۱۰ بهمن، ۱۳۹۲

وبسایت "عصر آنارشیسم" دکان کله پاچه ی آقایون + جبهه ی ملی؟


جدید:

رزا: بعد از انتقاد از سایت "عصر آنارشی" در اینجا

این دکان کله پاچه  با طرح دو فوریتی آیکون مشترک "زنان،کودکان و مجنونین" اش را به دو آیکون مجزا تقسیم کرد! زیر آرشیو زنان هم چند مقاله ی آنارکا فمینیستی گذاشت!

رفقای از استالین  حرفه ای تر"عصر آنارشیسم!" اگر آنزمان کله ی تروتسکی از تصاویر آرشیو حزبی حذف میکردند، اینک سانسورچی کامنتها هم شده اند، آن هم به اسم آنارشیست! از آنجا که در اولین کامنت من(همین امروز)، کارتان به اجرای نقش ارشاد رژیم کشید، احتمالن برای پایه گذار ی "چکا" به پولیت بورو معرفی میشوید!
اولین و آخرین کامنت حذف شده ام را در وبسایت کله پاچه تان  در اینجا میگذارم تا یادم نرود چقدر طرفدار آزادی بیان هم هستید!

راستش از حذف کامنت امروز و  پس از گذاشتن آن، مطمئن شدم که ادمین وبسایت همانی هست که گله ای در فیسبوکهای آنارشی حذف میکند!  
نه اینکه خود مشتری فیسبوک باشم. بلکه گزارشش را بارها گرفتم و مجبور شدم بالای بلاگ بنویسم: 

این بلاگ هیچگونه همکاری با فیسبوک آنارشیست های ایران، صدای آنارشیست، بلاگ اندیشه شاهین شهری ندارد. پاسخگوی رفتارهای سکسیستی، غیر دمکراتیک و اندیشه حذفی آنان خودشان میباشند.


همینجا باز اعلام میکنم "عصر آنارشیسم" قلابی است!

امروز راستش وسط اسباب کشی، بخود گفتم اینها کی هستند؟ که دارند به اسم آنارشی مردم را حذف، سانسور و لت و پار میکنند، آنهم هنوز نرسیده به قدرت آنارشی را چماق کردند!


گویا یک از همه جا بی خبری و یا شاید امنیتی کاری در ترکیه

Country:           Turkey 
State/Region:    Antalya
City:     Sanayi
نشسته و سایت زده!
حالا هر کس از کامنت گذاشتن برای این سایت "آناری" مشکل دار شد به خودش مربوط است. طرف آنقدر بی گدار است که از طرف مخابرات ترکیه حتی گوگل مپ من را تا درب خانه اش هم برد. انسان اینچنین کله خر بلا (نسبت خر)، معلوم نیست با اطلاعات بقیه چه کند! لازم به ذکر است که آی پی و عکس از تا درب خانه اش پیش من محفوظ است. 
ولی وقتی انسانی مثل من (با دانش کم اینترنتی) به راحتی رد فرد رگیستر کرده ی یک سایت اینترنتی را بگیرد، خود بخوانید بقیه ی این حدیث را.
در ضمن وقتی مجانی و به سادگی میتوان وبسایت را در کانادا و یا اروپا رگیستر کرد، چرا باید بغل گوش رژیم سایت باز کرد و از مخابرات ترکیه!
نکته ی دوم اینکه "چشمان حقوق بشر" (بیچاره بشر) دربالاترین، یکی از کله خرابهای مارکسیست سابق،( اکنون آنارشیست!) ادعا کرده اینجا، و اگر پاک کردند در همین بلاگ اینجا

از کامنتهای بالاترین:
عدم لینک به منبع اصلی
کپی پیست
دوشنبه ۱۰ دی ۱۳۸۶ - ۳۱ دسامبر ۲۰۰۷ اراده معطوف به آزمون و خطا !فرشید یاسائی http://asre-nou.net/1386/day/10/m-yassai.html
 تمامی مطلب را از سایت عصر نو کپی پیست کرده
ببینیم بالایاران گرامی! به قانون احترام میگزارند! یا رفاقت با دوست لینک گزار در اولویت است!
 ------------------------------------------------------
زیاد ذوق زده نشو جانم
خود آقای فرشید یاسائی نویسنده مطلب هستند و خودشان مطالب را در سایت می گذارند.بیش از 30 سال است که قلم می زنند و نویسنده سایت عصر آنارشیسم هستند و حقشان است که اینک مطالب خود را در سایت خودشان بگذارند

