۲۷ اسفند، ۱۳۹۲

بجای خودسوزی، لخت بشویم؟! / رزا



 رزا: در مورد اعتراض عریان راستش بسیاری از مردان به مخالفت بر آمدند. اما کمتر زنی بطور رسمی مخالفت کرد و تاکنون هیچکدام از سازمانهای زنان در اینمورد مخالفتی را اعلام نکرده اند.

قبل از خواندن دنباله ی مطلب کلیپ "مناظره" ی1 ساعته ی زیر را با هم ببینیم! 
ویدئوکلیپ مناظره ای از دکتر صالحی نیا و به گردانندگی همسر ایشان خانم سیمین مجد
سعيد صالحى نيا : برنامه شماره دوازدهم از مناظره سیاسی :"اعتراض عریان" مخالف یا موافق؟
با شرکت شمی صلواتی، سعید صالحی نیا و مادح نظری
شمی صلواتی موافق (حزب کمونیست کارگری) سعید صالحی نیا و مادح نظری مخالف


عکس از لوران دوبرول \ خبرگزاری رویترز/ فعالان گروه فمن با برهنه کردن سینه خود، به دیدار علی العریض، نخست وزیر تونس از کمیسیون اروپا در بروکسل اعتراض کردند. 

رزا: در سیستم سرمایه داری/ مردسالار بارها زنان از استفاده ی ابزاری از جسم شان برای تبلیغات (فروش ماشین سواری گرفته تا کوکاکولا) اعتراض کرده اند. اوج آن در خرابکاری و نابود کردن پوسترهای برهنه و نیمه برهنه ی زنان در روی درودیوار شهرها و زیرزمین های مترو و اتوبوسها و غیره است. در این اعتراض رادیکال زنان و خرابکاری فعال، مردان بندرت شرکت کرده اند. مردان همواره یا از این استفاده ی ابزاری از جسم و بدن ما در تبلیغات اغوا شده و یا این همه را با سکوت از زیر سبیلشان رد کرده اند.
اکنون اما جوامع با زنانی روبرو شده اند که از بدنشان بعنوان دیوار اعتراضی برای بیان خواسته هایشان و نه فروش کالا های بنجل سیستم استفاده میکنند. زنان در کلیسا ها بروی صحنه رفته و روی پستانهای عریانشان مینویسند: من خدا هستم!

در مورد جدید روز زن، امسال مریم نمازی (کمونیست کارگری) پرچم ایران را وارونه به تن کرده و کلمه ی الله وسط پرچم را بریده و بجای کلمه ی "خدا"  کُس اش را به نمایش میگذارد!

بدن زن همواره ابزار سو استفاده ی سیستم و مردسالارانش بوده است. اکنون زنان این ابزار را به میل خود و برای بیان مطالبات شان استفاده می کنند و این درست بروی نقطه ی ارگاسم مردسالاری میخ تابوتش را می کوبد.
این بدن های عریان شده نه قانون سرمایه داری را رعایت کرده و نه در جهت ارگاسم مردسالاری به نمایش گذاشته شده اند.
(لخت شدن برای فروش کالا و یا خود کالا شدن، تبلیغات پورنو، قانونی است، لخت شدن اعتراضی اما غیر قانونی است.)
سیستم بدرستی بروی این پستانها چنگ میکشد، دستگیر میکند، به بند میکشد. عمر این نمایش تنها چند دقیقه است. اما عکسهای ثبت شده تاثیرش را روی نسلهایی از جامعه باقی میگذارد.
بسیاری نمیتوانند با این عکسها جغ زده و به ارگاسم برسند. 

آنها که دستشان از هرگونه وسایل کمکی کوتاه است، با دیدن کُس بز هم به اوج رسیده و بعنوان پورنو لایک میزنند. (توضیح: جغ زدن بد نیست. اما با بدن ما جغ زدن، ممنوع)
روی سخن این نوشته با آنان نیست!

روی سخن این نوشته با آنانی است که ورق ها سیاه کرده اند که رژیم اسلامی و سیستم سرمایه داری با در حجاب کردن و یا لخت کردن زنان از بدن های مونث استفاده ی ابزاری میکند.
حال زنان برای جلب توجه به سرطان پستان، پستانهای بریده را به نمایش میگذارند.  همچنین زنان از بدنشان بجای پوستر و شعار،  در جهت ابراز و شنیده شدن مطالبات شان استفاده می کنند. کلیسا ها را با بدن های لخت اشغال کرده و جلوی نماز خانه های ( مسلمان، یهود...) اعتراض لخت براه انداخته اند.
برای حتی چند ثانیه هم شده در معابر عمومی عریان شده تا قبل از رانده شدن و دستگیر شدن، شعارشان را منتقل کنند، اعتراضشان را اعلام کنند. 
مردان پشت دوربین، مناظره چی ها (سعید صالحی نیا) در مخالفت با اعتراض عریان (توسط زنان) سوالاتی را رو به جامعه و طیف "چپ" مطرح میکنند.
سوالها:
آیا این شکل از اعتراض عمومی میشود؟ 
جواب من: بله میشود.
تا زمانی که دوربین ها بروی بدن های لخت بچرخند، این نوع از اعتراض هم ادامه خواهد داشت.

اعتراض برهنه آیا یک شیوه ای موثر در مورد مسئله ی زن است؟
آیا اعتراض برهنه پیام درستی را در مورد مسئله ی زن به جامعه منتقل میکنه؟
آیا میتونه اجتماعی بشه؟
این سوالات توسط مجری زن مدام تکرار میشوند. مجری زن که خود در روابط تک همسری و خانواده ی مقدس مارکس ی  (همسری صالحی نیا) گیرکرده است، خود اجازه ی ابراز عقیده نداشته و مانند بسیاری از گویندگان "زیبای" سرمایه داری (اینبار گوینده ی چپ سوسیال دمکراسی) بی وقفه از ابراز عقیده و حضور مردان در مناظره بر سر" اعتراض عریان" به پابوسی هم افتاده!
 
مناظره چی ها بدنبال یافتن سخنران آگهی هم میدهند!

در جایی که باید پرسیده شود:  اصولن نظر سیمین مجد همسر گرامی سعید صالحی نیا و تنها زن حاضر در این مناظره چیست؟ تنها شاهد وراجی مردانشان هستیم.
اینان همگی در وصف آزادی بیان دهان ها را جلوی دوربین جر میدهند، و ما نیز به تماشای این نمایش مردسالارانه میپرسیم: اصولن این مجری زن سیمین مجد چرا به کارگردانی شوهر به بازی مشغول است!
سوال های زندانبان زنان ساده است!
اعتراض برهنه آیا یک شیوه ای موثر در مورد مسئله ی زن است؟
بله اعتراض برهنه فعلن شیوه ای موثر است تا مطالبات زنان و اعتراض شان گسترده در جوامع بیان و پخش شود.
آیا اعتراض برهنه پیام درستی را در مورد مسئله ی زن به جامعه منتقل میکنه؟
جواب: اعتراض برهنه مطالبات زنان را به جامعه ی سرمایه دار- مردسالار منتقل میکند و تاکنون کرده است. در مورد نمایش خانم نمازی: نه به الله و ترجیح کُس زنان به خدای مردسالار که زنان را بی حقوق و نا انسان کرده و پوشیدن پرچم ایران وارونه نیز، شونیست ها را خوش نیامده و پیامش واضح است!
از نظر "درستی" پیام نیز قبلن باید پرسید "درست بودن" برای که و چه کسی؟ برای جامعه ی زنان پیامش درست است و شکاندن بت خدای مردسالاران است...
آیا میتونه اجتماعی بشه؟
جواب: نمی دانم. اجتماعی شدن یک حرکت به فاکتورهای زیادی وابسته است. فعلن که فعالان زن ایرانی در پشت سر شوهران و یا صیغه ی دائم احزابشان میباشند. اما توده ی زنان معترض بجای خودسوزی و خود زنی برای بی عدالتی هایی که بر آنها رفته، شاید روزی اعتراض لخت را پر تاثیر تر بیابند.
در خبر ها آمده بود:


ای کاش این زن جوان بجای خودسوزی اعتراضی، لخت میشد. لخت شدن در این زمانه خبر اعتراض را حتی به کُره ی مریخ هم مخابره می کند. خودسوزی اما با سکوت خبری روبرو است. نه خبر خوان و نه خبر ساز به این اعتراض اهمیتی میدهند!

مطالب مرتبط:
سعيد صالحى نيا: . به سیمین عزیزم بخاطر تصمیمش برای استعفاء از این حزب صمیمانه تبریک می گویم و امیدوارم تلاشش برای آزادیخواهی برابری طلبی و سوسیالیزم دوچندان شود.


اعتراض یک زن نیمه برهنه جنبش «فمن» علیه رجب طیب اردوغان در استانبول
این فعال زن جوان با شلوارک و کفش های پاشنه بلند از هواپیمایی که از آنکارا به استانبول آمده بود، خارج شد و در سالن اصلی فرودگاه برهنه شد و پلاکاردی به شکل بلیت هواپیما که روی آن نوشته شده بود «اردوغان از استانبول به کابل» را در دستان خود بالا گرفت....این زن فمنیستی پیش از آنکه توسط ماموران پلیس بازداشت شود، چندین دقیقه در برابر مردم فریاد می زد: «استانبول- کابل برای اردوغان، ترکیه را آزاد کنید».
فعالان جنبش فمنیستی «فمن» با انتشار بیانیه ای از خواسته های مردم معترض ترکیه حمایت کردند و عنوان داشتند: خواسته های انقلاب بشردوستانه که در میدان «تقسیم» آغاز شده است را کنار نگذارید. ترکیه از ماه گذشته تاکنون صحنه موجی از تظاهرات سیاسی علیه رجب طیب اردوغان است که در سال 2002 به قدرت رسید.
براساس  گزارش های پلیس ترکیه، در سه هفته اول تظاهرات ضد دولتی در ترکیه، چهار نفر کشته و هشت هزار تن دیگر زخمی شدند...

۱۵۳ نظر:

Payman pay گفت...

دقیقا با تمامی مطالبی که نوشتی موافقم رفیق روزا.بحث ما, موافقان این شیوه مبارزه سیاسی زنان رادیکال,عمدتا با جریانات به اصطلاح چپی هست که خودشونو ضد سرمایه داری میخونند ولی وقتی به مسئله 51% جامعه دنیا(بخوان زنان)که میرسند نه تنها موضع ارتجاعی میگیرند بلکه در خفا با کیرهای شق شده و دیدن پورنوگرافی بقول تو کماکان مشغول جغ زدن با بدن زنان میباشند(صد البته نه با بدن زن / همسر خود که با دیگر زنهای که "ناموسشان" نیستند!!)
ننگشان باد.بدن زن متعلق بخودشان هست و در مبارزه علیه مردسالاری هر جور که خودشان صلاح میدانند میتوانند و میبایست حرکت کنند.(البته ناگفته پیداست:در ایران زنان جوان با کمی بالا نگه داشتن روسری مخالفت هر چند ناچیزشان را با حجاب اجباری نشان میدهند و نمیتوانند از این شیوه مبارزه استفاده کنند ولی در خارج که میشود چرا که نه.دم جنبش فمین گرم)
پاینده باشی .

Rosa گفت...

سلام پیمان جان
بیشترین تعجب من از وابستگی زیاد زنان "کمونیسم" به مردانشان است. در مورد مشخص سیمین مجد را میگویم. وابستگی های روحی/عاطفی زنان باعث شده که این زنان اصلن جرات مخالفت ناچیز هم نداشته باشند. شاید بهتر بگوییم: حتی فکر مبادا مخالفت احتمالی هم دردسر ساز خواهد بود.
اغلب مثل سرمایه داری، زنان را به عنوان دکوراسیون "زیبا" استفاده میکنند. تا آخر مناظره منتظر موافقت/مخالفت سیمین ماندم. جدن تهوع آور بود اینهمه مجیز گویی به شوهران. استفاده ی ابزاری را بطور عیان میشد دید.
بسیاری دختران جوان، اینجا که من هستم، بشدت چهره شان را "زشت" میکنند در اعتراض، لخت میشوند و یا متد های دیگر...
شخصن ترجیح میدهم روزی بجای لخت شدن مردسالاران را کون لخت کرده و به جامعه بشناسانیم...
تا آنروز به نظرم باید تمام شیوه ها را امتحان کرد.
هر نوع خرابکاری و داغون کردن ارزشها و سمبل های سیستم مجاز است.
لخت شدن و رفتارهای ضد سیستم البته از دهه ی 70 شروع شد. بلند کردن مو، دامن پوش شدن پسران، رنگهای روشن پوشیدن مردان و بقیه ی رفتارها و اعمالی که در 4چوبهای سیستم مجاز نیستند...مردان نیز بسیاری ارزشهای بی خود را شکاندند علیه "مردانگی"...
به نظرم سوسیال دمکراسی از طقیان زنان صفوف حتی خودش در شوک رفت!
این سیل دودمان حزبش را بر باد خواهد داد!
فیمینیسم تا قلب مرکزیتشان نیز خنجرش فرو رفته. استخوانهای حکمت به تکان در آمد. وقتی ساختار حزبی کپی سیستم موجود باشد و ضد اتوریته ی "خدا" بلند شوی، همزمان رهبران نیز بی قدرت میشوند.
تمام داد و هوارها نشان از شکانده شدن استخوان هرم قدرت است.
چه موزیک دلنشینی در گوش آنتی آتوریته:)

ناشناس گفت...



خانم رزا گرامی
سیمین مجد هستم. نوشته شما در بلاگ تان را خواندم. ابتدا از شما بابت توجهی که به برنامه مناظره من داشتید، تشکرمندم.
رزا، عزیز، همانگونه که خود نوشته اید،
“اغلب مثل سرمایه داری، زنان را به عنوان دکوراسیون "زیبا" استفاده میکنند. تا آخر مناظره منتظر موافقت/مخالفت سیمین ماندم. جدن تهوع آور بود اینهمه مجیز گویی به شوهران. استفاده ی ابزاری را بطور عیان میشد دید. “
من در برنامه مناظره صرفاً مجری هستم. و به عنوان مجری چه با موضوع مورد مناظره موافق و چه مخالف، باید که کاملا بی‌ طرفانه برنامه را اداره کنم. این برنامه مناظره هدفش صرفاً رساندن نظرهای متفاوت و صدای افراد چه حزبی چه سازمانی و چه فرا سیاسی و فراحزبی و غیره به جامعه می‌باشد.
باری من شخصاً از شما دعوت به عمل میاورم که در مناظره این هفته شرکت فرموده و نظر خود را به عنوان یک زن رو به جامعه ارائه دهید. با کامل میل شما صدای زنی‌ باشید که خودتان می‌گویید در این برنامه وجود نداشت. من با فرا خوان که برای دعوت به این مناظره دادم، هیچ زنی‌ غیر از شهره جهانبین تمایل به شرکت نداشت. منتظر جواب شما هستم. برای شرکت صرفا اکانت اوو لازم دارید همراه با حدودا 1 ساعت وقت و حضور محترمتان برای ابراز افکارتان.
شرکت کنید و با منطق باورتان آنچه را که در وبلاگتان نوشته اید با استفاده از این فرصت مرد سالاری را به جامعه نشان دهید. نوشته اید که:
شخصن ترجیح میدهم روزی بجای لخت شدن مردسالاران را کون لخت کرده و به جامعه بشناسانیم""""" ..."""

RosaArchiv گفت...

با سلام و تشکر از اظهار نظرتان
سیمین عزیز. من اغلب ویدئو های شما را با علاقه دنبال میکنم. قبول کنیم که بسیار کنجکاو میشویم نظر گرداننده ی این ویدئو ها را بدانیم. من از شما در اینترنت تنها همان خبر انصراف از حزب کمونیست کارگری را خواندم. آن را هم از طرف آقای صلالحی نیا.
من را صدای بی صدایان به حساب بیاورید. این صدا اصلن قصد کله شدن و رهبری فکری بودن را ندارد. من فکر میکنم در مورد عریان شدن زنان خود در جمع زنان ابتدا باید دیالوگی داشته باشند. من جدن اگر قبول کنید دوست دارم با خود شما صحبت کنم و شنیدن نظر و استدلال و احساسات خود شما برایم بیشتر مهم است تا شرکت در مناظره و میز گرد چهره ها، نخبگان فکری و رهبران احتمالی و مردان.
از نوشتن "تهوع" منظور فقط شکل نمایش مناظره بود و دیدن شما در فیلم های صفحه ی یوتیوب نه تنها تهوع انگیز، بلکه بسیار دلنشین است. و همچنین مدیریت خوب و زمان بندی و... اگرچه سوالات اغلب مانیپوله است. سوال ها جهت دهنده و گمراه کننده و در حد متد های سیستم است.
باری من بسیار علاقمند هستم در گفتگویی با خود شما شرکت کنم. و اگر علاقمند باشید حتمن وقت برای این گفتگو پیدا میکنم.
با تشکر از متنی که گذاشتید. ولی منظورتان را از داشتن "اکانت اوو" نفهمیدم. من در اسکایپ آکانت دارم. و هر وقت مایل هستید با ایمیل چت میکنیم.
با مهر
رزا

ناشناس گفت...

با سلام به خانم رزا

ظاهرا شما فقط می پذیرید "بین خانمها" بحث کنید! یعنی دنیای شما به مردها و زنها تقسیم می شود.فمینیزم دو اتشه ای که دعوایش با مردهاست! حق زن را از مرد می خواهد!

با بی پرنسیبی مدعی شدید که سیمین مجد از خودش نظر ندارد.به او رسما توهین کردید.ظاهرا هر کس با شما مخالف است برده شوهرش هست درسته!

از این لودگی هائی که در نوشته شما هست می گذرم و چون می خواهم ببینم چگونه در مقابل دوربین حاضرید از نظرات خود دفاع کنید مجدد شما را به تریبون مناظره فرامی خوانم.

سوما: همانطور که سیمین توضیح داد ایشان در تربیبون مناظره مدیریت می کند.مدیر مناظره باید بی طرفی را نشان دهد.موضع نگیرد.سوال را از همه به یکسان بکند.ایشان در اون پروژه کارش اینست و من ازش بسیار ممنون هستم

چهارم: در سایت ازادی بیان سیمین چند مقاله دارد شما اگر اسمش را پیدا کنید مقالاتش را هم می بینید.مشکل شماست که ندیدید!

در آخر تکرار می کنم
بیائید در مناظره جلوی دوربین رو به جامعه استدلالات خود را بکنید و به شعور مردم اعتاماد کنید.همانطور که شمه صلواتی و خانم شهره جهان بین انجام دادند.مرسی

سعید صالحی نیا

Rosa گفت...

نوشتید: در آخر تکرار می کنم
بیائید در مناظره جلوی دوربین رو به جامعه استدلالات خود را بکنید.
رزا: من راستش به تریبون نمایشی شما برای ارائه ی نظراتم نیاز ندارم. دوربین را هم که چماق کردید، دوربین است و نه چماق.
اینکه شمی صلوتی و دیگران آمدند و... ربطی به من ندارد.
در مورد مقالات سیمین مجد، از اطلاعی که دادید ممنون. دنبالش را میگیرم.
نوشتید: با بی پرنسیبی مدعی شدید که سیمین مجد از خودش نظر ندارد.به او رسما توهین کردید.ظاهرا هر کس با شما مخالف است برده شوهرش هست درسته!
رزا: من نظر یا مقاله ای از ایشان در مورد اعتراض عریان ندیدم. اگر هست لینک کنید.
در ضمن دوران چایی آوردن زنان برای مجالس مردان گذشت. آپدیت کنید!
در ضمن 2، من مخالفتی با خودم از سیمین مجد نخواندم. توهین هم نکردم.
بی پرنسیپ هم نمیدانم. کدام پرنسیپ؟
اتفاقن رفتار شما را تهدید آمیز میبینم. مانند بقیه ی شوهران!
خانم مجد امیدوارم در آینده به بادی گاردی مانند شما نیاز نداشته باشند.

Rosa گفت...

نوشتید وظیفه ی خانم مجد را: "همانطور که سیمین توضیح داد ایشان در تربیبون مناظره مدیریت می کند.مدیر مناظره باید بی طرفی را نشان دهد.موضع نگیرد.سوال را از همه به یکسان بکند.ایشان در اون پروژه کارش اینست و من ازش بسیار ممنون هستم."

رزا: من هم پیشنهاد میکنم که این بار شما مدیریت مناظره کنید، من و خانم مجد و خانمهای دیگر مناظره کنیم.

ناشناس گفت...

خانم رزا ظاهرا شما دارید از مناظره طفره می روید!

چند پاسخ می دهم سعی بفرمائید مورد بمورد پاسخ دهید:

اولا: شما می توانید مستقل با سیمین یا هر فرد دیگر هم مناظره کنید.چرا اما از مناظره با من گریز می زنید؟ اگر حرفتان حساب است چرا حریف مناظره برایتان فرق دارد؟ من مدعی هستم شما حرف حساب ندارید.این سایت را هم پر کرده اید از فحاشی و لیچارگوئی به مخالفینتان!یک لمپنیزم ناب را بنام انارشیزم دارید بخورد مردمی می دهید که اتفاقا لمپنها در جامعه شان حاکمند!


دوما: اینکه ایشان مقاله ای بنویسد یا ننویسد دلیلی بر موافقتش با این عمل احمقانه و زشت نیست.ایشان اتفاقا مخالف بسیار سر سخت تر این مهمل است.اما ایا من محق نیستم بسیار عمیقتر از ایشان یا شما نقدی داشته باشم؟ ایا جون مرد هستم محق نیستم مخالفت کنم با این مهملات شما؟ همینیزم چندش اور یعنی همین که دنیا را به مرد و زن تقسیم می کند.نژاد پرستها دنیا را به نژاد تقسیم می کنند و تو؟ دنیا را به زن و مرد!

سوم: احتمالا شما مشکلهائی داری در ارتباط با مردان.خیر دنیای چائی اوردن مرد برای زن و زن برای مرد هرگز تمام نمی شود! چائی اوردن مرد و زن در خانه ما همیشه بوده و من بسیار افتخار دارم که هم سیمین اینکار را برای من می کند و هم برای او! تعادل عشق و عاطفه زن و مرد چیزیست که تو ظاهرا نفهمیدی! درسته؟


چهارم: "رفتار تهدید امیز" و "بادی گارد"؟ این مهملها چیست؟ من اینجا امدم تا نظرم را در مورد مهملات شما بدهم و تکرار می کنم بیا و از نظراتت دفاع کن.برایت مهم نباشد در مقابل کی قرار می گیری اگر منطق داری مرد و زن ندارد!سایت تو پر از مهملات و لیچارها و لمپنیزم فمینیستی انارشیستی بی سروته هست.این ادعای من! حالا تو بیرون از این سایت بدون نقاب انارشیستی بیا و جامعه را متقاعد کن من اشتباه می کنم!

منتظر پاسخ دعوتم برای مناظره هستم! آفرین!

Rosa گفت...

رزا: من هم پیشنهاد میکنم که این بار شما مدیریت مناظره کنید، من و خانم مجد و خانمهای دیگر مناظره کنیم.

آقای صالحی نیا
من نظرم را بالا گفتم. وقتش است که شما سینی چایی را برای خانم ها بگیرید. چیزی از تیتر دکترایتان کم نمیشود. من هم همان تیتر را دارم و اتفاقن در رشته ای علمی و مشابه شما و همان دوران هم بهش شاشیدم.

شما نظراتتان را بوق و کرنا کردید و برای من مناظره با شما اترکتیو و جالب نیست. ربطی هم به جنسیتتان ندارد.
این مناظره های سریال که تنها فرد ثابت آن شما هستید در جهت کله کردن شما است و خودتان هم واقفید.
اگر سیمین مجد مخالف اعتراض عریان است، چه بهتر.
گفتگوی من با ایشان جالب خواهد شد.
من از شما ترسی ندارم و تاکنون هم هیچ میز گرد و یا گفتگویی را که از پیش مانیپوله و جهت دار نباشد رد نکردم.
به گوگل رجوع کنید، مصاحبه ها و نوشته ها و نظرات من را خواهید یافت.
این بلاگ هم اگر خوشتان نمی آید به همان مقاله های من در وب و مصاحبه و گفتگو ها رجوع کنید.
به بخشهای روانشناسانه ای که کردید وارد نمیشوم. فراموش نکنید که من روی تخت تراپی شما قرار ندارم.
جامعه ی فارسی زبان نیز به این شخص کردن، رهبر کردن، کله و نخبه کردن هم شاشیده است.
خود من هم اصلن تمایلی ندارم در بازی مچل کردن ملت شرکت کنم.
من روی پیشنهادم میمانم و امیدوارم ادعایی که در مورد برابری کردید اجرا کرده و نوبت شما است که سینی چای را بگردانید.
آفرین!

Rosa گفت...

نوشتید: اولا: شما می توانید مستقل با سیمین یا هر فرد دیگر هم مناظره کنید.چرا اما از مناظره با من گریز می زنید؟ اگر حرفتان حساب است چرا حریف مناظره برایتان فرق دارد؟
رزا: حریف مناظره؟ مگر شما کشتی گیر هستید؟!
من درخواست گفتگوی صمیمانه ای را از همسر شما دارم. علاقه ای به مناظره کشتی و رقابت و... نیستم. نه با شما و نه با هیچکس دیگر.
وقتش است گفتگو کرد و راه حل مشکلات را با هم یافت.
فرق بحثی که زنان میکنند و شما بجای کشتی و حریف و نفس کش طلبیدن میکنید بسیار زیاد است.
برای این کارهایی که در سر دارید و تا بحال انجام دادید، رقیب زیاد است.
دمبتان را روی کولتان بگذارید و دور شوید.
هر رقت دیالوگ یاد گرفتید. در خدمتتان هستم.
فعلن باید بروم کودکم را بیاورم.
وقت زنان محدود است.
پس تصمیمتان را همینجا قرار دهید.
آفرین!

ناشناس گفت...

خانم رزا

می بینم مشکلات زیادی بین ما و شما در مورد مفاهیم پایه هست.همینطور می بینم که لیچارگوئی ذاتی فرهنگ انارشسزم لمپنیزم شماست

مجدد دعوتت می کنم به مناظره بدون قیدو شرطهائی که گذاشته ای

ادمهائی که مناظره می کنند ازادانه شرکت می کنند و تو تعیین نمی کنی کی شرکت کند کی نکند
این فرهنگ مناظره مدرن است.زورازمائی نیست رقابت افکار است برخورد شخصی نیست

تا همینجا حرف حسابی ازت ندیدم امیدوارم توی مناظره حرفهائی بهتر بتوانی بزنی و شاید هم چون نداری داری فرار به جلو می کنی درسته؟

سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

رقابت افکار!
رزا: حسابی در فرهنگ سیستم خیس خوردید...
من از گفتگو با سیمین مجد نوشتم.
اصلن شما فرق گفتگو را با رقابت میدانید؟
بهتر است بروید در رینگ مشت بیندازید!
این چرت و پرتها چیه اینجا نوشتید؟
من کی خواستم تعیین کنم با کی مسابقه بدهید؟
من نوشتم خواهان گفتگوی صمیمی با خانم مجد هستم.
اصلن به شما شوهران رچه ربطی داره؟

RosaArchiv گفت...

کامنت بالا از من است.
رزا

Rosa گفت...

نوشتید: این فرهنگ مناظره مدرن است.زورازمائی نیست رقابت افکار است برخورد شخصی نیست...

رزا: برای رقابت و مسابقه و بقیه ی اهدافتان، لطف کنید و بروید شپش دماغ دیگری شوید!

ایرج شین گفت...

شما نوشتید:
"در مورد اعتراض عریان راستش بسیاری از مردان به مخالفت بر آمدند. اما کمتر زنی بطور رسمی مخالفت کرد و تاکنون هیچکدام از سازمانهای زنان در اینمورد مخالفتی را اعلام نکرده اند."
این هم یک نمونه از زن مخالف، آذر ماجدی از حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست:
http://www.youtube.com/watch?v=ONrR7jHLDRQ
ایرج شین

saeed salehinia گفت...

خانم رزا

برای قضاوت خواننده چند کامنت دیگه اینجا می گذارم:

اولا: رقابت یک مقهوم بسیار بنیادی طبیعت و منطق ریاضی است.اینکه نظام سرمایه داری این مفهوم را برای توجیه استثمار انسانها بکار برده را هم مارکس توضیح داده که ضد انارشیستها بود

دوما: رقابت اصل مهم است برای انتخاب اصلح.تا انسان هست تفکرهای مختلف هستند و باید در فضای انسانی رقابت کنند تا مردم بهترینشان را انتخاب کنند.اساسا ازادی عبارتست از ایجاد فضا برای رقابت

سوما: در جامعه سرمایه داری اتفاقا رقابت از بین می رود و نظام سرمایه جلوی رقابت واقعی افکار و انسانها را می گیرد.نظام سرمایه با تولید تمرکز سرمایه و قدرت مانع رقابت سالم و انسانی است.

چهارم: شما رسما هم فرار کردی از شرکت در مناظره با من و هم تعیین کردی که من در مناظره با تو شرکت نکنم.سیمین باشد و دیگران! لذا ادعای من درست بود که تو برای فرار به جلو به خودت حق دادی که تعیین تکلیف کنی برای پروژه مناظره!


پنجم: اینکه تو می خواهی با سیمین صحبت دوستانه کنی هیچ ربطی به مهملاتی که در ابتدای این دی.ار نوشتی بنام نقد ندارد.تو حرفهای گنده زدی و وقتی بهت نقد شد و ازت خواسته شد در مناظره رودر رو از نظراتت دفاع کنی حرفت تغییر کرد به "حرف دوستانه با سیمین"!

ششم: انارشیزم فمینیزم تو لمپنیزم هم قاطی داره. باید این برای خواننده روشن بشه که صقحه تو پر است از قحاشی و لیچارگوئی

منتظرم بالاخره رسما مناظره را بپذیری و نشان دهی چقدر منطق داری افرین!

سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

سیمین مجد هستم.

رزا گرامی‌،

همانطور که ایرج شین محترم در مورد مخالفت آذر ماجدی اینجا کامنت گذاشتند، اضافه می‌کنم که من با آذر ماجدی در این مورد بخصوص موافق هستم. جهت اطلاع شما من مخالف حرکت و اعتراضی که با ابزار لباس در آوردن انسان و یا به زبانی دیگر برهنگی چه زن چه مرد باشد، مخالفم.
در میان موافقین حرکت برهنه شدن به عنوان اعتراض عموماً به مخالفین این حرکت, مهر و برچسب‌های پریمیتیو بودن، مذهبی‌ بودن، عقب مانده گی‌‌، مرد سالاری، و و و را میزنند.

