۲۰ اردیبهشت، ۱۳۹۲

فیلم اعدام وحيد زارع که پس از اعدام علنی اش در مشهد، زنده ماند.

فیلم اعدام وحيد زارع که پس از اعدام علنی اش در مشهد، زنده ماند.



 ایمیل دریافتی: اين صحنه ها را فقط در ايران تحت حاکميت فاشيسم اسلامي ميتوان ديد. در حاليکه چند ثانيه از اعدام وحيد زارع در مشهد ميگذشت خانواده مقتول خواهان توقف اين صحنه زجرکش کردن يک جوان شدند و او نجات يافت. اين واقعه و اين عکسها فقط و فقط بيانگر جنايت پيشگي و رذالت يک حکومت بيرحم اسلامي است !
 امروزچهارشنبه ۱۸ ارديبهشت در مشهد وحيد زارع يک جوان متهم به قتل يک سرباز نيروي انتظامي حکومت اسلامي٬ را ميخواستند اعدام کنند.
 طبق معمول هر اعدام در ملا عام همه چيز آماده شده بود تا از جوانان زهر چشم بگيرند. در محل اجراي حکم اعدام نوشته بودند٬" سرانجام قانون شکني" و يا " اجراي عدالت٬ ايجاد امنيت" و رژيم و مزدوران جنايتکارش در محل آماده بوده و با سبعيت و بيرحمي تمام يک جوان را آماده به قتل رساندن کرده و سپس طناب دار بر گردن او انداخته و صندلي را از زير پايش کشيدند٬ لحظاتي بعد از اين صحنه دردناک خانواده مقتول با داد و بيداد خواهان توقف اين حکم شده و درخواست کردند که وحيد زارع را پايين بياورند.
 در حاليکه وحيد بالاي چوبه دار دست و پا ميزد٬ او را تعدادي نگه داشته و از طناب دار نجاتش دادند.
 عکس اين واقعه دردناک و اتفاقي که فقط در ايران تحت حاکميت فاشيست هاي اسلامي قابل تصور است٬ را رسانه هاي حکومت اسلامي منتشر کرده اند.
اين عکسها را در دنيا جار بزنيد! به سران اتحاديه اروپا و همه دولتهايي که کماکان با اين جنايتکاران حاکم بر ايران دست دوستي ميدهند٬ اين عکسها را نشان داده و بگوييد اين حکومت اسلامي ايران است .
از ترس اعتراضات و شورش مردم و بويژه جوانان هر روز در جايي يک و يا چند جوان را به دار ميکشد و اعلام ميکند با اين جنايات امنيت را در جامعه برقرار ميکند و امروز وقتي خانواده مقتول خواهان پايان داده شدن به اين صحنه زجرکش کردن يک جوان ميشوند٬ اين اتفاقات مي افتد که واقعا دل هر انساني را به درد مي آورد و موجي از نفرت و غيض و خشم را بسوي جلادان و جانيان حاکم بر ايران روانه ميکند...

فیلم مرتبط
 http://youtu.be/IPvlGFkOgg0
حمله مردم برای آزاد کردن دو اعدامی در سیرجان
علیرضا مافیها و محمد‌علی سروری
اعدام شدند/ محل اعدام: شمال پارک هنرمندان
طرز ساخت بمب دودزا
اعدام در ملا عام را برای رژیم پر هزینه کنیم!


برای خواندن گزارش رسانه های رژیم در مورد اجرای حکم وحید زارع در همین بلاگ، روی اینجا کلیک کنیم.

۱۸ اردیبهشت، ۱۳۹۲

دوم ماه مه، فیلم تظاهرات علیه کار اجباری/ برلین- آلمان


عکس بنگلادش آوریل 2013
ما خواهان آزادی هستیم.
 آزادی انتخاب کار کردن و یا نکردن.
 جدا کردن انسانها با عنوان دارنده کار، در جستجوی کار و تنبل(خواهان بیکاری) و... جنایتکارانه است.
ما مخالف تولید اجناس بی خود هستیم. اجناسی که تولیدشان زندگی را تحلیل میبرد.
 عرق ریختن برای داشتن کار و کار اجباری؟ نه، مرسی!
همه انسانها باید آزاد باشند، کار کنند، یا نکنند...
ما در جامعه ای زندگی میکنیم، پر از کالا! فوق تولید.
ما خواهان استفاده اشتراکی اجناس مورد نیازمان هستیم. بدون تقسیم انسانها به دارنده کار یا بیکار. پولدار یا بی پول...
جامعه انسانی اکنون ماعلیرغم کار تا پای مرگ، هر روز فقیر تر میشود. مردم فقیر میشوند تا به اجبار بیشتر و بیشتر خود و نیروی کارشان را بفروشند. کار مزدی، کار مرگبار.
 بگذاریم ربوتها کار کنند، تا ما زندگی کنیم.
این یک فاجعه است که روز اول ماه مه بدلیل بیکار شدن گسترده، کارگر ، پشت در کارخانه ها، کار گدایی میکند... التماس میکند تا بیکار نشود، تا نیروی کارش را بفروشد.
 ما اما، علیه کار اجباری، خواهان کار/ بیکاری اختیاری هستیم و خواهان آینده ای که همه انسانها بدون جدا کردن آنها به کلیشه فعال (کار کن) و تنبل (علیه کار) نیاز خود را رفع کنند.
مزارع آلمان پوشیده است از گیاهان زرد (کلزا) انرژی زا، برای مصرف ماشین ها. مزارعی که در واقع باید پر از گندم باشند. بجای سیر کردن انسانها، عطش باک (مخزن) ماشین ها را (با کلزا) پر کرده اند.
بسیار کالاها که نابود میشوند، تا قیمتها ثابت بمانند.
در جای دیگر،کالاهایی بی مسما و بیخودی که تولید میشوند، تا افراد دارای کار باشند، مبادا شورش کنند.
کالاهایی که بدون مصرف اند و بزودی زباله میشوند . کالاهایی که تولید میشوند، تا انسانها کار کاذب داشته باشند، تا سرگرم شوند با کار، تا شیره جانشان کشیده شود با کار.
تا فکر نکنند، فقط کار کند...کاذب تولید کند، کاذب کار کند و نیازهای کاذبش را با دریافت دستمزد (پول) بر آورده کند... و این چرخه ادامه دارد...
مانیفست علیه کار اجباری!

