۱۸ اسفند، ۱۳۹۲

اطلاعاتی در مورد اعتراض تمام لخت مریم نمازی در جلوی موزه ی لوور پاریس/ 8 مارس 2014



رزا: با درج خبر اعتراض لخت در اینجا دوستانی سوال کردند، اطلاعات کامل را در زیر قرار میدهم.
جدید:  برای خواندن مصاحبه در منبع روی تیتر آن کلیک کنیم.

اولین فمن های ایرانی متولد شدند؟
 مصاحبه با زن ایرانی که در اعتراض به اسلام سیاسی لخت شد.
روز هشتم مارس در پاریس چندین زن از کشورهای مختلف خاورمیانه و شمال افریقا به خاطر آنچه حمایت از حقوق زنان در این مناطقه خواندند عریان شدند. در این میان دو زن ایرانی نیز حضور داشتند خانم مریم نمازی و سولماز وکیلپور

خبر: در روز شنبه 8 مارس- 6 زن از کشورهای ایران، تونس، مصر و الجزیره در جلوی ورودی موزه ی لوور پاریس در اعتراض به حکم بیش از دو ماه زندان برای امینه صبویی (از گروه فیمن- تونس) و همچنین نابرابری حقوقی زنان در این کشورها به اعتراض لخت، دست زدند. آنها دستگیر شده و پس از ثبت مشخصاتشان نهایتن آزاد شدند. سازمانده این اعتراض لخت «صفیه لبدی» دلیل اعتراض را زیر پاگذاشتن حقوق زنان در این کشورها اعلام کرد.
 در این اکسیون از ایران مریم نمازی. شرکت کرد.

مریم نمازی فعال سیاسی کمونیست در عرصه‌هایی همچون مبارزه برای حقوق زنان، مبارزه برای حقوق پناهندگان، مبارزه علیه جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی است. وی در حال حاضر مسئولیت کمیته مسلمانان سابق هلند را بر عهده دارد.
مریم نمازی، دبیر کنونی کمیته ارتباطات بین‌الملل حزب کمونیست کارگری ایران و عضو کنونی کمیته مرکزی و دفتر سیاسی و هیات هماهنگی این حزب، از مسئولان فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی، عضو کنونی شورای مرکزی سازمان آزادی زن و از برنامه سازان تلویزیون کانال جدید است. او مسئول و مجری برنامهٔ انگلیسی انترناسیونال در تلویزیون کانال جدید و سردبیر کنونی نشریه «بریفینگ»، ارگان انگلیسی حککا، است .
 بقیه ی عکسها اینجا

فیلم اعتراض لخت
08.03.2014
هذه حريّة المرأة أم عهر المرأة فهل بتعرية جسدك تعتبرين نفسك تحرّرت ؟؟؟ نعم تحرّرت من العزّة والكرامة وأصبحت حقيرة عاهرة هذا جوابي لك أيتها الساقطة

Amina Sboui : "La Tunisie d'aujourd'hui est pire qu'au temps de Ben Ali"01.09.2013
http://youtu.be/JUD9i8N_9HY

A numberof Arab and Iranian women staged an unusual protest in the Louvre Art Museum’s Square to call for equality and secularism on the occasion of the International Women’s Day.  
Tunisian activist Amina sboui, Egyptian Alia al-Mahdi Iranian Maryam Namazia and five other Arab and Iranian women demonstrated fully naked and called, in French, for freedom, equality and secularism.


روز من (لطفا یک نفس بخوانید) !

