۲۶ اردیبهشت، ۱۳۹۲

اپوزیسیون رژیم یا مگس روی منصور اسانلو !

رزا: "اپوزیسیون" کارگر زده ایران مثل مگس روی هر اَنی مینشیند. مهم قهرمان کارگری داشتن است!
به مصاحبه خباز و اسانلو در رادیو همبستگی گوش کنیم!
 نظر اسانلو در مورد مریم ضیا جالب است. اسانلو خود را قهرمانی میبیند که یک بدبخت بنده خدایی را که داشته زندان میرفته، از زندان نجات داده و با خودش به خارج از کشور آورده!
اظهارات همسر مریم ضیا در ایران هم اغفال مریم توسط اسانلو بود!

اسانلو از مریم ضیا، انتخاب کروبی و ماجرای اخراجش از سندیکای واحد میگوید. فایل صوتی
گفتگوی بهروز خباز - فعال کارگری مقیم کشور سوئد  با اسانلو
از دقیقه 36:00 اسانلودر مورد نجات مریم ضیا و حمایت از کروبی میگه.
اسانلو: یک بدبخت،بنده خدای دیگری (مریم ضیا) را هم که داشته زندان میرفته نجات داده، با خودش آورده، که اون هم زندان نره، چون راه دیگری نداشته. این تشکر داره، نه اینکه اینهمه حمله....
 خباز:دعوت به انتخابات و رای دادن به کروبی؟
اسانلو: من مطالعه کردم و دیدم که تمام مسائلی که ما در مورد جنبش کارگری مطرح میکنیم، از حقوق کارگرا، سندیکای آزاد، دستاوردهای... من اینجا نوشته اش را دارم، ..... در مورد کمپین انتخاباتی (کروبی) تمام اینها را رعایت کرده بودند و حتی بالاتر از اون...که اینا همش موجود هستش. و من اینها را دارم که چرا این حمایت را (از کروبی) کردم....
در رابطه با جهانشاهی هم که من دو سه بار توضیح دادم که ما  گفتگویی داشتیم برای اینکه یه تلویزیونی داشته باشیم که بتونیم هر هفته، هفته ای دو بار یه برنامه های کارگری، کنفرانس هفتگی- سندیکایی رو برای داخل کشور پخش کنیم. بعد از کانالهایی با خود ایشون (جهانشاهی) هم اولش مستقیم نبود،  دوستانی دیگه ای  (با جهانشاهی) صحبت کردند و بعد چند مرحله طول کشید که تا بعد ما این امکانات را پیدا کردیم. بعدش که به این عنوان که مستقلا ما داریم اینکار را میکنیم واینها هم این چتر حمایتی دارند که از جریانی که میخواد مثلا در براندازی جمهوری اسلامی یا هر کار دیگه که هر کی میخواد بکنه، شرکت کنه، حمایت میکنند. به این شکل مطرح نشد که عضویتی باشد، حزبی باشد،  سازمانی باشد. سوتفاهمی بود. که بعد از اینکه ایشون (جهانشاهی) این مسئله را مطرح کرد و من هم با خودشون، طی یکی دو هفته پایین بالا با این امکانات کمی که داریم، صحبت کردیم، به هر حال به این نتیجه رسیدیم که حق با منه، و نبایست این را اعلام میکردند که  من هم در سخن سال نو، خوب، اعلام کردم که ما کماکان مستقلیم، عضو هیچ حزبی نیستیم، به هیچ جریانی نپیوستیم، کار کارگری خودمون را میکنیم.... 

شرایط بازگشت اسانلو / گفتگو با رضا مقدم


صدای کارگر: مصاحبه با منصور اسانلو، بهروز خباز و مجید تمجیدی پیرامون اول ماه مه سال

اخیراً مطلع شدیم که «سرود سندیکا» را در ‌آخر مصاحبه‌ای که با آقای منصور اسانلو در تاریخ 23 اردیبهشت داشته‌اید، آورده‌اید. «کارگاه هنر کارگری» مصرانه از شما می‌خواهد که این سرود را از آن مصاحبه حذف کنید. این سرود در شرایطی ساخته شد که جنبش ارتجاعی سبز با تمام قوا در حال بلعیدن تمام دست آوردهای مبارزات طبقۀ کارگر بود. این جنبش بورژوائی و دست راستی بعدها ادامه پیدا کرد و امروز در قالب پروژه های رژیم چنجی و حقوق بشری ادامه دارد.
 آن زمان ما تصمیم گرفتیم که این سرود را به سندیکای هفت تپه و سندیکای شرکت واحد و به طور مشخص به آقای منصور اسانلو تقدیم کنیم. زیرا که اسانلو آن زمان در زندان بود، و مهمتر از این، وی تا آن زمان سمبل مبارزه سندیکائی با دستگاه سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران بود. اسانلو تا آن زمان کسی بود که پس از سرکوبهای دهۀ شصت برای بهبود وضعیت طبقۀ کارگر دست به مبارزه زده بود. این جزئی از تاریخ مبارزۀ طبقۀ کارگر ایران است که قابل انکار نیست و اسانلوی آن زمان به حق شایستۀ چنین قدردانی‌ای بود.
 ولی امروز اسانلو همان فعال سندیکائی دیروز نیست، و در دستگاه دیگری حرکت می کند که ربطی به گذشتۀ مبارزاتی او  ندارد. این را می توان پس از مصاحبۀ ایشان با جریانی همچون جریان موج سبز، رادیو آمریکا، بی بی سی و جریانات رنگار نگ دیگر مشاهده کرد. بنابراین اسانلوی امروز دیگر شایسته چین قدردانی‌ای نیست. چراکه امروز دیگر در راستای بهبود وضعیت طبقۀ کارگر حرکت نمی کند. او در همان دستگاه حقوق بشری و رژیم چنجی ای حرکت می کند، که برای رسیدن به اهدافشان هیچ ابائی از قتل عام کارگران و زحمتکشان ندارند.
ما به عنوان همکاران «کارگاه هنر کارگری» که این سرود را تولید کرده ایم ، مصرانه از مسؤلین محترم رادیو همبستگی می خواهم که این سرود را از مصاحبۀ آقای اسانلو حذف کند.
با تشکر/ پویان فرد (از طرف کارگاه هنر کارگری)
کاری از کارگاه هنر و ادبیات کارگری
تقدیم به کارگران شرکت واحد وکارگران نیشکر هفت تپه و تمام کارگران مبارز ایران
           
