۱۸ آذر، ۱۳۹۶

کتابخانه آرشیو رزا- از فوکو تا نگری! از رزا تا اوجلان! جدید


رزا: از آنجایی که لینک برخی از کتابهای کتابخانه ی سوسیالیستی اینجا باز نمی شود و دوستان علاقه مند به این کتابها امکان دانلود نداشتند. لینک جدید کتابها را در همینجا لیست می کنم. با ع و ه

برای دانلود از مدیافایر روی تیتر کتاب کلیک کنیم.
بیشترین دانلود شده؟
برآشوبید! از اشتفان هس-14 مگابایت حدود 15 هزار بار دانلود شده! فایل جدید برای خواندن از روی مونیتور و یا چاپ اینجا

آزاد شدن-جیمز هرود- ترجمه ازبلاگ پیمان پایدار-644 بار دانلود! 25 مگابایت فایل دانلود اینجا
ساختن انجمنهای دموکراتیک خود مختار/ اوتونوم محله ها´- ازبلاگ پیمان پایدار

آنارشی کار میکند-پیتر گلدرلوس در دست ترجمه ازبلاگ پیمان پایدار اینجا

مقدمه ای بر جامعه شناسی نگرش های فمینیستی
پاملا ابوت و کلر والاس
ترجمه: مریم خراسانی و حمید احمدی
نشر دنیای مادر : 1381 (چاپ دوم)

 لینک جدید دانلود کتاب آنگونه که من زیستم/ اما گلدمن 27.09 MB
جدید نوامبر 2017 اینجا و اینجا
سهیلا بسکى در مقدمه کتاب در معرفى اِما گُلدمن و چگونگى ترجمه یادداشتى آورده است که مى‏خوانید :
 خودزندگینامه اِما گلدمن را در سال ۱۳۶۵ به سفارش روشنک داریوش که در آن هنگام مدیر انتشارات روشنگران بود ترجمه کردم. یاد روشنک داریوش گرامى باد که در آن روزها سیاست انتشار کتاب‏هایى همچون قطره اشکى در اقیانوس، چرخ دنده سارتر و خودزندگینامه اِما گلدمن را پیش گرفته بود با این امید که به جریان تقدس‏زدایى از ایدئولوژى‏هاى آرمانخواه قرن نوزدهمى یارى رساند که نتیجه پیروزى آنها در عرصه عمل، در قرن بیستم آشکار شده بود. خودزندگینامه اِما گلدمن از این نظر یک کتاب کاملاً کلاسیک محسوب مى‏شود و دو فصل مهم و بسیار طولانى آن (حدود ۲۰۰ صفحه) به روایت رویدادهاى سال‏هاى نخست پس از انقلاب بلشویکى روسیه، اختصاص دارد. شرح ملاقات‏هاى اِما گلدمن و الکساندر برکمن با شخصیت‏هاى مهم انقلابى از جمله لنین، تروتسکى، زینوویف، گورکى… و ارزیابى سیاست‏هاى بلشویکى از چشم دو آرمانخواه آنارشیست که به دلیل فعالیت‏هایشان در دفاع از انقلاب روسیه، از آمریکا به روسیه انقلابى تبعید شدند، خواندنى است. و امّا خواندنى‏تر از آن، روایت گلدمن از باورهاى آنارشیستى خود اوست.


 سرمایه؛ نقدی بر اقتصاد سیاسی (جلد یکم)
کارل مارکس
ترجمه حسن مرتضوی
نشر آگاه: چاپ دوم بهار۱۳۸۷
لینک کتاب کاپیتال جلد اول ترجمه ی مرتضوی  170 مگا بایت! آیا کسی میتواند کتاب را با کیفیت، اما کم حجم/وزن کند؟ اینترنت اغلب پرولترها یواشه! یکروزم برای آپلود رفت!
جدید نوامبر 2017 -30مگا بایت و اینجا
گروندریسه- مارکس- ترجمه حسن مرتضوی اینجا



آزادی حیوانات- پیتر سینگر- 14 مگابایت
 دانلود ازاینجا

اسم کتاب : پژوهشی درباره خشونت علیه زنان در ایران
اینجا   نویسندش مهرانگیزکار هست و انتشارات روشنگران و مطالعات زنان اون رو منتتشر کرده.
 (با تشکر از هدیه خوب. آیا کسی می تواند به فرمات آکروبات پی دی اف کند؟ 18 مگابایت

  بقیه کتابها اینجا و در ادامه
برای دانلود از مدیافایر روی تیتر کتاب کلیک کنیم.



 آنارشیسم سیاست شاعرانه
نویسنده :  هربرت رید
مترجم :  حسن چاوشیان
ناشر:  اختران
سال انتشار:  ۱۳۹۱
تعداد صفحات:  ۳۰۸
جدید نوامبر 2017 اینجا


آنارکوسندیکالیسم (با مقدمه نوام چامسکی) نویسنده: رودولف راکر
جدید نوامبر 2017 اینجا
مترجم: محمودرضا عبداللهی
جامعه شناسی
ناشر: نشر افکار
تاریخ انتشار: ۱۳۹۱
۲۰۸ صفحه
چاپ آنارکوسندیکالیسم اثر رودولف راکر برای آنان که دل‌مشغول مسائلی چون آزادی و عدالت‌اند رویدادی بسیار مهم محسوب می‌شود. دیدگاه او دربرابر گرایش‌های غالب در اندیشه‌ی مدرن اجتماعی و سیاسی قرار می‌گیرد که انگیزه‌ی یاری به خود را از بین برده‌اند. این دیدگاه هنوز الهام‌بخش باقی مانده است و همچنان انگیزه‌ای استوار برای اندیشه و عمل سازنده‌ی ما محسوب می‌شود.


آنارشیسم
 لینک دانلود اینجا

2.09 MB
 نویسنده: کالین وارد
لینک خواندن و ویرایش کتاب آنارشیسم کالین وارد (هنوز نیاز به ویرایش دارد) اینجا
مترجم: محمودرضا عبداللهی
جامعه شناسی
ناشر: نشر افکار
تاریخ انتشار: 1388
۱۷۶ صفحه
کالین وارد نویسنده متولد: 1924 انگلیس
کالین وارد نویسندۀ کتاب در پیشگفتار متذکر میشود آنارشیسم ایدئولوژی ای سیاسی و اجتماعی است که با وجود شکست تاریخی، همواره در ظاهری نو یا در کشوری جدید دوباره سربرآورده است، به گونه ای که مدام باید در رویدادنگاری آن فصلی تازه گشود، یا به گستره ی آن جنبه ای دیگر افزود. او در این کتاب علاوه بر نشان دادن آنارشیسم در متن تاریخ سیاسی خود، بر جنبه های اجتماعی و فرهنگی این مکتب فکری تاکید میکند

آنارشیسم
نویسنده : کالین وارد
مترجم : محمودرضا عبداللهی
نشر نقد افکار : 1388
https://goo.gl/9zzFQT

باکونین و آنارشیسم جمع گرا
جدید نوامبر 2017 اینجا
برایان موریس
ترجمۀ سعید فیض الله زاده
آن کس که دین دارد خرد ندارد و آن کس که خرد دارد دین ندارد:اینست شعار ما آنارشیست ها

*اسم حقیقی کتاب "باکونین:فلسفه آزادی" می باشد.
مترجم:سعید فیض اله زاده )نشر :کتاب آمه 1389
سوسیالیسم اقتدارگر مارکس یا سوسیالیسم اختیار باور-آزادیخواهانه –باکونین

