۰۱ خرداد، ۱۳۹۲

فراخوان به کمپین اعتراضی جهانی علیه سرمایه داری در شهر فرانکفورت- بمدت سه روز (سی ام ماه مه تا اول یونی)


فراخوان به کمپین اعتراضی جهانی علیه سرمایه داری در شهر فرانکفورت
بمدت سه روز/  سی ام ماه مه تا اول یونی


 کارزار اعتراضی ضد سرمایه داری موسوم به "تسخیر" در فرانکفورت تنها نوک تیز حمله خود را به سیستم بانکی محدود نمی سازد، بلکه  به تمامی جنایت سرمایه اشاره مینماید وتسخیر را در تمامی مراکز شهر اعلام میکند.
 بحران سرمایه داری کنونی روزبروز موقعیت زندگی  معیشتی  کارگران ، بیکاران و زحمتکشان دیگر را وخیم‌ و وخیم تر میسازد. دول سرمایه داری اروپایی به بهانه رفع این بحران، تا کنون میلیاردها دلار از هزینه های عمومی مردم  را آشکارا و با زور ربوده و به جیب صاحبان سرمایه الیگارشی منتقل کرده اند. و همچنین برای سود بهتر، سیستم ریاضت کشی یعنی کاهش دستمزد، بهداشت، رفاه  و تقلیل بیمه زندگی را در برنامه اجرایی دولتی خود به پیش میبرد.
بطور مثال بحران در یونان و وضعیت وخیم اجتماعی مردم زحمتکش دراثر سیاست های ترویکای تصمیم گیرندگان دول سرمایه داری اروپا ، بانک ها و صندوق بین المللی پول تشدید شده است. دول اروپا بخصوص آلمان با کمال بیشرمی و شووینیستی، علت بحران را در تنبلی و بی عرضه گی زحمتکشان یونانی جستجو میکند.
این تنها  کارگران و زحمتکشان یونانی را شامل نمیشود، بلکه در کشورهای جنوب اروپایی، کشورها یکی پس از دیگری شامل این سیستم ریاضت کشی می شوند.
 این سیستم فشار اجرای ریاضت اقتصادی علیه کارگران و زحمتکشان جهان باید از بین برود. 
باید به خیابان آمد و علیه سیستم سرمایه داری (حال که حاصلی جز بازتولید سیاست های نژاد پرستانه و رقابت علیه همدیگر و علیه کارگران زحمتکش دیگر نقطه جهان در پیش ندارد)، همبستگی جهانی را با یکدیگر اعلام کنیم.
روز  جمعه سی و یکم ماه مه در فرانکفورت، آکسیون های اعتراضی مختلفی در مکانهای شهر علیه بانکها ، علیه کنسرنهای معاملاتی خانه ،علیه سود جویی ازنیروی کار (ارزان) و استثمار شدید توسط کنسرنهای تولیدی در جهان و آکسیون اعتراضی در فرودگاه بین المللی فرانکفورت.چون در این فرودگاه هزاران پناهجو در سال با وجود عدم میل ، به اجبار و زور به کشورشان باز گردانده میشوند. 
روز شنبه اول یونی تظاهرات ساعت۱۱ صبح ، مکان باسلر پلاتس

 برای خواندن فراخوان به زبان آلمانی روی اینجا کلیک کنیم.


London Calling by The Clash

London calling to the faraway towns
Now war is declared, and battle come down
London calling to the underworld
Come out of the cupboard, you boys and girls
London calling, now don't look to us
Phoney Beatlemania has bitten the dust
London calling, see we ain't got no swing
'Cept for the ring of that truncheon thing

The ice age is coming, the sun's zooming in
Meltdown expected, the wheat is growing thin
Engines stop running, but I have no fear
'Cause London is drowning, and I live by the river

London calling to the imitation zone
Forget it, brother, you can go it alone
London calling to the zombies of death
Quit holding out, and draw another breath
London calling, and I don't wanna shout
But while we were talking, I saw you nodding out
London calling, see we ain't got no high
Except for that one with the yellowy eyes


Now get this
London calling, yes, I was there, too
An' you know what they said? Well, some of it was true!
London calling at the top of the dial
After all this, won't you give me a smile?
London calling


