۲۸ دی، ۱۳۹۱

آزادی بیان در هلند فقط برای فاشیستها، اکس مسلم، فداییان اقلیت و مواجب بگیران سیستم!


 رزا: اینکه در هلند هر فاشیستی، آزادی بیانش تضمین است را میدانستیم. اینکه  مرغ پروار تخم طلا گذار فداییان اقلیت در هلند هر روز پروارتر میشود و افراد بیشتری را آلوده پول و مقام کردند را میدانستیم.
 اکس مسلم وهمکاری جهانیشان با دست راست ترین ها گزارش شد.  اما کماکان افراد زیادی به افسانه آزادی بیان در این طرف آب باور دارند. مقاله زیر برای آنانی است که کماکان منتقدند، چرا آنارشیستها ماسک میزنند! خوب به همان خاطر که آنتی فاشیستها ماسک میزنند و به همان خاطر که مردم ایران ماسک میزنند و در چین و در کوبا و مکزیک و هر جایی که دیکتاتوری برقرار است، ماسک میزنند...
ماسک زدن یک مد روز صادر شده از مکزیک نیست رفقا، علنی گرایی هزینه دارد. بخصوص وقتی ما ازمواجب بگیران سیستم احاطه شده ایم. گرگان با جیره و مواجبی به نام "چپ و کمونیست" ،  کور اوغلوهای "چپ و انقلابی" طرفداران "گفتگو و گفتمان سیاسی و اجتماعی" باکره های مقدس سیستم،  احزاب کمونیست و کارگری با ستاره ایکس مسلم، پادوهای سیستم و مروجان توهم آزادی بیان، همدستان قاتلان آزادی... خائنین به مبارزه    و   قسم خوردگان به استالین.
  آنها که بر سر زیر آب کردن سر ها قبل از شروع طوفان، با رژیم های خودی و حکومتهای کشور میزبان در بستن دهان ها رقابت میکنند...
هر انسانی مسئول حفظ خود و حمایت از دیگری است.
 وقتش است توهم را کنار گذاشته و به افسانه آزادی بیان در اینطرف آب عمیقا و تا آخرین قطره بشاشیم!

ویدئو زیر صحبتهای زن جوان آنارشیست هلندی یوکِ کاویار

«طاها زینالی»
یوکِ کاویار؛ نویسنده، شاعر و فعال چپ رادیکال به دلیل نوشتن مقاله‌ی انتقادی‌اش که در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده بود با حکم قضایی شش ماه زندان روبرو شده است. یوکِ پس از انتشار مقاله‌اش به نام «هر کلمه‌ای یک جرقه است» اخطاری دریافت می‌کند مبنی بر این که محتوای مقاله وی را با اتهام «تحریک علیه نظم عمومی» (incitement against public order) روبرو می‌کند. در این اخطار از وی خواسته می‌شود تا بخش‌هایی از مقاله‌ی خود را حذف کرده و خود را از اتهام مبری کند. وی اما طبعا راضی به خودسانسوری نمی‌شود و مقاله‌ (1) را تمام و کمال منتشر می‌کند. و در نتیجه‌ با عواقبی که به وی اخطار شده بود و حتی فراتر از آن مواجه می‌شود؛ این بار علاوه بر این که متن وی مصداق خشونت و ترویج خشونت معرفی می‌گردد، وی با اتهام «قصد تروریستی» (intent to terrorism) دادگاهی شده و به شش ماه زندان محکوم می‌گردد.
مقاله‎ی مورد اشاره که در وبسایت شخصی وی منتشر شده است، در واقع از چهار مطلب تشکیل شده که در این چهار مطلب یوکِ قوانین و سیاست‌های دولت هلند را در بازداشت، سرکوب و اخراج (دیپورت) مهاجران، پناهجویان و غیرقانونی‌ها (ایلخال‌ها) را شدیدا مورد انتقاد قرار می‌دهد و مخاطبان را به مبارزه با قوانین و شرایط غیر انسانیِ موجود فرا می‌خواند. البته یوکِ که  مدت‌هاست که در زمینه‌ی پناهجویان و خصوصا «غیر قانونی» ها – یعنی پناهجویانی که درخواست پناهندگی‌شان رد شده و بدون هیچ گونه امکانات اولیه‌ی زندگی و بدون هیچ هویت پذیرفته شده‌ای در خیابان‌‌ها رها می‌شوند – فعالیت می‌کند. در یکی از تجمع‌های اعتراضی پناهجویان ایلخال (غیر قانونی) بود که من برای اولین بار وی را ملاقات کردم؛ تجمعی که در آن یوکِ به دو زبان هلندی و انگلیسی سخنرانی کرد و در سخنرانی‌اش از رابطه‌ی سیاست‌های نئولیبرالی اتحادیه‌ی اروپا و بانک جهانی پول، جنگ‌های امپریالیستی و بحران سرمایه‌داری با مهاجر ستیزی و پناهجو ستیزی در اروپا و افزایش ریسیسم و رویکرد پوپولیستی «دموکراسی‌های اروپایی» در قبال مشکلات اقتصادی می‌گفت.
……….
تصمیم نهایی برای حکم یوکِ کاویار در بیست و دوم ژانویه به وی ابلاغ خواهد شد. او در ارتباط با حکمی که دریافت کرده است چنین نوشته است (3):

