۱۷ شهریور، ۱۳۹۴

میهمانان برنامه ی پرگار بی بی سی: ساواما، ساواکی، فمینیست، آنارشیست!


رزا: در کامنت دونی اینجا دوستی نوشت که نگاهی به برنامه ی جدید پرگار بی بی سی که هفته ی قبل در مورد فمینیست بود بیندازم. رفتم لینک برنامه را بیابم، دیدم نظام جلالی را برای این هفته دعوت کرده اند تا در مورد آنارشی در بی بی سی صحبت کند!
 برنامه این هفته" آنارشیسم" در یوتیوب منتشر شد.
https://youtu.be/7avKkS-NOmg


لازم به اطلاع است که ایشان(جلالی) وبسایت عصر آنارشیسم و بقیه ی فیسبوکهای "کارگر" آنارشی/ دانشجوی آنارشی/ هنرمند آنارشی/ "بلوک سیاه" و بقیه کانالهای سانسورچی و ضد زن به اسم "آنارشی" را رتق و فتق میکند.
پس از ظهور ناگهانی رفقای فدایی ایشان در پُشت دوربین بی بی سی (نگهدار، خلیلی، حسن بهزاد، مصطفی مدنی، شادی امین...) اینک بلاخره نوبت به ایشان هم رسید. پس ادکلن زده، زیپ شلوارش را کشید برای پابوسی سیستم. 
قبلن در پُستهای زیر از خطر ارتباط با فداییان سابق، اینک سایبر خودنمایان آنارشی نوشتم/ نوشتیم:




رزا: بار دیگر تاکید میکنم: آنارشیسم بدون فمینیسم جریانی عقب مانده است. 
بخصوص که نحوه ی اپورتونیستی و غیر شفاف ارتباط گیری از نوع ساختارهای عمودی "فدایی" با افراد داخل (جوانان /دانشجویان...) میتواند ضربات جانی/امنیتی برای مبارزان در داخل داشته باشد. ارتباط با کانال های اینترنتی این آنارشی قلابی، خطرناک و آلوده میباشد. بخشن افرادی که پُشت این فیسبوکها رهنمود میدهند، حتی بعد از سه دهه زندگی در خارج، از یک مکالمه ی ساده به زبان کشورهای میزبان ناتوانند (نمونه ی علنی، خود ایشان نظام جلالی بی بی سی میباشد).
وعده ی کمک به پناهندگی و... از طرف ارتباطات فیسبوکی شان دروغ  و برای اینان تنها اقدام به شعار نویسی در داخل و درج آن در کانالهای اینترنتی شان مهم میباشد. اینان نقشی رهبری کننده در مبارزه گرفته در حالی که خود در صحنه ی مبارزه در کشورهای میزبان پاسیو و بمانند کُل جریان "فداییان" شیفته ی مشهور شدن پشت دوربینهای وابسته میباشند.
آنارشی اینان در چارچوب رسمی/ دولتی و ایجاد مشروعیت برای نظم حاکم است...

مطالب مرتبط: نوآم چامسکی: قدرتمندان واژه آنارشیسم را بدنام کرده اند
https://youtu.be/46hJx-JYF9Q
 در ۱۵۰ سال گذشته هر کسی که در قدرت بوده، تا جایی که توان داشته واژه آنارشیسم را بدنام کرده است. اما اگر شما به معنی این کلمه و ریشه آن دقت کنید، می بینید که هسته اصلی نظریه آنارشیسم این است که می گوید هر سلسله مراتب قدرتی باید فلسفه وجودی خودش را ابتدا توجیه کند تا بتواند به حیاتش ادامه دهد. گاهی شاید بتوانند این کار را انجام دهند، اما این کار ساده ای نیست، آنها موظف‌اند فلسفه وجودی خودشان را توجیه کنند. مثلا شاید بشود ادعا کرد که مردان باید بر زنان حکمرانی کنند، یا ارباب باید بر رعیت حکمرانی کند یا باید رهبران ملت ها را کنترل کنند، شاید. اما باید یک استدلالی برای حضور این سلسله مراتب وجود داشته باشد.

