اکسیون فیمن در حمایت از ازدواج همجنسگرایان، علیه کلیسا و فاشیسم
عکس از اکسیون اخیر فیمن در
کلیسای نتردام پاریس
Au
lendemain du suicide de l’écrivain d’extrême droite, Dominique Venner dans la
cathédrale de Notre-Dame de Paris, le groupe des Femen ont simulé un suicide
dans ce lieu de culte très touristique de la capitale.
Découvrez
le en image.
Ein 78-Jähriger hat in der Pariser Kathedrale
Notre-Dame Suizid begangen. Laut Polizei handelt es sich bei dem Toten um einen
rechtsnationalen Essayisten. Die Kirche wurde evakuiert.
رزا: روز 21 ماه مه دومینیک ورنر
نویسنده و فعال دست راستی فرانسوی در جلو چشم هزاران نفر در کلیسای نتردام پاریس
با گلوله ای مغز دست راستی اش را منفجر کرد!
زنان گروه فیمن نیز دیروز صحنه
مرگ دومینیک را اما اینبار در حمایت از همجنسگرایان با اعتراضی لخت در کلیسای نتردام پاریس باز سازی کردند. فاشیسم را نیز به جهنم سپاردند...
همزمان یکی از اعضای گروه پوسی رایوت روسیه (گروه موزیک) در اعتصاب غذا به سر میبرد. این گروه موزیک زنان به دلیل
اجرای ترانه ای علیه پوتین (در کلیسای ارتدکس حامی رهبریت پوتین) به چند سال زندان
با کار اجباری محکوم شد.
در حالی که زنان فمینیست علیه
ارتجاع کلیسا و هم ارتجاع مذهبی (اسلامی، یهودی و...) به نفع مطالبات زنان (و همجنسگرایان، ترانس ها
و...) لخت میشوند، زنان حزب کمونیست کارگری، در پشت دوربین های حزبی تنها علیه
اسلام موضع دارند. رهبر مرحومشان (منصور حکمت) سقط جنین را مانند پاپ قتل میداند و
زنان سقط کرده را قاتل!
میزگرد رادیو پیام- ستمکشی زن، سقط جنین،
کمونیسم.
مردان حزبی و "کمونیست"
شان علیه صدای بلند اذان مساجد در سوئد، در همسویی با نئونازیست ها و اسلاموفوبها،
جلوی مسجد سوئدی لشکر کشی کرده و شبکه اکس مسلم (مسلمان سابق) را در راستای سیاست های دست راستی های اروپا سازماندهی میکنند.
بدن زنهای فمینیست از آن خودشان
است و علیه مردسالاری لخت میشوند.
زنان حزب کمونیست کارگری اما در جهت سیاست حزب (مردان)
و همسو با جو راسیستی/ کلیسایی اروپا، سینه بندشان فقط جلوی مساجد لق است!
آنها فاشیست نیستند بلکه احمقهای مفید بازیچه دست نژادپرستان...
مارکوس در سان فرانسیسکو همجنسگراست، در
آفریقای جنوبی سیاه پوست است، در اروپا آسیایی است، در San Ysidro بومی چیکانو است، در اسپانیا آنارشیست است، در اسراییل فلسطینی است، در
خیابان های سان کریستوبال بومی مایان است، در نزا (زاغه نشین بزرگ مکزیکو) عضو
دسته ی خرابکاران است، در دانشگاه ملی (مرکز موسیقی فولکولوریک) نوازنده ی موسیقی
راک است، در آلمان یهودی است، در وزارت دفاع مسئول رسیدگی به شکایات است، در دوران
پس از جنگ سرد کمونیست است، یک هنرمند بدون گالری و مقام است ...
در بوسنی مخالف جنگ است، مارکوس یک زن خانه
دار تنها است در شب شنبه در هر محله ای در هر شهر مکزیک، در فدراسیون اتحادیه های
طرفدار دولت مکزیک (که هیچگاه اجازه اعتصاب نمی دهند) اعتصابی است، خبرنگاری است
که وظیفه اش نوشتن خبرهای بی اهمیت در صفحات آخر روزنامه است، یک زن تنهاست در
ساعت ده شب در مترو، یک دهقان بی زمین است، یک کارگر بیکار است ... یک دانشجوی
ناراضی است، یک ناراضی در بحبوحه اقتصاد بازار آزاد است، نویسنده ای است بدون کتاب
و خواننده، والبته عضو زاپاتیستها در کوهستان های جنوب شرقی مکزیک است. پس مارکوس
یک انسان است، هر انسانی در این جهان. مارکوس مثل همه استثمارشدگان، به حاشیه
رانده شدگان و اقلیت های سرکوب شده است که مقاومت می کند و می گوید: "بس است!"
مطالب مرتبط در زیر
شورااسماعیلیان، نویسنده و روزنامه نگار (سوئد) ترجمه: فواد
گفتگو با
يكى از نويسندگان اين گزارش شورا اسماعيليان 2005
برای خواندن در منبع روی تیترها کلیک کنیم. و یا در همین بلاگ روی اینجا
















