر کشی های خواهران زهرا  (اینک خواهران شادی ها) را نداریم. آن هم اعتلاف طیف رفسنجانی و فداییان اقلیت را!
باشد که با سرنگونی رژیم اسلامی، این سفره ی پر برکت "حقوق بشر" برای اینان، یکبار و برای همیشه جمع شود. خواهیم دید که امضا کنندگان و فراخوانان لینچ، نه پول لشکرکشی به سوئد را خواهند داشت ونه استخدام وکیل و دادگاه و "متخصص آی تی" در کانادا را.
استفراغ همدیگر را خواهند خورد... 
مرتبط:

اعتراض بیش از ۱۰۰ کنشگر حوزه های مختلف به کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان

 اطلاعیه مطبوعاتی بنیاد پژوهش های زنان ایران
گلناز امین: نامه اعتراضی شادی امین و شادی صدر و حواریونشان را به حضور مهناز قزلو،یکی ازسخنرانان در کنفرانس امسال بنیاد پژوهش های زنان ایران را با تاسف بسیار خواندیم. جای بسی دریغ است که چنین جدل هائی در حاشیه کنفرانس مطرح شده است. با رسانه ای شدن متن اعتراضی ناگزیربه یادآوری نکات زیر هستیم:
ما بی گمان با هرگونه اعمال خشونت، با هر تضییق حقوقی مخالفیم و آنگاه که یکی از یاران بنیاد و یکی ازفعالان جنبش زنان مورد این تضیقات قرار گیرد، بی شک همدرد و همراه او هستیم. اما این همدردی نمیتواند به تنهائی دلیلی برای حذف مهناز قزلو، یکی از سخنرانان گردد.
لازمست یادآوری کنیم که کمیته محلی کنفرانس بنیاد در استهکلم، داوطلبانه برگزاری کنفرانس را به عهده گرفته و علاوه برتقبل دلسوزانه زحمات بسیار، انتخاب سخنرانان را بی هیچ جانبداری به انجام رسانده است. اینک روزها و روزهاست که دوستان این کمیته با ما و دیگر یاران بنیاد، به چند و چون و ‌رایزنی درباره این اعتراض هم پرداخته اند.

نتیجه این است که نمی توان به جای دادگاهی صالح در جایگاه قاضی نشست و حکم حذف مهناز قزلو را صادر کرد. ما برای جامعه ای قانون مند و مبتنی برحقوق انسانی مبارزه می کنیم و بر این باور ایستاده ایم. امیدواریم که این مباحثه و جدل در شرایطی مناسب ادامه یابد و شیوه های بهتری برای رسیدن به نتیجه را بیابد.
مرتبط:
اعتراض بیش از ۱۰۰ کنشگر حوزه های مختلف به کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان

شادی صدر و شادی امین و حواریون: در کنفرانس امسال بنیادپژوهش‌های زنان در استکهلم، یکی از سخنرانان دعوت شده، شخصی با نام مهناز قزلو است که در افترا و خشونت سایبری نقش داشته است. ما امضاکنندگان این نامه، ازشرکت‌کنندگان در کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان می‌خواهیم که با اعتراض به برنامه سخنرانی مهناز قزلو، نشان دهند که از خشونت‌گران حمایت نمی‌کنند و همچون همیشه به مسئولیت خود در اعتراض به خشونت علیه زنان و رفع مصونیت از عاملان خشونت متعهد هستند.  
سه سال پیش، یک کمپین افترازنی علیه شادی امین، فعال و پژوهشگر حوزه جنسیت و همکاران او آغاز شد که برای مدت نزدیک به دو سال، به شکل بی‌وقفه و در قالب یک وب‌سایت با ده‌ها مطلب، چندین صفحه فیس بوک، چندین اکانت در سایر شبکه‌های اجتماعی از جمله اینستاگرام و توییتر، دایره وسیعی از هولناک‌ترین افتراها از جمله تجاوز، آزار و خشونت علیه پناهندگان و فساد مالی را علیه آنان منتشر می‌کرد. در آن زمان این کمپین از سوی برخی رسانه‌ها با عنوان "اسیدپاشی اینترنتی" توصیف شد.
با کمک کارشناسان آی‌تی و در یک روند سه ساله، در نهایت در آوریل امسال دادگاهی در تورنتو، در حکم خود همه مطالب یاد شده را بی‌اساس و افترا دانست و یک ایرانی مقیم آن شهر (آرشام پارسی) را به دلیل نقشی که در ایجاد وب‌سایت و انتشار آن مطالب داشت، به پرداخت 25 هزار دلار جریمه محکوم کرد.
در جریان دادگاه اسنادی برملا شد که ثابت می‌کرد شخصی به نام مهناز قزلو، مقیم استکهلم، در فراهم آوردن مطلب برای این وب‌سایت که حاوی افتراهایی به شادی امین چون تجاوز، سوءاستفاده از موقعیت به عنوان مشاور، خشونت فیزیکی، آزار روانی و... بود، نقش داشته است.
ما، امضاکنندگان این نامه، بر این باوریم که دادن تریبون سخنرانی به کسی که در افترای سازمان‌یافته علیه یکی از فعالان جنبش زنان نقش داشته، مغایر با روح و اهداف کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان است که همواره دغدغه مبارزه با خشونت‌ علیه زنان را دنبال کرده و دستاورد و خانه امن ۳۰ ساله صدها فمینیست تبعیدی است.
افترا به دلیل هتک حرمت و سلب حیثیت فرد موضوع افترا، یک نقض جدی حقوق و عملی مجرمانه محسوب می‌شود و دادگاه‌ها در کشورهای مختلف، با آن برخورد حقوقی و فرد مفتری را مجازات می‌کنند. اما متاسفانه کمیته محلی برگزارکننده این کنفرانس که ۸ تا ۱۰ ژوئن جاری برگزار می‌شود، با وجود اطلاع قبلی از عملکرد این سخنران (مهناز قزلو) و اسناد رسمی ارائه شده در دادگاه ( دادگاهی علیه آرشام پارسی) مبنی بر نقش او (نقش مهناز قزلو!) در این افترازنی و خشونت سایبری، تاکنون نام او (نام مهناز قزلو) را از فهرست سخنرانان حذف نکرده است. به عبارت دیگر، این فشار روحی ناعادلانه را به قربانی خشونت (شادی امین) تحمیل کرده که در زیر یک سقف، شاهدِ دادن پلتفرم به خشونت‌گر (مهناز قزلو) باشد.
به دلایل بالا، ما، امضا کنندگان این نامه، بنا بر اصول اخلاقی و پرنسیب‌های فمینیستی که به آن معتقدیم و بنیاد  پژوهش‌های زنان نیز بر مبنای آن بنا شده، ضمن ابراز مخالفت شدید با این سخنرانی (سخنرانی مهناز قزلو)، از همه شرکت کنندگان در کنفرانس می خواهیم با ترک سالن و سایر روش های مسالمت آمیز، به این برنامه اعتراض کنند.
 امضا کنندگان این نامه اینجا

بیشتر در همین بلاگ و جای دیگر. برای خواندن مطلب  روی تیترها کلیک کنیم.
آیا کُس بازی شادی امین و مهناز قزلو ربطی دارد به حل مُشکلات «ال جی بی تی - دگرباش و همجنسگرا»

شادی امین درگزارش رویترز؟

عدالت برای دگرباشان
http://justice4lgbt.com/

تاییدیه پناهجویی بعد از سکس! مورد جدید شادی امین

بیشتر در همین بلاگ اینجا

۰۷ خرداد، ۱۳۹۷

رضا شهابی فردا سه شنبه در ژنو و چهارشنبه 30 ماه مه در فرانکفورت آلمان - خوش آمدی

به گزارش کانال تلگرامی سندیکای شرکت و احد آمده است : رضاشهابی وداودرضوی نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد ولقمان ویسی فعال صنفی معلمان کردستان برای دیدارهایی بامسئولین سازمان جهانی کار وسندیکاهای بین المللی به تاریخ ۵ خردادعازم پاریس شدند
@vahedsyndica