 آنارشیسم اثر جورج و ودکاک (انتشارات معین،1368)
کتاب
جدید نوامبر 2017 اینجا و اینجا
با تشکر از اسکن کتاب.
 کتاب آنارشیسم جورج وودکاک - هرمزعبداللهی - نشر معین ۱۳۶۸ - چاپ اول
ص۶۷۲
Anarchism: a history of libertarian ideas and movements..
                        Woodcock, George

لینک دانلود آنارشیسم چیست؟ از مرتضی کیانی اینجا

 از اوجالان تا بوکچین یا قصۀ کوبانی از کجا آغاز شد؟ بهرنگ صدیقی

 مارکسیسم و آنارشیسم- نزدیکی، ترکیب یا جدایی؟

میرزاده عشقی- سیمای نجیب یک آنارشیست اینجا

مانیفست علیه کار- اینجا

آزاد شدن- دانلود کتاب اینجا

پداگوژی برای رهایی (گفتگوهایی دربارۀ دگرگونیِ آموزش)
دانلود کتاب اینجا
گفتگوی ایرا شُر با پائولو فریره
 نشر اینترنتی رهایی :1394 مترجم : حسام حسین زاده

 مجموعه مقالاتی از ویژه نامه باکونین (از طرف مارکسیستها)
شورش های منطقی اینجا

اراده به دانستن(تاریخ جنسیت 1)
دانلود کتاب اینجا
میشل فوکو
ترجمه : نیکو سرخوش؛ افشین جهاندیده
نشر نی : 1390 (چاپ ششم)..

مراقبت و تنبیه : تولدِ زندان
دانلود کتاب اینجا
نویسنده : میشل فوکو
ترجمه : نیکو سرخوش؛ افشین جهاندیده
     نشر نی :   1378

دانش و قدرت
دانلود کتاب اینجا
میشل فوکو
محمد ضیمران
  نشر هرمس : 1387 (چاپ چهارم)

نظم گفتار
میشل فوکو
ترجمه باقر پرهام
نشر آگاه: ۱۳۸۰
http://goo.gl/lfFFNt
یا
http://goo.gl/fGdWey

تاريخ جنون در عصر كلاسيك
دانلود کتاب اینجا
ميشل فوكو
ترجمه فاطمه ولياني
نشرهرمس:۱۳۸۵

بايد از جامعه دفاع كرد؛ درس گفتارهای كلژ دو فرانس ۱۹۷۵-۱۹۷۶
ميشل فوكو
ترجمه رضا نجف‌زاده
انتشارات رخ‌دادنو:۱۳۹۰
http://goo.gl/s3F4KF
یا
http://goo.gl/bS9dS7
یا
http://goo.gl/TuYWSk

تولد زیست سیاست»، درس‌گفتارهای کلژ دو فرانس ۱۹۷۸-۱۹۷۹
میشل فوکو
ترجمه رضا نجف‌زاده
نشرنی: ۱۳۹۰
http://goo.gl/bkCxbp
یا
http://goo.gl/872NmV
یا
http://goo.gl/nbm1Dy

بیشماران (انبوه خلق)؛ جنگ و دموکراسی درعصر امپراتوری
آنتونیو نگری-مایکل هارت
ترجمه‌ی: منوچهر هزارخوانی
انشارات بنیاد رضایی‌ها:۲۰۱۲
http://goo.gl/vw3BV2
یا
http://goo.gl/SRNqbe

انبوه خلق؛ جنگ و دموكراسی در عصر امپراطوری
آنتونيو نگری، مايكل هارت
ترجمه‌ی: رضا نجف‌زاده
نشر نی:۱۳۸۶
http://goo.gl/vHvO81
یا
http://goo.gl/rOZ21H

کار دیونیسوس؛
نقدی بر ساخت حقوقی دولت مدرن و پسامدرن
آنتونیو نگری و مایکل هارت
ترجمه‌ی: رضا نجف‌زاده
نشر نی:۱۳۸۸
http://goo.gl/Zyo67J
یا
http://goo.gl/GzZtWB
یا
http://goo.gl/BXuC6z

بیشماران (انبوه خلق)؛ جنگ و دموکراسی درعصر امپراتوری
دانلود کتاب اینجا
آنتونیو نگری-مایکل هارت
ترجمه‌ی: منوچهر هزارخوانی   انشارات بنیاد رضایی‌ها:۲۰۱۲

اعلامیه- دانلود اینجا

امپراطوری
دانلود اینجا
آنتونیو نگری و مایکل هارت
ترجمه‌ی: رضا نجف‌زاده  انتشارت قصیده‌سرا: ۱۳۹۱

میان گذشته و آینده (هشت تمرین در اندیشۀ سیاسی)
هانا آرنت
ترجمه : سعید مقدم
نشر اختران : 1392 (چاپ دوم)
https://goo.gl/P3BCkJ
یا
http://1drv.ms/1AamKm0

خیابان یک طرفه – والتربنیامین
دانلود اینجا

درود بر کاتالونیا؛ گزارشی از جنگ داخلی اسپانیا۱۹۳۷
دانلود اینجا
جورج اورول
1984
دانلود اینجا
جورج اورول
 ترجمه تورج آرامش   انتشارات آگاه:  ۱۳۶۱

به انگیزه‌ی ۳۹‌مین سال‌مرگ مصطفی شعاعیان
هشت نامه به چریک‌های فدایی خلق: نقد یک منش فکری
دانلود اینجا
مصطفی شعاعیان
نشرنی: ۱۳۸۶

۲ انتقاد به چریک‌ها (دست‌کم انتقاد مارکسیستی را نکشیم- یک نامه)
مصطفی شعاعیان
انتشارات مزدک-ایتالیا:۱۹۷۶
http://goo.gl/0jrInv
یا
http://goo.gl/68ZLuu

برخی از آثار عبدالله اوجالان  جهت دانلود در این صفحه گرد آمده است؛



این مجموعه کامل تر خواهد شد.

از اوجالان تا بوکچین یا قصۀ کوبانی از کجا آغاز شد؟ بهرنگ صدیقی

 پیکار با تبعیض جنسیتی- دانلود اینجا

 سلطه ی مردانه- پییر بوردیو دانلود کتاب اینجا

زبان از یاد رفته- اریک فروم- دانلود کتاب اینجا

وبسایت خوبی هم در زیر که فایل رادیویی (اینجا) محشری داره: عصب سنج اینجا
مدیا‌ـ‌ کالکتیو ــــ ۱
< Kaleidoscopic Ungrounding (2017) \ Pouya Gholami & Sareh Peyman>
دانلود نسخه کامل
یک کتاب از وبسایت عصب سنج! در زیر:
زن، هنر، قدرت / لیندا ناکلین
دانلود کتاب اینجا
متدولوژی نقد ناکلین می‌تواند به‌واقع راهشگای نقد آثار هنری و فرهنگی در ایران باشد و برای همه‌ی آنانی که اشتیاقی به هنر دارند، نوعی ابزارِ مواجهه در اختیار بگذارد. وی به آن دسته از منتقدانی تعلق دارد که برخلافِ فمینیست‌های طبقه‌متوسطی با قاطعیت از تجاری‌سازیِ بدنِ برهنه‌ی زن انتقاد می‌کند و درعین‌حال به برجسته‌کردن گفتار زنانه در هنر می‌پردازد. درهرحال، مقاله‌ی معروفش، «چرا هیچ هنرمند زن بزرگی وجود نداشته‌است؟»، در حیطه‌ی نقد هنری جریان‌ساز و تأثیرگذار بوده‌است. به‌علاوه، ناکلین در مقام کسی که احتمالاً وامدارِ آلتوسر و فوکو است، بازی‌های پنهانی ایدئولوژی جنسیت‌محور غربی را ــ که گاه با نگاهِ شرق‌شناسانه‌شان به جهان سوم گره می‌خورد ــ فاش می‌سازد، و به امور رویت‌پذیری می‌پردازد که در کنار امور گفتارپذیر، یکی از دو عنصر برسازنده‌ی چینه‌های دانش از منظر فوکو است؛ و این امور رویت‌پذیر چیزی نیستند به جز تصاویر هنرهای بصری: نقاشی و عکس