۳۱ اردیبهشت، ۱۳۹۲

هاشمی و مشایی رد صلاحیت شدند/ روزنامه مهر

 اختصاصی مهر/صلاحیت 8 نفر در انتخابات ریاست جمهوری احراز شد/
هاشمی و مشایی رد شدند
جمهوری اسلامی اگر گوشت ما را هم بخورد، استخوان‌مان را دور نمی‌اندازد
 خبر مهر تایید شد- احراز صلاحیت 8 نفر در انتخابات ریاست جمهوری/ هاشمی، زاکانی و مشایی تایید نشدند
وزارت کشور اسامی نهایی نامزدهای احراز صلاحیت شده از سوی شورای نگهبان را اعلام کرد.
http://mehrnews.com/detail/News/2060194
 
شنیده ها حاکی است که بر اساس بررسی های شورای نگهبان صلاحیت هشت نفر برای حضور در رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری احراز شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، اسامی این هشت نفر به ترتیب حروف الفبا به این شرح است:
1- غلامعلی حداد عادل
2-سعید جلیلی
3- محسن رضایی
4-حسن روحانی
5- محمدرضا عارف
6-محمدباقر قالیباف
7-علی اکبر ولایتی
8_ محمد غرضی

گفتنی است هنوز شورای نگهبان به صورت رسمی این اسامی را اعلام نکرده و اسامی ذکر شده صرفا شنیده های خبرنگار مهر می باشد.

شورای محترم نگهبان اسامی نامزدهای ریاست جمهوری را به شرح ذیل اعلام نمودند :
1) آقا سعید جلیلی (( از طیف اصول گرایان ))

2) سعید جلیلی آقا(( از طیف حامیان دولت ))
3) سعید آقا جلیلی (( از طیف اصلاح طلبان ))
4)میر سعید جلیلی ((از طیف جنبش سبز))
 5)آیت الله سعید جلیلی(( از طیف کارگزاران))

.
اقای کدخدایی اظهار امیدواری کردند همانطور که از تمامی احزاب برای انتخابات ریاست جمهوری تایید صلاحیت شده اند ، تمامی اقشار مردم و از هر حزب و گروهی هم که هستند در انتخابات حضور دشمن شکنی داشته باشند .

تهران به پادگان نظامی می ماند

 پایگاه خبری آذربایجان : در پی رد صلاحیت احتمالی مشایی و واکنش احتمالی دولت، چهره پایتخت از ساعاتی قبل چهره نظامی به خود گرفته است.

براساس مشاهدات خبرنگاران کلمه، نیروهای امنیتی و ضد شورش از ساعاتی قبل در نقاط مختلف شهر تهران از جمله خیابان ولیعصر، سعادت آباد مناطق شمال و مرکز تهران مستقر شده اند.
همچنین گزارش شده است که از میدان امامت نیروهوایی پیروزی نیروهای نظامی به نقاط دیگر در حال اعزام هستند.
ایجاد این فضای امنیتی باعث تعجب و تحیر شهروندان شده است.
در گزارشی دیگر از مناطق مختلف شهر تهران شهروندان از سرعت بسیار پایین اینترنت خبر داده اند و در برخی مناطق به طور کلی اتصال به اینترنت ناممکن شده است.
اسفندیار رحیم مشایی عصر امروز در دیدار جمعی از بانوان فرهیخته استان‌های تهران و قم، در پاسخ به سؤال یکی از حضار مبنی بر اینکه اگر فردا از سوی شورای نگهبان ردصلاحیت شوید، چه کار خواهید کرد؟ گفته بود: ما برای خودمان یک صلاحیت کامل و کافی قائل هستیم که اگر اینگونه نبود، اصلاً در انتخابات حضور پیدا نمی‌کردیم.

۳۰ اردیبهشت، ۱۳۹۲

حمله (با گوه، شاش و رنگ) فاشیستهای مونیخ آلمان به دیوار محل کار وکیل ترکهای مقتول