باری، عزیز من با برهنگی یا برهنه شدن در نتیجه انتخاب فردی در شرایط متفاوتی چون مثلا در ساحل برهنگی بودن یا در حمام سونا رفتن و غیره مساله ای ندارم، چرا که این را یک انتخاب شخصی‌ بر اساس شرایط فکری و فلسفی‌ و حالات روحی‌ روانی و فرهنگی‌ و ستی‌ و غیره و غیره میبینم. چنان که هر فردی نوع انتخاب پوششش با دیگری متفاوت است.

باری از برهنگی به عنوان ابزار استفاده کردن در رسیدن به اهداف حقوق اجتماعی، سیاسی، اقتصادی یا غیره را قبول ندارم.

این کار را علامت رسیدن به بن‌بست کلامی‌ میبینم. فردی که در استفاده از ابزار گفتگو و کلام و زبان و نوشتار و گفتار عاجز است، حتا اگر بتواند با استفاده از حرکت برهنگی به اهداف خود نائل آید، از بهره بردن و استفاده صحیح از آن هدف به دست آورده هم عاجز خواهد بود.
آدرس ایمیل من
simin@monazere-siasi.com
میباشد. تماس بگیرید تا صحبت شخصی را با اسکایپ میسر کنیم.
خوشحال میشوم که با شما عزیز صحبتی داشته باشم.
روزتان شاد و صلح آمیز!
با ارادت، سیمین مجد

Rosa گفت...

سیمین مجد عزیز
خوشحالم ارتباط کامنتی ما ادامه پیدا کرد و حتمن برای هماهنگی گفتگو با ایمیلتان تماس می گیرم.
در مورد بخشی از مقاله ی آذر ماجدی و حمله ای که به پوستر گروه فیمن کرد، من هم پست جداگانه ای نوشتم. این پست را نیز زمانی انتشار دادم که هنوز نظری از خانم ماجدی رسانه ای نشده بود. (به تاریخ نوشته توجه کنیم)
در مورد نظرات کلی خانم ماجدی هم ما بحثی در رادیو پیام کانادا داشتیم در مورد سقط جنین و اختلاف نظری زیادی با ایشان موجود است.
این بحث در کانال یوتیوب موجود است زیر لینک پایین
میزگرد رادیو پیام- ستمکشی زن، سقط جنین، کمونیسم.
http://www.youtube.com/watch?v=OJDRA4vRWUE

در مورد مقاله ی اخیر ایشان لینک پست پایین را میگذارم. البته من بدلیل تنگی وقت فقط برخورد ایشان را به پوستر فیمن نقد کردم:

عزاداری آذر ماجدی برای آلتهای تجاوزگر! / رزا
http://www.archiverosa.blogspot.com/2014/03/blog-post_26.html

نوشتید: باری از برهنگی به عنوان ابزار استفاده کردن در رسیدن به اهداف حقوق اجتماعی، سیاسی، اقتصادی یا غیره را قبول ندارم.

رزا: این نکته ی خوبی است برای باز کردن سر یک گفتگو.
پس به امید دیدار در اسکایپ.
ایمیل من که بالای بلاگ هم هست:
Rosaroshan2012@gmail.com
به امید روزهای بهتر
رزا

Rosa گفت...

با تشکر از ایرج شین برای لینک
پست من قبل از انتشار مقاله ی خانم ماجدی نوشته شد.
البته ایشان کلیپ های زیادی در یوتیوب ساخته و من بدلیل ازدحام کلیپ های ایشان دیگر نظراتشان را دنبال نکردم.
اما مقاله ی اخیر ایشان را در سایت آزادی بیان خواندم. و نوشته ی این پست قبل از اظهارات ایشان است.
و در زمان نگارش این پست عکس العمل مردان فوری و بسیار سریع تر بود و نوشته ی من بر مبنای مقالات زیاد مردان نگارش شد.

Rosa گفت...

صالحی نیا: منتظرم بالاخره رسما مناظره را بپذیری و نشان دهی چقدر منطق داری افرین!
رزا: من اصولن هیچگونه مناظره ای را نمی پذیرم و خیالتان را راحت کنم!
شو و نمایشی را که شما از برگزیدن ریاست جمهوری در کشوری که هستید و کپی کردید و رژیم هم کُمیکش را بین احمقی نژاد و موسوی اجرا کرد بسیار ناپسند است.
اینکه مردم این شو و نمایش را ببینند و انتخاب کنند هم اصولن در کت من نمیرود.
هدف من در اغلب دیالوگهایی که داشته و دارم، انتخاب نظراتم توسط شنوندگان و بینندگان و انتخاب آنان نمیباشد.
هدف من فعال کردن انسانها برای یافتن راه حل و ایجاد سوالهای بیشتر و عبور از مشکلات کنونی و با همدیگر است. و نه انتخاب اندیشه ی من و یا دیگری.
هدف من برانگیختن است و نه انتخاب عقاید من بلکه برانگیختن تفکر کلکتیو انسانها و نه مقهور کردن آنان با اعلام دانشی که من دارم با هدف انتخاب من برای نمایندگی شان.

در مورد خوبی و بدی رقابت

راستش اگر انسان تاکنون بروی کُره ی زمین با اینهمه ناتوانی اش باقی مانده، بدلیل همیاری، همدلی، همدردی، همکاری و تعاون است.
و نه رقابت.
کودک من در فضایی بدون نمره، رقابت درسی، ورزشی و... رشد میکند.
در محیطی که هر کودک در جایی توانا و در جایی ناتوان است.
ما رقابت و پداگوژی تعلیم و تربیت سیستم را سالها است به خاک سپرده ایم.
تماشاچی کردن مردم در جلوی مونیتورها هم کار و هدف ما نیست.
آنارشی هم هدفش نشان دادن نخبگی نیست.
آنارشی بروی همکاری و تعاون میکوبد و نه رقابت. نمایش نخبگی با هدف برگزیده شدن، مدال گرفتن، نماینده شدن و زور آزمایی های فکری، فیزیکی و بدنی، فرهنگ سیستم میباشد.
مناظره های سریال شما نیز در جهت باد کردن شما میباشد.
من با شرکت در این فرم مناظره های نمایشی و در جهت با شدن و پرواری شما همکاری نمیکنم.
همانطور که نوشتم:
برای این هدف بروید و شپش دماغ دیگری شوید!
آورین
آورین!

ناشناس گفت...

خانم رزا

خوشحالم که در همین مناظره کتبی بی پاسخت را نشان خواننده می دهم .فرار تو از مناظره تصویری نشانه بی منطقی توست.

دوما: مدعی شدی که مناظره یک کپی است از شوهای سیاسی امریکا! خیر عزیز تاریخ مناظره بسیار طولانی تر است و اتفاقا انقلابیون چندین نسل است به مناظره بین خود و مخالفان همت گماشته اند.حکومتهای غرب و حتی رژیم اسلامی هستند که دارند تقلید می کنند! شما تاریخ مناظره را نمی شناسی و انارشیزم تو انارشیزم ببسوادان و لودگان است


سوما: مدعی هستی هدف تو فعال کردن مردم است.خوب اگه اینست این مهملات که بنام نقد به مخالفانت پرتاب می کنی و یکطرفه به قاضی می روی دیگر چیست؟ این مدل سقسطه ها برای فرار از مناظره چه انگیزه دارد؟ بگذار جامعه ببیند در مقابل مخالفت چی در چنته داری!


چهارم: همکاری و تعاون یک گرایش است در رفتار موجودات و رقابت هم گرایشی دیگر.هردو هستند.وقتی قرار است یک گزینه انتخاب شود رقابت صورت می گیرد.این قانون جهانی و ریاضی طبیعت است.سواد نداری وگرنه اینها را می توانی مطالعه کنی


پنجم: قبلا مهمل گقتی و به من گفتی دمم را بگذارم روی کولم و حالا من را شپش می خوانی! از تو لمپن تر در زندانهای ایران بودند و هستند تو مسابقه لودگی شرکت نمی کنی اینجا منطق است و تو دقیقا کم اوردی!


خوشحالم تا همینجا توی یک مناظره کتبی بی پرنسشیبی و بی منطقی تو را نشان دادم و بیشتر شناختمت

تمام نوشته هایت نشان از دردهای فروخفته زنی است که نتوانسته با مردی رابطه انسانی و عاطفی برقرار کنه و تبدیل شده به یک ضد مرد و دلم برای انها که تو را جدی گرفتند بسیار می سوزد!

مثل برخی از فعالین سیاسی و فرهنگی مشکلات شدید زندگی شخصی داری و فحاشیها و لیچارهایت و فرارت از مناظره نشان می دهد چقدر اعتماد به نفس تو کم است.سعی کن بری برای خودت مشاوری چیزی پیدا کنی و دلم برای فرزندت می سوزد که همچین مادری دارد!

سعید صالحی نیا

Rosa گفت...

دلم برای فرزندت می سوزد که همچین مادری دارد!

رزا: من هم به دلتان میشاشم...
همانطور که نوشتم:
بروید برای باد کردن خود و رقابت و زور آزمایی "مناظره" ای شپش دماغ دیگری شوید.
از بس هم که آنجا گوشتهای هورمونی خوردید، در حال پکیدنید.
منتظر انفجارتان میمانیم.
:)

ناشناس گفت...

رزای گرامی و بیمار

متاسفم که جا نداری بشاشی و توی اینترنت می شاشی! باز چایش باقیست که نمی رینی! هرچند که نوشته هایت همه ریدنست! و افکارت گهی!

از این مقدمه در وصف تو بگذرم می رسم به مشکلات تو! مهم نیست اصلا تو چه زور می زنی نشان دهی از خودت! مهم اینی هستی که زیر نقاب انارشیزم داری بروز می دی! با هر پیامی که می قرستی بیشتر خودتو نشان می دهی! ادمی شکست خوزده تو زندگی شخصی ادمی ضد مرد!


دوم: در مورد گوشتهای هورمونی بهت بگم که چون من درامدم خوبست بهترین غذاها را می خریم و سیمین دقت دارد که ما تغذیه خوب داشته باشیم تو چکار می کنی؟ از فرهنگت معلوم است به قشر پائین جامعه تعلق داری و تو لات خونه های پائین شهر فقط لمپنیزم را یاد گرفتی و مطمئنا توان خریدت کم است اونهم با فرزند و بدون همسر!بیشتر از خودت بگو!

اما در مورد "انفجار" راستش هرکس مناظره های کتبی ما را بخواند می بیند که کدام ماست متفجر می شود.من 36 سال سابقه مناظره با انواع جانور دارم و از تخصص هایم همینه که زیر پوست مخاطبانم را بسرعت بیرون می کشم و تا همینجا هم فکر می کنم این تکرر ادراری که در ذهنت ایجاد شده نشانه انفجار توست!

در اخر:
بازهم پیشنهاد می کنم مناظره را بپذیری و تمامی افکار خوش بوی خودت را به جامعه تحویل دهی


سیمین هم منتظرت هست تا باهات گپی بزنه منتظرش نگذار!

سعید صالحی نیا

Rosa گفت...

سیمین هم منتظرت هست تا باهات گپی بزنه منتظرش نگذار!

رزا: راستش حکایت سیمین و سعید را اینطوری باید داستان کرد!
این روابط خانواده ی مقدس مارکس هم همین است.
نوشتید: سیمین دقت دارد که ما تغذیه خوب داشته باشیم.
کپی کتابهای درسی رژیم!
مامان کلفت خانه است.
بابا پول میسازد!
مامان منشی بابا، مدیریت مناظره میکند.
بابا هم با رقبایش مناظره می کند!
مامان پرولتر و خدمتکار شخصی بابا!
گوشت بدون هورمون میخرد.
بابا ولی کماکان در حال انفجار!

رزا: چارچوب خانه ستونهایش روی کمر و دوش زنان است.
جدن که این مناسبات خانگی را شاشیدن کم است.
باید بهش رید!

برای سیمین ها آرزوی رهایی اقتصادی/ روحی و عاطفی دارم.

ویرجینیا ولف در مورد «اگر شکسپیر خواهری داشت» نوشته، روزی حتمن باید در مورد «اگر جنی با آشغالی مثل مارکس » نمی آمیخت، نوشت!

راستش اگر من امروز به شماها می شاشم، طبقه ی کارگر سالها است که بهتان ریده.

نوشتید: از فرهنگت معلوم است به قشر پائین جامعه تعلق داری....

رزا: نه من طبقه ی مادون پایین هستم.
طبقه ای که شعارش هست: Eat the rich

ایرج شین گفت...

خدمت رزا خانم!
مینا زرین، زن دیگری مخالف اعتراض برهنگی:

http://www.azadi-b.com/J/2014/03/post_374.html

ایرج شین

ناشناس گفت...

مرسی ایرج عزیز

اینهم نظر مخالف شیوا بر علیه مضحکه برهنگی:

برهنگی ضد مذهب یا دفاع از آزادی زن!!
http://www.azadi-b.com/arshiw/?

p=47499

سعید صالحی نیا

RosaArchiv گفت...

ایرج شین ممنون
من اصلن منوجه مخالفت مینا زرین نشدم. اصولن مینا نمیتواند مخالف اعتراض علیه رژیم باشد، چه لخت و چه پوشیده!
مینا میگه در کنفرانسها و ملاقاتهای رژیم در خارج و در مکانهایی که مناسب است.
میتوانید مستقیم ازش بپرسید.
من لینکش را گوش کرده و مستقیم هم ازش پرسیدم...
----------------------
آقای صالحی نیا
اینجا لینکهایی را که گذاشتید حذف میکنم.
تولید انبوه شما مثل کالاهای بنجل چین است، لطفن این مکان را آلوده نکنید.
مسلمن میتوانید در گفتگوی کامنت دونی شرکت کنید.
برای تبلیغات لطفن از ایمیل یا وسایل دیگر استفاده کنید.

RosaArchiv گفت...

با اجازه ی دوستان برای تسریح یافتن پست بالا و شرکت در بحث کامنتدونی بلاگ، این پست را زیر پروفایل ، سمت چپ بلاگ و آن بالا قرار میدم.
متاسفانه سیستم بلاگ با گذاشتن پست جدید، مطالب قدیمی تر را در آرشیو برده و یافتن آن را سخت میکند.
با تشکر از نظرات.
این پست را در بالای صفحه پست سمت چپ خواهید یافت.

RosaArchiv گفت...

اوی
پست رفت سمت راست و زیر تبلیع آرشیو دیگر!
آنجا هم اوکی است.
در صورت نیافتن به لینک زیر رفته و در بحث کامن دونی شرکت کنیم...

RosaArchiv گفت...

بجای خودسوزی، لخت بشویم؟! / رزا

http://archiverosa.blogspot.com/2014/03/blog-post_18.html

ناشناس گفت...

خانم رزا

اولا هر سانسور چی یکجور توجیه شرعی داره برای سانسور

دوما اتفاقا حکومت چین یک حکومت سانسورچی هست و تو ازش یاد گرفتی نه من!

سوما آنچه در این دیوار گذاشتم ارتباط داشت به همان پروژه اول که سیمین مدیریت می کند بنام مناظره سیاسی

بخش دوم مقالاتی که من نوشتم در نقد مهمل برهنگی که کاملا مربوط است به این دیوار تو

یخش سوم ارشیو سایر مناظره هاست که توسط من پایه گذاشته شده و مدیریت فرد دیگریست.اینها را گذاشتم تا نشان دهم روی مناظره سیاسی و متدهاش کار کردم و تو محق نیستی بعنوان شرکت کننده کسی را سانسور کنی هر کس باشد!

در اخر دو نکته اضافه کنم:

خواسته ای و شرط کرده ای که سعید صالحی نیا نباشد تا تو مناظره را بپذیری.این دقیقا سانسورچی بودن تو را نشان می دهد.من بعنوان کمونیست کارگری اینقدر ازادیخواه هستم که از تو با همه لودگیهات دعوت کردم بیائی حرفت را بزنی و تو؟ از اول شرط گذاشتی که من نباشم؟ اگه حکومت بدستت برسه چه می کنی!

دوما: مدعی شدی که چون مذهبی که داری ضد اتوریته هست پس می خواهی اتوریته من نباشد! اینهم بیسوادی تو و نادانیت را نشان می دهد.چرا که خواست تو به سانسور من در واقع اعمال اتوریته توست و نه چیز دیگر! در واقع هم تئوری انارشیزم تو مبارزه برای هر اتوریته نیست بلکه زدن اتوریته دیگرانست تا لوده های انارشیست قدرت بگیرند و نه چیز دیگر!

اتفاقا موضوعی شدی که من مقاله ای در مورد مهملی بنام انارشیزم بنویسم.در ضمن اینهفته برنامه شماره 14 را به نقد انارشیزم اختصاص خواهیم داد.

سعید صالحی نیا

Rosa گفت...

رزا: من گفتم در مناظره هایی که هدفش مطرح کردن شما و باد کردن تان در سلسله مراتب است شرکت نمی کنم.

شما اصلن شرکت یوتیوب را بخر و مناظره های مانیپوله و هدفمندت را با تولید انبوه پر کن!
در مورد لینک ها هم یکجای دیگر برای تبلیغات اجناس بنجلتان بیابید.
رفتار شما مانند رفقای سابق هم حزبی تان است.
در هر اکسیون کله ی حکمت روی پرچم های مسخره ردیف جلو پشت دوربین.
الان هم که گویا قرار است کله ی خالی خود را در شبکه های اجتماعی پر کنید.
اینجا فضایی خارج از هیاهو برای کله شدن است.
فضا های آلترناتیو برای دیالوگ.
شما هم غلط میکنی تبلیغات وارد میکنی.
اینجا با متدهای اشغال و تسخیر، خود تبلیغات، مطرح کردن و... برخورد میشود.
کسی هم از شما پرونده ی مطالب و فیلم های آشغالی را که از دوران جوانی و تا کنون پر کرده اید را نخواسته که کامنت دونی را پر کردید.
پس رفتارتان را تنظیم کنید.
ما آنارشیستها اگر بلدیم جلوی اتوریته ی خود را بگیریم، این جواز اشغال فضاها و تریبونهایمان توسط تبلیغاتچی ها نیست.

نوشتید: اتفاقا موضوعی شدی که من مقاله ای در مورد مهملی بنام انارشیزم بنویسم.در ضمن اینهفته برنامه شماره 14 را به نقد انارشیزم اختصاص خواهیم داد.

آورین
بیشین بنویس!

ناشناس گفت...

خانم رزا

مشکل شما اینست که سقسطه می کنی و فکر می کنی کسی نمی فهمد !اینجا هم چند سقسطه ات را برملا می کنم برای اطلاع خوانندگان

اولا: تو هدفت اینست که من نباشم تا تو باشی.هدفت اینست که تو باد کنی و خودت را نشان بدهی به قیمت نبودن من!سفسطه مخالفت با اتوریته یکبار دیگر تلاش برای کسب اتوریته است.


دوما: اتفاقا نگرانی تو اینست که با حرف جدی روبرو شدی و توان پاسخ نداری و بجای رعایت ادب و نشان دادن تمدن رفتی تو اروپا لمپنیزم را داری پراتیک می کنی.نگاهی به مهملاتی که در سایتت گذاشتی کردم و واقعا این مهملات را می توان بنجلها و استفراغهای فکری ادمی بیمار دانست که به همه فحاشی می کند و هیچ الترناتیوی هم ندارد.انارشیزم یعنی همین


سوما: توجیه دیگری که برای سانسور می اوری و حذف کردن مخالفت اینست که نظراتش بنجل است. مقلا ادمهائی مثل تو اگر به حکومت برسند یک کمیته تشکیل می دهند تا نظرات بنجل را (از دید خودشان) سانسور کنند؟ خیر! سانسور مخالف منطق ندارد.نه بخاطر "جلوگیری از باد کردن و اتوریته" و نه به بهانه "بنجل بودن" هی سفسطه ای توجیه گر سانسور مخالف نیست.تو همان بازتولید رژیم اسلامی و دیکتاتورها هستی نقاب زدی فکر می کنی کسی مشابهت اعمالت را نمی بیند


چهارم: فعلا از طرف "ما" حرف نزدن! تو یک انارشیست سانسورچی و متاسفانه بیمار هستی که از لمپنیزم ایدئولوژی ساختی . همین! بیخودی "ما" نکن! بگذار بقیه از سمت خودشان حرف بزنند.اینهم یک بخش دیگه از فقر فرهنگی توست.


مقاله اخیرم در نقد انارشیزم را فعلا اینجا می زنم.امیدوارم ترس نداشته باشی از انتشار مقالات مخالفت و بگذاری اینجا بماند! آورین!

سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

نکاتی در موضوع آنارشیزم و نقد به آن(سعید صالحی نیا)

http://www.azadi-b.com/G/2014/04/post_292.html

Rosa گفت...


من تمدن ندارم یا شما؟
مقالات بنجلتان را اینجا تبلیغ میکنید، اما حتی حاضر نیستید یک میز گرد گذاشته شود، بدون شرکت شما.
این یعنی بدون حضور گند شما، خانم سیمین مجد اجازه ی هماهنگ کردن میز گرد و گفتگو را ندارد.
یعنی شما دارید زورچپون میکنید خودتان را و تحمیل میکنید.
این بلاگ تنها مطالب من نیست و اتفاقن من خودم کمتر وقت نوشتن دارم.
این بلاگ آرشیو است.
شما از همه ی کانالها برای نمایش خود و ابراز وجود استفاده میکنید.
اگر خانم مجد اجازه ی برگزاری میز گرد را بدون حضور شما ندارد این یعنی آنقدر انحصار طلب هستید که همه ی تریبونهای دیگران را مصادره و استفاده میکنید، اما حاضر نیستید تریبون همسرتان را حتی یکبار در اختیار دیگران بگذارید.
خوشبختانه سایت آزادی بیان هم منظور شما را دریافته و با تیپا انداختتان بیرون.
من هم با انحصار طلبی مثل شما کاری ندارم.
بزودی کله تان از پرواری قد مونیتورتان شده و منفجر!
منتظر دانگ میمانم.

Rosa گفت...

توضیح حذف: لینکهای تولید انبوه صالحی نیا در این کامنت دونی حذف شد.
برای مطالعه ی مطالب ایشان اسمشان را در سرور جستجو کرده و به وبسایت ایشان رجوع کنید.
به هر حال بهتر است دوستانی که بلاگ دارند، لینک تریبونشان را قرار دهند، بجای پر کردن کامنت دونی با سلسله مقالات از کودکی تا مرگ!
برای دیدن ویدئوهای انبوه ایشان نیز همان اسم را در سرور یوتیوب جستجو کنید.

ناشناس گفت...

خانم رزا مرسی از ادامه این مناظره کتبی که فکر می کنم به همان اندازه مناظره ای که فرار ازش کردی برایت خودافشاگری همراه دارد.شما مدعی بودی که نظراتی داری در مورد اعتراض عریان و فکر می کنی کار خوبیست.خوب فرصتی داشتی که نظراتت را در مقابل مخالف جامعه محک بزند.برای فرار تصمیم گرفتی مخالفت را حذف کنی و سانسور کنی.این در خواست تو بود با بهانه های بسیار مضحک!


دوما: ذهن و تفکر تو الوده است به لمپنیزم که اصلا کمکی هم بهت در پیشبرد افکارت نمی کند.لمپنها در ایران در زندانها حاکم هستند اما چه سود؟ تو فکر کردی با فحاشی و لیچارگوئی می توانی توی مناظره های اجتماعی پیش بروی.فرود فولادوند بنیانگذار انچمن پادشاهی هم همین متد تو را داشت! به کجا رسید؟!


سوما: خانم مجد کنار من نشسته و دقیقا موضع من را دارد.ایشان هم فکر می کند شما داری مخالفت را سانسور می کنی وقتی شرط تعیین می کنی برای شرکت کننده مناظره! ایشان هم لیچارگوئیهای شما را در برخورد مخالف محکوم می داند.یعنی هر ادم منصفی به این برخوردهای شما و به فرار به جلوی شما می خندد فقط سیمین نیست!


چهارم: شما یا هیچکس دیگر حق ندارید هیچ شرکت کننده مناظره را حذف کنی.این درخواست سانسور است به هر بهانه محکوم است. شما فقط برای خودت محق هستی و هیچ ادم منطقی نمی پذیرد که فردی شرکت خودش در یک مناظره را مشروط کند به عدم شرکت دیگری.از دید من شما فقط از مناظره فرار می کنی و این شرط گذاشتن برای مناظره فقط توجیه و سفسطه است و بس!


پنجم: اتفاقا سایت ازادی بیان همین امروز مقاله اخیر من را منتشر کرد و شما ماندی و خیط شدگی!

اینهم لیست اخرین مقاله من در سایت ازادی بیان:

نکاتی در موضوع آنارشیزم و نقد به آن(سعید صالحی نیا)

http://www.azadi-b.com/G/2014/04/post_292.html


ششم: چرا تو باید از سانسور من نه فقط در این سایت خودت بلکه در سایت دیگران اینقدر قند در دلت اب شود؟ این درک دیکتاتور منشانه را از کجا می خواهی قالب جامعه کنی؟!خوب دقت کن خانم رزا! دیکتاتوری اگه خوب بود شاه سرنگون نمی شد و رژیم اسلامی هم مورد تنفر مردم نبود!


هفتم: بامزه است که هم مقالات من را اینجا سانسور کردی و هم خوشحالی کردی برای سانسور شدن من در سایت دیگران وهم خوهان سانسور من در پروژه مناظره هستی و تازه؟ من را "اتنحصار طلب" می نامی! این دقیقا نعل وارونه زدن است! می گذاریم خوانندگان قضاوت کنند!


خلاصه کنم:

شما بعنوان یک انارکوفمینیست لمپن هیچ حرفی تا همینجا نداشتی بزنی جز فحاشی و لودکی.هیچ منطقی نشان ندادی.وقتی ازت دعوت شد مثل یک ادم متمدن به مناظره بیائی فرار کردی و برای مخالفت شرط تعیین کردی و خوهان حذف او شدی! این همه چیزی بود که در چنته داری.
شناخت تو و امثال تو برای انها که هنوز در سیاست و فرهنگ پخته نیستند امری لازم است.برای ازادیخوهان افشای امثال تو امریست در حد وظیفه.

سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

درود بر شما رزا خانم،
سیمین مجد هستم.

“”””این یعنی بدون حضور گند شما، خانم سیمین مجد اجازه ی هماهنگ کردن میز گرد و گفتگو را ندارد””””.Roza مینویسد:

رزا گرامی‌،

مایل هستم بدانم که هدف شما از ایجاد این وبلاگ چیست؟

آیا این وبلاگ فضای ممکنه برای شما را ایجاد می‌کند که بتوانید از کلمات فحاشی و غیر ضروری برای یک گفتگوی سالم استفاده کنید.؟

آیا استفاده از این نوع کلمات برای شما احساس رضایت خاطر میدهد؟

من در گفتگوی شخصی‌ کوتاهی‌ که با شما داشتم، شما را در کلام گونهٔ ای دیگر خارج از همهٔ فحاشی یافتم. آیا این جدا این وبلاگ خود شماست؟

چرا عکسی‌ از خودتان اینجا نیست؟

آیا مایل هستید که در انظار عموم شناخته نشوید، تا به راحتی‌ از زبان عریان فحاشی استفاده کنید؟
آیا شما فردی که ادعا منکنید هستید، نیستید؟
آیا‌ها زیاد هستند.

باری، من پس از خوندان جواب‌های شما به همسرم، سعید، که بدون هیچ شناختی‌ از ما و ارتباط ما و زندگی‌ ما، بدون هیچ سوالی‌ در این مورد از هر دوی ما، به طوری مداوم ازدواج و زندگی‌ زناشوی ما و برنامه مناظره من را به مسلسل کلمات فحاشانه گرفته ایه، مصمم بر این شدم که مجددا برایتان توضیحی کوتاه جهت روشن شدن شما بدهم.

من شرکت کننده ای در برنامه داشتم که مایل بود فقط با سعید صالحی نیا به تنهایی مناظره داشته باشد. شما به دنبال مناظره ای بدون سعید صالحی نیا هستید. برنامه مناظره از روز اول ابتدای شروع خود، برنامه و پروسه ای ثابت را پیگیری می‌کند. اگر بنا باشد که بنده با هر ساز شرکت کنندگان برنامه را تغییر دهم، دیگر هدف برنامه مناظره که نشان دادن و رساندن نظریات افراد به گوش علاقمندان و بینندگان ما است، منحرف شده و سر در گم میشود.

بنده از روز اول به عنوان مجری برنامه مسٔولیتی را عهده دار هستم. سعید صالحی نیا به عنوان شرکت کننده دائمی در این برنامه از روز اول حضور داشته و حضور خواهد داشت. این درخواست من و صدها بیننده دیگر که مدام با ما در تماس هستند، می‌باشد. من در برنامه هر جلسه ۳ شرکت کننده دیگر را دعوت می‌کنم. هر فردی که مایل است، میتواند در این مناظره با احترام گذاشتن به قوانین این مناظره و برنامه شرکت داشته باشد. هر نظر مخالف، موافق، پوزسیون و اپوزیسیون را در این برنامه خوش آمد می‌گوییم.

چنان که تمام برنامه‌ها همیشه سالیان سال و دهه‌ها فقط با حضور یک مجری و اسیستانت اجرا می‌شوند، و گاهی اگر یکی‌ از آنها حضور نداشته باشد، در صد بینندگان کاهش می‌یابد، ما نیز در این برنامه دو چهره ثابت و دائمی داریم. یکی‌ بنده به عنوان مجری و مدیر برنامه، دوم سعید صالحی نیا.

باری سوالات برنامه به طور عمومی از طرف ما طراحی نمیشود. اغلب در پی‌ گفتگوهای که با شرکت کنندگان داریم و یا از جانب علاقمندان و بینندگان مطرح میشود.

سوالات و متن مناظره و شرکت کنندگان قبل از برنامه برای شرکت کنندگان مشخص می‌باشد.

گفتید که این برنامه حالت رقابت دارد و سعید صالحی نیا در این برنامه باد میکند. سعی‌ بر درک این نوع فکر دارم. عزیز، زندگی‌ رقابت است. ما هر روز باید صدها بار انتخاب کنیم. از کجا خرید کنیم. وقتمان را به چه چیزی و چه کسی‌ وقف کنیم و و و غیره.

