۲۵ اردیبهشت، ۱۳۹۴

فیلم "رابطه" ی فرینازخسروانی و بازرس امنیتی اماکن، مونتاژ و قلابی است.

رزا: این پُست درباره ی فیلم وزارت اطلاعات با نام "فریناز جنده"  است  که برای اثبات رابطه ی جنسی/عاشقانه ی فرینازخسروانی و بازرس امنیتی اماکن هتل تارا (سید مرتضی هاشمی وند) بخشن با استفاده از اطلاعات تصویری دوربین مداربسته هتل تارا و بخش دیگری از فیلم دوربینهای دیجیتال مونتاژ شده است.
حقوق بشر کُردستان در فیلم زیر به زبان کُردی توضیحی در مورد چگونگی "مونتاژ فنی" فیلم و قلابی بودن آن داده که من فیلم را از آنها کپی کردم و درلینک زیر قرار دادم.
فیلم رابطه ی فریناز خسروی با بازرس امنیتی اماکن هتل تارا ی مهاباد (سید مرتضی هاشمی وند) مونتاژ است
لینک بالا توضیحی است در مورد فیلم تقلبی و مونتاژ شده ی وزارت اطلاعات برای اثبات "رابطه" ی فریناز خسروی با بازرس امنیتی اماکن هتل تارا ی مهاباد. به زبان کُردی.

کامنت مُحسن به فیلم اینجا

ابتدا باید بگویم این خانم لیسانس کامپیوتر بودند و در این هتل حساب دار یا صندوق دار بودن نه میهمان دار.
ممنونم، دستان خوش، کاش به جای صحبت کردن روی فیلم توضیحات را به زبان فارسی و کوردی مینوشتید. با این روش شما فهم توضیحات برای همه مقدور نیست. در مورد فیلمی که به زبان فارسی منتشر شده است، نیز میتوانید با همین روش توضیحات ارائه بدهید. یعنی پس توضیح آن ها توضیحات خود را ارائه دهید. در مورد فیلم منتشر شده به زبان فارسی من نیز توضیحاتی دارم بد نست شما نیز مطالعه نماید.  دوست نداشتم وارد بحث شوم اما مجبور شدم به خاطر دفاع از مظلومی که نان آور خانواده و داداش ناتوان و مادر پیرش بوده، به سخن بیایم. واقعا برای شما متاسفم که با دیدن یک فیلم ناواضح و نا مفهوم قاضی شده و در حق یک متوفی ظلم میکنید. بله بنده فیلم را دیده و اصلا استناد فیلم مشخص نیست قبلا یک عکس و یک فیلم از سقوط منتشر شد که مربوط به دو حادثه در ترکیه و تهران بوده و آقایان داستان را بر اساس این دو مدرک جعلی تنظیم کردند. اما وقتی دیدند که دستشان رو شده سناریو را عوض کردند. من این چند روزه تقریبا کل اظهار نظرها را مطالعه کردم هر روز داستان و سناریوی جدیدی تعریف میشود اصلا هدف از این کار گمراه کردن افکار عمومی و ایجاد انشقاق و دو دستگی است. کار به جای کشیده که سر روز و ساعت حادثه و شغل متوفی بین مسئولین و مردم اختلاف ایجاد شده است. در چند روز اخیر طی مقاله بی اساس بودن بسیاری از نظرات آقایان را روشن خواهم کرد. اما در مورد فیلم آقایان مردم را کانا و خود را بسیار باهوش فرض کرده اند، نه عزیزان دست رو دست زیاده. چند نکته در مورد فیلم: آیا مکان همان هتل است و خانم همان خانم و آقا همان آقا؟ کسی یا منبع قابل استنادی این را تایید کرده است. چرا چهره آقا مشخص اما چهره خانم واضح نیست. من به هیچ عنوان برایم ثابت نشد که خانم در تصویر خانم خسروانی است. چون اصلا چهره اش واضح نیست. اگر مدیر هتل در اثبات بی گناهی فیلم تهیه کرده است (البته پخش فیلم دوربینهای هتل در اذهان عمومی غیر قانونی است) چرا با گوشی از صفحه فیلم گرفته و خود فایل را با کیفیت بالا پخش ننموده که چهره ها کاملا واضح باشد و بیگناهیش بهتر ثابت شود؟؟؟!!!!!! چرا این فیلم در روزهای اولیه یا روز حادثه سوزاندن هتل منتشر نشد، تا از تخریب اموال جلوگیری شود؟ اصلا چرا اجازه دادند که مردم هتل را بسوزانند و هارد دوربینها تخریب شود و مدارک از بین رود. چرا در فاصله چهاردهم تا هیفدهم این اطلاعات جابجا نشدند، جز این چند قطعه فیلم؟!!!! اما در مورد محتوای فیلم و نوشته های آن: چرا رابطه نامشروع خانم خسروانی با بازرس؟ نمیشد نوشت رابطه نامشروع بازرس با خانم خسروانی؟ نه چون قرار است در این ویدیو خانم خسروانی مجرم شناخته شود. ترفند روانشناسی زیرکانه برای آمادگی ذهن برای پذیرش یک موضوع. تا الان به گفته مقامات ایرانی ایشان هیچ ارتباطی با اورگان های دولتی نداشته و شرکت خصوصی بوده و طرف مهندس طراح داخلی بوده است و آقای فرماندار برای بیان گفته های خود در روز حادثه که فرموده بودند قاتل وابسته به یک شرکت دولتی هستند، عرض خواهی کرده بودند. اما در ویدیو فرد بازرس معرفی شده است!!!!!! چه جالب در تمام ادارات دولتی و خصوصی کارمندان همه راس ساعت هشت سر کارند. یعنی در هیچ شرکت خصوصی یا دولتی کارمندی ساعت هفت سر کار نیست و همه طبق قانون کار هشت ساعت در روز سر کارند، پس ورود این خانم در ساعت هفت و بیست و شش دقیقه در هتل مشکوک است. برادر کودن خودتی بنده الان در یک شرکت دولتیم باید حداکثر تا ساعت هفت و نیم کارت ورود بکشم و تا پانزده و چهل اجازه خروج ندارم. الان کارمندان در شرکتهای دولتی ده تا دوازده ساعت زندانی اند تا رسد به شرکتهای خصوصی. کی میداند که ساعات کاری این خانم به چه صورت بوده، خواهشا بیان کند تا همه بدانند. ساعت خروج این خانم طبق ویدیو پانزده و هشت دقیقه است (یعنی اتمام شیفت کاری ایشان). خاک بر سرتان که یک جمع و تفریق ساده بلد نیستید. پانزده و هشت دقیقه منهای هشت ساعت کاری میشود هفت و هشت دقیقه صبح.  یعنی شروع ساعت کاری ایشان هفت صبح بوده بنابراین ساعت شروع ویدیو (هفت و بیست و شش) خانم خسروانی بیست و شش دقیقه از شیفت کاریش گذشته و خارج از شیفت وارد آن اتاق نمیشود. اصلا از کجا آنقدر مطمئا هستید که این اتاق بازرس است، چرا اتاق کار نیست که میز کار هر دو نفر در آن اتاق باشد (به دستور مدیر). قرار قبلی!!! شما صدایی شنیدید یا چیزی دیدید که ثابت کند قرار قبلی بوده است؟؟؟؟!!!!! با میل شخصی خود و بدون اجباری وارد اتاق کار خود میشود و یا اینکه به دستور مدیر هتل قبل ورود بازرس برای انجام کاری وارد اتاق بازرس میشود. وگرنه کلید اتاق یک بازرس دست حساب دار هتل چکار میکند؟؟!! در فیلم اگر دقت کرده باشید بازرس دست در جیب میبرد که با کلید یا کارت در را باز نماید. اما موقعی که میبیند در باز است وارد اتاق میشود. اگر هماهنگ شده است که در باز بماند (به گفته ویدیو) چرا بازرس میخواهد با کلید (کارت)در را باز کند. نه برادر این اتاق محل کار مشترک هر دو بوده است. موقعی که میبیند در باز است میداند که یکی از همکاران قبل از او وارد اتاق شده است. یا اینکه با هماهنگی مدیر هتل خانم برای انجام کاری به اتاق رفته و بعد با دسیسه بازرس به اتاق برگشته، و وقتی میبیند در باز است میفهمد که خانم داخل است. مدیر کلید یا ارت را در اختیار خانم خسروانی قرار داده تا خانم خسروانی مطمئا شود که خود به تنهای در اتاق وظیفه اش را انجام میدهد و نیازی به حضور بازرس نیست.  این که پشت سر هم با اختلاف دو دقیقه بیرون می آیند، دلیل بر این بوده که وظیفه محوله خانم تمام شده و نیازی به حضور بازرس نبوده است و یا اینکه بازرس وقتی نتوانسته کاری انجام دهد بیرون آمده است. آیا این سناریوها و دها سناریو دیگر را نمیشه برداشت کرد؟ به گفته پرسنل هتل آقای مدیر چند بار دستور دادند که خانم برای تحویل یا گرفتن مدارک از بازرس پیش وی برود. با این اوصاف دو بار رفت و آمد ایشان به یک اتاق به دستور مدیر هتل (برای هدف خاص یا اهداف کاری) کاملا توجه پذیر است. در ضمن در فاصله ی ورود و خروج دو نفر فیلم متوقف میشود. در این حین سایز و کیفیت فیلم تغییر می نماید و انگار با یک کیفیت و رزولیشن دیگر فیلم ضبط شده است. تغییر یک عدد ثابت روز در تاریخ در فیلم فکر نکنم سخت باشد. در این باره اظهار نظر نمی نمایم چون در تخصص من نیست، اما این تغییرات مشکوک به نظر میرسد! هر کسی عرق پیشانی را پاک کند و از اتاق بیرون بیاید سکس داشته حتما داخل اتاق که گرمش شده!!!!! چه استدلال قوی! لابد من که پرکاری تیروئید دارم و زود گرمم میشه و بعضی وقتا مجبورم که از اتاق با دمای معمولی برم بیرون و زیاد عرق میکنم، همیشه ....، نمیشه گفت با خانم خسروانی بحثش شده و این عرق شرمه؟ دوستان مشکل شما در این قسمت عدم درک تضادهای فرهنگی است. دختران کورد در روابط خود با مردان راحت تر بوده و مشکلی نیز در جامعه ندارند. حدود را رعایت مینمایند و میتوانند بدون بروز هیچ مشکلی در یک اتاق با یک مرد غریبه صحبت نمایند. اما پس هشت سال زندگی در شهرهای دیگر ایران متوجه اختلافات فرهنگی و رفتاری زیادی شدم. بنابراین ذهن شما نمیتواند که بپذیرد یک مرد و زن به مدت نیم ساعت در یک اتاق باشند بدون هیچ مشکلی. من فکر میکنم که کل ماجرا نیز از برداشت اشتباه نشات گرفته است، چون موارد مشابه آن را در دانشگاه مشاهده نموده ام.  قسمت دوم فیلم این احتمال که این اتاق یک اتاق مشترک کاری است را تقویت میکند. چون خانم ساعت پانزده و بیست با عجله وارد اتاق میشود. احتمالا برای رفتن به خانه عجله دارد. چون بیست دقیقه تاخیر دارد. هماهنگی با مبایل؟!! شما چیزی شنیدید یا چیزی لب خوانی کردید که این موضوع را ثابت کند؟! اصلا از کجا معلوم که با تلفن با هم حرف میزنند؟ در ضمن این برادران که کل فیلم ها را دارند، اگر راست میگویند چرا ادامه فیلم را نمیزارند؟!!! خروج بازرس برای بررسی اوضاع!!!!! خوب بازرس مرد، بررسی اش تموم نشد، چرا نشان نمیدهید که کی بر میگردد؟!!!! دوربین سوخت یا بقیه فیلم در روز آتش سوزی سوخت؟ خانم خسروانی کی اومد بیرون؟ اگه مثل صبح کارشون نیم ساعت طول کشید، خانواده ایشان نگران نشدند و زنگ نزدند؟؟؟؟؟؟!!!!! پس روز حادثه چرا نگران شدند و تماس گرفتند؟ به نظر من در این صحنه بازرس برای برداشتن یک سری مدارک به اتاق بر میگردد و میرود، چون در هنگام ورود یک یا دو برگه در دست دارد اما هنگام خروج تعداد برگه ها بیشتر شده است. شاید هم اشتباه میکنم چون کیفیت فیلم خیلی پایین است. در ضمن در این ورود خانم خسروانی در باز میماند، به نظر شما اگر کسی نیت کار مخفیانه ای داشته باشد در را باز میگذارد؟ ظاهرا این خانم عادت داشته که در را کامل نبندد.  اما روز حادثه : به نظر من برای روشن شدن موضوع فیلم های بعد از برگشتن (به ظاهر) خانم خسروانی کافی بوده و نیازی به این همه استدلال نبود. در این فیلم ادعای ورود از بالای نرده اصلا قابل اثبات نیست. این خانم ظاهرا دارد اس ام اس مینویسد و اندکی جلو درب متوقف میشود. و بعد میرود. در قسمت آخر فیلم که خانم وارد راهرو میشود. چرا فیلم اینقدر زوم شده است؟ تاریخ و زمان بالای فیلم کجا رفت؟ از کجا بفهمیم که فیلم متعلق به آن روز و آن لحظه است؟؟؟؟ این خانم اگر کارمند هتل باشد، احتمال دارد هر روزی از سال از این راهرو عبور کرده باشد. در این فیلم احتمال شناسایی هویت خانم به علت نزدیکی دوربین بسیار زیاد است، اما با زوم کردن فیلم در راهرو چهره از کادر خارج شده است، چرا؟؟؟؟؟  شما که اینقدر مستند با تاریخ و زمان نظر میدهید چی شد که زمان  و تاریخ رفت؟؟ نکنه راهرو حریم هتل نیست و یا زمان تا اتمام مسئولیت مدیر هتل ثبت شده است؟؟؟؟؟!!!!!!! چی شد دوربین جلو اتاق سوخت، یا تا اتمام مسئولیت مدیر در قبال خانم خسروانی روشن بوده؟؟؟!!! چرا ورود مجدد خانم خسروانی را به اتاق ثبت نکرده است؟؟؟؟؟!!!!! اگه ریگی به کفش ندارید، برای اثبات بیگناهی خود بهتر نبود هنگام ورود مجدد خانم خسروانی بعد ساعت کاری فیلم میگذاشتید؟؟؟؟ بهتر نبود برای جواب دادن به این گفته که مردم میگویند " مدیر هتل درب را بر خانم خسروانی و بارزس بسته تا خانم خسروانی فرار نکند" فیلم بعد ساعت سه جلو درب را نشان مردم میدادید. چرا فیلم روز جلو درب اتاق و دوربینهای روی دیوار بیرونی هتل را که در فیلم مشخص است نصب کرده اید به مردم نشان نمیدهید؟  دوستان خواهشا مقداری فکر کنید بعد نظر بدهید، آن هم در مورد یک قتل و یک شخص متوفی. شما هیچی نشده با یک فیلم بی پایه و اساس رای صادر نمودید. هزاران نقص دیگر در این فیلم می باشد که به ذهن من نرسیده است. به فرض این داستان مقامات و مدیر هتل درست باشد (که نیست) آیا صحیح است که یک مرد سی و هفت ساله یک دختر بیست و شش ساله و یا هر مرد دیگری یک خانم را با پیشنهاد ازدواج فریب بدهد و با احساسات آن بازی کرده و از وی سوءاستفاده کند؟ این گفته آقای خسروانی کل سنارویی دروغین مسئولان و مدیر هتل را رد میکند که قبل از بروز حادثه خانواده مطلع شده و خانم خسروانی از ترس خانواده و اطلاع مدیر هتل خواسته از بالکون فرار کند. "گفته شده که مسولان هتل قبل از حادثه با شما تماس گرفته و موضوع رابطه این دو نفر با هم را گزارش کرده‌اند. شما چطور متوجه حادثه مرگ خواهرتان شدید؟ ما مستقیما از طرق هتل از حادثه مطلع شدیم. یعنی تماسی در مورد رابطه خانم خسروانی با ارزیاب اعتبار هتل به شما گزارش نشد؟ خیر فقط از هتل به ما زنگ زدن و گفتند چنین حادثه‌ای رخ داده است."
لینک مصاحبه با خبرگزاری روزاینجا