 قسمتهای سفید شده دیوار و شیشه ساختمان وکیل ترکهای مقتول، در عکس توسط فاشیستها گه کاری شده بود.
روز 17 ماه مه تعدادی از فاشیستهای شهر مونیخ دیوارهای محل کار وکیل ترکهای مقتول (بدست گروه فاشیستهای آلمانی) گوه مالی و رنگ مالی شده و روی در ورودی هم شاشیدند!
قبل از آن هم از 4 ماه پیش بطور مداوم با شناسایی محل کلکتیو های آنتی فاشیست، خانه مشاوره پناهجویان و محلات دیگر تمرکز خارجیان و ضد فاشیستهای آلمانی، اقدام به پرتاب تخم مرغ، شکستن شیشه و ایجاد رعب و وحشت برای ساکنین محل و همسایگان این خانه ها کرده، بطوری که ساکنین مجبور به گذاشتن گشت شب در این محلات شدند. پلیس آلمان این اقدامات را "منفرد" خوانده و هیچگونه ربطی در انجام این عملیات فاشوها با محاکمه اخیرتروریستهای گروه نئونازی در شهر مونیخ، نمیبیند!
اگرچه ضاربین با شعار علیه آنتی فاشیست ها و خارجیان مشخصا در پی اعلام خود بودند، اما چون صلیب شکسته را پای شعارهایشان نقاشی نکردند، از نظر پلیس این اقدامات ربطی به فاشیستها ندارد!
محاکمه تروریستهای فاشیست و بمب گذاران محله ترکهای کلن، قاتلان خارجیان و گروه موسوم به قاتلان "کباب فروشی" چند هفته ای است در شهر مونیخ جریان دارد. فاشیستها بطور مشخص ترکهایی را که عیالوار و صاحب کبابی بوده با گلوله و بمب دستی به قتل رساندند، تا خانواده آنها به ترکیه بازگشته و ترس زندگی در آلمان را علیه خارجیان گسترده کنند. پلیس آلمان نیز طی ده ها سال جنایت فاشیستها، این قتل ها را به اسم قتل های درونی ترکها و مافیای ترک اعلام کرد. اخیرا مشخص شده که این قتل ها توسط گروههای نئونازی آلمان بطور سیستماتیک انجام شده. گه مالی و آزار و ایجاد رعب و وحشت وکیل، آنتی فاشیستها و خارجیان اکنون در امتداد حمایت از همان گروه تروریستی فاشیست است که اخیرا در دادگاه مونیخ محاکمه میشوند.
عمق حمایت سازمان جاسوسی آلمان از این گروه تروریستی مشخص نیست. ولی ربط مالی و در اختیار گذاشتن مواد منفجره و همکاری دو جانبه دست راستی ها و نیروی امنیتی آلمان انکار ناپذیر است.
در زیر فایل صوتی مصاحبه اخیر در مورد گه مالی و فعالیتهای ضد خارجی در مونیخ به زبان آلمانی
 München: Fortgesetzte Attacken Gegen Nazi-GegnerInnen!
http://www.freie-radios.net/56059
 گزارش زیر از روزنامه آلمانی

17. Mai 2013 05:25
Urin und Kot vor der Tür, Nazisprüche auf Fensterscheiben: Seit in München der NSU-Prozess läuft, sind mehrere Einrichtungen Opfer von Einschüchterungsversuchen vermutlich aus der rechten Szene geworden. Besonders heftig traf es eine Rechtsanwaltskanzlei, die vor Gericht die Angehörige eines Mordopfers vertritt.

برای خواندن مطالب در همین رابطه در بلاگ روی اینجا کلیک کنیم.
در زیر فیلم کوتاه و خبری یورونیوز