هر جائی که دو عقیده و نظریه مختلف عنوان میشود، رقابت اساسا قبل از اظهار نظر در آن فضا حضور دارد. علم بدون رقابت به جایی‌ نمی‌رسید. زندگی‌ مدرن نتیجه رقابت هست که توانسته خلاقیت‌ها را ثمر بخش باشد. شخصی‌ که از رقابت فراریست، یعنی‌ که خود را باور ندارد. به فکر خود اطمینان ندارد. بهترین رقابت، رقابت با بهترین خودتان است. شما در این رقابت که جدا فحاشی می‌کنید و کلماتی‌ بسیار رکیک را استفاده می‌کنید، در رقابت با خودتان برنده هستید.

در ضمن لطفا خودتان را نشان دهید، تا ما ببینیم با چه فردی حرف میزنیم.

متشکرم بابت توجه شما

ناشناس گفت...

مرسی سیمین عزیزم

رزا یک اسم مستعار است و این خانم در تاریکی نشسته و سنگ پرتاب می کند.سنگ که هیچ فحاشی و همانطور که خواندی فحاشی به ادمهائی که مخالفش هستند که هیچ به خانواده انها و به روابط زناشوئی انها! چرا راستی؟ این روانشناسی از کجا بیرون می زند؟


دوما: ایشان دو سفسطه کرد برای حذف من در برنامه های مناظره. یکی اینکه می خواهد "اتوریته بشکند" و دیگری اینکه " سعید صالحی نیا باد نکند"!او مدعی شد در مذهبی که دارد "زنها با زنها مناظره می کنند"!


سوما: در صحبت اسکایپی هم درخواست کرد که چهره من را نبیند و فقط چهره شما را ببیند! ظاهرا در مذهب ایشان دیدن چهره مرد یک گناه کبیره است.زنها می روند جهنم اگر چهره مرد را ببینند! راستی چرا؟


چهارم: اعلام کرد که "مناظره یعنی رقابت" و ایشان خوهان رقابت نیست خوهان گفتگوست!

پنجم: مدعی شد که ما "عذاهامان ارگانیک نیست" و "زمان اینست که تو چائی نیاوری با من بلکه من برای تو چائی بیاورم"! یعنی که در مذهب ایشان نمی شود زن و شوهر عاشفانه برای هم چائی بیاورند! اما راستی چرا؟


ششم: مدعی شد که "زمان حرف زدن زنهاست و نه شوهرها"! راستی چرا ایشان "ضد شوهرهاست"؟


اینها پروقابل یک انسان سالم یک انسان متعادل نیست.اینها پروفایل یک زن متنفر از مرد است.زنیست که به غیر از فحاشی و لودگی که ناشی از فرهنگ عقب مانده لمپنیست، دچار معضل مذهبی عجیبی است که روی دیگر مذهب ضد زن اسلام است.

در مذهب این خانم نامعلوم رزا که چهره اش باید پوشیده باشد و چهره مرد را دیدن گناه است، علت همه بدبختیهای زنها ، مردها هستند.طرف دیگر سکه اخوندها که علت بدبختی های مردها را زنها می دانند!

جنسیت گرائی ارتجاعی در اسلامیها زن را نشانه گرفته و در مذهب این خانم مخفی رزا، مردها نشانه هستند.

من خوشحالم که اگر ایشان از مناظره ما فرار کرد ، فرصتی داد تا بیشتر این پدیده و مذهبش را بشناسیم.اینست که من همیشه گفته ام ادمها کتابهای جالبی هستند که باید خواندشان!اینهم خانم رزای مخفی که ما بتدریج داریم پروفایل روانیش و مذهبش را می شناسیم


سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

مقاله زیر تقدیم به خانم رزا روشن!

آشنائی با آنارکوفمینیزم، خانم رزا روشن و ریشه "اعتراض عریان"

http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/614-آشنائی-با-آنارکوفمینیزم،-خانم-رزا-روشن-و-ریشه-اعتراض-عریان

Rosa گفت...

سیمین مجد:بنده از روز اول به عنوان مجری برنامه مسٔولیتی را عهده دار هستم. سعید صالحی نیا به عنوان شرکت کننده دائمی در این برنامه از روز اول حضور داشته و حضور خواهد داشت. این درخواست من و صدها بیننده دیگر که مدام با ما در تماس هستند، می‌باشد. من در برنامه هر جلسه ۳ شرکت کننده دیگر را دعوت می‌کنم. هر فردی که مایل است، میتواند در این مناظره با احترام گذاشتن به قوانین این مناظره و برنامه شرکت داشته باشد. هر نظر مخالف، موافق، پوزسیون و اپوزیسیون را در این برنامه خوش آمد می‌گوییم.

رزا: سیمین عزیز
همانطور که نوشتید، این برنامه بروی مطرح کردن شوهرتان آقای صالحی نیا است.
یعنی اصولن بدون ایشان شما اجازه ی برگزاری گفتگویی را دارید؟
ندارید عزیزم.
من هم متاسفم که ندارید.
خودتان میدانید که هر انسانی براحتی میتواند از سیستم رایگان استفاده کرده و از این ویدئوها ساخت و روی سرور یوتیوب گذاشت.
برخی فیلم سخنرانی شان را میگذازند، برخی هم مناظره شان را.
برای من مهم بود که مردم به باد کردن و هوا کردن اشخاص (یکی از آنها شوهر شما صالحی نیا) متوجه شوند. متوجه شوند که بدون حضور شوهر شما در این سلسله جلسات، شما این سرویس را ارائه نداده و برنامه را اداره نمیکنید.
اگرچه این محدودیت وظیفه و خط قرمز اجبار حضور شوهرتان برای خودتان نیز مشخص نبود و اکنون مشخص شد.
من از گفتگوی کوتاه و صمیمی که داشتیم و چت کوتاه قبل از ورود شوهرتان بسیار ممنونم.
امیدوارم در زندگی به اهدافی که برای خود گذاشتید نزدیک شده و دست یابید.
اختلاف من با شوهر شما همان اختلاف قدیمی اتوریته و شورشگر است. ما از جامعه ی رقابتی در رنجیم و در صدد تغییر آن هستیم.
کودکانمان را در کنار کودکان دیگر با همه ی توانایی و ناتوانایی هایی که دارند به کلکتیو های غیر رقابتی میفرستیم. والدین هم هر کدام مسئولیتی میگیرند برای همه ی آنها و برای همین وقت من بسیار کم هست.
برای آقای صالحی نیا ها بسیار دیر است و آنها در سیستم ذوب شده هستند.
برای من بیشتر آشنایی با شما مهم بود و شنیدن نظرتان و گفتگو با شما.
نه برای زن بودنتان و نه به خاطر شمایلتان که در یوتیوب دیدم.
زندگی در فضای اتوریته و دلایل پذیرش آن همواره من را متعجب کرده.
به هر حال من هر زمان که اجازه ی بحث، مناظره و گفتگو در فضایی خارج از حضور ایشان باشد، حتمن وقت گذاشته و افتخار بودن در کنارتان را استقبال میکنم.
نوشتید: علم بدون رقابت به جایی‌ نمی‌رسید.
سیمین عزیز علم امروز با دیروز فرق دارد. امروزه بدون همکاری و تیم ورکینگ به هیچ کجا نمیرسد...
اصولن هر انسانی به پازل روی میز یک تکه میچسباند. دانشمندان رد و جا پای همدیگر را یافته و بطور گروهی ادامه میدهند. هر کدام با گروهشان روی بخشی از سوالات کار میکنند. من بیش از نیمی از عمرم را در این آزمایشگاه های تحقیقاتی گذراندم. "کارگران آزمایشگاه" دقت و کارشان سهمی عظیم در تیم تحقیقاتی داشته و دارد. ما به آن واقفیم و اگرچه مطالبات همه ی آنان نیست ولی خواستار آن هستیم که نامشان در کنار ما بروی مقالات علمی چاپ شود.
اگر روزی صالحی نیاها در هرم سیستم بالا رفتند (شیادان و شبه علم همواره راهشان برای بالا رفتن تسحیل شده) در این صورت من هم خدمات شما را به او به یاد می آورم.
همانطور که مادران ما با تباه کردن زندگی خود در خانواده ی تک همسر و ایثار خود برای خانواده اسمی در تاریخ بجا نگذاشتند.
اما تاریخ واقعی انسان بروی کار و دسترنج آنان بنا شد.
اکنون من در فضایی غیر رقابتی زندگی میکنم. و در خانواده ای بسیار بزرگتر با جایگاهی برابر. و استقلال و آزادی نسبی.
برای شما نیز فقط آرزوهای بسیار خوب دارم.
از اینکه بطور شفاف نوشتید که برنامه های ویدئویی که تنظیم میکنید بدون حضور شوهرتان امکان پذیر نمیباشد ممنونم.
من و اغلب بینندگان این را میدانستیم.
تمام تلاشم این بود که شما نیز بدانید، بدون حضور شوهرتان این امکان را ندارید.
باری ساعت تیک تیک میکند و روز جدیدی آغاز میشود. زندگی ما نیز بسیار کوتاه است و پازل روی میز در انتظار کامل شدن.
با آرزو های خوب و روزهای بهتر برایتان.
رزا







ناشناس گفت...

چند پاسخ به خانم رزا روشن :

اولا: چرا ایشان فکر می کند رابطه زن و مرد لزوما "اجازه هست" یا اینکه "چائی آوردن" لاید دورانش بگذرد"؟ چرا مثلا ممکن نیست که زن و مرد در موضوعی توافق داشته باشند؟ مقلا اینکه هیچ ادم منطقی نمی تواند دیگری را حذف کند ؟ مثلا چرا نمی شود فرض کرد که سیمین مجد ، همفکر باشد با من که سانسور دیگران کار کثیفی است؟ چرا در ذهن محدود رزا روشن ، هر رابطه زن و مردی اینقدر کریه است؟ طبعا پاسخ این سوالات نشان می دهد که خانم رزا روشن روانشناسی خودش کجاست؟! بیشتر علامت معضلات ایشانست با مردها!


دوما: اینکه "هر انسانی می تواند این برنامه ها را بسازد" من تردید دارم! پروژه مناظره با فرمتی که موجود است حاصل یک کار فکری طولانیست.با مصاحبه فرق دارد با میز گرد فرق دارد.فرمتی است که تضادهای شرکت کنندگان را بکشد بیرون.اتفاقا دلیل فرار خانم رزا روشن از این پروژه نگرانی ایشان است از اینکه بدچوری بخورد زمین همانطور که علیرضا بیانی یکبار شرکت کرد و چندین هفته جیغ و ویغ می کشید!لذا ادعای رزا روشن در مورد اینکه هر کس می تواند بسیار نادرست است!


سوما: سفسطه اتوریته و شورشگر را قبلا توضیح دادم.خانم رزا روشن در سانسور من دنبال تامین اتوریته خودش بجای اتوریته منست و نه چیز دیگر! ایشان "شورشگر" نیست.اساسا انارکوفمینیزم یک پروژه دست راستی ضد کمونیست و ضد سوسیالیست است که عامل مهم ماندن وضعیت موجود است."شورشگری" اش فقط ماسک است!نه در سیاست عامل تغییر است و نه در مضمون انسانشناسی اش حرف حساب دارد بزند!


چهارم: خانم رزا روشن دروغ می گوید وقتی مدعی "زندگی در فضای غیر رقابتی است". اولا ایشان در المان زندگی می کند که مقل هر جامعه ای بر رقابت استوار است و میزان بیکاری و بدبختی جامعه رو به افزایش است مقل بقیه جاها.دوما ایشان دارد مدتی زور می زند که سعید صالحی نیا را سانسور کند و خودش جای او بنشیند! که اتفاقا بطور مضحکی رقابتی است.!خانم رزا روشن دهها دروغ در سایتش گفته.دهها مهمل به مخالفانش نسبت داده! این بی پرنسیبیها بجائی؟ نمی رسد!


پنجم: اتفاقا پازل بسیار جالبی حل شده! از طریق خانم رزا روشن و نوشته ها و افکارش ما فهمیدیم انارکوفمینیستها چه در چنته دارند.من از طریق بررسی ایشان فهمیدم سر و ته مضحکه اعتراض عریان به کجا می رسد و ادرسش چیست؟ توانستم افشاگری وسیعی در مقابل انارکوفمینیزم چه در فیسبوک و چه در سایتها انجام دهم.بسیار از تلاشهای رزا روشن تشکر می کنم که تابلوئی شد که بشود بی پرنسیبیها و مهمل گوئیهای پدیده حاشیه ای بنام انارکوفمینیزم را مورد بمورد انالیز کرد و به جامعه نشان داد.

ناشناس گفت...

مقاله زیر در سایت آزادی بیان در نقد مهمل گوئیهای رزا روشن منتشر شد!

آشنائی با آنارکوفمینیزم، خانم رزا روشن و ریشه "اعتراض عریان"(از: سعید صالحی نیا)

http://www.azadi-b.com/G/2014/04/post_297.html

Rosa گفت...

آنارشیسم و مغز انسان!

برخوردی به نظرات سعید صالحی نیا
همراه با مصاحبه ای در مورد آنارکا فیمینیسم
http://www.azadi-b.com/G/2014/04/post_300.html

ناشناس گفت...

دردسر های رزا روشن در "دفاع علمی" از آنارکوفمنیزم!

http://monazere-siasi.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%A2%D9%A0%D9%A1%D9%A4/614-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B2%D9%85%D8%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86

ناشناس گفت...

دردسر های رزا روشن در “دفاع علمی” از آنارکوفمنیزم!(از: سعید صالحی نیا)

http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=47771

ناشناس گفت...

"سقط جنین گرائی" خانم رزا روشن آنارکوفمینیزم چه ریشه ای دارد؟ (سیمین مجد-سعید صالحی نیا)

http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/616-سقط-جنین-گرائی-خانم-رزا-روشن-آنارکوفمینیزم-چه-ریشه-ای-دارد؟

ناشناس گفت...

انسانگرائی کمونیزم کارگری در مقابل "سقط گرائی" خانم رزا روشن آنارکوفمینیست:

مفتخریم که در جنبشی فعالیت می کنیم که مسئله زن را در مقابل مرد یا زندگی کودک قرار نمی دهد.زن، مرد و کودک را انسان برابر می داند. مفتخریم که اعلام کنیم سقط جنین یک نتیجه از هزاران نتیجه درماندگی و بدبختی انسان در جامعه سرمایه داریست و نتیجه بی پناهی زن و کودک و انسانها بطور عموم میباشد. خوشحالیم پرچم جنبشی را برافراشته ایم که می گوید باید جامعه ای ساخت که زن و مرد نخواهند برای بقای خود کودک را فدا کنند. اعلام می کنیم که راه حل مسئله زن، به پایان دادن فقر، به پایان استثمار انسان از انسان گره خورده. در حین اینکه اخلاقا سقط جنین را ضد انسانی می دانیم طرفدار سازماندهی حکومتی هستیم که در عین پذیرش مقطعی سقط جنین، در قانون اساسیش بنویسد که سقط جنین، مثل فقر، مثل نابرابری باید ریشه کن شود.جامعه ای باید ساخت که هیچ انسانی قربانی انسان دیگر نشود.کودکان را نکشند تا زن یا مرد "از زنجیر رها شود"! این دروغ بزرگیست که رهائی زن را در کشتن کودکان معنی کنند.سقط جنین تحمیل نظام بردگی سرمایه داریست.

خانم رزا روشن کجا ایستاده؟ بجای نشانه گرفتن عامل سقط جنین، مرد و کودک را نشانه می گیرد! فمینیزم بدون رتوش اینست! فرستادن جامعه بدنبال نخود سیاه است! این باید نقد شود ، افشا شود و از سر راه جامعه برداشته شود. فریب فمینیزم را نباید خورد! سقط جنین، علامت نظام سرمایه داریست مثل فقر و تن فروشی! درد خانم رزا روشن و سایر فمینیستها ، پایان دادن نظام نابرابر نیست! پوشاندن ریشه های درد است!
آری پوشاندن ریشه های درد است!

ناشناس گفت...



"سقط جنین گرائی" خانم رزا روشن آنارکوفمینیزم چه ریشه ای دارد؟ (سیمین مجد-سعید صالحی نیا)



http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=47792

Rosa گفت...

"سقط جنین گرائی" خانم رزا روشن آنارکوفمینیزم چه ریشه ای دارد؟ (سیمین مجد-سعید صالحی نیا)

سیمین عزیز
من از بررسی و برخورد به نظراتم از طرف شما بسیار ممنون هستم و شخصن از اینکه (شاید بدلیل "نه" گفتن به مناظره های نمایشی با شوهرتان)آنقدر جالب شدم که انگیزه ی نوشتن در شما هم ایجاد شد.
اما عزیز جان، کتاب ویرجینیا ولف "اتاقی از آن خود" را وقت کردید حتمن بخوانید.
زمانش خیلی وقت است که فرا رسیده!
زنان بیش از یک قرن است که در پی آزادی اقتصادی از شوهران اقدام کردند.
آزادی عاطفی اما بس سهمگین است.
هر زمان شما نیز مانند خانم ماجدی همسر مرحوم حکمت تمایل به مناظره با من و یا طرفداران حق انتخاب بودید، من با افتخار در کنارتان با شما گفتگو میکنم.
و یا در هر موردی که شما علاقمند باشید.
تا زمانی که برای یک گفتگو و چت کوتاه مجبور به تحمل شوهرتان باشم، حتی رغبت دیدارتان را هم ندارم و چه برسد اشتیاق به خواندن مقاله ی مشترک شما با همسر گرامی!
راستش حتی کودک من هم حاضر نیست اینهمه در من ادغام شود.
استقلال زنان از جامعه ی مردان و شوهران و پدران، هزینه دارد.
هزینه اش بسیار بالا است، میدانم.
اما همسر یک دکتر بودن، خانم دکتر نمیکند!
خانم دکتر وقتی است که زنان خود اقدام کنند...
هر وقت خود اندیشه تان را هر چند ناقص و هر چند ناکامل بروی صفحه آوردید و امضای خود را در زیر پایش گذاشتید، ارزش خواند شدن و نقد احتمالی را دارد.
دوران یک روح در دو بدن دیر زمانی است که گذشته.
پس هر وقت نوشته ای از خود داشتید، برایم بفرستید، مطمعنن با اشتیاق خواند و پابلیش هم میکنم.
با دوستی
رزا

ناشناس گفت...

خانم رزا روشن

اولا برای من جالبست که هویت واقعیتان و عکس واقعیتان را چرا پنهان می کنید؟ در المان زندگی می کنید چرا زندگی شما رو به جامعه پنهان است؟ بر عکس شما همانطور که می بینی ما کمونیستها با اسامی واقعی توی جامعه هستیم و عکسهامان هم در دسترس است.این فرار از جامعه چرا؟


دوما: نقد به "اثار" و افکار شما توسط من ادامه خواهد داشت.افشای افکار شما بعنوان نمونه انارکوفمینیزم در جامعه ازادیخوهان بسیار اهمیت دارد .نه بخاطر اینکه افکار شما می تواند تاثیر مستقیمی در جامعه بگذارد.خیر! در هیچ جامعه ای انارکوفمینیزم توان کار موثری ندارد.بلکه تاثیر غیر مستقیمی که ممکنست بطور مقطعی در انجراب جنبش ازادیخوهانه بگذارید مد نظر منست.


سوما: مجدد از اینکه فرصتی شدی که این نقدها ارائه شود بسیار ازت تشکر می کنم.هخائیزم در دوره ای و فولادوندیزم فحاشی و لمپن و لوده هم دوره دیگری همین فرصت را برای من و سایر ازادیخوهان فراهم کرد.تا جامعه سیاه چاله ها و چاله های سر راهش را خوب نبیند فرصت ندارد راه درست را پیدا کند


چهارم: مورد بمورد هر دو بعد نظرات شما چه بعد انارشیستی و چه بعد فمینیستی را من نقد خواهم کرد و جلوی جامعه قرار می دهم.امید من اینست که شما این فحاشیها و لودگیهای زبانی که در سایتت هست و خوشبختانه در هنگام مقاله نویسی در سایتهای دیگر حذفش کردی ، اصولا کنار بگذاری.چون کار من و سایر نقادانت اسانتر می شود اگر فقط بدزبانیهای تو را کقل فرود فولادوند بگذارم تو اینترنت و مایه رسوائی تو را فراهم کنم.اما من دوست دارم که مخالفم در سطح بالائی ظاهر شود و لودگی نکند.لذا پیشنهاد دوستانه من به تو اینست که فحاشی و دروغگوئی و لودگی به مخالف را بگذاری کنار.سعی کن با یک پرنسیب قابل قبول بحثهاتو انجام بدی.

سعید صالحی نیا

Rosa گفت...


به سعید صالحی نیا
تهدید به تحریف نظرات من توسط شما بسیار واقعی است، پشتکارتان در نوشتن اراجیف رگباری نشان از کمبودهای زیادی دارد...
خوشبختانه خوانندگان فارسی زبان اغلب به منبع نظرات مراجعه کرده و مشت شارلاتانهای حزبی و سابقن حزبی و یا با تیپا از حزب بیرون انداخته شده و یا سقط شده را خیلی وقت است که باز کرده اند.
تبلیغات منفی شما علیه من هم بجای روی برگرداندن انسانها، تبلیغی برای این صفحه شده و از آمار بلاگ و کم بودن نظرات منفی و تعداد زیادایمیلها در مورد پست جدید مشخص است.
من علاقه ای در معروفیت و یا نخبه شدن، در مرکز توجه قرار گرفتن را ندارم.
اما گویا روده ی شما دراز و بسیار هم بیکار تشریف دارید!
در مورد مخفی بودن و انتقادتان که مرتب هم در هر پست تکرار میکنید، فقط میگویم که شما کودکانتان کجایند؟
پیش زن سابق؟ یا زنهای سابق؟
من کودکی دارم که میخواهم مثل خودم کودکی داشته باشد و در گمنامی.
مطمئنن شما این را نخواهید فهمید.
شما در صدد رهبر شدن هستید و تنها در جهان خود را میبینید.
اگر شما "کمونیست" ها علنی هستید، کودک را به نوانخوانه یا روی دوش زن های سابق انداخته و با وقت بینهایت در جهان مجازی شلنگ تخته میاندازید، باید به شما رید.
خوشبختانه شانس آشنایی با کمونیستهای زیادی دارم که اینگونه نیستند.
بروید بجای کمپین زدن علیه این و آن کمی مطالعه کنید. دست کودکان را گرفته پیاده روی کنید.
آنطور که پشت مونیطور هوار میکشیدید، جدن فکر کردم سکته میکنید!
این مطلب بالا را فقط از روی عاطفه نوشتم.چرا که امثال شما روزانه بسیاری از شدت پول ساختن، مطرح شدن، بالا رفتن از دوش دیگران در سلسله مراتب سیستم به درک واصل شده اند.
اما جدن موردی هستید که بسیار غمگینم میکند.
بخصوص که اصولن در روزمره افرادی مانند شما را کم دیدم.
هر چه بیشتر مینویسید گند خودتان در می آید و زندگی در روابط ستمگرانه تان.
پس بیشین بنویس!
آورین

ناشناس گفت...

خانم رزا روشن

مهملات شما ادامه دارد و برای من بهترین فرصت را ایجاد می کند که در جامعه افشایتان کنم و بی ریشگی تفکرتان و متد شخصی که استفاده می کنید افشا کنم:


اولا: این شما بودید که در سایتتان شروع کرد به نوشتن زندگی شخصی من! نه من! سندش در همین دیوار هست! بحث من چیز دیگریست! می گویم شما چرا سرتاپا مخفی تشریف دارید؟ نه اسمتان واقعی است و نه صورت را نشان می دهید؟ کاری به خانواده ات ندارم! ادمی که جنایتکار نیست توی دنیای غرب دیگه مخفی کردن صورتش پرا؟ القاعده ها هستند که صورت می پوشانند و اسم مخفی می کنند.بحث من اینست ربطی به زندگی خانوادگی ندارد


دوما: در مقالاتی جدا این بحث را کردم که ادمهائی که اجتماعهی می شوند و حرف اجتماعی و سیاسی دارند اصلا نباید مخفی باشند.اصلا جامعه حق دارد انها را بشناسد.من در بخش زندگی شخصیم در سایتم عناصر زندگیم را گذاشتم جلوی جامعه اما تو حتی وقتی ازت پرسیده شده گریختی از حرف زدن از خودت چرا؟ قرار است چه جنایتی مرتکب بشوی که مخفی هستی؟!



سوما: اینکه کودک تو چه می خواهد اجازه بده خودش بگوید از سوی او حرف نزن.کسی هم از کودکت نپرسید! من دارم از خودت می پرسم و مخفی شدن تو ! لطف کن در همین سایتی که داری عکس خودت و زندگی خودت را بگذار تا جامعه بداند پشت اینهمه فحاشی و لیچارگوئی و لمپنیزم کی ایستاده حق مردم است بدانند! این فرهنگ مدرن است


چهارم: من دو پسر دارم یکی 30 ساله یکی 24 ساله و در تمام دوران کودکیشان حمایت من را داشته اند.تو داری تو تاریکی تیر می اندازی به امید خوردن به هدفی مهمل! الانهم من حامی فرزندانم هستم حتی وقتی نوده دار شدم .لذا بیخودی داری تقلا می کنی! مهمل می گی مثل بقیه حرفهات!


پنجم: انچه شما و همفکرن اندکت را ناراحت می کند تلاش مداوم من برای افشای مهملهای شماست که بجای تئوری توی جامعه گذاشتید.خصوصا در میان چپها و کمونیستها شماها شناخته شده نبودید حالا مهملات شما را با سند و منبع می شناسند.توی جامعه لازم است این مدل تفکرها و مذاهب علنی شوند.مطمئن باش به نفع تو نیست که حرفهات واقعا برملا بشه.حرفهائی که توی سایت خودت بی پرده تر و همراه فحاشی است و در سایتهای دیگران سعی می کنی ابروداری کنی! این دوچهره گی تو را من افشا کردم و می کنم.پایه های اخلاقی یک انسان قابل اعتماد در تو نیست!


ششم: افشاگریهای من در مورد تو دو محور دارد و خواهد داشت: اولا نزول اخلاقی شدید تو و نشان دادن لمپنیزم و دروغ گوئیهایت به جامعه و دوما نقد خود افکار سیاسی تو که شمال ملغمه انارشیزم و فمینیزم دست راستی است. این را به تو قول می دهم که با صبر یک ارشیو کامل از پروفایل شخصیتی و سیاسی تو بسازم تا چامعه تو را بشناسد.


هفتم: از تو هم می خواهم ارشیو نقدهای من به خودت و تفکرت را در همین سایتت بزنی تا مشخص شود که ادم ازادی خواهی هستی و اجازه بدهی چامعه قضاوت نهائی را بکند!

سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

همه قدرت به دست زنان!"- جداسازی جنسیتی نسخه آنارکوفمینیزم به روایت خانم رزا روشن! سعید صالحی نیا)

http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/617-همه-قدرت-به-دست-زنان-جداسازی-جنسیتی-نسخه-آنارکوفمینیزم-به-روایت-خانم-رزا-روشن

Rosa گفت...

هفتم: از تو هم می خواهم ارشیو نقدهای من به خودت و تفکرت را در همین سایتت بزنی تا مشخص شود که ادم ازادی خواهی هستی و اجازه بدهی چامعه قضاوت نهائی را بکند!

رزا:هه هه
سوسیال دمکراسی دست بدامن آنارشیستها.
این مزخرفات را همان بهتر در آشغالدونی خودتون بگذارید.
اول اینکه من آدم نیستم!
دوم اینکه حتی تحریفاتتون هم تکراری است. گُه تان را مدام در حال قرقره کردنید. سیفون را هم لابد باید همسران برایتان بکشند:)

ناشناس گفت...


مناظره شماره 14 : موضوع: آنارشيزم چيست؟ برنامه
با شرکت: رامين ژوبين و سعيد صالحي نيا
با مديريت سيمين مجد

https://www.youtube.com/watch?v=v8ClsKLCjw0&feature=youtu.be

ناشناس گفت...

رزا خانم روشن یا هر اسم واقعی که داری!
راستی رامین ژوبین گفت مدتها تو را می شناسه و ادم متعادلی نیستی از دید ایشان! می گه شما زیاد لیچار می گی درسته یا نه؟!
ما که اینجا همین را دیدیم در مورد تو درسته؟!
سعید صالحی نیا

Rosa گفت...

مثل اینکه عادت شما شده به اسم همسرانتان مقاله مینویسید، کامنت میگذارید و اطلاعیه میدهید.
حال از طرف رامین ژوبین هم اینجا پیام متعادل نبودن مینویسید!
رامین ژوبین و بقیه چرا خودشان اینها را نمینویسند؟
شما هم دکتر روانی هم وکیل دیگران.
اصلن شما نماینده ی کل ایران
احتمالن قرار هم هست بزودی با ملکه تاجگذاری هم بکنید در کانال یوتیوب
ای ول

ناشناس گفت...

خانم رزا روشن

اولا: دروغ بخشی از تاکتیکهای تبلیغاتی شماست.نمونه های متعددی از دروغ بستن به مخالف در ادبیات شما در همین سایت شما مشاهده می شود.دنبال تئوری گوبلزی هستید که تکرار دروع شاید در جامعه باور ایجاد می کند! از همان متد استفاده می کنی و طبعا بیشتر هم تو هچل می افتی!


دوما: تو که اصلا به خانواده معتقد نیستی و زندگی گله ای را پیشه کردی دیگه چکار به "همسران" داشتن من داری؟ عشق ازاد و این مهملات را معتقد بودن دیگر چه منطقی برای تو می گذارد که مثل ابجی فاطمه های رژیم دنبال زندگی خانوادگی مخالف خودت موس موس بکشی؟! این هم نمونه صدها تناقض شماها مهمل بافان انارکوفمینیست!


سوما: سیمین در نوشتن اون مقاله معین نقش مهمی داشت و در عین حال ظاهرا تصمیم گرفته که حوابتو هم نده چون شایسته مکالکه و دیالوگ تو را نمی داند! خوب تصمیم اوست و من بهش احترام می گذارم.اما من کارم را در افشای تو ادامه می دهم و فکر می کنم مهملبافانی مثل تو باید افشا و منزوی بشوند.


چهارما: رامین ژوبین از میان ادمهائی است که عدم تعادل برخوردهای تو را نه فقط با من مطرح کرد بلکه با سیمین هم مطرح کرد.او در عین حال گفت که نظرات تو مغشوش است و نمایندگی از انارشیزم هم نمی کنی بلکه یک فمینیست "تند رو" هستی ! خوب اینها را من اگه از ایشان نشنیده بودم از کجا می دانستم؟ از کجا می دانستم تو را سالهاست می شناسد؟ نه برای تو بلکه برای خواننده باید روشن باشد که تو چقدر ادم نامتعادلی هستی و چه زبان مهمل بافی داری! در سایتت هم این فرهنگ لجن منعکس است!