آنارشیسم و سائقه غریزی دین

 humanwatch

 مطلب را آقای سقائی از نشریه آبگون متعلق به آقای فرشید یاسائی کپی کردند و خود آقای سقائی نوشتند که منبع آبگون است و آقای یاسائی نوشته های 30 سال پیش خود را که در آبگون منتشر کردند را با ادیت مجدد در سایت عصر آنارشیسم که یکی از نویسندگان آن است منتشر می کنند.
کسی که صاحب نوشته است منبع اصلی است
-------------------------------------------------------
رزا: خطاب من آقای یاسائی است. آقای یاسائی آیا شما آنارشیست شده اید، یا علاقه به بازنشر دارید؟ آیا یک آنارشیست در وصف دولت (مصدق) مینویسد؟ در جبهه ی ملی سرود "ای مرز پرگهر" میخواند؟ آیا وبسایت "عصر آنارشیسم" وبسایت شما است؟ اصلن آیا شما قرار دادن متن بروی اینترنت را بلدید؟ ! با جان جوانان ایران بازی نکنید! آیا شما اصلن از افراد ترکیه مطمعن هستید؟
و اینک خطاب به ادمین های وبسایت "عصر آنارشی" که از همان هواریون سابق فدایی کبیر "یدی" هستند و اینک اما با سبیل تراشیده،  با همان منطق چماقداری و حذف، اینک "آنارشی" تبلیغ می کنند! 
شرم کنید از حذف، سانسور و چماقداری به اسم آنارشی. ...

متن زیر قدیمی تر است و خطاب به همه ی این مجموعه است. بعید نمیدانم حتی وزارت اطلاعات برایتان دامی باز نکرده باشد...
یک نوشته ی فمنیستی:
رفقای به ظاهر فمنیزه شده ی ما گویا بر طبق همان سنت مارکسی قرار است شیوه ی نمایندگی را ادامه دهند. اگر امروز به اسم طبقه ی کارگر فراخوان اول ماه مه دادند، فردا نیز روز جهانی زن را برایمان جشن خواهند گرفت. چه بسا در همان صف اول نیز با یک مشت ریش و پشم برایمان رژه هم بروند!
در این سالها زنان مارکسیسم کُلفت شده زیاد داشتیم.