فیلمهای وزارت اطلاعات در اثبات "رابطه" ی فریناز و مقام امنیتی اماکن در هتل تارا/مهاباد  در زیر:
فیلم های زیر همگی کُپی از لینک کلیپ "فریناز خسروانی جنده" از سوی وزارت اطلاعات است ( مونتاژفیلم برای  اثبات "رابطه" ی فریناز خسروانی با مامور امنیتی اماکن(سید مرتضی هاشمی وند)  در هتل تارا در لینک هایی زیر
- توجه کانالهای یکبار مصرف (در یوتیوب)- فیلم توسط  افراد امنیتی رژیم رسانه ای شده است. فیلم مونتاژ  تخصصی و قلابی میباشد.
فریناز خسروانی جنده.....
Mohsen Shokrolahi
فریناز خسروانی در هتل تارای مهاباد
دوربین مداربسته هتل تارا مهاباد و فریناز خسروانی

رزا: در زیر مُشاهدات ساده ی خودم از فیلمها را مینویسم. ابتدا تصویر شماره ی 1 را با هم ببینیم. کانالهای دوربین مدار بسته ی هتل تارا/ مهاباد
عکس شماره ی 1


توضیح عکس بالا- عکس اول-1
کانال6 برحسب عکس اول داخل سالن هتل را نشان میدهد، نه راهروی جلوی اتاق خواب ها را! پس ساعت ثانیه شمار کانال 6 که زمان و ثانیه را در سالن نشان میدهد، در واقع روی فیلم "ورود و خروج" فریناز به اتاق بازرس به قصد مونتاژ شده! چرا؟ برای نشان دادن اینکه فرینازیکبار صبح زود (قبل ازشروع شیفت کاری اش) و یکبار پس از پایان شیفت کاری اش (بعد از ساعت 3 بعد از ظهر) به اتاق بازرس/ امنیتی رفت و آمد داشته است. 
"رابطه" در خارج از وقت اداری!
عکس شماره ی 2

اما فیلم دوربین مدار بسته ی هتل رفت و آمد فریناز در ساعت کاری و مربوط به کار را ضبط کرده است.  پس صاحب هتل مجبور است زمان قبل و بعد از شیفت کاری را روی فیلم "ورود و خروج" فریناز به اتاق بازرس، برای اثبات "یک رابطه ی عاشقانه" مونتاژ کند (فیلم وزارت اطلاعات  با تیتر"فریناز جنده" زمان ورود و خروج فریناز به اتاق بازرس اماکن را خارج از ساعت کاری فریناز برای اثبات "رابطه" بروی فیلم مونتاژ کرده است). اما او نمی توانسته ساعت را بدون کانال مربوطه روی فیلم "ورود و خروج " مونتاژ کند. پس کانال فیلم فریناز درراهرو که در فیلم "ورود و خروج" فریناز است همان کانال 6 مانده است. این یعنی که رفت و آمد فریناز به اتاق بازرس  در حقیقت در وقت اداری انجام پذیرفته و ساعت ثانیه شمار بعدن روی فیلم مونتاژ شده است. چرا که کانال 6 بر طبق شماره ی دوربینها (عکس اول)  باید فیلم داخل سالن هتل را میگرفته، نه فیلم راهروی جلوی اتاقها خوابها را. 
پس ساعت و شماره ی کانال (CH-06) دوربین همزمان بریده شده و روی فیلم "ورود و خروج" فریناز در راهرو مونتاژ شده است.  (عکس شماره ی 2). 
بر طبق عکس شماره ی 1 کانال 6 در واقع دوربین داخل سالن است و زمان را در داخل سالن قبل و بعد از ساعت اداری ضبط کرده است و جالبتر اینکه این زمان حتی تاریخ 12 اردیبهشت (2 ماه مه که یکروز قبل از خودکُشی دادن فریناز است) را نشان میدهد.

 شلوار فریناز (تاریخ یکروز قبل از حادثه 2 ماه مه) نیز ساده است در حالی که شلوار او در روز حادثه (3 ماه مه) ساپورت گلدار بوده است. عکس شماره 3 از فیلم خروج فریناز از هتل- شلوار ساپورت نقشدار است و نه ساده).
فیلم "ورود و خروج" فریناز به اتاق بازرس امنیتی اماکن، در واقع روز قبل از حادثه گرفته شده است. و این فیلم در وقت اداری و در شیفت کاری فریناز ضبط شده است و ساعت صبح زود و ساعت بعد از پایان شیفت کاری (بعد از 3 بعد از ظهر) بالای فیلم به قصد مونتاژ شده است.