امیر حسین جهانشاهی، بنیانگذار موج سبز در یک کنفرانس خبری که با شرکت نمایندگان رسانه‌های معتبر بین‌المللی در قلب لندن برگزار شد، منصور اسانلو از رهبران شناخته‌ شده جنبش کارگری ایران را برای اولین بار پس از خروج وی از کشور، معرفی کرد. وی همچنین اعلام کرد که آقای اسانلو پس از خروج از ایران در یک مکان امن و با حمایت و پشتیبانی «موج سبز» ماموریت مهم محول شده به ایشان را آغاز کرده است
طی سخنرانی آغازین که به صورت زنده توسط تلویزیون رها پوشش داده میشد، امیرحسین جهانشاهی گفت: به منظور ایجاد پیوند های لازم در جامعه کارگری ایران و آماده ساختن شرایط لازم برای رسیدن به اعتصابات عمومی و قیام ملی،‌از آقای منصور اسانلو خواسته ام تا مسئولیت اداره« ستاد هماهنگی فعالان کارگری» را بعهده بگیرند. مسئولیت اولیه آقای اسانلو، با توجه به سابقه و تجربیات ارزشمند ایشان، ایجاد هماهنگی میان اتحادیه های کارگری و گارگران رنجدیده و معترض کشورمان می‌باشد که باید برای دست یافتن به حقوق حقه خود، در وقت مقتضی، وارد صحنه عمل شوند
منصور اسانلو نیز در بخش پاسخ به سوالات خبرنگاران گفت: شرایط تغییر در ایران امروز وجود دارد چرا که در فضای داخل هرکسی میگوید باید کاری کنیم
اسانلو ضمن تشکر از حمایت‌های بین‌المللی که در سال‌های گذشته از او صورت گرفته گفت: در تمامی نظام‌های دیکتاتوری، جلب حمایت‌های بین‌المللی به مردم این دلگرمی را میدهد که رویای تغییر میتواند به واقعیت بدل شود
اسانلو افزود: در جامعه‌ای که امکان رشد نهادهای مستقل مدنی از مردم گرفته شده، مشکلات روی هم جمع میشوند و مانند سیلابی سدهای مقابل خود را در هم میشکنند. اما تنها از طریق سازماندهی و جلب حمایت‌های بین المللی‌ست که زنان و کارگران جوان میتوانند در شرایطی که امکان تغییر هست، به خواسته‌های عمومی خودشان برسند/ پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۱
February 28, 2013

سخنان امیرحسین جهانشاهی در معرفی منصور اسانلو

«متاسفأنه چند هفتۀ پیش، هنگامی که برای شرح خروج خود از ایران با یکی از رسانه ها یعنی تلویزیون رها گفت و گو کردم،  توضیحات این رسانه پس از گفت و گوی من این تصور را ایجاد کرد که من برای ادامۀ فعالیت به یک گروه یا تشکیلات خاص پیوسته ام. از این رو ضروری می دانم یادآور شوم، مطالبی که پیرامون پیوستن این جانب به تشکیلات وابسته به این تلویزیون و صاحب امتیاز آن به عنوان یک سازمان سیاسی منتشر شد، از نظر شخص من نتیجۀ سوءتفاهم در طی گفت و گو های مربوط به مصاحبه بوده است. همچنین تأکید می کنم که من هیچ گونه وابستگی و پیوستگی به هیچ حزب و تشکیلات سیاسی و رسانه ای ندارم»


.........
توجیه او در باره  پیوستن به خاندان میلیادر جهانشاهی و اولین مصاحبه تلویزیونی با تلویزیون آنها، بهتر از توجیه اول نبوده است. آقای اسانلو 20 روز پس از مصاحبه و طرح این مسئله که او شاخه کارگری خاندان جهانشاهی را پذیرفته است، اعلام کرد که این یک سوء تفاهم بیش نبوده است. و امروز توضیح میدهد که  قرار بر این بوده تا او برنامه تلوزیونی برای آموزش مسائل کارگری و تشکیل فدراسیون کارگری در تلوزیون رها، تلویزیون خاندان جهانشاهی، داشته باشد. که این هم مانند مورد حمایت از کروبی، تایید مجدد یک عمل غیرقابل قبول است. اولین سوال ساده این است که چرا اسانلو از میان دهها تلویزیون ماهواره ای در خارج از کشور از چپ و راست، تلویزیون خاندان جهانشاهی، یکی از منحط ترین، سیاسی ترین و خط دارترین تلویزیونها در جریانات راست  را برای فعالیتش انتخاب کرده بود، ارتباط با این جریان از کجا آغاز شد؟ دومین سوال این است که آیا اقای اسانلو به تنهایی دست به این اقدام زده بود. اگر اسانلو دارای حداقل کادر برای پیشبرد فعالیت تلویزیونیش نبوده است، آیا میتوانست چیزی بیشتر از شاخه کارگری خاندان جهانشاهی ظاهر شود؟  و اگر اسانلو ارگان و کادرهایی برای پیشبرد برنامه تلویزیونی اش داشته است، چرا نامی از آن کادرها و ارگان نیست؟  باید توضیح داد در این معامله پروژه آقای جهانشاهی چه بوده است. سوء تفاهمی بیش نبود توضیح مسئله نیست.
همچنین اقای اسانلو در این مصاحبه فعالیت کارگران سوسیالیست و انقلابی و سازمانها و احزاب چپ و سوسیالیست را که برای انقلاب  سوسیالیستی فعالیت میکنند به ریشخند میگیرد. گویا حمایت از کروبی و جهانشاهی عین درایت است و مبارزه برای اهداف بزرگ خیالات!
بهتر است آقای اسانلو خود به نقد این عملکردها و نتایجش بنشیند. توجیه این عملکردها راه به جایی نمیبرد. 
در باره اوهام اقای اسانلو در باره تشکیل فدراسیون سراسری سندیکاهای کارگران ایران که در همه گفتگوهای او تکرار میشود، بهتر است چیزی نگفت.