پنجم: من اصلا نماینده ایران نیستم.یک فعال کمونیست کارگری هستم.36 سال سایقه مبارزه سیاسی و فرهنگی دارم برای ازادی و برابری انسانها مبارزه می کنم و وظیفه خودم می دانم امقال تو را که سیاه چاله های تفکر و فرهنگ سیاسی هستند افشا و نقد کنم.اینرا حق خودم می دانم و به راهم ادامه خواهم داد.تو هم سعی کن متمدن بشوی و مثل ادم بدون فحاشی همانطور که در ازادی بیان نوشتی نه انطور که در سایت لجن خودت می نویسی که علامت دو شخصیتی بودن سیاسی فرهنگی توست، پاسخ بدهی!


ششم: مشخص شد که در خارج کشور نشستن و در محیط امن هم زندگی کردن باز ادمی مثل تو شهامت داشتن اسم واقعی و تصویر واقعی ندارد.در مناظره ها هم خودت را مخفی می کنی مثل فعالین القاعده اما چرا؟ از چه می ترسی؟ یک فعال مخفی و صورت پوشیده و بی نام قرار است چه مردمی را قانع کند چه مردمی را به حرکت در اورد؟ راستی فکر می کنی با این مخفی بازیها داری از کی فرار می کنی؟ از سیستمها یا از مردم؟ سیستمها که همه چیز تو را می دانند! بطور واقعی گریز تو از مردم است!

هفتم: از انجا که هرگز ندیدم تو پاسخی منطقی و مستقیم به نقدها به تفکرات مهمل خودت بدهی و تمام زورت را می زنی که جهت بحثها بشود برخورد شخصی از دید من ماجرا اینست که تو اصلا پاسخی به نقدها به تفکرات خودت نداری.راهی که برگزیدی همینست که لیجار بگوئی فضا اشغال کنی و مهمل بگوئی! این راه تو ! اما من به نقد صبورانه به افکارت ادامه می دهم و ارشیو کاملی از نقدها به زوایای مهملهای تو می سازم.جامعه کرمهای زیر سنگ را باید بشناسد.گرایشات انارشیستی و فمینیستی جز ضرر برای مبارزه انقلابی ندارند.هر جا رشد کنند مبارزه را منحرف می کنند.در این سایت تو نه اثری از افشاگری زوایای حکومت اسلامی هست و نه نقدی جدی به نظام نابرابر جهان.سراسر مهمل گوئیست و تصویریست از ادمی مخبط! اینست انارکوفمینیزم و هدیه اش به مردم و زنان!


سعید صالحی نیا

Rosa گفت...

مثل اینکه عادت شما شده به اسم همسرانتان مقاله مینویسید، کامنت میگذارید و اطلاعیه میدهید.
حال از طرف رامین ژوبین هم اینجا پیام متعادل نبودن مینویسید!
رامین ژوبین و بقیه چرا خودشان اینها را نمینویسند؟
شما هم دکتر روانی هم وکیل دیگران.
اصلن شما نماینده ی کل ایران
احتمالن قرار هم هست بزودی با ملکه تاجگذاری هم بکنید در کانال یوتیوب

در مورد حرفهایی که در مورد من مثلن از رامین ژوبین شنیده اید و همچنین به عنوان شاهد هم دنبتان را ارائه میدهید!
رامین ژوبین در کانادا نشسته و من در اروپا!
دیداری هم نداشتیم. توی چت هم برای مصاحبه من دوربین نداشته و ایشان حتی چهره من را ندیده که مثلن در موقع حرف زدن موهایم را بکنم! یا مثل شما نامتعادل هوار بکشم در پشت دوربین و...
در ضمن رامین ژوبین برای رادیو جوانان و رادیو آنارشی چند فایل صوتی از من ضبط کرده و در فیسبوک و کانالهایش گذاشت. این فایلها بازدید زیادی داشتند.
در پی آن آقای امیر (او هم در کانادا) از رادیو پیام ایمیل دادند که میز گردی با آقای بیانی و خانم ماجدی برگزار کنند. ویدئویی هم خود خانم ماجدی تهیه و در سرور یوتیوب قرار دادند.
من حرف "نامتعادل بودن" یا آنارشی نبودن را اکنون از شما به شهادت دنبتان میشنوم!

رفتار شما است که اتفاقن نامتعادل است و در پشت دوربین بینندگان میتوانند از هوار کشیدنتان و پرخاشگری و عصبیت (نگران کننده) در چهره ی شما و طُن و طنین حرف زدنتان متوجه شوند.
همین روزها هم پشت دوربین سکته میکنید، از من گفتن!

در مورد علنی یا مخفی بودن!
اول اینکه من مبارز علیه سیستم میباشم. شما دمخور سیستم.
اینکه سیستم همه چی من را میداند، سیستم آنقدرها هم نمیداند. من هم مانند شما داخل سیستم نیستم، اطلاعاتی را که ندارد را هم دو دستی در فیسبوکها تقدیمشان نمی کنم.
قرار هم نیست مردم هم همه چی من را بدانند، چون قرار نیست که من کسی را نمایندگی کنم.
من یک بلاگر هستم و یک آرشیو مطالب خوب را میچرخانم.
قرار هم نیست، مانند شما چهره بشوم.

در مورد اینکه نوشتید: .در این سایت تو نه اثری از افشاگری زوایای حکومت اسلامی هست و نه نقدی جدی به نظام نابرابر جهان.

رزا: در مورد بالا فقط بگم: کسی که بما نریده بود صالحی نیای دریده بود.
اینکه زمانی که من کودک بودم شما از افراد حزب توده و در بسیج و حزب الله به شغل شریف مشغول بودید را من نمیگویم بلکه افراد حزب خودتان کمونیست کارگری افشا کرد و بعدش هم با تیپا بیرونتان انداختند.
حال دست پیش گرفته و پس نیفتید...
مطمئن باشید چهره ی من را رفقایی که باید ببینند، دیده اند.
مطمئن باشید غیر از نظراتی که اعلام کردم هیچی از من در نخواهید آورد.
من اتهاماتی را در مورد بسیج، توده ای و پاسدار و... را تا ثابت نشذه اند باور ندارم. این مقالات را در ابتدای اخراج شما در وبسایت آزادی بیان خواندم.
باری
من در دیکتاتوری زاده و زندگی کردم. اروپا هم زندان بوده و علیه سیستم کماکان مبارزه میکنم.
شما هم بروید گاوهایتان را برای سلاخی کردن بچرانید.
چرندیاتتان را و تحریفاتتان را تحویل دهید.
اعتماد کسی را کسب نخواهید کرد!
رزا

Rosa گفت...

چند سئوال از سعید صالحی نیا
جمال ارژنگ

http://www.wupiran.org/ston_azad/chand%20soal%20az%20salhi%20nia-jamal%20argang.html

سعید صالحی نیا همانطور که خود نیز می گوید در حزب توده فعالیت سیاسی کرده است و از قرار آنقدر نیز مورد اطمینان این حزب بوده است که به ایشان ماموریت داده می شود که به درون سپاه پاسداران اسلامی نفوذ کند و سیاستهای حزبش را در مخوفترین و عقیدتی ترین ارگان سیاسی - نظامی رژیم وحشی و آدمکش اسلامی تبلیغ ترویج کند. سعید صالحی نیا افتخار می کند در حزب توده بوده است و حزب توده را هم پرچمدار مارکسیسم و لنینیسم می داند.
..........
جناب صالحی نیا من از شما می پرسم شما و حزب متبوعتان در جوانی٬ حزب توده٬ که از قرار به عضویت در آن هنوز افتخار می کنید و زمانی که در سپاه پیشبرد اهدافشان کار میکردید٬ چند نفر انقلابی و کمونیست و کارگر را شنیدید که توسط این نیروها کشته شدند؟ چه تعداد کمونیست و یا مجاهد را شنیدید که توسط سازمان حزب توده به رژیم معرفی شده اند؟ زمانیکه ترکمن صحرا و کردستان را به خاک و خون کشیدند و حزبتان در کنار رژیم ضد امپریالیستتان و "براداران سپاهی" قرار داشتید٬ چه احساسی داشتید؟ وقتی حزب شما با "براداران اکثریتی" شعار پاسداران باید به سلاح سنگین مسلح شوند را در نشریاتتان با تیتر بزرگ می نوشتید٬ شما چه احساسی داشتید؟
وقتی افرادی نفوذی حزب توده در تشکیلاتهای نیروهایی رادیکال و انقلابی همچون سازمان پیکار و دیگر سازمانهایی که با رژیم جمهوری اسلامی مبارزه می کردند به "براداران پاسدار اطلاع" می دادند و آنها را اعدام می کردند٬ شما چه احساسی داشتید؟ وقتی کارگران گرسنه برای دستمزدهایشان اعتصاب می کردند و شماها افتخار کنندگان به حزب توده آنها را ستون پنجم خطاب می کردید و توسط براداران پاسدارتان در آن زمان سرکوب می شدند٬ چه احساسی داشتید؟ وقتی حزب شما از جنگ ارتجاعی ایران و عراق دفاع میکرد و حزب آن زمان شما به همراه رژیم مردم را برای کشته شدن در میدانهای مین به شرکت در جنگ دعوت میکرد٬ چه احساسی داشتید؟ در این جنگ ارتجاعی بیش از یک ملیون انسان بیگناه از هر دو طرف کشته شدند و هر صدای آزادیخواهی و برابری طلبی را به بهانه اینکه "میهن در خطر است" در گلو خفه کردند و کشتند٬ شما در آن زمان در حزب توده چه احساسی داشتید؟
جناب صالحی نیا سابقه سیاسی شما نشان میدهد که در سفسطه بازی استادید.....

Rosa گفت...

جایگاه واقعی سیاستهای سعید صالحی نیا
محمود احمدی

http://www.wupiran.org/nashryeh_HTML/NO_182/jaygah%20vaqee%20salhi%20nia%20dar%20naqad%20lenin-%20mahmood%20ahmadi.html

بسیاری میدانند که سعید صالحی نیا از فعالین شناخته شده حزب توده ایران بوده است. ایشان خودشان بارها به این مساله رسما و علنا اذعان کرده است. تا اینجای مساله هیچ ایرادی وجود ندارد. افراد میتوانند عضو احزاب راست و ضد انقلابی باشند و بعد به نقد آنها بپردازند. اما تجربه صالحی نیا متفاوت است. مطلبی که ایشان به آن کمتر پرداخته است پروژه ای است که در حزب توده دنبال کرده است. باز هم بنا به گفته خودشان٬ ایشان از جانب حزب توده ماموریت داشته است که در سپاه نفوذ کند و سیاستهای حزب توده را در سپاه پیگری کند. ایشان بنا به ادعای خودشان مسئولیت آموزش یک واحد سپاه را عهده دار بوده است. اظهار این مطالب یک اتهام و یا افترا به ایشان نیست. خودشان بارها در جمع های سیاسی غیر حزبی نزدیک به خود مطرح کرده است که نقش نفوذی حزب توده در سپاه را عهده دار بوده است. بعلاوه حتی اعلام کرده است که بخشی از مسائل آموزشی ایشان چگونگی مقابله با "ضد انقلاب" از زاویه پیشبرد اهداف مشترک سپاه و حزب توده بوده است.

سعید صالحی نیا در این زمینه باید به سئوالات متعددی پاسخ دهد. مثلا در آموزش سپاه چه نقشی را عهده دار بوده است؟ چگونه با "ضد انقلاب" مقابله میکرده است؟ چه پروژه هایی را در قبال سازمانهای چپ و رایکال و انقلابی و کلا اپوزیسیون رژیم اسلامی به پیش میبرده است؟ نقش شخصی ایشان در این زمینه چه بوده است؟ آیا این پروژه منجر به اسارت و تعرض به فعالین انقلابی و کمونیست و آزادیخواه هم شده است؟ تاریخ حزب توده پر از صفحات ننگینی در این زمینه است. تاریخ شخص صالحی نیا چطور؟ ما جرم جمعی سیاسی نداریم. مسلما نمیتوان همکاریهای آشکار حزب توده با مسئولان امنیتی رژیم و لو دادن فعالین کمونیست و چپ و انقلابی را به پای تک تک افراد این سازمان ارتجاعی نوشت. اما این سئوال در مقابل سعید صالحی نیا قرار دارد ...

Rosa گفت...

محمود احمدی: آنچه واضح است و خود ایشان (صالحی نیا) به آن اذعان کرده است این است که سعید صالحی نیا در سپاه از جانب حزب توده مامور بود. سیاستهای این حزب را در سپاه در پوشش یک فرد مسلمان و "مومن" و "حزب اللهی" به پیش میبرده است. ایشان در مدتی که در سپاه مشغول بوده است رسما دروغ میگفته است و رسما تلاش میکرده است که سیاستهای حزب توده را با زبان حزب الله و ارتجاع اسلامی به پیش ببرد. گویا تاریخ باز هم تکرار شده است. ایشان که چند سالی است به عضویت حزب در هم ریخته کمونیست کارگری در آمده است٬ پرچم نقد لنین و حکومت کارگری را در این حزب به اهتزاز در آورده است و این کار را هم هر روز با قسم خوردن به کمونیسم کارگری انجام میدهد. آیا تردیدی هست که ایشان عین همین کار را هم در سپاه پاسداران دنبال کرده است؟ سیاستهای حزب توده را با ظاهر حزب الله و قسم خوردن به "امام خمینی" به پیش برده است. این بار هم کوشیده است که سیاستهای ارتجاع ضد کمونیستی و ضد لنینی را با قسم خوردن به "کمونیسم کارگری" به پیش ببرد. این نقش و جایگاه سعید صالحی نیا را باید افشاء و طرد کرد .

Rosa گفت...

رزا: به نظرم
شما انسان بسیار مخدوشی میباشید.
روزی نه چندان دور پرونده ی شما هم بمانند امیر فتانت رو میشود.
تا آنزمان میتوانید به شانتاژهای خود ادامه دهید.
مردم ایران نیز بسیار باهوشتر از پروژه های شما میباشند.
بفرمایید افشا کنید، تحریف کنید...
جنبش، شماها را مانند سنگی پوک زیر چرخهایش آرد میکند...

ناشناس گفت...

خانم رزا روشن

اینهمه زور زدی تکه پاره های تمامی مهمل گوها بر علیه من را اینچا چسباندی که چه بشود؟ که ثابت کنی انارکوفمینیزم تو منطقی است؟! اینهمه تلاش برای اثبات سیاست توست؟ برای اثبات شخصیت توست؟ برای چیست؟!


چرا محمود اجمدی و چند نفر دیگر به اتهام زنی امنیتی بر علیه من پرداختند؟ چون لنینیزم را شروع کردم به نقد کردن.چون سری مقالاتم بر علیه یک ایدئولوژی منحط که جنایات لنین را نشانه می گرفت شروع شد! این عده بدون داشتن کوچکترین مدرک شروع کردند ترور شخصیت کردن و الان دو سالی می شود رفته اند برای ادعاهاشان دلیل بیاورند! اتفاقا اذر ماجدی هم بخشی از این حلقه بود که دو سالی هست رفته مدرک بیاره!


سوما: در میان کمونیستهای ایرانی هنوز لنین یک امام زاده است و هر کس انرا زیر سوال ببرد خودبخود عامل امپذریالیزم است و نوکر رژیم و مشکوک! این از فرهنگ اکثریت کمونیستهای ایران.حالا تو ایستاده ای کنار این مهمل گوها و تکرار همان ادعاها را می کنی چرا؟! چون مثل اینها زورت به منطق من نمی رسد!



چهارم: مشخص شد که تو هویت خودت را از جامعه می پوشانی در جالیکه به دروغ به سیمین مجد گفتی که "دوستم دوربینم را برداشته"! خوب چرا دروغ گفتی؟ چرا مستقیم نگفتی که انسان بسیار بزرگی هستی که فکر می کنی با پوشاندن هویت خودت می توانی از زیر اطلاعات سیستمهای مجود اروپا و غرب فرار کنی که اونموقع من بهت بیشتر می خندیدم!


پنجم: وقتی تمامی "پاسخهایت" را در این دیوار کنار هم بگذاریم چند ویژگی مشخصه فرهنگ تو روشن می شود:

لمپنیزم و مهمل بافی و لودگی

اتهام امنیتی پرتاب کردن و مدعی شدن که "یک روزی " مثلا حقیقت در مورد مخالف تو روشن می شود!

نداشتن منطق برای اثبات تفکر انارکوفمینیستی و خاک هوا کردن و برخوردهای شخصی کردن


اینها سه مشخصه برخوردهای تو تا همینجا!

خواننده قضاوت می کند البته!

سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

آرشیو نقد لنینیزم از سعید صالحی نیا


http://monazere-siasi.com/در-نقد-لنينيزم

Rosa گفت...

من جوابتان را با مقاله آنارشیسم و مغز انسان دادم. بیشتر هم نوشتن، ارزش شما نیست.
چون بقیه مقالاتتان تحریف حرفهای من است و خوانندگان با مراجعه به منبع نظرات من و باقی آنارشیستها میتوانند این را دریابند.

در مورد اینکه نوشتید: .در این سایت تو نه اثری از افشاگری زوایای حکومت اسلامی هست و نه نقدی جدی به نظام نابرابر جهان.
رزا: من به شما یادآور شدم که شما خود یک توده ای پشت سر امام راحل! و همکار سپاه و بسیجی، که معلوم هم نیست از روی چند جنازه گذشته هستید.

شما جاسوس موبانه از هر کس اطلاعات من را جمع کردید! چرا؟
از دهان رامین ژوبین به من اینجا فحاشی میکنید و توضیح نامتعادل بودن و بیماری روانی مینویسید!
برای من چرندیات شما علیه استالین و لنین ارزش ندارد.
شما خود استالین وار و هیتلر مواب حکم روانی بودن برای مخالفین نظری تان داده و هر کس را متهم میکنید.
من و تمام آنارشیستهای فیمنیسم "خصوصی را سیاسی میدانیم"
همسرتان را حتی اجازه ی یک چت کوتاه هم نمیدهید. به محض ورود، دوربین را طرف خود چرخانده استالین وار هوار میکشید.
رفتار شما جاسوسی و سرکوبگرایانه است.
من بعید نمیدانم افشاگری رفقای حزبی شما درست باشد.
البته زمان خود نشان خواهد داد، نقش شما را در جنبش رهایی بخش مردم.
من علاقه ای به، نه مطالبتان در مورد لنین دارم نه استالین و نه مناظره های نمایشی تان.
گورتان را گم کنید.
متد شما هوچیگری، تحریف و جاسوسی از دیگران است.
اینکه پروژه تان در دهه ی 60 سرکوب انقلابیون بوده یا نه را زمان نشان خواهد داد.
من با شما حرفی ندارم، نه اینکه سابقن توده ای بوده اید، بلکه چون هم اکنون از خدمتگذاران (باجیره مواجب، یا بی جیره مواجب) سیستم هستید.
فکر میکنید مردم شما را نمیبینند، آنچه که هستید.
فکر میکنید با تحریف نوشته های من بساط آنارشی یا فیمینیسم را جمع میکنید.
چیزی که نمیفهمید اینکه، انسانها شورشگر هستند، نه بدلیل خواندن مقالات، کتاب و شنیدن بحثهای ما.
بلکه بدلیل اتوریته، ستم و نبود حداقل آزادی.




Rosa گفت...

چهارم: مشخص شد که تو هویت خودت را از جامعه می پوشانی در جالیکه به دروغ به سیمین مجد گفتی که "دوستم دوربینم را برداشته"! خوب چرا دروغ گفتی؟

رزا: سیمین مجد عزیز
من دوربینم را ایام عید به دوستی که میخواست با خانواده اش در کردستان چت کند قرض دادم. تا الان نیز پیش او مانده. هر وقت خواستید چت کنید با ایمیل خبرم کنید و من دوربین را قبلش میگیرم.
ما اینجا بسیار در خرید کالا صرفه جو هستیم.
حتی ماشین هایمان را چند خانواده بطور کلکتیو استفاده میکنند، آن هم فقط در صورت نیاز.
البته دیروز دیدم که شما اسم من را از لیست اسکایپتان حذف کردید.
باری
هر زمان خواستید من چهره ام را هم بشما نشان خواهم داد.
من با شما مشکلی ندارم.
امید شما را بمانند (گوتشالک) در پشت مونیتورها ببینم
در ایرانی آزاد برنامه های تلویزیونی را مدیریت کرده و تمام آرزوهایی که دارید بر آورده شود.
با دوستی

ناشناس گفت...

آنارشیزم و سوسیالیزم تخیلی (سعید صالحی نیا)

http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/620-آنارشیزم-و-سوسیالیزم-تخیلی

ناشناس گفت...

خانم رزا روشن:

تنفر از مخالف در تو عامل اینست که اتهام امنیتی بزنی . همانطور که این لنینیستهای مستاصل بخاطر نداشتن پاسخ اینکار را کردند.همانطور که فرقه مجاهد مخالفانش را مزدور می نامد.این فرهنگی است که تمامی ادمهائی که در ذهنیت فرقه ای حبس شده اند دارند.اعم از اینکه چه نوعش!


دوما:من همانطور که در خاطراتم نوشتم در سن 17 سالگی هوادار و بعد عضو سازمان جوانان و عضو حزب توده شدم در سال 58 و سال 59 بخاطر انتقادهایم به سیاستهای این حزب اخراج شدم . افتخار من اینست که در همان سنین توانستم بسیاری نکات این حزب و جنبش کمونیستی را تشخیص دهم.از انزمان هم مبارزاتم برای ازادی منجر به سختی های بسیار زندگی مخفی اخراج چندین ساله از دانشگاه و دستگیریهای متعدد شد و سرانجام هم بخاطر تهدیدها به دستگیری از مرزهای شرق ایران گریختم و در سال 75 به خارج کشور امدم.این واقعیتی است که تو ندانسته و نخواسته داری انکار می کنی و زشتی تفکر و متدهایت را بیشتر ثابت می کنی


سوما: مدعی شدی که با اون مقاله مخدوشت که نشان از بی دانشی تو از دانش مغز هم بود توانستی به سری مقالات من در نقد تفکر خودت و همفکرانت پاسخ دهی! مثل مسلمانها که فکر می کنند قران پاسخ همه مسائل همه اعصار است! اتفاقا اینجوری بیشتر درک فرقه ای خودت را نشان دادی!


چهارما: کمونهای شماها بسیار شبیه کمونهای هیپی ها و کمونهای فرقه های دیگر هست.همان روانشناسی را هم دارید!این کمونها فقط بدرد نگه داشتن اعضای شستشوی مغزی شده درون حلقه کمون می خورد هیچ ارزش اجتماعی و سیاسی ندارد.


پنجم: من هیچ تلاشی برای شناختن تو نکردم! در یک بحث ساده همفکر تو که انارشیست است خودش به من گفت که "فکر نکن این خانم رزا روشن" نماینده انارشیزم است.ایشان هم افکارش و هم متدهایش نمایتدگی از انارشیزم ندارد". بواقع خود تو با این متدهایت نشان داده ای که از تمدن معمولی بدور هستی و منطقی هم نداری ارائه دهی


ششم: سیمین ، همسر من متاسفانه تو را لایق دیالوگ و پاسخگوئی نمی داند حتی حاضر نیست به رغم خواست من صفحه و سایت تو را بخواند.این به من ربطی ندارد! همانطور که می بینی من بطور دائم مثاله در نقد افکار مخدوشت نوشتم و توی همینجا هم باهات مناظره دارم.اما این سلیقه سیمین نیست و من مثل همیشه بهش احترام می گذارم.


هفتم: سیمین کار مهمی کرد: کمک به من برای ساختن سایتم و مدیریت پروژه مناظره که کار مهمی در رشد فرهنگ سیاسی و چپ هست و بسیاری از بادها را می خواباند.همین پروژه ای که تو ازش فرار می کنی! مثل چن از بسم الله!


سعید صالحی نیا

Rosa گفت...

اوووه
یک آشغال توده ای...

ناشناس گفت...


خانم رزا روشن یا هر کس دیگری که هستی!


حزب توده در فاصله سالهی1320 ا 1332 بنیانگذار جنبش سندیکائی و شوراهای کارگری ، بنیانگذار اولین سازمان وسیع زنان ، بنیانگذار سازمانهای متعدد داشنشجوئی و موتور محرک ترقی اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران بود.تقریبا هیچ ادم مترقی نبود که دوره ای در این حزب فعالیت نکرده باشد.اینها واقعبات تاریخی است.هزاران فعال این حزب چه دوران قبل از کودتای 28 مرداد و چه دوران بعد ان مورد سرگوب زندان اعدام قرار گرفتند اینهم بخشی از تاریخ ایران است.


حالا برسیم به تو و چند تا افندی و اشکول اطرافت! کجای تاریخ ایران ایستادید؟ کجا تاثیر گذار بودید؟ اینرا به جامعه پاسخ بده!


همانطور که گفتم من در سن 19 سالگی بخاطر نقدهایم به سیاستهای حزب توده در دفاع از حکومت خمینی توسط این حزب اخراج شدم و نقدهای من به سیاستهای این حزب همینطور به ریشه فکری این حزب منتشر شده. حال بگو تو و همفکرهای اشکولت در نقد این حزب (نه فحاشی و لیچارگوئی) چه کردید؟ این را به جامعه گزارش بده!


لیچارگوئی و لمپنیزم هرگز در سمت درست تاریخ قرار نگرفته و نخواهد گرفت.با هزار من سریش هم نمی تونی مهملات خودت و شخصیت اشگول خودت را به تاریخی از مبارزات ایران متصل کنی! ادمی بی ریشه بودی و خواهی ماند!

سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

آنارشیزم و سوسیالیزم تخیلی
سعید صالحی نیا
April 08, 2014

سعید صالحی نیا :آنارشیزم و سوسیالیزم تخیلی
سعید صالحی نیا :بخش چهارم از سری نقد به آنارکوفمینیزم
سعید صالحی نیا : "سقط جنین گرائی" خانم رزا روشن آنارکوفمینیزم چه ریشه ای دارد؟ / سیمین مجد و سعید صالحی نیا
سعید صالحی نیا : نکاتی در موضوع آنارشیزم و نقد به آن
سعید صالحی نیا : آشنائی با آنارکوفمینیزم، خانم رزا روشن و ریشه "اعتراض عریان"
سعید صالحی نیا : دردسر های رزا روشن در “دفاع علمی” از آنارکوفمنیزم!


http://www.azadi-b.com/G/2014/04/post_327.html

Rosa گفت...

ببین آشغال
حیف آشغال جدن!
بسیاری از رفقای من زمانی که در صفوف خیانتکاران بودی و برای خمینی عربده میکشیدی در صف مخالف بودند.
یعنی مثلن الان عوض شدی؟
نه
فقط لباس سوسیال دمکراتهای آشغالتر را پوشیدی.
"نقد" ت هم به انقلاب اسپانیا، سراسر دفاع از استالین است.
خوبه کن لوچ با فیلم زمین و آزادی جواب همه ی شما استالینیستها را داد.
بشین بیشتر بنویس
اینقدر که بپُکی...

ناشناس گفت...

خانم رزا روشن یا هر کس دیگر که هستی:

اولا: اشغال خودتی و تفکر مهمل تو که با افشاگریهای لازمه بیشتر از همیشه منزوی خواهد شد! تفکر و ایدئولوژی به غایت مهمل و هخائی!


دوما: من هرگز برای خمینی "عربده نکشیدم" بلکه سالها و سالها بر علیه خمینی و رژیم اسلامی مبارزه کردم و بیشتر از همه همفکرانت روی هم تاوان دادم.تو در تاریکی تیر می زنی و اطلاعی از من نداری! بی پرنسیبی تو اینست که مخالفت را نشناخته متهم می کنی و این بی پرنسیبی فقط برای تو بی آبروئی بیشتر ببار می آورد.اگر بلد نیستی از فکرت دفاع کنی سعی می کنی مخالفت را بخ لجن بکشی اینست ماهیت تو!


سوما: از جمله دروغهای تکراری تو اینست که من "سوسیال دموکرات" هستم! سوسیال دموکراسی ایدئولوژی حفظ نظام سرمایه داریست.ایدئولوژی رفرم در جامعه سرمایه داری تئوری ساختن دولت رفاع و حمایتی برای جامعه است.من یک کمونیست کارگری هستم.خوهان انقلاب خوهان سرنگونی تمامی اشکال استثمار خوهان نظام مشارکت مستقیم مردم خوهان پایان دادن به نابرابری در همه اشکالش و نقاد جدی و سر سخت لنینیزم و تمامی اشکال دولتهای دیکتاتوری.اگه توانش را داری من را نقد کن نه مهملات ذهنی خودت را!


چهارم: مقالات من در مورد نقد انارشیزم ادامه دارد و لایه به لایه عمیقتر می شود.بخش تازه شروع شده مقالاتم در مورد انارشسزم در اسپانیاست.صبور باش بیشترش را خواهی دید.


پنجم: استالینیزم و لنینیزم بعنوان اشکال جدائی ناپذیر مورد نقد من بوده و بیمورد سعی می کنی من را به ان بچسبانی! اگر واقعا حرفی و پاسخی به بحثهای من داری بطور با ادب با روی دیگر چهره ات بنویس و برای ازادی بیان بفرست! تا همینجا تو فرار کردی هم در مناظره تصویری فرار کردی و هم در پاسخ دهی کتبی ! در تارکی نشسته ای و به فحاشی در سایتت دلخوش کردی!


جالبست این بی پاسخی تو جالبست فحاشیهایت و عصبیت و تنفری که در مغزت باعث لودگیهای توست! به جهت روانشناسی دارم بیشتر مطالعه ات می کنم پروفایل کاملا مشابهی با فعالین فرقه مجاهد داری! همان فاطمه انقلابیهای معروف و توخالی و پوچ را داری تکرار می کنی در خودت.


سعید صالحی نیا

ريال گفت...

نوشتید: از فرهنگت معلوم است به قشر پائین جامعه تعلق داری....