همه چیز برای همه.

کار خیلی فوری معتادت میکند، پس اصلا شروعش نکن!

در زیر بخشی از مقاله وحید تقوی. برای خواندن کل مقاله روی اینجا کلیک کنیم.

رزا: وحید کمونیست شورایی و مارکسیست است. با توجه به بحثهای جاری علیه کار، مقاله اش را که 2005 انتشار داده همراه با مانیفست علیه کار در وبسایت خودگردان برای مطالعه و ادامه بحث در مورد "کار" درج میکنم.
جنبش کارگری و «لغو کار مزدی»
وحيد تقوی  vahidt@gmail.com.........

چهار: شعار و دفاع از مطالبه تاريخی «لغو کار مزدی» در جنبش کارگری و چپ، سنتا بيانگر يک راديکاليسم بوده است. در حالی که اين مطالبه به تنهائی نه گويای راديکاليسم است و نه رفرميسم؛ اما تمام مخالفين آن هميشه نوعی رفرميسم را نمايندگی کرده اند - مثل شعار و مطالبه «سوسياليسم»، «انقلاب»، «کنترل کارگری»، «الغای مالکيت خصوصی» و غيره. مستقل از تعاريف و تفاسير گوناگونی که از اين شعارها و مطالبات وجود دارد، اينها بخودی خود نه اتوپی هستند و نه واقعی، نه شعارپردازی هستند و نه واقع گرائی. اما مطالباتی هستند که در دوره های خاصی از تاريخِ سرمايه داری با اوج گيری مبارزه طبقاتی به روی صحنه آمدند و فرموله شدند. همه بستگی به شرايط و عمل اجتماعی طبقه کارکن دارند. با فقدان يا عدم حضور کنش های کارگری که بازتاب واقعی اش اين مطالبات هستند، اينها فقط همين باقی می مانند: شعار و شعارپردازی. اما در نتيجه شرايط و مبارزه طبقاتی، همين ها، يا شعارها و مطالباتی با همين مضامين يا فراتر، می توانند چيز ديگری باشند: مطالبه وسيع توده ای که در شکل شعار خود را نمايانده است.
برای رفرميسم در جنبش کارگری اما، سرمايه داری سيستمی هميشگی است. مستقل از سطح و شکل مبارزاتی و مطالباتی طبقه کارگر، هر گام و اقدامی که هدفش خدشه به کل سيستم باشد، يا از چهارچوب نوع سازمانی اش فراتر رود، يا آرامش جامعه را برهم زند، يا به انباشت و بازتوليد سرمايه صدمه بزند، يا وجود سازمان هايش را به مخاطره بياندازد، برای رفرميسم اتوپيائی و شعارپردازی است. رفرميسم «واقع گرا» است. چنان «واقع گرا» که شکست های پياپی خودش را «نمی بيند»، اما شکست های اقدامات خودانگيخته کارگریِ فرا سرمايه داری را پيراهن عثمان کرده و همه را از پيش يا محکوم به شکست يا به بيراهه و هرز رفتن می کند. چنان «واقع گرا» است که همين اقدامات را - هم کنش های خودانگيخته محدود و هم کنش های خودانگيخته وسيعتر مثل قيام و انقلاب - که موجب بهبود نسبی وضعيت خود طبقه و نيز حتی پايداری بسياری از رفرم ها در چهارچوب سرمايه داری شدند را «نمی بيند» و نمی خواهد ببيند، ولی با وقاحت تمام، تمام اين رفرم ها و بهبودهای نسبی را محصول فعاليت خود می داند. چرا که حضور و گسترش جنبش های خودانگيخته و آتونوم مستقيما نافی حياتش است. بدين ترتيب مثل خود سرمايه داری، در مواجهه با ضد خود، يا بايد آن جنبش ها را محکوم و سرکوب کند تا به تمکين از خود درآورد و يا توسط آن جنبش ها نابود شود. اگر «اتوپی» ايده ای است که در شرايطی مفروض موجود و عملی نيست، ولی در شرايطی ديگر ممکن است عملی باشد که ديگر «اتوپی» نيست، برای رفرميسم هر ايده و هر اقدامی، در هر شرايطی که بخواهد از چهارچوب سرمايه داری فراتر رود، يا از کنترل خودش خارج شود، هميشه اتوپيائی است. اين گرايش در جنبش کارگری، از آنجا که حياتش مستقيما وابسته به تداوم حيات سيستم سرمايه داری (به اين يا آن شکل اش) است، هميشه و در هر شرايطی، به اين يا آن بهانه، در برابر مبارزات و مطالبات راديکال تر جنبش کارگری می ايستد.
تاريخا تلاش جهت دستيابی به اين مطالبه نسبتا ديرپا، سنتاً راديکال، ولی محدود جنبش کارگری، يعنی «لغو کار مزدی»، با نبردهای خونين طبقاتی همراه بوده است. از پيکارهای خونين خيابانی در کشورهای مختلف گرفته تا انقلابات روسيه، آلمان، اسپانيا در قرن گذشته همه نمونه هائی از اين نبردها هستند. معهذا همين مطالبه محدود برای بسياری از سنت های بورژوائی چپ قابل پذيرش نيست. هر چند که شعار «لغو کار مزدی»، يا هر شعار سنتا راديکال ديگری، می تواند بعنوان صرفا شعاری جهت مجزا کردن سکت خود در برابر سکت های رقيب ديگر بکار برده شود و يا در شرايط مفروضی مستمسکی باشد برای رهائی سکت خود از انزوا، و اگرچه تحت همين شعار نيز