فراخوان مشترک سندیکاهای کارگری فرانسه به تظاهرات برای همبستگی با جنبش کارگری و تشکلهای مستقل کارگری ایران – ژنو ۲۹ مه از ساعت ۱۲ تا ۳ بعدازظهر
تظاهرات ایستاده در روز ۲۹ مه ۲۰۱۸ در برابر دفتر سازمان جهانی‌ کار
میدان ملل- ژنو
در دفاع از حقوق کارگران و آزادی‌های سندیکایی در ایران
در ایران کارگران از ابتدایی ترین حقوق محرومند، از آن جمله:
– حق اعتصاب؛
– حق تظاهرات؛
– حق ایجاد تشکلات سندیکایی
هزاران کارگر به اتهام عدم رعایت موارد ممنوعه توسط رژیم دستیگیر شده، بسیاری به زندان افکنده شده و در مواردی به مرگ محکوم شده اند.
ما سندیکاهای فرانسوی : س.ژ.ت (CGT)، س.اف.د.ت (CFDT)، اف.اس.او (FSU)، اونسا (UNSA) و سولیدر (Solidaires) ، کلیه تشکلات کارگری شرکت کننده در اجلاس سال ۲۰۱۸ سازمان بین المللی کار در ژنو را فرا می خوانیم که برای:
آزادی سندیکالیست های زندانی در ایران؛
ایجاد سندیکاهای مستقل در ایران؛
– حضور نمایندگان تشکلات دموکراتیک و مستقل از رژیم کارگران در هیأت نمایندگی ایران در کنفراس بین اللملی سازمان جهانی کار
به تظاهرات ایستاده در میدان ملل بپیوندند
از ساعت ۱۲ الی ۱۵
۲۹ مه ۲۰۱۸– ژنو.

فراخوان سندیکای آلمانی د. گ. ب. به برگزاری شب همبستگی با کارگران ایران در فرانکفورت
به دعوت سندیکای آلمانی د. گ. ب.، فرانکفورت
کنفرانس: سندیکالیسم، وضعیت تشکلات مستقل کارگری و شرایط کار در ایران
بحث و گفتگو با فعالان کارگری ایران و آلمان
با شرکت سندیکالیست های فعال جنبش کارگری در ایران
رضا شهابی - داوود رضوی - لقمان ویسی
چهارشنبه ۳۰ مه ۲.۱۸
از ساعت ۷ بعدازظهر
Am 30.5. um 19.00 Uhr, im Saalbau Gallus, Frankenallee 111 (Ffm)
 
 حضورفعالین سندیکایی ایران درشهرهای آلمان

کارگران ایران برای ساختن تشکل مستقل صنفی ودفاع دسته جمعی از حقوق خود با موانع ومشکلات بزرگی باید مبارزه کنند .
آنها مدام از سوی دستگاه امنیتی مورد اذیت وآزار قرار دارند. مدام سرکوب وتعقیب  ودستگیر و به حبس در زندان برده می شوند. دولت ودستگاه امنیتی ، تلاش کارگران برای ساختن تشکل مستقل و مقابله با عواقب خصوصی سازی وبدست آوردن حقوق  عقب افتاده  شان را خطرمحسوب می کنند و با همه توان دست به سرکوب کارگران معترض می زنند.
با وجود همه ی این محدودیت ها وستم طبقاتی که از سوی سرمایه داران ودولت حامی آنها اعمال می شود، اما در ایران فعالیت مستقل سندیکایی و اشتیاق کارگران به خودسامانی و خود سازماندهی رو به رشد دارد. کارگران صنایع بزرگ ، کارگران حمل ونقل شهری و اتوبوس رانی ، شاغلین فرهنگی ومعلمان ، و دهها رشته ی کاری دیگر در این مبارزه تحت شرایط سخت پلیسی حضورعینی دارند.
سه فعالین سندیکایی وصنفی دو نفر از سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران وحومه و یک نفر از انجمن صنفی معلمان درسفر به اروپا برنامه ی  کارگری شناساندن موقعیت جنبش کارگری ایران و خواستهای مبرم مبارزه ی کارگری امروز را در پیش دارند.
آنها در روز, 19.00  -  30.5.2018
در شهر  Saalbau Gallus, Frankenllee 111, Frankfurt  حضور دارند
لطفا این خبر و محل گردهمایی را به اطلاع علاقه مندان برسانید وبا حضور خود قدمی درراه همبستگی بیشتر با کارگران ایران بردارید .
DGB -  Frankfurt lädt ein zur Solidaritätsveranstaltung mit iranischen Kollegen
شب همبستگی با کارگران ایران
 کنفرانس: سندیکالیسم، وضعیت تشکلات مستقل کارگری و شرایط کار در ایران
بحث و گفتگو با فعالان کارگری ایران و آلمان
با حضور سندیکالیست های فعال جنبش کارگری در ایران
رضا شهابی
 عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد
لقمان ویسی
عضو انجمن صنفی معلمان کردستان
داوود رضوی
عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد
Am 30.5. um 19.00 Uhr, im Saalbau Gallus, Frankenallee 111 (Ffm)
V.i.S.d.P. Philipp Jacks, DGB, Frankfurt