خوب! امروز روز من است و میتوانم حسابی غرغر کنم یا خاطراتی تعریف کنم که دلتان از ناراحتی بلرزد! شعار سر بدهم. فریادی به اعتراض بکشم. درد رنج های زیادی را که شنیدم و یا خود متحمل شدم را توضیح بدهم؟ از جامعه ی مرد سالاری که در مشرق زمین بسیار رایج ترست، انتقاد کنم؟ به انواع حق کشی زن ها در جوامع اسلام زده، به سنگسار، به نداشتن حق طلاق، به ختنه، به ازدواج اجباری، نبود حق رانندگی، به حقوق کاری نصفه نیمه، به عدم امنیت، به تجاوز، به اینکه من در  قانون اسلامی کلا نیمه و ناقص و یک دوم محسوب میشوم. به مذهب اجباری که دست بردار زندگی ام نیست. به پاسپورت سفیدم که همیشه باید منتظر اجازه ی پدر، همسر، ملای مسجد باشد. به خشونتی که علیه زنان اعمال میشود. وقتی کتک میخورم، جایی را ندارم که شکایت کنم و یا دست کم حمایتی داشته باشم. اگر از همسرم جدا شدم به راحتی حق دیدن فرزندم را از من میگیرند. به حس بردگی که کارفرما و رئیس و مدیر محل کارم در من ایجاد میکنند. اگر همسرم هوس کند میتواند سه زن دیگر اختیار کند و ثواب دارد! اما ممکن ست بخاطر وجود یک مزاحم در خیابان پلیس مرا به جرم فساد اخلاقی بازداشت کند. دیه ی من متفاوت هست. لباس پوشیدنم، خندیدنم و حرف زدنم و تفریحم و آواز خواندنم همه ی این ها تحت کنترل دیگران است. دیگرانی که من نمیشناسمشان. اما نمایندگان غایبانی در آسمان ها هستند. این آسمان با آسمانی که من در آن فقط خورشید و ابر و منظومه ی شمسی را میبینم خیلی فرق دارد! نهایت حق انتخابم هم در این است که اگر پسر عمویم را که عقدمان را در آسمان ها ( این هم یکی دیگر از آن آسمان هاست ) بسته اند نمیخواهم، پس میتوانم پسر خاله ام را انتخاب کنم.
اگر با موضوعی مخالفت کنم، نه تنها مردان بلکه زنانی هم هستند که با تهدید و ارعاب و گاهی با عملی کردن تهدید نظیر اسید پاشی زندگی ام را دگرگون کنند. باید پرده ی بکارت آزمایش شود تا همه از باکرگی ام و شاید از بی تجربگی ام مطمئن بشوند. در مجموع، گرفتن زندگیِ یک زن کار آسانی ست. بخصوص وقتی در حوالی خاورمیانه و کشورهای اسلام زده باشید. چون هرگز یک قاضی مسلمان حقی را به شما نخواهد داد.
صبرکنید. لیست بلندبالای اعتراضم هنوز ادامه دارد…
چی شد؟ شب رسیده؟ روز زن تمام شد؟! اما کدام موضوع میتواند برای مطرح کردن مهم تر باشد؟ کدامش میتواند از بار مشکلاتمان کم کند؟ توجه دیگران را به کدام نکته جلب کنم؟
اینها همه روزمره ی بغرنج یک زندگی ست که همه ی زنان به نوعی با آن دست به گریبانند و برای مبارزه با دغدغه ها و ناحق ها تا پای جان هم میروند، تمامی ندارد و خستگی ناپذیر هر روز به دنیا تلنگری میزند. به امید باز پس گرفتن آزادی و برابری کامل.*

ایمیل روز جهانی زن/ زنان خستگی ناپذیر


رزا: با تشکر از ایمیل ها و مقالات و خبر. برای چشمان بیدار و نازنین آرزوی سلامتی. اینروزها هر آپدیت نکردنی، تن من را می لرزاند از اتفاقات بد ...

مرگ بر مردسالاری، مردسالاران، سروران و نیروی امنیتی!