دقيقا همان سنت های بورژوائی می توانند تداوم يابند (چنين مواردی کم نبوده و نيست)، اما اگر چنين مطالبه ای، همراه با گسست واقعی و عملی از آن سنت ها، مطالبه بخش مهمی از طبقه کارگر باشد می تواند بازتاب دوره ی تاريخی نوين و راديکالی در جنبش کارگری باشد. بر خلاف برخی ادعاهای فعالين چپ و کارگری، شاخص چنين دوره نوينی نه برافراشتن شعار يا شعارهائی هر چند سنتا راديکال و انقلابی از سوی تعدادی از فعالين کارگریِ سازمانيافته در اين يا آن سازمان کارگری يا حامی طبقه کارگر، بلکه رشد مبارزه طبقاتی، مبارزه مستقيم و رو در روی اين طبقه با سرمايه، و راديکاليزه شدن آن، و بالتبع، راديکاليزه شدن شعارها و مطالبات خود طبقه کارکن است. اين شاخص اساسی در جنبش کارگری هم اکنون بشدت ضعيف به نظر می رسد. فقط مروری گذرا به مطالبات کارگری نشان می دهد که هنوز خواسته ها عمدتا دفاعی و حتی در بسياری موارد عقب مانده هستند.
سرمايه پيش از هر چيز يک رابطه اجتماعی است. کار مزدی فقط يکی از جلوه های اين رابطه اجتماعی است که اساسا متکی بر نوع خاصی از تقسيم کار اجتماعی است. يکی از پايه های اساسی چنين تقسيم کار و رابطه ای، تقسيم کار مديريتی از کار اجرائی، تقسيم بين فرمانبران و فرمان دهان، و تمام پيامدهای اين نوع تقسيم، از سلسله مراتب کاری در کارگاه ها گرفته تا در انجمن ها، گروه ها و سازمان ها، در اتحاديه ها، در احزاب، در موسسات بورژوائی، پارلمان ها و حکومت ها و دولت ها است. تبلور و نيز ضرورت چنين رابطه ای، سيستم کار سرمايه دارانه است. يکی بدون ديگری نمی تواند وجود داشته باشد. آن که در پی اولی است الزاما خواستار دومی نيز هست و بالعکس. اينست که هر نيروئی که به نحوی از انحا کار سرمايه دارانه را جاودانه می سازد، آن روابط را در ابعاد مختلف سياسی و اجتماعی نه تنها درون خود بازتوليد، که تبليغ هم می کند. و برعکس اين که، هر نيروئی که سرمايه را واقعا بعنوان رابطه اجتماعی نمی شناسد، نه تنها کار سرمايه دارانه نيز آماج حملاتش نيست که اصلا موضوع مورد دغدغه اش نيست، و در بهترين حالت، هدفی بسيار دور است. چنين است که می توان انواع و اقسام گروه ها، سازمان ها و احزاب «مدافع کارگر» را در تمام کشورها يافت که بدون دغدغه ای در مورد کار سرمايه دارانه، همان رابطه ی سرمايه ای را در خود و تشکيلات های خود بازتوليد کرده و دنبالچه های همين سيستم نکبت بار هستند.
«لغو کار مزدی» گرچه در جنبش کارگری مطالبه ای است سنتا راديکال و نسبتا ديرپا، اما درعين حال مطالبه ای است محدود. اساس سرمايه داری نه کار مزدی، که کل کار سرمايه دارانه (چه مزدی و چه غير مزدی، چه از نوع «مولد» ش و چه از نوع «غيرمولد» ش) است. در حالی که تمام اجزاء کار سرمايه دارانه در رابطه ای تنگاتنگ با يک ديگر قرار دارند، جدائی اجزاء کار سرمايه دارانه از يک ديگر فقط می تواند در انتزاع صورت گيرد. بعنوان تنها يک مثال، کار «غيرمولد» و «غير مزدی» زنان و کودکان و کلا تمام اعضا خانواده، در منزل و «اوقات فراغت» جهت آمادگی برای کار روز بعد، را فقط در انتزاع و بطور تجريدی می توان از بازتوليد نيروی کار و بازتوليد سيستم سرمايه داری تفکيک کرد. اين نظام بدون تک تک اجزاء ديگرش، که در بازتوليد خود سيستم سهمی اساسی ايفا می کنند، نه تنها از کار بازخواهد ايستاد، بلکه اصلا نمی تواند وجود داشته باشد. جنبش کارگری اگر قرار است جنبشی برای خود و جهت رهائی و نابودی سرمايه باشد، بايد از مطالبه سنتا راديکال، نسبتا ديرپا، و در عين حال محدود لغو کار مزدی فراتر رفته و الغای کل کار سرمايه دارانه را هدف داشته باشد. سرمايه يک کل بشدت بهم پيوسته است که نمی توان به يک جزء آن حمله ور شد و به اجزاء ديگرش بی اعتنا ماند يا الغای آن اجزاء ديگر را به زمانی نامعلوم حواله داد. «الغای» يک بخش از کار سرمايه دارانه (در اينجا «کار مزدی») و تداوم بخش های ديگر و روابطی که آنها را بازتوليد می کنند، (اگر بشود نظر به طنزِ تراژيکِ تاريخ در مورد «الغای مالکيت خصوصی»، چنين چيزی را تصور کرد) فقط می تواند بمعنای الغای صوری آن و لذا تداوم روابط سرمايه ای باشد. «الغای کار مزدی» تنها می تواند با الغای کار سرمايه دارانه تحقق يابد.
دسامبر 2005
 برای خواندن کل مقاله روی اینجا کلیک کنیم.