مگر خدا نمرده بود؟ / آنتونیو نگری

برای خواندن و یا دانلود بروی تیترها کلیک کنیم.
در زیر لینک کتابهایی که خودم آپلود کردم (فایل دانلود در مدیافایر میباشد. هر فایل کتاب اغلب کوچکتر از 10 م. بی است):
سیاستهای خیابانی- آصف بیات

بحران ساختار سلطه در تاریخ معاصر جنبش‌های افقی و آنارشیک و جایگاه اسلاوی ژیژک
دانلود کتاب اینجا

گزیده هایی از رزا لوکزامبورگ. به کوشش پیتر هودیس و کوینب. اندرسون. ترجمه از حسن مرتضوی. (تهران: نشر نیکا، 1385)
دانلود کتاب اینجا

نقد رزا لوکزامبورگ بر بلشویسم:
اندیشه هایی پیرامون دمکراسی
حسن مرتضوی
آنچه که سال‌ها بعد از انقلاب اکتبر رخ داد و رزا لوکزامبورگ زنده نماند تا ببیند این بود که بدترین پیش‌بینی‌های وی به تحقق انجامید. این پرسش همچنان ادامه دارد و بی‌گمان هر بدیل سوسیالیستی که خواهان الغای ازخودبیگانگی انسان است ناگزیر است به این پرسش پاسخ دهد: پس از انقلاب چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ...

نسخه‌ای pdf از ویراست جدید جامعه‌ی نمایش

 کلمات اسیر / مصطفی خیاطی

 درباره‌ی فقر و فلاکت در محیط دانشجویی
مصطفی خیاطی
نکته‌هایی در حاشیه‌ی این ترجمه

در ستایش تن‌آسایی
دانلود کتاب اینجا
حقِ تن‌آسایی، پل لافارگ،

هشدار به دانش آموزان تمامی اعصار- رائول ونگم
دانلود 

نام کتاب: گفتار در بندگی خودخواسته
نویسنده:اتیین دولا بوئسی
مترجم: لاله قدکپور
چاپ:چاپ دوم-۱۳۹۲
ناشر:نشر گمان
۹۲صفحه شابک:

بین الملل نوع بشر - رائول ونه گم - بهروز صفدری - نشر کلاغ - ۱۳۹۵ - چاپ اول


۳۱ نظر:

Rosa گفت...

لینک کتاب کاپیتال جلد اول ترجمه ی مرتضوی170 مگا بایت!
آیا کسی میتواند کتاب را با کیفیت کم حجم/وزن کند؟ اینترنت اغلب پرولترها یواشه! یکروزم برای آپلود رفت!

http://www.mediafire.com/file/6kl2l8laz7fee3w/sarmaye-mortazavi.pdf

تاریخ جنون- فوکو

http://www.mediafire.com/file/h3l1lmvb5wus8yi/tarikhe_jonun.pdf

مهرانگیز کار (با تشکر از هدیه خوب. آیا کسی می تواند به فرمات پی دی اف کند؟ 18 مگابایت

http://www.mediafire.com/file/tw1lalfxdw7aa3z/book.djvu

الان دیدم 15 هزار نفر کتاب «بر آشوبید!» را دانلود کرده اند برای آشوب !
رکورد :)
کتابها را اسکن کنید و برایم بفرستید.
با ع و ه
رزا

ناشناس گفت...

رهگذر:

رزا، دو پیشنهادی دارم.

پیشنهاد اول،

بجای معرفی کتاب، یک متنی بنویس که طرح بندی اش این شکل را دارد:

عنوانش باشه مثلا آنارشیسم و یا هر چه که میخواهی، مجموعه ای از این اعتقادات:

1 ...
2 ...

بعد برای هر مبحث، منابع مطالعاتی مورد نظرت را معرفی کن.

مثل ویکی پدیای فارسی اما "عنوانی" تر، یعنی با تفصیلات کم تر و با مراجع بیشتر و با توضیح اینکه در منبع چه چیزی وجود داره که کمک به درک موضوع است.

پیشنهاد دوم،

تو که اینهمه زحمت میکشی، چرا در کنار وب بلاگت، یک وب سایت مرجع آنارشیستی از نوع دیدگاه خودت درست نمی کنی؟ جنبه های مختلف نظراتت را زیر عنوانهای متعددی قرار بده، در مورد عناوین مختلف نظرت را بنویس و مراجع ی که به درک نظرت کمک میکنند را معرفی کن.

حالا چرا؟

چون آدمها به خلاصه ساده و قابل فهم و کوتاه مطالب بیشتر علاقه دارند تا خواندن کتابهائی مفصل. بعد از خواندن مطالب ساده تر برای آدمها سئوالاتی باز می شود و به انتقاداتی که به مطالب شده فکر میکنند و میخواهند از آن دفاع کنند و یا ردش کنند. با اینکار ذهن افراد دنبال جواب خواهد گشت و فعال می شود، ذهنشان کار می افتد، توانائی فکری اشان زیاد شده بدون اینکه دگم و طوطی وار تابع نظری معین باشند.

Rosa گفت...


تو که اینهمه زحمت میکشی، چرا در کنار وب بلاگت، یک وب سایت مرجع آنارشیستی از نوع دیدگاه خودت درست نمی کنی؟ جنبه های مختلف نظراتت را زیر عنوانهای متعددی قرار بده، در مورد عناوین مختلف نظرت را بنویس و مراجع ی که به درک نظرت کمک میکنند را معرفی کن.

رزا: من این کار را نمیکنم! چون آنارشیستم! و چون مادر یک کودکم! و چون یک زن هستم!
دلایل اینکار زیاد است!
من گاهی اینجا بشدت موضع دارم و لجوج! بلند فکر کرده و مانیپولاتیو! اما تلاش هم دارم که جلوی فکر کردن دیگران را نیز نگیرم!
من همانجور که حدس زدی از سنت مارکسیسم هستم و در زمانه اش قرار داشتم و لیست مطالعاتی و... هژدهم برومر را به اجبار حفظ کرده و مشق شبمان پس از پخش اعلامیه های نخوانده، خلاصه نویسی و سخنچرانی برای مردم بود. بسیار از رفتار آنوقتهایم شرمنده ام:(
وقتی صدایت بلند است، جلوی صدای ضعیف دیگران را گرفته ای.
تنها انگیزه باید باشد: در اختیار گذاشتن کتاب.
اینکه تو از کتاب شیمی به ضرورت بمب بسازی یا شیرینی بپزی! ضرورت زندگی تعیین می کند.
من زمانی داد کشیدم که مثلن اندیشه ی کتابی که هنوز به فارسی ترجمه هم نشده مائویستی کردند! وقتی نویسنده اش فدریچی اپرائیست هست و در قید حیات!
چهره ساحره ها که در «طوفان» به گذشته ای دور رانده شده، در کتاب او مرکز صحنه را اشغال می کند و به عنوان تجسم دنیایی از سوژه های زن که سرمایه داری خواهان نابودی آن است: دنیای مملو از کفار، زندیقان، زنان غیر مطیع، زنانی که جرأت دارند تنها زندگی کنند، کنیز جادوگری که در غذای ارباب سم می ریزد و بردگان را به طغیان فرا می خواند.
مائویسم آواکیانی هم به شورش فرا می خواند در امتداد مارکسیسم!
در مورد این اثر «برخی معتقدند» که حاوی بخشی نانوشته از «سرمايه» مارکس است؛ اظهار نظری که خود فدریچی آنرا چنین تصحیح می کند: نباید این نوشته را نوعی اضافه بر «سرمایه» دانست بلکه باید سرمایه داری را به نحو دیگری و در کلیت آن اندیشید.

