۲۰ دی، ۱۳۹۱

قتل فعال زنان "منیژه فروهش تهرانی" مادر کُشی است و نه مرگ نا بهنگام

 منیژه از فعالین چپ و فعال جنبش زنان که سال ها در تبعید و با زحمت و تلاش بسیار گذران زندگی می کرد و در عین حال به مشکلات فرزندانش در تبعید نیز رسیدگی می کرد، در تاریخ دوم ژانویه با ضربات قیچی توسط پسرش (بابک) در آپارتمان خود در شهرک گیستهاخت در شمال آلمان به قتل رسید.

رزا: سکوت و پنهانکاری در مواجهه با قتل زنان را از سیستم آموختند.

عادتمان شده که برای هر قتل و تجاوزی فرسنگها کیلومترآنطرف تر، اعلامیه های دو فوریتی رسانه ای کنیم
ولی قتلهای بغل گوشمان را مرگ نابهنگام بنامیم.
چاقوی شوهران در کمر زنان را مخفی کردیم.
مثله شدن توسط معشوق عادی مان شد.
 و مادر کشی توسط پسران را نیز مجبوریم "خاموشی" بنامیم و "مرگ  و "نا بهنگام"؟!
دستی که با چاقو و قیچی به جان منیژه افتاد، از مردسالاری فرمان گرفت.
این دست ها زیاد قتل کرده اند. وقتش است، آن را به نامش بنامیم.
خشونتی که بر زنان میرود نهایت ندارد و زنان چپ و کمونیست  ما نیز سالها است که مدارا، عادتشان شده.

نه!
قتل مادران را نباید "خاموشی" نامید.
این "مرگ" نبود
نگذاریم...

منیژه فروهش تهرانی فعال زنان و یک کمونیست بود. بدست پسرش به قتل رسید. و من، و ما باید این قتلها را محکوم کنیم.
همانگونه که تجاوز به دختر هندی را محکوم کردیم.

مردسالاری آدرس درستی است و اغلب هم آدرس همان خانه ایست که صبح تا شام در حال گردگیری اش هستیم.
از بیداد مردسالاران در زیر سقف خود بگوییم، قبل از خاموش کردن مان.
این "مرگ نا بهنگام" نیست.
قتل است.
این "خاموشی دردناک" یک شمع فروزنده نیست.

مگر خون را نمیبینید کمونیست!
جسدش را به میدان بگذاریم.
شاید اینبار بشود،
که
مادر کُشی عادتمان نشود...

رزا: متن بالا در اعتراض است. به اعلامیه های زیر.




خاموشی رفیق منیژه را به خانوا ده اش و همه راهروان راه آزادی و سوسیالیسم تسلیت میگویم . برای خانواده گرامیش و همرزمانش آرزوی اسقامت و پایداری دارم.

عکس منیژه در ونزوئلا
متن سخنرانی منیژه در کنفرانس زنان در ونزوئلا
مارس 2011

ایران کشوری است در خاورمیانه. من زنی هستم از ایران که همانند میلیون ها زن دیگراز جراحات بسیاری به علت جنسیت و زن بودن بر پیکر هستی ام رنج برده ام. شاهد نقش تعیین کنندۀ  بی حقوقی ها و تبعیضات بر زنان   در زندگی مادر، مادر بزرگ، خواهر و زنان بی شمار دیگری بوده ام. و اندیشه کردن به بی عدالتی ها و آرمان مبارزه برای یک جامعۀ عادلانه همواره هدف و مسیر زندگیم را تعیین کرده است.
در ایران زنان پیشرو بی شماری به ویژه دریک قرن اخیر برای دستیابی به حقوق انسانی کوشش و مبارزه کرده اند. در تمام جنبش های اجتماعی ، سیاسی با هدف آزادی، برابری و عدالت اجتمایی شرکت دارند.
من اینجا نمی خواهم به تحلیل علل تاریخی اجتماعی و اقتصادی این عدم برابری حقوق فردی و اجتماعی  بپردازم . بلکه به سادگی از  تبعیضات وجنایاتی که به زنان و بیش از همه زنان طبقات فقیر تر تحت رژیم جمهوری اسلامی  وارد می شود، بگویم.

برای خواندن کل آن اینجا را کلیک کنیم.