عکس شماره ی 3 خداحافظی دوربين بخش پذيرايي (رسپشن) هتل

فیلم خروج فریناز از هتل تارا (در تاریخ خودکُشی شدنش) و خداحافظی او در تطبیق با عکس اول درست است و بالای فیلم کانال 5 را نشان میدهد(CH-05). فریناز عزیزمان در تاریخ 13 اردیبهشت (3 ماه مه) در ساعت 15 دقیقه ی 8 و ثانیه ی 41 هتل را ترک میکند و به فرمان فردی که در بخش پذیرایی (رسپشن) هتل به او میگوید (اشاره بطرف پارکینگ میکند- فیلم)، فریناز پس از خروج بطرف پارکینگ هتل میرود (عکسها از فیلم دوربين بخش پذيرايي (رسپشن) هتل در فیلم وزارت اطلاعات به نام "فریناز جنده"....
بعد از آن معلوم نیست فریناز چگونه دوباره به هتل کشیده میشود. او بعد از  خداحافظی از همکارانش در بخش پذيرايي (رسپشن) هتل ( یعنی ساعت 3،08 دقیقه ی بعد از ظهر) به گفته ی صاحب هتل(به گفته ی صاحب هتل تارا، نادرمولودی) مخفیانه از راه زیرزمین و پله دوباره به هتل بازگشته است (پایین آمدن فریناز از پله های زیرزمین را در فیلم "فریناز جنده" نشان میدهند. اما فیلم پله ها و زیرزمین نه بالایش ساعت دارد و نه شماره ی کانال! معلوم نیست این فیلم در چه تاریخی گرفته شده است.(به گفته ی صاحب هتل تارا، نادرمولودی) فریناز در اتاق "معشوق است، اتاق طبقه ی چهارم شماره ی 403) او عاقبت در تلاش به رفتن از بالکُن اتاق 409 (طبقه چهارم) به بالکُن 309 (طبقه سوم) سقوط مرگبار دارد. صاحب هتل نادر مولودی ادعا میکند که فریناز از اتاق بازرس در طبقه ی چهارم یعنی اتاق شماره ی 403 بطورافقی و به کمک بازرس 4 بالکُن را در طبقه ی چهارم (افقی) رد کرده است و خود را به بالکُن اتاق 409 رسانده است و خواسته است که از همین بالکُن اتاق 409 به بالکُن اتاق طبقه ی پایینتر یعنی طبقه ی سوم و بالکُن اتاق 309 بپرد، که سقوط کرده و درجا میمیرد. صاحب هتل تارا( نادر مولودی) تاریخ سقوط فریناز را حدود 4،30 اعلام کرده است. یعنی یکساعت و  20 دقیقه بعد از فیلم خداحافظی اش با همکارانش در رسپسیون هتل. (عکس شماره ی3  آخرین عکس فریناز با شلوار ساپورت نقشدار در تاریخ 13 اردیبهشت است).
 رزا: در این 1 ساعت و 20 دقیقه ی احتمالی چه بر او در هتل تارا گذشته است؟
 فیلمی که بتازگی منتشر شده است ("فریناز جنده") را، هم صاحب هتل و هم نیروی امنیتی داشته اند (از مُصاحبه ی نادر مولودی)
او ادعا کرده فیلم را همان زمان به خانواده ی فریناز نشان داده است. (13 اردیبهشت یعنی روز حادثه مرگبار فریناز). روز 17 اردیبهشت یهنی 4 روز از این فیلم قلابی و مونتاژ خبری نبود. این فیلم پس از به آتش کشیدن هتل تارا رسانه ای شده است.

پس آنها خود، این فیلم دوربین مخفی هتل را مونتاژ و برای ایجاد توهم "رابطه ی فریناز با بازرس اماکن" در رسانه ها و یوتیوب قرار داده اند. رفت و آمد فریناز به اتاق بازرس خارج از ساعات اداری نبوده است. ساعتها روی فیلم مونتاژ  تخصصی شده اند.
 آنها فریناز را کُشته اند. اینک میخواهند از او فاحشه هم بسازند! مرگ بر رژیم اسلامی

 برای بزرگنمایی روی عکسها کلیک کنیم.
در زیر چند تصویر از ویدیوی رژیم علیه فریناز را قرار می دهیم و قضاوت را به مردم عزیز می سپاریم.
اول این مطلب رو بخونید بعد فیلم منتشر شده در باب خودکشی فریناز خسروانی رو هم ببینید:.
چند سال پیش در ماجرای قتل های زنجیره ای،در فیلم بازجویی های همسر سعید امامی ، بازجو حرفهای جالبی می زد که یکی از آن بخشها هیچ وقت فراموشم نمیشه.
بازجو: اسرائیل هم که رفتی...
همسر سعید: نه حاج آقا
بازجو: چرا رفتی
همسر سعید: نه بخدا
بازجو: ما یه کاری می کنیم که رفته باشی...
(فحش های بازجو رو خودتون می تونید حدس بزنید یا فیلم رو کامل نگاه کنید)
حالا این هم فیلم فریناز خسروانی هستش.... ریحانه جباری که زنده بود و چند سال با تمام قوا زیر بار حرف زور نرفت سرانجامش طناب دار جلادان اطلاعاتی شد. فریناز خسروانی که دستش از این دنیا کوتاه است و هر داستانی که بخواهند برایش می نویسند. حال قضاوت با شماست.
توضیح مونتاژ فیلم توسط نیروهای امنیتی رژیم به زبان کُردی در کلیپ زیر
در همین رابطه مطالب دیگر:
ویدیوئی از تظاهرات مردم شهر مهاباد که در آن شعار "مرگ بر خامنه ای" شنیده میشود.
شکل گیری اولیه اعتراض به مرگ فریناز خسروانی مقابل هتل تارا
تیراندازی نیروهای امنیتی به معترضین به مرگ فرینازخسروانی در مهاباد
۱۷ اردیبهشت ماه ۱۳۹۴
توجه: فیلم بالا را دوربینهای مخفی هتل تارا از چهره ی جوانان معترض گرفته بود. لطفن مخفی شوید!

چند روزي است كه از سوي ناصر مولودي (صاحب هتل) سناريويي ساخته شده كه بيان مي كند مرحوم فريناز خسرواني از طريق پاركينگ و آسانسور هتل به اتاق مهمان يا متهم رفته است! ابتدا چند نكته لازم است روشن شود . يكي اينكه اين فيلمهايي كه پخش شده و راجع به آنها بحث شده و ما به كوتاهي مي توانيم ببينيم با دوربين هاي ديجيتال – مانيتورينگ گرفته شده اند كه در بازار و خيابانها قرار ميدهند و كيفيت فيلم هايشان پايين است. 
مانند فيلمي كه 17 تيكه و 165 متر است كه نشان ميدهد اداره اطلاعات و ماموران امنيتي آن را مونتاژ كرده اند. چند روزیست که رسانه های جمهوری اسلامی با پخش تصاویری مونتاژ شده، سعی در وارونه جلوه دادن رویداد مهاباد هستند. چرا رسانه های ایران همان روز تصاویر را پخش نکرده و پس از چند روز آن را با تبلیغی وسیع پخش می کنند؟
 
در همین رابطه در همین بلاگ، برای خواندن روی تیترها کلیک کنیم:



روایت فرماندارمهاباد وکیل‌ خسروانی و مالک هتل

برای بیشتر خواندن روی اینجا کلیک کنیم.


روایت فرماندارمهاباد وکیل‌خسروانی و مالک هتل
........

روایت مالک هتل «تارا» از حادثه مهاباد

روز 12 اردیبهشت آقایی به نام «م. ه» که «کارشناس و ارزیاب استاندارد‌سازی هتل‌ها» است، وارد هتل ما شد. او قبلاً هم دو سه بار، همراه یکی دو نفر از همکارانش برای مشاوره جهت ارتقای استاندارد به هتل ما آمده بود، اما این بار به عنوان «مسافر» و به تنهایی آمده بود. بعد از ظهر روز بعد یعنی 13 اردیبهشت ساعت حدود 3 و 40 تا 3 و 50 دقیقه یکی از کارمندان هتل به من گفت که من به این آقا مشکوکم. الان هم فکر می‌کنم فریناز داخل هتل است. چون ساعت کاری فریناز تمام شده بود و ما تصور می‌کردیم که رفته منزل؛ من به مادر فریناز زنگ زدم تا ببینم او به خانه رفته یا نه. مادرش گفت که هنوز نیامده و گفته که 3- 2 ساعت دیگر می‌آید.

بعد از تماس من، مادر فریناز به او زنگ می‌زند و از او می پرسد که کجایی مدیر هتل به من زنگ زده و سراغت را می‌گیرد. فریناز هم برای اینکه مشخص نشود در آن اتاق بوده سعی می‌کند از بالکن اتاق به اتاق‌های دیگر برود. حتی این آقا اعتراف کرده که دو سه تا بالکن را کمک کرده و دستش را گرفته تا رد شود.

فریناز تا انتهای بالکن اتاق 409 می‌رود یعنی بالکن‌های چند اتاق را به صورت افقی می‌رود اما از بالکن 409 می‌خواهد یک طبقه پایین‌تر برود یعنی به اتاق 309 که متأسفانه سقوط کرده و فوت می‌شود. من توی رزروشن نشسته بودم دو تا از کارمندان خدماتی گریه کنان آمدند و گفتند آقای مولودی، به دادمان برس، فریناز افتاده و احتمالاً مرده است. من هم سریع زنگ زدم اورژانس و پلیس 110. یک ربع تا 20 دقیقه طول کشید اورژانس آمد بعد به مادر مرحومه هم خبر دادم که چنین اتفاقی افتاده است....

. وقتی پلیس آمد نخستین کاری که کردم آقای متهم را تحویل پلیس دادم. دوربین‌ها را هم مأموران آگاهی چک کردند. حتی خانواده مرحومه یعنی برادر و دامادشان و یکی دیگر از فامیل‌های‌شان را هم دعوت کردم به داخل هتل و فیلم‌ها را نشان دادم تا مبادا، بعداً سوءتفاهمی پیش آید. آنها هم دوربین‌ها را دیدند. در این بین که مأموران آگاهی و پلیس و خانواده آمده بودند و ما فیلم‌ها را چک کردیم دیدیم این خانم صبح هم به اتاق این آقا رفته است.
روز حادثه وقتی فهمیدید فریناز به اتاق متهم رفته فقط به مادرش زنگ زدید یا اینکه بعد خودتان رفتید به اتاق متهم؟
نه من نرفتم. حتی آن زمان که این خانم داخل اتاق بود، آقای متهم مسواک و خمیر دندان به دست از اتاق آمده بیرون فکر می‌کنم آمده بود سروگوشی آب بدهد. من وقتی 3 و 40 دقیقه موضوع را از زبان کارمندم شنیدم رفتم به مادرش زنگ زدم.
ساعت کاری کارمندان شما و مشخصاً خانم خسروانی از ساعت چند شروع می‌شود؟
ساعت کاری از ساعت 8 و 20 تا 8 و نیم شروع می‌شود اما آن روز فریناز، قبل از ساعت کاری از طریق در تالار و بدون اینکه کسی ببیند ابتدا به اتاق این آقا می‌رود و بعد از همان راهی که رفته برمی‌گردد و از درب اصلی وارد هتل می‌شود و سر کارش می‌رود.
آقای متهم پیش از این چند بار به هتل شما آمده بود؟
 قبلاً به عنوان «ارزیاب» و کارشناس دو سه بار آمده بود البته تنها نمی‌آمد، با همکارانش بود.
در دفعات قبلی آیا خانم خسروانی هم در هتل مشغول به کار بودند؟
 بله. من فکر می‌کنم در این چند مدتی که رفت و آمد داشته با ایشان آشنا شده است.