من تنها نظر خود نویسنده را ترجمه شده و گاهی خود ترجمه کرده و گاهی به تقاضا می گذارم ترجمه شود تا سو استفاده (از طرف حزبی ها) نشود!
این تنها وقتی است که خود بلند شده و جیغ بنفش/صورتی! می کشم! بقیه مطالب بازنشر نظراتی است که زیر کوه اطلاعات ، دفن شده اند! آرشیو مقالات خوب موزیک و کتاب...
ویکیپدیا و لغت نامه و پروژه های اینجوری کاری جمعی هست. مبدا یک جامعه کار جمعی است. البته ما سُنتن هم فرهنگسرا نداریم و لغتنامه هایمان به اسم افراد است (دهخدا...)
نوشتی: بعد برای هر مبحث، منابع مطالعاتی مورد نظرت را معرفی کن.
رزا: از اینکار متنفرم:) همین گونه مانیپوله شدم در مدرسه/سازمان/آکادمی!
باید صدایمان را آنقدر بالا ببریم که جلوی فکر کردن دیگران گرفته نشه:)


Rosa گفت...

وب سایت مرجع آنارشیستی

رزا:وبسایت مرجع ، همان تیز خلاص است به آنارشی!

نوشتی:آدمها به خلاصه ساده و قابل فهم و کوتاه مطالب بیشتر علاقه دارند تا خواندن کتابهائی مفصل. بعد از خواندن مطالب ساده تر برای آدمها سئوالاتی باز می شود...

رزا: تمام مدرسه/دانشگاه بود شیمی/فیزیک... در دو دقیقه! تا امتحانها را پاس کنیم!
ایجاد سوال با تبلیغ/ترویج/آژیت-پروپ نیست.
انگیزه باعث تلاش می شود! سوال بدلیل اراده ی خارجی ایجاد نمی شود و از مشاهدات کودک و تجربه از جهان خارجی است. ما تنها اجازه داریم جوابهای احتمالی خود را پس از شنیدن جواب کودک مطرح کنیم و به بحث و گفتگو بگذاریم. ایجاد فضاهای آلترناتیو و آتونوم برای ایجاد امکان بحث.
آگاهی نسبی از دل همین گفتگوها ایجاد می شود. تفکر عمیق برای حل یک مشکل!
مثل وقتی که موز به سقف چسبیده و میمون می خواهد آن را به دست بیاورد! من البته می دانم اگر چارپایه ها را روی هم بگذارد ، دستش به موز میرسد!
اگر تنها باشد، احتمالن با وقفه، همین کار را خواهد کرد!
بسیار یاد خواهم گرفت، وقتی چارپایه را با پرتاب به موز و یا اگر تنها نباشد، با روی کول همدیگر رفتن بدست بیاورد!
راه حل های کپی شده، راه حل زمانه ی ما نیستند! به خلاقیت نیاز داریم و خرد جمعی! کار تیمی!
اندیشه ی فردی سترون است. مبادا به کسی کپی کردن بیاموزیم و وقت تفکر را از او بگیریم...
وقت سوزاندن خلاقیتها را نداریم. آینده ی گونه ی ما در خطر است. باید وقت تفکر داد تا میمونهایی که ما هستیم راه حل های جدیدی بیابند تا موز نگندیده به سقف هنوز وقت هست!

بیا بجای ساده کردن جهان پیچیدگی اش را ببینیم!
مغز ما هر دو توانایی را در خود دارد. دیدن کُل و دیدن جزع!
من می توانم بنویسم کتاب شیمی سال دوم در صفحات فلان دستور ساخت اشک آور دارد و به درد دفاع شخصی می خورد! اما دانستن کُل آن ضروری ست چون شاید گاهی مجبوریم کیک خامه ای بپزیم! مثل لورل و هاردی! باید با زمان پیش رفت وقتی ماشین آبپاش اینروزها برای خالی کردن خیابان صوت ایجاد می کند!

من مخالفتی ندارم که هر کتاب معرفی کُلی بشود. این کار را کتابخانه ی کوچک سوسیالیستی دارد می کند!
چون مارکسیستها همیشه در برابر ارتش قوی قرار است که ارتش نخبگان حامی پرولتاریا بسازد! و آگاهی طبقاتی تزریق کند!
هدف من؟
انسانهایی که در این بازی شرکت نمی کنند و مسابقه را به هم میزنند!
شلیک کردن راحت است. کپی برداری از سیستم!
هدف من کنار کشیدن در ابعاد میلیونی است و نهایتش نابودی کامل تمام وسایلی که نابودمان می کند.
وقتی که عاشق باشی: دستش نگرفت و پا بپا نبرد!
باید مادر بود!
پا به پا رفت اگرچه لنگان!

بگذاریم سوالات بدون جواب بمانند!
تا انگیزه و اشتیاق کشف جوابها نمیرند!
وظیفه ی ما در اختیار گذاشتن است. مثل قلم و مقوا! مطالبات را آنان خود خواهند نوشت! شک نکنیم!

البته چون یافته مطالب سخت است در بلاگ ایده ی وبسایت وسوسه بر انگیز است. اما از طرفی نیز وقت گشتن بدنبال مطلبی، به تصادف به مطلبی دیگر رسیده که خواندنی تر هم اغلب هست.
و
البته پُشت بلاگ فعالیتهایی هم هست:) از تقاضای دوستی تا کتاب خارج از آنارشی تا دانلود آهنگهای ممنوعه تا ترجمه ی نامه ی عاشقانه به زبان غیر فارسی برای دلدار تا کمک ابتدایی دانشجویی/پناهندگی تا دوستی های غیر فرمال و ... که در چارچوب آنارشی، و ایدئولوژیک و رسمی همه از بین خواهند رفت. و اینهمه هم نمونه ی یک انسان در ارتباط آنارشی قرار گرفتن است. اینکه آنارشی در روزمرگی یک بلاگ.
و اینکه در صورتی یک زندگی که آغوشی برای تمام ستم دیدگان است حتی آنان که هرگز در خیابان نخواهند رفت، ولی به هر دلیل ما را دنبال می کنند و می خواهند باشیم!

اگر در مورد وبسایت کمک بگیرم می شود کمی جمع و جور کرد و سال نویی ، دستی بروی گرد و خاکها کشید!
اما کامنت« دزدیدن دقیقه و ثانیه ی زندگی» و "تاکتیکهایی" که میزنم واقعی بودند.

میدانم پیشنهادت برای بهتر شدن کار و عرضه ی بهتر مطالب و کتابها بودند. اما راستش نه زیاد به ضرورت منطقی اش رسیده ام و نه بدون کار جمعی امکانش هست. اگر خودت وقت داری مطمئنن ، دستت را به گرمی می فشارم. تا مُشتی شویم!

فعلن سیستم دارد یکی یکی انگشتانمان را می شکند و هر روز یکی بیشتر از ما کم شده.
و ما
نوبت خود را انتظار می کشیم...

با عشق
و با همبستگی

وحید گفت...