رزا: من جدا خشمگین هستم. از اینهمه انجمن و سازمانهای مواجب بگیر زنان، که در تبانی ایدئولوژیک با  مردانشان، برای هر زن بر خاک افتاده صلوات گویان بطرف قبرستانها سازماندهی کردند.

 وقتش است تا بجای مارش سوگواران، پرچم های سیاه را اینبار نه برایعزادارى، بلکه به اعتراض بر افرازیم. ایجاد امنیت کنیم و در انجمنهای خودگردان و محلی نگذاریم در مناسبات برده داری، در عصر ارتباطات، هر روزه لینچ مان کرده و اعلامیه مرگ نابهنگام مان را صادر کنند!


۱۸ دی، ۱۳۹۱

کلیپ به یاد 2012- با عشق و همبستگی

این کلیپ تقدیم شد به همه دوستانی که مبارزه کردند....
رفقای به خاک افتاده و یا در بند.
آنهایی که صفوف ما را ترک کردند و راه دیگری را می آزمایند.
 آنهایی که امکان مبارزه دیگری را فراهم کردند و آنها  که در جستجوی راه رهایی تفکر میکنند....



۱۵ دی، ۱۳۹۱

خواهری را در لای پاها جستجو نکنیم!- مبارزه ی بریگاد صورتی زنان هندوستان

 خواهری در حمایت و دفاع از خواهرانمان معنی میشود.
همانطور که قبلا نوشتم، زنان"چپ و کمونیست" ذوب شده در مردان "چپ و کمونیست" اند.
اینان بدلیل حمایت رفقایشان، حزبشان، گروهشان بشدت اغوا شده اند. هر تاریخی که حضورشان لازم باشد (روز خشونت علیه زنان، روز جهانی زن و...)، حزب و سازمان، آنان را به صف میکند، تا تئوری های مردانه را مانند عروسکهای خیمه شب بازی، اینبار با صدای زنانه به خورد جماعت بدهند. اول و آخر حرفشان را هم که خلاصه کنیم این است: دوشبدوش مردان سوسیالیسم را جایگزین سیستم سرمایه داری کنیم، زنان نیز رها میشوند! طبقه کارگر هم متحول شده و دست از خشونت برداشته و با کار فرهنگی بروی مخ مردان، بعد از تسخیر قدرت سیاسی توسط حزب، مشکل بتدریج حل میشود.
 اینکه مشکل زنان حل نشد و در سوسیالیسم سابقا موجود نیز رفیقشان کولنتای خفه خوان داده شد و ژنوتدل* به ابزار سرکوب جنبش برابری طلب و آزادیخواه زنان تبدیل شد را، یا به نزول شیطان رجیم (استالین) بر تخت پادشاهی قدرت ربط میدهند و یا به وجود شرایط تحمیلی سرمایه داری، جنگ، و توجیحاتی از این دست.

*"ژنوتدل" کارزارهایی برای حضور زنان در حمایت از جنگ داخلی سازمان داد، خدمات پزشکی و تامین ارتباطات ارتش سرخ  و یاری رساندن به کودکان بی­سرپرست و خانواده­های سربازان از جمله فعالیت­های زنان بود.