کسانی که تجمع کرده بودند بیشتر چه می‌گفتند جایی خواندم که ظاهراً شعار می‌دادند مرگ بر سرمایه‌دار؟ بله بعضی از معترضان چنین شعاری می‌دادند،  البته آنهایی که جلو هتل جمع شده بودند اکثریت‌شان تماشاچی بودند. کسانی که هتل را آتش زدند و وارد شدند 100-80 نفر بیشتر نبودند .


شما یا برادرتان جایی گفته بودید که سرخورده شده‌اید و دیگر در مهاباد سرمایه‌گذاری نمی‌کنید و می‌خواهید کسب و کارتان را جمع ‌کنید و از شهر بروید. الان هم نظرتان همین است؟

خیر، من به شهرستان خودم افتخار می‌کنم و تا زمانی که زنده هستم از خدمت به شهرم و توسعه شهرم باز نمی‌ایستم. من به خاطر چند جوان و نوجوان تحریک شده؛ شهر محبوبم را ترک نمی‌کنم. مردم آگاه هستند، واقعیت ماجرا مشخص شده و حتی اغلب تحریک شدگان پی برده‌اند که رسانه‌ها و شبکه‌های اینترنتی دروغ می‌گویند و جریان یک چیز دیگری است؛ پس چرا باید از مهاباد بروم؟

الان اوضاع مهاباد چگونه است؟

 اوضاع الحمدلله، خیلی خوب و آرام است. اما از دادگستری مهاباد می‌خواهم که با توجه به بازتاب‌های این پرونده، زودتر به حادثه رسیدگی و نتایج تحقیقات را اعلام کنند.

هتل شما چقدر خسارت دیده است؟

حدود 8 تا 10 میلیارد تومان خسارت دیده‌ایم. من از مسئولان تقاضا دارم کسانی را که هتل من را آتش زدند؛ شناسایی کنند و خسارات ما را جبران کنند. از دولت می‌خواهم که به فکر ما باشند چون من یک سرمایه‌گذار هستم اگر قرار باشد دولت از من سرمایه‌گذار پشتیبانی نکند؛ سرمایه‌گذاران در مهاباد احساس امنیت نخواهند کرد.

پرونده حادثه مهاباد به روایت وکیل خانواده خسروانی

برای اطلاع از روند حقوقی و جزئیات پرونده حادثه مهاباد ایران با «هژار عباسی»، وکیل خانواده فریناز خسروانی که در حادثه هتل «تارا»ی مهاباد فوت شد، گفت‌وگو کرد.

آقای عباسی! شما از آقای (م. ﻫ) فردی که گفته می‌شود کارشناس و «ارزیاب» استانداردسازی هتل بوده شکایت کرده‌اید؟ آیا از آقای مولودی- مالک هتل- هم شکایت کرده‌اید؟

ما از آقای (م. ﻫ) یا همان کارشناس استانداردسازی هتل شکایت کرده‌ایم، شکایتی از آقای مولودی نداشته‌ایم.

پرونده هتل «تارا» الان در چه مرحله‌ای است و چه جزئیاتی از آن را می‌توانید برای مخاطبان ما بازگو کنید؟

پرونده از لحاظ حقوقی در مرحله تحقیقات مقدماتی در شعبه اول  بازپرسی مهاباد است. من در جریان تمامی تحقیقات هستم و از این بابت مشکلی وجود ندارد اما چون پرونده در مرحله تحقیقات است برابر قانون مطالب و محتویات آن محرمانه است و صحبت کردن من درباره جزئیات آن غیرقانونی است. فقط می‌توانم بگویم من و خانواده آن مرحومه و همچنین دادگستری مهاباد با جدیت و حساسیت زیاد به دنبال گرفتن حقوق از دست رفته این خانم هستیم و از حق او گذشت نمی‌کنیم و می‌خواهیم همه ابهام‌ها برطرف شود.

شما فیلم‌های مربوط به این اتفاق را دیده‌اید؟ فکر می‌کنید چه کسانی فیلم‌ها را توزیع کرده‌اند؟

بله فیلم‌ها را دیده‌ام، متأسفانه این فیلم‌ها در سطح شهر و فضای مجازی منتشر شده که از نظر قانونی و اخلاقی کار درستی نبوده است.

آقای مولودی مالک هتل به ما گفت که در آن شلوغی و حمله به هتل این فیلم‌ها از هتل خارج شده است.

احتمالش زیاد است، چون آنها هم جزو وسایل هتل بوده است. اما هر کسی این کار را کرده، کار درستی نکرده است و ما به عنوان شاکی دنبال کسانی هستیم که این فیلم‌ها را پخش کرده و با حیثیت آن مرحومه بازی کرده‌اند. خانواده خسروانی از این موضوع ناراحت هستند و شاکی. شکایتی هم در همین ارتباط  در دادستانی مهاباد تنظیم کرده‌ایم.

هویت متهم برای شما محرز شده است؟ چون خیلی از رسانه‌های بیگانه او را منتسب به یک نهاد امنیتی معرفی کردند.

ایشان بازرس استانداردسازی هتل بوده است آن گونه که در شکوائیه آقای مولودی هم هست. ما البته کاری به هویت او نداریم، اما امنیتی و دولتی نیست.

آیا شما هم معتقدید این پرونده یک ماجرای شخصی بوده است؟

این را من نمی‌توانم جواب بدهم ولی تا جایی که ما اطلاع داریم، ماجرا و بخصوص شخص متهم  ارتباطی به بخش دولتی نداشته است.  موضوع ابتدا شخصی بوده بعد آن حادثه جنبه سیاسی و امنیتی پیدا کرده است.

فکر می‌کنید روند تحقیقات چقدر طول بکشد و دادگاه  چه زمانی برگزار شود؟

پیش‌بینی من این است که تکمیل پرونده و تشکیل دادگاه حداقل یک ماه ممکن است طول بکشد.

برخی فعالان مدنی مهاباد به عملکرد مسئولان و نحوه اطلاع‌رسانی آنها خرده گرفته‌اند؟ شما این عملکرد را چطور ارزیابی می‌کنید؟

در همه دنیا تحقیقات پرونده‌های کیفری و جناحی کاملاً «سری» است چون اگر بحث‌های خلاف عفت باشد هم برابر حقوق شخصی و حقوق قانونی مرحومه کسی حق افشای آنها را ندارد. از طرف دیگر برای اینکه دلایلی که می‌تواند به نفع موکل من استفاده شود، از بین نرود نمی توان جزئیات پرونده را اعلام کرد.  مسئولان هم به درستی اطلاع‌رسانی نکردند، نکته دیگر اینکه در ابتدا حساسیتی وجود نداشت اما بتدریج و در نهایت روز پنجشنبه شهر توسط عده ای شلوغ شد.

تحلیل شما از برخی اتفاقات حاشیه ای پیرامون حادثه مهاباد و فراخوان ها برای تجمع چیست؟

شایعات و خبرهای مختلفی درباره این پرونده اعلام شد اما چون من وکیل پرونده هستم، تنها به مدارک و اسناد کار دارم  و نه حواشی. بنابراین  درباره اتفاقات حاشیه‌ای نظری نمی‌توانم بدهم و فقط این را می‌گویم که مسئولان دولتی و قضایی کار خودشان را در این پرونده می‌کنند، چیزی که ما از آنها می‌خواهیم، بحث حقوقی و تعقیب کیفری پرونده است. دادگستری مهاباد و قوه قضائیه  هم با حساسیت ویژه،  در حال پیگیری و تحقیقات لازم هستند


مقامات جمهوری اسلامی ایران ادعا کردند اعتراض مردم مهاباد با تحریک "کومله و دمکرات" اتفاق افتاده است. رهبران هر دو گروه سیاسی کرد در گفت و گوی اختصاصی با دویچه وله این اتهام را رد کردند.
روز یکشنبه (۱۳ اردیبهشت / ۳ مه) دختری، به نام فریناز خسروانی از طبقه چهارم هتل تارای مهاباد سقوط کرد و جان باخت. مرگ دلخراش این دختر که گفته می​شد برای "فرار از تجاوز جنسی یک مامور و به خاطر دفاع از خودش تصمیم به خودکشی گرفته" روز ۱۷ اردیبهشت (۷ مه) سبب اعتراض مردم مهاباد شد. در پی آن تظاهرکنندگان هتل تارا را به آتش کشیدند. دراین حادثه بنابه گفته مقامات ایرانی ۲۵ نفر مجروح و تعدادی نیز دستگیر شدند.
حزب دمکرات کردستان: بعد از وقوع حادثه مطلع شدیم
مصطفی هجری دبیر اول حزب دمکرات کردستان ایران درباره اتهاماتی که مقامات ایرانی به این حزب زده‌اند، می​گوید حزب دمکرات کردستان ایران در اعتراض مردم مهاباد نقشی نداشته و رسما دخالت حزب را رد می​کنیم.
هجری در گفت و گو با دویچه وله تاکید می​کند: «احزاب کرد از این ماجرا خبری نداشتند و بعد از این‌که اتفاق افتاد و مردم به حق علیه این عمل غیر انسانی به اعتراض برخاستند، احزاب سیاسی کرد از این اقدام پشتیبانی کردند. بنابراین حزب دمکرات کردستان ایران این سخنان مسئولین جمهوری اسلامی ایران را رد می​کند و اعلام می​کند که این رویدادها براثر تجاوز به حقوق مردم بوجود می​آید و نه این‌که معلول تحریکات احزاب سیاسی باشد

کومله: تظاهرات مردم مهاباد خودجوش بود

به نظر عبدالله مهتدی، دبیر کل حزب کومله کردستان ایران "تظاهرات خشم آگین مردم مهاباد" برخاسته از نارضایتی عمیق درون خود مردم بوده است.

آقای مهتدی در گفت‌وگو با دویچه وله درباره نقش حزبش در ماجرای مهاباد می​گوید: «حزب ما و نه هیچ حزب دیگری نقشه​ای از بالا برای این تظاهرات نریخته بود. این تظاهرات خودجوش و برآمده ازنارضایتی مردم بود. اما به دو نکته باید توجه کرد. احزاب کومله و دمکرات در عمق جامعه کرد بسیار بانفوند. بنابراین بطور طبیعی در شهر مهاباد و یا هر شهردیگر کردستان در تظاهرات افرادی از هواداران و طرفداران این دو حزب نیز هستند. نکته دوم این است که ما از مبارزه مردم مهاباد و درخواست​های آنان برای رسیدگی جدی به قضیه مشکوک مرگ فریناز خسروانی پشتیبانی کردیم. جامعه کردستان یک جامعه سیاسی است و نسل جوان در کردستان یک نسل بی​خیال و غیرسیاسی نیست

دبیرکل کومله اضافه می​کند اگر به خواست مردم مهاباد و اعتراض آن‌‌ها به این "مرگ مشکوک" رسیدگی درستی می​شد، اصلا به این مسائل نمی‌کشید

۱۵ نظر:

ناشناس گفت...