رشد نگران کننده آمار نئونازی ها در آلمان

دادگاه شانزدهم اردیبهشت ماه، یکی از بزرگترین محاکمات نئونازی های آلمان پس از جنگ جهانی دوم است و پس از قتل های تشکل فراکسیون ارتش سرخ آلمان در سال ۱۹۷۷ میلادی، بیشترین توجه رسانه ها را به خود جلب کرده است. اما آیا این دادگاه می تواند به پرسشهای افکار عمومی آلمان پاسخ دهد؟ چگونه این گروه توانسته بود برای مدتی طولانی و بدون هیچ نگرانی اقدام به فعالیت کند؟
این محاکمه ایست که رسانه ها آن را محاکمه “ نامزد نازی” نامیده اند. “بئاته چپه” بازمانده ای از یک گروه سه نفره است که در سال های نود میلادی در آلمان شرقی دو عامل ایدئولوژی و بیکاری آنها را دور هم گرد آورده بود. بر اساس تحقیقات سرویس اطلاعات آلمان آنها در سال ۹۸ میلادی عضو گروه های زیر زمینی بوده اند.
آنها اولین جنایت را در سال ۲۰۰۰ در شهر نورنبرگ مرتکب می شوند. این اولین حمله از یک سری از جنایات طولانی مدت بوده است که عمدتا اعضای جامعه ترک های آلمان را مورد هدف قرار داده بوده است. این جنایات در شهرهای نورنبرگ، هامبورگ، مونیخ، کلن، دورتموند و کاسل رخ دادند. کشته شدگان عموما فروشندگان خرده پا بودند و به همین دلیل ماجرای قتل برای تامین مالی، همواره آمیخته با سرقت بوده است.
آنها دو بار به بمب گذاری در شهر کلن می پردازند. در سال ۲۰۰۱ این بمب گذاری ها باعث زخمی شدن ۱۰ نفر شد و در سال ۲۰۰۴ تعداد بیست و دو نفر کشته شدند. پلیس هیچگاه در این موارد، موضوع جرایم نژادپرستانه را دنبال نکرد.
پس از حادثه یازده سپتامبر، آلمانی ها نسبت به موضوع تروریسم اسلامی بسیار حساس شدند. به این ترتیب تسویه حساب با اعضای مافیای ترک آغاز شد و بدتر آنکه سرویس اطلاعات آلمان مشکوک به همدستی بود. بر اساس شواهد اعضای سرویس اطلاعات و اعضای حزب نئو نازی به تبادل اطلاعات می پرداختند.
آیا آلمان اقدامات اساسی برای مقابله با پدیده نئونازیسم انجام داده است؟
به نظر می رسد این گروه کوچک سه نفره بسیار قدرتمند بوده است و می توانسته از حمایتهای قانونی نیز برخوردار شود.

مطالب مرتبط در همین بلاگ:


۲۹ اردیبهشت، ۱۳۹۲

خفته اند این مهربان همسایگان…(یادداشتی در باب انتخابات)/ مهدی سلیمی


خفته اند این مهربان همسایگان…
درد دارد، تنم تیر می کشد و مرا به فریاد می‌خواند. این که سیاست‌ورزی افتاده است دست یک مشت اپورتونیست؛ و دردآورتر این که همین‌ها بدنة اصلی روشنفکریِ ایران معاصر را تشکیل می‌دهند. فرصت‌طلبان همیشه قهر انقلابی را به فرصت‌ها تقلیل می‌دهند و لابد در مقابل هر گفتمان چپ رادیکالی با این سپر می‌ایستند که بایست در امر سیاسی مداخله‌گری کرد؛ حتی اگر شده زیر ردای آخوندها. اما این استدلالهای مداخله‌گری و نسبیت در انتخاب و ایجاد حداقل فضا را اینچنین حق به جانب به صورت ما پرتاب نکنید؛ چرا که چیزی جز بلاهت در آن نخوابیده است. تاریخ سیاسی از اعمال شما شرمسار خواهد ماند و تا شما نان به نرخ روز خورهایی که گفتمانتان را دولت تعیین می‌کند حضور دارید، قدرت هر سال خودش را به راحتی بازتولید خواهد کرد. شما حامیان این کوسه‌ها و بوزینه ها هیچ وقت ندانستید که هر قدرتی با ضعف مخالفانش زنده می ماند و تاریخ ماندگاری جمهوری اسلامی با تاریخ زوال گفتمان مبتذل شما یکی خواهد بود. لعنت به این گفتمان وفاداری به رخداد که اندیشیدن را از ما گرفت و امرسیاسی را به بازیهای روز بدون هیچ تاریخ، زبان و اندیشه ای تقلیل داد. اکنون همه شما مردان عمل خوانده می شوید و ما سالهاست که منفعلیم. 