 خوب، شرایط جنگی که همیشگی و ابدی نبود و استالین هم عمر جاودانه نداشت. پس چرا درسوسیالیسم، زنان کماکان بجز در بردگی برای سیستم، در نهادهای قدرت سهیم نبودند؟ یعنی از اینهمه زنان قسم خورده به سوسیالیسم و حزب، حتی یک زن وجود نداشت تا یکبار هم شده، بر تخت قدرت بنشیند؟
اینان دربی اعتمادی به زنان در جهت تبلیغ و اجرای سیاست سوسیالیستی، از سرمایه داری هم مردسالارانه تر بودند. سرمایه داری مارگارت تاچر، آلبرایت، آنجلا مرکل و ... دارد. اما به راستی ما چند زن در قدرت را، در سیستم سابقا موجود سوسیالیسمی میشناسیم؟
عکسهای پولیت بورو را با هم مرور کنیم! مردان و باز هم مردان! البته گاهی همسران رهبری را میتوان بعنوان دکوراسیون مشاهده کرد. چیان چین در کنار مائو، نادیا و لنین، مارکس با بانو.
اینکه زنان در سوسیالیسم برابر شدند، دروغی بیش نیست. نه اینکه زنان برای سوسیالیسم سابقا موجود خون ندادند. بیشمار زنان با امید به رهایی، بروی میدان های مین سرمایه داری مردسالار جان باختند. در ارتش سرخ خدمت کردند و حتی فرمانده شدند. اگر سرمایه داری به اجبار، چند دکور زنانه را در جایگاه قدرت اداره مملکت نشاند، سوسیالیسم فوق مردسالار اما در هیچ دوره ای،  به زنان اونیفورم پوشیده و سبیل دارش، اجازه حتی "نمایش" قدرت را نیز نداد. آیا آینده  ی این زنان اغوا شده ی مردان شان، بهتر از گذشته خواهد بود؟
هرگز!
زنان ممتاز احزاب و سازمانهای "چپ و کمونیست" همواره همسران مردانشان خواهند ماند. زنان ی زیر دست و برده ی حزبی و سازمانی. وظیفه آنان، سازماندهی زنان دیگر،  به زیر پرچم سرخ رهبرانشان- شوهرانشان است. حتی بدون اعلام ادعای سهمی از قدرت، پس از کسب قدرت سیاسی توسط حزبشان.
آنها را در در عاشوراهای زنان ((((()))(روز جهانی زن، روز علیه خشونت بر زنان و... ) به بالای منبر حزب و سازمان میبرند، تا برایمان روضه بدبختی زنان را در سیستم کنونی بخوانند.
 پس از کسب قدرت سیاسی توسط حزب کمونیست شان اما، آنان به رختخوابها بازگشته و زیر لحاف رفقا گم میشوند! آنان میسیونرهای بی جیره و مواجب حزب اند.
 وقتش است که جایگاه آنها برای جنبش جهانی زنان شفاف سازی شود!
خواهری را در لای پاها جستجو نکنیم!
خواهری در پروسه مبارزه علیه مردسالاری (همچنین علیه مردسالاری احزاب و سازمانها) متحقق میشود. زنانی که امروز در برابر سرکوب زنان دیگر( بدلیل وابستگی ایدئولوژیکی، سیاسی، اقتصادی، رختخوابی، خانواده، قبیله ای و فرقه ای)  همدستند و یا سکوت میکنند. از مردان شان،  موثر تر به نظام مردسالاری خدمت کردند. بقول سیمون دبووار زنان اغوا شده، خریده شده توسط نظام مردسالار. برگزیدگان، نخبگان و پیشتازان حزبی، ستون پنجم در جنبش مستقل زنان....
هر جا حضور داده شدند، پیراهنشان را بالا بزنیم، زنجیر بردگی شوهران، رفقا، رهبران، بپایشان زنگ زده و بوی ماندگی و کپک ایده هایشان آزارمان میدهد.
آلترناتیو رهایی ما زنان از دل جنبشهای جاری و خود ما زنان بیرون می آید. زنانی نه نخبه، بلکه آزادی دوست و رهایی طلب. آنها که برای بقا مبارزه میکنند و خار چشم تراخم زده مردسالارانند.
راه،  خودگردانی زنانه، ایجاد نهادهای مستقل از مردان، احزاب، گروهها، دولت و سیستم. و همچنین قدرتمندی خود، بطور گروهی در جهت جلوگیری از سرکوبمان و یادگیری دفاع از خود (و بقیه خواهرانمان) میتواند اعتمادسازی کرده و بقای جامعه را که بطور مشخص به بقا و سلامت روحی و جسمی زنان گره خورده، تامین کند. زنان رها شده از چنگ مردسالاران خودی ، میتوانند نهایتا با سیستم مردسالار/ سرمایه داری نیز تصفیه حساب کنند.