«اگر آن چه من می‌گویم خشونت است؛ پس خشونت دولتی و خشونت سرمایه‌داری را باید چه نامید؟»

1.لینک مقاله‌ی وی با عنوان «هر کلمه‌ای یک جرقه است» در نسخه‌ی پی‌دی‌اف در وبلاگش (این مقاله در آینده‌ی نزدیک به فارسی ترجمه شده و در «پراکسیس» منتشر می‌شود):

2. برای اطلاع از چند و چون مقاومت پناهجویان در چادرهای اعتراضی در هلند به دو مطلب زیر رجوع کنید:
3. مطلب وی در مورد انتشار مقاله‌اش:

برای خواندن کل مطلب در منبع بروی تیتر آن کلیک کنیم.

Joke Kaviaar, writer/ poet/ anarchist/activist, had been put on trial by the Dutch state for íncitement against public order'. The charge is based on four articles she wrote and published on het website, in which she strongly criticized the oppression, detention and deportation of migrants/ refugees/ people without papers, and called for active resistance aganist these policies


Write It Ignite It


برای اطلاعات بیشتربه انگلیسی  روی اینجا کلیک کنیم

آنارشیستها؟ ایستاده اند!

رزا: من از اقلیتی ها ی "فدایی" بشدت بدم میاد. فدای یورو و دلارند.
از بهرام رحمانی که کیلو کیلو مقاله بیرون میده؟ بدم میاد. چک و چونه میزنه، چرا روشنگری (بعد از افتضاح سانسورچی شدن رحمانی) مقاله هاشو درج نمیکنه! خوب وقتی برای درج هر مقاله از سوئدی ها پول میگیره، باید هم زورش بیاد، درج نشه. در واقع برای درج مقاله پول میگیره، بدون اینکه به خودش زحمت بده، یک وبسایت یا بلاگی یاد بگیره...
از زنبورک، مژده فرهی، مینا سعدادی و شهرزاد نیور (زن هزار چهره) ، توکل و زنش و سخنگوش حسن بهزاد و زن سابقش و طیف بخور و بچاپ بابک عماد و  تریبونالیون بدم میاد. آنقدر دستشان توی پوله که خانوادگی سکه می رینند.
از زمان مسعودی، شورای مواجب بگیر ایرانیانش، سفرهای حزبی و ادعای فمینیستی اش حالم به هم میخوره.
از چهره آکادمیک سازمان مائویستی 8 مارس"شهرزاد مجاب"،  که هم از توبره سرموضعی میخوره و هم شنل انداز شیرین عبادی شد، بدم میاد. زنان قلابی "انقلابی" این مائویستها کم ندارند. البته اگر بگید مائویسته، حتما مهر امنیتی خواهید خورد، از برهان عظیمی بپرسید!
کلا از قلابی ها بیشتر بدم میاد تا راستها. چون راستها، برای همه مشخص اند.
ولی قلابی ها؟
آنها به جو بی اعتمادی دامن زدند.
بی اعتمادی به اینکه، هر کلیک روی مقالاتشون و یا همکاری با پروژه هاشون، رقم شماره حسابشون را بالا برده، یا در سلسله مراتب قدرت،  دو پله یکی ، روی شانه های ماها بالا میروند.
قلابی ها تعدادشون زیاده. هر کداممان چندتایی را شناسایی کردیم. اما خیلی ها از اعلام آنها وحشت دارند. چون شاید روزی بخواهند مواجب دار بشوند.
مافیای قدرت و ثروت هر روز از چهره های جدیدی استفاده میکنه. به نظرم همیشه مفید است که افراد را کمی خراش بدهیم تا شاید آنها که تازه اینور آب رسیدند و هنوز آلوده روابط کالایی نشدند، شانه های ترقی اینها نشوند.
اسامی بالا توی حافظه ام بود. بزودی از رادیو ان جی او بانو قرائئ و کل طیف داخل سیستم و اینکه چطور نان و بوقلمونشان را تضمین کردند و همزمان لباس چریکی را بر حسب مناسبت، رفو شده در انباری جا سازی کردند، خواهم نوشت...