جالب آنست که همگی تان یک استدلال دارید و پشت بلاهتتان مفتخرانه خوابیده اید و در پندارتان فکر می‌کنید کنش شما هیچ نظریه ایی را برنمی‌تابد و شما عاملان واقعی تغییر جهانید و از تمامی تزهای مارکس بطور وارونه و اخته ای چسبیده اید به تز یازدهم. پشت این صورت حق به جانب شما، آن گفتمان عقیمی خوابیده است که می‌گوید اندیشه تمامیت خود را از فاکت‌های بیرون از خود می‌گیرد و همین دلیل بیراهه‌گی شماست. اما باید فریاد برآورد: «اندیشه صرفاً تابعی از تاریخ «واقعی»، «بیانِ» صرف معنایی که تنها در پراکسیس اجتماعی رخ می‌دهد، یعنی تابع حقیقتی که بتوان از بیرون بدان محول کرد، نیست. بلکه اندیشه تنها از آنرو با هستی ارتباط برقرار می‌کند که با خودش رابطه دارد، و نیز از آن رو که بتواند در عملکردهای بالفعل‌اش هم منطقی را کشف کند که تاثیر و کارائی صورت بندی‌های آن را نشان می‌دهد، و هم عدم تعیّنی را در یابد که آن را وامی‌دارد تا گامی به پیش بردارد.»(1) به معنی تک تک این کلمات دقت کنید و دوباره همان استدلال ناقصتان را در باب انفعال اندیشه تحویل مان ندهید. اندیشه خود یک پراکسیس است و واقعیت را از برای تاثیر و کارائی صورتبندیهایش می خواهد. چنین اندیشه‌ای از صورتبندی‌های منطقی خود به خاطر واقعیت و همخوانی با آن، دست نمی‌کشد و به یکباره خود را از محتوا خالی نمی کند(با این استدلال مضحک که بگذاریم حداقل فضاها ایجاد شود) و از طرفی دیگر با دریافتن عدم تعین‌اش از دگماتیسم و تعیین عامل تکین و قطعی تاریخی برای صورتبندی محتوایش می‌گریزد. ما از الگوهای روشنفکری خود آموخته ایم که چهار سال با ترجمه نظریه پردازی کنیم و سربزنگاه(درست در لحظه انتخاباتی) همه محتواهای تفکر را به نفع آخوندها و سیدها و مردم(صورت کاذب مردم و تعریفی گل و گشاد از آن) نادیده بگیریم. متاسفانه این گفتمان اکنون مارکسیسم ما را دو دسته کرده است، یا از این شبه-پسا-مارکسیست ها هستی یا تو را مارکسیسم ارتدوکس، قدیمی و کارگری و الخ می خوانند. بس کنید! دست از حماقت بردارید! طرفداران شما چهار سال در مهمانی ها و کارناوال ها و محافل ها با ترجمه های دست و پا شکسته سر می کنند بعد یکهو سر بزنگاه همان ترجمه ها و نظریه های ناقص را نادیده می گیرند و در امرسیاسی آستین بالا می‌کشند و تمام اکتیویست های واقعی این سالها را به باد انتقاد می کشند. استدلال آنها برای اینکه ما را منفعل بخوانند اینست: شما چه می کنید؟ اگر منظورتان از این «چه ها» شرکت در انتخابات، برگزاری جلسات و کلاسهای خصوصی و محافل دورهم نشینی و از این دست است، پاسخ می دهم: هیچ کار! چون اساساً پراکسیس را بدان صورتی که درمی‌یابید نمی دانیم. این «هیچ» همان است که از قلمروگذاری جریان مسلط می‌گذرد، این هیچ وظیفه خود را حدگذاریش بر این قلمروها می داند، یک ناحیه مجاورتی که قدرت توان شناسایی آنرا ندارد و از نابهنگامی آن احساس خطر می‌کند، این «هیچ» برای آنهایی که می دانند تئوری خود پراکسیس است، یک خلا با معناست، یک ویروس، یک آلودگی… عاملان قدرت معنی این پراکسیس برخاسته از نظریه را بهتر از شما می دانند و در تلاش بر زدودن آنند. سایت ما منفعلان را دم معرکه انتخاباتی هک می کنند و به پوسترها و کتابها و مجلات پراکسیس محورتان مجوز می دهند. دیگر بس کنید! از این استدلالهای تکراری و همه‌گیرتان دست بردارید! اگر هم هیچگاه نفهمیدید که پراکسیس شما فرصت طلبان را خود قدرت تعیین می کند، حداقل از به گند کشیدن اندیشة مارکسیستی دست بردارید. وفاداری به رخداد را بارها امتحان کردید، بکیار هم بیائید به تئوری وفادار بمانیم تا هر دو را زایل نکرده باشیم. اکنون بایست بر این سئوال پافشاری کرد: کدام تئوری است که می‌تواند خود یک پراکسیس باشد؟ در فریادهایمان تاملی باید کرد، پیش از آنکه این آتش بی رحمی که اکنون از کندة دولت جان می گیرد «نقش‌هایی که ما بستیم به خون دل» را در کام خود بکشد. پیش از آنکه موزیانه خنده هایی بر لب دشمنانمان در تلویزیونشان نقش بندد، فریاد برآریم!
(1)    سیاست تفکر/ کلود لفور

