رزا: از همان ابتدای آدم ربایی از طرف برخی اعلام شد که زم از خودشان است!
من هرگز یک خط هم از زم یا آمدنیوز نخواندم.
اما به عکس های قبل و بعد از دستگیری رجوع کنیم، مشخص است که زم را دستگیر کرده اند.
در مورد شیرینک نجفی هم راستش فکر کنم هنوز عراق است!
می گویند بلیط هم از بنگاه خواهر زم (در کربلا) خریده شده! متاسفانه من فکر می کنم شیرینک هم اگر از خودشان نباشد تا حدی زیادی با جنایتکاران همکاری کرده!
اگرنه، چرا تاکنون خود را بدلیلِ شهادت در آدم ربایی به مراجع معرفی نکرده؟
شاید هم فکر می کند پدر، پسر را بگا نخواهد داد؟
اشتباه می کند.
نعلین همیشه همکارِ چکمه بوده.
این پیوند آنقدر محکم است که اغلب پسرانِ قاضیانِ شرع همان گوسفندانِ قربانی و نشانِ وفاداریِ نعلین به نظام است...
محکوم کردنِ این آدم ربائی حداقل کاری است که می توانم.
حداکثر اما می توانیم: تشویقِ شیرینک به مراجعه به سفارت خانه هایی در بغداد/ترکیه است.
اگرچه او و همکارانش (شیرین نجفی و وفا نیکفر در استرالیا) در صدد بهره برداری از آمدنیوزِ شماره ی 2 هستند.
تا زمانِ روشن نشدنِ وضعیتِ چگونگی ربودنِ زم، باید کانالِ آمدنیوز جدید را تحریم کرد.
آخرین سلفیِ او در زمانِ آزادی در ترانزیتِ فرودگاه کشور اردن در زیر با گردنبند
برای بزرگنمایی روی عکسها کلیک کنیم.
مرتبط:
بلیط سفر روحالله_زم از دفتر مسافرتی خواهر آقای زم در کربلا تهیه شده، محمدعلی زم و خانوادهاش هنوز در عراق هستند.
ظاهراً آقای زم میخواسته با یک تیر دو نشان بزند (پول منسوب به سیستانی و دیدار پدر) غافل از این که هر دو نشان با یک هدف کاشته شده بودند.
پس علی جوانمردی راس میگه که پدرش و شیرینک به فاک عظما دادنش!
عکسِ جلوی دوربینِ ربایندگان! بدون گردنبند
علی جوانمردی:پدر #روحالله_زم در عملیات بازداشت او دست داشتعلی جوانمردی، خبرنگار مستقل به ایران اینترنشنال میگوید خانواده روحالله زم به همراه یک عضو سپاه قدس و همچنین شیرین نجفی در جریان بازداشت او به بغداد سفر کرده بودند و این بازداشت حاصل یک «عملیات فریب» بوده است.
اینا حب قدرت دارن مثل محسن رضایی که کار پسرشو ساخت
مرتبط: فیلمِ آخرین مصاحبه با شیرینِ نجفی، همکارِ روح الله زم در آمد نیوز
لایو شیرین نجفی - روح الله زم در نجف دستگیر شد- تناقض گویی شیرین نجفی
https://youtu.be/si_wfpPIzCo
روح الله زم عصر جمعه ۱۹ مهر با پرواز «رویال جوردنین» از پاریس به مقصد بغداد پرواز کرده و با توقفی کوتاه در امان پایتخت اردن در بامداد شنبه ۲۰ مهرماه وارد بغداد شده است. اما نکته مهم این است که پول بلیت زم به پول غیر رایج در اروپا و به دلار پرداخت شده است!
مطالب دیگر:
یادداشت اعلام اعتصاب غذای عاطفه رنگریز از زندان قرچک
اعتصاب غذای عاطفه رنگریز از زندان قرچک
از درسهای دانشکده جنگ زندگی: هر آنچه مرا نکشد، قویترم میسازد.