جلسه و سخنرانی آصف بیات در شهر گو تینگن/ آلمان



موضوع سخنرانی بیشتر شامل معرفی کتاب جدید آصف بیات میباشد. زندگی بعنوان سیاست.
چگونه قشرهای محروم ترین جامعه، خیابان را، بعنوان  یک جایگایی مطمئن کسب می کنند. دستفروشان ، مهاجران بی پناه و اردوگاه بیکارانی که هیچ نوع  تامین بیمه وهزینه اجتماعی برخوردار نیستند.
شکل گیری آلونک نشینها در تهران، اشغال خانه ها و هتل ها در طی سالهای 59-57 (شورش مسکن)، تصرف املاک و زمین های بی صاحب، استفاده غیر قانونی از امکانات  شهری در محله های خارج از محدوده شهری، اعتراضات خیابانی بیکاران در سال های اولیه انقلاب. تحقیق  در ایران و مصر بخصوص تهیدستان قاهره موضوعات بحث و کتاب  آصف بیا ت میباشد. و چگونه این تهیدستان زندگی اشان را علیرغم سختی و مشقت ، به جلو میبرند.

Leben als Politik - Buchvorstellung mit Asef Bayat
Mittwoch, den 29. Mai 2013
20 Uhr
Buchladen Rote Straße
Nikolaikirchhof 7  Göttingen

 برای خواندن اطلاعیه معرفی کتاب توسط نویسنده در شهر گوتینگن/ آلمان در تاریخ 29 مه به آلمانی روی اینجا کلیک کنیم. برای خواندن مطالب فارسی مرتبط روی اینجا کلیک کنیم.

 رزا: کتاب سياست هاي خياباني جنبش تهيدستان (کتاب دیگری از بیات) در ایران ترجمه و چاپ شده. در زیرمعرفی آن را در رسانه های ایران میخوانیم. در ادامه مطلب در همین رابطه بروی اینجا کلیک کنیم.

در بخش کتاب «اندیشه پویا»  آصف بیات، نویسنده‌ایرانی که از او به عنوان «پیشگوی بهار عربی» یاد می‌کنند، پرداخته شده است. بیات، نویسنده کتاب «سیاست‌های خیابانی» در گفت و گو با اندیشه پویا معتقد است: «تهیدستان، لمپن پرولتاریا نیستند.» او می‌گوید: «تهیدستان شهری بخشی از طبقات زحمتکش جامعه هستند که مهارت کمتر، امنیت شغلی کمتر، درآمد و منزلت کمتری دارند.» 