 در زیر ایمیل رفیقی نازنین (خستگی ناپذیر):
یادی کوتاه از هشت مارس ها
سال 1999 در کلن با آذر درخشان آشنا شدم ، فعال جنبش زنان در خارج از کشور! این آشنایی از قبل برنامه ریزی شده بود ! من به عنوان نماینده زن کانون دفاع از زندانیان سیاسی ایران در تبعید آذررا دیدم ! و این دیدار به چند سال فعالیت مشترک در یک سازمان زنان ایرانی و افغانی بدل شد! ما دچار اختلاف نظرهای سیاسی و نظری وایدولوژیک زیادی شدیم ! و همین امر باعث شد که در مقطع های حساس جنبش زنان درایران و انعکاس آن درخارج از کشور، از دیدگاه های متفاوتی برخوردار باشیم. چون آذر با مکتب سیاسی خود مسایل را تجزیه و تحلیل می کرد و من دیگر از نظرهای سازمانی بسیار فاصله گرفته بودم ! به هر حال رابطه ما درعین حال که بود ولی از شفافیت سابق برخوردار نبود ! هر بار نشریه زنان هشت مارس از درج مطالب من خوداری می کرد ، شاهد من که زحمت تایپ مطالب را هم عهده دار بود ، رزا از مسولان سایت هشت مارس تا آخرین روزهای همکاریش بود ! به هر حال کارهای مشترک زیادی کردیم برای برابری حقوق زنان در ایران و افغانستان . اما آذر در میانه راه مبتلا به بیماری جانکاهی شد و به راستی با روحیه عالی به ستیز مرگ رفت اما پیروزی از آن مرگ شد ! من استقامت این زن را درعرصه مبارزه سیاسی و مبارزه برای زندگی اش ، ارج می نهم ! چند سال پیش در نشریه آرش در تماس تلفنی با سردبیر آرش انتقادی کردم به سخن سردبیر. گفتم من متاسفم به راستی برای جهانی که هنوز در آن به خاطر دین و سنت زن ستیزی و بی حقوقی و تجاوز و کشتار بر زنان وجود دارد ، آرزوی من دنیایی ست که زن نه با تعاریف ادیان خوارو خفیف وضعیفه خطاب شود نه از حقوق انسانی محروم شود و نه مانند حمایت از انجمن های حیوانات یا انجمن های یا بیمارن سرطانی روزی با نام بی حقوقی زن نام گذاری و مراسم گرفته شود !

سال ها گذشت درایران و افغانستان هر روز خبری هولناک قلب مرا می لرزاند از شنیدن خبرازدواج دختر خردسالی با مرد بزرگسالی به غایت پست و نادان و حیوان صفت در افغانستان یا ایران یا هر جای دیگر! خبر سنگسار، خبر اعدام و ...

باورم بر این است تا دست دین از حکومت و سیاست جدا نشود و به یک امر خصوصی و وجدانی تبدیل نشود و تا کشورهای عقب نگه داشته شده ازدستان این جهان زور قدرت های سرمایه جهانی که به طمع منابع زیرزمینی ما را دچارجنگ و نا بسامانی کرده اند ، نجات پیدا نکند واین ها برای ما گروه های اسلامی طالبان ها و خمینی ها نسازند ما قادر به برخاستن و تغییر شرایط نیستیم ! به امید رهایی از حکومت های دینی در جهان ! برای دنیایی خالی از چنگ و تبعیض و کشتار و رهایی زنان از دستان ابلیسی قوانین ضد زن ! مارس دوهزارو چهارده

برای خواندن کل مطالب در منبع روی تیتر های مطالب کلیک کنیم.



خبر: در روز شنبه 8 مارس- 6 زن از کشورهای ایران، تونس، مصر و الجزیره در جلوی ورودی موزه ی لوور پاریس در اعتراض به حکم بیش از دو ماه زندان برای امینه صبویی (از گروه فیمن- تونس) و همچنین نابرابری حقوقی زنان در این کشورها به اعتراض لخت، دست زدند. آنها دستگیر شده و پس از ثبت مشخصاتشان نهایتن آزاد شدند. سازمانده این اعتراض لخت «صفیه لبدی» دلیل اعتراض را زیر پاگذاشتن حقوق زنان در این کشورها اعلام کرد.


اعتراض لخت
08.03.2014
هذه حريّة المرأة أم عهر المرأة فهل بتعرية جسدك تعتبرين نفسك تحرّرت ؟؟؟ نعم تحرّرت من العزّة والكرامة وأصبحت حقيرة عاهرة هذا جوابي لك أيتها الساقطة

Amina Sboui : "La Tunisie d'aujourd'hui est pire qu'au temps de Ben Ali"01.09.2013


گزارشی از "فستیوال کس" در استکهلم و مصاحبه با برگزار کننده و شرکت کنندگان این فستیوال
    http://youtu.be/uLGRA_5ocf4

Rosa: جالبه  که گزارشگر زن حزب کمونیست میگه فستیوال واژن، گزارشگر مرد حزب کمونیست با ارکسیون میگه "فستیوال کُس"