وقتی که شما به استدلال ها نگاه می کنید می بینید که تقریبا در همه این موارد توجیهی منطقی وجود ندارد. وقتی هم توجیهی وجود نداشته نباشد، باید این ساختارها برداشته شوند. این هسته اصلی آنارشیسم است. عقل سلیم هم با آن همراه است. در همه زمینه ها هم مصداق دارد؛ از پدرسالاری در یک خانواده، تا جهان سالاری در امور بین المللی. فکر می کنم که انسان ها هم به طور ذاتی قبول دارند و برای رسیدن به آن پیشرفت هایی داشته ایم. تعداد خیلی زیادی از ساختارهای سلسله مراتبی و سلطه گری در صد سال گذشته از بین رفته اند. در بیست سال گذشته هم همینطور بوده است و من دلیلی نمی بینم که این روند متوقف بشود.

در مورد برنامه ی میزگرد فمینیستی هفته ی پیش پرگار که دوستی در کامنتها تشویق به دیدن کرد:
برنامه این هفته ' فمینیسم '
 مهمان‌های برنامه: پدیده ثابتی فعال حقوق زنان، روحی شفیعی جامعه شناس و ساغر غیاثی پژوهشگر مطالعات زنان.
https://youtu.be/TT2FQ_MXSwA

 راستش همگی خانم ها بدجوری ترکاندند!
خانم اول گویا مذهبی/ بهایی باشند. ایشان نمی خواست فمینیست نامیده شود! عینهو رژیم اسلامی از "فمینیست بی بندوبار انگلیسی" میگوید! و البته خود ایشان محبوس در خانواده ی مذهبی و اجرای نقش "مقدس" مادر بهایی!
باید گفت که ایشان جدن به جنبش فمینیستی لطف کردند، که خود را فمینیست نخواندند. بهتر همان که امثال اینان بمانند همکیشانشان "بند و بارشان" را هر روز برای فرود به ناف  بهشت مُحکمتر کنند و بجای انتقاد از فمینیست  "بی بندو بار" از مظاهر آزادی ها و حقوق ناچیز بدست آمده در اروپا اگرچه در همان سطح قانون و جامعه استفاده کرده و از بالا رفتن بودجه ی مهد کودکها به نفع زنان خواهان کار و اشتغال انتقاد نفرمایند. بسیاری از زنان همانطور که گفته شد، از زندان خانواده گریخته و در استقلال، سرنوشت خود و کودکانشان بدست صدقه از "مرد" خانه نبوده پس به ایجاد هر چه بیشتر مدارس تمام وقت و مهد کودکها (در فقدان و کمبود کلکتیو ها) نیاز است. چون مادران شاغل هستند و مردان نیز اغلب حاضر به نگهداری از کودکانشان نمیباشند و بدون کار مادران زندگی نمیچرخد....
باری   
ساک زدن یکطرفه و حمایت از رضا قلدر/ رضا خان نیز اصلن " کُنشی فمینیستی" نمیباشد...پس رای تان را برای احیای سلطنت حفظ کنید!
بانوی دوم در میز گرد فمینیستی بی بی سی یک جامعه شناس هوادار اعتدال (میهمان دیگر پرگار) نیزدر حسرت است از اینکه خود نتوانسته در طی اقامتشان در ایران زیر تیغ  ارزان جراح ایرانی برود. ایشان با شور حسینی عجیبی انواع ترمیم بینی/پستان/باسن... را "کُنش فمینیستی زنان ایران" اعلام کرده و حتی پس از شنیدن آمار و ارقام جراحی بینی/ مو کاری مردان کچل، عمل باد فتق و لیزر بواسیر، درازی آلت ...از طرف مردان، ایشان اما کماکان از رو نرفته و تا آخر برنامه نیز با "کُنشی فمینیستی" نفرت خود را از هر چه با کلمه ی "رادیکال" پیوند بسته، اعلام کردند. حرکت چنگ زدن دستها همراه با نمایش ناخنهای تیز و وحشتناک ایشان در جلوی دوربین وابسته، البته هیچگونه همخوانی با صحبتهای هارمونیک و معتدل ایشان نداشت. باری، مسیر مبارزه ی زنان از زیر دست قصابان سیستم "زیبایی" و هر گونه کوچک کردن/بزرگ کردن ها اصولن فمینیستی نمیباشد. مسلمن زنان فمینیست به ایشان یک تشکر بدهکارند که این "ایسم" را به گند نکشیده و از همان اول علیه رادیکالیسم جنبش زنان خط و نشان کشید.
عکس 8مارس 1979 راهپیمایی زنان علیه حجاب اسلامی
خانم سوم که رسمن خود را فمینیست و حتی "رادیکال فمینیست" خواند و حتی مدرک دانشگاهی هم برای اثبات این مُهم در زیر بغلش گذاشته بود، اعلام کرد که دخترکانی که بفرمان رضا خان به مکتب فرا خواندند را، بدلیل مخالفت و اعتراض عمومی، خانواده ها از روی پُشتبامها رد می کردند تا به اکابر بروند، ولی البته الان خوشبختانه خانواده ی سُنتی، دختر به خارجه میفرستد، آنهم برای اخذ دکترا! و اینهمه (سواد آموزی دختران) دیگر در ایران "کُنشی رادیکال" نیست، اگرچه در افغانستان کماکان "کُنشی رادیکال" میباشد! (رزا: همیشه در مقایسه ها رده ای خونین از راسیسم ایرانی نمایان میشود! کشورها را هرگز در کُل نمیتوان مقایسه کرد بلکه مناطق را)....