از آنجا که آنارکا فمینیسم به غلام هم نیاز ندارد، و هر گونه رابطه ی نابرابر (سروری-غلامی- نظامی...) را رد میکند، لزومی نمی بیند طبق سنت مارکسی برایش جنبش سازی شود.
بیش از صد سال از جنبش مشروطه گذشت و مردان "مترقی" هنوز خود را به ندیدن می زنند و این ربطی به گرایش فکری شان ندارد. در زمانه ی خودگردانی، جامعه ی زنان که به سرعت هم در تمام گرایشات فکری شان تریبونهای خود را ایجاد کرده اند، تظاهر به حمایت از زنان و به پستو کردن مطالب  زنان به زیر آیکون های حاشیه ی وب سایتها، نشان ازهمان  طرح نمایندگی دارد. زنان ایران اما برای مطالباتشان مبارزه کرده و به لابی گری و سیستم نمایندگی نیازی ندارند. امروزه حتی کودکان نیز به قیم نیازی ندارند (نگاهی به کودکان کارگر). کودکان حتی وبلاگ خود را نیز دارند!
میدانیم که در کله پاچه فروشی، امروزه برای جلب مشتری، سبزیجات نیز عرضه میشوند.
 اما گیاهخواری این قرن از تولید به مصرف است. چرا که سبزی عرضه شده در دکان کله پاچه ی "عصر آنارشی" بوی لاشه میدهد!
لاشه ی سیستم نمایندگی، آن هم در عصر حضور علنی و فعال زنان در میدان مبارزه!
اگر طبقه ی کارگر جهانی امروز به نمایندگی "نه" گفته و بروی خودگردانی میکوبد، زنان نیز دریافتند، حول پرچم های در اهتزاز مردان هورا نکشند.
"رفقای آنارشیست"!
 این گوشت ما است که به نیش می کشید.
وقتی دهان دیگری (زنان- کودکان) می شوید، باید به آنارشی ای که موعظه میکنید هم شک کرد.
فرق فیمینیست بودن، ترجمه ی کلاسیکهای زنان و بکارگیری آنهمه را در زندگی یک آنارشیست نمی دانید. آنارشیست خشمگین یک فیمینیست است، او مطالب زنان را در آیکون "زنان و کودکان" نچپاند. آنارشی او مرزی بین خود و زنان نمی گذارد، آنارشی او حاشیه یا زیر مجموعه ندارد. همه ی مطالبش هم در همان صفحه ی اول است. فیمنیست او نمایندگی یا "حافظ المنافع" نیست.
اما شما؟ بهتر است 
بجای لایک و کپی کردن مطالب برای دکانتان، یک کلیک  میان پایتان کنید.
شما در عمل از شیوه های مارکسی استفاده میکنید.
اکنون احتمالن نیاز به یک آیکون گیاهخواری خواهید داشت!
فوروم گیاهخواران! با صرف کله پاچه!
بهتر نبود صادقانه مینوشتید، می خواهید بدلیل علاقه شخصی (باد شدن در سلسله مراتب قدرت و خودی نشان دادن در میدان رقابت سیاسی) متن های ترجمه شده ی  آنارشیستی را پخش کنید. وبسایت علاقه مندان به مطالب و انتشارات آنارشی باز می کردید! اخبار زنان را هم در آیکون اخبار میگذاشتید!
آیا آنارکا فیمینیسم زیر مجموعه ی آنارشیسم است؟
برای شما با گذشته ی سازمانی و حزبیتان احتمالن زنان و مردان آنارکا فیمنیست به مانند سازمان زنان وابسته به حزب کمونیست یا سوسیالیستها، حاشیه ای برای عضوگیری و موعظه ی تبلیغات آنارشیستی تان است.
یک وبسایت یا وبلاگ آنارشیستی نیازی به به پستو کردن زنان ندارد. تنها یک دیدگاه هیرارشیکال "رتبه" میدهد و پستو میگذارد. زنان سالیان زیادی برای خوانده شدن (لوییزه میشل- میشل لوییز) به نام مردانه مینوشتند. شما همانطور که نوشتم در همان عهد بوق سیر میکنید، اما زنان دیگر نیازی به بلندگوها و اسامی مردانه ندارند. 
سوالی که هست چرا خود را تحت "عصر آنارشیسم" مخفی میکنید؟ به شیوه ی مارکسی سلسله مراتب صفحه ی اول میگذارید. بمانند کمیته مرکزی سازمان فدایی یواشکی و مخفی هستید، اما به اسم حقیقی و مجازی، خود مقالات مارکسی مینویسید، به مردم در ایران در بلاگتان رهنمود مبارزاتی هم می دهید!  با نقاب آنارشی در مجازی ارتباطات آنارشی میزنید، کامنت منتقد حذف میکنید!
 بسیار بی هنرید، فیسبوک هنرمندان آنارشی باز میکنید، نه کارگرید، نه دانشجو و نه بلوک سیاه!  اما تا توانستید یک تنه تمام این پرچم ها را بالا بردید!
بفرمایید همه را نمایندگی کنید! فیسبوک قلابی جبهه ی رهایی بخش حیوانات ایران، فیسبوک زنان آنارشی ایران! خلق های تحت ستم آنارشی ایران! زحمتکشان آنارشی ایران! ..................!
عاقبت خواهید ترکید با اینهمه اشتها! وقتی مردم دریابند که شما پوچ و تهی و تنها یک انتشاراتی هستید که از تولیدات دیگران دکان ورشکسته به تقصیر مارکسی تان را می چرخانید!
در زمانه ای که هر فرد به سادگی تریبون خودش را در جهان اینترنتی دارد و نظراتش را آسان منتشر میکند،  دکان کله پاچه فروشی تان تنها یک جوک بی مزه است برای باد شدن بادکنکی ...
آنچه در خیابان میگذرد اما مبارزات اجتماعی است. فعالینش واقعی و هرگز با تعداد دکانهای مجازی شان تعیین نمیشوند. 
 مکانهای مجازی فضای دیالوگ هستند. نظر دادن و نظر شنیدن. ولی از آنجا که شما تنها مقالات دیگران را باز نشر میکنید،  در جهت باد شدن، خوانندگان وبسایتتان بزودی (اگر نه هم اکنون) در میابند که شما تنها به اشتراک می گذارید، در ارگاسم ریفلکس لایک کردن و لایک کردن و لایک کردن....
بله "عصر آنارشیسم" شما با کله پاچه شروع شد و آروغ هایتان تمام فضای مجازی را آلود!
عکسی از کامنت امروز من که کماکان منتظر امضای وزیر ارشاد و سازمان امنیت سایت است!
همچنین برای اطلاع بیشتر در مورد برخی از افراد وبسایت "عصر آنارشی"!  در ادامه اینجا