گزارش زیر از زندگی و مبارزه آنان است.
خواهرانمان در هندوستان و هر کجای دیگر.
سمپات پال، زنی بیسواد و از کاست و رده پایین در هندوستان است که بدلیل خشونت و بی عدالتی هایی که به خود و خواهرانش روا میشود، اقدام به خودسازماندهی کرد. او در 12 سالگی شوهر داده شد. مورد سرکوب خانواده شوهرش قرار گرفت. او علیه قوانین سختگیرانه روستا شورید. و عاقبت همراه با 5 فرزند کوچکش به خیابان انداخته شد.
گروه زنان صورتی پوش (بریگاد صورتی) برای حمایت از خود و خواهرانشان علیه مافیای پلیس که همواره حامی مردان و شوهران خشن هستند، کارشان را شروع کردند. آنان اینک در تمام هندوستان معروف شده اند.
اولین سازماندهان آن فقط 4 زن جوان بودند که به کمک سامپات آمدند. آنها نیز در اوج زندگی بحرانی و شبیه سامپات، تنها راه چاره را همکاری دانستند. این در هندوستان عجیب نیست. گروههای همیاری زیادی در این کشور وجود دارد.
نوآوری این زنان، نوع مبارزه شان است، و اجرای مستقیم عدالت توسط خودشان، در سیستمی که از پایین تا به بالا، پلیس، دادگاه و قاضی، حامی مردان میباشند.
سیستم کاست در هندوستان با پدرسالاری عجین است و زندگی زن هندی را دهشتناک کرده است. آنان، خواهران اجرا و برقراری عدالت اند.  آنها خود در کودکی شوهر داده شده و در خانه تجاوز شده و به بیگاری مجبور بودند. گروه بریگاد صورتی اکنون آوازه شان در تمام هندوستان گسترده است. آنها از شمال هندوستانUttar Pradesh
کارشان را آغاز کردند. آنان به کمک هر کدام ازخواهرانشان، که از کتک و ضرب و جرح  شوهر شاکی بودند، رفته، و کتک را با کتک پاسخ دادند. آنها در بریگادشان تعلیمات دفاع شخصی دیده و خواهرانشان را نه تنها به مبارزه و مقاومت تشویق کردند، بلکه با صحبت، گفتگو و اگر نشد با کتک، مردان خشن را وادار کردند که دست از لت و کوب زنانشان بردارند. زنان بریگاد صورتی به چوبهای بلندی مجهزند و طرز استفاده از آن را نیز بخوبی میدانند.
آنان گروه انتقامجو نیستند ولی اگر مردان به خشونت و سرکوب زنانشان خاتمه ندهند، گروهی، با اقدام مشترک مرد خشن را به باد کتک گرفته و در جلوی بقیه روستاییان بی آبرو میکنند. حوزه های کاری آنان جلوگیری از ازدواج زودرس کودکان و ایجاد مراکز تحصیل برای (بخصوص دختر) بچه ها میباشد. همچنین پرداخت نکردن مزد زنان توسط کارفرما، مردانشان و یا فشار به مقامات و نهادهای دولتی برای ایجاد مراکز کاری و درآمد برای زنان نیز، حوزه درگیری آنان با سیستم میباشد. بدلیل حمایت موثر خواهرانه شان تاکنون اعضای بریگاد صورتی به صد هزار نفر تخمین زده شد. بدلیل فعالیتهای محلی و ایجاد مراکز آموزش (مدارس) و بهتر شدن وضعیت امنیتی روستاها در کل ، بهداشت و سایر بهبودهای زندگی روزمره در روستاهایی که زنان بریگاد صورتی فعالیت متمرکز دارند، مردان بسیاری نیز از وجود این نهادهای خودگردان زنانه در محل شان راضی و از آنان حمایت میکنند. این زنان با ایجاد گفتگو و دخالتگری در امر ازدواج اجباری تابحال توانسته اند از این وصلتهای زورکی جلوگیری کرده و ازدواج بر توافق دو جوان و بدون اجبار والدین را جا بیندازند.
وجود این نهادهای خودگردان محلی، شکل گیری خودجوش و بدون دخالتگری نخبه، از پایین و نه از بالا و به فرمان حزب و سازمان و یا دولت بدرستی نشان میدهد که ما مردم، برای ساختن زندگی و تغییر آن، نیازی به دخالتگری بالایی ها نداریم.
از آنجایی که جامعه مردسالار و تمام ارگانها و نهادهایش در سرکوب و بیعدالتی بر زنان با مردان سرکوبگر همدست میباشند، زنان راههای زیادی نداشته و مجبورند خود بطور مستقیم اجرای عدالت را بدست گیرند. زنان بریگاد صورتی نه تنها راه دفاع شخصی را به هم یاد میدهند بلکه در جایی که مردان از لت و کوب و سرکوب زنانشان دست نمیکشند، بطور گروهی بر سر مرد سرکوبگر ریخته و با کتک و بی آبرو کردنش در حمایت از خواهر کتک خورده، دخالت فعال میکنند.
بدلیل این حمایت و همبستگی خواهرانه جامعه زنان بطور گسترده در هندوستان به آنها اعتماد کرده و پیوسته اند.
بخش بزرگی از جمعیت روستا نیز با آنان همبستگی دارد. بطور کلی زنان بریگاد در ایجاد امنیت محلی، ایجاد فشار بر کارفرما و دولت و بهبود زندگی کل منطقه کوشیده اند.
آنان رنگ صورتی را برگزیدند. چون این رنگ تاکنون از طرف هیچ حزبی در هندوستان مصادره نشده و پوشش آنان به رنگ متحد نیز آنان را یکپارچه در نظر دیگران نشان میدهد. آنان اگرچه روش گاندی (بدون خشونت) را می پسندند، اما دفاع از خود و خواهرانشان را برای بقا یک ضرورت میدانند. وقتی عدالت وجود ندارد و قوانین به نفع مردان و توسط آنان نوشته و اجرا میشود (علیه زنان)، آنان نیز قوانین خود را دارند و در صورت لزوم، خشونت را برای جلوگیری از نابودی شخص (زنان، دختران و کودکان) بکار میگیرند. اسلحه آنان چوبهای بلندی میباشد که در اغلب تظاهراتها نیز به همراه دارند. بخشا به همین دلیل نیز آنها توانسته اند از سرکوب خشن خود، در اعتراضات شان در خیابانها توسط پلیس جلوگیری کنند.
تاکنون مردی را نکشته اند! و از اسلحه شان برای چشم ترسی و یا نشان دادن قساوت و بی رحمی مردانی که دست به کتک دارند و با گفتگو، خود را اصلاح نکردند و کماکان قلدرمنش اند و برای نشان دادن دردی که از خشونت مردان به زنان وارد میشود، بریگاد صورتی از اسلحه شان بطور گروهی و در ملا عام استفاده میکنند.
بریگاد صورتی تاکنوو توجه فیلمبرداران زیادی را جلب کرده و اکنون بطور بین المللی به آنان و پروژه های بهبود وضع کلی روستاهای تحت نفوذ آنها کمک میشود. در زیر چند کلیپ از آنان را قرار دادم.