۰۴ خرداد، ۱۳۹۷

آیا کُس بازی شادی امین و مهناز قزلو ربطی دارد به حل مُشکلات «ال جی بی تی - دگرباش و همجنسگرا»

  مهناز قزلو و شادی امین تفاله های چریکها و مجاهدین

تلاش مذبوحانه ی شادی صدر -امین برای به حصر نشاندن رقیب (مهناز قزلو)

رزا: پس از خواندن مطلب مهناز قزلو اینجا
یاد احمقی نژاد ایران افتادم: بگم؟ بگم؟!
این خانم قزلو که گویا مجاهد خلق سابق هم تشریف داشته و برای مسعود و مریم شکنجه و زندان و شلاق را نیز بجان خریده، اما بلاخره با تبحرِ تک نویسی کردن در مورد دیگران، جانش را نجات داده و با عفو دو فوریتی رهبری  یکراست به کشور فخیمه ی سوئد دیپورت شده اند تا بر سر سفره ی پربرکت "حقوق بشر" نشسته و از پولهای ان جی او ، شکم چرانی کنند!
اما از بخت بد ایشان اینکه، گویا نتوانسته اند مقبول خانم ها شادی ها (امین-صدر) افتاده و گُل لای پستان، عمری رفیقِ  رختخواب و گرمابه باشند!
پس مهناز در اولین فرصت، گزارش انتقادی یک "بخت برگشته ی" پناهجو در ترکیه را با توجیح  "مشورت" در اختیار جناح رقیب شادی ها، آقای آرشام پارسی قرار میدهند.

آرشام پارسی ابتدا به ساکن، گزارش پناهجوی ترکیه را در اختیار مسئول وبسایت «خودنویس» گذاشته و ایشان نیز گزارش انتقادی از شادی ها را با حذف نام و اشتهار نویسنده، منتشر می کند. اینجا
يك پناه‌جوی هم‌جنس‌گرا: حق و حقوق ما، بازيچه‌ی دست برخی «فعالان حقوق بشر» شده است

رزا: حال مهناز قزلو دست به پیش و به پس گرفته  است که ایشان (مهناز) اصلن مایل به رسانه ای کردن مطلب (گزارش انتقادی پناهجو از شادی امین) نبوده  است و  شاکی شده، که چرا شادی امین، بیخ خِر وبسایت خودنویس را نگرفته است و فقط به گوش مالی دادن آرشام پارسی در دادگاهِ کانادایی بسنده کرده است!
و بیشتر از آن، مهناز قزلو شاکی شده است: چرا شادی امین «آرشیو رزا» را بمانند آرشام پارسی به دادگاه نکشیده و به اصطلاحِ خودش از «آرشیو رزا» در دادگاه طرح دعوا نکرده‌است. مهناز گوزلو سپس لینک مطلب «آرشیو رزا» را نیز بالای لینک وبلاگ افراد رژیمی آورده که مثلن «آرشیو رزا» را مستقیم به رژیم اسلامی منتسب کند! (کَلکِ  متداول توابان رژیم اسلامی).
تا اینجا باید گفت که مهناز خانم گوزلو: آورین! آورین!
درسِتان را خوب از بازجو بلد شده اید.
شمااحتمالن در زندان هم با تک نویسی، بسیاری از یارانتان را به جوخه های مرگ سپرده اید!

همانگونه که اینک نیز حاضر هستید، اگر شادی امین "بیشتر از این" شما را تحت فشار بگذارد، اسم و آدرس فرد "نگون بختِ " تجاوز شده و به شما اعتماد کرده را در اختیار افکار عمومی بگذارید، تا گردن خود را از طناب مجازات توسط شادی ها برهانید!
گزارش تجاوز اینجا

شما مهناز گوزلو، حتی از آرشام پارسی هم کمترید که جریمه مالی و دادگاه را به جان خرید، ولی اسم نویسنده ی گزارش انتقادی از شادی امین را که بقول خودِ شما،  این فرد اکنون در ایران است، را افشا نکند.
شما هنوز به دادگاه نرفته، دارید برای شادی ها "رقص رهایی" می کنید!