 

۱۸ نظر:

Payman pay گفت...

واقعا که!! آدم حالش بهم میخوره از اینهمه سفاهت ,حماقت و دریوزگی!!آخه چقدر آدم باید حقیر باشه و نفهم؟!
روزا جان:ممنون واسه افشاگریهای بجا و خوبت.ما اگه تو را نداشتیم وضعمون خیلی بد میشد.دمت گرم.سلامت و پایدار باشی. به این میگن تو دهنی زدن بجا به یه مشت فرصت طلب, یاوه گو کله پوک !!
ننگ و نفرت نثار متقلبان بی آبرو!!
زنده باد آزادگی, فرهیختگی و صداقت;
سه صفتی که براش بایست مایه داشت و رسالت حقیقی مبارزاتی !!

Rosa گفت...

mer30 Payman jan
take care
Rosa

ناشناس گفت...

با درود به روزا خانم!
اميد است دوران ياءسه شدن را هر چه سريعتر پشت سر گذاشته و بتوانيد بدون تاثيرات هورمونى در راه درست و عقلانى برگرديد.
با احترام

ناشناس گفت...

آدم از اين ادبيات توهين اميز در اين وب بولگ ركن دو حالت تهوه ميگيره

ناشناس گفت...

ببخشيد روزا خانم
ما نميدانستيم براى انارشيت شدن بايد از شما تأييده بگيريم .انارشو رخشور

Rosa گفت...

رخشور مثلن فحش است؟ من توالت هم بشورم باعث افتخار است. اما مفتخوری فحش است و شما هم یک بورژوای زالو هستید.
فقط مردسالارها فکر میکنند یائسه گفتن به زنان فحش است. و شما عمیقن در این گُوه غرق هستید. زیاد زر بزنید،آی پی شما را پابلیش میکنم. پس خفه...

vahid borhani گفت...