نگاه طنز برنامه تلویزیونی جیمی کیمل به مشوق های اقتصادی برای افزایش جمعیت در ایران
http://youtu.be/h6jAMbJzPy8





زمزمه های اجباری شدن پوشش اسلامی بانوان در مکان ها و معابر عمومی ايران از کی و کجا آغاز شد؟به گواه سندها و مطالب انتشار يافته در روزنامه‌های سال ۱۳۵۷ نخستين زمزمه های لزوم پوشش اسلامی برای زنان ايران، در اسفند سال ۱۳۵۷ يعنی کمتر از يک ماه پس از انقلاب  شنيده شد. اين در شرايطی است که کمتر از دو سال بعد يعنی از از ۱۴ تيرماه ۱۳۵۹ و پيش از فراگير شدن حجاب اسلامی ورود زنان بی‌حجاب به اداره های دولتی نيز ممنوع شد، تا اينکه از ابتدای دهه شصت حفظ حجاب و پوشش اسلامی در ايران به شکل فراگير همگانی شود.


تلویزیون برابری مارس ۲۰۱۴ - به مناسبت هشت مارس روز جهانی زن ، نگاهی به مهمترین مسائل و چالشهای زنان ایران در سالی که گذشت - مصاحبه آرش کمانگر با مینا زرین : زندانی سیاسی سابق ، کنشگر چپ و فعال جنبش زنان در آلمان

  

۱۷ اسفند، ۱۳۹۲

روز زن؟ خیابان را پس بگیریم!




رزا: به آنها که چکمه هایشان را در آورده اند! 
به آنها که با احزاب رژه میروند! 
به آنها که برای منافع ناچیزشان به صفوف مردسالاران پیوسته اند!
ما فردا چکمه هایمان را به پا کرده و خیابانها را پس میگیریم!
باشد که کودکانمان، قدرت خواهری را دریابند....
نه خدا، نه سرور، نه حکومت، نه شوهر و نه حزب!
آری به عشق
خواهری
همبستگی

در زیر چند خبر و مقاله:

اخبار مبارزات زنان در اسپانیا
شکوه ميرزادگی






Women brigades Ukraine


زنان مکزیک در خیابان
Hundreds of Mexican women dance to protest violence

http://youtu.be/ipL9Y10fqa0 
Hundreds of women danced in Mexico City's central square Saturday as part of the global ''One Billion Rising for Justice'' campaign, which aims to end violen
زنان مصر در قاهره
One Billion Rising Flash Mob Dance Against Harassment in Cairo
زنان اوگاندا/ افریقا

Mobs of men have beenpublicly harassing and attempting to undress women who are “dressed indecently.”

اعتراض لخت فیمن علیه جنگ طلبی پوتین/ روسیه

اعتراض زنان نیجریه/ افریقا
NO MORE! ENOUGH OF THE KILLINGS !"


۱۵ اسفند، ۱۳۹۲

درباره ی خیزش اوکراین- اشغال کریمه/ مقالات آنارشیستی و نظرات آلترناتیو



 چند مقاله و موضع گیری در زیر
برای خواندن کل مطلب در منبع روی تیتر ها کلیک کنیم.



..............
 رویدادهای اخیر نشان می دهند که پوتین فقط خواهان انضمام کریمه نیست. هدف امپریالیسم کرملینی فرمانروایی بر تمام اکرائین است.
رژیم روسیه تهدیدی اصلی علیه منافع پرولتاریا در مناطقی است که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پدید آمده اند.
ما آنارکوسندیکالیست ها مخالف جنگ و نظامی گری هستیم. با این حال بر این باوریم که در وضعیت کنونی پرولتاریا آگاه فقط باید روی خودش حساب کند و نه هیچ کس دیگری.
هیچ دلیلی وجود ندارد تا منتظر «نجات بخشی» ناتو بود. سیاستمداران ملی گرای اکرائینی در بهترین حالت می توانند دفاع از بخشی از اکرائین را سازماندهی نمایند. می توان از جنگ اجتناب نمود به شرطی که پرولترهای همه ی کشورها، به ویژه اکرائین و روسیه، علیه رژیم جنایتکار پوتین موضع گیری کنند.
اقدام مشترک پرولترهای اکرائین و روسیه و تمام نیروهای ترقی خواه و دمکراتیک علیه رژیم پوتین همزمان به سقوط رژیم ملی گرای نئولیبرال کنونی در اکرائین می انجامد.
زمان آن فرا رسیده است که فعالان چپ و آنارشیست در غرب اکرائین بندهای به اصطلاح «ضدامپریالیستی» را که منجر به پشتیبانی از پوتین علیه آمریکا می شود، پاره نمایند. 
نه به جنگ بین ملت ها، نه به صلح بین طبقات !