رزا جان
نکات بسیار خوبی را گفته ای. براوو به این همه تیزبینی.

مهرداد آهنگر

Rosa گفت...

ممنون مهرداد جان
راستش نکات اصلی را خود دوستان در ایران مطرح کردند. من نگارشی اش کردم. به دوستی هم فیلم را نشان دادم از بچه های آنتی فا، گفت خیلی ابتدائی تهیه شده. فکر میکنم بشدت با دستپاچگی سرهمبندی شده.
باری
یاد فریناز نازنین مهاباد جاودان
اینک نام مهاباد نیز با جوانان شورشگر عدالتخواه برای همیشه در خاطره ها جاودان شد.
پایدار باشید.

Rosa گفت...

کامنتی مُهم و در خور تفکر از رفیقی فرستاده شده در زیر:
رزا جان

برای این قضیه فریناز می خواستم چیزی بگم
رزا به نظرت کار درستی هست که روی فیلم های دوربین مداربسته تمرکز کنیم؟
این سایت رو یادت هست؟
http://camover.noblogs.org/

البته می دونم که فراتر از معیار گناه و بی گناهی فکر می کنی ولی راستش رو می خواهی این نوشته های اخیرت یک طوری بود انگار که داری از دوربین های مداربسته استفاده می کنی که بیگناهی فریناز رو اثبات کنی.
می دونی دولت با انتشار فیلم «فریناز جنده» علاوه بر گناهکار نشون دادن فریناز می خواست که معیار های خودش رو هم بازتولید کنه که اون معیار هم این هست که ملاک زندگی کردن افراد گناه/جرم است یعنی آدم گناهکار حق اش است کشته بشه و آدم بی گناه نباید کشته بشه . من مطمئنم که تو این تفکر رو نداری ولی نمی دونم چرا فکر می کنم که با تلاش ات برای اینکه فیلم قلابی است داری بیگناهی فریناز رو ثابت می کنی و این یعنی اینکه دولت تو رو وادارت کرده که معیار گناه رو بپذیری
می دونی من فکر می کنم که اثبات بی گناهی به اندازه اثبات گناهکاری اشتباه هست و برای من اساسا این دو تا با هم تفاوتی ندارند.

یعنی من حتی فکر می کنم که مردم مهاباد هم وقتی می خواستند هتل را آتش بزنند به این فکر می کردند که فریناز در این هتل کشته شده نه اینکه فریناز «بی گناه» کشته شده یعنی این که براشون مهم نبوده که فریناز گناهکار یا بی گناه بوده

یک موضوع دیگه . توی فیلم های آتش زدن هتل زن ها نبودند(شاید من همه ی فیلم ها رو ندیده باشم) ولی بعدش جمعیت زنان بیانیه دادند. حالا این رو بزار کنار قتل فرخنده . اونجا هم زن ها موقع سنگسار و آتش زدن نبودند ولی موقع تشییع جنازه بودن. آیا این دوتا به هم ربط داره؟ اصلا این درسته که با توجه به این دو اتفاق بگیم که زن ها دومی اند. (یاد جنس دوم افتادم). به نظرت این ها اتفاقی اینطوری شدند یا از جای دیگه ای تشئت می گیره؟

:)
با عشق و همبستگی

Rosa گفت...

عزیز جان ممنون از کامنت،
برای تفکر و در جستجو برای یافتن جواب، من خبرهای جدید و کامنتهای به اخبار را فعلن در زیر رسانه ای میکنم.
با ع و ه
رزا
---------------------
فرماندهی ه.پ.ژ: حمله در مسیر سقز ـ بانه را به منظور هشدار انجام دادیم
۲۲ اردیبهشت اخبار روز

روز گذشته در حدفاصل دو شهر سقز ـ بانه حمله‌ای مسلحانه علیه یک پایگاه نظامی رژیم ایران انجام شد. فرماندهی ه.پ.ژ اعلام کرد که این پایگاه «سابتلو» نام دارد و حمله را گریلاهایشان به منظور هشدار به رژیم ایران انجام داده‌اند.

بنا به گزارش رسیده به مرکز خبرگزاری فرات, شب گذشته, ۲۰ اردیبهشت(۱۰ می) پایگاه فاتپلی واقع در حدفاصل میان دو شهر سقز و بانه شرق کردستان مورد حمله گریلاهای «نیروی مدافع زنان شرق کردستان, ه.پ.ژ» قرار گرفت.

فرماندهی ه.پ.ژ گفت:«شب گذشته, ۲۰ اردیبهشت , پایگاه سابتلو واقع در مسیر شهرهای سقز ـ بانه مورد حمله نیروهای گریلای زن ه.پ.ژ قرار گرفت که بر اثر آن ۲ نظامی رژیم کشته شدند. یکی از کشته شدگان کادر درجه‌دار بوده و نام وی «یاسین خجیدی» است. نام نظامی کشته‌شده دیگر مشخص نشد.»

نیروی مدافع زنان شرق تأکید کرد که این حمله به منظور هشدار جدی به دولت ایران درخصوص قتل فریناز خسروانی و سرکوب قیام مهاباد انجام شده است.

فرماندهی ه.پ.ژ به خبرگزاری فرات گفت:«اگر خشونت علیه زنان, جامعه و اراده سیاسی خلقمان ادامه یابد و دولت ایران از سیاست‌های وحشیانه خود علیه خلق کرد دست برندارد, ما هم برای دفاع از کرامت, فرهنگ و اراده سیاسی خلقمان آماده‌ایم و حق دفاع مشروع برای پاسخ به هر حمله‌ای را داریم»

لازم به ذکر است که پیشتر هم از سوی جنبش آزادیخواهی شرق کردستان به رژیم ایران نسبت به سیاست‌های سرکوبگرانه آن هشدار داده شده و گفته شده بود که اگر ایران دست از سیاست‌های خصمانه خود علیه ملت کرد, برندارد, به فشارها و سرکوبگریها ادامه داده و شرق کردستان را ملیتاریزه کند. همچنین به ارزش‌ها و دستاوردهای ملت کرد تعدی و دست‌درازی نماید و فراتر از آن به تخریبات بیش از پیش به محیط‌زیست کردستان دست زند, از حق دفاع مشروع برخوردارند. ه.پ.ژ تأکید کرده کرده که حمله به پایگاه سابتلو را هم برای هشدار در این زمینه‌ها انجام داده‌اند.

انتظار می‌رود که نیروی مدافع زنان شرق کردستان در ساعات پیش بیانیه‌ای مکتوب در این زمینه صادر کند.

Rosa گفت...

ادامه

واقعا متاسفم برای یه حزب که هم وطن خودش و هم زبون خودشو میکشه یاسین خدیجی اهل بانه بود و کرد بود و دارای لیسانس بود دوره سربازیش و تو رااهنماورانددگی طی میکرد لازم به تعریف نباشد ایشان یه کردستان پرور بود من ایشان را میشناسم و خیلی از اونهای که تو این حیزب هستن حتی به اندازه گردشم نمیشن که ایشان برای ازادی کردستان فعالیت میکرد.مگه شماها همینجوری یکی رو دیدین گلوله باران میکنید؟این همه سرهنگ و مقامهای عالی رتبه چرا یه سربازی بدبخت؟؟

کشتن یه سرباز کورد بی گناه با هزار امید و ارزو چه سودی برای ازادی کردستان داره اگه میتونستید یه گردن کلفتو میکشتین !!!!

چرا هشتدار باید با کشتار انجام شود ؟؟؟؟!!!!!
ما هر چه بدبختی و بی ثباتی در کوردستان داریم منشا از گروهک های شبه نظامی و تحرکات تلافی جویانه مسلحانه است .
دیگر زمان جواب خشونت با خشونت دادن ها به پایان رسیده.امروز اعتراض های مسالمت آمیز و مردمی بهترین سلاح برای مبارزه با یک سیستم سرکوب گر است

خبرگزاری فرات وابسطه به تروریست های پژاک اعلام کرد در حمله ای مسلحانه ۲ نظامی ایران را به شهادت رسانده. یکی از این ۲ نفر ستوان دوم یاسین خجیدی متولد پاوه

خبرگزاری فرات وابسطه به تروریست های پژاک اعلام کرد در حمله ای مسلحانه ۲ نظامی ایران را به شهادت رسانده. یکی از این ۲ نفر ستوان دوم یاسین خجیدی متولد پاوه و یک ایرانی کرد تبار بود.روحش شاد...

حمله پژاک به یک پاسگاه مرز در بانه: شهادت یک سرباز

در پی حمله تروریستهای موسوم به پژاک به یک پایگاه مرزی در بانه یک سرباز وظیفه به شهادت رسید. خبرگزاری فرات وابسته به پ.ک.ک (پژاک) مسئولیت این عملیات را به پژاک منتسب کرده است.
ستوان دوم وظیفه یاسین خجیدی در پی حمله چته پژاک به یک پاسگاه راهنمایی رانندگی در اطراف بانه به شهادت رسید.
شهید خجیدی اهل پاوه و ساکن کرمانشاه بود.

عجیب اینجا بود که این رفتار جنایت گونه و خبر به شهات رسیدن سرباز وظیفه در رسانه های رسمی هم هیچ بازتابی نداشت. فقط روز گذشته سردار حسین اشتری در یکصد و چهلمین جلسه شورای مشاوران وزرا در امور ایثارگران که با حضور رییس بنیاد شهید در مقر مرکزی ناجا برگزار شد، با بیان اینکه در سال گذشته ۸۷ نفر از مأموران ما در راه مبارزه با اشرار و منافقین شهید شده اند، گفت: روز گذشته نیز در درگیری با اشرار و عناصر ضد انقلاب تعدادی از مأموران ما به شهادت رسیدند.

تنها خبر تشییع ستوان سوم وظیفه یاسین خدیجی در رسانه ها منتشر شد. او ظهر دیروز با حضور اقشار مختلف مردم شهرستان بانه تشییع شد. این مراسم از مقابل ستاد فرماندهی انتظامی بانه آغاز شد، و در آن سردار خرم نیا فرمانده انتظامی استان کردستان، فرماندهان نظامی و انتظامی، مسئولین ادارات و انبوهی از اقشار مردم حضور داشتند و پیکر شهید یاسین خدیجی را تا میدان جهاد بانه تشییع کردند. پس از برگزاری مراسم رسمی ، پیکر این شهید والامقام به گلزار شهدای سلیمان بک بانه منتقل شد و در کنار دیگر شهیدان این شهرستان آرامش یافت.