۲۵ دی، ۱۳۹۱

آرون سوارتز Aaron Swartz


آرون سوارتز که بود و برای چی خودکشی شد؟


از کامنت ها
سلام عزیزان
استالمن چندسال پیش (۱۹۹۷) یک داستانی نوشت با عنوان حق مطالعه که خوب بی ارتباط با این فضا نبود، این بود که گفتم اینجا هم بزارم (می گن داستان ولی از اسلوب داستان نویسی چیزی درش دیده نمی شه )

یک سری مقالات دیگه در زمینه نرم افزار آزاد و کپی رایت

رزا: باتشکر از وحید، برای خواندن مقاله استالمن یا از لینک بالا و یا روی اینجا کلیک کنیم.

Richard Stallman

۲۴ دی، ۱۳۹۱

به خاطر قتل منیژه فروهش تهرانی- مادری تنها- چه باید کرد؟! / مرادی


خواندن خبر دردناک قتل مادری که با زحمت وتلاش خود به زندگی سخت وپرتلاشش ادامه می داد وهنوز نشکسته بود به دست پسر بیمارش، فرزندی محصول طلاق که انسانهای روان بهم خورده اند، بسیار تکان دهنده وپردلهره بود. برای من که یک پسرِبیماروعصبی و ناآرام دارم. و شاید برای بسیاری از زنان ایرانی که درگیریهایی ازاین دست دارند. فرزندان طلاق کودکانی قربانی ناسازگاری واختلافات والدین، کودکانی بی تقصیر که به واقع کودکیشان در اضطراب وکابوس های شبانه گذشته، کودکانی که با وجود همراه بودن با پدرومادر یا با یکی از آنها مدام عدم امنیت را احساس کرده و ترس بی پناهی را هر شب به رختخواب برده اند. وما مادرانی که ازبدِ حادثه با مردانی پیمانِ زندگی بسته بودیم که هیچ نقطه اشتراکی از نظر روحی و روانی نداشتیم. و جامعه در تبعید هم با تمام رفرم های اجتماعی مثبت در دفاع ازحقوق زنان وکودکان و غیر قابل قیاس بودن با سرزمین اجدادی ما بازهم عیوب خود را داراست وبه ما کمک های لازم را تاکنون نکرده است. اینجا هم فاصله طبقاتی به عینه ملموس است. گرچه اینجا کسی از گرسنگی نمی میرد. اما مشکلات خرج ودخل باسطح توقع فرزندانِ مان که خواهان برآورده شدن آرزوهای بسیاری هستند برایمان بسیار سخت وغیرممکن است. روان آسیب دیده، همسالان آلمانی که خود را به رخ کودکان خارجی میکشند، آرزوهای دست نیافته، ترس های بی خانواده بودن، دلهرهایی هستند که کودکانمان را روان پریش ونامتعادل می سازند.