نه آقا جان ! برای آنارشیست شدن نیاز نیست از رزا تاییدیه بگیرید هرکسی می تونی ادعای آنارشیست شدن رو بکنه حتی شاهین نجفی! ولی هیچ آنارشیستی توی یک جلسه ی ۴۰۵ نفره برای «نحوه ی سازمادهی کردن» - اونم تازه بدون هدف- بقیه ی آنارشیست ها تصمیم گیری نمی کنه بعدش فایلش رو برای چند نفر پیغام خصوصی کنند ! این کارها همه کارهایی هست که احزاب گردن کلفت ! و مخوف انجام می دهند ... فقط یک ارباب و رئیس می تونه توی مهمونی های عصرانه ! و با «خودی ها» درباره بقیه مردم تصمیم گیری کنه و خب آنارشیست ها نه ارباب ها رو قبول دارند و نه خودشون ارباب می شوند ...
من توی همون پیام های خودمونی و خصوصی هم سعی کردم که بگم که سازماندهی کردن افراد بدون داشتن هدف مشخص همون کاری هست که سیستم و احزاب می کنند و سازماندهی کردن به این شکل یک کار کاملا ضدانقلابی و حتی ضد آنارشیستی هست ما باید اول هدف رو مشخص کنیم بعد گرد اون هدف به صورت داوطلبانه و آزادانه سازمندهی بشیم (توجه کن بشیم نه بکنیم !) .
اگر کسی بخواهد اون پیام خصوصی ها رو منتشر می کنم توش خیلی حرف ها هست من قبول دارم که افراد اشتباه می کنند و حتی باید آزاد باشند که خیلی خیلی اشتباه کنند ! ولی هرکسی که اون پیام خصوصی ها رو بخونه متوجه می شه که این اشتباهات اتفاقی نیست (من نمی خوام کسی رو اعدام کنم) مثلا خیلی خیلی بد هست که افرادی که وقتی اسنودن (ناشناس ها -ویکی لیکس و...) خبرساز شد همشون براش جیغ و دست و هورا کشیدند و مقاله ها (!) در تحلیل و تقدیرش نوشتند! حالا بیایند پیغام خصوصی بدهند که «رفقا ی داخل بعد از گوش کردن پاکش کنند»! فایلی که به همه (هر کسی که صفحات گوناگونتون رو «لایک»کرده و عضو شده!) مربوط هست وقتی هم که پرسیدم که چرا برای حفظ ظاهر هم که شده چرا این جلسه تک جنسیتی برگزار شده و چرا تصمیم گیری برای همچین مسائل عمومی رو بدون وجود یک زن برگزار کردید ؟ کم مونده بود که سکسیست هم بشم ! البته گویا یک زهرا خانم مخالف هم بوده یعنی قبلا بوده و الان مشغول کارهای دیگه است و سرش شلوغه !! و خسته شده و«خودش!» کناره گرفته!! ... اون پیغام خصوصی و فایل ها خیلی چیز ها رو مشخص کرد
هر چقدر که می خوای فحش بده ولی اون فایلها رو شماها خودتون ضبظ کردید ... صداهای شما ها اون تو هست نه صدای رزا

Rosa گفت...

این کارها همه کارهایی هست که احزاب گردن کلفت ! و مخوف انجام می دهند ... فقط یک ارباب و رئیس می تونه توی مهمونی های عصرانه ! و با «خودی ها» درباره بقیه مردم تصمیم گیری کنه و خب آنارشیست ها نه ارباب ها رو قبول دارند و نه خودشون ارباب می شوند ...
رزا: وحید جان کاملن موافقم با آنچه نوشتی.
میدانی که من نه در فیسبوک هستم و نه فایل مخفی بسوی داخل و یا خارج بعنوان رهنمود پر میکنم و نه اصولن با این مخفی کاری ها موافقم. اینها برای منتقدین احتمالی شان مخفی کاری دارند، اگرنه وقتی من با این دانش کم به راحتی ردشان را در اینترنت میتوانم بگیرم، معلوم است که جان و امنیت دیگران برای اینها اصلن مهم نیست.
به نظرم در هر مکان جقرافیایی فعالین خود به نوع و فرم درست برای سازمانیابی میپردازند. هر گونه دخالتگری از خارج و آن هم با این رد پا های بزرگ امنیتی و گاف های حذف نظرات منتقدین احتمالی، یا کاری بقصد و برای ضربه زدن است و یا از سر ندانمکاری و استفاده از شیوه های آشنای هیرارشیکال جنبش زدن که از نسل مبارزان قدیم موجود است.
من حالم بد میشود وقتی آنها از مطالب رفقای فیمنیست مطلب میدزدند ولی حتی حاضر به تحمل پابلیش یک نظر اینترنتی را ندارند. چه برسد به پاسخگویی! من چند نفر از اینها را شخصن میشناسم. باور کن حتی حاصر به یک کمک ناچیز به رفقای دیگر شان در اینطرف آبها نیستند، اما استفاده از نیاز به کمک به پناهجوی زن را به رختخوابشان کشانده اند...
داستان زیاد است. آنها فکر میکنند با پابلیش اطلاعات واقعی من جمع آوری شده توسط یک فدایی اکثریتی سابق من را برای خاموش نشستن مجبور کنند. من اصلن باکی ندارم. من در همین جایی که هستم به اندازه ی کافی فعالم که عمل امنیتی شان را به کمک رفقایم با عمل واقعی جواب بدهم. وقتی پای زندگی کسانی میرسد که از نظر سنی جای فرزندان من میتوانند باشند، افشای مشخصات من کمترین هزینه است. به رفقایی گفته اند که من جاسوس هستم و بعد از یکسال بدلیل پی بردن به شیوه های دگم، روابط ارباب رعیتی سازمانی و سکسیستی، همان افراد هراسانده از من، برایم نوشتند که چه ها پشت سر من ...
ادامه دارد