رزا: نه من طبقه ی مادون پایین هستم.
طبقه ای که شعارش هست: Eat the rich

۱۰ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.، ساعت ۱۰:۲۳

تو یک توده ای سابق و یک سوسیالدمکرات کنونی و آشغال هستی که با ویدئوهای مزخرفت در یوتیوب سعی در معروف شدن داری. این تومارهای تحریف، دروغ و جعل تاریخ هم که بیرون میدهی به اسم "مقاله" مثل همان تک نویسی برای بازجو است.
جالب است که اتفاقن چرت و پرتهایت درست برعکس شدند و آمار این صفحه بالا رفته...
بی خود هم ادای دکتر روانشناس را در نیاور.
تو از آنهایی هستی که برای یک تکه گوشت و نواله ای ، در ایران دکتر قصاص میشدی، دست و پا بریده، چشم در می آوردی.
الان هم در خدمت سیستم هستی.
حتی یک مجاهد بو گندو هم ارزشش بیشتر از تو و همفکران توده ای و خائنت هستند.
شمانوکران استالین دهان کثیفتان را باز که میکنید، محیط آلوده میشود.
باشد بزودی نسلتان منقرض شود.
معلوم نیست کمونیست کارگری تو را از کدام آشغالدونی بیرون کشید و گندیده هم اخراجت کرد...

Rosa گفت...

comment bala az man ast

ناشناس گفت...

خانم رزا روشن یا هر کس دیگری که هستی


خوشحالم می بینم فهمیدی که شماره خوانندگان این سایتت بیشتر شده بخاطر چی؟ برای اینکه اینجا مخالفی جدی هست و تو از پسش برنمی آئی و مرتب بیشتر با لودگی و فحاشی خودت را بروز می دهی!


عموما مناظره ها کارشان اینست که بادکنکها را می ترکانند و محتوی بسیاری را رو به جامعه نشان می دهند.همینست که ادمهائی مثل تو از مناظره فرار می کنند. این دیوار تو به رغم خواست تو تبدیل شد به صحنه مناظره دو دیدگاه متضاد و با تمام مهملاتی که گفتی کمک کردی تا این مناظره ادامه یابد!


سوما: تو نه تنها مناظره تصویری را نپذیرفتی و ازش فرار کردی و با ساختن شرط و شروطی به غایت احمقانه نشانه دادی که توان و کالیبر دفاع از تفکرات خودت را نداری بلکه برای خاک هوا کردن در همین دیوار میز به سمت جلو فرار کردی: اتهام زنی و برچسب زنی و دروغگوئی را پیشه کردی و لودگی .و فحاشی را.اینها متدهای شناخته شده فرقه هائی مثل فرقه مجاهد یا فرقه فرود فولادوند یا فعالین لمپن حزب کمونیست کارگریست.اینجا وجه اشتراک توست با اون فرقه ها و اون فرهنگ


چهارما: مدعی شدی که من توده ای هستم! نشان دادی که نه از تاریخ چیزی می دانی و نه از سیاست ایران.پاسخت دادم که اتفاقا توده ایزم را من برای اولین بار بطور رادیکالی افشا کردم و ریشه انرا در لنینیزم و متد فکری لنین در موضوع مسئله خاور دانستم.در مقالاتم هم نشان دادم که بدون اون متد لنینی حزب توده نمی توانست کمونیزم ایران را تحت تاثیر قرار دهد.اتفاقا رابطه بین لنینیزم و توده ایزم یکی از دستاوردهای فکری من در کمونیزم ایرانست


پنجم: بعد مدعی شدی که من سوسیال دموکرات هستم! این مهمل تو هم علامت فقر فرهنگی و سیاسی توست چرا که سوسیال دموکراسی سیاست حفظ نظام سرمایه است و رفرم در آن در حالیکه متد فکری من که در صدها مقاله ام منتشر شده ضد اینست! من حامی پایان دادن به نظام سرمایه داری هستم و استقرار نظام مشارکت مستقیم مردم که از نظام شورائی هم جلوتر باشد.لذا با هیچ معیاری من را نمی شود در کاتگوری سوسیال دموکراسی چا داد! این یک شانتاژ ارزانست مثل بقیه حرفهات بی محتوا!


ششم: متد دیگرت اینست که حالا می گوئی حزب کمونیست کارگری من را اخراج کرده و این را ضعف من می دانی! اینهم از روی تناقض فکری توست! حزب کمونیست کارگری موجود یک فرقه جدا شده از جامعه و بی ربط به کمونیزم است. این حزب در یک چیز کنار تو قرار گرفت و ان مضحکه برهنگی بود! در حالیکه تضادهای سیاسی این حزب با تفکر توی انارشیست طبیعتا باید بسیار باشد! تصمیم گرفتی از موضع کادرلمپنهای اون حزب به من برخورد کنی با همان ادبیات! این هم علامت دیگر بی پرنسیبی تو!


هفتم: چرا حزب کمونیست کارگری من را اخراج کرد؟ به همین دلیل که حزب توده من را اخراج کرد! به دلیل نقد سرسختانه سیاستهایش و اصول فکریش.به دلیل نقد لنینیزم و نقد تئوریهای پوسیده رهبرانش به دلیل نقد سیاستهای راستش حتی زمانی که کادر و عضو اون حزب بودم! صدها مقاله من در همان دوران نشانه تایید ادعای منست.این واقعیت و اون متدبرخورد تو و کادر بمپنهای اون حزب!


هشتم: یکبار خوشحالی کردی از اینکه مقالات من در سایت ازادی بیان سانسور می شود! در همین دیوار مهملت نوشتی و نشان دادی ذاتا یک سانسورچی هستی که مخالفت را می خواهی با سانسور خفه کنی! این ماهیت واقعی انارشیزم تو را نشان می دهد! نه انکه ادعا می کنی بلکه انچه واقعا هستی!


نهم: انارشیزم بواقع همین تناقض را دارد.از یکسو مدعی "همکاری" و "مشارکت همه" خودش را جا می زند و از سوئی هرجا امکان یابد همان می کند که لنینیستها کردند.یعنی سرکوب و سانسور! خوشبختانه تو و افکارت و گرایش انارشیستی عددی نیستید و من با فعالیتهای خودم با مقالات خودم دارم هر روز بیشتر شما و افکارتان را افشا می کنم تا جامعه بفهمد که با کی ها طرف است! نقابهایتان را با مقالاتم خواهم درید و ماهیت شخصیت فکری و سیاسیتانرا نشان جامعه خواهم داد!


سعید صالحی نیا

RosaArchiv گفت...

خوانندگان عزیز
چند لینک تبلیغات در کامنت دونی بلاگ حذف شدند.
آقای صالحی نیا لطف کرده تبلیغ نوشته هایتان راتکرار نکنید.
شما میتوانید لینک بلاگ، وبسایت و کانال یوتیبتان را در کامنت دونی قرار دهید.
از وارد کردن کل مقاله خود داری کنید.
اینجا را با توالت عمومی اشتباه گرفتید.
کامنت دونی برای درج نظرات و بحث و گفتگو است. از قرار دادن کل مقاله و لینک مقالات فله ای و تولید انبوه بنجلات جلوگیری میشود .
این فضای سیستم نیست. از امکانات سیتم برای فروش کالایتان استفاده کنید.
این آخرین اخطار است.
بمباران تبلیغاتی شما مانند روش سیستم است. بروید در سایت خودتان بالا بیاورید.
رفقایی که تریبون دیگری ندارد، مسلمن می توانند هم صفه ی اصلی وهم کامنت دونی را استفاه کنند.
شما اما از فرط اشتهای تسخیر تریبون دیگران در حال ترکیدن هستید. خودتان هم مثل اختاپوس همه جا پابلیش هستید، پس
گورتان را گم کنید.
رزا


RosaArchiv گفت...

نوشته:عموما مناظره ها کارشان اینست که بادکنکها را می ترکانند...
رزا: این مناظره های سیاسی
تنها در جهت باد کردن خود شما میباشد.
برای همین هم حضور شما در آن اجباری است.
بروید بسط تان را جای دیگری پهن کنید.


ناشناس گفت...

خانم رزا روشن یا هر کسی دیگر که هستی

این بار چندم است که مقالات من در نقد انارشیزم را اینجا سانسور می کنی و بهانه بیمورد می اوری!
انارشیزم روکش صورت توست در باطن همان فرقه ای شناخته شده تاریخ ایران همان محصول دوران اریامهری و خمینی هستی که تنها دو سلاح داری در مقابل مخالفت یا فحاشی یا سانسور!


چرا سانسور؟ چون توان پاسخگوئی نداری و نمی خواهی مردم بدانند که تفکر تو چقدر مهمل و فاقد ارزش است.

چرا سانسور؟ چون اگر مخالفت با فحاشیت از راه بدر نمی شود با "ورتو گم کن" از کوره بدر نمی شود راهیس دیگر برایت نمی ماند جز حذف مخالفت!

چرا سانسور؟ همان ادرس که وقتی در سایت ازادی بیان هم مقاله من زده نشد هورا کشیدی!

چرا سانسور؟ چون "شرط گذاشتی " که اگر سعید صالحی نیا در مناظره نباشد تو شرکت می کنی! این دقیقا متد حذف کردن مخالف است!


حالا مدعی هستی که خوهان اتوریته نیستی ؟ من از همان ابتدا گفتم دروغ می گوئی! تو دنبال ساختن اتوریته خودت هستی و سانسور تنها راه توست برای کسب اتوریته در جزیره تنها که فردی نیست می توانی شاهی کنی! این روانشناسی توست!


سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

تناقض های آنارشیزم در مخالفت با اتوریته


http://www.azadi-b.com/G/2014/04/post_327.html

Rosa گفت...

ببین آشغال
هر چقدر خواستی هوار بکش!
اینجا محل تبلیغات نیست. اینجا کامنت میگذارند. اینهمه لینکهای چهار تا مقاله ی پر از تحریف میگذاری که چی؟
مردم مثل تو احمق نیستند. لینک وبلاگتو بگذار هر کس بخواهد می رود و کلیک میکند. در ضمن کل مقاله را در کامنت دونی کپی میکنی که چی؟

توده ای آشغال، از تریبون خودت و سپاه پاسداران برای درج مزخرفاتت استفاده کن. فضای اینجا را هم آلوده ی تبلیغ میکنی که چی؟
داری میگندی، ذوب شده در سیستم.
حرف داری بزن، تبلیغات فله ای موقوف.

فکر میکنی بمباران ملت با لینک و تحمیل خودت و عقایدت به اسم "آزادی بیان" اینجا خریدار داره؟

اگر تریبونی نداشتی میشد فهمید. اما تریبون زیاد داری، پس غلط میکنی اینجا را لینک بارون کنی.

توی هر سوراخی مثل بقیه ی آشغال توده ای ها چپوندی و تحمیل کردی.
اینجا اما یک قیچی گنده گذاشتیم علیه آتوریته.
مغز تو به آتوریته نیاز داره، همانطور که نوشتی:انسان مغزش اساسا در روابط اجتماعی با پذیرش اتوریته کار می کند.

مغز ما هر گونه آتوریته را قیچی میکنه. همانطور که قیچی شدی.

قبلن نوشته بودی، رفقای ما نگذاشتند زر بزنی تو جلسه شان، مگه خودت نگفتی؟ مخت رو کار بنداز، ببین چرا؟
آشغال
ما افرادی مثل تو و امثال تو آتوریته موآب رو میگذاریم دم در، سگها ورودشون "ولکام" تره.

یک بار دیگه مینویسم بفهم: زمانی که بخش بزرگی از انسانها در تلاش برای ایجاد فضا ها و مکانهای ضد اتوریته هستند، زمانی که آنارشی در صدد تریبون دادن به صدای بی صدایان است، آنها که در جلسات بحث و گفتگو بدلیل وجود رهبران کاذب، نخبگان سیستمی و حرافان حرفه ای اصولن شانسی برای بیان نظراتشان ندارند. اما مبلغان حرفه ای حزبی در صدد نمایندگی، رهبری و لشکر درست کردن هستند. در صدد مرعوب کردنند تا خودشان در سیستم رقابتی جایزه و رتبه بگیرند.

تو با حرص تبلیغ خودت، زورچپونی کپی کل مقاله تو کامنت دونی اینجا، بمباران لینک تبلیغاتی، رفتار سلطه گرانه با دیگران، خود شیفتگی بیش از حد و سایر برخوردهات، نشان میدی، اومدی مطرح بشی.
معروف بشی و بعد از اخراجت از کمونیست کارگری، دوباره به صحنه ی سیاست برگردی....
هر غلطی میخواهی بکن.

اما اینجا پشت در میگذاریمت. چرا؟
تا یادت نرود، آنارشی یعنی تریبونی برای بیصدایان.
نه تریبون کله پاچه خور، خودنمای تبلیغاتچی ای مثل تو.
پس اینجا اسمش هست کامنت دونی و کامنت میگذارند. تلویزیون، رادیو نیست هر 5 دقیقه یکبار لینک باران کنی، برای فروش بنجل هات.

اینجا ما مجبور نیستیم برای خواندن کامنت و جوابش، یک مشت لینک تبلیغاتی تحمل کنیم. اینجا تریبون آنارشی است. تلویزیون هم بزنیم، تبلیغ کالا نداریم.

کنار یک لندهور هم یک عروسک رنگ شده نمی گذاریم تا کالا خوب فروش بره و قیمتش بالا بره.

میخواستم بنویسم خر فهم شدی؟
حیف خر در مقابل تو.
حالا برو متدهای سیستم را کپی کن.
هر پوستر تبلیغاتی دیدی روش شاشیدند، از رفقای من هستند.
یادت نره.




ناشناس گفت...

خانم رزا روشن یا هر اسم دیگه ای که داری


با هر قدم "پاسخ دادن" بیشتر فرهنگ چاله میدونی و لمپنی خودتو نشان می دی! راستی قراره با این فرهنگ شما جائی پیدا کنین تو جامعه؟


ببین آنارشیست خانم!
جامعه ایران قرنها و قرنها اینجور فرهنگ لاتی را تحربه کرده.خکومتها همیشه لمپنهائی مثل تو را استخدام کردن تا سر گذرها بایستند و نسق بکشن عربده بکشن! بعدش تو زندانها به این لمپنها پول می دن تا ازادیخوهان را شکنجه کنن! تو همون فرهنگ را داری تکرار می کنی! فکر می کنی شانسی داری؟


دوما: مدعی شدی که یک مغزی داری که اون مغز در مقابل بحثهای من مقاومت کرده و "قیچی" کرده! اهان! پس اسم دیگه سانسور را بکار می بری که قیچی هست درسته؟ خوب قیچی همیشه سمبل سانسور بوده اما واقعا با سانسور تو می تونی نظر جامعه را با خودت کنی؟!


سوما: من با کمال صبر و تامل مورد بمورد هم منطق مهمل انارشیزم و هم تاریخ انارشیزم را افشا می کنم و مقاله هامو منتشر می کنم.خوشبختانه ارزوی تو برای سانسور حرفهام تحقق پیدا نکرد یادته؟ چه خوشحالی کردی وقتی مقاله من در ازادی بیان منتشر نشد؟! این ماهیت واقعی فرهنگ توست!


چهارم: گفتی که هم فرقه ایهات فرار کردن مثل تو و از مناظره خودداری کردن! خوب این علامت چیه؟ پیروزی؟ همیشه اصحاب فرقه ها در مقابل مخالف چند تاکتیک داشتن:
اول فحاشی و لودگی بعدا تهدید و ارعاب و اخر بایکوت و فرار و سکوت! اینها تاکتیکهای فرقه هاست.تو هم واقعا همان فرقه ای هستی که مدعی انارشیزم هستی!


پنجم: در جای دیگه به رامین ژوبین پاسخ دادم که این "کمونها و گروههای انارشیستی" روانشناسیشان دقیقا روانشناسی فرقه های مذهبیست.همان خصائل همان روانشناسی و همان متدها!


سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

نگاهی به عملکرد آنارشیزم در تاریخ انقلاب اسپانیا(بخش اول)

http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/622-نگاهی-به-عملکرد-آنارشیزم-در-تاریخ-انقلاب-
اسپانیا-بخش-اول

سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

برنامه مناظره شماره 15: موضوع: انارشیزم و اتوریته
با شرکت: سپهرداد گرگین، مادح نظری و سعید صالحی نیا

با مدیریت : سیمین مجد
https://www.youtube.com/watch?v=JCLxJPaWJTc&feature=youtu.be

RosaArchiv گفت...

آهان
پس رامین ژوبین هم شماها را بایکوت کرد!
کلاغ های خبرچین توده ای

ناشناس گفت...

خانم رزا روشن یا هر کس دیگری که هستی:


اولا منحوس تر از یک انارکوفمینیست لمپن خودش هست!

دوما: زیادی خوشحالی نکن بار آخر که از سانسور من خوشحالی کردی بدجوری بور شدی !


سوما: آیا بایکوت کردن اساسا یک کار خوب است که تو شادی می کنی؟ بایکوت کردن از هلائم فرقه ایزم است.سابقه بایکوت کردن برمی گردد به فرقه های مذهبی و فرقه های کمونیستی.در زندانها هم اینها مخالفانشان را بایکوت می کردند.بایکوت کردن علامت ترس از دیالوگهای اجتماعی است.لذا؟ اگر هم رامین ژوبین مناظره سر انارشیزم را نپذیرفته این علامت ضعف اوست.علامت افتخار او یا تو نیست! طبعا عقلت نمی رسد بیخودی کف می کنی!


سعید صالحی نیا

Rosa گفت...

آیا بایکوت کردن اساسا یک کار خوب است؟

رزا: معلوم است که شما خود را به خواب زده اید.
بایکوت ابزار اعتراض است.
بایکوت تولیدات کار کودکان. بایکوت مواد اجناس و شرکتهایی که فوق استثمار میکنند. بایکوت نانوایی که رییسش ستمگر است. بایکوت و همکاری نکردن با تریبونهای سیستم.
بایکوت خبرچینان (توده ای، اکثریتی، سوسیال دمکراسی...)
بایکوت دروغگویان، تحریف کنندگان، تریبونهایی که در جهت استمرار سیستم، آتوریته و سلطه را تبلیغ، ترویج و ضروری میدانند.
بایکوت ابزار خوبی است برای نشان دادن اعتراض.
تریبون مناظره ی شما در جهت سیستم است.
خود شما نیز خواهان سلسله مراتب هستید. انتقادتان آبکی، فقط برای کسب جایگاه و رتبه ی بهتر.
این رتبه را توده ای ها در رژیم اسلامی کسب نکردند. خواستید در جایگاه "اپوزیسیون" خارج برای خودتان مرتبه ی اجتماعی بسازید، با تیپا از کمونیست کارگری افتادید بیرون. اینک تریبون پر تحریف شما قرار است این جایگاه را ایجاد کند.
پس حیف جوانانی مانند رامین ژوبین و دیگران که وسیله ی ایجاد وجهه ی اجتماعی برایتان شوند.
یک آشغال اپورتونیست ستمگر...
بایکوت خودشیفتگان سیستم، خبرچینان توده ای سابق اتفاقن ابزار خوبی است.
حال آنقدر با همکیشان پشت دوربین تحریف کنید که باد کنید. عاقبت خواهید ترکید.
من از تحریم شما بسیار خرسند هستم.
هیچگونه مشروعیتی برایتان قائل نیستم.
نه مصرف کننده ی شو های یوتیوبی تان با روش رقابت و مسابقه و ... هستم، نه از دیدن زنان در نقش عروسک کوکی خرسند.
من همان موقع شما را بایکوت کردم.
البته بعدن از رفقای سابقتان دریافتم، شما پرونده ی طولانی همکاری با سیستم دارید.
و واقعن آشغالید...

ناشناس گفت...

1- به عنوان کسی که در محیطی به شدت خشن،مردسالار و رقابتی بزرگ شد، به عنوان کسی که خود را قربانی ترسی می داند که چنان محیط کثیفی در جانش کاشت و امروز اشارات رزا را در مورد کودکش و محیطی که سعی می کنند برای کودکانشان فراهم کنند خواندم، باید بگویم خوش به حال کودکت رزا! که کودکت از طرفی به دور از هیاهوی تبلیغ قدرت و سرعت محوری سیستم در حال بالیدن است و از طرفی از شر علم تربیت کودکان روانشناسان مرعوب سیستم در امان است.
2- من هیچ نقد قانع کننده ای بر "اعتراض عریان" ندیدم و نخواندم. مناظره ی شمه و نظری و صالحی نیا(برخلاف مواضع جالب و تحسین برانگیز صالحی نیا در مناظره ای که درباره ی همجنس گرایی داشت اینجا فقط شاهد حملات او به حزب سابقش بودیم و حرف قابل تعمقی در مورد اعتراض عریا از او نشنیدم) را هم دیدم. طوری از تردیدهایشان در مورد اجتماعی شدن چنین اعتراضاتی حرف می زنند که کسی نداند فکر می کند این "اجتماع" شان چه هست! من امیدوارم روزی اندام های جنسی انسان سر جای خود قرار بگیرند. آنها نه خدا و مقدس و توتم اند نه شیطانی و محقر و تابو. آنها ارگان های ادامه ی بقایند و همچنین کسب لذتی(لذت جنسی) بسیار پیچیده و اثرگذارند و تعیین کننده در مناسبات انسانی. تا آن روز و در جامعه ای که تبعیض جنسی از سر و روی فرهنگ و مذهب و ارزش های اش می بارد هر گونه عریان شدن می تواند کارکردی دوگانه داشته باشد: شورشی یا کالایی. کنشگران برهنگی شورشی زیرکانه خود را از نوع دوم متمایز می کنند.
3- سعید و سیمین به خوانندگانی مثل من که تازه وارد این بحث شده اند بگویند این اصرار برای حضور سعید در مناظره ها برای چیست؟ چرا با اینکه رزا اعلام می کند باور و علاقه ای به قدرت و نظام سلسله مراتبی ندارد، سعید بارها خطاب به او می گوید که اگر قدرت را در دست بگیری دیکتاتور و سانسورچی خواهی شد؟ آیا برای سعید قابل تصور نیست که کسی فعالیتی داشته باشد ولی هدفش کسب قدرت و "شخصیت شدن" و جلب سیاهی لشکر هواداران نباشد؟
4- نقد سعید در مورد عملکرد آنارشیسم در انقلاب اسپانیا را خواندم. باید بگویم که اگر سعید و همفکرانش بخواهند در مقابل "سرزمین و آزادی" حرفی برای گفتن داشته باشند باید بسیار عمیق تر و جدی تر در مورد چنین موضوع مهمی فکر کنند و بنویسند. نقد شما بسیار سطحی و ناشی از بی اطلاعی از چنین واقعه ی عظیمی بود.
5- اظهارات رزا در مورد گذشته ی سعید جای حرف و نقد دارد. اگر سعید امروز به نقد و افشای عملکرد خودش به عنوان یکی از قربانیان سیاست های کثیف حزب توده بداند، نقد عملکرد یک نوجوان 18،19 ساله(آن طور که سعید می گوید) با چنین الفاظ و عباراتی به دنبال حل کدام مشکل و مساله است؟ رفقای سعید در حزب کاغذی کمونیست کارگری اگر صادق اند و چنین دغدغه هایی دارند چرا تا وقتی که او عضو فرقه شان بود چنین سوابقی را علنن نقد نکردند؟

Rosa گفت...


به ناشناس
راستش همیشه مشاهده کننده از بیرون بهتر میتواند اتفاقات را بررسی کند و چون با فاصله ای معین میبیند.
کامنت شما قابل تعمق است.
آنجا که نوشتید: هر گونه عریان شدن می تواند کارکردی دوگانه داشته باشد: شورشی یا کالایی. کنشگران برهنگی شورشی زیرکانه خود را از نوع دوم متمایز می کنند.
و در مورد اعضای جنسی هم.
اینجا پروفسوری داریم با تکرار داستان یک آزمایش.
دهه ی 70 دانشمندان بدنبال یافتن ملکول حافظه در مغز بودند. صدها سوسک را تعلیم دادند که در زمان آویزانی پایشان را در ظرف محلول نمک نکنند که شوک میگیرند. خوب سوسکهای باهوش یاد گرفتند و پس از آن کله ی شان بریده و در مغز آنها سالها بدنبال ملکول جدید (حافظه) دانشمندان جستجو کردند.
دانشجویی برای تهیه ی هزینه ی زندگی استخدام شد که سوسکهای بی کله را پس از آزمایش از بین ببرد.
از آنجا که سوسکها مدتی پس از قطع کله زنده هستند، دانشجو آزمایش را با سوسکهای بدون سر انجام داد و دانشمندان را جمع کرد که سوسک بدون کله هم پاهایش را در مواجهه با آب نمک جمع میکند که دچار شوک نشود و دارای حافظه هستند، بدون مغز.
مغز سوسکها در واقع ارگان جنسی دیگر است.
و حافظه هم ملکول یا پروتیین و اینهمه نیست.
پرفسور میگوید: ما آنقدر در رقابت یافتن ملکول حافظه بودیم و تحت استرس کشف هر چه زودتر از آزمایشگاههای رقیب که اصولن الینه شده و اصلن خارج از آزمایش نمیتوانستیم فکر کنیم.
آن دانشجو اما برعکس ما میتوانست راجع به آلترناتیوهای دیگر فکر کند. تعصبی روی وجود یک "ملکول حافظه" نداشت. تنها انسانی کنجکاوی بود و روزی بجای انجام کارش که ضبط و ربط جسد سوسکها بود، آزمایش را تکرار کرد و آن هم با سوسکهای بدون سر و کله و مغز.
اسم دانشجو البته به یاد هیچکس نماند.
انسانی که تنها در خاطره مانده.
راستش همه ی بحث ها حول برنامه ی اقتصادی و اجتماعی دوران پس از سرمایه داری است. آنارشی برنامه ای ارائه نمیدهد، بی برنامه هم نیست و البته 4 چوبهایی ارائه میدهد اما از ذکر جزئیات اجتناب میکند، تا جلوی آلترناتیوهای احتمالی را که خواهند بود (آمد) با جزم گرایی روی برنامه اجتماعی و اقتصادی نگیرد.
رفیقمان آنارشی خشمگین/ عاشق مقاله ی خوبی در لینک زیر دارد.
"آنارشیسم هیچ نوع قوانین صریحی را در مورد آنچه بایستی انجام دهند، به مردم دیکته نخواهد کرد، بلکه فرصت عملی کردن ایده های خود برای افزایش شادی شان را به آنان می دهد."
ساختار اقتصادی آنارشی

http://rosaarchiv-sabotage.blogspot.com/2010/09/blog-post_8050.html

از طرفی در بطن جامعه ی کهنه نهادهای سیستم جدید به تدریج در حال آزمایش شدن هستند. مدرسه های آتونوم و مستقل از سیستم. خودگردانی های تولیدی (مواد غذایی یا دیگر تولیدات) زندگی جمعی بدون نهاد خانواده، تعاونی ها و همکاری های محلی، خودگردانی و حلزونهای جیاپاس/مکزیک.
اینان سیستم کنونی را بر نمی اندازند، اما تمرینی برای آینده هستند.
زندگی خارج از ساختارهای سیستم. مطلق نیست، اما همه جا سعی در طولانی کردن فاصله با سیستم است.
ما نمیخواهیم منتظر ظهور انقلاب در خانواده ی تک همسری زندگی کنیم. کودکانمان را برای پذیرش فرمانبرداری/ فرمانروایی و تربیت سازگاری بدست مدارس سیستم نمیسپاریم. و خیلی کارهای دیگر مثل سربازی نرفتن و علیه نظامی گری ...
توهمی نداریم اینطوری سیستم سرنگون بشه، چون نمیشه، اما نطفه هایی از شورشگران خارج از فضاهای مطلق سیستم ایجاد میشود. که آینده را تمرین میکنند در ورژن های کوچک...
در مورد اسپانیا فقط همان فیلم کن لوچ زمین و آزادی در مقابل استالینیستها کافی است. تنها ورژن آنها است که شکست را به گردن آنارشی می اندازد...
نگاهی بیندازیم به تاریخ معاهده ی هیتلر و استالین.
در پس نویس
لازم نیست راه دور برویم.
ورژن صالحی نیا، همان ورژن استالین و همان ورژن حزب توده است. ورژن اردوگاه سوسیالیستی سابقن موجود.
از طرفی من علاقه ی زیادی دارم با سیمین مجد گفتگو داشته باشم. انسانی که حتی اجازه ی چت ندارد بدون شوهر و شوهری که ادعای برابری طلبی هم دارد و تریبونی که هدفمند برای تحمیق و کله کردن انسان خود شیفته است، به راستی ارزش ندارد.
آنارشی برای شنیده شدن، اغلب از تریبونهای خود استفاده میکند.
و خوشبختانه این تریبونها وجود دارند.
باری
خصوصی سیاسی است. انسان در روابط ستمگرانه نباید کله ی رسانه ای شود، ساختارها را بازتولید میکند. مدرک گرایی هم راستش تنها در جوامع عقب نگهداشته شده، تعیین کننده است. مخ های اصلی را پا بند مغناتیسی زدند برای رد یابی. نوعی حصر خانگی مدرن!
آنان که در سیستم کنونی ذوب شده اند، پشت دوربین هاهوار هم میکشند.
زمزمه های موزون ما اما وقتی هماهنگ شود، قدرتمان رویت خواهند شد.
بی چهره و بی نام اما موثر:)

Rosa گفت...


پ.ن.: پیمان مولوتوف، ریبن‌تروپ
در تاریخ ۱۹ اوت ۱۹۳۹ توافقنامه‌ای مابین شوروی و آلمان نازی منعقد شده که به وسیله آن آلمان در ازای مواد خام، تجهیزات و تکنولوژی‌های نظامی در اختیار شوروی قرار می‌داد. ارزش این قرارداد تقریباً ۲۰۰ میلیون دلار ارزیابی شد. شوروی متعهد شد تا ۱۸۰ میلیون مارک مواد خام به آلمان تحویل دهد و آلمان نیز تعهد داد تا به ارزش ۱۲۰ میلیون مارک به شوروی تجهزات و کارخانه ارسال کند. مقامات وزارت امور خارجه آلمان پیش بینی می‌کردند این قرارداد تا سقف ۱ میلیارد مارک نیز رشد کند. این قراردادها گام‌های بسیار موثری در شکل دهی مجدد روابط سیاسی دو کشور نیز به شمار می‌رفت. وزیر امور خارجه شوروی ویاچسلاو مولوتوف در ابراز نظری در خصوص این قرار داد این چنین گفت:

این یکی از بهترین پیمان نامه‌های ما [شوروی] در چند سال گذشته‌است حتی بسیار بهتر از پیمان نامه‌های قبلی، ما هرگز موفق به رسیدن به چنین توافقنامه مطلوبی با انگلستان، فرانسه یا هیچ کشور دیگری نشده بودیم.