 شما می نویسید : خانم شادی امین این شما بودید که در سال 2013 عکس اتاق خوابتان را برای من فرستادید و مرا به فرانکفورت دعوت کردید و نه من (ایمیل های فی مابین موجود است). در همان سال 2013 البته به مدت سه روز هم مهمان شما در فرانکفورت بودم اما هرگز شما را به استکهلم دعوت نکرده ام و هیچ گاه و هیچ کجا هم شما را متهم به تجاوز به خود نکرده ام. این داستانسرایی ها فقط می تواند از مغزی بیمار تراوش کند. همینجا اعلام می کنم نه هنگامی که در لندن در آگوست 2013 در ارتباط با مستند «رویای آزادی» خانم شادی امین را ملاقات کردم و نه آن یک باری که در زمستان 2013 به منزل ایشان در فرانکفورت دعوت شدم هیچ اتفاقی بین من و او رخ نداد که بر مبنای آن من آن را به "تجاوز" تعبیر کرده باشم.

رزا: نتیجه اینکه، پس بسیار هم در رختخوابِ ایشان(شادی امین) به شما (مهناز) خوش گذشته و شباهتی نیز به تجاوز نداشته است.  البته شخصن علاقه ای به دانستن اینکه میان شما و شادی ها در رختخواب چگونه گذشته است، ندارم. اما هر خواننده ای باید از خود بپرسد که چرا شما باید این عملیات رختخوابی را با ذکرِ زمان و مکان،  رسانه ای کنید؟ غیر از این است که شادی امین حتی در توالت خانه اش نیز دوربین کار گذاشته است و شما مجبورید که دست پیش را گرفته، تا پس نیفتید؟
میبینیم که "اسطوره ی مقاومت زندان"، مهناز گوزلو چقدر حقیر است. شما برای از زیر ضرب خارج کردن خودتان از طناب شادی ها ، حاضرید که دیگران را به زیر شلاق و تهدید و دادگاه و افشای اسم و رسمشان  ببرید. آن هم فردی را که به قول خودتان، نوشته اش را روی اعتماد در اختیارتان گذاشته و اینک هم در ایران به سر می برد!
توجه کنید که هم شما و هم همکاران سابق تان و کنونی تان، خودِ خود مناسبات رژیم اسلامی هستید. هیچ انسانی نباید، نه به شما و نه رفقای رختخوابی تان، شادی ها اعتماد کند. امثال شما ها بواقع در حال پول ساختن از پایین تنه هستید!
پس به شما اخطار میکنم: می توانید انگشتتان را تا ته توی کون همدیگر بِکنید و محتوای ترشحات تان را هم تا به آخر سر بکشید. اینهمه نه ربطی به مبارزه دارد و نه ربطی به اپوزیسیون رژیم.  به مبارزه ی رختخوابی تان بر سر پولهای باد آورده ی ان جی او- ای ادامه دهید. شما اصلن نه ربطی به مردم و اعتراضاتشان دارید و نه صلاحیت مشاوره ی روانشناسی دادن به کودکان و جوانهای رهیده از رژیم اسلامی در ترکیه. 

در حقیقت شما عفونتِ بدخیم صادراتی رژیم اسلامی ایران اید که  محیط خارج از کشور را آلوده و بی اعتماد کرده.  پُشت رادیو و تلویزیونهای وابسته، اظهار فضله هم می کنید، برای کمک به پناهجو تا ترکیه هم رفته اید! اما  مانند تمامی توابان سیستم، برای پول و عنوان و جایزه  و برای خوشرقصی و یافتن طعمه ی رختخوابتان رفته اید و اینک نیز از سر حسادت و رقابت ، افشاگری کرده علیه همدیگر شکایت و دادگاه  میروید...
جاکشها
برایمان لابی «ال جی بی تی - دگرباش و همجنسگرا» هم صادر کرده اند
.
کارهای شما ربطی به مبارزه یا حتی تحقیق و پژوهش ندارد. دیر یا زود، تمام جوانانی که به شما "مُشاوره دهندگان آنلاین" و غیرش، اعتماد کرده اند، خواهند دانست که شکایت از شادی ها را به کَلاش تر اش (مهناز گوزلو ها)  بُرده اند.
جوانان از چنگ رژیم اسلامی ایران فرار کرده اند و حال، گیرِ لنگ و پاچه ی امثال شما "حامیان"، دارند در ترکیه له می شوند...