و همچنین خانم فمینیست رادیکال بی بی سی اعلام کرد که  اگر اینک در ایران آمار زنان دانشگاهی به رقم 60% رسیده است، چون پسران مجبور به سربازی هستند! ایشان از شوک تراپی جامعه شناس سکسیست  ایرانی اباذری هم گفتند که هدفش لابد ایجاد گفتمان بوده است،  اگرچه خود این خانم، تاکتیکهای دیگری برای ایجاد گفتمان را در آستین دارند که "معتدل" است، ولی کماکان ایشان در تئوری، تحلیلهای رادیکال را میپسندند!
البته این میهمان فمینیست بی بی سی در "دفاع رادیکالش" از حقوق زنان کم نیاورده و با مثال خودسوزی اخیر مردان، بدلیل سرزنش زنانشان که: مرد برو کار کن! آب پاکی  را روی دست این "زنان سکسیست"  ریخت! (که مردان بیچاره و بیکار شده را به خودسوزی کشانده اند)
مُسلمن پس از ایجاد شیرخوارگاههای مناسب فمینیستی با رای پارلمان و مجلس، پس از اخذ کسب آرای مردان و زنان به صندوق حزب فمینیستی، هم زن و هم مرد جماعت باید کار کنند (بیکار شدند هم لابد سرزنشی به همدیگر دیگر نیست و لابد هر دو با هم خودسوزی "غیر سکسیستی" خواهند کرد) و همچنین اینگونه، مردان نیز عاقبت در شرایط مناسب رقابت دانشگاهی با زنان قرار گرفته و برابری زن و مرد با قبولی 50% مرد و 50% زن تحقق میپذیرد.
این سخنان رادیکال فمینیستی منطبق بر ساک فمینیستی "فعال حقوق زنان" در ابتدای برنامه ی پرگار، بقدری خانم اول مدافع حقوق مذهبی/ بهایی را به وجد آورد که ایشان عاقبت قبول کردند پسرشان را (که بمانند مادر از بی بند و باری لولو فمینیست های انگلیسی بشدت میترسد) به جلسه ی بنگاه پژوهشهای زنان و پای منبر مردان سخنران این بنگاه بفرستد و بلاخره ایشان هم شیر فهم شدند که فمینیستهای بی بند و بار و چشم دریده دانشگاههای انگلیسی، ضد مرد نیستند و فقط گهگاهی (وقتی که قرار است که راجع به تجاوز جنسی و خشونت مردانشان صحبت کنند) چون "شرم دارند" که جلوی آلت ها گپ بزنند، به همین دلیل و استدلال در "مواقع استثنائی"، مردان را به جلسه زنانه راه نمیدهند.
باری
جلسه ی آشتی کنان میهمانان پرگار خوشبختانه اینبار هم با درایت و میزگردانی مردان بی بی سی با سلام و صلوات، با پایانی شاد بپایان رسید و بی بی سی نشان داد که در زیر کنترل و اتوریته ی برادر بزرگ، ساواکی/ زندانی، افراطیون/ اعتدالیون، فمینیست/ ماسکولینیست، قصاب/ گاو میتوانند حتی در حین سلاخی، در صلح و آرامش زندگی کنند.
من شخصن از این برنامه های پر از پایان شاد ممنونم و در انتظار پابوسی "نوام چامسکی" ایرانی همان نظام جلالی آنارشیست، در کمبود آجیل و فقدان تخمه ی آفتابگردان در حال خشاب کردن تفنگها، منتظر بمباران متفقین (مستقیمن بروی کله ی داعش) پای مونیتور به انتظارم، تا بزودی زود، بلاخره برویم و سرزمینمان خاورمیانه را از این ریشوها! پس بگیریم.
اما راستش از آنجایی که متفقین دیگرنمیتواند با بمبهای دقیق و دیجیتالی (بمانند بمباران بوش پدر/ پسر علیه کله ی طالبان افغانستان) اینک کله ی داعش را نشانه بروند و اغلب بمانند خلبانان اردوغان، مناطق کُرد نشین را اشتباهی "رو هوا " برده اند و تلفات جانبی ما هم زیاد شده، گفتم که از بی بی سی بپرسم که از اربابان انگلیسی اش بپرسد که در برنامه ی پرگار بعدی اش، البغدادی و اردوغان و اوباما و روحانی و خاندان السعود  و النصره و اسد و پوتین و... را بپای میز معجزه - مناظره ی "پرگار" ش بنشاند تا آقای کریمی (میزگردان بی بی سی)  با متُد "مار رقصان" این سران مارها را هم ، با هم صلح و آشتی بدهد، تا ما هم برویم بچه هایمان را شیر بدهیم!
ممنون میشوم خیر ببینید...
امضا: یک فمینیست بی بندوبار/ بی خدا/ بی شوهر- ضد مرد -علیه خانواده - دماغ دراز جراحی نشده – رادیکال/ افراطی- 60% ی سربازی نرفته ی- ضد اکابر رضا خانی، آنارشیست- شوک تراپیست ضد اعتدال!
توضیح: دلیل ننوشتن اسامی میهمانان میز گرد تنها به دلیل صرفه جویی در وقت بینندگان از گه خوری مجدد بی بی سی از حاج آقا  اکبر پونز گنجی است. 
مطالب مرتبط: میز گرد پرگار
برنامه این هفته ' فمینیسم ' در یوتیوب منتشر شد.
مهمان‌های برنامه: پدیده ثابتی فعال حقوق زنان، روحی شفیعی جامعه شناس و ساغر غیاثی پژوهشگر مطالعات زنان.
https://youtu.be/TT2FQ_MXSwA