در اوایل صبح ۲۴ اوت ۱۹۳۹ توافق نامه سیاسی، نظامی همراه با توافقنامه تجاری معروف به پیمان مولوتف - ریبنتروپ (وزیران خارجه آلمان نازی و شوروی) به امضای دو طرف رسید که به موجب این قرار داد دو کشور تعهد دادند که علیه دیگری اقدام نظامی انجام ندهند و همچنین تعهدات اقتصادی خود را نیز در قبال طرف مقابل به نحو بسیار خوب انجام دهند در واقع این روی آشکار پیمان بود و روی پنهان این قراداد دو کشور حوزه نفوذ خود را در شرق اروپا مشخص کردند. لازم به ذکر است که با زیاده طلبی هیتلر پس از انعقاد قرارداد مونیخ و تصرف کامل چکسلواکی، سیاست بریتانیا نسبت به آلمان خصمانه شده بود و تهیه مواد اولیه برای صنایع و خصوصاً صنایع نظامی آلمان از بریتانیا یا آمریکا با دشواری روبرو بود و آلمان به دنبال کشوری بود که نیازهای مواد اولیه آلمان را تهیه کند. از سوی دیگر، در پی قدرت گیری آلمان، شوروی در سال ۱۹۳۹ وارد گفتگوهای سه جانبه با بریتانیا و فرانسه شده بود. این گفتگوها از سویی به دلیل اصرار شوروی بر مفادی از قرارداد و همجنین عدم علاقه بریتانیا به مذاکره با شوروی با شکست مواجه شده بود.

فیلم نان و آزادی : آنارشیستهای انقلابی و خیانت استالینیست ها به انقلاب مردم دراسپانیا

http://archiverosa.blogspot.com/2013/04/blog-post_10.html

جنگهای داخلی اسپانیا بین سالهای 1936 – 1939 شروع شده و در جریان آن بیش از یک میلیون نفر کشته شدند ، از مهمترین نکات قابل توجه نقش شوروی امپریالیستی می باشد که طبق معمول کمونیستها و آنارشیستهای آن کشور را دست مایه قراردادها و مصالح سیاسی – اقتصادی قرار داده و با پشت کردن به آنها ، زمینه را برای شکست نیروهای چپگرا و عروج فاشیسم در قالب فرانکو هموار میکند . هر چند در مورد ماهیت شوروی به ظاهر کمونیست و نقش استالین مطالب فراوانی نگاشته شده است ولی یکی از مواردی که کمتر مورد توجه قرار گرفته نقش این کشور در آلت دست قرار دادن و خیانت به کمونیستهای کشورهای مختلف و بالطبع تأثیرات مخرب این نوع کارها بر آینده و زندگی میلیونها انسان می باشد . در فیلم نان و آزادی کارگردان توانسته است تا حدی ابعاد این فاجعه را به تصویر کشیده و نشان دهد که چگونه سرنوشت یک کشور و مردمانش در میان جدال و کشمکشهای دیگر دولتها رقم زده شده و سرانجام با چراغ سبز استالین و وجه المصالحه قرار دادن نیروهای انقلابی آن دیار ، اسپانیا بدست فرانکو و نیروهای فالانژ تحت سرکرده گی او می افتد و تا جایی پیش میرود که در جنگ دوم جهانی به عنوان یکی از متحدین موسولینی و هیتلر قد علم نموده و در گسترش شر و فلاکت نقش بازی میکند .
ترجمه این فیلم تقدیم می گردد به همه جانهای آزادی که تا آخرین رمق در برابر فالانژهای فرانکو مقاومت نموده و سرانجام و به ناحق متحمل شکست و تلفات سنگینی شدند ، خونهایی که همان اندازه که فاشیستها در ریختنشان دست داشتند به همان اندازه هم نتیجه مستقیم خیانت اربابان سرمایه داری دولتی و ناسیونالیسم روسی می باشند .

Rosa گفت...

پ.ن.:
شرکت آنارشیستها در دولت و در کابینه ی اسپانیا، از نظر من اشتباه مهلکی بود.
باشد که آنارشیستها هرگز به ساختارهای سیستم وارد نشده و همواره علیه دولتها شورش کنند...

ناشناس گفت...

چند نکته پاسخ به فردی که خودش را رزا روشن می نامد همینطور نویسنده ناشناس:

اولا: بایکوت که من گفتم کاری بسیار زشت و علامت درک فرقه ای است با انچه بعنوان بخشی از مبارزات اجتماعی مطرح است بسیار متفاوت است و خانم رزا روشن دانسته دارد اینها را مفشوش می کند.بایکوتی که فرقه ها مرتکب می شوند بایکوت نسبت به مخالف است.سابقه طولانی هم دارد و روانشناسی فرقه ای هم پشت سرش هست.بایکوت هم علامت فرقه ایزم است و هم علامت عقب ماندگی فرهنگی.ادم مدرن و متفکر از مخالفش هراس ندارد.می گذارد در یک مناظره حرفش را می زند منطقش را می آورد و جامعه تصمیم می گیرد.در فردای ازادی ایران هم امثال رزا روشن مجبورند در مقابل مخالف بنشینند و حرفشان را بزنند.این اسمش تمدن است.


دوما: "رزا روشن" مدعی شد که طرح اقتصادی من همان طرح استالینیستی است! خوب این همان سطح مهمل گوئیست که او هنوز منرا توده ای می داند! اینها متدهای شانتاژ است و بی ارزش! راستی رزا روشن از کجا طرح اقتصادی من را اصلا دیده؟ منبعش کجاست؟ همینست که من مدعی هستم حرفهای دیگرش هم مهمل و کیلوئی است!


سوم: نقدهای من به انارشیزم در دو وجه یکی نقد به تفکر انارشیستی و دیگری نقد به تاریخ انارشیزم تازه شروع شده.دوستانی که مدعی هستند نقدهای من "سطحی است" لطف بفرمایند زحمت بکشند مقاله بنویسند و پاسخ دهند.در سایت ازادی بیان.اجازه دهند مناظره کتبی انجام شود.اگر دوست داشتند با من تماس بگیرند برای مناظره تصویری.اینهم یک پیشنهاد متمدنانه.


سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

نکاتی در مورد "طرح اقتصاد انارشیستی" و مقاله خانم "رزا روشن"

اولا: من بسیار خوشحالم ایشان این ملغمه را که اسمش را گذاشته اقتصاد انارشیستی ادرس داد! حتما یک نقد کامل به این مهملات خواهم نوشت و منتشر خواهم کرد.همینکه مهملات ایشان منتشر می شود زمینه نقدهای من فراهم می شود.لذا ادامه این مناظره کتبی در این سایت برای من دستاوردهای خوبی داشته و خواهد داشت!


دوما: تناقضهای متعددی این طرح اقتصاد انارشیستی دارد من چند تاش را اینجا ذکر می کنم:

اولا: این طرح مخالف اصل انارشیزم یعنی اتوریته است.چرا؟ چون کنترل اقتصاد را دست اتوریته هائی مثل اتحادیه های کارگری می دهد ! اینها مدعی مبارزه با اتوریته هستند اما ؟ در عمل همانطور که من قبلا گفتم از اتوریته فرار ندارند!


دوما: تمام دعوای انارشیستها اینست که نام مکانیزم کنترل کننده جامعه را دولت نگذارند! تمامی خصائل دولت را طرح اینها دارد اسمش این نیست!


سوما: نظریه "حودگردانی" اینها هم در اینجا شکسته شده چرا؟ چون تمرکز گرائی در این طرح غالب است.اتوریته هم هست و تمرکز گرائی هم هست! تمامی طرح لنینی استالینی "سوسیالیزم" اینجا تکرار شده با اسامی دیگر!


چهارم: مسئله نفی کار مزدی که مرکز نفی سرمایه داریست اینجا غائب است! اینها به "نفی مالکیت بر ابزار تولید" تکیه کرده اند که همان برداشت لنینی در اقتصاد است! کپی برداری از درکی که دقیقا عامل ساخته شدن دولت سرمایه داری شد در این طرح انارشیستی هم هست!


پنجم: مهمترین اصل اقتصاد سوسیالیستی غیر از نفی کار مزدی عبارتست از ازادی مخالف و ازادی بیان.من در مقالات متعددی توضیح دادم بدون این شرط اساسا هیچ طرحی از سوسیالیزم نمی تواند باشد.در طرح انارسیشتی اقتصاد دقیقا همین نقطه وجود ندارد درست مثل؟ طرح لنبنی سوسیالیزم!


سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

پاسخی به "ناشناس" در مورد این سوال:

"3- سعید و سیمین به خوانندگانی مثل من که تازه وارد این بحث شده اند بگویند این اصرار برای حضور سعید در مناظره ها برای چیست؟ چرا با اینکه رزا اعلام می کند باور و علاقه ای به قدرت و نظام سلسله مراتبی ندارد، سعید بارها خطاب به او می گوید که اگر قدرت را در دست بگیری دیکتاتور و سانسورچی خواهی شد؟ آیا برای سعید قابل تصور نیست که کسی فعالیتی داشته باشد ولی هدفش کسب قدرت و "شخصیت شدن" و جلب سیاهی لشکر هواداران نباشد؟"



اولا: اصرار شماها برای نبودن سعید صالحی نیا چرا؟ اصرارتان بر حذف سعید صالحی نیا چرا؟ با همین متد شما می شود با حضور رزا روشن در هر مناظره مخالفت کرد! با وجود هر مخالفی مخالفت کرد و "تعیین کرد" که کی باشد و کی نباشد! این سقسطه مضحک است! از دور معلوم است!


دوما: چرا فکر می فرمائید که ادمی که حرفی دارد عمری فعالیت کرده و چیزهائی برای گفتن دارد لزوما دنبال شخصیت شدن است؟ چرا اصلا فکر می فرمائید که شخصیت شدن کار بدی است؟ عارف هستید؟ خودتان را هم حذف می کنید یا اینکه مخالفتان نباید شخصیت شود؟! اینهم سفسطه است!


سوما: وقنی خانم "رزا روشن" سایت می زند مصاحبه می کند ایا شخصیت از خودش نمی سازد؟ فقط مخالفش اگر همینکار را بکند دنبال شخصیت است؟ اینها سطح مهملهای شما!


چهارم: درست مثل ادعاهای پوچتان در مقابله با انتوریته که دیدیم دنبال ساختن اتوریته دیگر هستید! اینجا مخالفتان را به ساختن "سیاهی لشگر" متهم می کنید! با چه منطقی ؟ عهمینجوری؟ چرا من نگویم شماها دنبال سیاهی لشگرید؟ این شد منطق؟ هر کی مخالفتان بود می خواهد شخصیت بسازد باید حذف شود؟ می خواهد سیاهی لشگر بسازد همینکار را شما می کنید و؟ نمی خواهید؟! این شد سطح منطق؟

از سر تا پای حرفهاتان سقسطه، شانتاژ و تلاش برای حذف مخالف می بارد! فرقه ایزم ناب هستید شماها!


سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

به سعید صالحی نیا:
اولن: "شماها"؟ من یک نفرم آقای صاحی نیا. خواننده ای که به یک اندازه خواننده ی شما و روزا بوده و البته افکارش را به رزا نزدیکتر از شما می بیند. منظور من حذف شما نبود و یا اصرار به آن. منظور من این بود وقتی که رزا می خواهد در مناظره ای بدون حضور شما شرکت کند چرا سیمین اصرار دارد که: قرار برنامه از همان اول بر حضور دائمی سعید بوده و چنین امکان وجود ندارد؟ شما هم یک برنامه نباشید. برای خودتان هم بهتر است. شما که روانشناسید بیشتر از من به قدرت گرایش های تنوع طلبانه ی انسان ها آگاهید.
دومن: اشاره ی من به "شخصیت شدن" به شما نبود. به منصور حکمت بود،کسی که تئوری "حزب و شخصیت ها" از آن اوست، و منظورم از سیاهی لشکر خیل پیروانش در حزب حککا و هواداران احتمالی آن بودند که با روش های پوپولیستی حککا در جلب توجه جامعه به خود به هر قیمتی،ممکن است به آن حزب گرایش پیدا کنند.این که به اشتباه و بلافاصله پس از خطاب قرار دادن شما چنین جملاتی نوشتم این شائبه را ایجاد کرد که طرف صحبتم در ادامه هم شما هستید در حالی که من فکر نمی کنم هرگز یک فعال اینترنتی مثل شما آن هم این همه عصبی و پرخاشگر، ظرفیت و توان "شخصیت شدن" در جامعه ی ایرانی داشته باشد. این جملات من به هیچ وجه بار توهین آمیزی ندارد(نه نیازی به توهین کردن می بینم و نفعی در آن؛ بلکه در حال بیان چیزی هستم که به طور واقعی می بینم. متاسفم که در جواب شما که به راحتی با لحنی توهین آمیز حرف می زنید، باید چنین توضیحات اضافه ای در پرانتز بدهم تا فکر نکنید در واکنش به لحن و منش شما چنین حرف می زنم).
سومن: در پاسخ به سومن شما حرفی ندارم جز آنچه که در بالا نوشتم. بروم سراغ ادامه ی مهملاتم.
چهارمن: من مخالفانم را به ساختن سیاهی لشکر متهم نمی کنم. وقتی از سیاهی لشکر می نوشتم طرفداران کمونیست کارگری در اطرافم(اینجا در ایران) در ذهنم بودند که مثلن فکر می کنند چون سکس آزاد را دوست دارند( آنها فقط آدم هایی حشری اند و گر نه اگر از آنها بخواهید جمله ای در توضیح آنچه که می کنند بگویند یا بنویسند قادر به انجام آن نخواهند بود) پس کمونیست اند و مارکس را فهمیده اند. شما اسم اینها را جز سیاهی لشکر چه می گذارید؟ اضافه کنم که من مشکلی با سکس آزاد و حشری بودن ندارم و هر وقت که حشری باشم زندگی در نظرم پر کشش تر و قابل تحمل تر است،ولی اگر کسی کمونیست بودن را معادل با حشری بودن بداند نشان از جولان فرصت طلبی و سطحی نگری ای دارد که احزاب مریخی اپوزیسیون چپ ایران به آن دامن می زنند.
پنجمن: من باوری به تشکیل احزاب و فرقه هایی که اعضایش خود را "همفکر" می پندارند ندارم.همینطور هیچ اشتهایی برای نوشتن و حرف زدن در جایی که به دیگران بیشتر ربط دارد ندارم. من که یک مرد هستم اگر در مراسم هشت مارس شرکت کنم سخنرانی و میدان داری نخواهم کرد و حداقل در چنین روزی دست از سر زنان بر خواهم داشت و یا در جریا تشکیل فلان سندیکای کارگری به حمایت هایی مثل حمایت مالی که از دستم بر می آید اکتفا می کنم و با نقاب یک روشنفکر سعی در رخنه در صفوف کارگران نخواهم کرد چرا که فکر می کنم آنها خود تصمیم درست و سازماندهی درست را انجام خواهند داد و من هم سعی می کنم آن چه را که درست می دانم در محل کار و زندگی خودم انجام دهم و رو به بقیه ی جامعه اعلام کنم و بشناسانم. احزاب از فرمول بندی و طبقه بندی ها گریزی ندارند و من فکر می می کنم جامعه ی بشری و علوم انسانی مثل آزمایشگاه های شیمی- پزشکی و علوم دقیق، قابل کنترل و اندازه گیری و محاسبه ی دقیق نیستند. بنابراین انتقال آگاهی و فرمول بندی ها از بیرون به درون جنبش های اجتماعی را مضر و انحرافی می دانم و معتقدم که به قیم مابی منجر خواهد شد و تشکل ها باید توسط ستمدیدگان واقعی و درگیر با مشقات روزمره تشکیل و سازماندهی شوند. سکتاریست و فرقه ایست تعریف کسانی ست که بیرون از و بی ربط با جنبش های اجتماعی به تشکیل فرقه های عقیدتی اقدام می کنند و خواهان کسب قدرت به نیابت از ستمدیدگان جامعه اند. آنها که برای رفتن زیر نورافکن ها سر و دست می شکنند و از امروز دولت (سرکوبگر) فردای انقلاب را تشکیل داده اند. کسانی که به جای دیگران فکر می کنند و مصلحت شان را می سنجند. راستش را بخواهید من این همه اعتماد به نفس ندارم و در حل مشکلات خودم و درک پیچیدگی های جهان اطرافم مانده ام.

ناشناس گفت...

به سعید صالحی نیا:
اولن: "شماها"؟ من یک نفرم آقای صاحی نیا. خواننده ای که به یک اندازه خواننده ی شما و روزا بوده و البته افکارش را به رزا نزدیکتر از شما می بیند. منظور من حذف شما نبود و یا اصرار به آن. منظور من این بود وقتی که رزا می خواهد در مناظره ای بدون حضور شما شرکت کند چرا سیمین اصرار دارد که: قرار برنامه از همان اول بر حضور دائمی سعید بوده و چنین امکان وجود ندارد؟ شما هم یک برنامه نباشید. برای خودتان هم بهتر است. شما که روانشناسید بیشتر از من به قدرت گرایش های تنوع طلبانه ی انسان ها آگاهید.
دومن: اشاره ی من به "شخصیت شدن" به شما نبود. به منصور حکمت بود،کسی که تئوری "حزب و شخصیت ها" از آن اوست، و منظورم از سیاهی لشکر خیل پیروانش در حزب حککا و هواداران احتمالی آن بودند که با روش های پوپولیستی حککا در جلب توجه جامعه به خود به هر قیمتی،ممکن است به آن حزب گرایش پیدا کنند.این که به اشتباه و بلافاصله پس از خطاب قرار دادن شما چنین جملاتی نوشتم این شائبه را ایجاد کرد که طرف صحبتم در ادامه هم شما هستید در حالی که من فکر نمی کنم هرگز یک فعال اینترنتی مثل شما آن هم این همه عصبی و پرخاشگر، ظرفیت و توان "شخصیت شدن" در جامعه ی ایرانی داشته باشد. این جملات من به هیچ وجه بار توهین آمیزی ندارد(نه نیازی به توهین کردن می بینم و نفعی در آن؛ بلکه در حال بیان چیزی هستم که به طور واقعی می بینم. متاسفم که در جواب شما که به راحتی با لحنی توهین آمیز حرف می زنید، باید چنین توضیحات اضافه ای در پرانتز بدهم تا فکر نکنید در واکنش به لحن و منش شما چنین حرف می زنم).
سومن: در پاسخ به سومن شما حرفی ندارم جز آنچه که در بالا نوشتم. بروم سراغ ادامه ی مهملاتم.
چهارمن: من مخالفانم را به ساختن سیاهی لشکر متهم نمی کنم. وقتی از سیاهی لشکر می نوشتم طرفداران کمونیست کارگری در اطرافم(اینجا در ایران) در ذهنم بودند که مثلن فکر می کنند چون سکس آزاد را دوست دارند( آنها فقط آدم هایی حشری اند و گر نه اگر از آنها بخواهید جمله ای در توضیح آنچه که می کنند بگویند یا بنویسند قادر به انجام آن نخواهند بود) پس کمونیست اند و مارکس را فهمیده اند. شما اسم اینها را جز سیاهی لشکر چه می گذارید؟ اضافه کنم که من مشکلی با سکس آزاد و حشری بودن ندارم و هر وقت که حشری باشم زندگی در نظرم پر کشش تر و قابل تحمل تر است،ولی اگر کسی کمونیست بودن را معادل با حشری بودن بداند نشان از جولان فرصت طلبی و سطحی نگری ای دارد که احزاب مریخی اپوزیسیون چپ ایران به آن دامن می زنند.
پنجمن: من باوری به تشکیل احزاب و فرقه هایی که اعضایش خود را "همفکر" می پندارند ندارم.همینطور هیچ اشتهایی برای نوشتن و حرف زدن در جایی که به دیگران بیشتر ربط دارد ندارم. من که یک مرد هستم اگر در مراسم هشت مارس شرکت کنم سخنرانی و میدان داری نخواهم کرد و حداقل در چنین روزی دست از سر زنان بر خواهم داشت و یا در جریا تشکیل فلان سندیکای کارگری به حمایت هایی مثل حمایت مالی که از دستم بر می آید اکتفا می کنم و با نقاب یک روشنفکر سعی در رخنه در صفوف کارگران نخواهم کرد چرا که فکر می کنم آنها خود تصمیم درست و سازماندهی درست را انجام خواهند داد و من هم سعی می کنم آن چه را که درست می دانم در محل کار و زندگی خودم انجام دهم و رو به بقیه ی جامعه اعلام کنم و بشناسانم. احزاب از فرمول بندی و طبقه بندی ها گریزی ندارند و من فکر می می کنم جامعه ی بشری و علوم انسانی مثل آزمایشگاه های شیمی- پزشکی و علوم دقیق، قابل کنترل و اندازه گیری و محاسبه ی دقیق نیستند. بنابراین انتقال آگاهی و فرمول بندی ها از بیرون به درون جنبش های اجتماعی را مضر و انحرافی می دانم و معتقدم که به قیم مابی منجر خواهد شد و تشکل ها باید توسط ستمدیدگان واقعی و درگیر با مشقات روزمره تشکیل و سازماندهی شوند. سکتاریست و فرقه ایست تعریف کسانی ست که بیرون از و بی ربط با جنبش های اجتماعی به تشکیل فرقه های عقیدتی اقدام می کنند و خواهان کسب قدرت به نیابت از ستمدیدگان جامعه اند. آنها که برای رفتن زیر نورافکن ها سر و دست می شکنند و از امروز دولت (سرکوبگر) فردای انقلاب را تشکیل داده اند. کسانی که به جای دیگران فکر می کنند و مصلحت شان را می سنجند. راستش را بخواهید من این همه اعتماد به نفس ندارم و در حل مشکلات خودم و درک پیچیدگی های جهان اطرافم مانده ام.

ناشناس گفت...


ششمن: من اگر چیزی سطحی به نظرم بیاید و عجولانه برای شلوغ بازی و جنجال راه انداختن و از سر علاقه به مناظره بازی نوشته شده باشد، نمی توانم قابل تعمق و توجه بنامم. همانطور که بحث شما در مورد همجنسگرایی و یا اشاره تان در مورد گرایش های رقابت ستیز و رقابت طلبانه( هر دو) درانسان ها در جایی دیگر و چیزهای دیگر که ممکن است از شما بخوانم و به نظرم جالب بیاید؛ در نظرم عمیق و آگاهگرانه آمد. امیدوارم بتوانم برخورد و ادبیات شما را از چیزهایی که خواهید نوشت و نوشته و من هنوز نخوانده ام، جدا کنم و با آنها برخورد شخصی و متعصبانه ای نداشته باشم.

ناشناس گفت...

نگاهی به عملکرد آنارشیزم در جریان انقلاب اسپانیا(بخش دوم)

http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/626-نگاهی-به-عملکرد-آنارشیزم-در-جریان-انقلاب-اسپانیا-بخش-دوم

ناشناس گفت...

جناب ناشناس:

اولا بد نیست اسمی داشته باشی اینجوری متمدنانه تر می شه خطابت کرد!


دوما: خوشحالم تو یکی خودت را "من" می دونی! این رزا روشن که بدجوری "ماست"!


سوما: وقتی گفتم شماها چون فکر می کنم تو هم انارشیستی اگه نیستی همینجا اعلام کن!


چهارما: من اسم دارم و اینجا نیومدم از منصور حکمت دفاع کتنم.نقدهام به او و حزبش و فرقه های بجامانده ازش هست و دقیقا بخاطر همین از حزب کمونیست کارگری اخراج شدم.لذا فقط از خودم و نظراتم دفاع می کنم حرفی داری با من بزن


پنجم: بازم "سیاهی لشگر" ربطی به بحث من نداره لذا لطفا از تیتر مهملاتت حذغش کن متمرکز شو روی بحثهای من یا مقالات من.


ششم: اینکه تو چجوری هستی دوست داری میانداری نکنی یا بکنی اصلا موضوع این بحث نیست.این ادعای تو که سعید صالحی نیا چرا اصرار داره تو مناظره ها باشه پاسخ گرفت.گفتم تو چرا می خواهی من نباشم؟ چه دلیلی داری که حذفی برخورد می کنی؟ رزا هم همین مهمل را گفت استدلالی ندارید می خواهید من نباشم چرا؟


هفتم: لطفا بفرمائید "بیرون و درون" چیست؟ از کجا مدعی هستی که من "بیرونم" مثلا تو درونی؟ یا رزا خانم تو درون هست؟ این مهملاته واقعا! باکونین تو چی بیرون بود یا درون؟ ..برای اسپانیا هم فرمول می داد ! درسته؟ برای فرانسه؟ درسته؟ رزای تو چی برای کجا فرمول نداده؟ بیرونه یا درونه؟ همه حرفهاتون همینجوری مهمل!


هشتم: معلوم شد اعتماد به نفس نداری یک مقاله بنویسی نقد کنی بحثهای منو اما راستی چرا اینجا اعتماد به نفس داری ؟ چرا اینجا حرف می زنی اما تو سایتهای دیگه نه؟ ببین جانم سعی کن ساده باشی راحت حرفتو بزن! دو جمله می گی صدتا تناقض داره!

سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

خانم رزا روشن، سیمین مجد هستم. نوشتید که:
"""از طرفی من علاقه ی زیادی دارم با سیمین مجد گفتگو داشته باشم. انسانی که حتی اجازه ی چت ندارد بدون شوهر و شوهری که ادعای برابری طلبی هم دارد و تریبونی که هدفمند برای تحمیق و کله کردن انسان خود شیفته است، به راستی ارزش ندارد."""

به اطلاع شما می‌رسانم که بنده هیچ علاقه ایه به چت با شما ندارم. فلسفه ارتباطی‌ من با سعید فرق دارد. بنده مخالف صحبت سعید با شما هستم. اما ما هر دو به آزادی همدیگر احترام داریم، بنابر این سعید میتواند برای خودش تصمیم بگیرد. توهمات شما که زندگی‌ زناشویی بر پایه اجازه مرد به زن پایه گذاری شده است، از جایی‌ سر چشمه می‌گیرد. شاید تجربیات تلخ در دورانی که عواطف شما در حال شکل گیری بود. اعتقاد انارکو فمینیستی شما نیز احتمال قوی بر پایه احساس انزجار شما از همان فیگور قدرت و اتوریته که این زخمها را در شما بر جای گذاشته، می‌باشد.

من از آنجایی که هیچ منطقی‌ در برخورد شما و ضدّ مرد بودنتان نمی‌بینم، دلیلی‌ هم به چت یا گفتگو با شما ندارم. فلسفه زندگی‌ من انسان است. محور و اساس افکار من انسان است. مرد و زن را به یک اندازه انسان میبینم. مرد و زن را به یک اندازه قربانی دنیای سرمایه داری میبینم. من یک زن هستم. یک زن، مادر فرزند دختر و پسر است. جنسیت آدمی‌ هیچ فرقی‌ در حق و حقوق انسان نباید قائل باشد. روزی که توانستید امپاتی داشته و از جلد خود بیرون آماده و دنیا را با زخمهای خود محک نزنید و ارزش گذاری نکنید، من با شما مایل به چت خواهم بود.

simin majd

Rosa گفت...

سیمین مجد عزیز
خیلی ممنون از کامنت. فکر کردم من را از یاد برده اید. و با کامنتی که گاهی در حمایت از صالحی نیا میگذارید، باز هم از حضورتان در صحبت ها شاد میشوم...
اما
در پاراگراف دوم من یاد ایران افتادم. برخی از همسایه ها به خانمی خانم دکتر میگفتند. او البته شوهرش دکتر بود و در فقری که بودیم، گاهی دوایی و دارویی هم بهمان میداد. بسیار مهربان بود و بخشنده..

سیمین عزیز
راستش اما من نه روی کاناپه ی روانکاوی شما خوابیده ام و نه شوهر شما...

نوشتید:..جربیات تلخ در دورانی که عواطف شما در حال شکل گیری بود. اعتقاد انارکو فمینیستی شما نیز احتمال قوی بر پایه احساس انزجار شما از همان فیگور قدرت و اتوریته که این زخمها را در شما بر جای گذاشته، می‌باشد.
من از آنجایی که هیچ منطقی‌ در برخورد شما و ضدّ مرد بودنتان نمی‌بینم...

رزا: سیمین عزیز، زندانی شاهد شکنجه، از شکنجه شده بیشتر رنج برده و خشمگین است.
من خود قلبم از بی حقوقی، وابستگی و قدرتی که برای برده نگهداشتن زنان اعمال میشود، خونین است.
قیمت زنان به راستی کم است.
وقتی برای حیثیت انسانی خود و خواهرانت می جنگی، نمیتوانی ستمگر را دوست بداری.

آیا شما میتوانید بدون حضور شوهرتان مناظره ای با من داشته باشید؟
در چت کوتاهمان گفتید، میشود یکبار با زنان گفتگو بگذاریم.
بعدش اما به امضای زن و شوهر نوشتید و رسانه ای کردید، نه نمیشود!

باور کنید دست حمایت من را و خواهران دیگرمان را.
بسیاری مثل من این برنامه را بدلیل حضور شما دنبال کردند. اعتماد داشته باشید به خود و یکبار هم شده بطور جدا از شوهر، گفتگویی بگذاریم.
دنیا به آخر نمیرسد.
باور کنید که زنان به بسیاری از این حمایتها و دست اندازی ها و اعمال قدرت های مردان نیازی ندارند.

اینهمه، طناب کلفتی میشوند به دستان و پاها و اینقدر نامرعی است که دیده نمیشود. یعنی وابستگی عاطفی.

باز هم از حضورتان در بحث اینجا ممنونم.
امید که هرگز خنده از لبانتان نیفتد و همواره در صلح و آرامش و برابری زندگی کنید (کنیم)
رزا


Rosa گفت...

سوما: وقتی گفتم شماها چون فکر می کنم تو هم انارشیستی اگه نیستی همینجا اعلام کن!
اگه نیستی همینجا اعلام کن!
اگه نیستی همینجا اعلام کن!
اگه نیستی همینجا اعلام کن!
اگه نیستی همینجا اعلام کن!

رزا: شما بازجو هم بودید در سپاه!
این اعمال قدرت، تهوع بر انگیزه...