۱۳ اردیبهشت، ۱۳۹۲

دو فیلم از روز جهانی کارگر در سنندج + اسامی بازداشت شده گان 11 اردیبهشت 2013

دو فیلم از روز جهانی کارگر در سنندج. کار، مسکن، آزادی

International worker day in Sanandaj city of Iran. 1.May 2013




طبق آخرین خبر رسید از سنندج، حدود ساعت ۷ بعداظهر به وقت ایران،
جمعی از کارگران و فعالین کارگری این شهر، در خیابان غفور و به طرف میدان غفور، جمعیتی که حدودا ۲۰۰ نفر بوده، به قصد گرامی داشت روز کارگر، به راه افتادن که با حضور نیروهای انتظامی و سرکوبگر امنیتی مواجه شده و حدودا ۱۰ نفر از تجمع کنندگان را که اسامی آنها در دسترس نیست، با ضرب و شتم بازداشت کرده اند. ئاویر سنه

روز 11 اردیبهشت نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی به راهپیمایی کارگران ومردم آزادیخواه در شهر سنندج حمله کردند. نیروهای گارد ویژه نیروی انتظامی و مامورین امنیتی  برای جلوگیری از گسترش راهپیمایی روز جهانی کارگران را مورد ضرب وشتم قرارد دادند  و تعداد 16 نفر از فعالان کارگری و شهروندان را بازداشت کردند. غروب روز 11 اردیبهشت خانواده بازادشت شده گان برای  کسب اطلاع از فرزندانشان به مراکز امنیتی و انتظامی رژیم در شهر سنندج مراجعه کردند اما مقامات دولتی از محل بازداشت آنها اظهار بی اطلاعی کردند. صبح امروز 12 اردیبهشت خانواده ها از محل نگهداری فرزندانشان در ستاد خبری نیروی انتظامی و اداره اطلاعات  باخبر شدند و در محل این ارگانها تجمع و خواستار آزادی فرزندانشان شده اند. تلاش خانواده ها برای آزادی فرزندانشان در جریان است. علاوه برآن ، ارگانهای امنیتی رژیم امروز در ادامه تعقیب فعالان کارگری به تاکسی حامل مسافرین در مسیرانتهای خیابان ششم بهمن بسوی بهاران تیراندازی کردند و بعد ازمحاصره تاکسی در حدفاصل هتل شادی و دانشگاه علوم پزشکی سه نفر از فعالان کارگری به با اسامی فردین قادری ، آرام زندی  و شاهپور حبیب را با ضرب وشتم از تاکسی بیرون کشیدند و با خود بردند. همچنین نیروهای امنیتی برای دیگر مسافران و اهالی محل ایجاد ترس و مزاحمت کردند. اسامی بازداشت شده گان 11 اردیبهشت روزجهانی کارگر به شرح ذیل است
1.       نسترن محمدی
2.       تیمور امجدی
3.       صادق کرمی
4.       بختیار چتانی
5.       بختیار فاتحی کرجو
6.       ارسلان یعقوبی
7.       محسن محمودی
8.       جلیل محمدی
9.       فواد زندی

آزاد زمانی – سخنگوی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران

در اخبار به دست آمده
ارسلان یقعوبی ...بختیارچتانی...بختیار فاتحی.. نسترن محمدی ...تیمور اجدی....محسن محمودی ...با قرار وثیقه آزاد شدن ....ساعت آزادی 15.30 و شاپور حببیی راننده تاکسی ساعت 16.18دقیقه آزاد شد.


طبق گزارش کومیته های کارگری در سنندج، چهار تن دیگر از فعالین کارگری به نام های “آرام زندی، فردین قادری، شاهپور حسینی و جلیل محمدی” توسط نیروهای رژیم در سنندج بازداشت شدند.
گزارش رسیده به کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی حاکی از آن است که ساعت یک بعدازظهر پنجشنبه، آرام زندی، فردین قادری و شاهپور حسینی، سه تن از فعالین کارگری سنندج در جاده “بهاران”، پس از دستور ایست ماموران رژیم و تیراندازی هوایی، همراه با اذیت و آزار وحشیانه، بازداشت شدند. قابل ذکر است که راننده تاکسی حامل این سه تن نیز به مدت چهار ساعت در بازداشت نیروهای امنیتی بسر برد و سپس آزاد گردید. همچنین پنجشنبه شب جلیل محمدی دیگر فعال کارگری، توسط نیروهای امنیتی رژیم دستگیر گردید.

قطعنامه کارگران شهر سنندج دراول ماه مه
 قطعنامه کارگران شهر سنندج در گرامی داشت اول ماه مه روز جهانی کارگر: امسال در شرایطی مراسم اول ماه مه را برگزار می کنیم که سرمایه داری ِجهانی با توجه به تداوم بحران ذاتی خود همچنان و به اشکال مختلف طبقه ی کارگر را متحمل فشارهای سنگین برآمده از ساختار فرسوده ی خود نموده است. سیستم سرمایه داری که در طول حیات خویش، و با توجه به خصلت طبقاتی اش و با در نظر داشتن ولع سیری ناپذیرش نسبت به کسب سود، به هیچ وجه حاضر به چشم پوشی از منافع کلان طبقاتی خود نبوده و نخواهد بود، به اشکال مختلف سعی در خروج از گرداب بحران اقتصادی، و برون رفت از چالش های مالی خویش نموده، تا به نحوی تداوم حیات خود را در سایه ی هر چه بی حقوق تر کردن طبقه ی کارگر بازتولید نماید. اخراج و بیکارسازی های گسترده، حقوق های چند برابر زیر خط فقر، افزایش ساعات کار، کاستن از استانداردهای زندگی و خدمات اجتماعی تنها بخشی از یورش وسیع سرمایه به زندگی و معیشت توده ی کارگران می باشد که فقر و فلاکت بیشتر را برای آنان به ارمغان آورده است. شکاف عمیق طبقاتی که محصول بی چون و چرای سرمایه داری می باشد هر روز در حال عمیق تر شدن است. نظام سرمایه سالار ثروت بی کران را در همسایگی فقر بی کران قرار داده، و بی اعتنا به شرایط زیستی فرودستان زمینه ی همزیستی نامسالمت آمیز آنان را یکجا فراهم نموده و با این کار عملن بر تمامی نیازهای رنجبران و محرومان مهر بطلان نهاده است. نظام سرمایه محور ایران به موازات سیاست های شرکای جهانی ِ خود، و در ادامه ی برنامه های ضد کارگری ِخویش، با تعیین دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر، با توجه به متناسب نبودن آن با نرخ واقعی تورم به وضوح مرگ تدریجی را به کارگران و زحمت کشان تحمیل نموده، و سرنوشت آنان را به دست گردباد تند اقتصادی سپرده است.