بزودی میز گرد آنارشی
آنارشیسم چیست؟ حرکت آنارشیستی چه مختصاتی دارد؟ چرا در تاریخ سیاسی ایران به رغم شناخت کم از آنارشیسم، از آن به عنوان ناسزای سیاسی استفاده شده است؟ بحث درباره‌ی آنارشیست در پرگار هفته آینده.
مهمان‌های برنامه : نظام جلالی تحلیل گر سیاسی آنارشیست، عمار ملکی پژوهشگر علوم سیاسی، و محسن حیدریان او هم تحلیل گر 
برنامه این هفته" آنارشیسم" در یوتیوب منتشر شد.
https://youtu.be/7avKkS-NOmg
 

۱۴ شهریور، ۱۳۹۴

پناهجویان با پای پیاده به سوی غرب اروپا راه افتاده‌اند

صدها نفر از پناهجویان از مجارستان با پای پیاده به سوی مرز اتریش به راه افتاده‌اند. 
در جزایر دریای اژه هم بین پلیس و آوارگان درگیری پیش آمد.
در زیر فیلمهای خبری. برای دیدن روی آدرسهای آن کلیک کنیم.


Breaking News: Hungary Helps Migrants Reach Austria On Buses
https://youtu.be/nBbKshT3v6c

Hungary: Riot police use tear gas as refugees attempt to break out of detention camp- Hungarian police sprayed tear gas on migrants and refugees imprisoned in the Roszke camp in Asotthalom on the Serbian border, after some of them tried to break out of the facilities on Friday.
https://youtu.be/wap-ttwEgFw

Hungary: Stranded in Budapest
Outside the Keleti train station in Budapest, over 3,000 refugees wait to continue their journey03.09.2015 .
For two days now, they have been stuck here after Hungarian authorities closed off the station, preventing all refugees from taking trains bound for Austria and Germany.
https://youtu.be/KM7P2f5mgn8

Migrants and police clash at holding center
Scuffles break out between Hungarian police and migrants being held at a crowded reception area in Roszke near Serbia. Rough Cut (no reporter narration).