هشتم: معلوم شد اعتماد به نفس نداری یک مقاله بنویسی نقد کنی بحثهای منو اما راستی چرا اینجا اعتماد به نفس داری ؟ چرا اینجا حرف می زنی اما تو سایتهای دیگه نه؟ ببین جانم سعی کن ساده باشی راحت حرفتو بزن! دو جمله می گی صدتا تناقض داره!
اما راستی چرا اینجا اعتماد به نفس داری ؟ چرا اینجا حرف می زنی اما تو سایتهای دیگه نه؟
اما راستی چرا اینجا اعتماد به نفس داری ؟ چرا اینجا حرف می زنی اما تو سایتهای دیگه نه؟
اما راستی چرا اینجا اعتماد به نفس داری ؟ چرا اینجا حرف می زنی اما تو سایتهای دیگه نه؟

اینجا اینجا هست!
فضای خارج از سیستم، که اعتماد به خوانده شدن، شنیده شدن و دیده شدن است.
در هیاهوی مسابقه، رقابت، جنگ قدرت و اتوریته ی حرافان حرفه ای سیستم، مسلمن صداهای ناشنیده، زمزمه ها... اینجا شنیده میشوند...
امید که ناشناس ها، ناشناس بماند.
برای شنیده شدن به اعلام اسمی نیاز نیست و دلیلی هم ندارد اسلحه پشت مخچه ی دیگران بگیرید.
شما در هر کامنت، درجه ی ذوب شدگیتان را در سیستم بالا میبرید...
وقتش است که در آینه چهره ی دیکتاتورتان را مشاهده کنید.
مدام در حال امر و نهی و فرمان راندنید...
نهی از منکر و امر به معروف!
هه هه

ناشناس گفت...

جناب ناشناس:(که دوست دارید ناشناس بمانید که خوش تیپ تر شوید)


اولا: اینکه خط فکریت را اعلام کنی رسم تمدن است در یک دیالوگ .اینکه من را به بازجوئی بچسبانی نداستن تمدن! اینجا دیوار سایت است زندان نیست ! حتما باید احمق بودنت را هم اثبات کنی؟!


دوما: تا همینجا معلوم است از ابواب جمعی انارشیستها هستی و این فرار بی مزه و انارشیستی تو در پوشاندن اسمت (حتی وقتی اسم مستعار باشد مثل همین رزا خانم!) و مشخص نکردن مستقیم افکار سیاسیت به تو کمکی نیست! خصوصا اینکه بطور عصبی جملات من را چند بار تکرار هم کردی که نشان دهی؟ که عصبی شدی!


راستش حرفی دیگر نزدی که پاسخ گیری!جز اینکه یک مهمل دیگه هم گفتی!
اینکه من؟ "در سیستم ذوب شده ام"! راستی معیارهای ذوب شدگی در سیستم چیست؟ تو که تعدادی مهمل از جمله بازجو بودن در سپاه پاسداران به من پرتاب کردی طبعا اینجا هم منطقی نداری! همینچوری مهمل پرتاب می کنی و تکرار می کنی تا مگر باورت شود.دقیقا با متد رزا خانم که مدعی است من توده ای هستم حالا منطق یا سند؟ مهم نیست! گوبلزی می روید جلو تا ببینتید چی می شود درسته؟!


سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

خانم رزا روشن (یا هر کی هستی!)


اولا: دروغ دیگرت مشخص شد که مدعی بودی سیمین بخاطر منست که بهت پاسخ نمی دهد.مشخص شد که او تو را لایق بحث کردن نمی داند و اتفاقا او هست مرتب به من می گوید که با تو بحث و مناظره نکنم! منهم بهش می گم که این فرصت خوبیست که تو و همفکرهای تو را بشناسند مردم و ادامه این مناظره های کتبی دستاوردهای خوبی برای من داشته و توانسته خط فکری تو و روانشناسی تو را خوب در بیاورم و نقدهام را رو به جامعه منتشر کنم که ادامه دارد همانطور که می بینی!


دوما: تو فکر می کنی که تفکرت و روانشناسی خودتو مخفی کردی! فکر می کنی داری گریز می زنی ! اتفاقا خواندن کامنتهای تو و همفکرت تونسته به دقت پروفایل روانی تو را روشن کنه! لذا نفس ادامه این مناظره ها به رفعم فحاشیهای تو داره برای من که کارم اینه و برای سیمین که در این زمینه تجربه بسیار بالائی داره بسیاری چیزها را روشن می کنه! اتفاقا شناختن توست که باعث شده سیمین نخواد باهات بحث کنه و ترجیح می ده وقتشو جای دیگه بگذاره و من بهش حق می دم!


سوم: تلاش تو برای ساختن فروم زنانه بسیار مضحک است! رژیم اسلامی هم همینکار را می کنه! جداسازی جنسیتی ! همین متد را تو داری دنبال می کنی که هم توهین به زن هست و هم توهین به مرد همانطور که سیمین گفت!


سعید صالحی نیا

ناشناس گفت...

به سعید صالحی نیا:
1- من و همسرم روزی 8 ساعت و 6 روز در هفته کار می کنیم. دختری 3 ساله دارم که باید پس از برگشتن از سر کار و صرف ناهار بنشینم و دلتنگی هایمان را برای هم که در طول روز همدیگر را ندیده ایم، برطرف کنیم و چند ساعتی بازی و تفریح کنیم و بعد از انجام کارهای ضروری خانه و صرف شام و خوابیدن دخترم اگر از فرط خستگی و خواب آلودگی از پا نیفتیم، شاید فرصتی فراهم کنم بنشینم و به کارهای مورد علاقه ام بپردازم. مثل ادامه دادن به خواندن یک رمان ناتمام، دیدن یک فیلم سینمایی با همسرم، نوشتن مطلبی در وبلاگم و یا گاهی سرزدن به چند سایت مشخص تا ببینم کسانی که در نظرم آدم هایی پرمایه و در عین حال با شخصیت هستند مطلب تازه ای نوشته اند یا نه. آدم هایی که از چند روز پیش رزا هم به جمع آنها اضافه شد.قبلن نمی شناختمش و تمام حرافی ها و مناظره بازی و دکتربازی های کسی مثل تو اگر کوچکترین سودی برای من داشته همین بوده که از این به بعد خواننده ی رزا باشم.(پایین تر می گویم چرا این توضیحات را درباره ی زندگی شخصی خودم دادم). حالا شما هی رزای تو رزای تو کن و کامنت رزا را به خیال این که من آن را نوشته ام هدف فحش و لیچارگویی هایت قرار بده. آنقدر هم باهوش نیستی که از قراین دیگر پی ببری که من رزا نیستم و او من. این جلز و ولزت برای چیست؟ برای این که من به هدف زده ام و گفتم فله ای نوشتن ات همراه با زردنویسی و بی محتوانویسی است و از انشای ضعیفت هم پیداست که هیچ مطالعه ی جدی در ادبیات و فرهنگ نداری . اصلن بگذار بگویم که از کی و چگونه با تو آشنا شدم تا بدانی که مساله ی من با تو شخصی نیست. آشنایی من با کسی به نام سعید صالحی نیا کاملن تصادفی و پس از دیدن مناظره اش درباره ی همجنس گرایی در تلویزیون عزیزان بود. مناظره ای که اولین و آخرین جایی شد که من مطلبی درست و حسابی از تو شنیدم و فکر می کنم به خاطر تخصص داشتن در روانشناسی و درگیری ات از نزدیک با آن مساله توانستی موضع خوب و پرمغزی بگیری. یعنی آشنایی من با تو با یک دید مثبت و موضع موافق شروع شد. بعد از آن کنجکاو شدم که ببینم شما که هستی. این را هم بگویم که نشناختن شما به پرت بودن و پیگیر نبودن من در پیگیری مباحث جاری چپ ایران برنمی گردد. من از وقتی نوجوان17،18ساله ای بودم تا الان که سی و چند سال دارم به طور مرتب پیگیر این مسائل بوده ام. در این مدت کسان بسیاری را در داخل از نزدیک دیدم و پای حرف و بحث شان نشستم و با آثار بسیاری از تبعید شدگان آشنا شدم و از آنها آموختم. کسانی که اگر با آنها موافق هم نباشی نمی توانی بی تفاوت از کنارشان بگذری و دریغ است اگر از آنها نیاموزی. من اینجا دیده ام که دانشجویان علوم اجتماعی کتاب "چشم انداز و تکالیف" آذرین را بخوانند و به عنوان یک کتاب درسی برای آموختن متدولوژی مارکسی از آن نام ببرند و بیاموزند. دیده ام که "ماهواره و آل احمدهای پلاستیکی"در محافل ادبی و تئوری کسب قدرت سیاسی حکمت را در محافل چپ، بگذارند وسط و درباره اش حرف بزنند و تایید یا رد کنند. نوشته ها و نظرات فرهاد بشارت، جعفر رسا، لیلا دانش و بیژن هدایت و رضا مقدم را هنگام جدایی از حککا مورد توجه قرار دهند و حتا در موضع گیری شان اثر گذار باشد و یا دیدگاههای محسن حکیمی و ناصر پایدار در جمع دوستانی که علاقمند به پیگیری مسائل جنبش کارگری بودند، همیشه مطرح بود.اما سعید صالحی نیا را هرگز نمی شناختم و اسمش را از کسی نشنیده بودم و علاقمند شدم به پیگیری نوشتهایش پس از دیدن آن مناظره. نقدهایش از دنیای بهتر را شروع به خواندن کردم ولی ادامه ندادم آن هم به دلیلی که بالاتر گفتم و تکرار نمی کنم.این اواخر هم به دلیل علاقه ام به پیگیری مباحثی درباره ی آنارشیسم، نوشته اش درباره ی عملکرد آنارشیسم در انقلاب اسپانیا و مناظره اش را با رامین ژوبین را خواندم و دیدم به امید اینکه نکته ی جالب و تازه و چالش برانگیزی درباره ی آنارشیسم دستگیرم شود که نشد. حالا هم که به لطف ادبیات مشعشع و عقده گشایی ها و منش و رفتارت در اینجا آنقدر با شخصیت ات آشنا شده ام که دیگر حاضر به خواندن حتا کلمه ای که از چنین شخصیت بویناکی برون تراود نباشم. من چه نیازی به دروغگویی دارم که نظرم را به اسم رزا منتشر کنم؟
ادامه در کامنت بعد...

ناشناس گفت...

من اگر پس از این مباحث تو را شایسته ی ارتباط بیشتر می دانستم حتمن ارتباط می گرفتم و آدرس وبلاگ و ایمیل و ... را هم می دادم که با هم در گفت و گو باشیم. اما الان هرگز چنین کاری نخواهم کرد به این دلیل ساده که با توجه به شرایطم در داخل کشور، قابل اعتمادت نمی بینم. مگر ادامه کامنت قبل:
من قبلن گفتم وارد بحث های مربوط به گذشته ی تو نمی شوم پس چرا فکر کردی حرفم را زیر پا گذاشتم و در پشت نام رزا مخفی شده و به آن بحث ها پرداختم؟ هر چند با روش و فرهنگ و شخصیت که از خودت نشان می دهی و کامنت به کامنت ماهیتت بیشتر برای من روشن می شود، درستی حرف رفقای سابقت در مورد پاسدار بودنت و نحوه ی صحیح برخورد رزا با تو را قابل تامل و توجه می بینم.
2- به کنایه اشاره ای به اعتماد به نفس کردم، مذبوحانه از آن سوءاستفاده کردی. تو که دکتری باید قبل از آن که من می گفتم می قهمیدی اعتماد به نفس دارم یا ندارم.
3- وقتی که تو یک دکتر علاف و حراف هستی که اکثر وقتت پشت مانیتور و به مناظره بازی و سرشاخ گیری می گذرد مثلن نسبت به جنبش کارگری، بیرون از آن به حساب می آیی. پس بهتر است اگر در این زمینه بحثی پیش آمد سکوت کنی و خودت را به هر شکلی وسط بحث نبندازی. ولی اگر یک کارگر آگاه و فعال بودی آن وقت می توانی در مورد جنبش کارگری ترکیه و ونزوئلا هم نظر بدهی و دخالت کنی. حالا بحث بیرون و درون برایت روشن شد؟
4- حالا با شرایط شخصی زندگیم که بالاتر به آن اشاره کردم و نظرم که در مورد مقالات پوچ و بی محتوا و پر از عقده گشایی ها و غلط های نگارشی تو که نه از سر صداقت و شجاعت(نقد دنیای بهتر بعد از 20 سال؟این همه سال کجا تشریف داشتی؟ چرا مثل فلان و بهمان آنقدر مایه و شجاعت نداشتی که وقتی حکمت زنده بود علنن در مقابلش بایستی؟) و ضرورت و نیاز به روشنگری، بلکه برای مقابله و مناظره بازی و مطرح شدن به قیمت مسخره کردن خودت می نویسی؛ حیف نیست بیایم و وقتم را روی به اصطلاح "بحث ها و مقالات" تو متمرکز کنم؟

این آخرین سطرهایی ست که خطاب به تو می نویسم و پس از این حتا پاسخت را هم نخواهم خواند. مرض که ندارم برای کاری وقت بگذارم که نفعی در آن نمی بینم و جز انرژی منفی چیزی برایم باقی نمی گذارد. می توانی برای در و دیوار اینجا هر چه خواستی درفشانی کنی . من می روم فیلم "هانا و خواهرانش" از وودی آلن را ببینم و بعد بخوابم. فردا جمعه و تنها روز تعطیل ماست نمی خواهم بازیچه ی عقده گشایی های تو شود.

Rosa گفت...

هووووم
معلومه که پاک قاتی کردید!
بیچاره افرادی که به شما برای مشکلاتشان مراجعه میکنند!
البته از همه بدتر دهان زنان شدن است.
چرا به ناشناس بد و بیراه گفته و
کامنتها را به دیگری نسبت میدهید؟
اغلب پدران وقتی از کار به خانه می آیند، دق و دلشان را روی زن و بچه خالی میکنند!
حال شما هم چشم را بسته و به اطراف خود لگد می اندازید!
پروفایل شما آنقدر معمولی است که به هوش بالایی نیاز ندارد حدس بزنیم توی خانه تان چه خبره...
خوب گویا برای شناسایی حریف دچار مشکل هستید...
میتوانید از همسرتان برای شناسایی کمک بگیرید، اینکه کدام کامنت را کی و چی نوشته!
سلام های گرم به خانم مجد.
لطفن به داد آقای صالحی نیا برسید:)
این کامنت از رزا است!

Rosa گفت...

"تا چند دقیقه پیش میدانستم کی میمیرم.اما اکنون بسیار دردناک است و من دیگر نمی دانم کی قرار است بمیرم!!شاید همین حالا و شاید فردا"

من هم میروم خواب...
امروز پاهایم از راهپیمایی ورم کردند، گلویم هم از شعار و فریاد!
از اینکه کسی آنطرف آبها طول موجش با بقیه فرق دارد قلبم تندتر میزند...
به امید روزهای بهتر
رزا

ناشناس گفت...

جناب ناشناس که دوست دارید ناشناس بمانید:


اولا: من هرگز نگفتم شما دارید از اسم رزا استفاده می کنید! اینهم دروغ دیگر شما!


دوما:از شما می خواهم به سایت مناظره سیاسی مراجعه فرموده و بیشتر بحثهای من را بخوانید.شاید بیشتر از آنچه گفتید نظریاتم قابل تامل باشد!


سوما: من ساده ازت پرسیدم که خط فکری امارشیزم را قبول داری یا نه؟ این سوال ساده را چگونه پاسخ دادی؟ به شکل وقیجی من را بازجو و پاسدار نامیدی! در حالیکه شرط یک مناظره و دیالوگ سالم است که دو طرف تکلیف فکری هم را بدانند.


چهارم: این دکتر بودن من چه داغی به سینه تو یا رزاست؟! چدا؟ من که در کامنتهام اصلا این تیتر را بکار نمی برم! برو از بالا تا پائین کامنتهای من را بخوان ببین! من در سیاست همیشه سعید صالحی نیا هستم.لذا این درد شماست نه من! مدرک را بسیار دارند اما من خط سیاسیم بالاتر از مدرک است.به مدرک نیاز ندارم برای ارائه فکرم.تو هم سعی کن این مدرک من را فراموش کنی و دردت کم شود!


پنجم: نقد دنیای بهتر را من سالهاست بطور شفاهی درون حزب کمونیست کارگری مطرح کردم و طبق مقرارات حزبی باید همانطور درون کنگره برده می شد و من چون در چهارچوب حزب بودم رعایت قانون حزب را کردم.بعد از اخراجم همانها را دارم منتشر می کنم ایرادش چیست؟ بفرض که اصلا دیروز به این نتایج رسیدم نباید منتشر کنم؟ تا دل تو خنگ شود؟ این شد منطق؟


ششم: در همین حد که امدی و عقده ترکانی کردی و مهملاتی به مهملات رزا روشن اضافه کردی برای من جالب بود.من از شماها دارم یک چپروفایل می سازم.دارم یادتان می گیرم.دارم روانشناسی ادمهای چزوکیده بخصوصی را بررسی می کنم و مجموعه نقد انارشیزم من بیشتر و بیشتر عمق می یابد.تو هم کمکی بودی تا بیشتر شماها را بشناسم.چیزی نداشتی بگوئی.همه گامنتهات روی هم فقط عقده ترکانی بود.منطقی در دفاع از انارشیزم نداشتی امدی فقط به "جنگ سعید صالحی نیا".این از ایرادات مخالفین منست که بجای مخالفت با تفکر من به مخالفت با شخصیت من می پردازند که عین ذلالتشان است!


کاری نداشتی برو دنبال کارت! بیخودی به لیچارگوئی ادامه نده.همان زندگی شخصیت را بکن! بای بای!

سعید صالحی نیا

RosaArchiv گفت...

صالحی نیا به ناشناس:
سوما: من ساده ازت پرسیدم که خط فکری امارشیزم را قبول داری یا نه؟ این سوال ساده را چگونه پاسخ دادی؟ به شکل وقیجی من را بازجو و پاسدار نامیدی!

رزا: اولن من این را نوشتم و نه ناشناس
دومن: شما خیلی خرفت هستید. کیلو کیلو هم بنویسید برای خودتان نوعی تراپی هست. بدرد کسی نمیخورد.
ما بایکوت میکنیم، چون تحریف است. و جعل استالینیستی تاریخ...
همانطور که گفتم، شما میتوانید لینک بلاگ و سایتان را بدهید.
از دادن لیست مشق های هفتگی و ماهانه اجتناب کنید.

دوستانی که تریبون دیگری ندارند و لینک نوشته هایشان در سایتهای گوناگون پخش است، میتوانند لیست بگذارند و یا کل مقاله شان را، تا سر فرصت به صفحه ی اول انتقال داد.

به صالحی نیا:
من چند روزی نیستم و نمیتوانم کمکتان کنم.
از خانم مجد کمک بگیرید.
استراحت کنید و با کودکان به طبیعت بزنید.

بعدش به رفتارتان با ناشناس فکر کنید.
همیشه میتوان از انسانهای دیگر پوزش خواست.
این کار را انجام دهید. به درد او (ناشناس) نمیخورد، اما برای خودتان خوب است....

RosaArchiv گفت...

به خوانندگان کامنتدونی!
دوستان، رفقا
یک کامنت از هرزنامه (هرزنامه ی اتوماتیک بلاگ) نجات پیدا کرد و اکنون روی صفحه است. یک کامنت که دوبار وارد شده بود از ناشناس حذف شد.
یک کامنت لیست مقالات (تبلیغات صالحی نیا) حذف شد.
از همه ی دوستان و رفقایی که کامنتشان حذف شده خواهش میکنم اطلاع بدهند. سیستم بلاکاسپات هرزنامه ی اتوماتیک دارد و تا مدت کوتاهی پس از اعلام (اعتراض) ما امکان نجات کامنت را از هرزنامه داریم.
با تشکر
رزا

RosaArchiv گفت...

رزا: یک کامنت از هرزنامه (هرزنامه ی اتوماتیک بلاگ) نجات پیدا کرد و اکنون روی صفحه است.
کامنت زیر:
ناشناس:


ششمن: من اگر چیزی سطحی به نظرم بیاید و عجولانه برای شلوغ بازی و جنجال راه انداختن و از سر علاقه به مناظره بازی نوشته شده باشد، نمی توانم قابل تعمق و توجه بنامم. همانطور که بحث شما در مورد همجنسگرایی و یا اشاره تان در مورد گرایش های رقابت ستیز و رقابت طلبانه( هر دو) درانسان ها در جایی دیگر و چیزهای دیگر که ممکن است از شما بخوانم و به نظرم جالب بیاید؛ در نظرم عمیق و آگاهگرانه آمد. امیدوارم بتوانم برخورد و ادبیات شما را از چیزهایی که خواهید نوشت و نوشته و من هنوز نخوانده ام، جدا کنم و با آنها برخورد شخصی و متعصبانه ای نداشته باشم.

۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.، ساعت ۱۴:۰۹

ناشناس گفت...



نگاهی به عملکرد آنارشیزم در جریان انقلاب اسپانیا(بخش سوم)

http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/627-نگاهی-به-عملکرد-آنارشیزم-در-جریان-انقلاب-اسپانیا-بخش-سوم

ناشناس گفت...


نگاهی به عملکرد آنارشیزم در جریان انقلاب اسپانیا(بخش چهارم)


http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/628-نگاهی-به-عملکرد-آنارشیزم-در-جریان-انقلاب-اسپانیا-بخش-چهارم

ناشناس گفت...

نگاهی به عملکرد آنارشیزم در اسپانیا (بخش پنجم و پایانی)


http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/629-نگاهی-به-عملکرد-آنارشیزم-در-اسپانیا-بخش-پنجم-و-پایانی

ناشناس گفت...

نگاهی به "چهارچوبهای متناقض اقتصاد "سوسیالیزم لیبرتارین" انارشیستی!

http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/631-نگاهی-به-چهارچوبهای-متناقض-اقتصاد-سوسیالیزم-لیبرتارین-انارشیستی

ناشناس گفت...

بجا این چرت و پرتا
بهتره خاطرات کندکاریهاتو بنویسی
یک فنجان چای بی‌موقع ـ کتاب جدید امیر حسین فطانت

ناشناس گفت...

نقدی بر "ساختار جامعه آینده آنارشیستی"

http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/635-نقدی-بر-ساختار-جامعه-آینده-آنارشیستی

ناشناس گفت...

پاسخ یا سفسطه و جعل حقیقت بعد از شکستن بایکوت! پاسخ به سبک انارکوفمینیستی!


http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/639-پاسخ-یا-سفسطه-و-جعل-حقیقت-بعد-از-شکستن-بایکوت-پاسخ-به-سبک-انارکوفمینیستی

Rosa گفت...

در جواب به اتهام بی اخلاقی و "کودک کُشی" فیمینیسم آنارشیست از طرف سعید صالحی نیا

http://www.archiverosa.blogspot.com/2014/05/blog-post_12.html

RosaArchiv گفت...

از آوردن کل مقاله در قسمت کامنتها خود داری کنید.

ناشناس گفت...




آیا سقط جنین آدم کشی است یا "تعلق بدن زن به خودش"؟علم چه می گوید؟


http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/640-آیا-سقط-جنین-آدم-کشی-است-یا-تعلق-بدن-زن-به-خودش-؟علم-چه-می-گوید؟

ناشناس گفت...

حافظه و یاد گیری جنین انسان(5)





سابقا روانشناسان فکر می کردند که حافظه کودک از سن 3 سالگی شکل می گیرد چون ظاهرا ادمها از این دوران چیزها را بهاطر دارند.اما تحقیقات جدید نشان می دهد که حافظه انسان حتی قبل از تولد بتدریج شکل می گیرد. گاهی کودکان قادر هستند لحظه تولدشان را یاد بیاورند اما طول می کشد که زبان باز کنند و این خاطرات را بیان کنند.جتی قبل از این زمان کودکان قادر هستند از طریق نقاشی و بطور غیر زبانی خاطرات را بیاد بیاورند.

ماهها قبل از تولد حافظه انسان شروع به شکل گیری می کند.از حدود 20 هفتگی !گاهی تصویر برداری دو قلوها داخل شکم مادر نشان می دهد که دوقلوها با هم از طریق چسباندن صورتهای خود بازی می کنند و یکسال بعد از تولد همین مدل بازی را تکرار می کنند!مشخص شده که کودکان درون شکم مادر می توانند بازی ضربه زدن به شکم مادر را یاد بگیرند و بعد از تولد هم انرا با اشاره مادر تکرار کنند!

در تحقیقی توسط انتونی کاسپر و همکارانش در دانشگاه کارولینای شمالی ، مادرهای حامله داستانی را با صدای بلند برای جنینهای خود خواندند و بعد از تولد وقتی همان صدای مادر برایشان پخش می شد ، به رفتارئی که در شکم مادر انجام می دادند، هنگام خواندن مادر، تکرار می شد!بواقع کودکان درون شکم مادر شرطی شده بودند.تحقیقی مشابه در فرانسه نشان داد که در هفته های 33 تا 36 کودکان توان یادگیری ملودیهای موسیقی را دارند



در بررسی دیگر مشخص شده که کودکان در شکم مادر شروع به یادگیری زبان مادر می کنند. این روند با رشد شنوائی از سن 16 هفتگی شروع می شود. صدای مادر به جنین می رسد و ارتعاشات اکوستیک مستقیم روی مغز جنین تاثیر می گذارد. در سن 27 هفتگی ، صدای گریه کودکان درون شکم مادر دارای بعضی از فونتیکهای زبانی است!کودکان تازه بدنیا امده در بررسی در فرانسه نشان داده اند که ترجیح می دهند به صدای زبان فرانسه گوش بدهند!در حالیکه کودکان تازه بدنیا امده روسی چذب زبان روسی می شوند.

تحقیق دیگر در مورد حافظه چشائی و بویائی نشان می دهد که به رغم انتظار ، حافظه بویائی و چشائی هم در شکم مادر شکل می گیرد. جنین درون شکم مادرش به غذاها و بوهائی که مادر تماس می گیرد حافظه پیدا می کند و بعد از تولد به انها خصوصا جذب می شود!قبل از تولد جنین یاد می گیرد که بوی شیر مادرش چگونه است و فرق انرا متوجه می شود.

تحقیقات دیگر روی جنینهای زود متولد شده 29 هفته نشان می دهد که استرسهای بعد تولد در اینها تا زمان بلوغ هم در حافظه شان می ماند! ادوارد یکی از این جنیها بود که سالها بعد به صدای چسب و تصویر آن در اتاق ای سی یو حساسیت نشان می داد حتی وقتی مرد بالغی شده بود!

Rosa گفت...

در تحقیقی توسط انتونی کاسپر و همکارانش در دانشگاه کارولینای شمالی ثابت شد که تخمک زن فقط به اسپرم های فهمیده اجازه ی ورود میده!
تخمک زن حتی قادر است بوی زامبی سیاسی را تشخیص داده و با تیپا خارج از زمین بازی شوتش کنه!
تخمک زن حتی در برخی از موارد بطور غریزی اسپرم های تجاوزگر را از کیلومترها دورتر رصد کرده و برای تخمک های دیگه و خواهرانش آژیر خطر میکشه!
....

ناشناس گفت...

حقوق جنین، بخشی از حقوق کودک در مقابل برداشت آناکوفمینیستی!

http://monazere-siasi.com/مقالات-سیاسی/مقالات-سال-٢٠١٤/641-حقوق-جنین،-بخشی-از-حقوق-کودک-در-مقابل-برداشت-آناکوفمینیستی

علی گفت...

مدیر این پیج متاسفانه هنوز عقده نداشتن الت تناسلی نرینه رو دارد و این کمبود در ضمیر ناخوداگاهش هنوز حل نشده است.

وقتی اقای سعید صالحی نیا به مناظره دعوتش میکند مرتب بهانه می آورد تا مناظره نکند .به عنوان یک انارشیست خدممتان عرض کنم مطالب شما بسیار سطحی و باعث به ابتذال کشیدن فلسفه آنارشیسم است.

RosaArchiv گفت...

لول
خوب حضرت علی
شما که آلت هم دارید! بدون بهانه مناظره کنید!
مناظره ی آلتها!

علی گفت...

باشه بنده هم نظراتم رو به سمع و نظر شما میرسانم اولا وقتی زنان در محافل عمومی عریان میشوند مردان هم در این باره حق دارند ابراز نظر بکنند مطمئنا زنان برای رسیدن به مطالباتشان به مردان احتیاج دارند وگرنه شکست میخورند یا خوشبیناته تر عرض کنم به نتایجی که مورد پسندشان باشد نمی رسند مگر اینکه خلافش رو ثابت کنید. به نظر می آید نظرات شمادر گفتگو با آقای صالحی نیا شبیه نظرات فاشیستهای جنسی است که فقط دیسکورس زنانه مورد پسندشان است دوما سوال اساسی که پیش می آید عریان شدن زنان چه نتیجه قابل قبولی در بازه زمانی کوتاه مدت یا بلند مدت دارد بنده نه مخالف این حرکتشان هستم نه موافق اما خوب سوالات همیشه هست: آیا این حرکتشان بیشتر احساساتی به نظر نمی آید تا منطقی؟ آیا بیانیه نوشتن - تشکلها و شورا برای رسیدن به مطالبات بهتر نیست و انسجام بیشتری ندارد؟ آیا عریان شدنشان باعث نمیشود قسمتی از زنان فمنیست که مخالف این حرکتشان هستند آز انان جدا شوند و اتحاد از بین رود یا کمرنگ تر شود ؟ (زنان فمنیست اگر با مردان مشکل داشته باشند و با خودشان هم مشکل داشته باشند و اتحادی در بین انها نباشد کاری نمیتوانند انجما دهند. )

علی گفت...

اقای صالحی نیا یادآوری فکت های تاریخی و ضعفهای زیاد سیستم کمونیست دهان هر کمونیست خشک رو میبندد که از مانیفست برای خودشان قران ساخته اند .

انارشیستها در همه جای ایران نفس میشکند و روز به روز تعدادشان بیشتر میشود بنگرید به وبلاگها و فعالیتهایشان در شبکه های اجتماعی

Rosa گفت...