در مقابل تمامی ِاین بی حقوقی ها حامیان سرمایه در ایران با بر نتابیدن هر گونه اعتراضی نسبت به نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، سعی در خفه نمودن تمامی ِفریادهای حق طلبانه ی زمینه ساز اعتراضات توده ای نموده، تا شاید بدین وسیله از طغیان توده های به ستوه آمده از فقر و فلاکت جلوگیری به عمل آورد. در راستای همین سیاست ِغیر دموکراتیک و ضد انسانی، صفوف فعالین کارگری و تشکل های کارگری را در بدترین حالت مورد آماج سهمگین ترین حملات خود قرار داده، و با تهدید، تعقیب و به زندان افکندن فعالین پیشرو، مانع گسترش پژواک آوای حق طلبانه و برابری خواهانه ی آنان در رستاخیز کارگران و زحمت کشان می گردند. کارگران و زحمتکشان! طبقه ی کارگر با توجه به وخامت روز افزون شرایط اقتصادی، و یورش گسترده سرمایه داری به سطح زندگی و معیشتِ خود، چاره ای به جز اتحاد و همبستگی ِ طبقاتی و متشکل شدن در صفوفی به هم تنیده در تشکل های مستقل و خود ساخته و سراسری را ندارد. پس بیائید در روزاول ماه مه (روز جهانی کارگر)، روز کیفرخواست ِ طبقه ی کارگر بر علیه نظام سرمایه داری و مشقات حاصل از آن، هم صدا و هم آوا و رساتر از هر زمانی، دوشادوش ِتمامی هم طبقه ای هایمان در سراسر جهان به طرح خواست ها و مطالباتمان بپردازیم و این روز را گرامی بداریم.

لذا ما کارگران سنندج بخشی از خواست ها و مطالباتمان را به شرح زیر اعلام می داریم:

۱-به رسمیت شناختن روز جهانی کارگر به عنوان تعطیل رسمی، و حق برگزاری آزادانه ی مراسم های این روز.

۲-لغو حداقل دستمزد تعیین شده توسط شورای عالی کار برای سال ۹۲، و افزایش حداقل دستمزدها برابر و متناسب با تورم واقعی در جامعه.

۳-به رسمیت شناختن حق ایجاد تشکل های مستقل و خود ساخته ی کارگری، و منع تعقیب و پیگرد فعالین کارگری.

۴-لغو قراردادهای موقت و سفید امضا و به رسمیت شناختن قرارداد دسته جمعی و دائم، و همچنین انحلال شرکت های دلالی و کارفرمایی.

۵-پرداخت به موقع حقوق و دستمزدها، و جرم دانستن به تعویق انداختن آن، و پرداخت خسارت ناشی از آن به کارگران.

۶-ایجاد شغل برای کلیه ی افراد آماده به کار، و ممنوعیت اخراج و بیکارسازی، و پرداخت بیمه ی بیکاری ِکافی به کلیه ی کارگران بیکار و آماده به کار.

۷-منع کار کودکان، و تلقی به کار گیری کار آنان به مثابه ی جرم.

۸-پرداخت دستمزد برابر در مقابل کار برابر زن و مرد.

۹-ایجاد امنیت شغلی و همچنین تضمین محیط امن و بهداشتی در محل کار برای کارگران.
۱۰-ایجاد فضای امن و به رسمیت شناختن کار کارگران مهاجر، و منع تبعیض و اخراج آنان.
۱۱-آزادی فوری و بی قید و شرط کارگران پیشرو و فعالین کارگری دربند از جمله رضا شهابی- شاهرخ زمانی- محمد جراحی- بهنام ابراهیم زاده- رسول بداغی- پدرام نصراللهی- علی آزادی- غالب حسینی و ...
گرامی باد اول ماه مه روز همبستگی طبقاتی کارگران - کارگران شهر سنندج- اول ماه مه



شاهرخ زمانی درزندان گوهردشت نیست!
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
جمعه, ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۰۳ می ۲۰۱۳ بیانیه ۷۷
به قراراطلاع،صبح امروز هنگامی که دخترشاهرخ زمانی،کارگرزندانی درزندان گوهردشت کرج برای ملاقات باپدرخودبه سالن ملاقات این زندان مراجعه کرده است،مسولان سالن ملاقات به وی گفته‌اندکه پدرت این‌جا نیست و او را به دادگاه برده‌اند. این درحالی است که به شاهرخ زمانی روز گذشته ۱۰اردیبهشت از سوی مقامات زندان گفته شده بود که و ی امروزصبح به دادگاهی درتهران خواهد رفت،بدون این ‌که ازجزئیات اتهام وشعبه‌ یدادگاه به وی چیزی بگویند. شاهرخ زمانی اعلام کرده بودکه دراین دادگاه حاضر نخواهدشد و آن‌را غیرقانونی می‌داند. اظهارات مسولان سالن ملاقات مبنی برانتقال وی به دادگاه موجب نگرانی خانواده و دوستان این فعال کارگری مبنی بر پرونده‌سازی جدید علیه این فعال کارگری شده است. خانواده‌ی وی درصدد هستند تا با پیگیری از دادگستری تهران علت این مساله و محل نگهداری شاهرخ زمانی رادریا بندکه تااین لحظه پاسخی نگرفته‌اند. شاهرخ زمانی پیش‌ترنیز بدون اطلاع قبلی وبدون حکم دادگاه اززندان تبریز به زندان یزد و پس از بازگرداندن به زندان تبریز به زندان گوهردشت منتقل شده بود.اخبارتکمیلی متعاقبا” منتشر خواهد شد . کمیته‌ی حمایت از شاهرخ زمانی این اقدام کارگزاران رژیم را ابزاری برای اعمال سرکوب هر چه بیش‌تر طبقه‌ی کارگر دانسته و ضمن محکوم کردن این پرونده‌ سازی واهی، تمامی فعالین کارگری و انسان‌های آزادی‌خواه و انقلابی را برای اقدام متحد علیه اقدام غیر قانونی و غیر انسانی جمهوری اسلامی فرامی‌خواند.
پیش به سوی اتحاد بیش‌تر برای فشار بیش‌تر
پیش به سوی اعتراضات گسترده‌تر با شعار
کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
۱۱/۲/۱۳۹۲/ بیانیه ۷۸

۱۲ اردیبهشت، ۱۳۹۲

مقاله جدید آزاده آزاد در مورد فرهنگ های پدر/ مردسالاری

رزا: مقاله زیر در امتداد سلسله مقالات قبلی است. برای خواندن آنها روی اینجا کلیک کنیم.