Migrants march en masse along Hungary highway to Austria

Migrants start their march to freedom through Hungary to Austria

Migrants Vow To March From Hungary To Austria
Hundreds of migrants march along a Budapest highway for the border with Austria, as Europe's migrant crisis escalates. Rough Cut (no reporter narration).

نارنجک بی‌حس‌کننده
در آن سوی اروپا و در جزایر دریای اژه که به یونان تعلق دارند، نیز هرج و مرج شدیدی به پا شده است. هزاران مهاجر که منتظر ادامه سفر هستند، در فضای آزاد به سر می‌برند و هیچ تامینی ندارند.
در بندر جزیره لسبوس، مأموران پلیس با نارنجک بی‌حس کننده به مصاف حدود ۱۰۰۰ نفر پناهجوی افغان رفتند تا جلوی سوار شدن آنها را به یک کشتی عازم پیرئوس بگیرند. به گفته گشت دریایی یونان، پناهجویان یادشده جزو افرادی نبودند که ثبت‌نام کرده‌اند.

کتک‌کاری در کوس
فرانس تیمرمانس، قائم مقام رئیس کمیسیون اروپا به همراه دیمیتریس آوراموپولوس، کمیسر اتحادیه اروپا در امور پناهندگان به جزیره کوس رفته‌اند تا شرایط این جزیره را از نزدیک بررسی کنند. شامگاه پنجشنبه (سوم سپتامبر/۱۲ شهریور) زد و خورد شدیدی میان مهاجران و ساکنان جزیره روی داد تا آنجا که پلیس برای متفرق کردن طرفین، به پرتاب گاز اشک‌آور متوسل شد.

پلیس آلمان اعلام کرد پنجشنبه شب بر اثر آتش سوزی در یکی از مراکز نگهداری پناهجویان درشهر هپنهایم در جنوب فرانکفورت ۵ نفر آسیب دیدند. یکی از این افراد با شعله گرفتن آتش خود را از طبقه دوم به بیرون پرتاب کرد. چهار نفر دیگر به دلیل استنشاق دود آسیب سطحی دیده اند. در حال حاضر مقامات امنیتی دلیل این آتش سوزی را نامشخص می دانند. در این مرکز بیش از ۶۰ پناهجو از کشورهای سوریه، عراق، سومالی و اتیوپی ساکن بودند.
سخنگوی پلیس ناحیه گفت: «افراد ساکن این مرکز توسط صلیب سرخ هپنهایم مراقبت و نگهداری می شوند. مقدمات سکونت این افراد در جایی دیگر چیده خواهد شد. این مرکز در حال حاضر غیر قابل سکونت شده است. برای تغییر وضعیت باید منتظر ماند.»
آلمان در سال جاری پذیرای در مجموع هشتصد هزار پناهجو خواهد بود. در ماههای گذشته، بیش از ۱۰۰ مورد آتش سوزی ناشی از حمله به مراکز نگهداری پناهجویان گزارش شده است.
به گفته او اقدامات مجارستان واکنش این کشور "به سیاست شکست خورده اروپاست"، زیرا کنترل مرزهای اتحادیه اروپا بر عهده ۲۸ عضو آن است.

جسد دو کودک خردسال و مادرشان که در آبهای ترکیه غرق شدند روز جمعه در شهر کوبانی دفن شد. این اجساد با هواپیما به شهر مرزی شانلی اورفا در ترکیه و از آنجا به شهر کوبانی در سوریه انتقال یافت. عبدالله کردی، که در مراسم دفن فرزندان و همسرش در شهر زادگاهشان حضور داشت گفت: «دولت کانادا درخواست مهاجرت ما را نپذیرفت. خواهرم که ساکن آنجاست از من پرسید که می خواهم چکار کنم. به او گفتم که تنها راه رفتن به آلمان یا یک کشور اروپایی به وسیله قاچاقچیان است.»
پدر این خانواده ابراز امیدواری کرد که مرگ کودکانش کشورهای عربی را برای کمک به پناهجویان سوری ترغیب کند.
شهر کوبانی در ماه ژانویه بدل به نماد مقاومت کردها در برابر حمله نیروهای گروه داعش شد. با این حال با شدت گرفتن حمله های گروه موسوم به دولت اسلامی به این شهر در ماه ژوئن، هزاران نفر، کوبانی را برای زندگی در جای دیگری ترک کردند.