Rosa گفت...

ادامه
به هر حال بچه هایی را که با اینها همکاری میکردند، با ندانم کاری زیر ضرب بردند بطوری که آنها کلن از نت بیرون آمدند. گویا پشت سر من هم مدام شایعه پراکنی دارند. به هر حال فکر میکنم کماکان باید روی عملکرد حساب کرد و نه مقاله هایی که از این و آن کپی میکنند برای جلب اعتماد. رفتار دگم، سکتاریستی، سانسور و حذف گله ای هیچگونه ربطی به آنارشی ندارد. اینها بسیاری از رفقای خودشان را زیر نام فدایی زیر ضرب بردند. الان هم زیر نام آنارشی دارند همان روش را ادامه میدهند چون دیگر کسی زیر نامهای قدیمی برایشان تره هم خورد نمیکند...
وحید جان اگر فایل را هنوز داری برایم بفرست. اگر پاک کردی چه بهتر. من در فیسبوک نیستم. و اصلن نمیدانم اینها چرا بجای فراخوان و اینها، چرا در جنبشهای اجتماعی اینجا فعال نمیشوند. انتظار دارند دیگران جاده را برای اینها صاف کنند. اینها جزو دست راستی ترین ها هستند در کشور های میزبان. به هر حال من متاسفم که به اسم آناری و این ماسک کار میکنند. به نظرم اینها فکر میکنند، بهتر میتوانند ارتباط بگیرند. آناری اینقدرها هم دروازه اش باز نیست برای کارهای امنیتی و ضربه زدن به دیگران. مطمئنن در این پروسه رفقای قدیمی تر هم اعتراض خواهند کرد.
فعلا نوشته دو هفته ای وبسایتشان را خواباندند! من از طریق ایمیل هم مطلب این پست و قبلی را پخش کردم. به هر حال ارتباط دیجیتال این مشکلات را هم داره برای همین هم ما اغلب بصورت گروه های افینیتی ، محلی کار میکنیم و اینترنت فقط برای گفت و شنود است و نه ارتباط زدن و...
با عشق و همبستگی
رزا

Payman pay گفت...

رفقای عزیز روزا و وحید خوبمان:زیاد به این بیشرمان بی همه چیز توجه مبذول ندارید.افشاشون کنید و باز افشاشون کنید و بالاخره شرمگینانه دمشان رو همین روزها رو کولشان خواهند گذاشت و به زندگی انگلی شان بر خواهند گشت.اگه هم پرروئی کردند و هی زر زیادی زدنند در پراکسس رسوا خواهند شد.بینش آنارشیستی واسه هواداران ونگارد حزبی و در خفا لنینی خرده بورژوا ضد انقلابی تمبون نمیشه.ننگ و نفرت نثار تمامی شیوه های ضد انقلابی!!

Rosa گفت...