نقدی بر کتاب : تهيدستان و سياست
سياست هاي خياباني جنبش تهيدستان در ايران / آصف بيات
 بيات، آصف؛ سياست‌هاي خياباني، جنبش‌تهيدستان در ايران ، ترجمه اسدالله نبوي چاتشمي، موسسه نشر و پژوهش شيرازه، تهران 1379.
« این کتاب به شرح تلاش و مبارزه مردم عادی برای بقاء و بهبود وضعیت زندگی شان اختصاص یافت. در طی آن توجه ام به نوعی از سیاست های غیر رسمی بوده است که آن را"  پیش روی آرام مردم عادی نامیده ام"، یعنی همان تقلا و کوشش همیشگی، روزمره و جزئی و غالبا خاموشِ تهی دستان جهان سوم که در برخی مقاطع تاریخی... به مناقشه های بزرگ در سطح جامعه منتهی می شد.»(ص 279).
در حالی که تفسیر های رسمی و دانشگاهی روال عادی زندگی  روزمره و مردم عادی را در جریان انقلاب نادیده گرفتند و بیشتر از نخبگان و طبقات متوسط یاد کرده اند نویسنده کتاب تلاش می کند تا به گروه های ناچیز فرض گرفته شده و « به سطوح زیرین انقلاب، به آنچه که در کوچه پس کوچه های شهر و محلات تهی دست رخ داده است توجه کند»(ص 2).
 تهيدستان و سياست
Street Politics: Poor Peoples Movements in Iran ./ New York:Columbia University Press, 1997
سياست هاي خياباني: جنبش تهيدستان در ايران/ آصف بيات/ سيد اسدالله نبوي چاشمي/تهران: شيرازه، ۱۳۶۹/۳۲۶ صفحه/۲۱۰۰۰ ريال
آرش شهرابي : خيابان به عنوان يكي از اماكن عمومي داراي اين ويژگي ذاتي است و براي مردم اين امكان را به و جود مي آورد كه بدون داشتن يك «شبكه فعال» بسيج شوند.
كتاب «سياست هاي خياباني: جنبش تهيدستان در ايران» به بررسي جنبش مردم عادي يعني تهيدستان مي پردازد.
چگونه مي توان فعاليت هاي روزانه اين مردم را توجيه كرد؟ اين اقدامات داراي چه ارزش هايي هستند؟ سياست هاي اين زندگي هر روزه چيست؟ آصف بيات درصدد است كه چگونگي اين اقدامات معمولي و اغلب آرام كه به وسيله اين تهيدستان صورت مي گيرد را توضيح دهد. مطالعات جامعه شناسه اي كه صرفاً ساختارها را بررسي مي كنند زرادخانه نظري شان انباشته از واژگان نظري كلي و باشكوه است و گونه گوني درك مردم از تغيير را ناديده مي گيرند و تنوع موجود و مناقشه ها را كوچك مي شمارند.
نويسنده سعي دارد اين صداهاي سركوب شده را پوشش دهد و كنش آنها را آشكار سازد. تهيدستان يا همان «گروه هاي فاقد امتياز» فعاليتشان را بر مبناي يك استراتژي آگاهانه انجام نمي دهند. نيرويي كه آنها را به پيش مي راند، ضرورت است. غم نان است و ماندن.
اين تهيدستان ثمره مدرنيزاسيون شتابان رژيم پهلوي بودند. اينها از دهه ۱۳۳۰ به شهرهاي بزرگ مهاجرت كردند و زمين هاي بلااستفاده شهري را به تصرف خود درآوردند و زمين هاي ارزان قيمت اطراف آن را مالك شدند.
تمركز نويسنده اما بر تهران است و حاشيه اش. از لحاظ ساختاري، تهيدستان كه شامل بيكاران، مهاجران، آوارگان و يا دست فروشان خياباني اند، گروه هايي سيال هستند. اينها افرادي منفرد هستند كه خارج از نهادهاي رسمي موجود دست به فعاليت مي زنند. از آنجا كه تهيدستان يا همان گروه هاي فاقد امتياز مانند كارگران و يا دانشجويان فاقد ظرفيت لازم براي اعمال فشار نهادينه هستند، مستقيماً وارد عمل مي شوند تا نيازهاي شان را به صورت انفرادي و البته با احتياط برآورده سازند.
جامعه شناسان مكتب شيكاگو و سياستمداران، اين عناصر را جنايتكار غيرقانوني و حاشيه اي مي دانند و گروهي ديگر از جامعه شناسان اينها را پيوسته به متن جامعه مي دانند اما بيات معتقد است كه گروه هاي فاقد امتياز نه كاملاً در حاشيه اند و نه كاملاً در متن.
وجه مشخصه گروه هاي فاقد امتياز درآمد پايين، مهارت پايين، جايگاه پايين اجتماعي و شرايط ناامن و محل سكونتشان است. به نظر بيات تهيدستان شهري به معناي مرسوم كلمه انقلابي نبودند. اينها در گيرودار روزهاي انقلاب تقريباً تا روزهاي پاياني در حاشيه ماندند.
آصف بيات البته انقلاب ۵۶ را فرصتي بي نظير براي بسيج تهيدستان مي داند. از ميان ۶۴۶ نفري كه طي درگيري هاي خياباني تهران كشته شدند، تنها ۹۰ نفرشان و يا به عبارتي يك درصد از آنها آلونك نشين بودند. در حالي كه صنعت گران و مغازه داران ۱۸۹ نفر، دانشجويان ۱۴۹ نفر، كارگران ۹۶ نفر و كارمندان ۶۰ نفر بودند، در عوض گروه هاي فاقد امتياز مبارزه اي در جهت تغيير در زندگي خود و جامعه مستقل شان را پيش گرفته بودند.
امام خميني رهبر نهضت اسلامي در خلال ۱۵ سال قبل از انقلاب در ۸۸ پيام و نامه، ۵۰ بار جوانان تحصيلكرده و دانشگاهيان و دانشجويان را مخاطب قرار دادند و ۸ بار هم فرودستان را. آيت الله شهيد مطهري نيز همواره نسبت به عوام زدگي هشدار مي داد و همچنين مرحوم شريعتي. همين نظر در مورد گروه هاي چپ و ليبرال نيز صادق بود. اين در حالي است كه همه تحليل هاي موجود حاكي از آن است كه ميان اسلام سياسي و گروه هاي محروم قرابت و وابستگي كاركردي، ساختاري و حتي الزامي وجود دارد.
واژه مستضعفين در اوج انقلاب وارد سخنراني ها شد و آلترناتيوي بود براي تهيدستان.
در واقع بعد از انقلاب بود كه طبقات فرودست به پايگاه اجتماعي محكمي براي دولت تبديل شدند. پس از انقلاب بخشي از گروه هاي محروم در حكومت مستحيل شدند و بقيه همچنان در حاشيه ماندند. آنچه مسلم است گروه هاي محروم، نمي توانند ايدئولوژيك باشند. اين دانشجويان، معلمان و ديگر بخش هاي روشنفكري جامعه اند كه جامه ايدئولوژي بر تن مي كنند.
گروه هاي فاقد امتياز اما به حكم ضرورت نسبت به هر گونه شكل خاص از ايدئولوژي چه دولتي و چه متعلق به اپوزيسيون بي علاقه اند. آنها بيشتر به راهكارهاي آني و نهادهايي كه مستقيماً به نگراني هايشان بپردازد پاسخ مي دهند.
ايدئولوژي و برنامه هاي بلندمدت به كار حاشيه نشينان نمي آيد اما اين بدين معنا نيست كه اين مردمان گرفتار تقديرند و كاملاً منفعلند. اينها با شيوه هاي معمولي خود تغييرات مهمي را رقم مي زنند. آنها علاوه بر اين كه زندگي خود را مي سازند، تغييرات اجتماعي مهمي را در سطحي گسترده تر سبب مي شوند از قبيل پراكندگي جمعيت ملي و ساختار شهري، قانون و نظم و سياست هاي توزيع مجدد. امكانات گروه هاي حاشيه اي با پيشروي آرام هزينه اقتصادي و سياسي سنگيني بر گروه هاي مسلط اجتماع تحميل مي كنند.
آصف بيات عقيده دارد كه مبارزه محلي برخلاف انقلاب براي تهيدستان ملموس تر و واقعي تر است. انقلاب براي تهيدستان نوعي رابطه فراخويشاوندي ايجاد كرد كه پس از ثبات، آن گروه ها به همان استراتژي قبلي خود بازگشتند.
تحليل اين كتاب مبتني است بر مصاحبه ها و تحقيقات قبل و بعد از انقلاب، روزنامه ها، تراكت ها، پوسترها، نشريه و جزوه ها و مشاهدات شخصي نويسنده، نويسنده خاستگاه خود را همين طبقه فرودستان مي داند. او نحوه آشنا شدن با ابزارآلات مدرن و مهاجرت به تهران را شرح مي دهد. كتاب مملو از مستندات و توصيفات تاريخي است، صحنه هايي زنده و صريح را گزارش مي دهد.
از اين رو اين كتاب مانند كتاب هاي متداول جامعه شناسي ملال آور نيست. پيشروي آرام مردم عادي، ترسيم موقعيت تهيدستان جديد، گروه هاي فاقد امتياز و انقلاب اسلامي، شورش مسكن، سياست كوچه پس كوچه ها، انقلابيون بيكار، شورشيان خيابان، مردم عادي و قدرت دولت از عناوين فصل هاي اين كتاب هستند  
ادامه مطلب در همین رابطه بروی اینجا کلیک کنیم.