وبیماری های ژنتیک روانی که بلایی دیگرست بدتر. و اما قتلهایی که برای خارجی های مقیم کشورهای پناهنده پذیر اتفاق می افتد نودونه درصد فقط برای زنان است؟
این همان ظلم واجحافی است که شادروان منیژه خود به درستی از آن آگاه بود!
خانواده چه به شکل مطرود شمرده شده مارکسیتی، چه به شکل خانواده مقدس مذهبی در کشورهای جهان درهرحالتش محل وکانون زایش وپرورش انسان است و به راستی من به این موضوع باورمندم که اگر زوج جوانی با آگاهی واختیار وشناخت، تشکیل یک همبستگی اجتماعی جنسی عشقی واقتصادی را به نام خانواده تک همسری بدهند و ارگان های سیستم اجتماعی موجود به حمایت وکمک برای رشد فرزندان این کانون کوچک اجتماعی بپردازند ، این کمک ازتخیل فروپاشی خانواده که درآینده ای نه چندان دوربه خاطرازخودبیگانه شدن انسان از ذات عاطفی وغرایز وعشق به فرزندان و هم نوع خود تا بردگی مطلق کار، نه سوسیالیسم، قابل تصور خواهد بود.
درهمین آلمان تعاریف واشکال جدیدی ازخانواده وجود دارد. مسئله اما مشکلات اقتصادی خارجی ها وافراد کم درآمد است که همواره این کمبودهای اقتصادی موجب عقده ها ی روحی و روانی هم می شوند. چاره چیست؟
 آیا ما در اعلام مشکلات خانوادگی مان به سایرین راحتیم؟
 آیا دست کمکی به جزء سازمانهای این کشور دراختیار ماست؟ که ما زنان مهاجر با خیالی آسوده بدانیم که کمکخواهی ما دستآویزی برای مخالفین ما درگروه های سیاسی که با آنها بوده ایم یا مخالف آنها بوده ایم نباشد؟ حتی برای زنان غیر سیاسی؟
چندنفر ازمشکل منیژه آگاه بودند؟ چندنفر به کمک این زن فعال سیاسی پرداختند؟ چه کمک هایی به او شد؟
پدر فرزندانش در رابطه با بیماری پسرش چه اقداماتی برای کمک انجام داد؟
آیا هرگز از پسرش نشنید که به من می گویند: مادرت را بکش؟ (جالب اینکه درضمیرناخودآگاه بیمارِاین پسرهم، مادرمقصرتمام اتفاقات بوده وهست! واین ضمیر لعنتی برای یکبار هم به اونگفت: پدرت را بکش؟ راستی ضمیرناخودآگاه اوهم ضد زن بود؟ دراینجایی که حداقل برای زنان حقی قائلند و در مدرسه از حقوق زنان حرف می زنند وحقی که مادر برای سرپرستی دارد را آموزش می دهند...!)
به هر حال ما مهاجرانی هستیم که از یک فرهنگ زن ستیزِمذهبیِ فناتیک وعقب افتاده آمده ایم، و منفعت طلبی وخودخواهی وگیلیم خودرا فقط ازآب کشیدن، شیوه نگرش وزندگی ماست!
ما قادر نیستیم به تنهایی از خطرات جلوگیری کنیم.
درهمین کشورهم از نادرترین ملیتها هستیم که ضد هم زندگی می کنیم. همبستگی در گروه های سیاسی ما، سرآمد یک مثال بی مناقشه است، فقط ظرف چند ساعت ازاعلام انشعاب یک سازمان سیاسی، نگاهی به اعلامیه های صادره طرفین بیندازید ، شرم را حتما احساس خواهید کرد! ویا پرده پوشی های موجود را.
اصلا رفقای منیژه در اولین اطلاعیه صادره، از قتل این زن سخنی به میان نیاوردند؟!
 وآن کسان فرصت طلبِ سریزنگاه برس مقاله نویس، که خود از توطئه گران محافل سیاسی هستند، چگونه از فرصت به دست آمده، از آب گل آلود ماهی می گیرند؟ و ازهم پاشی خانواده مورد تکفیر دیالکتیکی را پشت سرگذاشته، ازهم پاشی آن خشمگینند و آن را به رژیم جنایت کار اسلامی وسرمایه داری نسبت می دهند وعدم همیاری و کمک با زنان بی همسر را که اتفاقا بسیاری از زنان فعال سیاسی بوده وهستند را از سرخود وا میکنند؟ کی بود، کی بود؟ مانبودیم!
به هرحال ما نیازی جدی داریم در تمام شهرهایی که زندگی می کنیم، خودمان کانون های کمک به هم زبانان خود را داشته باشیم وازامکانات مالی دولت دراین راستا کمک بگیریم. چه خوشایند رفقای سیاسی باشد یا نه ! چون آرمانهای دست نیافته ما برای جهان، یک تخیل است که با اصول وقواعد جامدش درکشورهای سوسیالیستی سابق به سرکوب وکشتار مخالفین انجامید وبه شکست و بن بست رسید و...همان شد که تاریخ ثبت کرد. حالا ما دراین گوشه جهان زندگی می کنیم ومشکلات واقعی زندگی، طلاق و کودکان باقی مانده از آن با ماست.
به نجات خود وکودکانمان بپردازیم، این اتفاق تکان دهنده، زنگ خطریست برای بسیاری از ما مادران تنها!
باید هسته های نشستهای فکری وحقوقی را برای حمایت روحی وروانی وپزشکی ومشاوره های اجتماعی دایر کنیم،  و ازهمین سیستم کمک بگیریم، برای حل مشکلات موجودِ ملموس امروزمان، چون این وظیفه این نهادهای اجتماعی موجود است.
به انتظار جهان آرمانی فردا نباید نشست! برایش تلاش کنیم، ولی به امید رفقا که کمک کنند و به انتظارشان فرصت زیستن را از خود نگیریم!
 مرادی