..........
ما دیگر با لالایی های ملی گرایانه به خواب نخواهیم نرفت. دولت ها و پرچم ها و «ملت» های ایشان را به دیار عدم بفرستیم. جنگ ایشان جنگ ما نیست. ما با خونمان کاخ هایشان، حساب های بانکیشان و صندلی های اتورتیه اشان را آبیاری نخواهیم کرد. اگر آقایان می خواهند در مسکو، کی اف، لویو، خارکف، دونتسک و سیمفروپول جنگ راه بیاندازند، یگانه راه چاره ی ما مقاومت علیه جنگشان با هر وسیله ای است.
نه به جنگ بین ملت ها، نه به صلح بین طبقات !

....
تبلیغات (پروپاگاند) دولت روسیه می‌خواهد تمام خیزش اورمایدان را مربوط به قدرت‌گیری فاشیسم جلوه دهد. اما در شرق اوکراین حزب کمونیست اوکراین، همان نقش پوپولیستی‌ای را بازی می‌کند که حزب سوبودا در غرب! او هم شبه‌نظامیان خود را بسیج می‌کند و پشتیبانی از ناسیونالیسم و جنگ‌طلبی طرفداران دولت روسیه را به‌عهده گرفته است. فاشیسم قهوه‌ای در برابر فاشیسم قرمز و بالعکس.
آنچه امروز شاهد آن هستیم در راستای همان حرکات رژیم سرکوبگر سابق است که نقاب سوسیالیسم، مارکسیسم و کمونیسم به چهره زده بود و ما هنوز تا سال‌ها از لطمات آن خلاص نخواهیم شد.
مصاحبه‌گر رادیو آزاد امریکای شمالی وقتی از او (رفیق آنارکوسندیکالیست) می‌پرسد: چه اشکال مشخصی از همبستگی می‌تواند برای رفقای آنارکوسندیکالیست مفید باشد؟ رفیق پاسخ می‌دهد: « ابهام‌زدایی کنید! چراکه ما می‌دانیم که بسیاری از آنارشیست‌ها در کشورهای غربی خیلی خوشبینانه به رویدادهای اوکراین می‌نگرند» همبستگی بین‌المللی نباید یک موقعیت پیچیده را به شکل ساده‌اندیشانه‌ای ارزیابی کند. کاملا روشن است که ما در مقابل یک جنبش رهایی‌بخش نیستیم، بلکه برعکس با حرکتی روبه‌رو هستیم که به‌طور عمده تحت کنترل جریانات سیاسی مستبد هدایت می‌شود و این جریانات حامل ایدئولوژی مرگبار و ارتجاعی هستند. اما احتمالا سایه روشن‌ها و فضاهای نادری یافت می‌شود که رؤسای ناسیونالیست و نژادپرست در آن‌جا نفوذی نداشته باشند، در آن‌جا می‌توان نگاه دیگر و شکل‌ دیگری از حرکت را پیش‌برد. ولی در وضعیت فعلی همه چیز نشان می‌دهد که ما از یک جنبش رهایی‌بخش، بسیار دور هستیم. قبول این امر، نوعی کمک و همبستگی با رفقای ما می‌باشد که در آنجا به زحمت می‌توانند سخن خود را به گوش دیگران برسانند.