فیلمهایی از بریگاد صورتی:
  

مرتبط:
A film by Kim Longinotto
UK/India, 2010, 96 minute

از همین کارگردان کیم لونگنوتو یک مستند ایرانی "طلاق به سبک ایرانی"
Women In Iran Divorce IranianStyle    "طلاق به سبک ایرانی"

از همین کارگردان "تجاوز"

گروه " زنان صورتی  " می نامند. این گروه برای اولین بار در سال ۲۰۰۶ و باشرکت صدها  نفر از زنان اطراف باندا در شمال اوتار پرادش در کشور هندوستان و توسط Sampat Pal Deviتاسیس شد. این زنان در مقابل اشکال مختلف خشونت بر علیه زنان مبارزه میکنند. آنها به ملاقات شوهران متجاوزگر و یا خشن می روند و گاهی هم با „Iaathis“( چوب  بامبو ) به آنها یک تلنگری می زنند. طی دوره ای به زنان نشان داده میشود که چطور میشود با بکار بردن این چوب از خود دفاع کرد.
آنها به احزاب سیاسی اعتمادی ندارند و خودشان بدون احزاب بر علیه خشونت و فساد مبارزه می کنند. این زنان از پلیس ترسی ندارند و گاهی اوقات هم به مراکز اداره پلیس هم حمله می کنند. 



زنان هندی به سیاستمداری که میخواست به زنی تجاوز کند، حمله کردند 
یک رهبر حزب به نام  بیکرام سینگ براهما  در منطفه شیرانگ در  ایالت آسام هند ، به اتهام تلاش برای تجاوز جنسی به یک زن توسط پلیس دستگیر شد. زنان محله قبل از آنکه پلیس او را با خود ببرند وی را مورد حمله قرار دادند.