سلام پیمان جان
راستش دیدم زیاد دارند شاخ و شانه میکشند. ببینید فحشهای معرکه ی مردسالارانه را "رختشور و یائسه"! جایی که من هستم ماشین رختشوری هست ولی گویا در فضای روانی عهد بوقی اینها زنان رخت میشستند و چون زنان اینکار را انجام میدادند باید فحش باشد. لغت بسیار قدیمی بود و اصلن بگوشم تا الان نخورده بود... یائسه هم فحش نیست. یادمه توی سازمان زنان که بودم لغت یائسه سیاسی را پرسیدم. گویا در این فرهنگ یائسگی بد است. البته برمیگرده به اینکه اینها فکر میکنند در یائسگی زنان دیگر سکس ندارند. به عکس که بنگرید طرفمان حلقه طلا هم دستشه. بیچاره زنش که با این فرد چگونه سر میکند... لابد هر روز ازش یائسه و رختشور میشنود...
اینها جدن از عهد بوقند. آن دیگری هم من را یاد یک کله پاچه فروشی میندازد. شباهت عکس بسیار زیاد است البته اگر 2 باره سبیل بگذارد!
اینقدر جریان کمدی است که به تراژدی تبدیل شده. دلم برای رفقایی که اینها را سال پیش جدی گرفتند و زحمت دیدند، میگیرد. راستی سلام های خرگوشی. برای جابجایی عزیزمان کلی دردسر داشتیم، جایتان خالی سه تایی هم نشد بگیریمش:)

vahid borhani گفت...

سلام رزا جان
ناراحت نباش این اولین باری نیست که آنارشیست ها به جاسوسی متهم می شوند و مطمئنا آخرین بار هم نخواهد بود فقط معلوم نیست چرا اینها هنوز از روش های قدیمی و نخ نما شده استفاده می کنند؟ گویا هنوز از اربابانشان روش های جدید رو یاد نگرفتند!

امنیت چیز مهمی است ولی امنیت هیچ ربطی نه به مخفی سازی و نه به طبقه بندی اطلاعات داره ! ولی همگان می دونند که مخفی سازی و طبقه بندی اطلاعات همون کاری هست سازمان های پلیسی انجام می دهند



----------

سلام پیمان جان
من کاری به اینجور چیز های ندارم یعنی کلا بحث هایی که به عمل منجر نشه زیاد توجه نمی کنم ولی نظرات اخیر خیلی تحریک کننده (همون لج درار !) بود



با عشق و همبستگی

Payman pay گفت...

میفهمم روزا جان.هم "عصبانیتت" را و هم جوابهای دندان شکن و درستت را.من که خودم عاشق رخت شوستنهای سابقم.خودم نیز گاهی اوقات جوراب و شورتهامو وقتی سفر میرم با دست میشورم و خیلی کیف میده!!یائسه و یائسگی هم که جای خود داره.این مردسالاران متعفن لجن برن گه خودشونو بخورند(یاد فیلمهای پازولینی افتادم که توش نشون میداد,یادته!؟).باری, میدونی که من خیلی هواتو دارم و برات یه دنیا ارزش قائلم. حیف که پیشتون نبودم واسه اسباب کشی مجدد.با بوسه های فراوان به روزا کوچولو و خرگوش خانم عزیزتون.سلامتی و پایداریت خواست قلبیمه.قربونتون.(منظورت رو راجع به این شخصیتهای کذائی نفهمیدم.آیا من میشناسمشون!؟).

Rosa گفت...

سلام 2 باره
پیمان جان خوشبختانه این شخصیتهای کذایی را نمیشناسید. البته شانس شما است. وجود اینها و "جنبش" زدنهای کاذبشان تنها به جو بی اعتمادی بیشتر دامن زده.
اینجا که فعلن هستم خوشبختانه فراوان انسانهای نازنین.
من هم خیلی وقتها شده که چیزی را بشورم. دلم به هم میخوره که رختشور را هم فحش می کنند. براستی اینها ماقبل حتی سیستمی هستند که در آن زندگی میکنند. بگذریم از سکسیسم عمیقی که کلمه ی "رختشور" شان نهفته. دیدگاه ضد انسانی آنان به انسانی که از کار "شستن رخت" زندگیش را میچرخاند هم محرز است. لابد ادعای حمایت از طبقه ی کارگر را نیز به دوش میکشند! من و کودک حتی برای انسان فروشنده ی روزنامه ی بیکاران آنقدر احترام قائل هستیم که در جلوی فروشگاه مواد غذایی در این سرمای سخت و با چهره ی کبود از سرما روبوسی کنیم...باشد که کودکان آینده ورای حرفه و بی حرفه گی، شاّن انسان را دریابند. اینان که اینگونه کامنتها را مینویسند همان دست پرورده های سیستم هستند که اینک با ماسک آنارشیسم قرار است بر دوش دیگران، پله های ترفیع سیاسی را برای به مسند قدرت نشستن طی کنند!
مشتی عنتر هم به دمبشان آویزان که از این سفره لقمه ای نصیبشان شود...این انگل های اجتماعی لابد هر روز به کودک میاموزند: بابا جان این فقرا اگر گُوه ما را میشورند، حقشان است! مسلمن اگر انسان کارگر یکروز شورش کند، اینها در همان گُوه شان غرق میشوند... کمدی قضیه اما: اینکه اینها ادعای آنارشی هم دارند!
فیمنیست توی سرشان بخورد، اینان حتی شریفترین حرفه ها را نیز مُهر میزنند!
عمیقن در فرهنگ سیستم فرو رفته، تازه ادعای جهانی بدون سروری و سلسله مراتب نیز دارند...همان بهتر این "آنارشیسم" قلابی، مارکسیست باشد و خدمتکار بگیرد. اینها فکر میکنند با جوان جهان سومی طرفند که به اسم آزادی و برابری روی کولشان سوار شده و باز سیستم بردگی بنام سوسیالیسم برقرار کنند. در جهان گلوبال کنونی البته امری محال! بزودی این "عصر آنارشیسم"شان نیز مانند همان فیسبوکهای قلابی شان به قعر تاریخ سقوط میکند. جایی که از آن آمدند، عهد بوق!
پایدار باشید
رزا

Rosa گفت...

سلام وحید جان
اینها غیر از این روش های نخ نما شده بیشتر بلد نیستند خوب...
راستش از کلمه ی جاسوس هم استفاده ی نقل و نبات میکنند و البته خودشان بیشترین خدمت را تاکنون به سیستم های "امنیتی" کردند. اینها ضد امنیت دیگران هستند...
باور کن با کوچکترین انتقادی مثل حباب میترکند. اینها بدنبال مجیز گویی مردم سیستم پیامگیر و کامنت گذاشتند! تا هر شب با حذف هر کامنت ارگاسم قدرت بگیرند!
دلیل دیگری نمیتواند داشته باشد!
انتقاد هم بکنیم میشوی جاسوس، دشمن و...
اینجا هم شده مثلن فحش خانه!
فکر میکنند رختشور و یائسه فحشه!
اینقدر عقب مانده هستند که راستش مانده ام اینها این همه مدت در خارج لابد تابحال یک ماشین لباسشویی ندیده اند و گویا هر شب هم خواب باکره میبینند!
این دایناسورها معلوم نیست چگونه "آنارشی" را قرار است پیاده کنند!
:)

Payman pay گفت...

وحید جان سلام.دیروز تا اومدم برای تو همن چیزکی بنویسم لپ تاپ یخ زد و مجبور شدم خاموشش کنم.باری منم مثل تو به حرف مفت یه مشت اوزگل نفهم هیچ بهائی نداده و نمیدم.عمل هر فرد هست که نشون میده چند "مرده حلاج ند".اینان تبارشون به حزب توده کذائی یعنی خیانت و سفاهت بر میگرده.نه تنها از تاریخ درس نگرفته اند,همونطور که روزا جان میگه ,مال عهد بوق هستند. بجای بحث کردن و انتقاد سازنده بلدن کلماتی که از فرهنگ لومپنیزم و ضد فمینیستی نشات میگیره استفاده کنند.باری این نیز بگذرد.شاد باشی.

ناشناس گفت...

زندە باد حزب سە نفرەای رزا + پیمان + واحید

انقلاب اتوریتە گرھا در راست بە این زودی رزا خانم مثل امام زمان در مھرآباد پیادە میشود

RosaArchiv گفت...

به ناشناس:
شماها هم بروید ای مرز پر گهر بخوانید!
امام شما قدرت، پول و اتوریته است.
خوب هم به همدیگر میخورید و مثل چرک همدیگر را یافتید.
شونیستها و سکسیستهای آشغال...