۱۲ شهریور، ۱۳۹۴

آیلان کوردی، پسرک سوری که جسدش را آبهای دریا به ساحل آوردند...


آیلان کردی، مهاجری سه ساله که از سوریه راهی سرزمین مرگ شد
رسانه ها اسمش را اعلام کرده اند: آیلان کوردی، پسرک سوری که جسدش را آبهای دریا به ساحل آوردند، همان دریایی که قایق او و خانواده اش را در سواحل ترکیه در هم شکست. تصویر پیکر بی جان آیلان در ساحل بودروم ترکیه روز چهارشنبه، دوم سپتامبر، در رسانه های دنیا تکثیر شد، و بعدتر چهره خندان او و برادرش جای آن تصویر تلخ و تکان دهنده را گرفت.آیلان و خانواده اش اهل کوبانی بودند. پسرک سه ساله با برادر پنج ساله و با پدر و مادرش از سوریه جنگزده رهسپار جزیره کوس در یونان بود. قایقشان که غرق شد، برادر و مادرش هم مردند. فقط پدر خانواده زنده مانده است.
خانواده آیلان تا همین اواخر قصد سفر به یونان نداشتند. پدر آیلان برای خانواده اش از کشور کانادا درخواست پناهندگی کرده بود. خواهرش از بیست سال پیش در ونکوور زندگی می کرد. اما درخواست خانواده آیلان ماه ژوئن رد شد. مشکلات اداری در ترکیه باعث نقص مدارکشان شده بود و علت رد درخواستشان این بود.
در نهایت، پدر خانواده از سفر به کانادا منصرف شد. به فکر رفتن به اروپا افتاد: اول یونان و بعد هم احتمالاً به کشورهای شرق اروپا مثل صربستان، مقدونیه و مجارستان، و بعدتر به کشورهای غرب اروپا مثل آلمان و اتریش و سوئد که برخورد بهتری با پناهجویان، یا امکانات بهتری برای پذیرایی از آنان دارند.
پدر آیلان از دوستان و خویشاوندانش کمک گرفت. پولی برای سفر فراهم کرد، و خانواده اش را در قایق کوچکی نشاند. قایقشان در هم شکست و نقشه او در اولین قدم شکست خورد: هرسه عضو خانواده اش مردند، خانواده ای که آرزو داشت آنها را برای زندگی به جای بهتری ببرد.
قایق آیلان و خانواده اش بیست و سه نفر سرنشین داشت. نه نفر نجات پیدا کردند، نه نفر دیگر همراه آیلان و مادر و برادرش غرق شدند، و دو نفر هم ناپدید شده اند. سه کودک دیگر در میان غرق شدگان بودند.
تصویر کودک ۳ ساله سوریه ای جهان را تکان داد
ماجرای «آلان» کودک کُردی که فاجعه مرگش جهان را تکان داد
دبى – العربيه.نت فارسى
پدر آلان کُردی، کودکی که تصاویر جنازه پرتاب شده‌اش در سواحل مدیترانه در ترکیه، جهان را تکان داد، جزئیات مرگ کودک و دیگر اعضای خانواده‌اش را بیان کرده است.
عبدالله کُردی در مصاحبه با «رادیو روزنه» گفت: «قاچاقی در دریا شیرجه زد و فرار کرد. ما را در مقابله با امواج دریا تنها گذاشت. قایق واژگون شد. دو کودک و همسرم را گرفتم. تلاش کردیم خود را روی قایق واژگون شده یک ساعت نگاه داریم، فرزندانم همچنان زنده بودند.»
او افزود: «تنها سرم نبرد، پسر دیگر و همسرم نیز جان خود را از دست دادند.»
پدر آلان.. آریشگری که از جنگ فرار کرده
عبدالله کُردی اصالتا از شهرک عین العرب (کوبانی) سوریه است. او آرایشگر مردان بود و در یک آرایشگری در محله رکن الدین دمشق کار می‌کرد. همچون بسیاری از سوری‌ها، به دنبال زندگی بهتر، از سوریه خارج شد. پسر کوچک دو ساله‌اش «آلان» را به همراه پسر چهار ساله دیگرش «غالب» و مادرشان «ریحانه» به همراه خود برد. او امید داشت به دور از تنش و جنگ، فرصتی برای زندگی بهتر برای خانواده‌اش فراهم کند.