کشته شدن یک سرباز وظیفه در شهرستان بانه
تاریخ: اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۴ گروه: سایر گروهها برچسب ها: ترور سرباز وظیفه حمیدرضا اکبری فراتفرمانده انتظامی فریناز خسروانی مرگ سرباز وظیفه مرگ مامور نیروی انتظامینیروی مدافع زنان شرق کردستان، ه. پ. ژپژا ک یاسین خدیجی

Rosa گفت...


آلترناتیو پژاک
مرگ، در تابوتی لجنی
۲۲ اردیبهشت اخبار روز
۱۱۱۹۸۸۹۵_۴۵۹۰۳۰۶۰۷۵۸۱۲۸۴_۴۲۳۴۱۵۷۹۲_n
http://asranarshism.com/1394/02/22/%D9%85%D8%B1%DA%AF%D8%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D9%84%D8%AC%D9%86%DB%8C/

در همه‌ی قیام‌های مردمی، همیشه اولین کسانی که باتوم‌هایشان به هوا می‌رود و تشنه‌ی آنند که عقده‌های روانی حاصل از شخصیت پاسبانی‌شان را به رخ خیابان بکشند، مردان لجنی نیروی انتظامی‌اند. شخصیت پاسبانی یا آژان و دژبانگشتگی، ریشه در تاریخ و فرهنگ نظام‌ها و حکومت‌های خودکامه‌ی تاریخِ ِ سلطه در ایران دارد. اگر چه در دوران پهلوی اول و بعد از آن پسر پاسبان‌تر از پدر، به اوج رسید، اما همچنان یک پدیده‌ی عجیب و معضل‌دار فرهنگی در ایران است. خاستگاهی که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی نیز از آن پدید آمده، همان فرهنگ پاسبان‌مداری ایرانی‌ست. جیره‌خواری ِ بسیار نظاممند و پر طمطراقی که طبیعی‌ست همیشه اولین کسانی باشند که باتوم‌هایشان به هوا رَوَد و صاحب‌منصبانش را از گزند قیام‌کنندگان، محافظت نماید. نقش نیروی انتظامی در سرکوب قیام‌های مردمی در ایران نقشی بسیار مهم و در عین حال ابزاری جهت مظلوم‌نمایی و سیاه‌نماییهای سیاسی برای حاکمیت نیز هست. با مشروعیتی پلیسی، خادمان ملت و نگاهبانان نظم و امنیت اجتماعی به جامعه معرفی می‌شوند و هم، هرگاه که لازم باشد، بازیگرانی جهت مظلوم‌نمایی نظام و ایفاگر نقشی می‌شوند که گویا اینان از خود جامعه‌اند و حافظان امنیت اجتماعی مردم‌اند. شاید اغراق نباشد که اگر بگوییم که فردی ایرانی را سراغ نخواهیم داشت که حداقل یک بار از گزند حداقل مواردی همچون باتوم، شکنجه، توهین و ناسزا، بازداشت و یا حداقل رشوه و باج‌گیری این مردان ِ لجنی آسیب ندیده باشد. وقتی که تمامی شهروندان از نگاه نیروی انتظامی مجرم‌اند مگر اینکه خلاف آن به اثبات برسد، وقتی هم در مرزهای سیم‌خاردارشده‌ی جمهوری اسلامی بایستی شهروندان، فاقد شعور اجتماعی بوده و زیستنی مطیع‌وار داشته باشند، پس بسیار دور از ذهن نخواهد بود که جامعه از نگاه آنان مجرمانی باشند که بایستی به هر شیوه تربیت و اهلی شوند.
و درست در بزنگاه قیام‌هاست که این باجبگیران ِالگانس‌نشین یک وظیفه دارند، سرکوب قیام‌کنندگان بدون آنکه بدانند چه می‌خواهند، برای چه به خیابان‌ها آمده‌اند و مخاطبِ شعارها و مطالبات‌شان چه کسی است. و بدون آنکه یادشان بیاید که همین قیام‌کنندگان همان همشهریان، هم‌زبانان، هم‌وطنان، هم‌مذهبان و همسایگانشان هستند همه چیز باید یادشان برود و باتوم شوند و بکُشند و فحاشی و بی‌حرمتی کنند. اما شهروندان چیزی را از یاد نمی‌برند، و اتفاقا خوب به یادشان می‌آید که خود این نهادِ امنیتی در ترویج ضدفرهنگ‌هایی همچون فریب‌کاری، ابتذال اخلاقی، پخش و توزیع مواد مخدر، مخبرسازی افراد، ارتشا، انحراف اخلاقی جوانان، بی‌اعتمادسازی افراد در جامعه نسبت به یکدیگر، آزار و اذیت شهروندان و از همه مهم‌تر عملکرد بسیار وحشیانه‌ی آنان در سرکوب معترضین و تظاهرکنندگان چه نقش مهمی را ایفا می‌نمایند. نکته‌ای که در بیشتر رویدادهایی این چنینی از سوی مسئولین نظام و رسانه‌های وابسته به قدرت و حتی برخی از شخصیت‌ها و نهادهای به اصطلاح حقوق بشری مطرح می‌گردد این است که تعرض و هتک حرمت به فرهنگ، اخلاق و ارزش‌های اجتماعی که در نمونه‌ی رویداد مهاباد، منجر به مرگ فریناز خسروانی گشته است، تلاش می‌گردد که به هر شیوه‌ی ممکن موضوعیت نیابد، تخریب شخصیت گردد، اصل واقعه منحرف گشته، عامل یا عاملان آن معرفی نشوند، مطالبات به حق مردم را به خاک و خون بکشند. و هیاهو سر دهند که چرا پاسبانی لجن‌پوش می‌میرد. آنچه که مهم است قیام شرق کوردستان، قیام بر ضد آن ضدفرهنگی‌ست که مروجین و عاملین آن همان پاسبان و جلاد و جاش و اطلاعاتی‌های یقه‌سفیدش هستند. تابوتی از رنگِ لجن، جنازه‌ی مرگی فجیع را به انتظار می‌کشد.

منبع: آلترناتیو پژاک

Rosa گفت...

یکی از مجروحین اعتراضات مهاباد دچار ضایعه‌ی نخاعی شد
https://kurdistanazad.wordpress.com/2015/05/12/%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%DA%86%D8%A7%D8%B1-%D8%B6%D8%A7/#more-13648
کی از نزدیکان اکام تلاج در گفتگو کوتاه با شبکه‌ی حقوق بشر کُردستان اعلام کرد که اکام تلاج به دلیل اصابت چندین گلوله ساچمه‌ای دچار عارضه‌ی نخاعی شده و روز یک شنبه ۲۰ اردیبشت ماه کمیسون پزشکی بیمارستان خمینی ارومیه رسما اعلام کرده‌اند که وی قطع نخاع شده است.

این منبع افزود که آکام تلاج 25 ساله دانشجوی دانشگاه آزاد مهاباد بوده که در جریان اعتراضات به مرگ مشکوک فریناز خسروانی مورد اصابت مستقیم سلاح ساچمه‌زن نیروهای یگان ویژه قرار گرفت. وی بعد از انتقال به بیمارستان مهاباد به دلیل وضعیت وخیم به بیمارستان خمینی شهر ارومیه منتقل شد ولی علی الرغم تلاش دکترها به دلیل اصابت گلوله‌های ساچمه به قسمت حساس بدن او دچار ضایعه‌ی نخاعی شده و از کمر به پایین فلج شده و این سبب شده خانواده‌ی وی در یک وضعیت بدی روحی بسر ببرند و از دیگر نیروهای امنیتی نیز در خصوص اطلاع رسانی در این مورد خانواده را تحت تحت فشار قرار داده‌اند.

روز پنح شنبه ۱۷ اردیبهشت ماه تعدادی از شهروندان معترض به مرگ مشکوک فریناز خسروانی در مقابل هتل تارای این شهر تجمع کرده و بعد از درگیری معترضین و نیروهای یگان ویژه تعدادی از معترضین اقدام به سوزاندن هتل کرده و تا چندین ساعت میان معترضین و نیروهای امنیتی ضد و خورد به وجود آمده و اطلاعات بدست آمده حاکی از بازداشت دهها شهروند مهاباد حکایت دارد ولی هنوز آمار دقیقی در این خصوص بدست نیامده است. بعد از شروع اعتراضات تا روز یک شنبه ۲۰ اردیبهشت ماه تلفن و اینترنت این شهر قطع شده بود.
آکام تلاج هنوز نفس می‌کشد
http://www.kurdpa.net/farsi/idame/19857

به گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، آکام تلاج اهل نقده، یکی از زخمی‌شدگان اعتراضات مهاباد است که به دلیل شدت جراحات وارده تا کنون نیز در بخش مراقبت‌های ویژه نگهداری می‌شود.

یک منبع مطلع به آژانس کُردپا اعلام کرد: علیرغم وخامت جسمانی، آکام تحت تدابیر امنیتی و در یک اتاق تحت نظر نگهداری می‌شود.



خانواده بازداشتی‌های مهاباد با مطالبه ٥٠ میلیونی اداره اطلاعات روبرو شده‌اند

آکام تلاج هنوز نفس می‌کشد/خبر جان باختن یکی از زخمی‌شدگان مهاباد کذب است
آکام تلاج هنوز نفس می‌کشد/خبر جان باختن یکی از زخمی‌شدگان مهاباد کذب استآژانس کُردپا: یکی از زخمی‌شدگان حرکت‌های اعتراضی اخیر مهاباد به دست نیروهای نظامی حکومت اسلامی ایران، به دلیل شدت جراحات وارده در وضعیت نامناسبی قرار گرفته است، اما تا انتشار این خبر همچنان نفس می‌کشد.

به گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، آکام تلاج اهل نقده، یکی از زخمی‌شدگان اعتراضات مهاباد است که به دلیل شدت جراحات وارده تا کنون نیز در بخش مراقبت‌های ویژه نگهداری می‌شود.

یک منبع مطلع به آژانس کُردپا اعلام کرد: علیرغم وخامت جسمانی، آکام تحت تدابیر امنیتی و در یک اتاق تحت نظر نگهداری می‌شود.

چند ساعت پیش خبرهایی مبنی بر جان باختن این شهروند کُرد در شبکه‌های اجتماعی منتشر گردید که از این طریق کذب اعلام می شود.

یکی از بستگان نزدیک به خانواده تلاج به آژانس کُردپا اعلام کرده است که تا این لحظه آکام در حال حیات است اما وضعیت سلامت وی شدیدا وخیم است.

Rosa گفت...