شادی ها  تجاوز و شما نیز تهدید به افشای نام، ایمیلها و مکاتباتِ تجاوز شدگان توسط شادی ها ، می کنید.
اما بدانید که رژیم عمر نوح ندارد و بزودی نیز، شما را به رسمِ مقاومتِ فرانسه، اینبار با آنجای تراشیده، خیابان به خیابان خواهند گرداند. چرا که شما همان پُشت جبهه ی رژیم اسلامی هستید که تن نحیف و یا حسِ اعتمادِ پناهجو را در همان بدو ورود به ترکیه و حتی نرسیده به اروپا، قربانی مقاصد خود کرده اید.
خانم گوزلو،  زیاد هم برای به دادگاه کشیدن من توسط شادی ها سینه نزنید، شیره تان تلخ می شود.
من نه فیلم سکسی با شماها دارم و نه در مراسم گُل گذاشتن لای پستان ها شرکت کرده و نه پشت دوربین های آلوده ی به بهانه ی کسب حقوق برابر، 24 ساعته مشغولِ سخن چرانی  و نه بدنبال پول و شهرت و نام و جایزه ام.
من و بسیاری از ما، انکار شما هستم.

روی پرچم سیاه آنارشی، تمامی رنگها ونقش ها زدوده شده است. نه بمانند شما رنگین کمان و شش رنگ و هفت خط هستم و نه اصولن مشروعیتی برای مبارزات دادگاهی شما قائلم. حال بفرمایید در "رقص رهایی" تان گِردِ حوضِ جوایزِ سیستم، امثال من را معاف کرده ، در عوض همدیگر را خوب بمالانید.

شخصن چاقویم را برای دریدن سیستم تیز کرده ام و رغبتی هم ندارم  در کٌس بازیِ رسانه ای شما پژوهشگران،فرهیختگان و مشاورانِ سیستم شرکت کنم.

اما اگر زیاد اصرار دارید، شادی ها را جلو نیندازید. خودتان این تابستان تشریف بیاورید. آدرسم را از شادی ها،  اینجا بگیرید.
عکس مستراحم نیز اینجا ضمیمه است.

قسمتهایی از مقاله ی مهناز قزلو در وبسایت آزادی بیان  در زیر- کُل مقاله اینجا

مهناز قزلو: چرا خانم شادی امین به عنوان مثال دو مطلب مرا که هرچند بدون آگاهی و اجازه ام در آن وبسایت منتشر شده ترجمه و به دادگاه ارائه نداده است؟

-         آیا ارائه مطالب دیگر به دادگاه را به سود خود ندانسته است؟

-         آیا عمدا تلاش برآن شده که تصویر کاملی به دادگاه ارائه نشود؟

-          ایشان چرا در برابر محتویات وبلاگ ها یا وبسایت های این چنینی (آدرسها در زیر) در هیچ دادگاهی طرح دعوی نکرده اید؟
-         http://archiverosa.blogspot.se/2015/07/

-         https://jamshid2net.blogspot.se/2016/06/blog-post_3.html

-         چرا خانم امین علیه گرداننده‌ی وبلاگ آرشیو رزا که شناخت کامل از ایشان دارد سکوت اختیار کرده و نه در فضای مجازی و نه در گفتگوها و نه در دادگاه طرح دعوا نکرده‌است. ایشان مشخصاً خانم شادی امین را به موارد گوناگون و حتا بسیار بیشتر از سایت عدالت برای دگرباشان متهم کرده است.

شادی امین مرا وابسته به مجاهدین می‌خواند اما خود برای اجرای پروژه‌ای به آلبانی می رود و برای همکاری با سران این فرقه دیدار می کند. نتیجه اش این می شود که بهایش را سیامک نادری یکی از منتقدان جدی مجاهدین و جداشدگان از این فرقه می‌پردازد. شادی امین همراه با مجاهدین او را به روانی بودن و همچنین تکرار اتهامات دستگاه اطلاعاتی رژیم علیه مجاهدین متهم می‌کند!

من با اعضای جامعه ی دگرباش در ایران و ترکیه ارتباط گسترده دارم. روایتهای زیادی هم در باره ی وی تاکنون از برخی از آنها چه بصورت نوشتاری و گفتاری دریافت کرده و شنیده ام که هیچ کس در هیچ کجا تاکنون آنها را از من نشنیده است. نامه ای از میان ایمیل ها و چت ها و پیامها توسط یکی از پناهجویان در ترکیه بدستم رسید که مرا شگفت زده کرد!