مطالب مرتبط:

قتل فعال زنان "منیژه فروهش تهرانی" مادر کُشی است و نه مرگ نا بهنگام

Die Leiche seiner Mutter soll in der Lübecker Gerichtsmedizin obduziert werden.

Die Polizei wird den Messerstecher in den nächsten Tagen weiter verhören, am Donnerstag soll der Mann einem Haftrichter vorgeführt werden

۲۱ دی، ۱۳۹۱

ترور سه زن سیاستمدار کُرد در پاریس با شلیک گلوله به سرشان + فیلم

پشت پرده قتل سه زن کرد کیست؟ مهرداد فرهمند بی بی سی، بیروت
 چشمان زنان
دولت در سایه ترکیه/  دولت رجب طیب اردوغان بعید است از ترور اعضای پ.ک.ک در فرانسه طرفی ببندد. آن هم در زمانه ای که بخشی از خاک سوریه جولانگاه بازوی سوری پ.ک.ک شده و نگرانی ترکها را چنان برانگیخته که به دنبال گفتگو با کسی رفته اند که دهها سال دشمن شماره یک مردم و قاتل فرزندانشان معرفی اش کرده اند.
عده ای برای حل این معما، «دولت در سایه» در ترکیه را متهم به دست داشتن در ترور می کنند؛ محفلی ریشه دار از آتاتورکچی‌های قسم خورده که با وجود آنکه اسلامگرایان کوشیده اند ارتش و دستگاه امنیتی را از وجودشان پاکسازی کنند، 
هنوز به حیاتشان ادامه می دهند و به هیچ وجه سر آشتی و حتی معامله با چریکهای کرد ندارند
برای خواندن مطالب در منبع، روی تیتر آنها کلیک کنیم.