۱۲ دی، ۱۳۹۱

اولین کلیپ آنارشیستی- سال نو در مقابل زندان


این ویدئو کار مشترک (سارا & رزا) علیه زندان است و فیلم کوتاه اشغال زندان اوین در انقلاب 57 نیز ضمیمه شده.

برای دیدن ویدئو کلیپ در سرور یوتیوب اینجا را کلیک کنیم. 
حرکت به طرف یک انقلاب اجتماعی!
مبارزه برای جهانی بدون استثمار وستم! / سارا نبوی

موزیک ویدئو نگاهی مبارزات سال 2012
به گذشته که نگاهی بیندازیم، میبینیم که همه چی تا حالا خوب پیش رفته!

در روز بیست و هشت نوامبر ۲۰۱۲ محوطه سفارت جمهوری اسلامی در برلین توسط عده ای از پناهجویان اعتصابی در برلین و تعدادی از اکتیویست های آلمانی برای دقایقی اشغال شد و پرچم جمهوری اسلامی به پایین کشده شد (و با پرچمی که شاخص آنارشیست هاست جایگزین شد) و بر دیوارهای سفارت رنگ سبز پاشیده شد. انگیزه سیاسی این حرکت، اعتراض به تشدید سرکوب های حاکمیت ایران علیه شهروندانش، به ویژه نسبت به زندانیان سیاسی اعلام شد و معترضین ضمن توجه دادن به اعتصاب غذای چهل روزه نسرین ستوده و وضعیت جسمانی وخیم او، خواستار آزادی زندانیان سیاسی شدند. فارغ از اینکه انگیزه های فردی/درونی معترضان از این اقدام چه بوده [که از سوی برخی به تغییر روند پرونده پناهجویی آنان نسبت داده شده است(۱)] و فارغ از ایرادات مضمونی فراخوان آلمانی اعلام این حرکت [که در تحلیل مشی سیاسی بین المللی حکومت ایران رگه هایی آشکار از یکسویگی گفتمان غالب بر رسانه های مین استریم را بازتاب می دهد(۲)]، از دید ما در کنار همه انتقادات می توان شکل این حرکت را بر مبنای جایگاهش در رویه های مبارزاتی موجود و نیز اثرات بیرونی اش تحلیل کرد. از این منظر این حرکت در بطن خود خواسته یا ناخواسته به اشکال نوینی از مبارزه علیه نظام استبدادی و روند سرکوب حاکم بر جامعه ایران ارجاع می دهد. بر این اساس به رغم نقدهایی که می توان بر سویه هایی از این اقدام داشت، در ساحت بیرونی باید بر مازاد سیاسی این حرکت به واسطه برجسته ساختن اشکال مغفول مانده ای از مقاومت تاکید کرد. درست به دلیل همین مازاد بود که پس از انتشار این خبر، فضای رسانه ای مجازی و شبکه های اجتماعی فارسی زبان شاهد گمانه زنی های متفاوت در خصوص نحوه مواجهه با این اقدام بوده است. از آنجا که عمده دیدگاههایی که به نفی و محکوم سازی این کنش اعتراضی پرداخته اند،‌ آن را مصداقی از کنش خشونت آمیز و غیرمتمدنانه (به دور از پایبندی های دموکراتیک) و یا اقدامی ماجراجویانه و بی ثمر قلمداد کرده اند، به رغم انتقاداتی که فعالین پراکسیس به یکسویگی مضمون بیانیه آلمانی (متاثر از دیدگاه برخی اکتیویستهای پرو اسراییلی آلمان) دارند، در این متن کوشیده ایم از منظر الزامات مقاومت فرودستان، از شکل این حرکت در مقابل دیدگاههای راست کیشِ مرعوب شده گان لیبرال دموکراسی یا ستایشگران هنجارهای سیاسی نئولیبرال دفاع کنیم.

بقیه مقاله روی تیتر آن کلیک کنیم.

چند صحنه از فیلم مورد علاقه من!
زندگی "براین"- کمدی!
Monty Python's Life of Brian - Always Look on
 the Bright Side of Life.
"Life's a Piece of Shit, When You Look at It."


Life of Brian. Activists.