 آنگونه که آصف بیات در کتاب سیاست های خیابانی خود نشان می دهد مبارزات حاشیه نشینان با شهرداری، فصل مهمی از انقلاب ضدسلطنتی ۵۷ را شکل داد. اما این طبقه هیچ گاه به مبارزات انقلابی علیه نظام طبقاتی نپیوست. بخش عمده ای از آنان در خدمت نهادهای رژیم خمینی درآمدند و به قلع و فمع سازمان های انقلابی، کارگران، زنان و روشنفکران پرداختند.
کل مقاله وحید ولی زاده به فورم تصویری روی اینجا کلیک کنیم.


۲۲ اردیبهشت، ۱۳۹۲

قابل توجه دوستانی که فیلترشکن‌هاشون بعد از چند ثانیه قطع میشه / دو روش برای دور زدن فیلتر

همه چی قطع شده حتی وی پی ان ها هم کار نمیکنند حالا چی کار کنیم 1396
 
محدودیت جدید اینترنت۱۳۹۲/۲/۱۶
با توجه به محدودیت های جدید اعمال شده توسط مخابرات هر ارتباطی که بیشتر از ۲ دقیقه طول بکشد، قطع می گردد.
فعلا تنها سرویسی که نسبتا خوب عمل می کند HTTPS می باشد. سرویس جدیدی هم به زودی اضافه خواهد شد.
بسته شدن سرویس Kerio۱۳۹۲/۲/۱۴
امروز سرویس Kerio توسط مخابرات بسته شده و امکان اتصال بیشتر از ۲ دقیقه امکان پذیر نیست. 
---------------------------------------------
• روش اول مخصوص فایرفاکس که تست شده و جواب میده، سرعتشم خوبه:
مرورگرتون باید موزیلا فایر فاکس باشه
 برای فایرفاکس اگر کسی بدون فیلترشکن نمی‌تونه دانلود کنه
https://dl.dropboxusercontent.com/u/71757321/anonymox-1.0.1-fx.xpi

• روش اول مخصوص فایرفاکس که تست شده و جواب میده، سرعتشم خوبه:
مرورگرتون باید موزیلا فایر فاکس باشه
به ترتیب منو که میگم برید
Tools>
Options>
Advanced >
Encryption >
تیک این قسمت و بردار:
"Use TLS 1.0"
بعد ok کنید دوباره برو Tools و باز کنید:
Tools > Add-Ons
تو فیلد مربوط به جستجو اینو جستجو کنید:
anonymox
بعد که پیدا کرد روی Install کلیک کن صبر کن تا نصب شه بعد از تموم شدن نصب یه بار مرورگرتو ببندین بعد باز کنید در ضمن آدرس فیسبوک رو فقط با https:// باز کنید.
____________________________________________________

• روش دوم مخصوص گوگل کروم:
ابتدا به لینک زیر رفته:
https://chrome.google.com/webstore?utm_source=chrome-ntp-icon
در قسمت جستجو عبارت:
Stealthy
رو پیدا و اون رو نصب کنین تو تنظیمات این گزینه رو انتخاب کن:
Connect to internet as if you were in the following country select one - the list changes according to proxies availability
کشور رو هم به صورت لاتین Iraq تایپ کنید و نهایتا تغییرات رو ذخیره کنید.
____________________________________________________
پ.ن: برای نصب افزونه چه در فایرفاکس و چه در کروم با توجه به اینکه تحریم هستیم با IP ایران نمیتونید افزونه رو دانلود و نصب کنید در نتیجه وقتی خواستید افزونه رو دانلود و نصب کنید واسه همون 30 ثانیه هم که شده با فیلترشکن قبلی خودتون وصل شید بعد سریع افزونه رو دانلود و نصب کنید.
ورووجک
 قبل از هر چیز ابتدا باید مرورگر Mozilla Firefox رو روی كامپیوترتون نصب شده داشته باشید یا از اینجا دانلود و نصبش كنید

برای فایرفاکس اگر کسی بدون فیلترشکن نمی‌تونه دانلود کنه   
https://dl.dropboxusercontent.com/u/71757321/anonymox-1.0.1-fx.xpi
گوگل کروم

 https://googledrive.com/host/0B370cEDTeOEGcGszRGRXcTJISjQ/chrome_installer_27.0.1453.65.zip

وبگردی با استفاده از افزونه فیلترگذر مرورگر فایرفاكس



تيك Use TLS 1.0 رو برداريد.
حالا تنها چند لحظه به فیلترشكنی كه قبلاً از آن استفاده می‌كرده‌اید نیاز داریم. پس از روش نمودن فیلترشكن قدیمی وارد لینك زیر شوید:

با فشردن كلید Ctrl به همراه / می‌توانید سروری را كه افزونه مرورگر از آن استفاده می‌كند ببینید یا محو كنید

 -------------------------------------------------------------------------
راه هاي دور زدن قطع وي پي انها در ایران- پروژه جدید آی نیتا2013
  برای خواندن بیشتر روی اینجا کلیک کنیم. 

نرم افزارهای مورد نیاز! (که به سختی میشه دانلودشون کرد)

 https://googledrive.com/host/0B370cEDTeOEGcGszRGRXcTJISjQ/
 فیلتر شکن هایی که در حال حاضر کار میکنند!
 فیلتر شکن های موبایل و تبلت که در حال حاضر کار میکنند!  نسخه رسمی اپرا مینی کار نمیکنه ولی خوشبختانه نسخه هایی هستن که با تغییر دادن آدرس سرور نرم افزار کار میکنن اگر خواستید پیدا کنید گوگل کنید " اپرا مینی تغییر سرور" یا یه چیزی تو این مایه ها,
من هم تا جایی که بتونم این نسخه ها رو اینجا آپلود می کنم.