ترور سه زن سیاستمدار کُرد در پاریس
NNSROJ: سکینه جان سز از بنیانگذاران حزب کارگران کردستان و دو زن سیاستمدار دیگر کُرد در پاریس ترور شدند.
بر اساس گزارش های رسیده به  شب گذشته "سکینه جان سز" که یکی از موسسین و رهبران حزب کارگران کردستان بود به همراه دو تن دیگر از زنان سیاستمدار کرد به نام های "لیلا سویلمز" و "فیدان دوغان"  در دفتر "مرکز اطلاعات کردستان" در پاریس توسط افرادی ناشناس ترور شده اند. 
رزا: عکس بالا از راست به چپ سکینه لیلا و فیدان
عکس پایین از لیلا احتمالا اشتباه انتشار داده شده
فیدان دوغان نیز عضو "کنگره ملی کردستان" ( ک ن ک) و نماینده این کنگره در فرانسه بود. از لیلا سویلمز نیز به عنوان یک سیاستمدار جوان نام برده شده است.
مقامات پلیس پاریس تا کنون در خصوص این ترور هیچ گونه اظهار نظری نکرده و تحقیقات اولیه ادامه دارد.
منبعی مطلع در گفتگو با NNSROJ اظهار داشت که سکینه جان سز و فیدان دوغان بر اثر شلیک مستقیم گلوله به سر و لیلا سویلمز نیز بر اثر اصابت گلوله به شکم  جان خود را از دست داده اند؛ همچنین گزارش شده است که هر سه نفر به وسیله سلاح مجهز به صدا خفه کن ترور شده اند.
"سکینه جان سز" یکی از رهبران موسسین حزب کارگران کردستان بود که مدت سیزده سال را در زندان های ترکیه سپری کرده بود.
وزیر کشور فرانسه "ماوئل والاس" با حضور  در محل حادثه ضمن محکوم کردن این جنایت گفت: " فرانسه این ترورها را تحمل نخواهد کرد". از سوی دیگر نیز معاون دبیر کل حزب عدالت و توسعه "حسین چلیک" در واکنش نسبت به ترور این سه زن سیاستمدار کرد به خبرنگاران گفته است که ترور این افراد تلاشی است برای به انحراف کشانیدن مذاکرات کنونی. وی همچنین بدون ارائه سند و مدرکی این جنایت را نوعی تصفیه حساب داخلی نامید.
صدها شهروند کُرد در حال حاضر در مقابل ساختمان مرکزی "انفورماسیون کردستان" تجمع کرده و شعار "ترکیه قاتل است" را سر می دهند.
"محمد اولکر" رئیس فدراسیون سازمان های کُردی در فرانسه "FEYKA" در فراخوانی از کردهای مقیم فرانسه درخواست کرد که به منظور محکوم کردن این جنایت در پاریس تجمع کنند.
این سازمان همچنین از تمام دانش آموزان و دانشجویان کرد مقیم فرانسه خواست از رفتن به مدارس و دانشگاه ها خوداری کرده و نیز کاسبکاران کرد مغازه های خود را تعطیل کرده و پرچم های سیاه بر فراز مغازه های خود بر افرازند.
همچنین هردو رهبر حزب صلح و دموکراسی "صلاح الدین دمیرتاش" و "گلتان کشاناک" ترور سکینه جان سز، فیدان دوغان و لیلا سویلمز را محکوم کرده و از مقامات فرانسه درخواست کردند هرچه زودتر عاملان این جنایت را معرفی و محاکمه کرده و پرده از این جنایت بردارند. آنها گفته اند که به منظور اطلاع بیشتر از چگونگی حادثه و نیز شرکت در مراسم تشییع چنازه قربانیان به پاریس می روند.

عکسها و فیلم های بجا مانده از رفقا
Sakîne Cansiz, Fîdan Dogan û Leyla Soylemez
ساکینه‌ جانسز ، فیدان دۆغان و له‌یلا سۆیله‌مه‌ز
Sakine Cansiz
عکسهای ساکینه‌ جانسز در کردستان
له‌ پاریسی پایته‌ختی فه‌ره‌نسا له‌ ئه‌نجامی هێرشی گرووپێکی چه‌کداردا (3) ژنه‌ سیاسه‌تمه‌داری کورد کوژران که‌ له‌ناویاند ئه‌ندامی ده‌سته‌ی دامه‌زرێنه‌ری PKK (ساکینه‌ جانسز)، نوێنه‌ری KNK له‌ پاریس (فیدان دۆغان) و کچه‌ گه‌نجێکی تر به‌ناوی (له‌یلا سۆیله‌مه‌ز)ه‌وه‌ ژیانیان له‌ده‌ستدا