کریمه نه «مال ما» و نه «مال شما» ست

بدبختانه امروز شبه‌جزیره در دو راهی جاه‌طلبی‌های امپریالیستی روسیه و سیاست‌های سبعانه‌ی ناسینونالیست‌های اکراین «نو» گیر افتاده است – جنبش «حق تعیین سرنوشت» کریمه دستِ جنون ناسیونالیستی و بازی‌های امپریالیستی را از پشت بسته است.
اکنون بیش از هر زمان دیگری ضروری است که بیلچه را بیلچه بنامیم. آنچه این روزها در کریمه می‌گذرد نمونه‌یی کلاسیک از مداخله‌ی نظامی است که این بار توسط دولت روسیه به انجام می‌رسد. مداخله‌یی احمقانه، از روی جبن و بی‌نتیجه درست همچون خود رژیم ولادیمیر پوتین. می‌توان به وضوح دید که برنامه‌ی فشار بر اکراین به این ترتیب نوشته شده است: دو هفته پیش، کرملین بدون در نظر گرفتن تبعات احتمالی، یانکویچ را واداشت تا جنبش‌های خیابانی را با زور پراکنده کند؛ هفته‌ی پیش از کنگره‌ی «جدایی‌طلب» مدیران دولتی در خارکف حمایت کرد و اکنون «کارت کریمه» را رو کرده است: بازی‌یی که ظاهراً در دهه‌های اخیر به بوته‌ی فراموشی سپرده شده بود.
برنامه‌های اول و دوم ناکام ماندند: برنامه‌ی اول به سرعت و با خونریزی‌های فراوان و برنامه‌ی دوّم با رسوایی و افتضاح. شکی نیست که برنامه‌ی کریمه نیز ناکام خواهد ماند – اما به سختی می‌توان پیش‌بینی کرد که شکستش دقیقاً به چه صورت خواهد بود؟ دولت روسیه به تناوب نشان داده که حاضر است متحدانش را به سادگی تسلیم دشمن کند. علاوه بر این از بدو آغاز ماجرای کریمه، کرملین نشانه‌های مشخصی مبنی بر باز-ارزیابی‌یی بالقوه از خود بروز داده است: علی‌رغم این واقعیّت که گردان‌های روس کنترل شماری از تأسیسات استراتژیک را دست گرفته‌اند و حریم هوایی شبه‌جزیره را پوشش داده‌اند، موضع رسمی دولت روسیه همچنان این است که تحرکات ارتش «مسأله‌یی داخلی» و صرفاً تمرینات نظامی از پیش برنامه‌ریزی‌شده بخواند. ویکتور یانکویچ نمی‌تواند روی حمایت روسیه حساب باز کند؛ او جایگاهی دوگانه دارد: رئیس‌جمهوری مشروع و قانونی و در عین حال جنایتکاری بین‌المللی – این طور به نظر می‌رسد که او در پستوف، کنفرانس مطبوعاتی‌اش را از نقطه‌ی سوّم، جایی میان این دو نقش متضاد ارائه داد. اما کادر رهبری جدید اکراین نیز پیشاپیش محصور همین وضعیّت است.
پرسشی که در روز 25ام ماه می به رفراندوم گذاشته خواهد شد، حاوی آرایش‌های محتمل فراوانی برای «تجارت در سایه» است – چه برای بازیگران اصلی امپریالیسم یعنی ایالات متحده و اتحادیه اروپا، چه برای دولت جدیدی که توسّط شرکای الیگارشیک قدیمی کرملین کنترل خواهد شد : یعنی حلقه‌ی تیموشنکو. «آری» گفتن به این پرسش (که اکثریت قاطع جمعیّت روسی-زبان کریمه به وضوح آماده به انجامش هستند) در رادیکال‌ترین نسخه‌ی خود می‌تواند خودمختاری کریمه را که از سال 1992 برقرار بوده، مجدداً تثبیت کند. این پاسخ در شرایط کنونی منطقه‌ی کریمه را به سرچشمه‌ی دانمی تنش‌های داخلی تبدیل خواهد کرد اما امکان‌ناپذیری پیوستن اکراین به ناتو را در آینده‌ی نزدیک تضمین خواهد نمود. چرا که کریمه‌ی خودمختار در واقع خود را در وابستگی پایدار سیاسی و اقتصادی به روسیه بازخواهد یافت، آن هم در حالی که ساکنانش حتی از حقوق ابتدایی شهروندان روسیه نیز بی‌بهره‌اند. در صورتی که مسکو بتواند همتایان عالی‌رتبه‌ی غربی را با استفاده از «کارت کریمه» به نحو مؤثّری تحت فشار بگذارد و از آنان باج بگیرد، به طور کلّی در بازتوزیع مجدّد قدرت در اکراین جدید دست بالا را خواهد داشت: در نهایت هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.