سفر مرگ مقابل ۴هزار یورو
عبدالله که به نظر می‌رسد هنوز آن‌چه روی داده را درک نکرده، می‌گوید: «به ترکیه آمدیم. مجبور شدم با حقوق روزانه ۵۰ لیر ترکیه به عنوان کارگر بنایی کار کنم تا مجبور نباشم دست پیش کسی دراز کنم. این مبلغ برای ما کافی نبود برای همین خواهرم ما را در پرداخت اجاره خانه کمک می‌کرد.»
او می‌افزاید: «پدر و خواهرم برای من پولی فراهم کردند با این امید که به اروپا برسم و زندگی بهتری برای خانواده‌ام فراهم کنم. چه در اروپا در منزل زندگی کنیم چه کمپ. بارها تلاش کردم بتوانیم به یوانان برسیم اما هر بار این تلاش بی سرانجام بود. چندی پیش با قاچاقچیانی ملاقات کردم که یکی از آن‌ها از ترکیه و دیگری از سوریه بودند. آن‌ها پیشنهاد دادند برای رساندن من و همسرم ۴هزار یورو دریافت کنند و برای دو کودکم ۲هزار یورو می‌خواستند. به آن‌ها گفتنم که من پول بیشتری ندارم.»
فاجعه مرگ خانواده یکی پس از دیگری در دریا
عبدالله ادامه می‌دهد: «در یک قایق ماهی‌گیری ۱۲ نفر بودیم. طول این قایق تنها ۵ متر بود. پس از مدت زمان کوتاهی از حرکتمان، موج‌های دریا بزرگ و بزرگ‌تر شد. قاچاقچی ترک به دریا پرید و ما را در مواجهه با امواج تنها گذاشت. قایق واژگون شد. دو کودک و همسرم را گرفتم. مجبور شدیم که خود را برای مدت زمان یک ساعت بر روی قایق واژگون شده، نگاه داریم. کودکانم زنده بودند. کودک اولم در نتیجه موج بلند بلند درگذشت. برای نجات کودک دیگرم او را رها کردم.»
عبدالله در حالی که گریه می‌کردم افزود: «پسر دومم هم مرد. کف از دهانش بیرون می‌آمد. او را رها کردم تا مادرشان را نجات دهم. اما دیدم همسرم هم جان خود را از دست داده است. پس از آن سه ساعت در آب ماندم تا گارد ساحلی ترکیه رسید و من را نجات داد.»
عبدالله گفت: «می‌خواهم به جهان بگویم که وضعیت سوری‌ها را ببینید و دل‌هایتان برایشان نرم شود، به آن‌ها کمک کنید و از بارشان بکاهید به ویژه کارگران سوریه در ترکیه که یک چهارم کارگر ترک را دریافت می‌کنند. امیدوارم پسر کوچکترم آلان، به نمادی برای رنج‌های سوری‌ها تبدیل شود.»
پدر در انتظار جنازه‌های فرزندانش
«احمد» دوست خانواده به «رادیو روزنه» می‌گوید: «ماجراهای آن شب بسیار اندوهبار است. سفر ساعت ۳ بامداد توسط یک قایق کوچک آغاز شد، قایقی که برای ماهی‌گیری است. ساعت چهار خبر غرق شدن قایق به ما رسید؛ قایقی که حدود ۱۲ مهاجر را حمل می‌کرد. دو جوان توانستند تا جزیره مجاور شنا کرده و درخواست کمک کنند. در این مدت جنازه آلان به ساحل رسید. پدر نجات یافت. جنازه‌های فرزندش غالب و همسرش ریحانه هم از دریا به بیرون کشیده شد. هم‌اکنون جنازه‌ها در سردخانه هستند و پدر خانواده در انتظار دریافت آن‌ها برای خاکسپاری است.»

رزا: کودک در خواب است، خودم در حال بیهوشی. موشهایمان، هر لونه چندتایی بهم چسبیده در حال چرت. پنجره را برای خفاش کوچکی که گاه بیگاه میهمان اتاقم است باز گذاشته ام.
آسمان در حال باریدن.
و من میدانم قاتل زندگی در همین نزدیکی ها در کمین است. همه میشناسیمش و خود را به ندیدن میزنیم.
سیستم در قاب عکسی جا نمیگیرد.
 احاطه مان کرده.
به این کوچولو نگاهی می اندازم. چقدر اینروزها زندگی بی ارزش است.
دیگر حتی عکاس هم خودش را نمی کُشد!