دانلود  سیمبین (sis.)



دانلود  اندروید (apk.)
دانلود2  از Google Play
 -------------------------------------
فیلم برده داری مدرن فارسی- ترجمه از آنارشیستها 

۲۰ اردیبهشت، ۱۳۹۲

فیلم اعدام وحيد زارع که پس از اعدام علنی اش در مشهد، زنده ماند.

فیلم اعدام وحيد زارع که پس از اعدام علنی اش در مشهد، زنده ماند.



 ایمیل دریافتی: اين صحنه ها را فقط در ايران تحت حاکميت فاشيسم اسلامي ميتوان ديد. در حاليکه چند ثانيه از اعدام وحيد زارع در مشهد ميگذشت خانواده مقتول خواهان توقف اين صحنه زجرکش کردن يک جوان شدند و او نجات يافت. اين واقعه و اين عکسها فقط و فقط بيانگر جنايت پيشگي و رذالت يک حکومت بيرحم اسلامي است !
 امروزچهارشنبه ۱۸ ارديبهشت در مشهد وحيد زارع يک جوان متهم به قتل يک سرباز نيروي انتظامي حکومت اسلامي٬ را ميخواستند اعدام کنند.
 طبق معمول هر اعدام در ملا عام همه چيز آماده شده بود تا از جوانان زهر چشم بگيرند. در محل اجراي حکم اعدام نوشته بودند٬" سرانجام قانون شکني" و يا " اجراي عدالت٬ ايجاد امنيت" و رژيم و مزدوران جنايتکارش در محل آماده بوده و با سبعيت و بيرحمي تمام يک جوان را آماده به قتل رساندن کرده و سپس طناب دار بر گردن او انداخته و صندلي را از زير پايش کشيدند٬ لحظاتي بعد از اين صحنه دردناک خانواده مقتول با داد و بيداد خواهان توقف اين حکم شده و درخواست کردند که وحيد زارع را پايين بياورند.
 در حاليکه وحيد بالاي چوبه دار دست و پا ميزد٬ او را تعدادي نگه داشته و از طناب دار نجاتش دادند.
 عکس اين واقعه دردناک و اتفاقي که فقط در ايران تحت حاکميت فاشيست هاي اسلامي قابل تصور است٬ را رسانه هاي حکومت اسلامي منتشر کرده اند.
اين عکسها را در دنيا جار بزنيد! به سران اتحاديه اروپا و همه دولتهايي که کماکان با اين جنايتکاران حاکم بر ايران دست دوستي ميدهند٬ اين عکسها را نشان داده و بگوييد اين حکومت اسلامي ايران است .
از ترس اعتراضات و شورش مردم و بويژه جوانان هر روز در جايي يک و يا چند جوان را به دار ميکشد و اعلام ميکند با اين جنايات امنيت را در جامعه برقرار ميکند و امروز وقتي خانواده مقتول خواهان پايان داده شدن به اين صحنه زجرکش کردن يک جوان ميشوند٬ اين اتفاقات مي افتد که واقعا دل هر انساني را به درد مي آورد و موجي از نفرت و غيض و خشم را بسوي جلادان و جانيان حاکم بر ايران روانه ميکند...

فیلم مرتبط
 http://youtu.be/IPvlGFkOgg0
حمله مردم برای آزاد کردن دو اعدامی در سیرجان
علیرضا مافیها و محمد‌علی سروری
اعدام شدند/ محل اعدام: شمال پارک هنرمندان
طرز ساخت بمب دودزا
اعدام در ملا عام را برای رژیم پر هزینه کنیم!


برای خواندن گزارش رسانه های رژیم در مورد اجرای حکم وحید زارع در همین بلاگ، روی اینجا کلیک کنیم.

۱۸ اردیبهشت، ۱۳۹۲

دوم ماه مه، فیلم تظاهرات علیه کار اجباری/ برلین- آلمان


عکس بنگلادش آوریل 2013
ما خواهان آزادی هستیم.
 آزادی انتخاب کار کردن و یا نکردن.
 جدا کردن انسانها با عنوان دارنده کار، در جستجوی کار و تنبل(خواهان بیکاری) و... جنایتکارانه است.
ما مخالف تولید اجناس بی خود هستیم. اجناسی که تولیدشان زندگی را تحلیل میبرد.
 عرق ریختن برای داشتن کار و کار اجباری؟ نه، مرسی!
همه انسانها باید آزاد باشند، کار کنند، یا نکنند...
ما در جامعه ای زندگی میکنیم، پر از کالا! فوق تولید.
ما خواهان استفاده اشتراکی اجناس مورد نیازمان هستیم. بدون تقسیم انسانها به دارنده کار یا بیکار. پولدار یا بی پول...
جامعه انسانی اکنون ماعلیرغم کار تا پای مرگ، هر روز فقیر تر میشود. مردم فقیر میشوند تا به اجبار بیشتر و بیشتر خود و نیروی کارشان را بفروشند. کار مزدی، کار مرگبار.
 بگذاریم ربوتها کار کنند، تا ما زندگی کنیم.
این یک فاجعه است که روز اول ماه مه بدلیل بیکار شدن گسترده، کارگر ، پشت در کارخانه ها، کار گدایی میکند... التماس میکند تا بیکار نشود، تا نیروی کارش را بفروشد.
 ما اما، علیه کار اجباری، خواهان کار/ بیکاری اختیاری هستیم و خواهان آینده ای که همه انسانها بدون جدا کردن آنها به کلیشه فعال (کار کن) و تنبل (علیه کار) نیاز خود را رفع کنند.
مزارع آلمان پوشیده است از گیاهان زرد (کلزا) انرژی زا، برای مصرف ماشین ها. مزارعی که در واقع باید پر از گندم باشند. بجای سیر کردن انسانها، عطش باک (مخزن) ماشین ها را (با کلزا) پر کرده اند.
بسیار کالاها که نابود میشوند، تا قیمتها ثابت بمانند.
در جای دیگر،کالاهایی بی مسما و بیخودی که تولید میشوند، تا افراد دارای کار باشند، مبادا شورش کنند.
کالاهایی که بدون مصرف اند و بزودی زباله میشوند . کالاهایی که تولید میشوند، تا انسانها کار کاذب داشته باشند، تا سرگرم شوند با کار، تا شیره جانشان کشیده شود با کار.
تا فکر نکنند، فقط کار کند...کاذب تولید کند، کاذب کار کند و نیازهای کاذبش را با دریافت دستمزد (پول) بر آورده کند... و این چرخه ادامه دارد...
مانیفست علیه کار اجباری!