در هر صورت نتیجه‌ی رفراندوم و همچنین سرنوشت مردم کریمه (چه روس، چه تاتار، چه اکراینی) پشت درهای بسته تعیین خواهد شد. مادامی که اکراین و کریمه رینگ بوکس نیروهای خارجی، چه از غرب و چه از شرق باشد، حق تعیین سرنوشت مردم پایمال خواهد شد. شعار «فدرالیزه کردن» کشور که در میان احزاب منطقه برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیّت باب شده، فقط می‌تواند در شرایط عادی راه حلّی برای مسأله‌ی اکراین باشد؛ یعنی برای کشوری که توده‌هایش فرهنگ، ملیّت و زبانی نامتجانس دارند. اصل فدراسیون در یک دولت چند ملیّتی همچون وسیله‌یی دمکراتیک در نظر گرفته می‌شود که توانایی کاهش مناقشات، تضمین حقوق و آزادی‌های بخش‌های اصلی و اتّخاذ اقدامات صحیح را در سطح محلّی دارد. با این حال تاریخ اکراین مدرن بارها این واقعیّت را آزموده است که با وجود دولتی ضعیف، چنین شعاری هیچ معنای دیگری جز ایجاد قلمروهای تحت نفوذ همسایگان قدرتمند ندارد. آن هم همسایگانی که هر یک به نوبت خود به جای خنثی کردن مناقشات، مشتاق‌اند که وسعت و دامنه‌ی آن را افزایش دهند. فدرالیسم دمکراتیک راستین، نیازمند آن است که انقلاب اکراین به سمت خلق یک قدرت مردمی اصیل تکامل یابد، نه آن که به بهانه‌ی امنیّت و آرامش عمومی، با غصب قدرت توسّط اقلیّتی از نخبگان احیاشده متوقّف گردد.
البته مسأله‌ی کریمه، چیزی نبود که صاحب‌منصبان روسی آن را طی هفته‌ی گذشته به صورت واهی جعل کرده باشند. ده‌ها هزار مردمی که به خیابان‌های سواستوپول ریختند، در واقع سیگنالی خصومت‌آمیز از کیف گرفته بودند – آنجا که اکثریّت فاتحان ورخوفنارادا به تغییر قانون زبان‌های محلّی رأی مثبت دادند. البته این لایحه با توجه با نواقص‌ش و علی‌رغم همه‌ی هارت‌وپورت‌هایش، فقط اهمیّتی نمادین داشت. مسأله‌ی اصلی این بود که در کشوری که بر لبه‌ی پرتگاه سقوط اقتصادی ایستاده، صاحب‌منصبان جدید سعی داشتند موج فرودآینده‌ی «اصلاحات اقتصادی ضدمردمی» را در لفافه‌ی سفته‌بازی‌های ناسیونالیستی پنهان کنند. از نظر حزب اولترا راست اسووبودا (آزادی) که مبدّع این لایحه بود، مسأله‌ی زبان‌های محلّی صرفا بخش کوچکی از یک برنامه‌ی بلند مدّت ارتجاعی برای تأسیس دولتی قومی است. برنامه‌یی که به احتمال فراوان کشور اوکراین را در شکل کنونی‌اش، طعمه‌ی گور خواهد کرد. این لایحه که خبر از اقدامات جنون‌آمیز و پشت‌پرده جناح راست می‌داد، نقش به سزایی در بدتر شدن وضعیّت ایفا کرد.
«سناریوی کریمه» چندان دوام نخواهد آورد. نخبگان کرملین به زودی کارت‌شان را به نفع مقاصد خویش بازی خواهند کرد. پس از آن فوفوزلاهای میهن‌پرست و دارودسته‌ی تبلیغات‌چی‌های گوش‌به‌فرمان، خفه‌خوان خواهند گرفت. «شاهین‌های اداری» اکراین که در رسانه‌هایشان با عصبانیّت تمام فریاد «کریمه‌ی ما را باز گردانید!» سر داده‌اند به سراغ موضوعات تازه‌تر و جالب‌تر خواهند رفت، درست همان‌طور که در جریان جنگ 2008 گرجستان ناگهان خاموش شدند. ساکنان کریمه – روس‌ها، تاتارها و اکراینی‌ها – نیز با مصائب و بدبختی‌هایشان به حال خود رها خواهند شد. ساکنان این منطقه‌ی ستم‌دیده، صرف‌نظر از هجوم توریست‌های اقتصادی و حضور پایگاه‌های نظامی، میان فشار سیاست‌های کیف و فشار «گارد مدافعان روس‌ها» که هم از آخور الیگارشی و هم از توبره‌ی مانورهای کلبی‌مسلکانه‌ی دولت روسیه می‌خورند، چلانده خواهند شد. همان روسیه‌یی که بر حقوق و ازادی‌های 143 میلیون نفر از شهروندان خود، آب دهان می‌اندازد.
به سختی می‌توان تبعات واقعی و عملی میدان کیف را پیش‌بینی کرد. این جنبش هم موجب تجدید حیات ایل و ایلغازهایی شده است که تاکنون زیر ضرب یانکویچ بودند و هم پیروزی‌هایی را برای جنبش مردمی نحیف و نوپا به بار آورده است – پیروزی‌هایی که در فضای پسا-شورویایی حتی فکرش را هم نمی‌شد کرد. جنبش میدان کیف، قید و بندها را از دست‌وپای آدم‌کشان و گردن‌کلفت‌های راست‌گرا باز کرده؛ اما در عین حال زندگی سیاسی توده‌های بزرگ مردم را احیا نموده است. مردمی که احتمالا برای نخستین بار این حقیقت را دریافته‌اند که خود می‌توانند سرنوشت خویش را تعیین نمایند. امکانات و بالقوگی‌های بیشماری در این وضعیت نهفته است، چه برای تغییرات اجتماعی مترّقی چه برای پیروزی ارتجاع. اما تصمیم نهایی را بایستی خود «مردم اوکراین» بگیرند – خواه در کیف باشند یا لووف یا کریمه یا دونتسک.
2 مارس 2014
شورای مرکزی OpenLeft مستقر در خاک روسیه