در تجمع روز جهانی کارگر در تاریخ یازده اردیبهشت نود و هشت بازداشت شدم و پس از ۴ روز با وجود صدور قرار کفالت ۳۰ میلیونی از آزادی من جلوگیری شد و پس از ۲۸ روز بازجویی و چندین بار انتقال از زندان قرچک به اوین با پروندهسازی کاملاً مشهود روبرو شدم
با آنکه بارها و بارها در پاسخهای خود گفته بودم که فعالیتهای من کاملاً قانونی بوده و درکی از سوالات شما ندارم.
در ادامه این روند ناعادلانه قرار وثیقه من به ۵۰ و ۷۰ میلیون تومان افزایش یافت و این بار نیز دادسرا از قبول قرار کفالت سرباز زد و باز خانواده به دیوارهای ناعادلانه برخورد کرد؛ آنها در بیرون سرگردان شدند و من نیز در داخل زندان.
این سرگردانی همچنان ادامه یافت تا آن که دادگاه بدویام در تاریخ ۱۴ مرداد ماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برگزار شد.
دادگاهی که امکان دفاع و پاسخگویی به آن نبود و رنگ و بوی فرمایشی داشت. قاضی مقیسه مبلغ قرار وثیقه را به دو میلیارد تومان افزایش داد. با این وجود، خانواده با این در و آن در زدن بالاخره توانستند این وثیقه سنگین را فراهم کنند اما بار دیگر طی روندی کاملاً غیر قانونی با قبول وثیقه مخالفت شد و در نهایت حکم یازده سال و نیم زندان به وکیل من ابلاغ شد. حکمی که نه بر اساس ادله موجود در پرونده که بیشتر به اتهامات ردیف شده بازجویان بازمیگشت.
این جانب بارها به روند غیر قانونی پروندهام از جمله عدم قبول وثیقه، عدم اجرای اصل تفکیک جرائم، صدور احکام ناعادلانه به طرق مختلف اعتراض کردهام و این خلاصهای است از روند غیرقانونی وضعیت من در این ۵ ماه و ۱۳ روز و سردواندن خانواده در بیرون و من در داخل زندان.
بازیدادنی که گران میآید، زیرا گویی عدالتی در کار نیست و پرسش اینکه چگونه دستان من در این بند بی عدالتی میتواند خودش را آزاد کند، کماکان پابرجاست. این بندها دستان مرا به دستان بسیاری گره میزند، دستان خواهرانم که جز برای حقطلبی گره نشدهبود و شدیدترین ستمها هم نتوانسته گره آنها را باز کند، دستان دلسوزترین جانهای این سرزمین بلاخیز که برای آموزش بهتر، برای کودکیِ ربوده شده، برای حداقلهای زندگی شایسته بلند شدند و داس بیعدالتی هم نتوانسته از رویش آنها جلوگیری کند، دستان خشکیدهی زندانیانی که قربانی چرخ دندههای بیرحم انواع تبعیضها و بیعدالتیهای اجتماعی شدهاند.
ازاینرو بدن خود را سلاحی میکنم در برابر این همه بیعدالتی که بر ما گذشت و میگذرد و اعتصاب غذای خود را در اعتراض به عدم پذیرش غیرقانونی وثیقهای که تاکنون پنج بار با در بسته و دیوارها روبرو شد و همچنین صدور احکام ناعادلانه و نگهداری غیرقانونی در زندان قرچک اعلام میکنم. نیک آگاهم که جان من برای آنان که به بازیاش گرفتهاند ارزش محافظت ندارد، و این رنج را برای شکستن این دیوار سکوت که قتل خاموش جامعهی مدنی و صدای حق طلبی ما است، تحمل میکنم.
از این رو، نوشتهام را با دو کلمه تمام میکنم که پژواک آن در سرتاسر تاریخ ما فرودستان پیچیده است:
“یا مرگ یا آزادی”
عاطفه رنگریز
۲۴ مهر ۹۸
زندان قرچک
داستانی از:
«عاطفه رنگریز»
http://ashuob.com/atefe-rangriz/