همه چیز برای همه.

کار خیلی فوری معتادت میکند، پس اصلا شروعش نکن!

در زیر بخشی از مقاله وحید تقوی. برای خواندن کل مقاله روی اینجا کلیک کنیم.

رزا: وحید کمونیست شورایی و مارکسیست است. با توجه به بحثهای جاری علیه کار، مقاله اش را که 2005 انتشار داده همراه با مانیفست علیه کار در وبسایت خودگردان برای مطالعه و ادامه بحث در مورد "کار" درج میکنم.
جنبش کارگری و «لغو کار مزدی»
وحيد تقوی  vahidt@gmail.com.........

چهار: شعار و دفاع از مطالبه تاريخی «لغو کار مزدی» در جنبش کارگری و چپ، سنتا بيانگر يک راديکاليسم بوده است. در حالی که اين مطالبه به تنهائی نه گويای راديکاليسم است و نه رفرميسم؛ اما تمام مخالفين آن هميشه نوعی رفرميسم را نمايندگی کرده اند - مثل شعار و مطالبه «سوسياليسم»، «انقلاب»، «کنترل کارگری»، «الغای مالکيت خصوصی» و غيره. مستقل از تعاريف و تفاسير گوناگونی که از اين شعارها و مطالبات وجود دارد، اينها بخودی خود نه اتوپی هستند و نه واقعی، نه شعارپردازی هستند و نه واقع گرائی. اما مطالباتی هستند که در دوره های خاصی از تاريخِ سرمايه داری با اوج گيری مبارزه طبقاتی به روی صحنه آمدند و فرموله شدند. همه بستگی به شرايط و عمل اجتماعی طبقه کارکن دارند. با فقدان يا عدم حضور کنش های کارگری که بازتاب واقعی اش اين مطالبات هستند، اينها فقط همين باقی می مانند: شعار و شعارپردازی. اما در نتيجه شرايط و مبارزه طبقاتی، همين ها، يا شعارها و مطالباتی با همين مضامين يا فراتر، می توانند چيز ديگری باشند: مطالبه وسيع توده ای که در شکل شعار خود را نمايانده است.
برای رفرميسم در جنبش کارگری اما، سرمايه داری سيستمی هميشگی است. مستقل از سطح و شکل مبارزاتی و مطالباتی طبقه کارگر، هر گام و اقدامی که هدفش خدشه به کل سيستم باشد، يا از چهارچوب نوع سازمانی اش فراتر رود، يا آرامش جامعه را برهم زند، يا به انباشت و بازتوليد سرمايه صدمه بزند، يا وجود سازمان هايش را به مخاطره بياندازد، برای رفرميسم اتوپيائی و شعارپردازی است. رفرميسم «واقع گرا» است. چنان «واقع گرا» که شکست های پياپی خودش را «نمی بيند»، اما شکست های اقدامات خودانگيخته کارگریِ فرا سرمايه داری را پيراهن عثمان کرده و همه را از پيش يا محکوم به شکست يا به بيراهه و هرز رفتن می کند. چنان «واقع گرا» است که همين اقدامات را - هم کنش های خودانگيخته محدود و هم کنش های خودانگيخته وسيعتر مثل قيام و انقلاب - که موجب بهبود نسبی وضعيت خود طبقه و نيز حتی پايداری بسياری از رفرم ها در چهارچوب سرمايه داری شدند را «نمی بيند» و نمی خواهد ببيند، ولی با وقاحت تمام، تمام اين رفرم ها و بهبودهای نسبی را محصول فعاليت خود می داند. چرا که حضور و گسترش جنبش های خودانگيخته و آتونوم مستقيما نافی حياتش است. بدين ترتيب مثل خود سرمايه داری، در مواجهه با ضد خود، يا بايد آن جنبش ها را محکوم و سرکوب کند تا به تمکين از خود درآورد و يا توسط آن جنبش ها نابود شود. اگر «اتوپی» ايده ای است که در شرايطی مفروض موجود و عملی نيست، ولی در شرايطی ديگر ممکن است عملی باشد که ديگر «اتوپی» نيست، برای رفرميسم هر ايده و هر اقدامی، در هر شرايطی که بخواهد از چهارچوب سرمايه داری فراتر رود، يا از کنترل خودش خارج شود، هميشه اتوپيائی است. اين گرايش در جنبش کارگری، از آنجا که حياتش مستقيما وابسته به تداوم حيات سيستم سرمايه داری (به اين يا آن شکل اش) است، هميشه و در هر شرايطی، به اين يا آن بهانه، در برابر مبارزات و مطالبات راديکال تر جنبش کارگری می ايستد.
تاريخا تلاش جهت دستيابی به اين مطالبه نسبتا ديرپا، سنتاً راديکال، ولی محدود جنبش کارگری، يعنی «لغو کار مزدی»، با نبردهای خونين طبقاتی همراه بوده است. از پيکارهای خونين خيابانی در کشورهای مختلف گرفته تا انقلابات روسيه، آلمان، اسپانيا در قرن گذشته همه نمونه هائی از اين نبردها هستند. معهذا همين مطالبه محدود برای بسياری از سنت های بورژوائی چپ قابل پذيرش نيست. هر چند که شعار «لغو کار مزدی»، يا هر شعار سنتا راديکال ديگری، می تواند بعنوان صرفا شعاری جهت مجزا کردن سکت خود در برابر سکت های رقيب ديگر بکار برده شود و يا در شرايط مفروضی مستمسکی باشد برای رهائی سکت خود از انزوا، و اگرچه تحت همين شعار نيز