نوشتید: آیا این حرکتشان (لخت شدن) بیشتر احساساتی به نظر نمی آید تا منطقی؟ آیا بیانیه نوشتن - تشکلها و شورا برای رسیدن به مطالبات بهتر نیست و انسجام بیشتری ندارد؟
رزا: حرکت زنان همیشه با ارزشگذاری جامعه ی مردان روبرو است.
این اغلب مردان میباشند که فوری خودکار نمره دادن را در می آورند.
در همان ابتدا نیز مردان فوری مقاله های موافق و مخالف کیلویی منتشر کردند.
لخت شدن احساسی و شورا زدن منطقی ارزیابی میشود.
نوشتن بیانیه و غیره...
میدانید مشکل اصلی اصلن این ها نیست و نبوده.
مگر لخت شدن زنان جلوی کارهای دیگر را میگیرد؟
من الان دارم برای شما جواب مینویسم.
کودکم را نوازش، با یک پا زمین را می سابم، پای دیگر در حال جست و جوی قلم زیر میز است!
حتی یک فرد نیز از زنان میتواند و اغلب در حال انجام چند کار است. چرا نمیشود کارها را جوری تقسیم کرد که هر دستی بخشی از آن را بعهده بگیرد؟
تازه لخت شدن هم کلی سازماندهی میخواهد. مگر اینکه لخت شدن را در خیابان و رختخواب عوضی بگیرید. در رختخواب البته سوالی نیست، گفتگویی نیست، خبرنگاری نیست، نیروی پشتیبان نمی خواهد!
شما جدن عمل لخت شدن در خیابان را که یک عمل سیاسی است را با لخت شدن در رختخواب که احساسی است اشتباه گرفتید!
خیابان بادی گارد هم لازم دارد و شوخی هم نیست.
در مورد راضی کردن مردان برای رسیدن به مطالبات زنان!
آیا شما اگر کارگر هستید برای حقتان با کارفرما در صدد راضی کردن هستید؟ دیسکورس و گفتمان دارید!
شما جزئی ترین مطالبات را در نظر بگیرید. رفتن به خیابان برای خرید شیر کودک!
ما از همین هم محروم هستیم. چون شما حضور دارید و فضا و مکان را هولناک اشغال کرده اید!
در مورد مخالفت برخی زنان در حرکت برخی دیگر از زنان! و عدم اتحاد آنان با هم...
آیا واقعن فکر میکنید که من فکر میکنم که برای شما این همه ذره ای اهمیت دارد؟
مردسالاری پایه ی اصلی تفرقه در صفوف زنان میباشد.
مسلمن زنان "پوشیده" ی با حیا! امتیاز بیشتری از جامعه ی مردان میگیرند.
همان ها هم هستند که در کنار مردانشان همدوش، رژه ی پر اتحادی را هر سال دست در دست رفقا! سازمان داده، بیانیه های پر شوری خوانده و شبش هم قرمه سبزی برایتان میپزند که آفرین از اینهمه اتحاد! از سرویس جنسی بگذریم...

اتحاد با جامعه ی مردان تنها در صورتی بوجود خواهد آمد که اول بفهمند وقتی حقی دارند، یعنی زنان این حق را ندارند.
قدم دوم گذشتن از این حق است.
گذشتن از ثروت بسیاری از پولدارها را در دل جنبش کارگری کشاند. ما زنان برای حفظ اتحاد با شما قرار نیست کاری خوشایند شما انجام دهیم. این البته که شما هستید که کاری انجام دهید برای اتحاد با ستمکشان و لایه های پایین تر از خود در هرم سلسله مراتب.
همانطور که من برای اتحاد با بومیان و "سیاهان" اگر سفیدم!

نوشتید: نظرات فاشیستهای جنسی...

به نظرم شما بهتر است برگردید به صفوف اصلی خودتان.
همانگونه که کارگران، پولدارهایی که برای سروری کارگران و بی چیزان و نمایندگی آنان راه به سندیکاها باز کردند را با تیپا بیرون انداختند، جنبش مستقل زنان نیز سالها است، چکمه به پا، مردانی را که اغلب نیز نقش معلم را در صفوف ما میخواهند بازی کنند به همان جایگاه اصلی شان یعنی مردسالاری پرت کردند.
همانطور که نوشتم تاکتیکهای مبارزاتی هر جنبشی ابتدا درون جنبش به بحث گذاشته میشود.
پس فعلن پشت در بمانید و کمی تمرین صبر کنید.
کسی نیازمند توصیه ها ی شما برای رهایی نیست.
آزادی از اقتدار جنسی مردسالاری، یعنی آزادی از شماها، ارزش گذاری شماها، نمره دادن شماها، توصیه های شماها، فحاشی شماها، خشونت شماها.
یعنی عبور از شماها، انتهایش رهایی ما زنان است.
امیدوارم برایتان شفاف باشد. نبود هم به جهنم:)
چون اغلب سفید ها هم سیاهان را نمی فهمند. بدلیل راسیسم تاریخی.
و شما نیز ما را نفهمید بدلیل راسیسم جنسی.
فاشیسم را هم که نوشتید، البته تعریف خودش را دارد که بهتر است شما از آن مثل کامنت بالایتان بعنوان همان فحش سیاسی ازش استفاده کنید. برازنده ی شما هم هست...
زیاد هم به صالحی نیا گیر ندهید!
او لااقل مردسالاری اش با نقاب آنارشی نیست.
خودش هم هیچ مخفی نمیکند که یک سوسیال دمکرات گوشتخوار و خونخوار است!

علی گفت...

جوابتون رو می پسندم .
وقتی بازار از بدن زنان استفاده میکند تا کالاهایش رو به فروش برساند برای این استفاده میکند که اندام زنان جاذبه جنسی دارد و مردان به سمت کالاها کشش پیدا میکنند خوب شما بیلبوردهای تبلیغاتی رو میشکنید و شعارهای سیاسی روی بدنتان مینویسید که مثلا حق ندارید با بدن زنان کالاهای خود رو به فروش برسانید اما خوب مردان از این طریق هم تحریک میشوند که در مقاله نوشته بودید خودارضایی کردن با بدن ما ممنوع. جالب است و هرکسی اینکار رو بکند با کس بز هم خودارضایی میکند ولی مردان تحریک میشوند شما شاید فاعل بودن و تهاجمی بودن میل جنسی مردان و انفعالی بودن این میل در زنان رو اصلا قبول نداشته باشید و آن رو توهین به خود بدانید اما خوب حقیقیت اشکاری است باید بالاتر از جنسیت خودتان فکر کنید تا بدانید مردان به چه صورتی هستند . البته ناگفته نماند شما در جوابم گفتید که چندین کار رو با هم انجام میدهید که جوابتان مورد پسندم بود اما خوب همیشه عریان شدن برای من قابل درک نبود و گفتم نه مخالف هستم نه موافق چون هم جنبه های مثبتش رو باید در نظر گرفت هم جنبه های منفیش رو

Rosa گفت...

به علی،
در مورد تحریک و کلن این کامنتتون راستش نیاز به فکر دارم.
در مورد چندین کار را با هم انجام دادن در مورد زنان این علمی ثابت شده و تجربی هم سیستم از این توانایی زنان به نفع خود (مافوق استثمار) سالها است که سود میبرد. برای کارهایی که نیازمند همزمان چند کار است زنان رااستفاده می کنه.
در کارهای خدماتی بخصوص زنان تجربه ی کار همزمان را دارند.
به کار خانگی مادران نگاهی بیندازیم. آنها تربیت "کار همزمان" دارند و سیستم هم در اینجور کارها اغلب از این سود مافوق میبره.
شاید کاریکاتور معروفی را دیده باشید. یک زن با موهای بیگودی پیچ در حال توالت، گوشی تلفن بدست و با یک پا در حال لته کشیدن زمین و...
امروز نیم ساعت در اتوبوس را حتمن به کامنت شما فکر میکنم.
تا بزودی

Rosa گفت...

قبل از رفتن لطفن فکر کنید:
رژیم ایران دلیل حجاب را حشری شدن مردان اعلام کرده. مردان را حیواناتی میداند که با دیدن زن رفتارشان جنسی میشود. اکنون تبلیغ میکنند تا فردا قانونی کنند: اگر مردی به زنی تجاوز کرد تقصیر زن است که بد حجاب بوده یا "عشوه گری کرده...
حال نوشته ی خود را باز بخوانید در زیر.
بسیاری از رفقای من اصلن حیوان جنسی نیستند. هم بیولوژیک مرد و هم بیولوژیک غیر مرد و هم هر دو.
هیچکدام من را بعنوان ماده نمیبینند.
حال شما هم از تحریک مردان مینویسید.
بهتر است روشن کنید چرا مانند رژیم مردان را حیوان جنسی میدانید.
نوشته ی شما:
اما خوب مردان از این طریق هم تحریک میشوند که در مقاله نوشته بودید خودارضایی کردن با بدن ما ممنوع. جالب است و هرکسی اینکار رو بکند با کس بز هم خودارضایی میکند ولی مردان تحریک میشوند شما شاید فاعل بودن و تهاجمی بودن میل جنسی مردان و انفعالی بودن این میل در زنان رو اصلا قبول نداشته باشید و آن رو توهین به خود بدانید اما خوب حقیقیت اشکاری است باید بالاتر از جنسیت خودتان فکر کنید تا بدانید مردان به چه صورتی هستند .

Rosa گفت...

مردان به چه صورتی هستند؟
تهاجمی بودن میل جنسی مردان؟
انفعالی بودن این میل در زنان!
هوووووووووووووووووم!

علی گفت...

دوست عزیز ببخشید بنده موقع امتحاناتم است و نتوانستم سری به بلاگتان بزنم الان سعی میکنم کمی بیشتر توضیح دهم :
نوشتید :رژیم ایران دلیل حجاب را حشری شدن مردان اعلام کرده. مردان را حیواناتی میداند که با دیدن زن رفتارشان جنسی میشود. اکنون تبلیغ میکنند تا فردا قانونی کنند: اگر مردی به زنی تجاوز کرد تقصیر زن است که بد حجاب بوده یا "عشوه گری کرده... حرف شما درست است رژیم از دستگاه تبلیغاتی - ایدئولوژیک خود استفاده میکند تا تجاوز کردن به زن رو قانونی کند یا خوشبینانه تر بگویم مقصرش رو خود زنان بداند.سیستم ایران حقوق زنان رو قبول ندارد و آنها رو ناقص العقل میداند و ماشین تولیدمثل و جوجه کشی که وظیفه آنها تربیت کودکان و حفظ خانواده است و آقای خامنه ای هم مرتب از جریانهای فمنیستی صحبت میکند و این جریانها رو ظلمی به خود زنان میداند که باعث میشوند زن از زن بودنش فاصله بگیرد و از اصلی ترین غرایزش دور شود که بنده اصلا نظرات سیتم ایران رو قبول ندارم و سعی میکنم بدون اینکه تحت تاثیر سیستم باشد نظرم رو بگویم. نوشته اید:

بسیاری از رفقای من اصلن حیوان جنسی نیستند. هم بیولوژیک مرد و هم بیولوژیک غیر مرد و هم هر دو.
هیچکدام من را بعنوان ماده نمیبینند.
حال شما هم از تحریک مردان مینویسید.
بهتر است روشن کنید چرا مانند رژیم مردان را حیوان جنسی میدانید.
آقای اریش فروم در کتاب هنر عشق ورزیدن از جانب فروید میگوید: یک مرد میخواهد همه زنان دنیا رو تصاحب کند. مردان وقتی غریزه جنسیشان شدیدا سرکوب میشود دیگر اصلا به زیبایی زن که این زیبایی به خاطر تمدن است توجه ای نمیکنند و با هر زنی دوس دارند سکس داشته باشند اما اگر این غریزه آنها خیلی سرکوب نشده باشد و رابطه داشته باشند به زیبایی توجه میکنند و با دیدن هر زن زیبایی دلشان میخواهد با او رابطه داشته باشند به خاطر همین میل آنها تهاجمی است ولی زنان با هر مردی سریعا سکس نمیکنند و در ابتدا باید رابطه عاشقانه و صیمیمی داشته باشند تا بعد سکس داشته باشند و در سکس هم مانند مردان سکس نمیکنند و تفاوت زیادی با همدیگر دارند آنها دنبال عشق و تولیدمثل هستند ذاتا دنبال تولید مثل هستند .(رابطه اصلا وجود ندارد) ژاک لاکان اعتقاد داشت عشق اساسا کیفیتی زنانه دارد که احتیاج به توضیح خیلی بیشتری داد از حوصله این بحث خارج است و طبیعت انسان چه مرد چه زن به صورتی است که دنبال تولید مثل و ادامه بقا است و مخالفت کردن با طبیعت خود کار خیلی راحتی نیست .رفقای شما تلاش میکنند شما رو ماده نبینند اما خوب مرد همیشه زن رو ماده میبیند و زن هم همیشه مرد رو نر میبیند و جور دیگری بودن یعنی فراتر از طبیعت حرکتن کردن که انسان شکست میخورد.

علی گفت...

همه مردان ذاتا قدرت رو دوست دارند و ذاتا دنبال مدیریت زنان هستند و اکثریت زنان هم دوس دارند دنباله رو مردان باشند و از آنها اطاعت کنند و از اینکار لذت می برند اما عده کمی از زنان دنبال رفتاری متفاوت هستند که یا به خاطر ژنتیک آنهاست یا تاثیرات که محیط روی آنها می گذارد به هر حال صحبت کردن درباره این مسائل به غایت پیچیده و مشکل است . ( احتمالا مردان فمنیست هم اکثرشان دنبال مدیریت کردن جنبشهای زنان هستند به خاطر اینکه ذاتا قدرت رو دوست دارند و زنان فمنیست هم دنباله رو انها هستند به جزء تعداد اندک )کل جریان فمنیست و موجهایش تحت تاثیر زنان بسیار اندکی است مانند سیمون دوبوار -اما گلدمن- رزا لوکزامبورگ- نانسی فریتزر- ویرجینا وولف- هانا آرنت و چندتای دیگر این زنان قابل ستایش هستند اما زنی مانند شوچینکو رهبر فمنهای اوکراین رو من انسان سطحی میدانم که الترناتیوهایش ختم میشود به شاشیدن روی عکس رئیس جمهور و وزرا کابینه او احتمالا مانند اما گلدمن ذاتا نمیتواند یک رهبر باشد. (من انارشیست هستم اما اگر قدرت داشتم در ایران وضعیت به صورت دیگری بود خیلیها رو ممکن بود اعدام و زندانی کنم چون ذاتا دنبال قدرت هستم به خاطر این مسائل انارشیست هستم.مثلا همین سعید صالحی نیا بهش قدرت بدهند ابتدا از هم حزبی های مخالف شروع میکند به اعدام کردن و زندانی کردن و بعد دنبال نابود کردن جریانهای دیگر است. الان قدرت ندارد فکر میکند انسان شریفی است به قول توماس هابز بشر گرگ بشر است. )

Rosa گفت...

سلام
من هم در راه هستم.
البته متنی را که نوشتید خواندم تا اینجا: او احتمالا مانند اما گلدمن ذاتا نمیتواند یک رهبر باشد.
رزا: راستش اما گلدمن نه رهبر بود و نه ذاتن رهبر بود و نه میخواست رهبر باشه!!!
مشکل همینجا است که شاید تئوری هایی را که نوشتید در مورد روانشناسان مکتب فرانکفورت و باقی در زمان خودش با تحقیقات میدانی درست بوده!؟
ولی راستش الان در اروپا اینطور نیست. امروز بالای 35 درجه و در قطار و اغلب ایستگاهها تقریبن اغلب نیمه لخت و کسی هم به کسی حتی رفتاری تجاوز نکرد. کودکان کاملن لخت مشغول آب بازی زیر فواره ها.
این تئوری هایی که نوشتید مال پس از جنگ دوم جهانی است. روانشناسان حتی وجود هیتلر را به سرکوب جنسی ربط دادند و اغلب سیستم مدارس عوض شد. تنبیح را برداشتند و...
حال پسر و دختری که با هم بزرگ شدند، کمتر کمپلکس جنسی دارند و رفتار مردان هم بطور گسترده غریزی شده.
غریزی به این مبنا که آنها نیز رفتار خشونتبارشان را تصحیح کردند و خواستار مقبولیت از طرف زنان هستند.
زنان هم مردانی با موهای بلند و دامن پوش و ... میپسندند.
کلن فکر میکنم هر چه به غریزه نزدیکتر شوند، مردان سرکوب زنانگی شان کمتر و زنان مردانگی شان.
چون من انسان غریزی را دوجنسی میدانم.
بحث جزئی اش باشه وقتی شما وقت داشته و من هم برگشته باشم خانه.
در ضمن
مرگ بر امتحان:)

Rosa گفت...

*تنبیه

علی گفت...

اما گلدمن به خاطر تئوری های انارشیست از رهبری کردن بیزار بود اما او برای رهبری کردن ساخته شده بود و میتوانست یک رهبر باشد اتفاقا تا اندزه ای هم مانند یک رهبر در جنبشهای کارگری فعالیت میکرد. حتی اگر به سخنرانیها و متحد کردن نیروها ختم شود من اینکار رو رهبری و داشتن استعداد برای رهبری میدانم البته با قطعیت نظر نمیدهم.

میدانید در اروپا همین الان تمدن باعث شده است غریزه جنسی سرکوب شود و تاثیراتش رو روی روان انسانها میگذارد .فروید معتقد بود متمدن بودن و پیشرفت باعث میشوند انسانها افسرده تر و بیمارتر شوند و کل تمدن به خاطر انکار غریزه جنسی بوده است . فرهنگی که در کشورهای اروپایی حاکم است روی مردم تاثیرات زیادی گذاشته است اما خوب میل جنسی یکی از قدرتمندترین میلهای انسان است برای چه در همان کشورهای اروپایی از اندام زنان برای فروش کالاها استفاده می شود ؟ به نظر من چون اندام زنان جاذبه جنسی دارد .نوشتید زنان مردان دامن پوش با موهای بلند رو دوست دارند اما زنان مردی رو انتخاب میکنند که با آنها شباهت ژنتیکی داشته باشند این به خاطر طبیعت است. مثله اینکه بگویید زنان به زیبایی مردان اهمیت میدهند اما خوب واقعیت این است که زنان به زیبایی اهمیت چندانی نمیدهند و مدیا میخواهد چیزی غیر واقعی رو به جامعه تزریق کند.

علی گفت...

هیچقوت فاصله بین دختر و پسر کامل از بین نمی رود این حقیقت است و تفکری دیگر به خاطر این است که بعضی از انسانها مخالف این حقیقت هستند.

بعضی از انسانها مخالف غریزه جنسی هستند و این غریزه رو پست و حیوانی میدانند اما خوب این غریزه یکی از غرایز مهم انسان است و او رو راحت نمیگذارد.

علی گفت...

نظریه های علمی هیچوقت منسوخ نمیشوند بلکه کامل تر و جامع تر میشوند مانند نظریه فرگشت چارلز داروین که حقیقت است و هنوز خیلی از مسائل مربوط به این نظریه رو نمیدانیم اما خوب همیشه تحقیقات باعث کامل تر شدن نظریه شده اند نه اینکه نظریه کامل رد شود .

RosaArchiv گفت...

میدانید که نقش رسانه ها و تبلیغات بسیار مخوف هستند...
در ایجاد سیستم های دو قطبی مثل زن/مرد
الگو ها و...
نظریه های علمی همواره مورد استفاده ی قدرتها برای توجیه اعمال خشونت و تبعیض هستند. تصور بکنید عقیم کردن نیم میلیون انسان را با مُهر معلول در زمان هیتلر و با توجیه داروین. داروین البته خود واکسینه کردن را درست نمیدانست. در انتخاب طبیعی عده ای می میرند و قوی ها میمانند و نباید دستکاری کرد!
آقای اریش فروم هم که نوشتید، او هم خواهان روابط جنسی دو قطبی بود.

عشق و نفرت هم زمان چپ ها و همجنس گرايان از هم ديگر/ جهانگیر شیرازی

http://rosaanarchi.blogspot.de/2010/04/blog-post.html

به نظرم شما در متنهایی که مینویسید و با تکرار مداوم "غریزه" و بُت کردن یکعده نویسنده و فعال سیاسی/اجتماعی بنام رهبر و علمی جلوه دادن های تئوری ها و ایمان به آنها و جایگزینی علم بجای دین، اما همان نتایج رژیمی مرد مریخی زن ونوسی را نهایتن تبلیغ میکنید!
به راستی گلدمن ی که تمام عمرش علیه هیرارشی مبارزه کرد خود بنام رهبر در خاطره ی آنارشی بماند، باید به این آنارشی راستش رید!
نوشتید: هیچقوت فاصله بین دختر و پسر کامل از بین نمی رود این حقیقت است و تفکری دیگر به خاطر این است که بعضی از انسانها مخالف این حقیقت هستند.
رزا: دختر و پسر خیلی وقت است از بین رفته. بسیاری هستند که سیمپاتی عشق و دوستی در کنار همدیگر نگهشان داشته. بسیاری رابطه ی جنسی دارند و نه با هدف تولید مثل. فاصله هایی بین دختر و پسر چرا باید باشد.
کشش جنسی در جهان کنونی بدلیل آلتهای تناسلی نیست. اینهمه بسیار فراتر از تمرکز بروی آلتها است.
این واقعیت زندگی کنونی ما است در جامعه ای که بدلیل داشتن آلتهای مخالف عاشق نمی شود و با دیدن تن و بدن ماده به فکر تجاوز...
کمی فراتر از مکانتان فکر کنید.
سیستم های دو قطبی در بسیاری از مکانها دیگر وجود خارجی ندارند. کشش جنسی و نیاز جنسی... اینهمه دیگر در سیستم دو قطبی فقط بر آورده نمی شود.
اینهمه با بمباران مغز عملی شده که همان تربیت اسلامی/مذهبی/ کلیسایی و... است.
بیگانه کردن انسانها و جلوه دادنشان در هیرارشی های گوناگون با حقوقی از پیش نوشته حتی قبل از بدنیا آمدن.
به خودتان نگاهی بیندازید و کشف کنید چفدر از شما زن است؟ چقدر از عواطفتان زنانه؟ و چقدرش را تاکنون سرکوب کرده اید. تا مرد باشید و از حیوان بودن، غریزی رفتار کردن مردان بگویید...
بسیاری از مردان یاد گرفته اند که ماشین ها را کنار گذاشته و عروسک بازی کنند! نوزادان را مراقبت کنند و با همان ظرافت زنان کار کنند. در رختخوابها هم هم زن باشند و هم مرد و نیاز جنسی را هم ارضا...
مسلمن مرز دختر و پسر برداشته نمی شود تا زمانی که ما این را "حقیقت" بدانیم.
البته اگر به این حقیقت شک کنیم و کودکان را تربیت قطبی نکنیم و به حال خود رها کنیم، آنوقت دختر گاه مردانه و پسر گاه زنانه...
باری اینطرف کُره ی زمین ملت نیمه لُختند و آنطرف کُره ی زمین با کوچکترین حرکت ماشین در دست انداز لای پاهایت را دستان بیگانه میجورد و ارگاسم میگیرد!
این هم حقیقتی است به مکان و زمان وابسته.
که چرایی خودش را دارد و به گمان من نه غریضی است و نه طبیعی و دلیلش را باید جستجو کرد و نه توجیهش کرد...
مینویسید: میدانید در اروپا همین الان تمدن باعث شده است غریزه جنسی سرکوب شود و تاثیراتش رو روی روان انسانها میگذارد .
رزا: ویاگرا را اینطرف برای صادرات تولید کرد. آنطرف آنقدر در حال مصرف است و جنون مصرفش گرفته که جدن کم می آورد!
راستش به نظرم مشکل کنونی طمع مصرف است و تبلیغ پر خوری برای فروش بیشتر...
انسان کنونی بدلیل ایجاد نیازهای کاذب سیستم کلن امکان ارضا ندارد.
کتابهایی را که تاکنون خواندید را بسوزانید و از نو بدنبال پاسخ سوالهایتان بروید.
به نظرم تجاوز اصولن در رابطه ی قدرت و در سلسله مراتب بازتولید میشود. تجاوزگری بخشی از مردن نیز بدلیل ارضای نیاز جنسی شان نیست. بیشتر اعلام رهبریت و ریاستشان است.
نه غریزه و نه کنش جنسی.
از مادران و خواهرانتان بپرسید...
آنها گاهی پاسخ سوالها را میدانند!

RosaArchiv گفت...

*غریزه

علی گفت...

خانم روشن شما اگر استدلالی در مورد هر مسئله ای بیاورید که منطقی باشد مطمئن باشید بنده قبول میکنم و امیدوارم شما هم به این صورت باشید تا گفتگوی نتیجه بخش باشد چون قرار نیست کسی پیروز از میدان بیرون برود قرار بر این است مسائل مختلف رو خیلی جدی تحلیل کنیم بودن اینکه درگیر احساسات بشویم .
اولا نقش رسانه ها و تبلیغات مخوف هستند و بسیار مبتذل اما خوب رسانه ها روی انسان تکیه میکنند و از بدنها سوء استفاده میکنند دنبال این هستند که دوجنس از هم فاصله بیشتری بگیرند اما شما هم میخواهید فاصله بین دوجنس رو محو کنید که بنده اینکار رو غیرعملی و غیر واقعی میدانم و بدون اهمیت دادن به رسانه نظر میدهم این فقط یک تفکر آرمانی است در حالی که طبیعت نمیگذارد فاصله محو شود .دوما نظریه های علمی رو دانشمندان مطرح میکنند ولی سیستمها ممکن است از این نظرات سوء استفاده بکنند این قبیل کارها ربطی به دانشمندان ندارد. سوما مرد مریخی و زن ونوسی رو تبلیغ نمیکنم بلکه دارم از تفاوتهای زیاد دوجنس صحبت میکنم از غرایز دوجنس و تاثیرات محیط روی دوجنس صحبت میکنم. در مورد مسائل اکتسابی نظر میدهم خیلی از زنان میگویند اگردر دوران کودکی به جنس مونث عروسک ندهند با آن بازی کند و آن رو جنس ظریف ندانند د دوران بزرگسالی تغییرات خیلی زیادی میکند اما خوب اگر به دختر عروسک ندهی با آن بازی کند شاید تفنگ و ماشین بدهی ولی از اسباب بازیهای پسربچه هایی که به او داده ای بعد از مدتی این وسایل رو پس میزند.این مانند همان مسئله ای است که در بزرگسالی عده ای از فمنیستها میگوند زن جنس ظریف و شکننده نیست و خودشان هم رفتار مردانه دارند خشن- محکم و منطقی ولی خودشان رو مستقل تعریف نمیکنند و جدا از جنسیت مرد بلکه صفات مردانه رو تحسین و انتخاب میکنند سوالی که پیش می آید این است که آیا آنها دوست نداشتند که واقعا مرد باشند ؟ آیا عقده های در دوران کودکی هنوز باقی مانده است؟ چهارما در مورد اما گلدمن بنده نظرم رو بیان کردم شما هم نظرتان رو گفتید که یادم میماند اما نتیجه گیری نمیکنم چوناحتیاج به مطالعه بیشتر دارم. پنجما نوشته اید: به خودتان نگاهی بیندازید و کشف کنید چفدر از شما زن است؟ چقدر از عواطفتان زنانه؟ و چقدرش را تاکنون سرکوب کرده اید. تا مرد باشید و از حیوان بودن، غریزی رفتار کردن مردان بگویید.
بسیاری از مردان یاد گرفته اند که ماشین ها را کنار گذاشته و عروسک بازی کنند! نوزادان را مراقبت کنند و با همان ظرافت زنان کار کنند. در رختخوابها هم هم زن باشند و هم مرد و نیاز جنسی را هم ارضا...
آقای کارل گوستاو یونگ معتقد بود در ذهن مردان انرژی است به نام انیما(انرژی زنانه )و در ذهن زنان انرژی است به نام آنیموس(مردانه)که انرژی در حد تعادلش خوب است .مردان تمام آنیمایی(انرژی زنانه)به خاطر ضعف در بخش مردانه (بخش اراده-منطق و واقع بینی)در برابر سختیها و بحرانهای زندگی شکننده و آسیب پذیره ... حساس و زود رنجه...زود تسلیم و افسرده میشه و براحتی در دام اعتیاد و خودکشی می افتدو زنان تمام آنیموسی به خاطر ضعف در بخش زنانه خشن-افسرده و از زنانگی خودشان فاصله میگرند و نمیتوانند یک مرد هم باشند اما همیشه دنبال یک پادشاه هستند تا آنها رو نجات دهد و دستشان رو بگیرد.
بنده کتابها رو نمی سوزانم ولی مطمئنا که انسان شکاک هستم و دریچه های اندیشه ام باز است ممنونم بابت نگرانی و توصیه شما!

علی گفت...

خانم روشن الان که این مسائل رو نوشتم دارم فکر میکنم چقدر پیچیده هستند و در ضمن گفتگو رو خیلی قبول ندارم و بهتر است بگویم افراد بسیار کمی هستند که به خاطر نبوغ ذاتیشان طالب حقیقت هستند چون اراده یک انسان به صورتی است که اگر بخواهد با مطلبی مقابله کند و آن رو قبول نکند واقعا اینگونه است .انسان شخصیتش به صورتی است که پذیرای یک استدلال است و آن رو حقیقت میداند و پذیرای یک استدلال نیست. البته با قطعیت نظر ندادم.

Rosa گفت...

خوب به نظرم بهتر است در مکانهای مختلف مشاهده کنیم. جستجو کنیم، چرا برخی تا زن میبینند، نیاز تجاوز دارند. حتی از حیوانات ماده نیز نمی گذرند و چون این پدیده فرا "طبقاتی" نیز میباشد، و بخشی نیز اینطور نمی باشند و زنان را انسان...
اگر چیز دیگری یافتید، میتوان به بحث گذاشت.
من فعلن سیستم ترویج دوقطبی را مسئول میبینم و مصرف گرایی و از خود بیگانگی و هرم سلسله مراتبی را...
زیاد به غریزه و ... اعتماد ندارم و بیشتر اینها را توجیه میدانم....

Rosa گفت...

sorry Ali
comment shoma ra alan nejat dadam

Rosa گفت...

بخش مردانه (بخش اراده-منطق و واقع بینی)!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

Rosa گفت...

در مورد مردانگی ها و زنانگی ها مقاله ی آزاده آزاد خواندنی است در لینک زیر

http://rosaanarchi.blogspot.nl/2013/10/blog-post_8189.html

در ضمن کامنت شما را در حین آپدیت کردن در بخش اتوماتیک هرزنامه بلاگ یافتم.
لطفن در صورت حذف پیام، پیام جدید بگذارید و اطلاع حذف دهید. پیامهایی که کل مقاله است و در زیر لینکی اما امکان دسترسی دارند حذف میشود و همزمان با حذف اطلاع داده میشود. یا اسامی افراد حقیقی در صورت انگیزه ی صدمه زدن به افراد تاکنون دو بار حذف شده و اطلاع حذف داده شد.
پس لطفن در صورت حذف کامنتتان اطلاع دهید که میتوان کامنت را از بخش اتوماتیک نجات داد...
با تشکر از ادامه ی بحث و حضور فعالتان

ناشناس گفت...

کس ننه تان

RosaArchiv گفت...

کُس ننه ی من مثلن فحش باید باشه!