انقلاب ماییم ، هر که دریافتی جز این از انقلاب دارد ، انقلاب را به لاشه ای بدل می سازد که سرانجامش طعمه شدن برای لاشخورهاست. انقلاب از ما جدا نیست ، انقلاب بیرون ما نیست ، انقلاب درون ما نیست ، انقلاب بر سطح تن ما ایستاده است. ما پخش انقلاب و انقلاب پخش بر تن ماست ، کافی است تن را بتکانیم تا انقلاب ما با تششعات آسیب زای خویش همه را آلوده سازد.
(right click + save target as)(400 KB)
ما برای تغییر نظام سیاسی انقلاب نمی کنیم ، انقلاب ما برای تعلیق نظام چیزهاست. تنها در خود انقلاب است که می توان ، تعلیق قدرت را تجربه کرد. لحظه ای که فکر می کنی قدرت در دست کسی نیست و دچار این توهم می شوی که قدرت برای اولین بار در دست توست. ما خواهان این تعلیق هستیم ، بگذارید سر کار رفتن را تعلیق کنیم ، بگذارید قوانین کار و بیمه و مالیات را تعلیق کنیم ، بگذارید در فضای تعلیق احساس آزادی را تجربه کنیم.
انقلاب ما برای تعویض نظام سیاسی نیست و بسیار خرسندیم که برای نظام موجود آلترناتیوی نداریم. ما برای نظام سرمایه داری ، برای شیوه اعمال دموکراسی ، برای حقوق بشر هیچ جایگزینی نداریم تنها بگذارید در فضای این تعلیق قدم بگذاریم. معلق شدن در فضایی که متعلق به قانونی کلی نیست ، حس بی وزنی و وارستگی از اشیاء ، حس کردن بی واسطه خود که تنها راه گریز از سیاه چاله های نظام است.

عالیجنابان سرخپوش (شالگونی و رفسنجانی)

 بازی خطرناک » انتخاباتی » راه کارگر ( هئیت اجرائی ) یک خودکشی سیاسی توأمان است !
سایت خبری جنبش خرداد : در فرصت باقی مانده به انتخابات » مهندسی شده » رژیم اسلامی  ، چپ و نیروهای مترقی باید بروی تحریم فعال این انتصابات ، که سر و ته اش غیردموکراتیک است ، بکوبد و با طرح شعار » رفاه اقتصادی ، عبور از بحران هسته ای ، غلبه برگرانی و بیکاری خانمان برانداز کنونی و… که در قدم اول تنها از طریق نابودی کامل رژیم اسلامی ممکن است » وارد میدان شود .
چشمک زدنهای پیشا انتخاباتی برخی نیروهای سیاسی چپ به رفسنجانی و دلخوش بودن شان به برخی زاویای اختلاف این «عالیجناب سرخپوش » با ولی فقیه ، خاک پاشیدن به چشم توده ها ست . رفسنجانی مجری و آمر قتل های زنجیره ای و عامل صدور جواز صدها و صدها قتل عمد دولتی دیگر علیه نیروهای سیاسی و بهترین زنان و مردان کشور بوده است . در این میان ، متاسفانه ، بوی خوبی از مواضع سازمانی که خود را راه کارگر ( هئیت اجرائی ) می نامد ، به مشام نمی رسد . آخرین مواضع ر. محمد رضا شالگونی در گفتگوی هفتگی اش  با رادیو سپهر ، بیشتر به یک خودکشی سیاسی می ماند و نه چیزی دیگر . می گوئید نه ؟ پس بدقت به مصاحبه زیر گوش دهید !
در باره انتخابات چه باید کرد؟ انتخابات ریاست جمهوری و فضائی که در آن قرار داریم
  فایل صوتی با فورمات ام پی 3