آکام تلاج، دانشجوی دانشگاه آزاد مهاباد، به دلیل شدت جراحات وارده تاکنون نیز در بخش مراقبت‌های ویژه نگهداری می‌شود
وضعیت این شهروند جوان کُرد در حالی است که پیشتر، مسئولین حکومتی هرگونه برخورد و شلیک نیروهای نظامی با اعتراض‌کنندگان را تکذیب و نیروهای نظامی را "خویشتندار" توصیف کرده بودند.

این شهروند جوان، دانشجوی دانشگاه آزاد مهاباد و اهل نقده، روز پنج‌شنبه هفدهم اردیبهشت‌ماه در تجمع اعتراضی شهروندان مهابادی در مقابل هتل "تارا" در نتیجه شلیک نیروهای نظامی حکومت اسلامی ایران به شدت زخمی شده بود.

وی پس از زخمی شدن به بیمارستان "امام خمینی" مهاباد منتقل و سپس به دلیل وخامت جسمانی به بیمارستان "امام خمینی" شهر ارومیه انتقال یافته بود.

آکام تلاج، طی مدت بستری در بیمارستان دو بار تحت عمل جراحی قرار گرفته، اما به دلیل اصابت ٤٠ ساچمه به دست و شکمش دچار خونریزی داخلی شده است.

علیرغم اینکه وی مجددا نیاز مبرمی به عمل جراحی داشت، اما پزشکان به دلیل وخامت شدید جسمانی وی از عمل او خوددرای کرده‌اند.

پزشکان بیمارستان نیز هنگام معالجه این دانشجوی کُرد، وضعیت وی را وخیم اعلام کرده‌اند.

روز پنج‌شنبه هفدهم اردیبهشت‌ماه سال جاری، تجمع شهروندان مهابادی در مقابل هتل "تارا" در اعتراض به مرگ مبهم فریناز خسروانی، با دخالت نیروهای حکومتی به خشونت کشیده شد.

شهروندان مهابادی در این تجمع اعتراضی، خواستار محاکمه عاملین مرگ فریناز خسروانی شدند.

این تجمع به صورت مسالمت آمیز آغاز شده بود که با حضور پر تعداد نیروهای امنیتی و نظامی به خشونت گراییده شد.

افزایش تدابیر امنیتی و اعزام یک تیم ویژه وزارت اطلاعات به کردستان
http://www.kampain.info/archive/2350.htm

پس از این رویداد و فراخوان تعدادی از فعالان مدنی و جوانان مهاباد، عصر روز پنج‌شنبه ١٧ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴، شماری از مردم مهاباد در اعتراض به عدم پاسخ‌گویی مسوولین امر در خصوص مرگ فریناز خسروانی، در مقابل هتل تارا تجمع کرده و به این هتل حمله کرده و آن را به آتش کشیدند.

این تظاهرات بیش از ۳۰ نفر زخمی داشته که یکی از زخمی‌ها به نام «آکام تلاج» پس از انجام دو عمل جراحی، در وضعیت وخیمی قرار گرفته و به گفته منابع مطلع، احتمالا او از کمر به پایین فلج شود.

از سوی دیگر به گفته منابع مطلع، تاکنون بیش از ده‌ها نفر از جمله دو تن به نام‌های «امید کریمی» و «کاوه عنیاتی» به صورت زخمی توسط نیروهای وزارت اطلاعات در شهر مهاباد بازداشت شدەاند. و تا این لحظه، بازداشت‌ها همچنان ادامه دارد.

همچنین همزمان با اعتراضات روزهای اخیر در شهر مهاباد و شهرهای دیگر کردستان، دیروز شنبه ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴، شماری از شهروندان سردشتی، جهت محکوم کردن جان باختن «فریناز خسروانی» در شهر مهاباد و هم‌صدایی با مردم این شهر، تجمع اعتراضی ترتیب دادند.

در این تجمع اعتراضی نیروهای انتظامی و امنیتی با شرکت‌کنندگان در این تظاهرات درگیر شده و در همان ساعات اولیه دست‌کم ۱۲ تن از آنها را دستگیر کرده‌اند.

آخرین خبرها از سردشت حاکی از آن است که طی شنبه شب و دیروز یکشنبه، وزارت اطلاعات دست‌کم ۱۵ تن دیگر را بازداشت کرده و آنها را به اداره اطلاعات منتقل کرده است که به گفته منابع محلی، ٣ تن از بازداشت‌شدگان زن هستند.

فعالان مدنی در کردستان بر این باورند که در روزهای پیش رو حرکت‌های اعتراضی احتمالی در سایر شهرهای کردستان ادامه خواهد داشت

Rosa گفت...

عدالت نیوز:بنا به اعلام منابع حقوق بشری کردستان ایران، علی رغم آزادی عدە کمی از بازداشت شدگان تظاهرات اخیر شهر مهاباد، تعداد زیادی از دستگیرشدگان همچنان در بازداشت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به سر می برند و تحت شکنجه قرار گرفتەاند.

به گزارش عدالت نیوز به نقل از کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، از روز پنجشنبه ١٧اردیبهشت ماه تاکنون حدود ١٦٠ نفر طى اعتراضات شهر مهاباد و سردشت و دیگر شهرهای کردستان بازدشت شدەاند که تعداد زیادى از آنان همچنان با بى خبرى در بازداشت به سر مى برند.

در این گزارش آمده است، پدر یکی از دستگیرشدگان که برای اطلاع از وضعیت فرزندش به ارگان های قضائی و امنیتی در مهاباد مراجعه کرده بود، تعداد دستگیر شدگان این شهر را بین ١٠٠ الی ١۴٠ نفر تخمین می زند.

کانون مدافعان حقوق بشر کردستان به نقل از خانواده یکی دیگر از بازداشت شدگان که نخواست نامش فاش شود می افزاید: "از لحظه دستگیری فرزندشان تا کنون اجازه ملاقات با او را ندارند و در بی خبری به سر می برند. این در حالی است که بر اساس گزارش بسیاری از خانوادەها بازداشت شدگان به اداره اطلاعات مهاباد و به دلیل کمبود جا به شهرهای دیگر همچون ارومیه و .. منتقل و تحت شکنجه قرار گرفته اند."
از طرفی دیگر گفتەهای اغلب کسانی که تا کنون آزاد شدەاند، حاکی از آن است که به شدیدترین شیوه ممکن تحت شکنجه و ضرب و شتم ماموران وزارت اطلاعات قرار گرفتەاند، و آزادی آنها با قید وثیقه و تعهد کتبی بوده است.
گفتنی است روز دوشنبه چهاردهم اردیبهشت‌ماه، یک دختر جوان اهل مهاباد به نام فریناز خسروانی که از کارمندان هتل "تارا" بوده است، طبق هرآنچه اعلام شده و جهت حفظ "ناموس" و جهت جلوگیری از تجاوز کارمند دولتی از طبقە چهارم این هتل خود را به پایین پرت کرده است.

بعد از این ماجرا و فراخوان تعدادی از فعالان مدنی و جوانان مهاباد، عصر روز پنج شنبه ١٧ اردیبهشت ماه، شماری از مردم مهاباد در اعتراض به عدم پاسخگویی مسئولین امر در خصوص مرگ فریناز خسروانی در مقابل هتل تارا تجمع کرده که این تجمع با دخالت نیروهای حکومتی به خشونت کشیده شد.
در این تظاهرات بیش از ۳۰ نفر زخمی که یکی از زخمی ها بنام "آکام تلاج" که بعد از دو بار عمل جراحی ، در وضعیت وخیم قرار دارد و به گفته منابع مطلع دچار قطع نغاع و امیدی به بهبودی وی نیست.

همچنین دو روز از اعتراضات شهر مهاباد، شماری از شهروندان سردشتی، روز شنبه ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴، جهت محکوم کردن جان باختن "فریناز خسروانی" در شهر مهاباد و در همصدایی با مردم این شهر، تجمع اعتراضی ترتیب دادند.

Rosa گفت...

به گزارش مکریان درگیری بین حزب دموکرات کردستان ایران و پ.ک.ک زمانی شروع شده است که گروهی از اعضای حزب دموکرات برای استقرار در نقطه صفر مرزی عازم ارتفاعات کیله شین در مرز اشنویه با رواندز در کردستان عراق شدند.
شبکه تلویزیونی روداو در اقلیم کردستان با اعلام خبر محاصره گروهی از اعضای حزب دموکرات توسط نیروهای پ.ک.ک گزارش داد: روز پنج شنبه 31 اردیبهشت ماه جمعی از نیروهای حزب دموکرات کردستان ایران توسط گریلاهای پ.ک.ک مستقر در ارتفاعات کیله شین اشنویه محاصره شده اند.
روداو همچنین افزود: بعداز اینکه نیروهای پ.ک.ک از اعضای حزب دموکرات خواسته اند محل را ترک کرده و از راه اندازی پایگاه در نقاط مرزی خودداری کنند درگیری هایی بین این دو گروه مسلح روی داده است.
براساس آخرین اخبار منتشره هم اکنون با ارسال نیروهای بیشتر از سوی حزب دموکرات به محل درگیری، تنش ها افزایش پیدا کرده و تلاش های حکومت اقلیم کردستان عراق برای پایان دادن به درگیری ها ناموفق بوده است.
گفته می شود نیروهای پ.ک.ک از سالهای اواخر دهه 60 با برپایی ایست های بازرسی در مناطق مرزی اقلیم کردستان عراق از کولبران و قاچاقچیان ایرانی تحت عنوان "گمرک" اخاذی کرده و از این طریق درآمدهای مالی زیادی کسب می کنند.

Rosa گفت...