دو نفر از انها با شلیک گلوله به سرشان کشته شده اند. سکینه جان سز در زمان دیکتاتوری نطامی دهه 80 تحت شکنجه قرار گرفته بود . سالها در زندان بوده و به عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه زندگی می کرد.لیلا سولمازکه جوانتر است در فرانسه به دنیا امده بود. فیدان دوغان 32 ساله عضو مجلس ملی کردستان در اروپا بود. به خاطر وجود 3 میلیون کرد در سوریه و ترس ترکیه از گسترش نا ارامیها، دولت اردوغان پس از سالها به دنبال مذاکره با کردها برامده است.
ایوب دورو، نماینده حزب صلح و دموکراسی ترکیه در اروپا نیز گفت:«بمدت ۲۰ سال در فرانسه با انجمن کُرد کار کرده‌ایم اما هرگز به چنین وضع وحشیانه‌ای مورد حمله واقع نشده بودیم، آنهم در خیابانی با چنین ازدحام. سوالهای زیادی داریم.»
«سکینه جانسیز» یکی از ترور شدگان از بنیانگذاران حزب کارگران کردستان، «فیدان دوغان» نماینده گروه سیاسی «کنگره ملی کردستان» در پاریس ومسئول مذاکره با اتحادیه اروپا و «لیلا سولماز» نماینده زنان پ‌کا‌کا در روابط دیپلماتیک بود.
منطقه دهم پاریس جایی است که اجتماع بزرگی از کرد‌ها در آن زندگی می‌کنند. جمعیت کرد فرانسه که حدود ۱۵۰ هزار نفر است از این قتل‌های خشونت بار به شدت شوکه شده است.

فیلم گزارشی یورونیوز
آندری سیمونه: در خبر‌ها آماده بود که یکی از قربانیان، از بنیانگذاران پ‌کاکا و از نزدیکان عبدالله اوجالان بوده است. در مورد او چه می‌دانید؟
جیووانی ماجی: خانم سکینه جانسز، یکی از بنیانگذاران حزب کارگران کردستان ترکیه بود. او سابقه فعالیت و همکاری طولانی با عبدالله اوجالان و نیز با برادر وی داشت. می‌دانیم که وی پست‌ها و مسئولیت‌های مهمی در این تشکیلات داشته و در شمال عراق فعال بوده است، پس از آن، در اروپا در چندین کشور از جمله آلمان سکونت داشته است. در این اواخر، او در واحد اطلاع رسانی حزب فعالیت داشت و صرف اینکه او از جمله قربانیان این حمله بوده، خود می‌تواند سرنخی برای احتمال بالای سیاسی بودن این قتل‌ها باشد.
Paris: Drei Kurdinnen erschossen aufgefunden
فیلم گزارشی
Kurdische Aktivistininnen in Paris getötet .pkk
فیلم گزارشی
Drei Kurdinnen in Paris erschossen
فیلم گزارشی با زیرنویس کردی
ئه لمانیا .دەڵێت کە ساکینە چانسز لە بواری مافی مرۆڤدا کاری کردوە لە ھەموو ئەوروپا .. لەم ئەخیرەشدا خەڵی ئاگادار کردوەتەوە لە سەر پڕۆسەی ئاشتی لە تورکیا .. وە ھەروەھا دەڵێت کە لێکۆڵینەوەکان بەو ئاراستەیەدان کە بزانن کێ بە ئاشتی کورد و تورک ناڕەحەت بووە لەوانە ئەو دەستە بێت کە ئەم سێ ژنە سیاسەتمەدارەی کوردی تیرۆر کردوە ..


عکس  سکینه جان سز (سمت چپ) و فیدان دوغان
 قتل سه زن کرد در پاریس
چشمان زنان
شب گدشته سه زن کرد در انستیتوی کرد واقع در منطقه دهم پاریس در ساعت دوی صبح هر یک با شلیک گلوله به سر به قتل رسیدند. به نظر می رسد که یک انتقام و یا یک اعدام سیاسی باشد. یکی از سه زن، نامش فاش شده فیدان دوگان سی و دو ساله کارمند انستیتو بوده است ولی هویت دو زن دیگر اعلام نشده است.
دیروز بعدازظهر و عصر چهارشنبه هر سه زن در محل انستیتو بوده اند و فقط اعضای انستیو کلید ورود به ساختمان را دارند. قتل در ساعت دوی صبح اتفاق افتاده است. تاکنون اطلاعات بیشتری از چرا و چگونگی قتل مرموز و فجیع این سه زن داده نشده است. در حال حاضر عده زیادی از کردها در برابر ساختمانی انستیتو که سه زن در آن به قتل رسیده اند جمع شده اند. پیگیری پرونده قتلها به پلیس جنایی پاریس واگذار شده است.