ظهور مجدد رفسنجانی به مثابه ی قایق نجات ! صادق افروز

از متن : ……به غیر از بازار و نهضت آزادی و بورژواهای مختلف که از رفسنجانی حمایت می کنند ، بخشی از چپ رفرمیست هم ، برای حمایت از رفسنجانی،  دورخیز برداشته است .چپ رفرمیست ، اگرچه با توجه به ماهیت بسیار تیره و تار رفسنجانی ، و شرکت مستقیم او در ترور و کشتار مخالفین ، با گام های آهسته قدم بر می دارد ، ولی دارد حمایت و شرکت در انتخابات به نفع رفسنجانی را ، مزه مزه می کند .چپ رفرمیست ایران ، موجود ذلیل و ذبونی است که برای رفسنجانی ،  قند در دل آب می کند .این چپ رفرمیست  ، گهگاه شعار های تند و تیزی درباره ی سازماندهی مستقل کارگران و زحمتکشان هم می دهد ؛ ولی مثل همیشه ، چشمش به بالایی هاست !. و امیدی به تشکل مستقل کارگران و زحمتکشان ندارد . کارگران و زحمتکشان ایرانی ، نباید در رویارویی جناح های مختلف حاکمیت ، ماهیت بورژوایی و ضد کارگری این یا آن جناح حاکمیت را ، به فراموشی بسپارند .کارگران و زحمتکشانی که نانی در بساط ندارند ، و گرانی مسکن و هزینه های مختلف زندگی ، کمرشان را شکسته است ، با آمدن رفسنجانی به جای احمدی نژاد  ، تغییری در وضع شان ایجاد نمی شود .رفسنجانی از پشتیبانان سرسخت اقتصاد نئولیبرالی است .طرح قطع یارانه ها که در دولت احمدی نژاد به مرحله عمل درآمد ، در واقع نتیجه ی فعالیتی است که در دوره ی رفسنجانی آغاز شده بود .گرانی و فقر و فلاکت و استبداد مذهبی ناشی از حکومت آخوندی ، در دوره ی رفسنجانی هم ادامه خواهد داشت .فرستادن مردم به پای صندوق های رای ، و طرفداری از رفسنجانی ، خیانتی است که رفرمیست ها در حق طبقه ی کارگر ایران،  بار دیگر مرتکب می شوند …….
انتخابات فرمایشی و قلابی رژیم را ، با تمام نیرو باید تحریم کرد .رفسنجانی ، بارها همچون آن دستان سیاه سوخته داستان کوتاه صادق چوبک ، یاران ما را  جلوی چشمانمان ربوده است .نمی خواهیم مثل آن مرغ های بی تفاوت در آن قفس سرد و کثیف ، به نوک زدن در کثافت ادامه دهیم .

برای خواندن کل مقاله روی تیتر آن کلیک کنیم.

رزا: مرغ ها یا آقایون؟!
در ضمن در بخشی از سخنان شالگونی فاکت ار ار مارکس علیه باکونین را خواهیم شنید. به راستی که تبحربرخی از مارکسیستها است، هر اَنی را خورده و تبلیغ کنند. حکومت شالگونی ها نیز بدون تردید با توجیح تمامیت ارضی ایران، دفاع از طبقه کارگر و... به دیکتاتوری سرخ خواهد انجامید. در این شک نکنیم.
یادمان نرود سوسیال دمکراسی آلمان را که به محض قدرت گیری اولین قدم رزا لوگزامبورگ و لیبکنشت را سر زد. سوسیال دمکراسی ایرانی هم همان راه را میرود...


 راهکار من برای تحریم انتصابات !
  من مهر انتخابات این دوره (و یا هر دوره دیگه ای) را بصورت عکس یا فایل فتوشاپ و یا هر جور دیگه ای در اولین فرصت اینجا خواهم گذاشت و هر کس که فکر میکنه در آینده براش مشکلی پیش میاد میتونه این عکس رو روی شناسنامه خودش پرینت کنه...
   حتا من طریقه مهر درست کردن رو هم میتونم بگذارم اینجا تا بتونید مهر انتخابات درست کنید و واسه دوست و آشنایی که قصد رای دادن دارن(!) استفاده کنید.

مهر و پرینت لازم نیست. هر کس که رای می دهد بی وجود است . با هر بهانه ای .
دمت گرم، فکر بسیار عالی و به درد بخوریه. منتهی به نظر من بجای پرینت کردن شناسنامه اگه مهر درست کنیم و با استامپ با همون رنگی که تو حوزه های مربوطه به کار می برن روی شناسنامه بزنیم بهتره و اگر هم بخوان امتحان کنند که مهره یا پرینت، تیرشون به سنگ می خوره. لعنت خدا بر خامنه ای و دار و دسته ی مفتخورش که هر چی می کشیم از دست این دجال بی دینه.

واقعیت تلخ انتخابات در حکومت آخوندی 

 http://youtu.be/OrAvVwfLk0k