سلام رزا جان

منم تا حدی موافقم که لیست کتابها رو یکجا بزاری ولی اصلا با توضیح مختصر درباره کتاب موافق نیستم برای اینکه فکر می کنم ما حق نداریم به جای دیگران فکر کنیم. برداشت از یک کتاب کاملا شخصی هست و نمی شه گفت که هر کتاب به درد چه کسی می خوره یا درباره چه موضوعی هست. هر چند که به نظرم کلا کتاب با تلویزیون هیچ فرقی نداره.

به هر حال به نظرم بهتره که اگر امکانش هست یک برگه درست کنی و لیست کتاب ها رو اونجا بزاری به جای اینکه هر چند وقت یک بار پست بزاری. البته می تونی هر وقت یک کتاب جدید گیر آوردی هم اون برگه رو معرفی کنی و هم کتاب جدید رو.

و یک چیز دیگه توی مدیافایر آپلود نکن مدیا فایر اکثر مواقع با Tor مشکل داره.

سیستم تشخیص اسپم این نظم رو حذف کرد اگر تکراری بود حذفش کن. :)
با عشق و همبستگی
وحید

Rosa گفت...

سلام عزیز جانم
مشکل اساسی سرعت پایینم هست و یک جای خوب! برای آپلود که قابل دسترس برای همه باشه. البته با ایمیل هم برخی را که کوچک بود فرستادم به رفقا. اما برخی بسیار بزرگ است. برخی هم مشکل فرمات دارد مثل آنارشی وارد!
و بدترین آن، اشتراکی بودن کامپیوتر است! رفیقی نازنین یک کامپیوتر جور کرد که بعد از ژانویه باید درستش کنم. در ضمن کتابهای درخواستی هم لیستش دارد طولانی می شود و بسیاری هنوز تهیه نشده. مدتی یکی از بچه ها کمکی بود ولی روح شورشگرش به خیابان کشاندش:)
تمام این ها اما با فکر، لذت خواننده ی کتاب برطرف می شه.

حتمن لیست را جور می کنم و لینک ثابت می دهم. دیروز داشتم پس از یکسال آمار دانلود را چک می کردم. باور نکردنی بود!

اگر جایی مطمئن یافتی برایم بعد بنویس تا همه را همانجا آپلود کنم.
از دور صورت نازنینت را می بوسم.
با ع و ه

ناشناس گفت...

رهگذر:

رزا، نمی فهمم چطور معرفی اعتقادات خودت بصورت منظم خفه کردن دیگران است؟ من برعکس تو فکر میکنم که بمباران کردن دیگران با کلی کتاب بدون نظم و دسته بندی مطالب آدمها را سردرگم میکنه. خودت به یکی از کتابهائی که معرفی می کنی مراجعه کن، ببین تیتر مطالب با منطق خاصی لیست شده و در مورد هر کدام بصورت منظمی بحث شده. ذهن خودت یک کتابه، میتونی منظم ش کنی، لیست اش کنی و مراجعش را معرفی کنی.

چون کتاب لیست کردی گفتم. روش من یک جور دیگر است. روش من اینه که ۱- منطق هر چیزی را توضیح بدم، ۲- مسئولیت عقیده خودم را بعهده بگیرم. پای من در ابراز عقیده ام بمیان است، دیگران را جلو نمی اندازم. من هیچ وقت هیچ کتابی معرفی نمی کنم. من همیشه موضوع بمیان می کشم. بعد اگر کسی سئوال کرد که در موردش چه تحقیقاتی شده، کتاب لیست می کنم. یعنی من در خط اول جبهه هستم نه پشت جبهه. خودم را پشت دیگران پنهان نمی کنم. بعنوان مثال، اگر تئوری ارزش اضافی مارکس را درست بدانم، عقیده من شده است. بخواهم توضیح ش بدم، شروع میکنم به توضیح تئوری بدون اینکه از مارکس حرف بزنم و اونو جلو بندازم. بعد که تئوری تفهیم شد، اگر شخص بیشتر بخواهد بداند، منشا آنرا توضیح میدم. من با توضیح منطق یک چیز کسی را مانیپولیت نمی کنم. فقط میگویم که منطق موضوع چیه. آن شخص همانجا میتونه با من دیالوگ داشته باشه و نظر من را رد کنه. بنظر من ابتدا فکر کردن مهمتره تا خواندن. آن مقالاتی که پر از نقل قول و مرجع هستند فقط اثبات این هستند که یک شخص سواد خواندن دارد، اثبات این نیست که شخصی در مورد آن چیزهائی که نوشته فکر کرده.

ناشناس گفت...

رهگذر:

رزا، حال موقعیتی پیش آمده که یک چیزی برات بگم. من در طول این سالها متوجه یک تفاوت مهم شدم. تفاوت بین آدم پر معلومات و آدم دانا. اولی ، الزاما دومی نیست. اولی میتونه فقط کتاب خون باشه. دومی مغزش کار میکنه. منظورم از دانا این نیست که آدم دانا خوب است. آدم دانا میتونه بد باشه. مغز کتاب خون الزاما کار نمیکنه. کتاب خونی که همش نقل قول میاره، آتوریته چیه، چون فکر میکنه یک عالم و دانشمند به صرف کتاب و رساله داشتن حرفش معتبره، یعنی مغز خودش تحت انقیاد آتوریته عالم و دانشمند است نه منطق موضوع، در حالیکه علم و دانش آتوریته نیست. بعضی وقتها متوجه شدم وقتی عقیده ام را بیان میکنم دیگران با نفرت از من به من گوش میدن. برای همین هیچ وقت گوش نمیدن. آونها هم تفکر اقتدارگرانه دارند. یادته گفتم ریکرسیوه. متوجه شدم که اگر اول بگم که “ده تا مدرک دکترا دارم”، خوب حرفمو گوش میدن. اما شناختی که در این شرایط کسب میکنند شناخت نیست، در یوزگی در برابر نظریه است و من شدم دیکتاتور نظریه. در روابط اقتدارگرانه، دانش و علم نیز به استبداد تبدیل میشه.

میگویند آخوندها غلط میگویند چون بی سوادند، مدرک دکترای علمی ندارند. چنین چیزی نیست. اگر آخوندها در مورد چیزی غلط بگویند ، غلط گفته اند چون حرفشان با واقعیات جور در نمی آید، یعنی منطقی و علمی نیست. متفکران امپریالیست با کلی مدرک دکترا میگفتند که تحقیقات آنها نشان داده است که صدام سلاحهای کشتار جمعی دارد و مردم آمریکا هم باور میکردند و به جنگ رای میدادند. در قبول روابط آلوده به آتوریته، توده ها هم تصمیم گیری های ارتجاعی میکنن و به آتوریته تبدیل میشن. مردمی که کورکورانه دنبال رهبران “انقلابی “ راه می افتند، انقلاب نمیکنند. این دلیل این ادعاست که انقلاب اکتبر انقلاب توده های فقر و فلاکت نبود ، نه چون یک عده قلیلی آمدند کودتا کردند. اگر شوراهائی وجود داشت که آدمهای آن خودشان برای خودشان فکر میکردند، بلشویکها نه میتوانستند تشکلات آنها را نابود کنند و نه از اول آتوریته کسب میکردند. علت شکست تشکلات مردمی این است که علیه اقتدارگرائی پادزهر ندارند و در کنه تفکرشان آتوریته منبع آگاهی ست. آتوریته مجبور است که عین خودش را بازتولید کند. در جائی گفتم که فرهنگ یک شناخته، به این معنا که وقتی ما بدنیا می آئیم محیط اجتماعی ما به ما اصول و قواعدی میدهد که تجربیات خود را با آن تجزیه و تحلیل میکنیم. وقتی در یکی از فرهنگهای امروزی دنیا بدنیا بیائیم، علاوه بر شناخت منتقل شده که موجب بقا و رفاه ما ممکن است بشود، عنصر و روابط آتوریته گرائی هم به ما منتقل می شود. فقط ژنها منتقل نمی شوند، مقولات و مفاهیم ذهنی نیز بعد از تولد به ذهن ما منتقل می شوند. در این انتقال، بینش آتوریته گرایانه نیز منتقل می شود.