۱۱ اسفند، ۱۳۹۲

اطلاعاتی در مورد فیلم تکاندهنده ی حلق آویز با ضرب و شتم جوانی که از دیدار مادرش در پای چوبه ی دار محروم شد


برای شناسایی فرد اعدام شده در فیلم نیاز به اطلاعات بیشتری است. با مطابقت لباس اعدامی با عکسهای رسانه ای شده ی اعدامهای ملا عامی اخیر نیز سر نخی بدست نیامده است. امید که هر چه زودتر هویت او مشخص شود. بسیاری از کسانی که این فیلم اعدام را دیدند، نسبت به رفتار پر قساوت جانیان جلاد اظهار خشم و نفرت داشتند. و اظهار همدردی با او، خانواده و بخصوص مادر اعدامی که گویا در جمعیت هم حضور داشته کردند.

مصاحبه ی مهشید ندیری را با منتشر کننده ی این فیلم در اینجا در کلیپ ببینیم.

با اظهارات جوانی که فیلم را در شبکه های اجتماعی منتشر کرده (6 اسفندخبر هرانا و مرتبط کردن فیلم با اعدام علنی سه جوانی که به جرم تجاوز در 7 اسفند در اعدام علنی به قتل رسیدند،  بی اعتبار میشود.  همچنین اظهارات رژیم در نسبت دادن این فیلم به اعدامهای 7 اسفند هم بی اعتبار است.
با انطباق عکس اعدامیان 7 اسفند و فرد اعدام شده در فیلم منتشر شده نیز، مشخص است که فیلم قدیمی تر است. چشمان متهم را مانند اعدام های این اواخر با چشمبند نبسته اند، اگرچه پابند و دستبند بخوبی در فیلم قابل مشاهده است...

مطالب مرتبط:

فیلم تکاندهنده ی حلق آویز با ضرب و شتم جوانی که از دیدار مادرش در پای چوبه ی دار محروم شد 

 مصاحبه ی مهشید ندیری را با منتشر کننده ی این فیلم در زیر 

 http://www.balavision.com/episodes/9chz4ut/parts/dfvpnsb