* گزارش منابع پژاک از جزئیات درگیری میان گریلاهای پ.ک.ک و حزب دمکرات کردستان ایران
مسئول ارتباطات کنفدرالیسم جوامع کردستان در ارتباط با وقایع امروز منطقه مرزی 'کیلهشین' و بروز درگیری میان گریلاهای حزب کارگران کردستان و پیشمرگ‌های حزب دمکرات کردستان ایران جزئیاتی در اختیار آژانس خبری 'روژنیوز' قرار داده است.
دمهات عگید در این ارتباط اعلام کرد: "ما خواهان بروز هیچگونه تنشی با حزب دمکرات کردستان نیستیم، آنها درخواست کردند که از مرزهای طرف ما برای عبور به شرق کردستان استفاده کنند و ما این درخواست را پذیرفتیم و اعلام کردیم که در هر زمانی از امکان عبور و مرور مرزی برخوردارند اما بعدا مشخص شد که آنها نیت دیگری دارند، قصد آنها استفاده از مناطق گریلایی برای نیاتی ناپسند بود و این موضوع برای گریلاهای ما کاملا آشکار است."
وی توضیح داد: "طبق مشاهدات ما پیشمرگان حزب دمکرات اقدام به اخاذی از ساکنان منطقه می‌کردند. با توسل به زور و قطع مسیر کاسبکاران از آنها گمرکی اخذ می‌کردند. در این ارتباط به آنها هشدار داده شد که یا این نوع اقدامات را متوقف کنند یا از منطقه خارج شوند چرا که این گروه پیشتر گفته بودند از منطقه برای رابطه با داخل استفاده می‌کنیم اما آنچه در عمل انجام دادند آشوبگری در مناطق گریلایی بود. حتی از طریق افراد رابط محلی به آنها تذکر دادیم و هیأتی به این منظور اعزام کردیم. به اعتقاد ما برخی گروههای و جریانات قصد دارند در این مقطع حساس میان کردها ایجاد مشکل و آشوب کنند."
عضو کمیته ارتباطات ک.ج.ک با اعلام آنکه خواهان وقوع درگیری در منطقه نیستند گفت: "ما حامی امنیت و ثبات هستیم اما کسانی با این آرامی مشکل دارند و سعی در تنش‌زایی می‌کنند. چندین بار به این نیروها تذکر لازم را گوشزد کردیم اما آنها دوباره سعی کردند بطور پنهانی وارد مناطق گریلایی شوند."
وی در ارتباط با شایعه بروز جنگ و کشته شدن دو عضو حزب دمکرات نیز توضیح داد: "احتمال می‌رود امروز تقابلی برای هشدار روی داده باشد، اما هنوز نتایج دقیقی از آن در دست نیست، آنها چنین ادعایی دارند و روی آن مانور می‌دهند، ما خواهان تشدید این مسئله نیستیم و بار دیگر به مسئولان حزب دمکرات اعلام می‌کنیم که می‌باید این مسئله را در اسرع وقت رفع کنند. اگر خواهان فعالیت در شرق کردستان هستند مرزهای دیگری نیز وجود دارند که نیروی گریلا در آنجا مستقر نیست، اما هدف از اینکه فقط این منطقه که تحت کنترل نیروهای گریلا است را در نظر گرفتهاند جای سئوال است."
دمهات عگید افزود: "هیچ گروهی قادر به دشمنی با پ.ک.ک نیست و نخواهد توانست بر اساس ضدیت با پ.ک.ک خود را مطرح سازد. این سیاستی اشتباه است و نباید به اقداماتی روی آورند که به سود هیچ طرفی نیست."
وی همچنین در مورد شایعهپراکنی برخی از رسانههای اقلیم فدرال کردستان در مورد این رویداد تصریح کرد: "نحوه پوشش این خبر توسط برخی رسانهها نشانگر وجود دست‌های پنهان در پس این رویداد است. رفتارهای اخیر از حزب دمکرات سرچشمه نمی‌گیرد بلکه رسانههایی وجود دارند که سعی در ایجاد تنش دارند، هدف رسانههایی که اقدام به آشوب‌گری می‌کنند کاملا مشخص است."
سخنگوی کنفدراسیون جوامع کردستان با دعوت از رسانههای اقلیم فدرال کردستان به رعایت اخلاق رسانهای از مدیران آنها خواست که بجای تشویق به جنگ سعی کنند حامی فضایی آرام باشند.

خالد گفت...

عزیز جان بیخود عوام فریبی نکنید این فیلم اصلا مونتاژ نیست خیلی هم واقعیه اینجا مهاباده همه همدیگرو میشناسند این دختر هم همه میشناسند کی بود و با کیا چیکار میکرد گند کاری که امثال شماها کردید رو توجیه نکنید همین امثال شماها اگه یکی مثل فریناز گیرتون بیاد ترتیبشو میدید حالا واسه من ادای آدم غیرتیا رو درمیارید همین کسایی که شهرهای دیگه هستند کاسه داغتر از آش شدند تمام مردم مهاباد پشیمان شدند و دوباره هتل تارا را میسازند تابه امثال شماها بفهمانند که فریناز دیگه یک خاطره ست نه اسطوره....

Rosa گفت...

نوشتید:تمام مردم مهاباد پشیمان شدند و دوباره هتل تارا را میسازند!

رزا:
شما با برادران مولودی همکیش هستید؟
یک موی فرینازها می ارزد به صد هتل امنیتی شماها!
مردم و جوانان مهاباد جوابتان را خوب دادند.
منتظر دومین هتل تان هم هستیم!
پس دست از پا خطا نکنید!
مونیتور میشوید!

Rosa گفت...

از خون فرشتگان، آتش میروید...

http://nnsroj.com/fa/article.aspx?id=8751&ID_map=29&outhorID=16

بدنام کردن شخص قربانی یکی از سیاستهای کثیف حاکمیت است. زمانی کە "شوانە سید قادر" را نیز بە قتل رساندند، از طریق جاسوسان و عوامل خود شایعاتی مبنی بر اینکە گویا شوانە شخصی چنین و چنان بد بودە است را در میان مردم پخش میکردند. اکنون نوبت فریناز است! قربانی نباید قهرمان شود، قهرمان اسطورە است و اسطورە حرکت ساز. لذا با ایجاد شایعاتی از قبیل اینکە گویا فریناز فردی فاسد الاخلاق بودە است و چنین و چنان، با ایجاد فیلمها (از طریق میکس و مونتاژ)، خریدن و تحت فشار قرار دادن افرادی خاص، دست بە کار شدەاند تا شاید معترضین را از اعتراض خود پشیمان کردە و بگویند کە فردی کە از او دفاع کردەاید، خود یک تن فروش بودە است! اما حتی اگر ادعاهای آنان صحت هم داشتە باشد، باید گفت کە یک تن فروش نیز یک انسان است و حتی یک تن فروش نیز حق دارد کە خود انتخاب کند کە با چە کسی بخوابد و یا نخوابد. آیا تحمیل سکس بە یک تن فروش تجاوز نیست؟ و اگر بە قول ایشان فریناز تن فروش بودە است، کدام تن فروش بە جای دریافت پول در قبال سکس، خود را از پنجرە بە پایین پرت میکند و جانش را چنین نثار میکند؟ و حتی اگر فریناز تن فروش هم بودە باشد، باز از دیدگاه من فرشتەایست پاک و بسیار بالاتر از دیو مردان پولدار حکومتی.


آنچە رفت، حماسە بود. حماسەی یک دختر شهری، یک دختر کارگر کرد کە صدای فریادش در شهر مهاباد پیچید و پژواک این صدا را در فریادهای مردم ناراضی با حماسە دیگری کە اعتراض بود، باز شنیدیم. فریناز جرمش این بود کە کرد بود، زن بود و کارگر. کردهایی کە مردمانی تحت ستم اند، فریناز کرد بود. زنهایی کە ستمدیدەاند، فریناز زن بود. کارگرانی کە تحت فشارترین اند، فریناز از طبقەای فقیر و کارگر بود. اما او با مرگش ثابت نمود کە تحت ستم بودن بە معنای تسلیم شدن نیست. و مردم ناراضی مهاباد نیز با این کارشان بە نوعی از تسلیم ناپذیری فریناز تقدیر نمودند. یادمان باشد کە تنها چند ماه قبل از این رویداد در جایی مانند کابل، شماری زیادی از مردمان این شهر یک دختر بیچارە را بە نام فرخندە بە جرم دگراندیشی و بە طرز وحشیانەای با سنگ و چوب و مشت و لگد بە قتل رساندند. تنها چند ماه پیش بود کە در شهر بزرگی مانند اصفهان چندین زن توسط مامورین خط خامنەای و تحت نام اسلام، با اسید سوزاندە شدند کە حتی کوری و مرگ را بە دنبال داشت، اما مردم این شهر بزرگ چند میلیونی قیامی کە شایستە باشد انجام ندادند. با این حال در شهری کە شاید حدود سیصد هزار نفر جمعیت داشتە باشد، اعتراض بزرگی انجام گرفت کە باید نام حماسە بر آن نهاد. آری، اگر کرد بودن تحت ستم بودن است، اما معترض بودن را نیز بە همراه دارد.

Rosa گفت...

از خون فرشتگان، آتش میروید...

تخریبات دولت علیە فریناز بە جای خود، آنچە کە بیشتر جای تاسف و انتقاد دارد کردهای بە اصطلاح رفرمیستی هستند کە قیام مردم معترض مهاباد را "آشوب" جلوە دادە و از این سخن میگویند کە گویا در صورت چنین اعتراضاتی دولت امکانات اقتصادی و سرمایەگذاریهایش را در کردستان کم خواهد نمود. این افراد کە خود اکثرآ اشخاصی ثروتمنداند و از درد زنان کارگری چون فریناز چیزی نمیدانند، با ایجاد این ایدە واهی کە دولت میخواهد کردستان را آباد کردە و از لحاظ اقتصادی رشد دهد اما این خود کردهایند کە نمیگذارند(!) و یا با ابراز اینکە امنیت را باید حفظ نمود، در صدد گوسفند کردن انسانهایند. از آنها باید پرسید کە اگر این حکومتی کە میخواهد اصلاحش کنید (کە صد البتە قابل اصلاح نیست) قصد رشد اقتصادی در کردستان را داشت، چرا در طی این سی وچند سالە گذشتە کە کردستان را با فتوای خمینی باز اشغال کردەاند، کار چندانی نکردە است؟ دولتی کە بە جای کار، مسکن و آزادی، تنها فقر و بیکاری و فلاکت را برای مردم کردستان بە ارمغان آوردە است. شاید تنها دو نمونە برای نشان دادن سیاستهای اقتصادی حکومت جمهوری اسلامی ایران در مناطق کردنشین کافی باشد تا دهان این گونە افراد را بست: قتل روزانە کولبران کرد در مرزها و غارت سنگهای معدنی کردستان بدون اینکە حتی سود چندانی برای مردم منطقە داشتە باشد! این آرامش طلبان آرامش چە کسانی را میخواهند، دولت یا مردم را؟ کار و اقتصاد برای چە کسانی میطلبند، برای امثال متجاوز صاحب هتل تارا یا برای دختران فقیر و کارگری از نوع فریناز؟ آیا اینان کە اینچنین از حفظ آرامش و ایجاد امنیت صحبت میکنند، اگر ماموری بە دختر و یا خواهر خودشان تجاوز کند، باز هم ساکت خواهند نشست؟ ظاهرآ کە اگر بە خودشان هم تجاوز کنند، باز اعلامیە حفظ امنیت میدهند. اما اعتراض یک حق لیبرال و انسانیست. سکوت و آرامش تنها زمانی خوب است کە حقوق و عدالت حاکم باشد. اگر تاکنون نشنیدەاید حالا بشنوید، این یک قانون نانوشتە انقلابی در سرزمینیست کە اشغال شدە و حکومتش ناعادل است: در مقابل مرگ خونین فرشتگان باید با خون گریست، و ملک و مال هر پولداری را کە فرشتە میکشد، باید بە آتش کشید. از خون فرشتگان، آتش میروید...