برای همین محتوای واقعی آموزش انقلابی کسب معلومات نیست، بلکه آموزش درست فکر کردن و روش علمی است. من به عنوان آنارشیست با معلومات آنارشیست نشدم. من جنبه های نامعقول فرهنگ را بصورت درد احساس کردم و شروع کردم به تجزیه و تحلیل تجربه ام از آن دردها و انتخاب منابعی که به منظم کردن افکارم در موضوع کمک میکند. از یکی به دیگری رفتم و مدتی را با آنها گذراندم تا به این نتیجه رسیدیم که مسئله فرهنگ آتوریته است. چه تعیین میکند که میان ده ها هزار کتاب دست ما بروی یک کتاب معین برود؟ آن مهم است نه فلان کتاب. آموزش انقلابی هر چه کمتر کتابی و بیشتر موضوعی باشد، بنظر من دستها را بسوی کتابهای لازم خواهد برد و سانسور و جعل خنثی می شود.

ناشناس گفت...

رهگذر:

یک جور دیگر بگویم: برای حالی کردن نظریه ارزش اضافی، مارکس را بزرگ کنیم و یا نظریه را با حوصله توضیح دهیم؟ پاسخ آتوریته چی این است که مارکس را بزرگ کنیم. یک کارگر کم تحصیلات میخواهد با این همه روابط پیچیده چکار کند، بگذار کتاب مارکس را بگذارم جلوی چشمش ببیند که چیزی سر در نمی آورد ، دنبال من راه خواهد افتاد. برای همین پشت سر هم ترجمه میکنند، یکی بعد از دیگری! حال فعالین دیگر در میان کارگران هستند و روز به روز برای آنها تئوری را بدون حضور روح ارباب تئوری ساده و قابل درک میکنند.

ناشناس گفت...


من پی دی اف کم حجم کتاب پژوهشی درباره خشونت علیه زنان را درست کردم. (۱۳ مگ ) کیفیتش مثل نسخه djvu نیست ولی قابل تحمله :)
https://www.inventati.org/sabotage/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:78edac897feb52d1f09057f4d7a7b445.pdf

اگر مدیا فایر اجازه بده وارد سایتش بشم و کتاب ها را دانلود کنم :) می تونم تا حدی حجم و کیفیت کتابها را کمتر کنم (البته حجم کتاب به این بستگی دارد که چقدر عکس داشته باشد)
با عشق و همبستگی

Rosa گفت...

مرسی عزیز جان
عالی شد
با عشق
و با همبستگی

Rosa گفت...

برای همین پشت سر هم ترجمه میکنند، یکی بعد از دیگری! حال فعالین دیگر در میان کارگران هستند و روز به روز برای آنها تئوری را بدون حضور روح ارباب تئوری ساده و قابل درک میکنند.

رزا: اره مترجمان اکنون نقش انقلابیون و انقلابی حرفه ای را بازی می کنند. مثل مرتضوی! کتابش را گروهی از داخل اسکن کردند و خارج چه سوزناک نوشتند برله کپی رایت! حالا طرف دکون زده و مشتری هاش خیلی مارکسی، انتخابات هم شرکت میکنند. دیگری مالجو که چند وقت پیش دختر خلخالی را مصاحبه کرد! میان آنتی فاشیستها ی اینجا هم بچه فاشیست کم نداریم البته آنها اول از خانه شورش کردند نه دفاع از پدر قصابشان!

متاسفم که مجبور شدی در موضع دفاعی بیفتی. تو هر جور دوست داری می توانی رفتار کنی. اما من بسیار از این روش ها صدمه دیدم. و هرگز حاضر نیستم کسی را با این روش ها له کنم.
کُلن از معلم دیگران بودن حالم بد میشه. مسئله پیچیده را ساده کردن! رفتن به طبقه! زبان تُخمی مارکس را برای کارگر "خرفهم" کردن و نقش "روشنفکری" را کنار گذاشتن و با کفش چینی و بلوز چارخانه و چند وصله خیانت طبقاتی کردن به خرده بورژوازی... اصلن چه نیازی که بدون ذکر ارباب (مارکس/انگلس) تئوریهایش را در حلقوم پرولتاریا ریخت؟ رقیقش هم کرد مبادا دل پیچه بگیرد؟!

طبقه ی کارگر شاید یک مارکس لازم داشته 150 سال پیش که بیاد چگونگی دزدی سیستم را برایش توضیح بدهد!
الان این کار نیازی نیست وقتی کارگر معدن را به رگبار میبندند تو افریقا، طرف در رفته اینجا برای جوانها سخنرانی می کنه! ما را هم توی جیبش گذاشت!

البته داشتن مدرک تنها خوبی که دارد برای زدن توی سر دکترهای عوضی است مثل صالحی نیا یا هولاکویی و...
من تنها برای شکاندن جو مدرک گرایی و بعنون توف همیشه از مدرک استفاده کردم. هر دانشی که دارم یا ندارم هم از خارج از محیط آکادمیک است.

انگیزه باعث می شود بدنبال یافتن برویم و جواب سوال. در مورد فعالیت هم اولش رفاقت و عشق و دوستی است و جوانی. مثل شرکت در اکسیون ها. اینجا اولین بار از ترس داشتم می شاشیدم . مثل جنگ ستارگان بود. بعدش دیدم جمع قدرتش بسیار است. گاهی برای زدن توی دهن دیگری نیاز به استدلال داشته و خواندم. یک سه سالی برای دور شدن از محیط خودم را توی کتابها غرق کردم.
الان هم برای دانستن خودم می خوانم.
متاسفانه وقتی بچه داری دوباره تمام دروس ابتدایی را مجبوری دوره کنی!
مثل کشیدن ستاره با پرگار و خطکش!

من تازه متوجه می شوم چگونه بدن ها و مغزها را شکل می دهند. سیبزمینی می کنند...
چند شب پیش 16 صفحه شکل کشیدم برد مدرسه خلاص:)
عوضش نشست یک داستان هیجان انگیز خواند!
دنیای عجیبی ست که آنطرف دنبال مدرسه اجباری برای همه اینطرف نابودی آن!

Rosa گفت...


بیچاره کارگر را همینگونه گول زدند!
انقلابی "حرفه ای" با "فهم" کاپیتال" و زنان را با کتاب "منشا خانواده" ی انگلسی!
با دانش 150 سال پیش آنتروپولوژی!

بازگشت به مارکس، به محمد و به علی و "فاطمه فاطمه است"!
تمام امروز بخش خاطرات اما گلدمن را می خواندم که چرا اسلحه نگرفت کنار ملوانان کرونشتات؟
چگونه کماپیش مغلوب بلشویکها شد؟

مارکس کیه؟ لنین کیه؟ اینها یکروز غم کهنه عوض کردن بچه نداشتند. لنین که محشر بود. یک جنایتکار و قصاب. تروتسکی دست راستش...
واقعن درود به فانی و حیف گلوله اش که کارساز نشد...

من 13-14 ساله که بودم به مسئولم می گفتم اینها کتک میزنند و دستگیر کرده اند و... می گفت عناصر خود سر هستند!
حتی یک راهپیمایی هم برای جهان یا سلطانپور نگذاشتند. عوضش یک مشت "آشغال" و سخنچران حرفه ای که "بیماری چپ روی" دستمان دادند!
ایت تئوریها و ایدئولوژی های همان ماتریکس است. برنامه ی سیستم برای تصحیح خود! پودموس/سیریزا/اوباما... خاتمی/روحانی... برای به خاک پاشیدن توی چشم ملت!