مفهوم سازی واژه گونه (١٣)


ساختا رهای  روابط  گونه ای
واژه گان کلیدی: روابط قدرت، روابط تولیدی،  وابستگی های عاطفی، روابط نمادین یا فرهنگ،  کنترل فضاهای عمومی،  درگیری های سازمانی.   
همانطور که در قسمت ١٠ این سری ازمقالات بیان شد، در فرهنگ های پدر /مردسالاری- سرمایه داری ، چهار ساختاراصلی روابط تنگاتنگ میان گونه ها وجوددارد: روابط قدرت، روابط تولیدی ، روابط عاطفی و روابط نمادین .
I. روابط قدرت
در جوامع پدر/ مرد سالاری، روابط گونه ای عبارت است از روابط قدرتی که هم نهادینه است و هم شخصی یا  گفتمانی. در برگیرندگی نهادین قدرت گونه مند و کنشگری شخصی زنان و مردان در ایجاد نابرابری های گونه مند نقش دارند.
از لحاظ نهادی، قدرت اصلی را مردان هم در دولت وهم درتشکیلات اقتصادی در دست دارند ومقام های برجسته نیز تحت کنترل تقریبا انحصاری آنان است. مردان عمدتا فرماندهی فضاهای عمومی مانند خیابان ها و مناطق بازی در فضای باز، و فضاهای اینترنتی از قبیل اتاق های گفتگو و سایت های اینترنتی اجتماعی را بعهده دارند.  نخبگی دولتی بطور چشمگیری قلمروی مردان است، با تعداد بسیار کمی از زنان، آنهم فقط در نقشهای کاملا زیردست. دولتهای پیشتاز سیاست های دیپلماتیک، نظامی واستعماری ای اتخاذ میکنند که ازدیدگاه ایدئولوژی های مردانه که برای قدرت، زور وخشونت جایزه تعیین میکند بنا شده است.
در بسیاری از خانواده ها و ﺩﺭتعداد بی شماری از نهاد های جامعه مدنی، مردان در مواضع قدرت قراردارند. آنان کنترل تقریبا مطلق نهادهای اعمال‌ زور (پلیس،ارتش) و کنترل روندهای خشونت (آموزش نظامی، سلاح ها) را دردست داشته، به ندرت در معرض خشونت خانگی خطرناک و مجازات برای تجاوزجنسی هستند.
برای مردان، یکی از ضررهای اعمال قدرت برزنان آنست که آنان اکثریت بزرگی از کسانی هستند که دستگیر، زندانی و اعدام میشوند. مردان آسیب دیدگان اصلی تهاجم های نظامی و کیفری بوده، بیشتراز زنان در معرض قربانی شدن در کشمکش های انگیزشی سازمانی و درگیریهای اقتصادی هستند. 
در مورد زنان، آنان تقریبا همواره در ساختار قدرت مردسالارانه تحت سلطه هستند، و این بدان معناست که منافع اجتماعی و ساختاری شان درایجاد تغییرات است؛ همانطور که درجنبش های فمینیستی جوامع غربی دیده ایم و در حال حاضر درجنبشهای فمینیستی کشورهای در حال توسعه مشاهده می کنیم.
II. روابط تولیدی
تقسیم کاربر اساس جنس به تدریج تغییر کرده، وازجامعه ای به جامعه دیگرمتفاوت است. به عنوان مثال، شغل منشی گری درقرن نوزدهم امریکا شغل یک مرد بود، اما درقرن بیستم به شغل یک زن تبدیل شد. دلیل این تغییراین باور پیشین بود که زنان پس ازازدواج، از کارکردن در خارج از خانه خود داری میکنند.
در دو جنبه ای که در بالا مطرح شد، روابط اجتماعی ای که کار را تنظیم میکند متفاوت است.
از لحاظ تاریخی، یک تقسیم کار دیگر براساس جنس آنست که مردان به کارهای مزدی خارج از خانه می پرداختند، حال آنکه زنان در خانه مانده و انجام کارهای بدون مزد خانگی را بعهده داشتند. دراین نوع تقسیم کار، مردان برای پول در آوردن کار میکنند و زنان برای  نگهداشتن خود و عشق به خانواده.  کارهایی هست که هنوز هم برای مردان مناسب تر تلقی میشود. این کارها، مانند مهندسی، معمولا بالاتر از میزان معمول پرداخت میشوند؛ حال آنکه کارهای مربوط به خدمات انسانی که برای زنان مناسب  تر تصورمیشود، در عین حال درآمد پایین تر و منافع کمتری نیز دارد.
در روابط تولیدی، مدل شوهر کارگر مزدی و زن خانه دار تمام وقت بی مزد در قلب "روند انباشت گونه"(٢)، که یک مزیت مرد سالارانه برای مردان ایجاد میکند، قراردارد. این روند انباشت گونه  مورد تأکید  سازمان های چند ملیتی  نیز قرار دارد. الگوی رژیم های گونه ای  این موسسات تبدیل به تقسیم کار  شده است.  این رژیم های گونه ای  از فرهنگی به فرهنگ دیگر و در طول دوره های مختلف تاریخ متفاوت است. در جائی که اعتقاد پایدار بر آنست که  که زنان در انجام وظایف روابط عمومی بهتراز مرداناند و مردان برای مشاغل  دستی مناسب ترند،  در روند کارگزینی جانبداری وجود خواهد داشت؛  تدریس سهم زنان خواهد بود، و مهندسی از آن مردان .
در نظام سرمایه داری،  اگر چه زنان و مردان به طور مشابه مجبور به شرکت در اقتصاد هستند، مردان، بدلیل تقسیم گونه ای کار، به طور کلی حقوق بالاتر و منافع بیشتری نسبت به زنان دریافت میکنند - یعنی تقریبا دو برابردرآمد متوسط ​​زنان . آنها کنترل اغلب  سرمایه های عمده  و منابع دیگر را  که در برخی از مناطق انباشته شده اند در دست دارند، در فعالیتهای اقتصادی بیش از زنان شرکت میکنند،  از فرصت هایی مانند ارتقاء بیشتر بهره میبرند، و در نقش شوهر از کمک ها و دستاوردهای کار خانگی بی مزد زنان که ایوان ایلیچ آن را  "کار پنهانی"  یا "کار نامرئی" مینامد  بهره مندند. (٣)