من قصد انتشار دوباره‌ی این نامه را ندارم چنانچه هرگز نداشته ام اما هم من و هم خانم شادی امین و هم برخی دوستان نزدیک وی کاملن واقف هستیم که نویسنده ی نامه چه کسی است، در صورتی که خانم شادی امین مرا مجبور کند بطور سلسله وار به انتشار تمام واقعیات با اسناد و مدارک و عکس و نام و غیره به طور مفصل خواهم پرداخت.

هرکس که نداند خانم شادی امین که می داند نویسنده نامه‌ی کذایی برای مدتی با ویزا به اروپا آمده و مدتی در آلمان و انگلیس با وی بوده است. پس از مدتی به دلایلی به ایران بازگشته و سپس تصمیم گرفته به ترکیه رفته و در آنجا پروسه ی پناهندگی را طی کند. اما بدلیل شرایط خاص و طولانی شدن روند پناهجویی بازگشته و در حال حاضر در ایران است.
با توجه به اینکه تعداد بسیار معدودی از فعالین دگرباش با مقوله پناهجویان در ترکیه بطور رسمی کار می کنند، محتوای نامه‌ی دریافتی را بطور خصوصی برای چک کردن و چاره جویی و نه برای انتشار به یکی از فعالین حوزه دگرباشان ارسال کردم. کاری که بسیاری از فعالان حوزه‌های اجتماعی، پناهندگی و ... در موارد مشابه می‌کنند. من مکاتبه ام را با آقای پارسی همچنان دارم که نشان می دهد نویسنده نامه من نیستم. پس از انتشار نامه از سوی آقای پارسی در وبسایت خودنویس به چاپ آن اعتراض کردم. هر چند در حکم دادگاه کانادا نه تنها علیه وبسایت خودنویس حرفی زده نشده بلکه آن را از شمول شکایت نیز خارج کرده است.

اما آنچه مهم است اینکه خانم شادی امین خود به هویت نویسنده آگاه است و بهتر از هر کسی می داند آنچه او نوشته حقیقت دارد. رابطه ی نویسنده‌ی نامه و خانم شادی امین قابل انکار نیست. نویسنده ی نامه ضمن توصیف رابطه اش با شادی امین آن را تجاوز روانی به خود توصیف کرده است. من یا دیگری نمی‌توانیم راجع به احساسات یک نفر داوری کنیم.
امیدوارم خانم شادی امین علیه من در دادگاه سوئد شکایت کنند تا پاسخ لازم را با اسناد و مدارک ارائه دهم.

خانم شادی امین به یکی از دوستان مشترک سیاسی گفته است (نقل به مضمون) مهناز عاشق من بوده اما چون من نمی خواستمش برای انتقام، وبسایت عدالت برای دگرباشان را راه انداخته و چنین نامه ای را هم در آن منتشر کرده".
خانم شادی امین این شما بودید که در سال 2013 عکس اتاق خوابتان را برای من فرستادید و مرا به فرانکفورت دعوت کردید و نه من (ایمیل های فی مابین موجود است). در همان سال 2013 البته به مدت سه روز هم مهمان شما در فرانکفورت بودم اما هرگز شما را به استکهلم دعوت نکرده ام و هیچ گاه و هیچ کجا هم شما را متهم به تجاوز به خود نکرده ام. این داستانسرایی ها فقط می تواند از مغزی بیمار تراوش کند. همینجا اعلام می کنم نه هنگامی که در لندن در آگوست 2013 در ارتباط با مستند «رویای آزادی» خانم شادی امین را ملاقات کردم و نه آن یک باری که در زمستان 2013 به منزل ایشان در فرانکفورت دعوت شدم هیچ اتفاقی بین من و او رخ نداد که بر مبنای آن من آن را به "تجاوز" تعبیر کرده باشم.

چرا مشاوره دهندگان در بسیاری موارد از نشان دادن تصویر خود در ابتدای مشاوره آنلاین خودداری و یا از معرفی خود پرهیز کرده اند؟
حداقل در یک مورد با یک پناهجو، مشاوره ی بدون تصویر و معرفی صورت گرفته که وی سابقه دو بار تلاش به خودکشی داشته. چگونه به خود اجازه می دهید با زندگی دیگران بازی کنید؟
جهت اطلاع همگان خانم امین اینجا و آن‌جا خود را دارای تحصیلات روانشناسی معرفی کرده‌اند.