مارکس هر سال یک بچه درست می کرد و همزمان تئوری "رهایی" برای طبقه و مانیفست پشت مانیفست. آوازه اش هم کون جهان را پاره کرد! بهتر است به چشم ها و گوشهایمان اعتماد کنیم و ببینیم هر فرد چگونه تئوری های "رهایی" بخش را در زندگی خودش پیاده می کند!

نمیشود امروز قانون لغو اعدام صادر کرد و روز قبلش 500 نفر را به جوخه بست؟
به اسم رهایی طبقه بر طبقه سروری کرد.
ایدئولوژی انقلابی اینجا و آنجا دزدیده، کودتا کرد! بعد گفت انقلاب اکتبر!
حال چون یکی دو نفر "خرده بورژوا" در ایران گفته اند کودتای اکتبر، پس فعلا هیس! یا چون تروتسکی را استالین کُشت پس تروتسکی انقلابی!

البته ببخش از موضوع خارج شدم. تمام امروز توی کُما که چگونه به افراد سیستم که میرسیم رادیکال و به "رفقا" لال!

ما مجبویم هم اینک بیشتر به هم بتازیم تا مبادا این جنایت ها تکرار شوند چون این افتضاح است که ما متد های سیستم و آکادمی را استفاده کنیم.
چون هدف هرگز وسیله را توجیه نکرده...
باید راههای بهتری بیابیم.
هنوز وقت داریم!

Rosa گفت...

برای همین پشت سر هم ترجمه میکنند، یکی بعد از دیگری! حال فعالین دیگر در میان کارگران هستند و روز به روز برای آنها تئوری را بدون حضور روح ارباب تئوری ساده و قابل درک میکنند.

رزا: آیا قرار است که طبقه جهان را نوین کند؟ خود و کُل بشریت را؟
چرا ما باید یواشکی برویم به میانشان؟ و چرا "تئوری پیچیده" ی مارکس را ساده کنیم برایشان؟ و آنهم روز به روز یواشکی مثل روش توده ای ها/مائویستها؟

تجربه شخصی! کارگران بسیار باهوش هستند و آدم شناس و بوی روشنفکران را از چند کیلومتری تشخیص میدهند! در ایران به حمایت از کارگر و بر طبق تئوری ها، پس از بیش از 6 ماه دگمه قابلمه زدن و طرح دوستی با کارگران، متوجه شدیم کارفرما بیمه نکرده، یواشکی بیمه گر خواستیم! همه خوشحال بجز دو کارگر افغانستانی!
در مسیر توالت اعلام شد ترتیبمان را خواهند داد چون همانروز هم کارشان را از دست دادند!
پس از ورود به فرنگ و کار سیاه بدلیل ویزای دانشجویی، فکر کردم به راستی آنروزها مجازات کمی بود!
در ضمن چرا من و تو که کارگر نیستیم به معنای "پرولتر" باید نظرات مارکس را ساده کرده و انتقال دهیم؟ که روزی روزگاری طبقه قیامت کنه؟!
به نظرم اگر کارگران آلمان با مارکسیسم سوسیال دمکراسی گول نمی خوردند و کارگران روس با بلشویسم روسی وضعشان بهتر می بود؟
خود ما اگر بجای یک میلیون خرده بورژوا جلوی بسته شدن آیندگان-تهران مصور را می گرفتیم بجای تظاهرات نمایشی روز کارگر با لباسهای پاره در رل قلابی طبقه ، بیشتر به کارگران خدمت می کردیم!
متاسفانه قلاده مان را دادیم بدست مناظره چی های چریک فدایی که در حال معامله پُست و مقام با رژیم بودند سر ترکمن صحرا و کردستان و...
باید از مطالبات خود حرکت کنیم!
بجای یواشکی هم، اگر قرار است کتاب و کاپیتال باعث تغییر شوند، آقایون مال جو- مرتضوی- زر افشان قره گوز لو و بقیه بجای پول ساختن، دانشگاه تابستانی برای پرولتاریا گذاشته و طبقه را "خر" فهم کنند!
رفتن به کارخانه با آمپول آگاهی ، وقتی نه دکتر هستیم و نه بیمار مرضی دارد، چه معنی دارد؟
غیر از پروژه ی سواد آموزی من شخصن این کارها را تزویر می دانم.


Rosa گفت...

یک کارگر کم تحصیلات میخواهد با این همه روابط پیچیده چکار کند، بگذار کتاب مارکس را بگذارم جلوی چشمش ببیند که چیزی سر در نمی آورد ، دنبال من راه خواهد افتاد.

رزا: اگر من کتاب نویرولوژی را بگذارم جلوی تو و تو نفهمی، دنبال من راه می افتی؟ و سروری من را قبول می کنی؟

آیا طبقه کارگر بدون مارکس کارش لنگ می ماند؟
قبل از ظهور مسیح زندگی نبود؟ بدون کتاب مارکس مبارزه ی طبقاتی نبود؟
چرا باید کارگر با خواندن کتاب مارکس انقلاب کنه؟ آیا کتاب کاپیتال معجزه دارد؟
آیا مارکس پیامبره؟
آیا کارگر نمیداند استثمار می شود؟
آیا تو برای خودت رسالت قائلی؟
چه کسی این وظیفه ی ساده کردن کاپیتال و فهماندنش به طبقه را بر دوشت گذاشته؟
مارکس یا مسیح گفته؟ که پیامش را ترجمه کنی به زبان ساده؟
آیا کارگر بودن یعنی داشتن زبان ساده؟
کارگران از درک مسائل پیچیده عاجز اند؟
یا دندان ندارند و باید برایشان غذا را جوید؟
آیا تو یک آنارشیست هستی؟
یا مسیحی؟ یا مارکسیست؟
یا مادر ترزا؟
یا فقط کسی که دندان دارد؟ و نگران است فرمایشات رهبر توی گلوی طبقه گیر خواهد کرد؟
بهتر نیست به جای جویده گذاشتن مفهوم ارزش اضافه در دهان پرولتاریا آن را از حلقوم سیستم بیرون بکشی؟
بجای انتظار برای رستاخیز مهدی موعود یا تقی و نقی! یا انقلاب جهانی؟
:)

Rosa گفت...



Monty Python - Crucifixion

https://www.youtube.com/watch?v=9knToyK-wUs



Rosa گفت...

Loretta

https://www.youtube.com/watch?v=Dgp9MPLEAqA

ناشناس گفت...

رهگذر:

رزا، مقصود آزار دادن نبود، پیشنهاد بود.

ناشناس گفت...

اگر من کتاب نویرولوژی را بگذارم جلوی تو و تو نفهمی، دنبال من راه می افتی؟ و سروری من را قبول می کنی؟

رهگذر:

اگر دنبال درک نویرولوژی باشم، می روم مدرسه.

ناشناس گفت...

متاسفم که مجبور شدی در موضع دفاعی بیفتی.

رهگذر:

متاسف نباش، چون از چیزی دفاع نکردم.

ناشناس گفت...

در ضمن چرا من و تو که کارگر نیستیم به معنای "پرولتر" باید نظرات مارکس را ساده کرده و انتقال دهیم؟ که روزی روزگاری طبقه قیامت کنه؟!