کنترل تقریبا تمام ماشین آلات، مانند تولید برق، حمل و نقل و کامپیوتر، که پایه واساس اقتصاد معاصربوده و به خصوص هزینه سودآور کار را افزایش میدهد، در دست مردان است . 
شرایط نابرابری بین زنان و مردان با خشونت مردان علیه زنان ایجاد و ابراز میشود.
هرنوع سیستم نابرابری اجتماعی برای جلوگیری ازفروپاشی اش باید بطور روزانه بازتولید شود. مقررات مربوط به نابرابریها باید با یادآوریها  و تأييد و تأكيد ها  تکرار شود. کنشگران اجتماعی باید در گستره های روابط نابرابر قدرت باقی بمانند، چرا که بدون استفاده از آنان مقررات منسوخ شده وقدرت های گستره ها از دست میروند. این ظرفیت انفجاری گستره های تفکیک شده را نشان میدهد که منع شدگان هیچ کنترلی بر آن ندارند. این همچنین نشان میدهد که چگونه ساختارهای همجنسگرای زندگی اجتماعی درک ها و برنامه ریزیهای دگرجنسگرائی را تهدید میکند. (٤)
یکی از مضرات تقسیم جنسی کار برای مردان، غلبه شان در مشاغل خطرناک وبسیار سمی است . درصد بالاتری از مردان تنها نان آور خانواده اند و بدلیل فشار و تعهد اجتماعی به کارخودادامه میدهند.  تخصص مردان به سرعت غیرضروری می شود . آنها بیشتر از زنان مالیات میپردازند ودردولت های رفاه ، درآمد شان دوباره به زنان اختصاص داده میشود.
در فرهنگ های غربی، گفتمان عمده در باره جنسیت (تمایلات جنسی) و گرایش های جنسی است - یعنی اختلاف در ایده دگرجنس خواهی و همجنس خواهی. این تقابل در فرهنگ های غربی که سعی به توضیح آنچه که توجیه نشدنی است میکنند، بیشتر به چشم میخورد. در برخی از دیگرجوامع، مانند تایلند، مفهوم یک فرد همجنسگرا به عنوان یک واقعیت طبیعی  دیده میشود، چرا که آنان وجود یک جنس سوم را می پذیرند .
III. دلبستگی عاطفی
در گستره عاطفی روابط گونه ای مردسالار، مردان در مورد وظیفه اجتماعی دادن وگرفتن به راحتی حمایت عاطفی فراوانی از زنان میگیرند. دراین وضعیت، ناراحتی مردان همانا محدودیت شان درآزادی بیان احساسات خود، به ویژه حساسیت شان است، گرچه این در حال حاضر احتمالا در روال  تغییراست. بعلاوه، از رابطه دوستانه مردان با بچه های بسیار کوچک به میزان قابل توجهی جلوگیری میشود.
در واقع، منع برخی از لذت ها ، امیال و دلبستگی های عاطفی در خودش یک تضاد  درون نظام پدر/ مرد سالاری است . این به آن معنا ست که سیستم پدرسالاری قدرت مرکزی روابط میان گونه ها پنداشته میشود، اما پس از آن، خود مانع خودش میشود ،  بطوری که از پسران انتظار می رود  احساسات خود را سرکوب کنند، در تقابل با زنان که در نشان دادن آشکار احساسات خود مجاز هستند.
IV. روابط نمادین   
آخرین ساختارنظام روابط گونه ای، روابط نمادین است. درنظام پدر/ مرد سالاری، جایگاه   گونه مند قدرت به طور مداوم یک جایگاه مذکر است . به عنوان مثال، در فیلم های سالهای١٩٦٠، مردان همیشه نقش های فعال را بعهده داشتند، در حالی که نقش های زنان معمولا انفعالی بود.  به عبارت دیگر، نماد مردانگی مفهوم فعالیت بود و نماد زنانگی، ایده انفعال. زنان، تنها زمانی که فیلمساز یک زن بود فرصت شناساندن نظرات خود را داشتند.
مزیت مردان درروابط نمادین فرهنگ پدر/ مردسالاری آنست که آنان کنترل اکثریت نهادهای اجتماعی (رسانه ها، کلیساها، کنیسه ها و مساجد، مدارس و دانشگاه ها) را در دست دارند.  اکثرادیان مردان را برتر از زنان توصیف میکنند . مردان بیشتراز زنان ارزش گذاری میشوند.  به عبارت دیگر، آنان و سرگرمی هایشان،  مانند ورزش، برای گزارش داده شدن مهم تر، جالب تر ومناسب تر به حساب میآیند. مردان در بخش هائی از آموزش با بازدهی بالا وامکانات بیشتر، مانند بیوتکنولوژی، ام بی ا،  و..آی.تی،  زنان را تحت الشعاع قرار میدهند.
یکی از زیان های اجتماعی مردان در سیستم پدر/مردسالاری، شکست در آموزش عمومی است. تعداد کمتری از آنان در مقایسه با  زنان، در عرصه های آموزشی ارزشمند،  مانند مطالعات اجتماعی و انسانی، شرکت می کنند. درنبردهای طلاق ونگهداری از کودکان درفرهنگ های غربی، برخلاف کشورهای زیر سلطه قوانین شریعت، اقتدار مادران درمراقبت از کودکان، وزنه بیشتری دارد تا منافع پدران.
نتیجه
این الگوهای رابطه ممکن است درامتداد مسیرهای مختلف تاریخ حرکت کرده، بحرانی ایجاد کند که در آن کشمکشی داخلی ترتیبات حاضررابه چالش کشیده و بزور در خود ساختار اجتماعی تحول ایجاد میکند . بنابراین، زنانگی ها ومردانگی ها ، به عنوان الگوهای پراتیک اجتماعی ، همیشه مستعد فروپاشی تاریخی هستند.
 ادامه دارد.