دقيقا همان سنت های بورژوائی می توانند تداوم يابند (چنين مواردی کم نبوده و نيست)، اما اگر چنين مطالبه ای، همراه با گسست واقعی و عملی از آن سنت ها، مطالبه بخش مهمی از طبقه کارگر باشد می تواند بازتاب دوره ی تاريخی نوين و راديکالی در جنبش کارگری باشد. بر خلاف برخی ادعاهای فعالين چپ و کارگری، شاخص چنين دوره نوينی نه برافراشتن شعار يا شعارهائی هر چند سنتا راديکال و انقلابی از سوی تعدادی از فعالين کارگریِ سازمانيافته در اين يا آن سازمان کارگری يا حامی طبقه کارگر، بلکه رشد مبارزه طبقاتی، مبارزه مستقيم و رو در روی اين طبقه با سرمايه، و راديکاليزه شدن آن، و بالتبع، راديکاليزه شدن شعارها و مطالبات خود طبقه کارکن است. اين شاخص اساسی در جنبش کارگری هم اکنون بشدت ضعيف به نظر می رسد. فقط مروری گذرا به مطالبات کارگری نشان می دهد که هنوز خواسته ها عمدتا دفاعی و حتی در بسياری موارد عقب مانده هستند.
سرمايه پيش از هر چيز يک رابطه اجتماعی است. کار مزدی فقط يکی از جلوه های اين رابطه اجتماعی است که اساسا متکی بر نوع خاصی از تقسيم کار اجتماعی است. يکی از پايه های اساسی چنين تقسيم کار و رابطه ای، تقسيم کار مديريتی از کار اجرائی، تقسيم بين فرمانبران و فرمان دهان، و تمام پيامدهای اين نوع تقسيم، از سلسله مراتب کاری در کارگاه ها گرفته تا در انجمن ها، گروه ها و سازمان ها، در اتحاديه ها، در احزاب، در موسسات بورژوائی، پارلمان ها و حکومت ها و دولت ها است. تبلور و نيز ضرورت چنين رابطه ای، سيستم کار سرمايه دارانه است. يکی بدون ديگری نمی تواند وجود داشته باشد. آن که در پی اولی است الزاما خواستار دومی نيز هست و بالعکس. اينست که هر نيروئی که به نحوی از انحا کار سرمايه دارانه را جاودانه می سازد، آن روابط را در ابعاد مختلف سياسی و اجتماعی نه تنها درون خود بازتوليد، که تبليغ هم می کند. و برعکس اين که، هر نيروئی که سرمايه را واقعا بعنوان رابطه اجتماعی نمی شناسد، نه تنها کار سرمايه دارانه نيز آماج حملاتش نيست که اصلا موضوع مورد دغدغه اش نيست، و در بهترين حالت، هدفی بسيار دور است. چنين است که می توان انواع و اقسام گروه ها، سازمان ها و احزاب «مدافع کارگر» را در تمام کشورها يافت که بدون دغدغه ای در مورد کار سرمايه دارانه، همان رابطه ی سرمايه ای را در خود و تشکيلات های خود بازتوليد کرده و دنبالچه های همين سيستم نکبت بار هستند.
«لغو کار مزدی» گرچه در جنبش کارگری مطالبه ای است سنتا راديکال و نسبتا ديرپا، اما درعين حال مطالبه ای است محدود. اساس سرمايه داری نه کار مزدی، که کل کار سرمايه دارانه (چه مزدی و چه غير مزدی، چه از نوع «مولد» ش و چه از نوع «غيرمولد» ش) است. در حالی که تمام اجزاء کار سرمايه دارانه در رابطه ای تنگاتنگ با يک ديگر قرار دارند، جدائی اجزاء کار سرمايه دارانه از يک ديگر فقط می تواند در انتزاع صورت گيرد. بعنوان تنها يک مثال، کار «غيرمولد» و «غير مزدی» زنان و کودکان و کلا تمام اعضا خانواده، در منزل و «اوقات فراغت» جهت آمادگی برای کار روز بعد، را فقط در انتزاع و بطور تجريدی می توان از بازتوليد نيروی کار و بازتوليد سيستم سرمايه داری تفکيک کرد. اين نظام بدون تک تک اجزاء ديگرش، که در بازتوليد خود سيستم سهمی اساسی ايفا می کنند، نه تنها از کار بازخواهد ايستاد، بلکه اصلا نمی تواند وجود داشته باشد. جنبش کارگری اگر قرار است جنبشی برای خود و جهت رهائی و نابودی سرمايه باشد، بايد از مطالبه سنتا راديکال، نسبتا ديرپا، و در عين حال محدود لغو کار مزدی فراتر رفته و الغای کل کار سرمايه دارانه را هدف داشته باشد. سرمايه يک کل بشدت بهم پيوسته است که نمی توان به يک جزء آن حمله ور شد و به اجزاء ديگرش بی اعتنا ماند يا الغای آن اجزاء ديگر را به زمانی نامعلوم حواله داد. «الغای» يک بخش از کار سرمايه دارانه (در اينجا «کار مزدی») و تداوم بخش های ديگر و روابطی که آنها را بازتوليد می کنند، (اگر بشود نظر به طنزِ تراژيکِ تاريخ در مورد «الغای مالکيت خصوصی»، چنين چيزی را تصور کرد) فقط می تواند بمعنای الغای صوری آن و لذا تداوم روابط سرمايه ای باشد. «الغای کار مزدی» تنها می تواند با الغای کار سرمايه دارانه تحقق يابد.
دسامبر 2005
 برای خواندن کل مقاله روی اینجا کلیک کنیم.