رهگذر:

اگر نظری در مارکس باشد که من درست بدانم، آنرا نظر مارکس نمی دانم، نظر خودم میدانم. کلیت نظر اقتصادی مارکس را درست نمیدانم. قسمتهائی از آنرا چرا تا اینکه مسائل را از نو برای خودم فرمولبندی کنم.

همیشه مزد بگیر بودم و خواهم بود، هیچ وقت نه روشنفکر بودم و نه میخواستم که باشم. از زندگی ام در بدترین وضعیت مالی و در بهترین وضعیت مالی همیشه راضی بودم چون پول هیچ وقت معیار من نبود و نخواهد بود.

ناشناس گفت...

مسئله پیچیده را ساده کردن!

رهگذر:

اگر برای یادگرفتن مسائل پیچیده راهی می شناسی که در آن میشود بدون قدمهای اولیه و ساده، یادشان گرفت، لطفا توضیح بده. من اینطور یاد گرفتم، اگر کسی از من بخواهد، با قدمهای ساده شروع میکنم.

ناشناس گفت...

سلام :)

کتاب سرمایه رو بهترش کردم (هم دوباره پردازشش کردم و هم حجمش روکمتر کردم) حجمش شد 27 مگ. بعدش من یک سوم از کیفیتش کم کردم ولی حجمش اونقدر کم نشد ولی اگر نیاز باشه می شه تا یک پنجم هم کیفیت رو آورد پایین ولی اینکه حجمش چقدر کم می شه رو دیگه نمی دونم. (در کل فکر نکنم که به زیر 20 مگ برسه)

https://anonfile.com/01Tek7d1b9/sarmaye-mortazavi.pdf


با عشق و همبستگی

Rosa گفت...

مرسی عزیز جان
من با کم کردن حجم تصاویر شروع کردم و برداشتن خاکستری و...135 مگابایت شد!جدن این کتاب خیلی وقتم را گرفت:(
البته آپلود آنقدر طول نکشید که دانلود!
بیا قراری بگذاریم حتی در جهنم هم دنبالت خواهم آمد و البته با وصل به شبکه ، آنجا را هم بهشت کلکتیو خواهیم کرد:)
با عشق
و با همبستگی
4ever

Rosa گفت...

اگر دنبال درک نویرولوژی باشم، می روم مدرسه.

رزا: مدرسه فقط برای عاشق شدن خوب است!
و یادگرفتن روابط اجتماعی و زبان بدن و دوست یابی!

به نظرم باید تمام مطالب را دیجیتال کرد و خود آموز و یا در گروههای کوچک بلند فکر کرد. مفاهیم پیچیده به راحتی حل می شوند. دانشگاه "خلق"!
روزی از نگری پرسیدند، گفت: زندان! چون نه زن هست نه دغدغه ی معاش!
پیر مرد،مردسالار بزرگی است. اما در یک فروم توی سالن جا نبود. صندلی اش را گذاشت بیرون سالن سخنانی کرد!
من را خوکچه ها شرطی کردند! وقتی دو روز هویج دادم، رویشان را برگردانده و می روند!
باید پاپریکا بخرم! اگرنه ممکن است گروهی اعتصاب غذا!
کودک می گوید آنها اتوریته شان را اعمال می کنند!
اتوریته ی آنان دوستداشتنی است!
مثل قهر کودکان...

Rosa گفت...

ببین
من در چند گروه خدماتی برای زنان هستم. عکس نامه هایشان را گرفته و من ترجمه صوتی می فرستم!
زوی همین موبایلها:)
یک پیام بفرست که می خواهی با چند نفر در مورد "ایکس" گپ بزنی!
چند روز پیش از زندان دیپرت کسی مترجم می خواست!
هر کدام چند ساعتی دلداری دادیم!
چند کتاب عشقی آنلاین و... یکی هم فیلم! تو زندان رژیم هم محدود می شه ماهواره داشت!
جالبه اینجا زندان کتاب چاپی بررسی میشه! باید شناسنامه داشته باشه کتاب و شکل کتاب چاپ شده باشه. اما با موبایل اوکی است:)
جنبش علیه کپی رایت یعنی تمام دانش برای همه.
دانش کالا نیست و باید برنامه ی ترجمه آنلاین را گسترده کرد.
اینجوری کسی در نمی مونه و مترجم هم کالا نمی کنه...
لنین هم اگرچه که سالها خارج بود فقط به روسی بحث می کرد. اما گلدمن می نویسه مجبور شد روسی شکسته باهاش گفتگو کنه!
در زمان اضافه باید ترجمه کرد و مطالب را شبکه ای تا هر کس خودش دسترسی داشته باشه. کودک من اغلب اشکال هندسی را اکنون از یوتیوب یادگرفته!
و چون بلد شده، من برایش "مشق" نوشتم. تعمیر ماشین لباسشویی و مونتاژ... همه را از نت!
چگونگی نشاندن کودک روی لگن بدون کتک!
فیزیک، گفتگو و تدریس آنلاین. باور کن اکنون دسترسی به دانش ساده است. انگیزه نیست! چون سیستم دارد وقت را می دزدد. مردم را برای دریافت حداقل دستمزد و یا حق بیکاری میفرستد برای جارو زدن! مبارزه در دو جهت است. بیکاری مطلق و دسترسی به کُل دانش!
ابتدا برای یادگیری فیزیک باید انگیزه باشه. مثل آشنایی با یک فیزیکدان!
از این ساده/پیچیده بیا بیرون!
مردم معلم یکدیگر هستند!
چند روز پیش کسی به من آموخت چگونه بدون برق باتری شار کنم. این جوانها یکسال در مسیر اروپا بودند با موبایل های همراه و بدون برق وسط مزارع!
از چارچوبی که سیستم برایت تعیین کرده بزن بیرون.
من هم بروم پاپریکا تهیه کنم بدون پرداخت پول.

جهان خود یک کلکتیو است. وقتت را از سیستم بدزد و ملحق شو. برای شروع کلیپ های تد خوب است و اغلب هم زیرنویس فارسی دارند. نظریات ژنتیکی جدید هم جالب هستند. از یادگیری گیتار تا ترومپت هم هست. ببین چه دوست داری؟

میتوانی جلسه ی کاپیتال بگذاری و اغلب کارگران هم موبایل دارند!
اگر ناشناس بمانی، تولید شخصیت و روابط فرمانروایی و فرمانبرداری ه نیست. صرفن تبادل اطلاعات و بحث.

در عمل هم در جنبش های اجتماعی محل شرکت کن. حتی اگر در دفاع از اره نشدن یک درخت باشد...
دست لیلیت به همراهت:)


ناشناس گفت...

رهگذر:

رزا، امیدوارم شاد و تندرست و موفق باشی.

ناشناس گفت...

رهگذر:

تغییر مواضع :)

در بالا نوشتم:

من به عنوان آنارشیست با معلومات آنارشیست نشدم

حال:

بدین وسیله اعلام میدارم که از ایدئولوژی آنارشیسم استعفاء میدهم :) و دیگر آنارشیست یا هر *.ایست دیگر نخواهم بود.

ناشناس گفت...

Salam hanoz. Man ba hij karegere bishro berxod nakardam ke moteveje nerx sod ve Organik sarmaye Beshavand ve inghelab konand. Hala fekr mikonid. Ba. Sade kardam emkanesh ast......????????? Hergez

ناشناس گفت...

Tarkib Organik sarmaye ve nerx soud Ve dar axer tesiresh dar arzesh ezafi. Hata. Danshgahi in modele Ra nemitone befhame ta. Che resad. Be tabaghe kareger

Rosa گفت...

آزادی حیوانات- پیتر سینگر- 14 مگابایت

http://www.mediafire.com/file/p3zbd5wf9m7hu75/al.pdf

mer30