یادداشت ها
.1
Connell, R. W. 1995. Masculinities. London, UK: Polity. PP.74-75.1
.2
2. Mies, Maria. 1999 (1986). Patriarchy and Accumulation On A World Scale: Women in the International Division of Labour.  Zed Books: London, UK
 .3
llich, Ivan. 1981. Shadow Work. Salem, Marion Boyars: New Hampshire and London
.4
 Breines, Ingeborg and R.W.Connell and Ingrid Eide (editors). 2000. Male roles, masculinities and violence: a culture of peace perspective. UNESCO Publishing, Cultures of Peace Series. PP. 182-3
 

۱۱ اردیبهشت، ۱۳۹۲

روز جهانی کارگر؟ یا روز دولت، مردان و فاشیستها؟!


امسال بیشتر از هر سال مشخص است که روز جهانی و روزهای جهانی توسط سلطه گران مصادره شده.
زنان ایران مثل بقیه زنان با دولت، صاحب‌کار و شوهر درگیرند
برای خواندن مقاله در منبع روی تیتر آن کلیک کنیم.


مردسالاری، از کارخانه تا کار خانه
در جامعه‌‌ای که "مردانگی" ارزش به شمار می‌رود، بدرفتاری، بی‌احترامی و دست‌اندازی به حریم زن، کار چندان سختی نیست. شاید این بخش از مشکلات محیط کار، یکی از کریه‌ترین مسایلی باشد که زنان با آن سروکار پیدا می‌کنند. به‌ویژه برای قشری از زنان که به حقوق خود آگاهی کم‌تری دارند و برای گذران زندگی باید به هرقیمتی کار کنند. پروین محمدی درباره این بخش از زنان می‌گوید که بیشتر آن‌ها زمانی به بازار کار وارد می‌شوند که در خانواده به‌تنگنا برخورد کرده باشند: «یا طلاق گرفته، یا شوهرمعتاد است، یا شوهر فوت کرده و زن باید سرپرستی خانواده را به عهده بگیرد. این پدیده به‌ویژه در محیط‌های خرده‌پا چنان گسترش پیدا کرده که جزو ویژگی‌های کار کارگران زن به حساب می‌آید و اگر کارفرما خدمات جنسی بخواهد باید تمکین کنند.»
مشکل زنان کارگر تنها به محیط کار ختم نمی‌شود. آن‌ها وقتی به خانه می‌رسند، تازه کار خانه در انتظارشان است و شاید شوهری که از سختی‌های زندگی کلافه است


اخبار برلین حاکی از یک راهپیمایی رسمی/ دولتی با شرکت کمونیستهای بد نام یونانی در صف اول به بهانه اینترناسیونال کارگری است.
 تظاهرات امسال در برلین علیه بالا بردن اجاره ها و کوچاندن کرایه نشین ها در کرویسبرگ است.
 آنارشیستها اعلام خطر کردند که قرار است در تظاهرات رسمی/دولتی ماه مه امسال برلین، چند گروه یونانی آشغال را اتحادیه های زرد و دولتی در صف اول قرار بدهند. دقیقا یونانیانی را که چماق بدست با پرچم های سرخ حزبی و گروهی شان علیه آنارشیستهای یونان اقدام به حمایت از پلیس و مجلس را داشتند.
این حزبی های "کمونیست" آشغال را هم به عنوان برنامه اینترناسیونالیستی اتحادیه ها قرار است در همان اول صف راهپیمایی رسمی/ دولتی به نمایش بگذارند!
 هشدار به همه رفقا که از این مزدوران دست آموزکمونیست دولتی فاصله بگیرند، زیر پرچم های سرخشان چماق شان قابل مشاهده است!

جالب تر از همه اعلام رسمی و قانونی (با مجوز) راهپیمایی فاشیستها است. آن هم حداقل در سه شهر آلمان!
از همه جا مهمتر فرانکفورت آلمان است که قراره هر چی فاشیسته را مثل آهن ربا و با حمایت پلیس جمع کند.
از همه جالب تر هم گویا، همه عکسهای پلیس اعتبار خواهد داشت و گویا از هفته پیش اعلام شده، هر کس انگشت به دماغ عکسش را بگیرند، مدرک محکومیتش میتواند باشد.
پس مراقب انگشت ها باشیم!
اخبار راهپیمایی فاشیستها و اقدامات آنتی فاشیستی را با هم در زیر بخوانیم!
 اول ماه مه - جای عرض­ اندام فاشست­ ها نیست!

توجه توجه! محل تظاهرات "قانونی"  فاشیستهای آلمان در روز کارگر- فعلا در 3 شهر
مسیر راهپیمایی فاشوها در دورتموند آلمان هنوز اعلام نشده. احتمالا در آخرین لحظه اعلام میشود.
اعلامیه علیه تظاهرات فاشیستها و بقیه مطالب روی اینجا کلیک کنیم.
 برای خواندن مطلب در منبع روی تیتر مطالب کلیک کنیم.

Infos für den 1. Mai in Erfurt. EA-Nummer: 0151 / 54235467
شماره بالا تلفن خبر رسانی (دستگیری) و علیه تظاهرات فاشیستها در ارفورت (آلمان "شرقی" است)
Solltet ihr selbst oder andere von der Polizei festgenommen werden, meldet euch beim Ermittlungsausschuss (EA) unter der Telefonummer: 0151 / 54235467
----------------------------------------------------------
لینک خبری فرانکفورت  
Wir sammeln unsam 1. Mai an zwei Stellen, um von dort aus drei Blockaden zu beginnen. Ihr solltet pünktlich um 10 Uhr an den Sammelpunkten angekommen sein.

تلفن پایین در مورد تظاهرات فاشوها در فرانکفورت است. رفقا شماره ای آ را فقط برای دستگیری ها استفاده کنیم.
Infotelefon (+ Demo-Sanis) : 01573-5335383 (ab 8 Uhr)EA-Nummer: 0160-95657426 (ab 7 Uhr) 
Emotionale Ersthilfe bekommt ihr unter der Telefonnummer des Out of Action Teams: 01578-4346269.
اگر راهپیمایی فاشوها به هم بخورد، راهپیمایی انقلاب اجتماعی ساعت 2 بعد از ظهر است.
die sozialrevolutionäre Demo des Krisenbündnisses um 14:00 Uhr am Zoo
  • rosa Blockade: Festplatz/Eissporthalle (U7) Punkt 10 Uhr
  • blaue Blockade: Festplatz/Eissporthalle (U7) Punkt 10 Uhr
  • orange Blockade: Danziger Platz / Ostbahnhof (U6) Punkt 10 Uhr
احتمال وجود فاشوها زیاد است. در زیر محلها به رنگ قرمز
am 1.Mai in Elmshorn
Die Kundgebung wird im Frankfurter Ostend in Ferdinand-Happ-Straße nahe dem Ostbahnhof stattfinden.
Die Kundgebung der Nazis ist in der Ferdinand-Happ-Straße hinter dem Ostbahnhof. Sammelorte zu den Blockadepunkten werden im Laufe des morgigen Tages veröffentlicht.


اعلامیه علیه تظاهرات فاشیستها و بقیه مطالب روی اینجا کلیک کنیم.