خانم جانسیز از بنیانگذاران حزب کارگران کردستان است

فیلم های خبری به کردی
Kışanak: Görüşürken katliam yapalım diyorlarsa yanılıyorlar - 10.01.2013
Li Parîsê 3 siyasetmedarên jin ên Kurd hatin qetilkirin – Video
Parîs - Li paytexta Franse Parîsê di encama êrîşeke çekdarî de ji damezrênerên PKK'ê Sakîne Cansiz û nunera KNK'ê ya Parîsê Fîdan Dogan û jina ciwan a bi navê Leyla Soylemez jiyana xwe ji xwe ji dest dan.
Li gorî agahiyên hatine bidestxistin, hin kesên nasnameya wan nediyar ketin hundurê Buroya Enformasyona Kurdistanê ya li Gare du Nord a li Parîsê û êrîş pêk anîn.
Di encama êrîşê de siyasetmedara Kurd Sakîne Cansiz, Nunera KNK'ê ya Parîsê Fîdan Dogan û Leyla Soylemez jiyana xwe ji dest dan.
Tê diyarkirin ku di êrîşê de ji bo çekan bêdengker hatine bikaranîn. Lê heta niha tu daxuyaniyeke fermî nehatiye dayin.
Tê diyarkirin ku gulle li serê Cansiz û Dogan, û li zikê Soylemez ketine. Polîsên Fransî li cihê bûyerê dest bi lêkolînan kirin.
Saeta êrîşê tam nayê zanîn. Nûçegihana rojnameya Yenî Ozgur Polîtîkayê Selma Akkaya ragihand ku gava hevalên Fîdan Dogan bi saetan tu agahî jê negirtine, hatine ber deriyê avahiya buroyê û saet di 01.00 de li wir xwîn dîtine û derî şkandine, bi vî awayî ketine hundir.
Serokê Federasyona Komeleyên Kurd ên Franseyê (FEYKA) Mehmet Uler jî got: "Yek du heval li ber derî xwîn dibînin. Derî dişkînin û dibînin ku 3 jin hatine înfazkirin.
Ulker destnîşan kir ku buro li cihek qelebalix a bajêr e û got ku dibe ev komkujî 9'ê çileyê di navbera saet 18.00-19.00 de pêk hatibe. Ulker da znaîn ku ev êrîş gelek bi profesyonelî hatiye kirin.
ANF NEWS AGENCY
Reuters: Di pêvajoya aştiyê de sê siyasetmedarên Kurd kûştin - 10.01.2013
http://www.youtube.com/watch?v=_EqC_hfIA5Y
برای خواندن مطالب در منبع بروی تیتر آن کلیک کنیم.
رزا: این پست با اطلاعات بیشتر به روز میشود.
از دوستانی که به زبانهای دیگر اطلاعات تازه ای دارند، خواهشمندم در کامنت برای آپدیت کردن این پست لینک بگذارند.
از ایمیلها و دوستانی که در خبررسانی کمک کردند مرسی.
اگر در شهرهای دیگر راهپیمایی و یا اعتراضی قرار است بگذارید، لطفا ارسال کنید.
دوستان ربایش اوجلان بر طبق قوانین خود سیستم، همانوقت هم غیر قانونی بود. بدون اعتراض به این ترورها و بدون فشار ما به سیستم این قتلها تکرار خواهد شد.
مردم کرد اکنون به اعتراض  تک تک ما نیاز دارند.
خارج از اختلاف اندیشه ای با رهبران کرد، آدمربایی (اوجلان)، ترور، و کشتار زنان در روز روشن آنهم درمراکز اطلاعات یا فرهنگی محکوم است.
 همبستگی را سلاحی کنیم...