ویدیوی گفتگوی تلویزیون آزاد با رضا مازندرانی عضو بریده شده وزارت اطلاعات


 ویدیوی دوم از رضا مازندرانی، و جزئیات اثار شکنجه این عضو سابق اطلات سپاه پاسداران رژیم
0:51:40 دقیقه 
یکی از فرماندهان گردان های آموزشی سپاه قدس با نام سازمانی رضا مازندرانی و با نام مستعار مختار به دلیل مشکلات عقیدتی و متعاقب آن برچسب زنی مقامات اطلاعاتی به وی و همچنین به دلیل بازداشت مادر وی طی انتشار ویدیویی تصمیم به افشاگری از لجن خانه اطلاعات نظام مقدس جمهوری اسلامی کرده است.
رضا مازندرانی که طی بیش از یک دهه و نیم خدمت به نظام اسلامی در اطلاعات سپاه و انجام ماموریت های متعدد در داخل و خارج از کشور یکی از سربازان معتمد و مطمئن اطلاعات سپاه بوده است طی گفته خود تصمیم دارد تمامی ابعاد اطلاعاتی کشور و فتنه های اطلاعاتی نظام را افشا کند. به گفته رضا مازندرانی وی قصد دارد با این کار راه را برای دیگر سربازان فریب خورده در سپاه و اطلاعات باز کند .
20.11.2012
Free Pinoy 24 TV20.11.2012
این آقا منتظر اینه که باهاش به نوعی ارتباط بر قرار کنن ، اطلاعات سپاه و یا یکی از افراد مشهور اپوزیسیون ! از لحن صحبت هاش معلومه حالش رو گرفتن ، طرف چند ماه قبل به نیروهای جوان آموزش میداده و عملیات های سری سرکوب رو تنظیم میکرده ، مطمئنا بلده با اربابش چطور صحبت کنه ، و داره با زبونه خودشون ارتباط رو ایجاد میکنه اگه تا ویدئو بعدی خواستش عملی نشه مثلا افشاگریش رو با ریز کاراش رو میریزه رو گود ، بعد میشینه ببینه از کی صدایی بلند میشه هنوز ١٠٠% از نظام کثیف اسلامی بر نگشته ، جریان مدحی هم با رمز الماس شروع شد ! اینهم داره رمز الماس رو بزبون میاره ! باید صبر کرد دید تو ویدئو ٢ چه حرف تازه ای میزنه ، یقینا ٨٠% حرفاش رو هممون میدونیم میمونه اون ٢٠% که اطلاعات ریز و دسته اول از چگونگی خرابکاری و بی اعتمادی مردم نسبت به همدیگر و همچنین ایجاد پایگاه های یک نفره آنتن سپاه و نیروی انتظامی هست، که خیلی هاشون پنهانی کار میکنن ،،،، این آقا هم مثله اینکه قربانی یکی از همین آنتن ها شده و بدرقم قاطی کرده

باز یکی دیگه از این گوه ها که می خواد افشا کنه ولی هیچوقت نمی کنه/ ببین اینها چه کثافتکاری هایی کردن که هیچکدوم جرات افشاء انرا هم ندارن

اگر راست میگی چرا در آخر فیلم صورت عکسها رو سیاه کردی؟ اگر میخواستی افشاگری کنی خود همکاران سابقت را میتوانستی افشا کنی که مردم رو بدام نیاندازند . پروژه قبلی شکست خورد یکی دیگه رو شروع کردند .

ماموريت هاتو درست انجام مي دادي يعني خوب ادم مي كشتي؟؟ ...راستي از تاريخ دستگيريت تا تاريخ اپلود اين كليپ دو ماه هم نشده!!! همه اين اتفاقات و صبوري ها تو همين دو ماه برات اتفاق افتاده؟؟ ...اين همه واق واق كردي پس كليپهاي بعديت چي شد؟؟ نكنه با اطلاعات سپاه به توافق رسيدي؟؟؟
  
آقا یکی‌ بگه "از هیچ عنصری فرو گذار نمیکنم" یعنی چی‌؟ :)

نکته جالب اینه که سربازان گمنام خود میدانند که دارند عملی غیر اخلاقی و جنایتکارانه انجام میدهند ولی با این حال آنرا برای خود توجیه میکنند. به این میگن: "جنایت مقدس"

جزئیات شکنجه رضا مازندرانی به وسیله رژیمی‌ که او زمانی‌ به آن خدمت میکرد.


برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنیم.